تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - تبدیل اصوات شفاهی به نوشتار کتبی در ادبیات شفاهی بسیار دشوار است
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تبدیل اصوات شفاهی به نوشتار کتبی در ادبیات شفاهی بسیار دشوار است

سه شنبه 23 آذر 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


ادبیات شفاهی در ایران (5)

مشکل تبدیل اصوات شفاهی به نوشتار کتبی

مشکل اساسی در ادبیات شفاهی زمانی پیش می آید که در پی ثبت و ضبط آنها برآئیم و بخواهیم به کتبی تبدیل کنیم که این کوشش چند مرتبه در بخش فرهنگ مردم ایران در رادیو ایران ، سال 1347 ، قبل از آنکه آن واحد به « مرکز فرهنگ مردم » تبدیل شود بعمل آمد و نه چندان نتیجه ای نداشت بلکه ممکن بود نتیجه ای عکس عاید سازد و به جای تحقیق ، حاصلی عملا" جعلی داشته باشد (1) . در ادبیات شفاهی :
- ممکن است یک اثری را بنا به حروف مصوته و آهنگین اجرا کنیم و نه به همان صورت نوشتاری و باصطلاح کتابی . این کار علاوه بر عادت و مهارت بیشتر از عهده ی کسانی بر می آید که به لهجه مربوطه گفتگو می کنند . چون کلمات به صورت اصلی - کتابی تلفظنمی شوند امٌا صوت مربوطه قاعدتا" نمیبایست عوض شود . ثبت و ضبط چنین آثاری نیز علاوه بر اجرای یک مجری از همان زبان و همان لهجه بهتر این است که توسط ضبط صوت یا فیلی با صدابرداری دقیق بوده باشد .
- مورد دیگر محاوره ای نقل کردن یک اثر است ؛ به خصوص اگر با لهجه ای خاص باشد (2) ؛ شعرهای محاوره ایمحلی را نیز هرکسی قادر به اجرا کردن نیست .
ادبیات شفاهی تقریبا" هیچگاه دارای یک استیل خاص جدا از ادبیات کتبی نیست (3) بلکه دارای نوع لهجه و به طور کلٌی ادا کردن است .
مهم این است که در این بخش صوتی دیگر نمی توان گفت که مثلا" نقل فلان ترانه آذری یا لری و کردی و بلوچی به لهجه یزدی یا اصفهانی ! .

(1) . پروفسور محسن هشترودی که شنیده بود نگارنده حاضر قادر به تقلید چند لهجه شهرستانی ( در واقع اصفهانی - کرمانی و مشهدی ) است خواست که لهجه آذری تبریزی را که خود صحبت می کرد تقلید کنم و طبیعتا" از عهده بر نیامدم . به نظر وی ، که نظر بنده هم هست ، اینکه یک غیر بتواند لهجه ای را بطور کامل تقلید کند بسیار به ندرت اتفاق می افتد وباصطلاح شانسی بیش از یک در هزار ندارد .
(2) . پس از اینکه طی مدتی کوتاه نگارنده حاضر کار پژوهشی مردم شناسی در دانشگاه تهران ، موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ، بخش مردم شناسی ، را رها کرده بود و به مرکز فرهنگ مردم پیوسته بود دونفر از دانشجویان دختر دانشگاه تهران که خواهان استخدام ساعتی در آن مرکز شده بودند در اواخر وقت اداری به آنجا آمدند و به خواهش یکی از خانم های شاغل در مرکز با آنها مصاحبه هائی به عمل آمد که به تدریج خودمانی شد تا اینکه این دونفر که یکی از شهری در شرق فارس و دیگری از شهر تبریز بودند با یکدیگر به زبان زرگری گفتگو کنند و با شگفتی این دو بسیاری از کلمات یکدیگر را به خاطر لهجه شان درک نمی کردند !
(3) مهمند شیدرنگ ( نام اصلی آن مرحوم چیزی دیگر بود ) که برخی از آثارش در ماهنامه زیبائی و زندگی در سالهای 1348 و 1349 آمده است در پی دریافت ساختار و استیلی خاص در لهجه یزدی بود .

نظرات() 
mittiesiefker.hatenablog.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:55 ق.ظ
Hi! I could have sworn I've visited this blog before but after looking at some of the posts I
realized it's new to me. Anyhow, I'm definitely pleased I stumbled upon it and I'll
be bookmarking it and checking back regularly!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :