تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آیین‌های سنتی آخرین چهارشنبه سال - اردبیل و ارومیه

جمعه 25 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

آیین‌های سنتی آخرین چهارشنبه سال - اردبیل و ارومیه

۲۳ اسفند ۱۳۹۶ / ۱۴:۱۵

مردم شهر ارومیه بر طبق آیین سنتی صبح روز چهارشنبه آخر سال به کنار چشمه ها و رودخانه ها میروند و کوزه های  همراه خود را از آب پر می‌کنند و به خانه می آورند تا  از روشنی و زلالی آب در سال جدید بهرمند شوند و آئین سنتی «نواوستی» از رسوم کهن آخرین چهارشنبه آخر سال که بر روی پل رودخانه (هفت چشمه) اردبیل برگزار می شود. در این آئین شهروندان اردبیلی از ساعات اولیه صبح کوزه به دست به محل آب‌های جاری می‌روند و با انجام مراسم خاصی از فرا رسیدن سال جدید استقبال می‌کنند. جاروکردن و دوختن آب، انداختن سنگریزه‌های کوچک به آب، قیچی‌کردن آب و انداختن لنگه‌ کفش‌های کهنه به آب از بخش‌های اصلی این آئین است. همچنین عبور از عرض آب به تعداد هفت بار نیز در این آئین اجرا می‌شود.


نظرات() 

خوراک آیینی؛ قدمتی به درازای تاریخ

پنجشنبه 24 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

خوراک آیینی؛ قدمتی به درازای تاریخ

سمنوپزان



رئیس دانشگاه دولتی تربت جام گفت: آیین سنتی سمنوپزان نماد همدلی و انسجام مردم را نشان می‌دهد و هم‌چنین اشاره به حضرت فاطمه زهرا(س) است که صاحب اصلی این مراسم هستند.

محمدناصر مودودی در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا، ضمن بیان این مطلب، در خصوص آیین‌ و آداب و رسوم مردم شهرستان تایباد در ایام عید نوروز، اظهار کرد: مردم منطقه تایباد بعضی از کارها را قبل و بعد از عید انجام می‌دهند که مهم‌ترین آن‌ها چهارشنبه سوری، پختن سمنو، سبزه انداختن، حنا کردن دست، ریش و مو بوده که در کنار خانه تکانی و دیگر کارها مورد توجه مردم قرار می‌گرفت و هم‌چنین بانوان در تهیه شیرینی به یکدیگر کمک می‌کردند. 

وی ادامه داد: اگر بخواهیم از ابتدا آداب و رسوم منطقه تایباد را بررسی کنیم باید گفت در شب چهارشنبه سوری آیین قاشق‌زنی دنبال می‌شود، در حقیقت قاشق‌زنی را جوانان انجام می‌دادند و چادری بر سرشان می‌انداختند و به سمت خانه موردنظر رفته و از آن‌ها طلب برکت می‌کردند. این برکت می‌توانست آبنبات، شیرینی، تکه نان و... باشد و در نهایت اتفاقی که به لحاظ روح معنوی می‌افتاد این بود که برکت را از خانه‌ای به خانه دیگر جمع می‌کردند.

رئیس دانشگاه دولتی تربت‌جام اضافه کرد: جوانان چادر به سر می‌رفتند قاشق می‌زدند و برکت جمع می‌کردند و بزرگ‌ترها برکت را به آن‌ها می‌بخشیدند و تصور می‌کردند غذایی که روح جلی در آن باشد اگر تناول کنند باعث سلامتی و نشاط افزایی می‌شود و این اتفاق قشنگی بود که معمولا آن پیام را می‌رساند.

وی تصریح کرد: در شب چهارشنبه سوری علاوه بر این‌که مردم آیین‌های سنتی خود را اجرا می‌کنند در روز چهارشنبه هم برنامه‌ای دارند و آن به این صورت است که کوزه‌ای را پر از آب کرده و برای بدرقه سال قدیم کوزه را از بالا می‌انداختند و آن را می‌شکستند و این کوزه به نوعی عمر خود را کرده بود و شکستن کوزه نماد روشنایی برای سال جدید و همچنین بدرقه سال گذشته است. 

مودودی خاطرنشان کرد: باید متذکر شد که در حال حاضر شاهد چنین رسم و رسوم‌هایی کمتر هستیم، به عنوان مثال آیین سنتی سمنوپزان به نوعی فراموش شده و بیشتر به صورت آماده از بیرون خریداری می‌کنیم و اگر از بزرگ‌ترهای فامیل بپرسیم، سمنو پختن داستانی دارد که هرکسی با مراحل آن آشنا نیست.

وی عنوان کرد: سوالی که در اینجا به ذهن می‌رسد این است که برای پختن سمنو و در زمانی که در منطقه تایباد شکر نبود چگونه شیرینی آن را تهیه می‌کردند، باید گفت از گندم و جویی که شیرین نیست، شیرینی سمنو را تامین می‌کردند و نکته مهم در مورد سمنو این است که‌ از دو منظر به آن نگاه می‌شود نخست آن‌که شیرینی خوشمزه‌ و هم‌چنین هویت‌دار بودن آن است.

رئیس دانشگاه دولتی تربت جام ادامه داد: هم‌چنین تمامی بانوان دور هم جمع می‌شدند و گردهمایی مهمی برای تقسیم شادی‌ها، غم‌ها، آرزوها، ایده‌آل‌ها و ‌کمک‌های انسان دوستانه به وجود می‌آوردند به عبارتی می‌گوییم دیگ مهربانی است و به قدری این دیگ مهم بود که به آن قسم می‌خوردند و هم‌چنین اشاره به دیگ غذا حضرت زهرا(س) دارد، اما امروزه کمتر شاهد این هستیم که خودمان سمنو تهیه کنیم. 

وی تصریح کرد: نوبت به انداختن سفره هفت سین می‌شود که عمدتا بر روی آن خشکبار قرار می‌دادند و با وجود این‌که در گذشته در قنات‌های جاری بسیار ماهی بود، اما سر سفره قرار نمی‌دادند. آیتم‌های جدیدی مانند سیب، ماهی و... در گذشته موجود نبود. در ادامه دید و بازدیدها آغاز می‌شد که معمولا همه کوچکترها به دیدن بزرگ‌ترهای فامیل می‌رفتند و تا آخر تعطیلات این رسم ادامه داشت.

مودودی عنوان کرد: عده‌ای از افراد در گذشته روز سیزده را نوعی خطر تلقی می‌کردند و آن روز را نحس برمی‌شمردند و به همین دلیل در روز دوازدهم عید به بیرون می‌رفتند چراکه معتقد بودند اگر در روز سیزدهم عید بیرون بروند نحسی این روز به ضرر آن‌ها ختم خواهد شد. در نتیجه روز دوازدهم بیرون می‌رفتند و نکته جالب این است افرادی که چنین عقیده‌ای دارند به رسم و رسوم احترام می‌گذاشتند و این آیین را حفظ می‌کردند و تنها در روز آن اختلاف داشتند.

وی در خصوص چرایی فراموش شدن این آداب و رسوم، گفت: دلیل آن دنیای مدرن است. در واقع مدرنیسم، انسان‌ها را در گسترش دانش تنها می‌کند اما نهادهای پشتیبان جامعه از جمله دولت و نهادهای مردمی موظف هستند که جنبه‌های هویت اجتماع را حفظ کنند. به عنوان مثال در شهرستان تایباد مراسمی به نام توت خوردن رواج دارد که در اواخر فروردین ماه اتفاق می‌افتاد و تا اردیبهشت ماه هم ادامه دارد.

رئیس دانشگاه دولتی تربت‌جام خاطرنشان کرد: اگر ما در خانواده سمنو پزان داریم باید نهادهای مردمی تشکیل شود تا مراسم سمنو پزان را برگزار و این سنت گسترش پیدا کند. باید حافظ چنین آداب و رسومی باشیم و این اتفاق نه تنها در ایران بلکه در کشورهای دیگر هم اتفاق می‌افتد، در ایام مختلف مانند ماه محرم دولت حمایت و پیگیری‌های خود را انجام می‌دهد و باید این حمایت در تمامی مناسبت‌های گوناگون دنبال شود و یکی از الزامات دنیای مدرن آن است که فرد تنها می‌شود و مسائل سنتی را در دنیای دیجیتال به کناری می‌گذارد و فراموش می‌کند.

انتهای پیام

نظرات() 

حال و هوای بازار بزرگ تهران در آستانه نوروز

پنجشنبه 24 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

حال و هوای بازار بزرگ تهران در آستانه نوروز

بازار



بازار بزرگ پایتخت که قلب خرید و فروش انواع و اقسام کالاهاست، این روزها شلوغ‌تر از هر زمان دیگری است و مردم با سطح درآمدی مختلف در این بازار به دنبال تامین نیازهای شب عیدشان هستند.

به گزارش ایسنا، بازار بزرگ تهران واقع در خیابان ۱۵ خرداد، بزرگترین مرکز خرید پایتخت است. این روزها  در آستانه سال نو جمعیت انبوهی در این بازار در رفت و آمد هستند و از مغازه‌ها و حجره‌های مختلف بازدید و خرید می‌کنند و در این مقطع از سال به دنبال تهیه کالاهای مورد نیازشان هستند؛ کالاهایی که از مواد خوراکی و پوشاک تا لوازم خانگی و زیورآلات را شامل می‌شود.

جمعیت در بازار به گونه‌ای است که گاهی راه رفتن هم به سختی امکانپذیر می‌شود و مقابل حجره‌ها جمعیت موج می‌زند. عده‌ای برای خرید آمده‌اند و عده‌ای دیگر فقط اجناس را رصد می‌کنند و از مقابل مغازه‌ها عبور می‌کنند؛ چیزی شبیه به توریست‌ها.

بازار بزرگ جزو معدود محل‌هایی در تهران است که تقریبا همه جور افراد به آنجا می‌آیند. از اقشار و طبقات کارگری و کارمندی تا اقشار مرفه‌تر. بازار بزرگ طیف وسیعی از مردم را شامل می‌شود و فقیر و غنی کنار هم قرار می‌گیرند. هر کسی و هر خانواده بسته به نیاز خود کالا و جنس مورد نظرش را می‌تواند در بازار پیدا کند، چراکه برای همه سلیقه‌ها و  اقشار جامعه جنس عرضه می‌کند.

بخش‌ ابتدایی بازار به چند مغازه پوشاک اختصاص دارد؛ یکی از شلوغ‌ترین بخش‌های بازار. استقبال از پوشاک زیاد است و خیلی‌ها برای خرید لباس عید آمده‌اند. از لباس‌های خانگی تا لباس‌های رسمی و مجلسی، از لباس‌های بزرگسالان تا بچگانه. تنوع رنگ‌ها و مدل‌ها موج می‌زند و فروشندگان فریاد می‌زنند و اجناس‌شان را تبلیغ می‌کنند.

 لباس‌های بازار مثل لباس‌های هاپیر استارها و مال‌های بزرگ مرکز شهر و شمال شهر برند نیست و نرخ‌هایشان هم نجومی نیست اما کیفیت پایینی هم ندارد و نیازهای عموم مردم را جواب می‌دهد.

جلوتر که می‌روید به خوراکی‌ها و آجیل و خشکبار و البته عطاری‌ها می‌رسید. استقبال از این بخش هم دست کمی از پوشاک ندارد. اقلام آجیل و خشکبار بسیار متنوع است. از خوراکی‌های سنتی تا آجیل
‌های چند مغز و درهم که مشتریان زیادی هم دارد. بعضی مغازه‌ها هستند که به صورت تخصصی شکلات و انواع قهوه و کاکائو می فروشند. انواع شکلات‌های تلخ و شیرین؛ خوش آب و رنگ برای پذیرایی نوروزی.

در طرف دیگر ترشیجات رنگ خاصی به بازار داده‌اند که خانم‌ها مشتریان اصلی‌شان هستند. انواع زیتون‌های ساده و پرورده، ترشی‌های تند و شور، آلوچه و برگه و آلو جنگلی از اقلام این قسمت بازار هستند.

 یک نفر از فروشندگان آجیل و خشکبار می‌گوید "قیمت‌ها چندان با سال گذشته تفاوتی نکرده است. قدرت خرید مردم پایین است و بازار کشش افزایش قیمت را ندارد".

کمی جلوتر از خشکبارفروشان، بخش دیگر بازار به انواع لوازم خانگی، پارچه، فرش و پتو اختصاص دارد؛ بخشی که در روزهای عادی سال هم شلوغ است و این روزها مملو از جمعیت و شلوغ‌تر از روزهای قبل.

ابتدای این بازار متعلق به حجره‌های کوچکی دارد که بیشتر لوازم آشپزخانه عرضه می‌کنند. افراد زیادی مقابل این مغازه‌ها جمع شده‌اند و سر فروشندگان هم شلوغ است. انواع ظرف و ظروف، قاشق، چنگال، کتری و قوری، انواع دستمال‌های آشپزخانه، وسایل تزیینی یخچال و فریزر و... در پیش‌خوان این مغاره‌ها دیده می‌شود.

یکی از فروشندگان لوازم خانگی می‌گوید "بازارشان چندان رونق ندارد وحتی میزان فروش نسبت به سال گذشته هم کمتر شده است".

یکی از پاساژهای دیگر بازار به لوازم آرایشی و بهداشتی اختصاص دارد. این پاساژ مشتریان خاص خود را دارد اما خلوت‌تر جاهای دیگر بازار است.

در این میان برخی اغذیه فروشی‌ها و رستوران‌های قدیمی و معروف بازار هم بسیار شلوغ است و صف‌های طولانی مقابل آن‌ها شکل گرفته است. معمولا کسانی که برای خرید به بازارمی‌آیند بدشان نمی‌آید که غذاهای این رستوران‌ها را هم تجربه کنند. به غیر از این رستوران‌ها مغازه‌هایی هم هستند که فلافل و ساندویچ‌های دیگر می فروشند و مشتری‌شان هم کم نیست. غذاهای بازار جنس متفاوتی با غذاهای رستوران‌های زنجیره دارد، به گرانی آن‌ها نیستند و معمولا محلی هم برای نشستن ندارند اما متقاضی کم ندارد.

اندکی جلوتر از بازار طلا، جواهر و عتیقه‌جات به بازارچه‌ای دیگری برمی‌خوریم؛ بازارچه‌ای با دروازه‌ بزرگ. پس از طی کردن چندین پله به سمت پایین، افراد در کنار حوضچه‌ و فواره‌ها نشسته‌اند و خسته در می‌کنندمغازه‌های کنار این حوضچه بیشتر به لوازم تزیینی و زیورآلات اختصاص دارد.

این بازارچه که حال و هوای سنتی خود را حفظ کرده، قبل از ورود چندان بزرگ به نظر نمی‌رسد اما پس از ورود با موجی از جمعیت و مغازه‌ها و راهروهای تودرتو مواجه می شوی؛ انگار برای خود بازاری بزرگ و جداگانه است.

این ویژگی بازار پایتخت است. پراز کوچه‌ها و راه روهایی است که هر کدام به بازار جدیدی باز می‌شود. بازارهایی کوچک در دل بازار بزرگ.

یکی دیگر از صنف‌های فعال بازار بزرگ ابمیوه فروشان هستند. پیاده روی و بازار گردی مردم را خسته می‌کند که نوشیدنی‌ها در این میان تقاضای زیادی دارند. آب انار، آب هویج، شیر موز، آب طالبی و ... در این مغازه‌ها دیده می‌شود. سرشان شلوغ است و مشتریان‌شان کمتر از صنف‌های دیگر نیست. آبمیوه فروشان تبدیل به بخش جدا نشدنی از بازار شده‌اند.

دستفروشان هم که در اطراف بازار حضور گسترده دارند، لباس و لوازم تزیینی، عطر و ادکلن اصلی‌ترین اجناسی است که می فروشند. آنها خیلی تمایل به صحبت ندارند و نگران به نظر می‌رسند که یک وقت بساط شان جمع نشود.

بازار بزرگ که قلب تجاری پایتخت است، می‌تواند تصویر کلی از وضعیت عرضه و تقاضای کالاهای شب عید مردم باشد؛ بازاری که این روزها شلوغ‌تر از هر زمان دیگری از سال است اما اینکه این شلوغی چقدر نشان دهنده قدرت خرید مردم است مشخص نیست.

تهیه و تنظیم گزارش از خبرنگار ایسنا: بنیامین نجفی

نظرات() 

«نوروز» در میان قرقیزها؛ از پخت «ناروز کیژی» ....

پنجشنبه 24 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

«نوروز» در میان قرقیزها؛ از پخت «ناروز کیژی»

آیین‌های بهاری درحوزه تمدنی «نوروز»-1


خبرگزاری فارس: «نوروز» در میان قرقیزها؛ از پخت «ناروز کیژی» تا اسب‌سواری و مشاعره

به عقیده بزرگان قرقیز زمانی که نوروز به خانه‌های مردم قرقیزستان وارد می‌شود، تمام بیماری‌ها از کنار آنان عبور می‌کند و شادی و سلامتی جایگزین آنها می‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، روز 21 ماه مارس را قرقیزها «ناروز» می‌نامند.

اگر در این روز پسر به دنیا بیاید، وی را «ناروزبای» یا «ناروز بیک» و اگر دختر باشد«ناروز» و «ناروزگل» نام گذاری می‌کنند.

همچنین اگر در این روز برف بیاید آن را فال خوب می‌دانند و حتی زیبایی دختر را در افسانه‌های قرقیزی با برف سفید نوروزی مقایسه می‌کردند، به این خاطر که معمولا برف ماه مارس نرمی و سفیدی ویژه‌ای دارد.

در این روز، هر خانواده، سفرهایی پهن کرده و روی آن خوراکی‌های مختلف می‌گذارند.

در آستانه نوروز، مردم خانه‌های خود را تمیز می‌کنند، بدهی‌های خود را پرداخت و با کسی که در نزاع هستند، آشتی می‌کنند زیرا به عقیده بزرگان، زمانی که نوروز به خانه‌های آنها وارد می‌شود، تمام بیماری‌ها، نارسایی‌ها و خرابی‌ها باید از کنار آنها عبور کند.

در نوروز همه کوشش می‌کنند روحیه خوبی داشته باشند، هنگام ملاقات همدیگر را در آغوش می‌گرفتند، حرف‌های خوب به همدیگر می‌گفتند و مردم تلاش می‌کردند لباس‌های تمیز و تا جای ممکن نو به تن کنند.

در نیمه روز، تمام مردم برای شرکت در جشن دور هم جمع می‌شوند.

در ساعت مخصوص گاو نر را ذبح می‌کنند و از گوشت آن غذایی با نام «ناروز کیژی» یا «چان کیژی» (یکی از غذاهای قدیمی قرقیزها که از گوشت، چربی، برنج، نخود، جو، گندم، ذرت، تالکان، آرد، ارزن، سارگا، سیب زمینی و ترشیجات عبارت است) آماده می‌کنند.

بعد از خوردن غذا بازی‌های مختلفی با نام «آیکیش – اوکیش» (دیدار با یکدیگر) و «آوداریسپیک» که در آن جوانان سوار بر اسب، کوشش می‌کنند، یکدیگر را از روی آن به زمین بکشند.

در این روز، مسابقات مختلف ورزشی نیز برگزار می‌شود که در آن هم دختران و هم پسران می‌توانند شرکت کنند.

روز نوروز با مشاعره در غروب آفتاب به پایان می‌رسد.

همچنین پس از استقلال در قرقیزستان از صبح نوروز ،21 مارس، در میدان مرکزی موسوم به «الاتاو» شهر «بیشکک» پایتخت این کشور و در تمام استان‌ها و شهرهای دیگر جشن می‌گیرند.

در این جشن، مقامات عالی رتبه این کشور نیز شرکت می‌کنند. در میدان مرکزی بیشکک تئاتر، در پارک‌ها جشن و بازی‌های مختلفی برای کودکان برگزار می‌شود.

علاوه بر این در قرقیزستان نمایندگان اقوام مختلف با آوازخوانی این جشن را باز هم گرمتر می‌کنند.

انتهای پیام/ح

نظرات() 

نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (6) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . پسته

چهارشنبه 23 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



نوروز و نوعی اقتصاد مقاومتی (6) . آجیل عید . اقلامِ آجیل . پسته

شاید فاصله ی آجیل معمولی ، یعنی آجیل مرکب از نخودچی – کشمش – تخمه کدو و تخمه هندوانه با آجیل اعیانی که در آن پسته – بادام – فندق و سایر اقلام گرانقیمت هم وجود داشته باشد خود مظهر یک اختلاف طبقاتی بود .

با اینهمه پسته در شهر یزد نسبتا" ارزان بود ؛ چرا که از همان ناحیه یزد ، یعنی منطقه اردکان و برخی از دیگر بخش های مشابه آن بدست می آمد . پسته اردکان عموما" مرغوب ، باکیفیت ، بسیارخوش طعم و بسیارخوش رنگ بود ؛ در انواع حسن عباسی – حاج عبداللهی –کلٌه قوچی – احمد آقائی – کتانی – و... است که از نظر کمٌیت تولید پس از پسته رفسنجان و از نظر کیفیت بهتر از پسته دامغان است ؛ اگرچه از درختانی مرتفع و بومی حاصل شده آنچنان چون پسته رفسنجان دانه درشت نبود .  پسته رفسنجان هم به صورت دانه هائی درشت تر و خوش ظاهرتر در یزد عرضه می شد منتهی روحیه بسیار ارزشمند ملٌی و ملٌی گرائی یا در واقع شوینیسم سبب می شد که تا پسته اردکان هست یزدیها پسته رفسنجان همسایه را نخرند ؟ و تا پسته این همسایه هست به سراغ سایر پسته ها نروند ... ونهایتا" در مقابل هجمه های وارداتی هوشمندانه خارجیان مقاومت لازم را داشته باشند .

طی ده – بیست سال در یزد فقط یکی – دوبار دیده ام که مغز پسته بوداده و نمک زده را با آجیل مخلوط کرده باشند .

خانواده هائی که مقتصد تر بودند پسته را بدون آنکه حتی خندان کرده باشند با سایر مواد آجیل مخلوط می کردند .

برخی از خانواده های کم درآمدتر از پسته وحشی که در یزد پسته کوهی خوانده می شد نیز استفاده می کردند .

بادام کوهی همین بادام زمینی یا پسته شامی بود ، که آن را هم نسبتا" غریبه می دانستند و به ندرت ، بخصوص با پوست ، در آجیل استفاده می کردند .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 279 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :