Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

سركه اندازی و ...بخشی از خانه سنتی یزد

یکشنبه 4 مهر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، معماری . هنرها، محصولات كشاورزی .، خوراكیها و تغذیه، 

یك میراث فرهنگی نامطبوع !

بی حرمتی می شود ! به قول تهرانی ها روم به دیوار ! خوب ، دكتر استاد دانشگاه هم در سالن تشریح مجبور به یك كارهائی می شود كه ...قباحت دارد ؛ امٌا نه در دنیای علم . بنده هم یك چیزهائی می نویسم كه ممكن است بعضی ها را خوش نیاید ؛ اما نه در حوزه مطالعات معماری و شهرسازی سنتی یزد ...

انگورهائی كه قبلا" گفتم و حالا دیگر بعد از پنجاه - پنجاه و یكی دوسال حتما" سركه شده اند ... از آبشاهی آمده بودند . آنها را از باغی می آوردند كه كودش از از خانه مشهدی حسین بقال ، یعنی همین همسایه ما ، خانه برادرشكه او هم نخودبریزی داشت ، و خانه ارثی پدرشان كه به « هشت كدخداوار » اجاره داده بودند ، تامین می شد . به علاوه مقداری هم بار و بنشن از مشهدی حسین می می گرفتند و معامله تمام !

هنوز هم مستراح برخی از خانه های یزد به چاه فاضلاب مجهز نشده بود . در كوچه محل سكونت ما از دوازده خانه بگمانم پنج خانه فاقد چاه مزبور بود . محله ما مثل اكثر محله هائیكه بیرون از حصار ساخته بودند ، بیشتر كوچه های طویل ، شرقی - غربی بود تا بیشتر ورودی خانه ها ( در زمان ورود یا خروج از در ) روبه قبله باشد ! كوچه های فرعی تنگ تر بودند و در بعضی دری وجودداشت كه پشت آن در، حوضچه ای از مدفوع آمده از مستراح پشت آن و متعلق به یك خانه ... بعضی ها هم حوضچه مربوطه در حیاط خلوتی از خانه شان قرار داشت و وقتی مدفوع جمع می شد و بگمانم در بهمن ماه هرسال ، یا به طور كلی بیشتر در زمستان ، یكی از همین كشاورزان غول آباد ،خرمشاه ، آبشاهی ، مریم آباد ، كوچه بیوك ، اشكذر ، و.... سایر روستاهای اطراف شهر می آمد و ابتدا آن ها را خاك می كرد تا به قدر كافی از حجمشان بكاهد و بعد بار الاغ یا شتر می كرد به طرف روستا .

رسم نبود كه از این بابت پولی بدهد ، كراهت داشت ، در عوض مثلا" انگور می آورد برای سركه انداختن و... دستگیرتان شد ؟! .تاریخ معماری و شهرسازی - تجارت و بهداشت قرن سیزدهم تا همین اواخر در یزد را مطالعه فرمودید ؟ تاریخ ، تاریخ است ، حالا هرچند هم در این قسمتش بد بو !

اما هنوز هم نمیدانم چرا مقصد محموله های اینچنینی به سوی زارچ نسبتا" بیش از سایر روستاهای نزدیك بود ؛ و آنهم با قطارهائی طویل از شتر كه بگمانم در آن مورد می توانست حتی پولی هم رد و بدل شده باشد و فقط به گرفتن هندوانه زارچی قناعت نشده باشد .

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات