Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تدوین اطلس فرهنگی کشور

پنجشنبه 29 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

۹۶/۰۴/۲۹ :: ۲۰:۰۹

معاون وزیر ارشاد خبر داد

تدوین اطلس فرهنگی کشور


 اغلب 400 دستگاه دخالت‌کننده در حوزه فرهنگ برنامه ندارند

خبرگزاری فارس: تدوین اطلس فرهنگی کشور/ اغلب 400 دستگاه دخالت‌کننده در حوزه فرهنگ برنامه ندارند

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از تدوین اطلس فرهنگی کشور خبر داد و گفت: در این برنامه ظرفیت‌های هر استان در حال بررسی است.

به گزارش خبرگزاری فارس از تویسرکان، هادی حسینی عصر امروز در نشست با اصحاب فرهنگ و هنر تویسرکان با اشاره به اینکه خانواده فرهنگ، سازنده فرهنگ جامعه برای نسل بعدی است، در خصوص بیمه خبرنگاران اظهار کرد: وقتی که برنامه بیمه خبرنگاران مطرح شد یکسری خاله خان‌باجی یعنی پدرزن، عمه، دایی و... همه اصحاب رسانه شدند!

وی تصریح کرد: فضا در این عرصه در همه بخش‌ها روشن و شفاف‌ است ما امیدواریم اشکالاتی که هست را بتوانیم برطرف کنیم؛ البته این کار را در بحث‌های دیگر الگو قرار دادیم.

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی فرهنگ را مقوله عام دانست و بیان کرد: گفته می‌شود حدود 400 دستگاه و سازمان در سطح کشور به خودشان حق دخالت در حوزه فرهنگ را می‌دهند؛ البته این جدای همه ما که در حوزه‌های مختلف نظر می‌دهیم، می‌شود.

حسینی اظهار کرد: آدم‌ها و مؤسسات بسیاری از مجموعه فرهنگ برخوردار می‌شوند ولی بسیاری از این‌ها نه پاسخگو هستند نه طرح و نه گزارش کار می‌دهند، تنها مجموعه فرهنگ و ارشاد اسلامی که پاسخگوست.

وی با تاکید بر اینکه این موضوع باید به نحوی در مسیر اصلاح شود اضافه کرد: این‌ها باید در پایان سال هم کارنامه و هم برنامه داشته باشند این دو مهم سبب می‌شود که ما بدانیم اعتباراتی که مجلس شورای اسلامی برای حوزه فرهنگ می‌گذارد کجا و چرا هزینه می‌شود.

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه به هیچ وجه قصد انجام کار سیاسی در حوزه فرهنگی را نداریم تصریح کرد: سیاست ما ورود به عرصه سیاسی نیست؛ به عبارتی معتقد هستیم که عرصه فرهنگ میدان بازی عناصر سیاسی نیست چراکه هر کدام جای خود را دارد.

وی با تاکید بر اینکه اگر ما اجازه بازی به عناصر سیاسی بدهیم، مطمئن باشید فرهنگ آسیب می‌بیند گفت: عرصه فرهنگ آنجایی که نظام جمهوری اسلامی و دولت برایش در نظر گرفته که فرهنگ را پشتیبانی کند نباید وارد میدان سیاسی شود، بنابراین ممکن است در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همه نگاه‌ها سیاسی باشد؛ اما همه به داشتن برنامه و کارنامه مکلف هستند.

حسینی با اشاره به اینکه برای نخستین بار برای تک تک معاونت‌های وزراتخانه گروهی تحت عنوان گروه برنامه‌ریزی در وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل دادیم متذکر شد: همه این‌ها مکلف شدند کف 20 درصد کل بودجه‌هایشان را در سطوح استانی و شهرستانی توزیع کنند، سال گذشته این امر به صورت آزمایشی اجرایی شده و امسال هم در حال انجام است.

وی با بیان اینکه معاونت‌های وزارتخانه بر این اساس ارزشیابی می‌شوند خاطرنشان کرد: یکی از ملاک‌های وزیر در ارزشیابی معاونت‌های وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی میزان حمایت استان‌ها و شهرستان‌های این معاونت‌هاست.

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاکید کرد: در این ارزشیابی، سطوح ارزشیابی برای مدیران و رؤسای ادارات شهرستان را تا سطح ادارات شهرستان را تنظیم کرده و وارد می‌شویم، براساس این ارزیابی ممکن است مدیر بماند یا برود، به عنوان مثال دیگر اینکه کسی بگوید نگرش چپ یا راست بوده را نداریم.

حسینی با اشاره به اینکه ما از چالش پرهیز می‌کنیم که فرهنگ آسیب نبیند بیان کرد: یکی از بحث‌هایی که سال‌های گذشته مطرح شد همین موسیقی‌هایی بود که در شهرستان‌ها برگزار می‌شد بعضی‌ها به اسم کنسرت حساس بودند؛ لذا دیگر از لفظ کنسرت استفاده نمی‌کنیم و جاهایی که مخالفت جدی است این برنامه را برگزار نمی‌کنیم؛ البته برگزار نشده امسال یک درصد است که ما این یک درصد را فدای 99 درصد نمی‌کنیم.

وی از تدوین اطلس فرهنگی برای کشور یعنی آمایش فرهنگی کشور خبر داد و تاکید کرد: در این برنامه ظرفیت‌های هر استان و شهری در حال بررسی است و مطالعات جدیداً در سطح کل کشور در سطوح مختلف آغاز شده است.

انتهای پیام/89010/ 40

نظرات() 

اهمیت ثبت جهانی میراث فرهنگی ملموس و ناملموس

چهارشنبه 28 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

کشنبه, 17 بهمن 1395 - 10:30

اهمیت ثبت جهانی میراث فرهنگی ملموس و ناملموس / تاثیرات اقتصادی ثبت جهانی آثار تاریخی

شهر یزد و قله دماوند؛ این دو در صدر توجه کارشناسان حوزه میراث فرهنگی و گردشگری برای ثبت جهانی هستند. در واقع ثبت جهانی آثار تاریخی و منابع طبیعی که در حوزه گردشگری یا میراث فرهنگی قرار می گیرند از جمله دغدغه های همه کشورها به شمار می رود. ثبت شدن میراث ملموس و ناملموس در فهرست آثار جهانی سازمان یونسکو پیامدهای مثبت زیادی دارد.

از مراقبت های دوره ای گرفته تا تخصیص بودجه  برای ترمیم و بازسازی و معرفی این آثار به جهانیان و... ایران 21 اثر ثبت شده در سازمان یونسکو دارد. آخرین اثر ثبت شده ایران در این فهرست کویر لوت است و شهر یزد و قله دماوند نیز کاندیدای جهانی شدن هستند. برای بررسی بیشتر اهمیت جهانی شده آثار ملی گفت وگویی داشتیم با دکتر ابراهیم اسدی بشلی، رئیس انجمن جامعه متخصصین گردشگری ایران.

اسفندماه 94 بود که خطر عبور خط 2 متروی اصفهان برای همیشه از سر میدان تاریخی نقش جهان رفع شد اما شاید اگر این میدان تاریخی که جزو 10 میدان برتر تاریخی جهان قرار دارد، در میراث جهانی یونسکو ثبت نشده بود، زور میراث فرهنگی ایران به شهرداری اصفهان نمی رسید و با ماجراجویی این نهاد شهری، بخشی از حافظه تاریخی کشورمان را از دست می دادیم اما ثبت جهانی این اثر مانعی جدی بر سر راه احداث خط مترو شد و در همان زمان هم محسن مصلحی، مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری اصفهان گفته بود که شهرداری برای هرگونه اقدام باید نظر کارشناسان یونسکو و مجوز رسمی این سازمان را داشته باشد.

از سوی دیگر مدیرکل میراث فرهنگی ایران یعنی محمدحسین طالبیان نیز با اشاره به ثبت جهانی بودن این میدان هرگونه اقدام در این زمینه را منوط به مجوز کارشناسان سازمان یونسکو دانست. نقش جهان نمونه ای بارز از اهمیت جهانی شدن آثار ملی هر کشوری است چون همواره حساسیت های زیادی در موردشان اعمال می شود و هرگونه اقدام تخریب گرایانه محکوم می شود.

جناب اسدی بفرمایید که مهم ترین پیامدهای مثبت ثبت جهانی شدن چیست؟

اثری که در فهرست جهانی ثبت می شود در واقع به ویترینی جهانی با تماشاگرانی از سراسر دنیا نیز راه یافته است. بنابراین یکی از مهم ترین اتفاقات ممکن در مورد چنین اثری این است که به همه جهان معرفی می شود و تاثیر مهمی در جذب گردشگر برای کشور دارد که صاحب اصلی آن اثر است.

وی اضافه می کند: به عنوان مثال در سال 2013 در سایت یونسکو حدود یک میلیون نفر روی نام تخت جمشید که از مهم ترین آثار جهانی به شمار می رود، کلیک کرده بودند. طبق برآورد های آماری 10 تا 20درصد از این افراد ممکن است تخت جمشید را به عنوان مقصد نهایی سفر خود انتخاب کنند و 200هزار نفر برای دیدن تخت جمشید به ایران بیایند. این کلیک ها در حافظه جهانی یونسکو ثبت می شود و دلیلی می شود برای تشویق سایر افرادی که به دنبال اثری تاریخی برای بازدید هستند.

در مورد سایر کشورهایی که آثاری در فهرست جهانی یونسکو دارند، باید بگویم که ایتالیا با ثبت 54 اثر تاریخی رتبه اول را در ثبت جهانی دارد. فرانسه، آمریکا، آلمان، ایتالیا، ترکیه، چین و مکزیک نیز از دیگر کشورهایی هستند که بیشترین آثار ثبت شده را دارند و اگر توجه کنید این هفت کشور جزو کشورهای صنعتی جهان نیز به شمار می روند ولی خود را بی نیاز از ثبت آثار ملی و تاریخی خود نمی بینند چون اقتصاد گردشگری نقشی اساسی در تامین بودجه های سالانه شان دارد.

از آنجایی که یکی از مشکلات اساسی حوزه گردشگری ایران، کمبود زیرساخت هاست، اگر فرض را بر حضور 10 تا 20درصد کلیک کنندگان بگذاریم، محلی برای اقامت شان خواهیم داشت؟

دقیقا ما هم نگران همین مشکلات هستیم چون اگر 200هزار نفری که اشاره کردم بخواهند به ایران بیایند، مکانی برای اقامت ندارند چون بنابر آمار ارائه شده توسط رئیس جامعه هتلداران کشور تنها 1550هتل و اقامتگاه در سراسر ایران داریم و با احتساب اقامتگاه های مختلف گردشگری در کشور، حدود 215هزار تخت داریم.

حالا شما این آمار را بگذارید در کنار سایر آماری که مسئولان گردشگری کشور عنوان می کنند؛آماری مانند ورود 5میلیون گردشگری به ایران در سال گذشته. وقتی 215هزار تخت در ایران داریم، 5میلیون گردشگر کجا اقامت کرده اند؟ همین کمبودهای زیرساختی موجب شده که با داشتن 22 اثر ثبت جهانی شده، آمادگی پذیرش گردشگر را نداشته باشم و به لحاظ جذب گردشگر به زحمت رتبه 45 را داریم.

چه آثار دیگری از ایران کاندیدای ثبت شدن در آثار جهانی هستند و در آن صورت چه آورده  اقتصادی نصیب این آثار می شود؟

اگر بخواهم به ارزش اقتصادی ثبت جهانی اشاره کنم باید اهمیت این قله ای چون دماوند را در جذب کوهنوردان را مدنظر داشته باشیم. الان چرای بی رویه دام و دسترسی بی رویه افراد مختلف به قله، موجودیت و اکوسیستم اطراف آن را با خطر مواجه کرده و مهم ترین دلیل تلاش ما برای ثبت جهانی دماوند برای جذب حمایت های جهانی است.

در حقیقت هویت دار شدن و شناسنامه دار شدن این آثار خروجی های خوبی خواهد داشت. مثلا در زمان وقوع زلزله بم، مبالغ چندمیلیون دلاری از طرف سازمان یونسکو برای بازسازی ارگ بم کمک شد. حتی کشورهای عضو این سازمان هم باید سالانه مبالغی را به عنوان حق عضویت بپردازند یعنی حتی اگر ما نخواهیم برای این آثار هزینه کنیم، این جامعه جهانی است که چنین اهرم فشاری را قرار داده تا حافظه جهانی حفظ شود.

جناب اسدی آماری دارید که سالانه چه تعداد کوهنورد داخلی و خارجی از دماوند دیدن می کنند؟ اشاره کردید به کمبود زیرساخت ها، اگر دماوند به ثبت جهانی برسد چه اتفاقی می افتد؟ چه امکاناتی برای گردشگران کوهنورد خواهیم داشت؟

آمار دقیقی در دست نیست که خود از ضعف های حوزه گردشگری محسوب می شود اما از آنجایی که ما هر سال دو سهمیه ثبت جهانی داریم، می خواهیم برای رسیدن دماوند و محافظت از آن به استانداردهای لازم، برای جهانی شدنش تلاش کنیم. امسال شهر یزد که نخستین شهر خشت خام زنده در دنیاست و دماوند را در پیشانی معرفی برای ثبت جهانی در دستور کار داریم.

جالب است همین عنوان کردن یزد به عنوان نامزد جهانی شدن موجب شده که قیمت زمین ها و اجاره  خانه ها در این شهر افزایش یابد. اینها تبعات اقتصادی ثبت جهانی است و با ثبت جهانی شدن دیگر ما حق نداریم رفتارهای غیراستاندارد با منابع تاریخی و طبیعی این شهر داشته باشیم. اگر چنین اتفاقی برای مناطق شمالی ایران هم رخ دهد، می توان از آسیب های طبیعی و محیط زیستی جلوگیری کرد.

آثار ثبت  جهانی ایران چه مواردی را در برمی گیرد؟

21 اثر ثبت جهانی داریم از جمله می توان به تخت جمشید، پاسارگاد (مقبره کوروش) چغازنبیل، سازه های آبی شوشتر، بازار تبریز، بیستون، بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، مجموعه کلیساها، باغ های ایرانی مانند باغ شازده ماهان، باغ اکبریه بیرجند، باغ فین کاشان، باغ عباس آباد مازندران که در کل 9 باغ از مجموعه باغ های ایرانی ثبت جهانی شده اند، بیابان لوت، قنات ها، گنبدکاووس، کاخ گلستان، شهر سوخته سیستان، میدان نقش جهان اصفهان و مسجد جامع اصفهان از این جمله اند.

نحوه پیگیری یونسکو برای رصد آثار جهانی شده چگونه است مثلا بازدیدهای دوره ای دارند؟

بازدیدهای میدانی و دوره ای با حضور نماینده سازمان های وابسته به سازمان ملل و یونسکو صورت می گیرد. اگر موردی را مشاهده کنند که در معرض خطر بودن یا تهدید شدن آثار را ثابت کند، نامه می دهند به شورای تامین  به وزارت کشور و وزارت امور خارجه که فورا بررسی کنند چون چنین آثاری دیگر فقط متعلق به ایران نیستند و به نوعی هویت جهانی محسوب می شوند. از طرفی اگر قرار است ما به جامعه جهانی و ورود به چرخه جهانی شدن فکر کنیم، باید استانداردهای لازم را رعایت کنیم. یکی از استانداردها همین حفاظت از آثاری است که متعلق به آیندگان هم است.

الان شهر سوخته بیش از 120هکتار است و ما تنها چند هکتارش را کاوش کرده ایم و چشم مصنوعی و تجهیزات پیشرفته ای به دست آورده ایم که این مکان را در صدر اخبار میراث تاریخی جهان قرار داده است. پژوهشگران و اساتید بزرگ جهان از کشورهایی چون فرانسه، آلمان و ایتالیا خواهان حضور در این مکان و کاوش هستند. این حضور خود در حوزه گردشگری علمی و تاریخی دسته بندی می شود و می تواند منابع اقتصادی قابل توجهی را نصیب مردم محلی کند.

یونسکو می تواند دولت را ملزم کند که بودجه مشخصی برای حفظ آثار تاریخی و جهانی اختصاص دهد؟

ما طی چارچوبی عضو سازمان جهانی شده ایم؛ وقتی عضویت را می پذیریم به کل مجموعه وابسته می شویم. باید در نشست های سالانه شرکت کنیم و در چارچوب قوانین سازمان حرکت کنند. درست مانند سازمان ملل که کشورها را ملزم می کند در چارچوب خاصی رفتار کنند و در صورت عدم رفتار درست ممکن است محاکمه و تهدید شوند.

بنابراین هیچ گاه هیچ کس نمی تواند از داخل ایران دستور تخریب گنبدکاووس را بدهد چون در محدوده جغرافیایی ایران قرار دارد. وقتی ثبت جهانی شده دیگر به همه ملل جهان تعلق دارد و این یک امتیاز بزرگ برای حفظ میراث فرهنگی و تاریخی هر کشوری محسوب می شود اما توجه کنید که مثلا به راحتی خانه های تاریخی را خراب می کنیم چون چشم محافظی ما را نمی بیند.

ثبت جهانی شدن و به قول شما تحت حمایت هایی قرار گرفتن در نوع خود بسیار مهم است اما سوالی که اینجا وجود دارد این است که ما چه استفاده های اقتصادی باید از این جهانی شدن بکنیم؟ چرا ما با ثبت 21 اثر جهانی کماکان درآمدزایی قابل توجهی از این حوزه نداریم؟

نخستین مسئله برمی گردد به این موضوع که ما با همه ادعایی که در حوزه میراث فرهنگی داریم، هنوز هم پایگاه جامعی برای معرفی آثارمان در سطح جهانی نداریم. حتی پایگاهی مجازی و چندزبانه هم راه اندازی نکرده ایم که گردشگران خارجی بتوانند به آن به عنوان منبعی موثق رجوع کنند. با همه این شرایط می خواهیم گردشگری را جایگزین نفت کنیم.

البته من از این پیشنهاد استقبال می کنم اما شرایط لازم را هم باید در نظر بگیریم اما هنوز در مورد گردشگری به صورت خام حرف می زنیم و به طور کلی گردشگری را خام فروشی می کنیم ولی در جهان بیش از 260میلیون نفر در صنعت گردشگری شاغل شده اند و از هر 13شغل، یکی به گردشگری تعلق دارد و درآمد حاصل از هر 10بشکه نفت خام برابر است با درآمد حاصل از ورود یک گردشگر. ما حتی سرمایه گذاری دقیقی هم براساس ظرفیت های هر منطقه نکرده ایم.

مثلا مازندران که چند هفته دیگر با سیل گردشگرانی مواجه می شود که اغلب برای دیدن دریا به آنجا می روند اما حتی یک کشتی تفریحی در آنجا وجود ندارد. از ساحلش بهره برداری نمی شود و کسی را برای سرمایه گذاری در این زمینه تشویق نمی کنیم. به همین دلیل حضور چندمیلیونی مسافرانی که به زحمت می توان به آنها اطلاق گردشگری کرد در مازندران تنها تخریب محیط زیست و دریا را به همراه دارد و مثلا هیچ مشخص نیست که چه درآمدی نصیب مردم محلی می شود.

مناطق زیادی تنها در همین خطه شمال ایران وجود دارد که هنوز نه شناسنامه ای دارند و نه هویتی و همواره در خطر تخریب و نابودی قرار دارند. حتی آثار بسیار دیگری که در موزه های جهان وجود دارند و متعلق به ایران هستند اما چون ثبت هویت شان نکردیم، نمی توانیم ادعایی روی شان داشته  باشیم و مثلا منشور کوروش را با پیگیری های بسیار تنها چند روز به ما قرض می دهند.

همین الان هم در حراجی های بزرگ دنیا آثاری از ایران خریدوفروش می شوند که چون ثبت شان نکرده ایم، باید بنشینیم و به تاراج رفتن بخشی از حافظه تاریخی کشورمان تماشا کنیم بدون اینکه از آنها انتفاعی برده باشیم در حالی که بعد از تجارت مواد مخدر و اسلحه، سومین تجارت بزرگ دنیا، تجارت اشیای عتیقه است.

ما باید به سمتی برویم که با ثبت جهانی آثار تاریخی مان درصدد جذب بوجه از منابع داخلی و خارجی باشیم. باز هم برمی گردم به شهر سوخته که به دلیل در اختیار نداشتن بودجه کافی ادامه کاوش ها در آن میسر نبوده و تنها چند هکتارش کاوش شده است. در حالی که بخشی از تمدن پیشرفته ایران در آنجا مدفون است و کشف و ثبت آن می تواند وجهه ای عالی از ایران در اذهان مردم جهان بسازد.

تا چنین اقداماتی را انجام ندهیم محال است به چشم انداز تعریف شده در برنامه پنجم و ششم توسعه برسیم. شهر قونیه به عنوان محل آرامگاه مولانا سالانه 2میلیون گردشگر دارد اما ما از حافظ، سعدی و فردوسی چه استفاده ای کرده ایم؟ چقدر گردشگر فرهنگی جهان را به این سمت وسو هدایت کرده ایم؟ تقریبا هیچ.

ما با همه ادعایی که در حوزه میراث فرهنگی داریم، هنوز هم پایگاه جامعی برای معرفی آثارمان در سطح جهانی نداریم. حتی پایگاهی مجازی و چندزبانه هم راه اندازی نکرده ایم که گردشگران خارجی بتوانند به آن به عنوان منبعی موثق رجوع کنند. با همه این شرایط می خواهیم گردشگری را جایگزین نفت کنیم

نظرات() 

زندگی عشایر مغان در دامنه سبلان

دوشنبه 26 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

نظرات() 

آیا ما واقعا عصبانی‌ترین مردم دنیاییم؟

یکشنبه 18 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

  • شنبه / ۱۷ تیر ۱۳۹۶ / ۱۵:۱۶
  •  دسته‌بندی: رسانه دیگر
  •  کد خبر: 96041709067
  •  منبع : مطبوعات

آیا ما واقعا عصبانی‌ترین مردم دنیاییم؟



درهفته‌های گذشته نتیجه یک نظرسنجی موسسه آمارگیری گالوپ تیتر اصلی بسیاری از رسانه‌ها شد: «ایرانیان عصبانی‌ترین مردم دنیا هستند.» در گزارش سالانه ۲۰۱۷ این موسسه طی پژوهشی که بر اساس مطالعه وضعیت ۱۴۲ کشور انجام شده، مردم ایران به عنوان عصبانی‌ترین مردم جهان معرفی شده‌اند. در این گزارش مردم ایران با ۵۰ درصد، عراق با ۴۹ درصد و سودان جنوبی با ۴۷ درصد عصبانی‌ترین کشورهای دنیا معرفی شده‌اند.»

به گزارش ایسنا، هفته‌نامه امید جوان با این مقدمه نوشت: «درباره مواردی مانند آن چه در بالا اشاره شد دو نوع رویکرد صفر و یکی می‌توان اتخاذ کرد. یکی این که این آمار کاملا درست است و هیچ نقصی ندارد و دیگری این که این گونه آمارها تماما سیاه‌نمایی و سیاسی است. اما به نظر می‌رسد بهتر است به جای نگاه صفر و یکی به این مسائل، نگاه منطقی‌تری به آنها داشته باشیم و از جوانب گوناگون، به آسیب‌شناسی آنها بپردازیم. در این باره، سه جنبه‌ای که در درجه اول می‌توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، یکی نحوه مواجهه با آمارها اعلامی این چنینی توسط موسسات خارجی، دیگری نبود موسسات آماری معتبر در ایران و سومی ضعف رسانه‌ها در پوشش اتفاقات خوبی که در کشور رخ می‌دهد، در سطح جهانی است.

در مورد نحوه مواجهه با آمار منتشره از سوی موسسه گالوپ بهتر است یادداشت یکی از متخصصان حوزه مربوطه در اینجا آورده شود: «سید محسن طباطبایی مزدآبادی»، نایب‌رییس مرکز روان‌شناسی و مشاوره شهر که پیشتر موضوع خشم شهری را مطرح کرده بود، معتقد است این گزارش منطبق بر واقعیت‌ها نیست؛ هر چند باید به عنوان یک زنگ خطر و هشدار در نظر گرفته شود.

وی در یادداشتی در این مورد می‌نویسد: «صحت این نتیجه‌گیری و آمار منتشر شده از طرف موسسه گالوپ شاید در نگاه اول کمی غیر منطقی به نظر برسد، زیرا سوالاتی که در این پژوهش استفاده شده است، اولا پایایی و روایی آنها به عنوان ویژگی‌های بنیادی مقیاس‌های پژوهشی مورد تایید قرار نگرفته است. ثانیا استفاده از سوالات مشترک برای ۱۴۲ کشور با آداب و سنن مختلف به معنای نادیده گرفتن فرهنگ‌هاست. ثالثا با توجه به پیچیدگی‌های شاخص‌های فردی، بین فردی، شخصیتی و اجتماعی خیلی بعدی به نظر می‌رسد که بتوان با ۵ سوال شاخصه مشترک یک جامعه انسانی را بسنجیم. رابعا چه تضمینی وجود دارد که نمونه انتخاب شده توسط این موسسه مُعرف و نماینده واقعی جامعه ایران بوده باشد. بنابراین با در نظر گرفتن این ۴ نکته، علمی و درست بودن این خبر مورد تردید قرار می‌گیرد و نتایج این پژوهش قابل اعتماد نمی‌باشد.

اگر فرض را بر این بگذاریم موسسه گالوپ تمام این اصول را رعایت کرده است و هیچ عاملی غیر از واقعیت را در نتیجه‌گیری خود دخالت نداده و آن چه بیان کرده، عین حقیقت است، باز هم شاید استفاده از برچسب «عصبانی‌ترین» برای مردم ایران که به مهربانی، ایثار و خونگرمی شهره هستند تا حدودی بی‌انصافی باشد اما نمی‌توان به راحتی از کنار این نتیجه‌گیری گذشت.

نگاهی به اتفاقاتی که طی سال ۲۰۱۷ در ایران رخ داده است (سالی که موسسه گالوپ طی آن پژوهش را انجام داده است) شاید در ربط دادن این آمار به ما خیلی بی‌ربط نباشد. با توجه به اتفاقات یک سال قبل شاید ما عصبانی‌ترین کشور دنیا نباشیم اما یکی از پراسترس‌ترین کشورها و مستعد پرخاشگری بودیم. حال اگر بخواهیم واژه مناسب‌تری را انتخاب کنیم ما شکننده‌ترین و در آستانه عصبانی‌ترین کشور جهان بودیم.

در سال ۲۰۱۷ جو حاکم بر خاورمیانه برای مردم ایران بسیار نگران‌کننده‌تر از قبل شد و نگرانی‌های مختلفی مانند «سایه جنگ» را برای مردم قابل تصور کرد. رییس‌جمهور شدن ترامپ موجی از نگرانی را به راه انداخت. خبرهای متناقض در مورد تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی مردم و بیکاری فارغ‌التحصیلان مزید بر علت شد. آتش گرفتن قطار تبریز - مشهد باعث دردی عمیق و سوگی بزرگ برای ایران شد.

مرگ یکی از سرمایه‌ها و زحمت‌کشان انقلاب، آیت‌الله «علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی» شوک عاطفی و سیاسی به جامعه وارد کرد. هنوز مردم درگیر سوگ مرحوم هاشمی بودند که پلاسکو نه تنها بر سر پلاسکو که به مثابه یک غم ملی بر سر مردم ایران آوار شد و تمام ایران را عزادار کرد. ریزش معدن یورت باز هم ایران را سیاه‌پوش کرد و... . بر اساس معیارهای روانشناسی اگر انسان مورد هجمه بحران‌های زیادی قرار بگیرد که کنترل کردن آنها در اراده او نباشد، ممکن است دچار نوعی استیصال و ناامیدی شود و نسبت به اتفاقات روزمره دچار شکنندگی بیشتری شود و برای رهایی از این وضعیت دست به دامان عصبانیت و پرخاشگری شود.

تمام این موارد در کنار فقر مهارت‌های مقابله‌ای مردم (مهارت کنترل خشم، مهارت حل مسئله و...) موسسه گالوپ را مجاز کرده است که دست به نتیجه‌گیری بزند و ایران را به عنوان عصبانی‌ترین کشور جهان معرفی کند؛ موضوعی که حتی به فرض اشتباه بودن باید بیشتر به آن توجه شود و به نظر می‌رسد درست‌ترین برخورد با این آمار این باشد که به جای انکار و رد کردن آن، خود را در هر جایگاهی که هستیم در مقابل این برچسب که به مردم ایران خورده است، سهیم بدانیم و علت‌یابی کرده و سپس چاره‌جویی کنیم و در راستای شادمانی عمومی مردم تلاش همگانی به عمل آید.»

جنبه دومی که باید به آن پرداخت، نبود موسسات آماری معتبر در کشور است. با توجه به آن چه در بالا نیز آورده شد، در بررسی موضوعاتی همچون میزان خشم در جامعه - که برای بهبود زندگی مردم کشور ضروری است - مواردی مانند آداب، سنن، فرهنگ، پیچیدگی‌های فردی، بین فردی، شخصیتی و اجتماعی باید مورد توجه قرار بگیرد.

حال این که این موارد اگر توسط افرادی خارج از جامعه ما انجام بگیرد، به احتمال بسیار زیاد این موارد مغفول می‌مانند.

به هر حال آمارهای داخلی مانند میزان نزاع‌های خیابانی نشان می‌دهند که آستانه تحمل در جامعه ما وضعیت مناسبی که شایسته فرهنگ ما باشد، را ندارد و این مهم می‌طلبد که موسساتی معتبر با افراد متخصص در حوزه‌های مربوطه برای بررسی موارد این‌چنینی تاسیس شود تا به آسیب‌شناسی و بهبود مسائل اجتماعی در کشور بپردازند.

جنبه سومی که به آن پرداخته می‌شود شاید در نگاه اول خیلی مهم به نظر نرسد ولی واقعیتی در آن نهفته است که از نادیده گرفتن آن متضرر خواهیم شد و آن چیزی نیست جز قدرت رسانه. شوربختانه در ایران به آن میزانی که به جنبه‌های گوناگون قدرت بها داده شده و می‌شود، به قدرت رسانه داده نشده است. در واقع می‌توان گفت هنوز در ایران باور به این که قدرت رسانه تا چه میزان می‌تواند در راستای منافع ملی کشور باشد، وجود ندارد.

بدون شک هنگامی که آمار اعلامی توسط موسسه گالوپ - که ما را به عنوان عصبانی‌ترین مردم دنیا معرفی می‌کند - توسط رسانه‌های مختلف در کشورهای مختلف جهان منتشر می‌شود، نگاه منفی به مردم ایران در بین مردم جهان طبیعی‌ترین نتیجه آن است.

همان طور که در بالاتر نیز آورده شد، آمار اعلام شده نمی‌تواند چندان منطبق بر واقعیات باشد. اما به هر حال وقتی یک موسسه معتبر چنین آماری را اعلام می‌ کند، مردم جهان مثل ما از خودشان نمی‌پرسند که «مگر می‌شود...؟!» زمانی مردم سایر کشورهای جهان در آمار مربوطه شک می‌کنند که رسانه‌های ما قدرت آن را داشته باشند که تصویر دیگری از مردم ایران - درست در نقطه مقابل آن چه گفته شده - به آنها نشان داده شود.

مثلا در همین زمانی که این آمار در رسانه‌های مختلف منتشر می‌شد، اتفاقی در ایران افتاد که اگر نخواهیم بگوییم بی‌نظیر بود، بی‌انصافی است نگوییم کم‌نظیر بود: ایرانیان در فاصله تنها چند روز، در حالی که اوضاع اقتصادی اغلب مردم ایران وضعیت چندان مساعدی ندارد، بیش از ۱۷ میلیارد تومان برای آزادی زندانیان پرداخت کردند و بیش از هزار زندانی در سراسر کشور آزاد شدند و همچنین درخواست سرپرستی افراد بی‌بضاعت از میزان مورد نیاز در طرح موسوم به محسنین نیز فراتر رفت؛ اتفاقی که باعث سجده شکر «پرویز فتاح»، رییس کمیته امداد امام خمینی در برنامه زنده ماه عسل نیز شد.

فارغ از واقعی یا سیاسی بودن آمارهای مختلف سازمان‌های خارجی و بین‌المللی، این که فقط بگوییم آمارهایی مانند آن چه آمار اخیر گالوپ اعلام کرده است، فقط با هدف سیاه‌نمایی و تخریب چهره ایران و ایرانیان نزد مردم جهان است، صدایمان به جایی نمی‌رسد.

این گونه موضع گرفتن نه تنها ذهن مردم خارج از ایران را روشن نمی‌کند (چون اصلا به گوششان نمی‌رسد)، حتی در داخل هم خیلی‌ها قبول نمی‌کنند و به درستی تام و تمام آمارها صحه می‌گذارند! اما اگر رسانه‌ها در ایران قدرتمندتر بودند و اتفاق بزرگی که مردم ایران در برنامه امسال ماه عسل رقم زدند را هم می‌توانستیم به مردم جهان نشان دهیم، در آن صورت بود که آنها نیز به گزاره «ایرانیان عصبانی‌ترین مردم دنیا» شک می‌کردند. لااقل پیش خودشان می‌گویند: چه عصبانی‌های بخشنده و مهربانی!»

انتهای پیام

نظرات() 

موزه «عشایر تالش» غریب است

شنبه 17 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

بتکار معلم تالشی در حفظ میراث فرهنگی؛

بوی گُلپر و استقبال با «فَتَرَه لَس»

موزه «عشایر تالش» غریب است

موزه عشایر تالش
شناسهٔ خبر: 4024324 - 
رشت - در ارتفاع هزار و ۹۰۰ متری از سطح دریا، بر بلندای ییلاقات تالش در سوباتان، موزه ای به دست یک معلم بازنشسته ایجاد شده که زندگی تغییر یافته عشایر تالش را روایت می کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- مهری شیر محمدی: در میان ویلاهای تازه ساختی که در ۱۰ سال اخیر، چهره منطقه «سوباتان» - یکی از ییلاقات تالش را تغییر داده است؛ کلبه ای تماما چوبی و به رنگ سبز،  با چهار شاخ بز نصب شده بر در ورودی خودنمایی می کند. این مکان موزه ای است که به دست «بهمن جلیلی» معلم بازنشسته تالشی ساخته شده تا محلی باشد برای روایت زندگی تغییر یافته  عشایر تالش.

به موزه که قدم می گذاری، حیاط پر شده از گل های بزرگ و پهن برگ. عطر گل های گلپر- سوغاتی این ییلاق در تالش که به گفته برخی نام سوباتان را از همین گیاه گرفته- فضا را پر کرده و ابتدای ورودی یک «پُوری» پوشیده شده با «چَدِر» - چیزی شبیه گلخانه های امروزی- دیده می شود.

 به گفته صاحب موزه مردم شناسی تالش، پوری ابتدایی ترین مسکن تالشان بود که از طریق خم کردن شاخه های  ترد چوب به صورت نیمه استوانه در سطح زمین ساخته می شد. 

دو طرف سرشاخه ها را داخل زمین فر می کردند و روی پوری را هم با دو لایه پارچه بافته شده از موی بز می پوشاندند و این پارچه های سیاه رنگ،  ساکنان عشایر و دامداران را با قاعده کشش مولکولی از هر باران  و طوفانی  مصون  می داشت و  آب را به داخل سیاه چادر عشایر نفوذ نمی داد.

موزه ای پر از نوستالژی های زندگی

حیاط خانه یا بهتر بگوییم، موزه مردم شناسی عشایر تالش، پر است از وسایل قدیمی که دیگر به کار مردمان امروزی نمی آید؛ هرچند تکنولوژی هنوز به سوباتان نرسیده، و این ییلاق از نعمت برق و گاز محروم است، اما بخش اعظم ابزار سنتی دیگر جوابگوی زندگی امروزی نیست.

با این حال جلیلی با چه مشقتی  سنگ آسیاب های گرد بسیار بزرگی که به راحتی نمی توان جابجا کرد را از دهکده های پایین دست خریده و در حیاط موزه گذاشته است.

یک خیش چوبی که روزگاری به وَرزا (گاو نر) می بستند تا با آن زمین کشاورزی را شخم بزند، سبدهای بافته شده از ترکه های ترد درختان  با تسمه هایی در دو سو -که همانند کوله پشتی  به کشاورزان در حمل بار کمک می کرد- بخشی از این ابزارهای سنتی عشایر است.

ساجی از جنس آهن که وسط آن پوسیده شده است، بر دیوار چوبی موزه آویزان شده است. ساج، بهترین تنور برای عشایر کوچنده، بود. سینی هایی از جنس برنج و یا آهن که به صورت محدب ساخته می شد و مستقیم روی آتش قرار می گرفت.

ورودی در موزه اصلی با چهار شاخ بزرگ بز تزیین شده و در فضای کم نور کلبه، وسایلی تنگاتنگ هم بر در و دیوار چیده شده است. از شاخ های شوکای سوباتان، گوزن های بومی که حالا نسلشان منقرض شده و تنها شاخش را در موزه عشایر می توان دید تا شاخ های پهن و بلند قوچ هایی که از علف های ترد ییلاق تغذیه شده اند.

چرخ نخ ریسی عشایر تالش که از حرکت بازایستاد، دیگر شانه های پشم ریسی، هم به کار نیست. با این حال، جلیلی  قیچی های سنتی پشم ریسی را که «دُرد» خوانده می شود و تمامی ابزارهای لازم برای تهیه نخ های پشمی را در این موزه جمع کرده تا زندگی سنتی عشایر را زنده نگه دارد.

چاقوچور، ظرف شیشه ای نگهداری نفت، ترازویی از جنس گالی، قهوه جوش های روسی با مارک نیکولای، سماور و اتوی ذغالی، رادیوگرام، تنبوشه های سفالی آب بر، انواع ظروف دوشیدن و حمل شیر، هاونگ های سنگی و حتی سطل هایی که از پوست یکپارچه درخت گیلاس ساخته شده است و... همه با همت این موزه دار خصوصی در سوباتان نگهداری می شود.

این کلبه چوبی روزگاری به نیت سکونت جلیلی در دوران بازنشستگی در  سوباتان ساخته شد، حالا به گفته این لیدر گردشگری، در فصل تابستان روزانه پذیرای گردشگران زیادی است.

بهمن لباس چوپانان تالش را برتن دارد و با چوب دستی عشایر تالش که به آن «فَتَرَه لَس» می گویند، به استقبال گردشگران ایرانی و خارجی می آید. عماد نوه او نیز جلیقه و کلاه نمدی عشایر بر تن دارد و به گفته جلیلی، ادامه دهنده راه اوست.

وی در مورد لباس عشایر تالش به خبرنگار مهر می گوید: پشم گوسفند و بز مهمترین الیاف پرکاربرد در زندگی عشایر تالش است، این جلیقه و کلاه، به وسیله پارچه نمدی که از پشم گوسفند تهیه می شد، دوخته و در سرمای ییلاق بسیار پرکاربرد است.

موزه ای که با حقوق معلمی شکل گرفت

جلیلی در باره انگیزه اش در مورد ایجاد موزه عشایر توضیح می دهد: حوالی سال های ۱۳۷۹، رئیس آموزش و پرورش رضوانشهر بودم. همان زمان چندین بار به مسئولان پیشنهاد دادم موزه ای در خور گنجینه های یافت شده در تالش احداث شود. و بارها در مورد تغییر کاربری کاخ سردار امجد به موزه مقاله نوشتم اما با وجود غنای فرهنگی قوم تالش، هنوز این منطقه فاقد یک موزه آبرومند است.

این موزه دار می افزاید:  سال ۹۳ تصمیم گرفتم کلبه ای چوبی به شکل کاملا سنتی برای سکونت خود و خانواده ام در سوباتان ایجاد کنم. کلبه ای که متفاوت با ویلاهای ساخته شده در سوباتان بوده و معماری آن هم روایتگر زندگی گذشته باشد.

وی ادامه می دهد: در زمان احداث، برخی دوستان با طعنه و شوخی می گفتند، می خواهی موزه درست کنی! آن زمان به فکر افتادم که حالا که مسئولان در فکر ایجاد موزه نیستند، خودم موزه عشایر را در کلبه چوبی ام احداث کنم.

جلیلی می گوید: همان روزها لیستی از اقلامی که می شد در موزه به نمایش گذاشت، تهیه کردم و دیدم برخی از این اقلام در خانواده خودم موجود است و بسیاری را نیز می توان از روستاهای اطراف سوباتان خریداری کرد.

این معلم بازنشسته می افزاید: هرماه بخشی از حقوق خود را برای خرید وسایل موزه کنار گذاشتم و  اکنون ۲۰۰قلم از ابزار و لوازم زندگی عشایر تالش در این موزه نگهداری می شود که قدمت برخی به ۱۵۰سال پیش هم برمی گردد. بخش قابل توجه آن را با حقوق معلمی خودم خریداری کرده ام و حدود۳۰ قلم نیز اهدایی از سوی اهالی است.

این فعال حوزه گردشگری، لباس تالشی مادرش را نشان داده و می گوید: زنان عشایر تالش سوارکار هم بودند و در زمان سوار شدن بر اسب، «چاقچور» می پوشیدند. چاقچور، شلوارهای پرچینی بود که از ناحیه مچ پا جمع می شد تا سوارکار به راحتی بتواند بر زین اسب بنشیند.

وی همچنین «چارُق» چرمی و «رزین» را نشان داده و توضیح می دهد که چارق کفش افراد متمکن بود و رزین را بی بضاعت ها می پوشیدند.

جلیلی، اسفند ماه گذشته در همایش انجمن راهنمایان گردشگران ایران که در زیباکنار برگزار شد، حضور فعالی داشت و خود به عنوان یکی از راهنمایان گردشگری، تمامی اقلام موزه خصوصی خود را در نمایشگاهی جانبی این همایش، در معرض دید عموم گذاشت.

وی که به عنوان یکی از لیدر تورهای گردشگری در این همایش حضور داشت، از استقبال بی نظیر شرکت کنندگان از این نمایشگاه می گوید و ادامه می دهد: تا آن روز حتی مسئولان میراث فرهنگی استان هم از وجود چنین موزه ای در تالش بی خبر بودند و همین نمایشگاه فرصتی شد تا مدیر کل میراث و برخی از مسئولان از محل اصلی موزه در سوباتان دیدار کنند.

جلیلی، عمده ترین مشکل موزه را مساحت کم فضای آن عنوان می کند و می گوید: تمامی اقلام موجود در موزه شناسنامه دارند و برچسبی از نام فارسی، نام تالشی، کاربرد، فرد اهدا کننده و یا مکان خریداری تهیه شده است اما به دلیل فضای کم، قادر نیستم به درستی اقلام را در موزه نمایش داده و برچسب های معرفی را بر روی اقلام الصاق کنیم.

این موزه دار تالشی تصریح می کند: در بازدیدی که مسئولان از موزه داشتند نیز تاکید کردم که مهترین مشکل موزه در فصل گردشگری- که روزانه بیش از ۴۰نفر بازدید کننده دارد- محدودیت فضاست.

وی مجوز احداث موزه را که از تهران صادر شده را هم نشان می دهد و می گوید: بنده با انجمن موزه داران خصوصی کشور نیز همکاری دارم بر همین اساس مدیر کل میراث وعده داده که امسال مبلغ ۲۵ میلیون تومان برای توسعه موزه عشایر تالش تخصیص داده شود.

این موزه دار خصوصی، بنای در حال احداث موزه را هم نشان داده و  بیان می کند: حالا با وعده مدیر کل میراث، بخشی از حیاط را برای توسعه موزه اختصاص داده ام و به امید خدا حتی اگر وعده مسئولان هم محقق نشود، با پس انداز معلمی ام این موزه را تکمیل می کنم.

موزه عشایر تالش، تنها موزه خصوصی است که به صورت رایگان پذیرای گردشگران است. موزه ای که روزگاری ساکنان آن هنوز یکجا نشین نشده بودند و با کوچ مدام به ییلاق و قشلاق زندگی را می گذراندند.

هرچند عشایر تالش هنوز در دشت های سوباتان، به صورت پراکنده ها با گله های خود زندگی می کنند اما، شیوه معیشت این کوچ نشین ها  توسط یک معلم اهل لیسار و همسر شاندرمنی اش در موزه مردم شناسی عشایر تالش پابرجا مانده است. موزه ای که بانی آن وصیت کرده حتی بعد از مرگش نیز بازدید از آن رایگان بماند.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 240 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :