تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - چالِ حافظه و مسئله تداعی معانی درنقل آثار ادبی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

چالِ حافظه و مسئله تداعی معانی درنقل آثار ادبی

دوشنبه 22 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

ادبیات شفاهی در ایران (2- 1)

چالِ حافظه و مسئله تداعی معانی درنقل آثار ادبی

ساختار و شکل یک اثر ادبیات شفاهی بنا بر اینکه توسط راویِ آن  :
- بلافاصله پس از اینکه خود شنیده است منتقل شود
- پس از مدتی منتقل شود
قبل از هرچیز به قدرت حافظه بر می گردد .
به علاوه حتی قویترین حافظه ها ممکن است دچار چال حافظه باشند و چیزی به کلٌی از حافظه ی آنان پاک شود . یا چیزی از حافظه ی آنان برای لحظه ای یا برای مدتی پاک شود .
مجموعا" آنچه که متکی بر حافظه است ، حتی یک عبارت کوتاه ، ممکن است در هرمرتبه که نقل می شود شکلی دیگر به خود بگیرد .


کریم ؟ کشاورز ، از سیاستمداران مشهور چپگرای دهه ی 1330 که مدتی در دهه ی 1340 در شهریزد تبعید بوده است در آنجا شروع به جمع آوری فولکلور کرده بود . امٌا از نتایج کار خود در یزد چندان رضایت نداشت و از جمله معتقد بود که نتوانسته است به متن کامل قصٌه روباه و کلاغ برسد ؛ و ی از انجوی شیرازی و انجوی شیرازی از من خواستند که متن کامل مربوطه را تهیه و به ایشان بدهم . کشاورز برای جلب اعتماد عوام در محلٌه خواجه خضر یزد از نفوذ حجت الاسلام والمسلمین آقا شیخ حسن آقا شریعتمداری استفاده می کرده است . من توانستم توسط آن مرحوم راوی اصلی را بازیابم و بدون ذکر نام کشاورز داستان را از وی بخواهم . یک زن ملٌای مکتبی بود که در زمستان 1346سعی کرد قصٌه را به صورتی کامل تعریف کند . امٌا رابطه من پس از این تعریف با مرکز فرهنگ مردم قطع شده بود تا اینکه پس از اشتغال در پائیز 1355 در آن مرکز این تقاضا از سوی انجوی شیرازی تکرار شد و من باز به سراغ همان زن رفتم و دوباره قصٌه را به قول خودش به طورکامل تعریف کرد و بنده هم به طورکامل یادداشت کردم  . سه نسخه ی حاصله تخمینا" هرکدام 15 تا 20 در صد با دیگری تفاوت داشتند .
چه باید کرد ؟
لااقل و قبل از هرچیز ذکر تاریخ دقیق هر روایت ذیل آن
به یاد آن نویسنده ایراندوست ، که آثاری فولکلوریک نیز دارد ، در این سی امین سا ل فقدانش روایتی از ادبیات شفاهی می آوریم :

استاد علم ! این یکی را بکش قلم !
مرد خیٌاطی پارچه ی مشتری را که برش می کرد تک قیچی و اضافه مانده پارچه را پس انداز می کرد و به صاحبانش نمی داد . شبی در خواب دیدروز قیامت شده و او را زیر علم دادخواهی برده اند و مشتری های او دارند با قیچی آتشین گوشت و پوست او را می بُرند و می برند . از خواب پرید و عهد کرد که دیگر این کار رانکند و باقیمانده ء پارچه را به صاحبش پس بدهد . فردا به شاگردش سفارش کرد که هروقت دیدی که من تکه های پارچه را بر می دارم تو بگو :
« استا ! علم ! »
از قضا روزی یکپارچه گرانقیمت آوردند که به تکه های آن طمع کرد ؛ هرچه کرد دید نمی تواند از این یکی بگذرد . همین که برداشت شاگرد گفت : « استا ! علم ! »
استاد گفت :
« این یکی را بکش قلم ! »

از کتاب تمثیل و مثل . جلد اوٌل . 1352 . ص 9  


نظرات() 
Beatriz
سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 02:05 ب.ظ
Hello, Neat post. There's an issue along with your website in internet explorer, would test this?
IE still is the marketplace chief and a big element of other folks will miss your wonderful writing due to this problem.
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:25 ب.ظ
I read this article completely concerning the difference of newest and previous technologies, it's awesome article.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :