Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مراسم امسال مشهد اردهال

جمعه 9 مهر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

مراسم قالیشویان در مشهد اردهال

مردم خاوه و فین کاشان در قرن اول هجری به امام محمد باقر(ع) نامه‌ای می‌نویسند تا ایشان فردی را برای ارشاد به منطقه کاشان بفرستند. امام نیز فرزند خود، سلطان علی را معرفی می‌کنند. او بیش از دو سال در روستاها به تبلیغ پرداخت؛ تا سرانجام به دست زرینه کفش، حاکم وقت، به شهادت رسید. زمانی که اهالی فین کاشان با پیکر خونین علی بن باقر در مشهد اردهال روبه‌رو می‌شوند بدن مطهر حضرت را در قالی می‌پیچند و آن را طی یک مراسم پرشور عزاداری، در کنار جوی شاهزاده حسین(ع) شستشو می‌دهند. این قالی سمبل جنازه مطهر امامزاده است و قالیشویان همانند جسدی که می‌خواهند به خاک بسپارند نمی‌توانند از آن دل کنده و آن را تحویل دهند. در طول مراسم حمل قالی هم غیر از اهالی فین فرد دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینه‌زنی می‌توانند جمع قالیشویان را همراهی کنند. این جریان در حدود 1260 سال پیش اتفاق افتاده و از آن پس هر سال این مراسم به عنوان یادبود و گرامیداشت آن حضرت، در دومین جمعه مهرماه همراه با عزاداری برگزار می‌شود.


نظرات() 

مراسم امسال مشهد اردهال

جمعه 9 مهر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

مراسم قالیشویان در مشهد اردهال
مردم خاوه و فین کاشان در قرن اول هجری به امام محمد باقر(ع) نامه‌ای می‌نویسند تا ایشان فردی را برای ارشاد به منطقه کاشان بفرستند. امام نیز فرزند خود، سلطان علی را معرفی می‌کنند. او بیش از دو سال در روستاها به تبلیغ پرداخت؛ تا سرانجام به دست زرینه کفش، حاکم وقت، به شهادت رسید. زمانی که اهالی فین کاشان با پیکر خونین علی بن باقر در مشهد اردهال روبه‌رو می‌شوند بدن مطهر حضرت را در قالی می‌پیچند و آن را طی یک مراسم پرشور عزاداری، در کنار جوی شاهزاده حسین(ع) شستشو می‌دهند. این قالی سمبل جنازه مطهر امامزاده است و قالیشویان همانند جسدی که می‌خواهند به خاک بسپارند نمی‌توانند از آن دل کنده و آن را تحویل دهند. در طول مراسم حمل قالی هم غیر از اهالی فین فرد دیگری حق دست زدن به قالی را ندارد و تنها با عزاداری و سینه‌زنی می‌توانند جمع قالیشویان را همراهی کنند. این جریان در حدود 1260 سال پیش اتفاق افتاده و از آن پس هر سال این مراسم به عنوان یادبود و گرامیداشت آن حضرت، در دومین جمعه مهرماه همراه با عزاداری برگزار می‌شود.
عکس: سهیل صحرانورد
1395/07/09 - 17:26

نظرات() 

به مناسبت هشتاد و هشتمین زادروز دکتر محمود روح الامینی (2)

جمعه 9 مهر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


محمود روح الامینی مثل دیگران نبود

می گفتند ده - یازده سال در پاریس بوده است آنجا برای موزه انسان کار می کرده است که سایر استادان ایرانی موفق به کار در آنجا نشده اند و ... و.. و..
و برای نخستین بار که دیدمش واقعا" شگفت زده شدم . کاملا" بر خلاف تصوٌر من و سایر دانشجویان علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سال 1347 نه باصطلاح اتو زده بود ، نه شقٌ و رقٌ می ایستاد ، نه تکبٌر داشت نه تبختر ، ... ساده پوش ، بی آلایش ، متواضع ، خونگرم و مردمی و مردمدوست ؛ لیکن رکٌ و راست ، درکارهایش گرچه نرم و حتی کمی هم کند ، امٌا جدٌی ، پیشرو ، پیشگاه ، مبتکر و ... در ترم های بالا بودم ؛ بهش گفتم من واحدهای مردمشناسی ام را گذرانده ام . جزوه های درسی مردمشناسی را هم من نوشته و تکثیر کرده ام ؛ با برخی از مؤسسات تحقیقاتی مردم شناسی هم مختصر همکاریهائی داشته و دارم ؛ چند گزارش مفصل مردم شناسی هم نوشته ام ؛ مختصر همکاریی با جمعیت شناس های مؤسسه دارم ، و... میخواهم درس شما را بگیرم که نمره بالاتری بگیرم ( دکتر افشار نادری به من « د » داده بود ) و معدلم را بالا ببرم . گفت : خوش آمدید ، زورتان باشد و قوٌه تان ! ؛ باورم نمی شد که با آنهمه محبت و مهربانی آنقدر جدٌی باشد و نهایتا" هم وقتی انتظار الف را داشتم « ب » گرفتم ! ؛ قولش را جدٌی نگرفته بودم ... و نتیجه ی این مسامحه را هم دیدم ...
در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی باز هم برگشتم به طرف جمعیت شناس ها و کار جمعیت شناسی کردن ...
پس از پایان دوره خدمت وظیفه عمومی ، به خصوص که هم نمرات دانشگاهیم اگرنسبتا" افتضاح نبودند بالا هم نبودند و هم مورد تائید دستگاه سیاسی کشور نبودم و هم به دلیل نمایندگی دانشجویان در برخی از سالها و طبیعتا" اصظکاکهائی با برخی چون فیروز توفیق و نادر افشارنادری ، با وجود آنکه حس میکردم تا حدودی تحت حمایت دکتر غلامحسین صدیقی ، دکتر احسان نراقی و دکتر علیمحمد کاردان هستم برایم غیر قابل باوربود که به عنوان کارشناس یا به جای کارشناس در مؤسسه مشغول شوم و دکترروح الامینی هم که کمی مرا می شناخت « رکٌ و راست » خودش را بروز می داد ؛ و مثل سایر رؤسای بخش هایتحقیقاتی مؤسسه که تقریبا" همه هم باسابقه بودند و نه نمی گفتند و سرمی دواندند « سیاست » نداشت ؛ امٌا چون آغاز مسؤولیتش در مؤسسه به عنوان رئیس یک بخش تحقیقاتی و آنهم جدید و بدون محل ، تاسیسات و اعضاء بود نیازی مبرم به یک دستیار اداری - و یک دستیار تحقیقاتی یافته بود ؛ و وقتی پیشنهاد کردم که یکی از گزارش های تحقیقاتی من ، مثلا" « رمضان در یزد » را بخواند و خواند ، خوشش آمد ، کمی انعطاف به خرج داد و وقتی متوجٌه تسلط بی چون و چرای من در امور اداری شد خواست به عنوان یک « حق التحقیق بگیر » کنار دستش مشغول شوم و من در جائی که بسیاری از فوق لیسانسیه های با ده و دوازده سالسابقه ی کار نتوانسته بودند دستیار پژوهشی یک استاد بشوند عملا" نخستین دستیار پژوهشی وی و در عمل مسؤول بخش مطالعاتی و تحقیقاتی مردم شناسی دانشگاه تهران شدم ! . وقتی از وی پرسیدم از چه کسانی به جز خود شما باید تشکر کنم گفت :
- از هیچکس ! چون ابدا" معتقد به واسطه گری نیستم ؛ طی این دو - سه سال اخیر که مجددا" به ایران بازگشته و مشغول شده ام « این مسخره بازی ها » مرا خسته کرده است . ده سال در اروپا بودم و یادم رفته بود . چرا ما رُک و راست نیستیم ؟ چرا برای هرچیزی داستان می سازیم و حاشیه سازی و ...من وشما هم باید بگوئیم « شیر خدا و رستم دستانم آرزوست » ...
- واقعا" استعداد مردم شناسی شما را نمیدانستم و با خواندن « رمضان در یزد » دریافتم . سر نخ دستتان هست ...
- اگرچه حالا خود استاد دانشگاه هستم ، امٌا به نمرات دانشگاهی که هیچ ! به مدرک دانشگاهی هم چندان اعتقادی ندارم . در پاریس یکی از کسانی که به ما در دوره دکتری تدریس می کرد یکنفر آفریقائی فاقد دیپلم متوسطه بود ؛ اصل بر کاردانی است و نه مدرک
- ... و آنجا را خوشم آمد که به من گفتی لیسانسیه ای هستم فاقد کارنامه تحصیلی درخشان و مورد بیمهری رؤسای مؤسسه ؛ امٌا شما هم بهتر از من پیدا نمی کنید! . عجب اعتماد به نفسی ...
- سیستم اداری ما هرگز آنچنان که باید و شاید جدٌی نیست ؛ امٌا ما باید در لحظه به لحظه ی کارمان کوشا باشیم ... تا ببینیم چه می شود ؛ فقط شما مورد بیمهری نیستید ؛تقریبا" هرکس را که میبینم با گسترش مردم شناسی در ایران مخالف است و برخی هم با اینکه این بخش جدید تاسیس شود . کار سختی است امٌا شنیده ام شما سالها سابقه مدیریت پایه دارید و... 

نظرات() 

به مناسبت هشتاد و هشتمین زادروز دکتر محمود روح الامینی

پنجشنبه 8 مهر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


به مناسبت هشتاد و هشتمین زادروز دکتر محمود روح الامینی ؛
 مؤلف « گرد شهر باچراغ »

قبل از این که « تا حدودی » شاعر باشم ، « شعردوست » و بازهم « تاحدودی » شعرشناس هستم . از نوجوانی این علاقه ، و اصولا" علاقه ای قابل توجٌه به هنر و ادبیات ، در من پدیدار شده است و ماجرا همچنان ادامه دارد .
آن زمانها ، حوالی 1340 ، شعر های خوب را در دفترچه گلچین اشعارمان یادداشت می کردیم و برخی را هم از بَر .
شعر خوب هم شعری بود که شاعرش خوب باشد !
شاعر خوب هم شاعری بود که مردم بگویند !
مردم هم شاعری را ( شاید اگر حتی یک شعرش را هم نخوانده بودند !) خوب می دانستند که شهرت یافته باشد !
البته شهرت این وآن کاملا" بیجهت نیست ؛ امٌا تمام حقیقت هم نیست ؛ و این « شهرت » کاملا" به جای « شایستگی » ! امروز نیز از مسائل اساسی جامعه ی ایرانی  ...
در دفتر چه شعر 55 سال قبل از این ، که هنوز هم دارم ، غزل هایی مشهور آمده است از جمله این غزل جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولوی که امروز روز بزرگداشت او در ایران است :
....

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

فکر می کنم ایٌام نوروز سال 1347 بود که برای تبریک عید سراغ انجوی شیرازی ، که در جمع آوری فولکلور یزد با برنامه رادیوئی فرهنگ مردم  تحت مسؤولیت وی همکاری هائی داشتم ، رفتم . پروفسور هشترودی آمده بود کپی برخی از شعرهای عامیانه تبریز را از انجوی بگیرد و درآنجا با وی آشناشد م ؛ بحث از « تکیه کلام » بود . هشترودی گفت در روانشناسی و روانکاوی « تکیه کلام » بسیار اهمٌیت دارد . در نقد ادبی نیز تکیه کلام ها و اصولا" واژه ها ، و عباراتی ( ضرب المثل ها ، شعرها و ... ) که زیاد تکرار می شوند ...
همین علاقه ی زیاد به کنجکاوی و ثبت و ضبط آداب و رسوم و فولکلور سبب شد در سال 1347 در کلاس مردم شناسی دکتر محمود روح الامینی ثبت نام کنم . در همان نخستین کلاس سه مرتبه این شعر را خواند ! . به یاد حرف هشترودی افتادم . به مطالعه مباحث جامعه شناسی و باصطلاح دینامیسم « فرد و اجتماع » افتادم ؛ به این دلیل که خوانده بودم تکرار یک بحث از یکنفر از ذهنیٌت ها و به طور کلٌی شخصیٌت وی ناشی می شود و آنهم در کنش و واکنش با جامعه ای که وی در آن زندگی می کند .
حوالی 1350 خواندن این بیت شاید مد شده بود چنانکه یک روز در مراسم صبحگاهی پادگان شاهپور تهران تیمسار سرلشکر رفعتجو هم این شعر را خواند .
چرا ؟ پاسخ به چرایش در اینجا بماند ، امٌا امروز و در رابطه با جامعه ی امروز و مثلا" بزرگداشت مولوی :
کدام از ما تمام دیوان مولوی را خوانده ایم ؟
چرا بسیاری از ما به همین غزل ( البته طولانی ) وی بسنده کرده ایم ؟...
.... و در این غزل نیز به این بیت چسبیده ایم ؟
چرا در آنهمه ابیات بسیار نغز و پر محتوای مولوی دقت نمی کنیم تا ابتدا به بزرگی مولوی پی ببریم ؛ آنگاه درس بگیریم و عمل کنیم ؛  و سپس به پاسداشت این تاثیر گذاریش در جامعه قرنها بعد از خود برایش بزرگداشت بگیریم ؟!
چون این شعر را فقط ابزار نفسانیات خود قرارداده ایم ؟ مورد تشبٌث ؟ ...
حوصله ی آموزش یافتن حقیقی را از دست داده ایم ؟ ؛مگر چقدر فرصت می خواهد ؟
شاید هم اعتقاد به آموختن را از دست داده باشیم ؟
و آنهم تحت تاثیر این فرهنگ !
مگر این فرهنگ مقتضای کدام « انسان » است ؟ : انسان فرهنگی ...
و « انسان » مورد نظر مولوی کدام انسان است ؟
چرا دکتر محمود روح الامینی مکررا" این بیت شعر را شاهد می آورد و ....  
( ادامه دارد )

نظرات() 

تصاویر ایران دوره قاجار حاصل سفر توریست فرانسوی | مجموعه اول (2)

دوشنبه 5 مهر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تصاویر ایران دوره قاجار حاصل سفر توریست فرانسوی | مجموعه اول

اماکن و بناهای تاریخی ایرانایرانگردی

سفری تصویری به ایران در دوران صفویه را به یاد دارید؟ همراه با ژان شاردن هنرمند و جهانگرد فرانسوی به دل تاریخ رفته بودیم و از بناهای تاریخی ایران در دوره صفویه بازدید کردیم.

امروز نیز قصد داریم سفرهایی تصویری ولی متفاوت به #دوره قاجاریه را آغاز کنیم.

اوژن فلاندن خاورشناس و جهانگردی است که این سفرهای تاریخی را برایمان مهیا کرده است. اوژن در زمان حکومت محمدشاه قاجار به همراه پاسکال کوست وارد ایران شده و به جای جای ایران سفره کرده است. 

او یک نقاش و معمار بود به همین دلیل بناهای شاخصی که در حین سفر ایران دیده بود را به طراحی و نقاشی کرد. آثاری که دارای ارزش بسیار زیادی می باشد و یادگاری از دورانی است که دیدن آن بری هیچ کدام ما امکان پذیر نیست اما با این تصاویر چرا!

سفر تاریخی امروزمان به  تبریز، ماکو، روستای خسروا، زنجان، ابهر، سلطانیه و قزوین خواهد بود. در آینده نیز به شهرهای دیگر ایران نیز به همرا فلاندن خواهیم رفت.

برای برخی از طراحی ها که مربوط به دوران قاجار می باشد، تصاویر جدید این بناها را نیز قرار دادیم تا تغییراتشان در این ۲ سده را نیز ببینید و لذت ببرید.

با کارناوال همراه شوید و تاریخ را از نزدیک لمس کنید.

۱۱) امام زاده قیدار نبی، زنجان

امام زاده قیدار نبی

۱۲) دیوار شهر زنجان

دیوار شهر زنجان

۱۳) امامزاده کهریز، ابهر زنجان

امامزاده کهریز

۱۴) ویرانه های کاخی در سلطانیه

طراحی معماری

۱۵) روستای سلطانیه

روستای سلطانیه

۱۶) گنبد سلطانیه

گنبد سلطانیه
گنبد سلطانیه

۱۷) مسجد النبی قزوین

مسجد النبی قزوین

۱۸) کاروانسرای شاه قدم، قزوین

کاروانسرای شاه قدم

۱۹) شاهزاده حسین، قزوین

شاهزاده حسین (قزوین)
شاهزاده حسین (قزوین)

۲۰) قزوین

قزوین طراحی بنا

۲۱) بازار قزوین

سفرکارناوال به بازار قزوین را از دست ندهید : بازار قزوین | شاهکاری از معماری ایرانی

بازار قزوین

۲۲) روستایی در تاکستان، قزوین

قزوین طراحی معماری

۲۳) خانه ای در قزوین

طراحی معماری ایران

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 220 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :