تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نان ، بند جان (2)

چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 


نان ، بند جان (2)

نانِ خوب معمولا" از گندم مرغوب تهیٌه می شد و مگر چند عدد « نان اوٌل تنور » بقیه همه خوب و خوش ظاهر بودند . خوش ظاهر تر از همه را می توان نان های دوچانه ای ( به دوبرابر وزن ) قهوه ای ، یا آتش دیده ، دانست . نانواهای یزدی گندم بومی را بر هرگندم دیگری ترجیح می دادند و باز بین کیفیت گندم های مناطق مختلف یزد تفاوت قائل بودند ؛ اگرچه قیمت همه یکی بود .

مردم ازبوی نانی که با هیزم و هیمه تهیه شده بود خوششلان می آمد و آنها را سالم تر می دانستند تا از حدود سال 1340 که پخت نان با نفت متداول شد . مردم در بدو امر ناراضی بودند ؛ معتقد بودند که نان عطر خوش خود را از دست داده است و حتی برخی آنرا آلوده به بوی نفت می دانستند .

کیفیت نان در آن جمعیت حدودا" شصت هزارنفری یزد چنان مطرح بود که برخی مزیت نزدیک بودن نانوای محلٌه خود را صرفنظر کرده برای تهیه نان بهتر به راههای دور می رفتند و در دهه 1340 بهترین نانها در ضلع جنوب غربی میدان خان ، بازارچه ملٌا اسماعیل ، نانوائی محامدی ، نانوائی دیگری تقریبا" مقابل ورودی مسجد ملٌا اسماعیل و ... پخت می شد و در دهه 1350 گوئی نانوائی سرشاطر ؟ ، در جنوب مسجد برخوردار گوی سبقت از دیگران ربوده بود . نانواهای خوب ، و دارای مشتری زیاد ، گاهی همزمان در دو تنور پخت می کردند .

مزیٌت نان یزدی گویا در ارزانتر بودن آن نسبت به سایر شهر ها بود که بخصوص در وزن مشخص می شد . نان یزدی به دوشکل بفروش می رفت :

نان دانه ای ( که خود به دو نوع سوراخی و ناخنی بود ) .

نان « کش و منی » یعنی بر حسب وزن .

امٌا بزرگترین عیب آن در خوشنمک بودن یا باصطلاح شوربودنش بود که عادت نانوایان یزد شده بود و هیچ حاکم و شهرداری نتوانست از شورکردن نان یزدی توسط نانواها جلوگیری کند . در آن زمان دلیل شور بودن نان یزدی را خواست مصرف کنندگان می دانستند و گفته می شد :

چون یزدیها ( به دلیل آب سنگین و هوای سنگین شهر ) کم اشتها هستند همیشه در پی غذاهائی خوشنمک یا بخصوص شیرین بر می آیند .

نان شور خودش به نوعی شامل خورشت هم شده میتوان به آن اکتفا کرد .

صرفه ی نانوا در این است ؛ چون به جای نان که از « گندم » است « گندم و نمک » می فروشد که قیمت خرید نمک ( نمک سنگ ) یک چندم قیمت گندم هم نیست  .

یکی از دلایلی که سبب شده بود تخمینا" دویست – دویست و پنجاه خانوار یزدی نان را خود در خانه شان تهیه ببینند همین امر بود . نان خانه پزی بیشتر در تنور گلی پخت می شد که خوشمزه تر از نان ساج بود و از طرفی هم به قول عبٌاسی ، آهنگر بازارچه لرد باوردی ، قیمت تنورگلی بیش از یک چندم یک ساج ( یا به قول یزدیها : تابه ) نبود .

نان باید حتما" از خمیر و خمیر مایه تهیه شده خمیر آن به حدٌ کافی ورز آمده باشد .

 برای غنی سازی و تزئین نان معمولا" از چند دانه استفاده می کردند : سیاهدانه ، کنجد ، خشخاش ، شاهدانه ؟ و .... وقتی در خصوص تریاک و خشخاش سختگیری شد تا مدتی از مصرف خشخاش جلوگیری نمی شد ؛ در زمان سختگیری هم برخی از مشتریان خشخاش را با خود میآوردند و شاطر باصطلاح یواشکی به نانشان اضافه می کرد .

گفته می شد که بی کیفیت ترین نانها در یزد در زمان جنگ بین الملل دوٌم تهیه می شده است که به دلیل کمبود آرد گندم ، آرد ارزن ، آرد نخودسیاه ، ... الی خاکه ی نجٌاری به آن اضافه می کرده اند ؛ و حتی برخی تهمت اضافه کردن شن به خمیر به یکی از نانواهای شهر زده بودند . در بحث و جدل نانوا با مشتریان در آن زمان نانوائی بنام رضا گنجی شهره شده بود . این مواد سبب یبوست و پرخاشگری اکثر مصرف کنندگان شده پس از آن هرکسی که پرخاشگری می کرد می گفتند « نان جنگی » خورده ای .

برخی هم خمیر را خود تهیه دیده برای پخت به نانوائی می بردند تا باصطلاح نانوا آن را « مزدی پزی » کرده بصورت نان به ایشان برگرداند . نانواها معمولا" از مزدی پزی اکراه داشتند ؛ و نان ایشان را معمولا" در ابتدای راه اندازی تنور میپختند که کیفیت و ظاهر مطلوب را نمی یافت .

 

انسانشناسی ایران ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی نان ، نان یزدی ( یزدی پزی ) ، دهه 1340 ، نان خشک ، نان خانه پزی

نظرات() 

نان ، بند جان (1)

سه شنبه 25 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


 

نان ، بند جان (1)


توجٌه : نویسنده ی این وبلاگ در سنین 70 – 80 سال و گذران دوران کهولت خودرا قادر به کوچکترین مطالعه میدانی نمی بیند ؛ در آپارتمانکی در شمالغربی تهران ، محله ی فردوس غرب ، عملا" زمینگیر است ؛ و نه عاطل و باطل ؛ چرا که همچنان عشق مردم شناسی دارد و به مصداق « هر پشمی که از خرس بکنیم یک غنیمت است » لااقل به نقل خاطرلت خود می پردازد که شاید بتواند ، بقول دکتر محمود روح الامینی ، سرنخی در مطالعات مردمشناسانه ی دیگران واقع شود ؛ و در اینجا هم خاطراتی در باره نان :

نان ، بندِ جان

تا آنجا که دیده ام در فرهنگ مردم ایران ، نان حیاتی ترین نیاز بشر برای زندگی است و اگر مشهور است که « آب مایه ی حیات است » نان نیز چنان اصالتی در زندگی و فلسفه ی زندگی مردم ایران دارد که می گویند :

« هر آنکس که دندان دهد نان دهد »

و پس از خداوند متعال مسؤولیت را برعهده ی پدر خانوار میشمارند که باصطلاح « نان آور » خانواده است .

بنابر این نان را ، به جز آب ، نماد تمام مایحتاج زندگی بشر می شمارند .

در درجه ی بعد نان نمادی از تمام خوراکیها ست چنانکه در دهه هائی قبل از این هنوز هم مردم ایران وقتی میخواستند از غذا بگویند و مثلا" بپرسند که آیا صبحانه یا ناهار یا شام خورده ای می پرسیدند :

نان خورده ای ؟

اگر چه در آن زمانها همین نان ارزشی بسیار بیشتر از امروز داشت ؛ و نزد برخی از مردم کمیاب بود ؛ بخصوص روستائیان یا فقرای شهری که غذایشان شلغم ، چغندر ، زرک آبپز و نظایز آنها مثلا" با دسر یک مشت توت خشکه با یک گردو بود ؛ و از لشکریان عبدالرضاخان یزدی نقل می کنند که به طنز در باره فقر غذائی خود می خوانده اند :

نوکر عبدالرضاخانم چرا غم می خورم ؟

صبح شلغم ، ظهر زردک ، شب چغندر می خورم !

مردم یزد غذائی جز نان ، و همراه با نان ، را کافی نمی پنداشتند و کاملا" معتقد بودند که :

« نونه که بند جونه » .

حتی برخی معتقد بودند که هرکسی نه فقط در سفر ، بلکه در هرحال باید دسترسی سریع به نان داشته باشد . در مواردی تکٌه ای نان با پنیر یا خوراکی دیگری در « سفره بندی » به همراه می داشتند و می گفتند :

« نان رفیق مرد است »

نان های رایج دهه ی 1340 بطور کلٌی بر دونوع بود :

نان جو

نان گندم

یعنی بین اقشاری که حتی نان نداشتند و به لبوها قناعت می کردند با اقشار طبقات متوسط و بالای جامعه که نان گندم می خوردند اقشاری نیزدر عمل مجبور بودند که به نان جو ( محلٌی ) قناعت کنند .

نان گندم طبیعتا" گرانتر بود ؛ و از جمله معتقد بودند که هرکس نان گندم میخورد باید جنبه اش را داشته باشد ، مغرور نشود ؛ و... مثلی داشتند که :

« نان گندم شکم فولادی می خواهد » .

نان گندم خود برسه نوع بود :

نان خانه پزی که برخی هم در مغازه ای نانوائی از آن می پختند و کمیاب بود .

نان سنگک که می گفتند در دو یا سه نانوائی پخت می شد و آنکه ثابت تر از همه بود سنگکی پزیی بود در اواسط ضلع غربی میدانِ خان .

نان یزدی فقط در یزد پخت نمی شد ، شنیده ام که یزدیهائی در کرمان و اصفهان نیز به سبک خود نان می پختند و به مردم عرضه می داشتند ؛ امٌا آنچه مسلٌم است یزدی پزیهائی در تهران ، بخصوص شمال شرق ، شرق ، مرکز و جنوب تهران وجود داشتند که دارای مغازه نانوائی یزدی پزی بودند . ازدهه 1340 به تدریج جای خود را به نانوائی های تافتونی دادند .

خشکه پزی جدا نبود و نان خشک هم در یزدی پزی ها تهیه می شد .


نظرات() 

زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران

دوشنبه 24 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

,

زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران

یکی از مشخصات ماه مبارک رمضان در شهر یزد و تهران دهه 1350 ، و قاعدتا" لااقل چنددهه قبل از آن زولبیا خوری در ماه مبارک رمضان بود .

در یزد دهه های 1340 و 1350 تولید و توزیع و مصرف زولبیا و گوش فیل تقریبا" فقط مختصٌ رمضان بود و در سایر ماهها پخت نمی شد . بامیه هم لااقل تا دهه پنجاه رسم نبود .

یکی – دو روز مانده به ماه مبارک زولبیا بر پیشخوان چند شیرینی فروشی ( رهبر که مشهور است – متوسلیان در مغازه های خیابان قیام و میدانِ خان و تک و توکی دیگر ) جلوه گر می شد .

در اشتیاق مردم شناسی وقتی ریشه اش را جویا شدیم یکی که پدر در پدرش حوزوی بودند معتقد بود که شیرینی ها و غذاهائی در زمان تشکیل حوزه علمیه یزد توسط آخوند ملٌا اسماعیل ، در زمان سلطنت فتحعلیشاه ، و ارتباطات حوزوی با حوزه های علمیه نجف و کربلا ، از آنجا و در واقع از عراق و سوریه ، به یزد وارد و رایج شده است . یکی از دبیران تاریخ معتقد بود که ورود این غذا ها و شیرینی ها به یزد احتمالا" از زمان حکومت امیر چقماق شامی بر یزد در دوره مغول است .

زولبیا و بامیه ظاهرا" نام هائی عربی دارند ؛ امٌا گوش فیل را اختراع یزدی ها یا تقلید از هندی ها می دانستند و درواقع هم به شکل گوش فیل درست می کردند .

رسم صاحبان حرفه آن زمان این بود که حتی الامکان فنون مورد استفاده ی خودرا به دیگران نیاموزند تا رقیب و رقیب هائی نیابند و تولید را در انحصار خود داشته باشند . در مورد زولبیا ، در مقابل پرسشگر ، آن را فقط ترکیب نشاسته – ماست و روغن کنجد معرفی می کردند که در روغن بسیار داغِ کنجد می پزد و بلافاصله در شهد شیرین می شود .

در یزد و نیز در تهران دهه 1350 شاید از ارزانترین انواع شیرینی ها بود ( می گفتند به یُمن و برکت ماه مبارک رمضان ) . بین تولید و توزیع ومصرف این شیرینی در شهرهای مختلف ایران تفاوت هائی وجود داشته است .

در تهران زولبیا بدون بامیه فروش نمی رفت و شبیه یزد فقط شیرینیسازان – شیرینی فروشیهای تولید کننده اش آن را می فروختند . زولبیا انواعی متفاوت داشت که مثلا" هرچه بزرگتر و رشته هایش باریکتر و سرخ شده تر بود مرغوب تر بود و به آن زولبیای دوآتشه می گفتند . بامیه را فقط در یک اندازه تهیه می دیدند و آنهم یک آتشه و دو آتشه داشت . گوش فیل را که در تهران کمتر مشتری داشت گاه به همان صورت گوش فیل و بیشتر به صورت مربع می ساختند ؛ و بازهم یک آتشه و دو آتشه . به ندرت در آن از زعفران استفاده شده بود و رنگ آن را حاصل استفاده از گل زرد خراسانی و شهد نبات معرفی می کردند .

یزدیها که معمولا" تحت تاثیر سنٌت و ملزم به رعایت آن بودند در ترکیبان و شکل زولبیا تغییری نمی دادند ؛ امٌا اگر این تغییر از تهران شروع شده بود تقلید می کردند .

تصوٌر می کنم اضافه کردن کاکائو به زولبیا از دهه 1370 و استفاده از خلال پسته در تزئین آن از دهه 1380 شروع شده باشد .

در یزد ( و دیده ام که در اصفهان ) مردم برای خرید مثلا" بیش از یک کیلو از این شیرینیجات ظرفی با خود میبردند و اگر اندکی میخریدند فروشنده آن را در پاکتهائی از « کاغذ روغنی » می گذاشت . در سال 1345 در تهران استفاده از جعبه ی مقوائی برای فروشِ آن تازه مد شده بود . قیمت زولبیا در همه ی شهر یزد یکی نبود و زولبیایی که کیفیتی بالا تر داشت ( و مثلا" فقط کارگاه حاج خلیفه رهبر قادر ب ساخت آن بود ) به قیمتی بالاتر فروش می رفت .

تعیین نرخ حکومتی زولبیا به ندرت اتفاق می افتاده است ؛ چرا که قنادان :

-       وجدانی عمل می کردند

-       تحت سلطه ی کنترل اجتماعی و حفظ آبرو بودند

خریداران درمقابل گرانی مقاومت کرده نمی خریدند ؛ دچار چشم و همچشمی در خرید نمی شدند و آبرو داری را در خرید گران ندیده حتی اگر زولبیای گران خریده جلوی میهمان می گذاشتند توسط همان میهمان به دلیل گرانخریدن مورد شماتت قرار می گرفتند ؛ مگر اینکه گرانی نزد همه توجیه شده باشد .

زولبیا بیشتر به منظور مصرف در میهمانی ها ی افطار خریده می شد ؛ و پس از یکی دوروز بیات می شد .... به همین دلیل و نیز به دلیل خاص بودن زولبیا برای رمضان از چند روز به آخرماه مبارک مانده تولید نمی شد چرا که مثلا" در شهر یزد شاید بعد از عید فطر هیچکس زولبیا نمیخرید و مصرف نمی کرد .

مردم یزد معتقد بودند که زولبیا از نظر هضم « سنگین » و از نظر طبع « سرد » است و نباید بیش از یک یا دوحلقه مصرف شود .

بیش از نیمی از مردم یزد آن زمان زولبیا را زلوبیا تلفظ می کردند .


نظرات() 

رمضان در ایران

سه شنبه 18 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


 

رمضان یک ماه از دوازده ماه تقویم قمری است .

در تقویم عربی – اسلامی هجری قمری در جایگاه نهمین ماه قرار گرفته است ؛ و برحسب طبیعت آن تقویم همیشه سی روزه نخواهد بود و گاه کمتر از آن است .

از نظر اسلامی بطورکلٌی :

ماه روزه گرفتن ، دوٌمین عبادت همگانی مسلمانان ( پس از نماز ) ، از فروع دین ، است

ماه نزول قرآن کریم و بنابر این وحی قرآن به پیامبر اسلام (ص) در « شب قدر » ، آغاز اسلام و بنابر این « مقدس » است

به این ترتیب :

رمضان یک عید است و آن را رمضان المبارک می خوانند .

بحث آداب و رسوم ماه مبارک رمضان اصولا" در ، مباحث دینی ، و تخصص های موجود در حوزه های علمیه ، است ؛ امٌا اعتقادات و آداب و عادات و رسوم رمضان جوانبی مردمی نیز دارد ، که گاه حتی برخی آنها را نه تنها غیر اسلامی بلکه خلاف اسلام می شمارند ؛ و نهایتا" « مردم شناسی رمضان » را تشکیل می دهد ؛ که شناختشان می تواند در اصلاح دینی عوام معتقد بسیار مفید واقع شود .

بنا به مطالعات پنجاه ساله ی ما در ایران ، و بین ایرانیان شیعه ی دوازده امامی ، بخصوص در شهرهای یزد و تهران :

رمضان یک ماه تمرین مسلمانی و افزایش ایمان است .

از این رو بنظر اغلب این مردم ، رمضان یک « مجموعه عبادت ها » در ماه نزول قرآن است ؛ که مؤمن را از گناهانش تطهیر می کند ، بهشت را برای وی تضمین می کند ؛ و نهایتا" :

رمضان ، ماه عبادت ، ایٌام توبه ، و رستگاری است .


نظرات() 

تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر (2)

یکشنبه 16 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر (2)

حکومتی شدن آداب و رسوم از آغاز جمهوری اسلامی

 افطاری های بخش عمومی ( دولتی و شبه دولتی ) (1)

افطاری دادن شهرداری تهران به هنرمندان

افطاریهای مشهور به 120 هزار تومانی

یکی از رسوم جدید در ماه مبارک رمضان افطاری دادن دستگاه های دولتی و شبه دولتی ( مثل شهرداری ها و.... ) است ؛ که با تمام اهمٌیتش هنوز مورد یک مطالعه سزاوار قرار نگرفته است .

فکر میکنم مهر ماه 1385 مصادف با ماه مبارک رمضان بود که در گذر از خیابانی در شمال غرب تهران چشمم به تابلوی « مرکز مردم شناسی ایرانیان » خورد و برحسب حرفه و کنجکاوی وارد آن شدم که معلوم شد از توابع شهرداری تهران است ؛ و به منظور افتتاح رسمی آن مرکز قصد دعوت از دکتر محمود روح الامینی ، چندنفر از استادان مردم شناسی دانشگاه تهران ، چند نفر از زعمای مردم شناسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اینجانب داشته اند ؛ و نهایتا چون دکتر محمود روح الامینی بستری بود ، و به توصیه ی وی ، سخنرانی افتتاحیه در حضور یکی از استادان دانشگاه تهران و چند نفر از زعمای مرکز میراث فرهنگی توسط اینجانب ایراد شد و آنگاه تمامی حضٌار که شاید حدود 80 نفر بودند به صرف افطاری که آماده شده بود دعوت شدند .

اقلام پذیرائی جلوی هریک از حاضرین و از آنجمله اینجانب عبارت بودند از :

چای

یک پرس چلوکباب برگ + جوجه کباب با استخوان + دوسیخ کباب کوبیده به عنوان غذای اصلی

یک کاسه حلیم داغ

یک ظرف پنیر و سبزی خوردن با نان سنگک

یک ظرف کره و مربٌا و نیز خرما

یک ظرف زولبیا و بامیه و...

میوه جات که گویا پس از خروج اینجانب از محل و شامل هلو – انگور و ... روی میزهای پذیرائی قرار گرفته بودند .

که گفته شد در آن بذل و بخشش بنام افطاریِ سازمان ... مربوطه در بسیاری از خیابان های مرکزی تهران نیز ظروف جوجه کباب توزیع می کرده است ....

توضیحات :

هزینه ی پذیرائی از سوی شهرداری تهران تامین شده بود .

بعدا" از این اقلام و تشریفات کاسته شده است

هنوز هم این رسم در شهرداری تهران وجود دارد

همان موقع در سازمانهای اداری تهران به کسانی که باصطلاح برای اضافه کار در محل باقی مانده بودند یک پرس غذا ، اکثرا" جوجه کباب ، در ظرف یکبار مصرف ، باضافه نان سنگک سرو می کردند .

گویا افطاری به فقرا باید بسیار فقیرانه تر باشد ؟!

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 283 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :