تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

هر تکه از ایران به رنگی

چهارشنبه 27 مرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

هر تکه از ایران به رنگی
28 تیر، 1395

به گزارش داد خبر

تنوع قومیت‌ها در ایران به تنوع پوشش‌ها منجر شده و باعث شده هر تکه از ایران به رنگی دربیاید. 
تنوع آب‌هوایی، پیشینه تاریخی و خلق  و خو و فرهنگ خاص هر خطه، لباس‌های خاص هر منطقه را شکل داده؛ لباس‌هایی که این روزها یا به کل خط تولیدشان متوقف شده و در حال انقراض هستند یا کنج کمدها و جالباسی‌ها خاک می‌خورند. از بین تمام این لباس‌ها، پوشش زنان ایرانی بارزتر است؛ چرا که این لباس‌ها نمادی از فرهنگ و عقیده هستتند. 
دامن‌های پرچین و رنگارنگ زنان گیلانی
روسری و سربند (لچک) پیراهن یا جمه، جلیقه کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از بخش‌های اصلی لباس محلی زنان گیلان است. آنچه که بیشتر از همه در لباس گیلانی خودنمایی می‌کند، دامن‌های شلیته و پرچین است و جلیقه‌های پولک‌دوزی شده است. اغلب زنان گیلان از دو سربند، یکی در زیر (لچک) و دیگری بر روی آن (دستمال) استفاده می‌کنند. 
چادرا متدوال‌ترین لباس عشایر آذربایجانی
لباس زنان آذربایجان به سه بخش سرپوش، تن‌پوش و پاپوش تقسیم می‌شود. فرم و شکل پوشاک زنانه در مناطق عشایری آذربایجان شرقی اکثریت قریب به‌اتفاق به شیوه قدیم و شامل پیراهن بلند، دامن چین‌دار بلند و چارقد(روسری بزرگ) می‌شود. عرقچین، روسری کلاغه‌ای، شال و چارقد، چالما – شاماخی(سربند)، چپی(روسری)، آلاچارشاب(چادر رنگی)، اوربند(روبند) و چادرا(چادر) متداول‌ترین سرپوش‌های زنان روستایی و عشایر آذربایجان شرقی را تشکیل می‌داده است.
چادرشب‌های گل‌گلی زنان ابیانه
اصلا ابیانه را لباس زنانش معروف کرده است. لباس محلی زنان ابیانه عبارت است از پیراهن، شلیته، یل، روسری، سربند، چادرشب، جوراب و پاپوش یا گیوه.  بانوان ابیانه در مواقعی از چادرشب استفاده می‌کنند که عبارت است از پارچه‌ ابریشمی شطرنجی و چهارگوش به ابعاد ۲×۲ متر که آن را از قطر تا زده و به‌صورت سه‌گوش به دور کمر می‌بندند یا روی سر می‌اندازند. چادرشب معمولاً توسط بانوان ابیانه بافته و تهیه می‌شود. این پارچه که در زبان محلی با نام «کجی» خوانده می‌شود، در میان دختران جوان به رنگ زرد و در میان زنان مسن به رنگ قرمز است. 
خوس‌بافی‌های هندی شیراز
یکی از لباس محلی زنانه به‌ویژه لباس عروس در جنوب استان فارس توسط زنان هنرمند شهر «اوز» به نام خوس بافی رونق دارد. برخی بر این باورند که این لباس توسط تعداد اندکی از زنان هنرمند شهر «اوز» دوخته می‌شود و صنعت خوس بافی را از کشور هندوستان به اوز آورده‌اند. خوس از الیاف نقره‌ای تشکیل شده که بافته می‌شود و از آن برای تزئین شلوار، روسری، کلاه، پیراهن، جلیقه زنان و لباس کودکان استفاده می‌شود. بَلَ، روسری بزرگ خوس دوزی زنان محلی شیراز است.


لباس‌های رنگ‌رنگ زنان بلوچ
مهم‌ترین ویژگی لباس زنان بلوچ، رنگارنگ بودن لباس‌های آن‌هاست؛ تا جایی که همین طیف رنگ‌ها بسیاری از عکاسان به سیستان و بلوچستان می‌کشاند. زنان بلوچ همراه با «جامگ» و «پاجامگ» مردانه که برای پوشش ظرافت و سلیقه زنان تغییراتی داشته‌اند ، «تکو» (چارقد) و سریگ (روسری) که بزرگ‌تر از چارقد هست به سر می‌کند. کفش و جوراب زنان نیز همان نام‌ها را دارد. زنان اهل زیورآلات نیز هستند (گوشواره)، پولک، پولوه، کیگ، پور (سینه‌ریز)، کید، سربند و مِزبری. 
جامه سیاه زنان جنوبی زنان بوشهری
بانوان در استان بوشهر پیراهن بلند دورچین به همراه عبای سیاه، مقنعه نازک سیاه‌رنگ، روبنده نازک، شلوار چیت و نوعی کفش صندل به نام «کوش» می‌پوشند. پیراهن رسمی بانوان بوشهر جامه گشادی است که به آن پیراهن عربی می‌گویند و دارای تزئینات بسیار زیبا و جالب است. زنان در استان بوشهر اغلب با چادر محلی در انظار ظاهر می‌شوند.
چادرهای گل‌ابریشمی زنان هرمزگانی
انواع پیراهن‌های زنان هرمزگانی: کَندوره، گَوَن، اُشکُم،نُشته، آستین فراخ، کِلوش، عجمی، چینی، گشاد عربی و ساده شلالی. بیشتر نوعروسان هرمزگانی از چادر ویل گل‌ابریشمی سبزرنگ استفاده می‌کردند. چادر عروسان حاشیه زیبا و پشت آن اشرمه (یک نوع زری‌دوزی) تزیین می‌شد. عروس و نوعروسان علاوه بر چادر گل‌ابریشمی، از چادر سوفن ساده سبزرنگ با تزیینات خوس و گلابتون و پولک بوته دوزی هم استفاده می‌کردند. در روزها و شب‌های عروسی آن را می‌پوشیدند و در موقع حنابندان تمام بدن به استثنا دست‌ها و پاها آن هم تا مچ در زیر چادر سبز مستور و پوشیده می‌شد. معمولا چادر بندری را به دو شیوه می‌بندند. نیم لا و کول زدن. 
سربندهای هخامنشی زنان ایلامی 
یکی از مهم‌ترین بخش‌های پوشش زنان ایلامی، گلونی است. گُلوَنی یا گُل وَنی در زبان لری به‌گونه‌ای از سربند یا روسری چهارگوش که معمولا از جنس ابریشم با نقش‌های سنتی است، گفته می‌شود. این پوششی است که زنان لُر به طرز خاصی به سر می‌کنند و بخشی از پوشش سنتی زنان و مردان لرستان است. دختران نسل جدید از نوع کوچک آن به‌عنوان روسری استفاده می‌کنند. این روسری یکی از سوغات‌های لرستان است. این سربند در گذشته در لباس مردان هم به کار می‌رفت و به‌طورکلی سربند و دستار از زمان مادها و هخامنشیان در لباس مردان و زنان منطقه ایران استفاده می‌شد.
روسری‌های بزرگ ریش‌دار زنان کرد
جافی،کولنجه، شال، کلاو و کلاکه اجزای اصلی لباس زنان کرد را تشکیل می‌دهد. کلاکه، روسری یا دستاری است که بجای کلاه مورداستفاده زن‌هاست. کلاکه دارای رشته‌های بلند سیاه‌وسفید ابریشمی است که روی آن را زردوزی می‌کنند. لباس‌های کردی از آن دسته لباس‌هایی هستند که هنوز رونق سابق خود را دارند؛ هرچند در مواردی دچار تغییراتی شده‌اند.


نظرات() 

خانواده ها در آستانه خاموشی

پنجشنبه 24 تیر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تاریخ خبر: 05/03/1395 | ساعت: 8:23|

خانواده ها در آستانه خاموشی

ایلام - ایرنا - یادش بخیر، خانواده های دهه 60 و 70 را می گویم مرور آنها بیشتر از همه شلوغی، رفت و آمدهای همیشگی و مهمانی رفتن و مهمان آمدن در خانه هایی بزرگ را برای نسل ما تجلی می کند.

به گزارش خبرنگار ایرنا، خانه هایی پر از بچه های قد و نیم قد که از همه سنی در آنها پیدا می شد از نوزاد شیرخوار گرفته تا جوان دبیرستانی و پشت کنکوری که همگی اعضای یک خانواده پر جمعیت و شلوغ را تشکیل می دادند. 
گاهی سر و صدا، بازی کردن و حرف زدن در این خانواده ها به حدی بود که صدای شان به کوچه هم می رسید و آنقدر محیط این خانه ها شلوغ بود که مغلوب صداهای ماشین و بقیه سر و صداهای محله می شد. 
در یک جمله سکوت در این خانه ها بهایی گرانبها بود که بسیار اندک آن هم در هنگام نیمه شب پیدا می شد و شب هنگام چادرش را بر سر خانواده ها می کشید. 
اینها تصویرهای گذشته اما واقعی از خانواده های ایرانی و به تبع ایلامی است که 2 دهه گذشته مشهود بود اما آیا خانه و خانواده های ایرانی این روزها چنین فضایی را دارند؟ 
در روزهای اخیر خبری مبنی بر پایین بودن میزان گفت وگو در خانواده های ایرانی تا سقف 25 دقیقه در رسانه ها منعکس شد و نگرانی جدیدتری را بین خانواده ها و مسئولان بوجود آورد.
به عقیده کارشناسان مسایل اجتماعی ورود شبکه های اجتماعی و اینترنت از عمده ترین دلایل پایین آمدن میزان گفت وگوی بین خانواده های امروزی است که آنها را در آستانه خاموشی قرار داده است.
مساله ای که کارشناسان بر آن اتفاق نظر دارند و مهمترین راهکار آن را آموزش با استفاده از شیوه های مختلف عنوان می کنند. 

** گفت وگو عنصر حیاتی در استحکام خانواده است 
یک کارشناس ارشد روانشناسی بالینی معتقد است: خانواده ها پایه بنیادین جامعه، سلول سازنده زندگی و خشت و بنای هر جامعه ای محسوب شده و گفت وگو مهمترین مهارت در تحکیم بنیان خانواده ها است. 
نسرین شهبازی به خبرنگار ایرنا گفت: ایجاد فضای گرم خانوادگی مستلزم تقویت فرهنگ گفت وگو است ولی امروزه با توجه به مدرنیته شدن جوامع، اینترنت و شبکه های مجازی جایگزین گفت وگوهای خانوادگی شده اند. 
وی با بیان اینکه گفت وگو عنصر حیاتی در استحکام خانواده ها محسوب می شود، اظهار کرد: گفت وگو کردن هم روابط بین اعضای خانواده را تقویت می کند و هم فرصتی تا افراد علایق، صمیمیت و کدورت های خود را ابراز و فاصله بین یکدیگر را کاهش دهند. 
به گفته شهبازی، خانواده ای مستحکم است که اعضای آن گفت وگو با هم را دوست داشته باشند و از همنشینی با هم لذت ببرند و در این چنین خانواده هایی اعضا کمترین تنش را در فضای خانه با هم داشته و در نهایت فرزندان موفقی تربیت می کنند. 
وی تاکید کرد: در جامعه کنونی با توجه به پیشرفت فضاهای مجازی و اشتغال والدین امکان دید و بازدیدها به حداقل رسیده در حالیکه گفت وگو زمینه اصلی ارتباط در خانواده ها محسوب شده و می توان گفت قطع ارتباط کلامی یا کم شدن آن در خانواده ها رابطه معناداری با افزایش ناراحتی های روحی دارد. 
وی افزود: وقتی در خانواده ای اعضا چه والدین و چه فرزندان صحبتی با هم ندارند مشکلات خود را با هم در میان نگذاشته و تخلیه روانی نمی شوند که این مساله ناراحتی های روحی آنها را بیشتر می کند. 
این کارشناس ارشد روانشناسی یادآور شد: گلایه زوج ها و دوری آنها از فرزندان و بر عکس، تنهایی بزرگسالان بیانگر این واقعیت تلخ است که گفت وگو در خانواده ها روز به روز رو به کاهش است. 
شهبازی اشتغال والدین در خارج از منزل را عامل اصلی تشدید کننده دیگر علاوه بر فضاهای مجازی در پایین آمدن میزان گفت وگو در بین خانواده ها دانست و گفت: خانواده ها باید برای رهایی از این معضل ساعت مشخصی از شبانه روز را به گفت وگو با هم اختصاص داده و کودکان را به جمع های خود وارد کنند تا آنها نیز مهارت برقراری ارتباط را بیاموزند. 
وی تقویت ارتباط عاطفی بین اعضا را یکی از مهمترین تاثیرهای گفت وگوی مناسب در خانواده ها دانست و اضافه کرد: باید با مشاره و آگاه سازی لازم مهارت گفت وگو به خانواده ها آموزش داده شود. 

** مهارت گفت وگو یکی از مهمترین ابزارها در کنش اجتماعی 
یک جامعه شناس نیز در خصوص معایب پایین بودن میزان گفت وگو در خانواده های امروزی می گوید: این مساله به عنوان یک کمبود اجتماعی در کاهش روابط بین فردی، تزلزل در روابط عاطفی و احساسی بین فرزندان و والدین و تربیت پذیری کودکان تاثیر منفی دارد. 
محسن ملکشاهی اظهار کرد: کاهش روابط اجتماعی در کاهش سرمایه اجتماعی و به تبع آن در کاهش اعتماد اجتماعی تاثیر گذاشته و موجب ایجاد شکاف و گسست بین نسلی می شود. 
وی پایین بودن میزان گفت وگو در خانواده ها را اثر منفی در یادگیری مهارت گفت وگو به عنوان یکی از مهمترین ابزارها در کنش اجتماعی دانست و افزود: امروزه رفتارهای غیر متعارف نظیر سرگرمی در شبکه های مجازی و اینترنت جایگزین گفت وگو در خانواده ها شده است. 
این جامعه شناس، آگاه سازی را مهمترین ابزار برای اصلاح این مساله دانست و یادآور شد: افراد قبل از استفاده از هر نوع تکنولوژی باید فرهنگ استفاده از آن را فرا گرفته و به آن آگاهی پیدا کنند تا آسیب های آن نظیر پایین آمدن میزان گفت وگو در خانواده ها آنچنان در جامعه نمایان نشود. 
ملکشاهی با تاکید بر ارائه آموزش و آگاه سازی خانواده ها از نیازهای روحی و روانی و همچنین استفاده درست از تکنولوژی های روزمره را راهکار مهم در مقابله با این معضل عنوان کرد. 
به گفته ملکشاهی، علاوه بر این نقش نهادهای اجتماعی نظیر مدرسه، مراکز آموزش عالی و ارگان های مرتبط با حوزه فرهنگی و اجتماعی در ارائه آموزش های مربوطه مهم و پررنگ است. 

** خانواده ها ضرورت گفت وگوی با کیفیت را در خانه جدی بگیرند 
معاون اجتماعی اداره کل بهزیستی ایلام نیز در این زمنیه معتقد است: خانواده ها ضرورت گفت وگوی با کیفیت را در خانه باید بیش از پیش جدی بگیرند. 
زهرا همتی توضیح داد: در سال های اخیر میزان متوسط گفت وگو در خانواده ها به دلایل مختلف کاهش یافته و به 25دقیقه در طول شبانه روز رسیده است. 
وی یکی از علت های این مساله را مشغله کاری زیاد والدین اعلام کرد و گفت: مسایل اقتصادی موجب شده هم زن و هم مرد بیرون از منزل کار کنند و در برخی موارد هم شغل دوم داشته باشند و ساعت حضورشان در خانه کم شود. 
همتی ورود دنیای مجازی به خانواده ها را از دیگر دلایل پایین آمدن میزان گفت وگو در خانواده ها دانست و یادآور شد: شبکه های اجتماعی موجب شده پدر و مادر و فرزندان مدت زیادی از وقت شان را کنار هم اما دور از هم باشند که تداوم این روش به مرور تمایل اعضا خانواده برای گفت وگو کاهش می دهد. 
معاون اجتماعی بهزیستی ایلام افزود: از طرفی سرگرمی پدر و مادرهای امروزی و بچه ها نسبت به قبل بیشتر شده که این امر حرف های مشترک آنها را کاهش و در نتیجه رغبت شان را برای گفت وگوهای خانوادگی کم کرده است. 
وی گفت: امروزه شکل رابطه ها نیز تغییر کرده و تلفن و پیامک چه نوشتاری و چه تصویری جایگزین دیدارها شده است خانواده ها دیگر این خلا را احساس نمی کنند که ساعتی مشترک را برای دور هم جمع شوند و با یکدیگر در خصوص مسایل مختلف گفت وگو کنند. 
این استاد روانشناسی با بیان اینکه یک رابطه و گفت وگوی خوب و مناسب می تواند مسائل و مشکلات روانی انسان ها را برطرف کند، خاطر نشان کرد: البته نباید تنها به گفت وگو اهمیت داده شود بلکه کیفیت گفت وگو نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا به نیاز روانی اعضای خانواده جواب داده شود. 
به گفته همتی، سنین بین یک تا دو سالگی فرزند به حضور فیزیکی والدین به ویژه مادر نیاز داشته و پس از این سن کیفیت و چگونگی گفت وگو مهم و حائز اهمیت است. 
وی اضافه کرد: پدر و مادرها باید الگوی مناسبی در گفت وگو باشند و خود را مقید به زمان و برنامه مشخصی برای گفت وگو در منزل دانسته و با فرزندان پیرامون مسائل مختلف روز و غیره صحبت کنند. 
وی تقویت ارتباط عاطفی بین اعضا مختلف خانواده را در تقویت مهارت گفت وگو مهم دانست و افزود: این مساله بدون شک سلامت روانی خانواده ها را در پیش خواهد داشت. 
همتی در خصوص وظایف والدین برای تقویت مهارت گفت وگو با فرزندان توضیح داد: والدین در این زمینه باید مطالعه لازم را داشته و با نیازهای روانی فرزندان آشنا بوده و با گفت وگو و حرف زدن به دنیای آنها نزدیک شوند. 
وی یکی از عمده ترین علت پایین بودن میزان گفت وگو در خانواده ها را عدم کسب مهارت گفت وگو از سوی زن و مرد دانست و گفت: آموزش های پیش از ازدواج در این زمینه تاثیر گذار خواهد بود. 
گزارش از: آزاده خرم
7171/9002

نظرات() 

سبد بافی در مهریز - یزد

جمعه 18 تیر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


یزدی نیوز . 22 خرداد 1395

هنر حضرت داود (ع) را پنهانی در یزد ادامه می‌دهند

۴۵ سال است که هنر سبد بافی مهریز را ادامه می‌دهد. ترکه‌های بادام کوهی و ارغوان را از کوه جمع آوری می‌کند و با آن سبد، میز، صندلی و قفسه چوبی می‌سازد.
به گزارش یزدی نیوزیکی از هنرمندان سبدبافی استان یزد در گفت‌و‌گو با خبرنگار صنایع دستی ایسنا می‌گوید: سبدبافی به دوران حضرت داوود و حتا پیش از آن (ع) می‌رسد و تا حالا ادامه پیدا کرده است. پدران ما روایت می‌کردند که حضرت داود هم سبدبافی را انجام می‌داده است. من هم از پدرم این کار را یاد گرفته‌ام و حالا پسرانم هم می‌توانند سبد ببافند.
او ادامه می‌دهد: تَرکه‌هایی که به آن سبد می‌بافیم، تنها در فصل پاییز و زمستان قابل دسترسی هستند. به همین دلیل در فصل زمستان به اندازه کافی ترکه جمع می‌کنیم تا در فصل‌های دیگر هم بتوانیم به کارمان ادامه دهیم.
این سبدباف اضافه می‌کند: به جز من، چند سبدباف دیگر هم در مهریز وجود دارند که چون سبدبافی مقرون به صرفه نیست، این کار را انجام نمی‌دهند. زیرا محیط زیست می‌گوید برای سبدبافی باید خودتان درختچه‌های بادام کوهی را بکارید که این کار با توجه به خشکسالی استان یزد و هزینه‌های جانبی مقرون به صرفه نیست.
او می‌گوید: در حال حاضر ترکه‌های مورد نیاز برای این کار را به شکل قاچاق و غیرقانونی جمع‌آوری می‌کنیم و اگر ماموران جنگل‌بانی و محیط‌زیست بفهمند، جریمه‌‌مان می‌کنند. این در حالیست که ما طوری ترکه را جمع‌آوری می‌کنیم که درخت برای سال بعد پاجوش کند و کاری که انجام می‌دهیم نه تنها ضرر ندارد، بلکه برای درخت منفعت هم دارد اما اداره محیط زیست فکر می‌کند ما می‌خواهیم به درخت آسیب برسانیم.
این سبدباف درباره قیمت سبدهایی که می‌بافد بیان می‌کند: قیمت سبدها  از ۸  تا ۴۰ هزار تومان است و متقاضی خرید آن هم خوب است  و می‌توان به جز سبد، ‌ قفسه کتاب، ‌ میز و صندلی هم بافت اما با کمبود مواد اولیه مواجه هستیم.
او که معتقد است این هنر تا چند سال آینده فراموش می‌شود، می‌گوید: با کمک سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان چند دوره آموزشی سبدبافی برگزار شد که استقبال چندانی از آن نشد و کسانی هم که در این کلاس‌ها شرکت کردند بیشتر خانم بودند.
این سبدباف درباره اینکه معاونت صنایع دستی برای فراموش نشدن این هنر سنتی حمایت‌های دیگری هم انجام می‌دهد؟ بیان می‌کند: معاونت صنایع دستی شرایط شرکت در نمایشگاه‌های صنایع دستی را به صورت رایگان  برای ما فراهم می‌کند و گاهی هم به  سبد بافان وام می‌دهد.

نظرات() 

کودکان یزد «یزدی» نمی‌دانند

چهارشنبه 16 تیر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

کودکان یزد «یزدی» نمی‌دانند

نویسنده: سمیه رضایی/یزد - خبرنگار همشهری
کودکان یزد «یزدی» نمی‌دانند
گذر زمان تنها سنت‌ها را قربانی خود نمی‌کند بلکه زبان‌ها و لهجه‌ها نیز در این گذر، دستخوش تغییرات و فراموشی و حتی نابودی می‌شوند...
1395/02/28
گذر زمان تنها سنت‌ها را قربانی خود نمی‌کند بلکه زبان‌ها و لهجه‌ها نیز در این گذر، دستخوش تغییرات و فراموشی و حتی نابودی می‌شوند.
دیرزمانی از ایامی نمی‌گذرد که گذشتگان ما با افتخار با لهجه خود در کوچه‌ها و خیابان‌های شهرشان و حتی هنگام دیدن یکدیگر در سراسر کشور صحبت می‌کردند اما نسل حاضر این را مانند سنتی قدیمی به خاطرات سپرده و این روزها لهجه زیبای یزدی جای خود را به لهجه فارسی یا همان لهجه رسمی‌کشور داده است.
تاسف‌بار آن است که کودکانمان نه این‌که به این زبان سخن نگویند؛ بلکه قادر به صحبت کردن به این لهجه شیرین نباشند و این‌گونه است که زبان در نبود آموزش می‌میرد تا جایی که آیندگان چیزی جز خواندن در کتاب‌ها از این لهجه به یاد نخواهند آورد.
این روزها کم نیستند خانواده‌هایی یزدی که ترجیح می‌دهند کودکانشان فارسی صحبت کنند یا اگر این‌گونه نباشد کودکانشان بر این مساله اصرار می‌ورزند که با لهجه فارسی اعتماد به نفس بیشتری خواهند داشت!

اعتماد به نفس با لهجه فارسی رسمی
ملینا کودک یزدی، در پایه ابتدایی تحصیل می‌کند. می‌بینیم که با خانواده‌اش که بومی ‌یزد هستند، با لهجه فارسی صحبت می‌کند و وقتی علت را از وی جویا می‌شویم، می‌گوید: «یزدی صحبت کردن را دوست ندارم؛ من تهرانی هستم! دوست دارم همه مرا تهرانی بشناسند. وقتی با لهجه صحبت می‌کنم توجه بیشتری را جلب خواهم کرد.»
ملینا می‌گوید: «به مسافرت که می‌رویم لهجه‌ ما را متوجه نمی‌شوند، اما زمانی که با لهجه فارسی صحبت می‌کنیم کاملا متوجه می‌شوند.»
مادر ملینا با بیان این‌که با فرزندم از زمان طفولیت با لهجه رسمی ‌صحبت کرده‌ام، می‌گوید: اصراری به یزدی حرف زدن فرزندم ندارم؛ انتخاب را به عهده خودش گذاشتم؛ او نیز ترجیح می‌دهد این‌گونه سخن بگوید.  وی در پاسخ به سوالی مبنی‌بر این‌که آیا با ادامه این روند لهجه یزدی در بین نسل آینده، دستخوش فراموشی نمی‌شود، می‌گوید: در حال حاضر هم بین نسل ما و گذشته تفاوت‌های فراوانی در بیان کلمات یزدی وجود دارد و بسیاری از این کلمات از یاد رفته است.

کاهش برقراری ارتباط با داشتن لهجه یزدی
امیرعلی هم کودکی است که دوست ندارد یزدی صحبت کند و کلماتش را با لهجه فارسی بیان می‌کند.
مادر این کودک می‌گوید: ترجیح می‌دهم فرزندم با لهجه فارسی سخن بگوید. خانواده همسرم یزدی نیستند و فرزندم زمانی‌ که با آنها مواجه می‌شود، گوشه‌گیر شده و اعتماد به نفسش را از دست می‌دهد؛ اما زمانی که فارسی صحبت می‌کند بچه‌ها بیشتر با او بازی می‌کنند و امیر‌علی هم احساس راحتی می‌کند.
اما این بی هویتی که پیش از این گریبانگیر لهجه‌های گیلکی و اصفهانی نیز شده این روزها با سرعتی زیاد در حال حاضر ریشه دوانیدن در استان یزد است به طوری که به نظر می‌رسد و مردم یزدی عزم خود را جزم کرده‌اند تا کلمات و لهجه یزد را فراموش کنند.  در سال‌های اخیر والدین یزدی صحبت نکردن کودکانشان با لهجه یزدی را نوعی بالا بودن سطح فرهنگ خود تلقی می‌کنند و در بین نسل حاضر در شهر یزد کمتر کودکی را مشاهده می‌کنیم که یزدی صحبت کند.

ارتباط با غیر بومیان و کم رنگ شدن لهجه یزدی
کارشناس مسئول دفتر پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی استان با بیان این‌که یزد، استان مهاجرپذیری است می‌گوید: با توجه به این‌که مهاجران زیادی از سایر استان‌ها و شهرهای کشور در یزد زندگی می‌کنند، قابل فهم نبودن برخی از کلمات یزدی برای سایر لهجه‌ها، به سبب غلظتی که در ادا کردن آن وجود دارد، برخی از مردم یزد را ملزم کرده است تا با لهجه رسمی‌ سخن بگویند.
«فاطمه محمدی» در خصوص اشاره خانواده‌های یزدی به ارتباط دو موضوع اعتماد به نفس و لهجه، تصریح می‌کند: مبحث اعتماد به نفس در بین خانواده‌ها در زمینه لهجه، کاملا ریشه‌ای است و جای کار بسیار دارد.
وی به موضوع خودباوری میان مردم یزد اشاره می‌کند و می‌گوید: در گذشته مهارت‌های اجتماعی و کلامی آنچنان رشد ملموسی نداشت و در حال حاضر ارتباط مردم با جامعه نسبت به گذشته گسترده‌تر شده است و در این میان یزدی‌ها هنوز به این خودباوری نرسیده‌اند که لهجه آنها جایگاه والایی میان لهجه‌های ایران دارد. این کارشناس ارشد مشاوره، لهجه یزدی را لهجه‌ای غنی و اصیل می‌داند و اشاره می‌کند: خانواده‌ها دچار تغییر شده اند و این والدین هستند که کودکان را تشویق و ترغیب می‌کنند تا به لهجه رسمی‌ صحبت کنند؛ از نظر آنها با این کار فرزندانشان رشد اجتماعی بهتری خواهند داشت، در حالی که صحبت کردن با لهجه غنی یزدی خللی در ارتباطات اجتماعی فرزندان آنها ایجاد نخواهد کرد.
محمدی با اشاره به وضعیت زندگی کنونی و دغدغه‌های آن می‌گوید: در حال حاضر شاغل بودن پدر و مادر و تنها ماندن کودکان در منزل و همچنین ارتباط آنها با وسایل ارتباط جمعی و استفاده از شبکه‌های اجتماعی و نیز تغییر سبک ارتباطات، همگی موجب شده تا لهجه یزدی هر روز کم‌رنگ‌‌تر شود.

نظرات() 

عید سعید فطر مبارکباد

سه شنبه 15 تیر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 218 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :