تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - نان ، بند جان (3) نان در رمضان (1) . یزد
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نان ، بند جان (3) نان در رمضان (1) . یزد

پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

نان ، بند جان (3)

نان در رمضان (1) . یزد

در سالهای 1340 – 1345 هنوز هم نظام رهبری روحانیت بر فرهنگ و جامعه یزدیانی که در آن شهر « دارالعباده » به خلوص مذهبی و اخلاق شهره بودند ، بخصوص با مجالس پرجمعیت روضه خوانی که در سراسر سال و در سراسر شهر برقرار می شد ، ادامه داشت ؛ و روحانیانِ با مسمٌی و عارف مسلک نیز در هدایت صحیح مردم دریغ نداشتند ؛ از جمله قبل از ماه مبارک رمضان به نانوایان توصیه می کردند که لااقل طی این ماه مبارک از نمک نان بکاهید که سبب تشنگی روزه داران طی روز می شود .

در آن زمان اگر نگوئیم که کمٌیت مصرف نان نزد مردمی که معتقد بودند نان است که بند جان است ، نان نسبت به برنج بهتر انسان روزه دار را نگهمیدارد ، بدون هیچ تردیدی کیفیت نان توسط نانوایانی که گوش به نصایح روحانیان پاکنهاد داشتند و واقعا" در این ماه مؤمن تر می شدند افزایش می یافت .

از طرف دیگر چون طی این ماه مبارک مگر یکی – دو نانوائی تقریبا" همه در طول روز تا حدود یک ساعت به مغرب مانده تعطیل بودند مردم محض احتیاط و اینکه مبادا به موقع نان بدست نیاورند مقداری نان خشک در منزل ذخیره می کردند که برخی می گفتند از آرد بهتری تهیه می شود ؛ و در هرحال خشکه پزی نیز رواج می یافت .

با اینهمه فروش نان در موقع ظهر ممنوع نبود و دو – سه نانوائی که موقع ظهر پخت می کردند نان بر منبر و جلوی منظر مردم نمی گذاشتند و جلوی در مغازه شان پرده ای میآویختند که پخت نان در آن موقع از روز رمضان جلوی دید عموم نباشد . یکی از این نانوائی ها همان نانوائی محامدی در بازارچه ملٌا اسماعیل بود که ظهرهای رمضان هم به ترتیبی که نقل شد پخت می کرد ؛ و گفته می شد که از جمله تهیٌه نان برای بیمارستانها ، مسافرخانه ها و نظایر آنها را بر عهده دارد . نانوا اگر ظهر هم کسی نان می خواست به وی میفروخت منتهی مردم نان تازه ی نزدیک به افطار را ترجیح می دادند و اصولا" اعتقاد ، اخلاق و فضای شهر یزد در آن زمان به نحوی بود که به ندرت کسی به خود اجازه می داد که ظهر رمضان جلوی دید مردم نان بخرد ، و حتی در درون سفره ، حمل کند ؛ بخصوص که بنظر می رسد بوی نان در آن زمان بسیار بیشتر از بوی نان در نیم قرن بعد بود و اشتهای مردم روزه دار را تحریک می کرد .

مسئله ای که مردم را رنج می داد رعایت نوبت برای خرید نان تازه برای افطاری بود که گاه تا حدود یک ساعت طول می کشید و در این میان گاه کسانی بودند که رعایت نوبت را نمی کردند( در آن زمان صف کشیدن برای خرید نان در یزد رسم نبود ) یا به دلیل میهمانی یا هرچیز دیگری ده ها نان طلب می کردند و خریداران هم غالبا" در آخرین ساعت روزه داری ...

ولی بدتر از وضعیت خریدار روزه دار ، وضعیت کارکنان نانوائی بود . معمولا" کارکنان نانوائی شامل پنج نفر اصلی می شدند :

صاحب مغازه یا مدیر مغازه تحت عنوان پاچالدار

چانه گیر

شاطر که چانه را پهن کرده بصورت گِرده به دیواره تنور می زد تا بپزد

تنور درآر که پس از پخته شدن نان آنرا از تنور در میآورد و برحسب نوبت به مشتری می داد .

پادوی مغازه که از جمله برای برخی از خریداران نان را به در خانه هایشان می برد و از همان زمانها مورد اعتراض کسانی که خود برای خرید نان آمده بودند قرار میگرفت . ابتدا در ایٌام رمضان این رسم از بین رفت و بعدا" بکلٌی ملغی شد . چرا که نان یزدی در 1330هرعدد ده شاهی تا بعدا" یک قران بود و پادو یا شاگرد نانوا بابت این رفت و آمد یا از خریداران انعام می گرفت یا از نانوایانی که نانی مرغوب نداشته برای بفروش رفتن به در خانه ها میفرستادند . امٌا زمانی دیگر این انعام برحسب قیمت نان نه برای پادو میصرفید و نه برای غالب خریداران .

بنظر می رسید طی ماه مبارک رمضان کارکنان نانوائی باوجدان تر ، با اخلاق تر ، مهربان تر و باصطلاح مسلمان تر می شدند و سعی به ارائه ی نان با کیفیت تری داشتند . امٌا هجوم مشتریان به نانوائی که صبح پخت نمی کرد و ظهر کمتر مشتری می یافت تا آنکه شاید ظهرها هم پخت نمی کرد در یک نوبت شب ، و آنهم به تعدادی بسیار زیاد در ساعتی قبل از افطار کار نانوایان را سخت تر می کرد ؛ بخصوص شاطر و نان درآر که جلوی تنور بودند و گاه مثلا" در تابستانها که هوای یزد هم بسیار گرم می شد مشتریان علنا" به حال شاطر و نان درآر دل میسوزاندند .

نظرات() 
پانیدا
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397 01:25 ب.ظ
دوست گلم وب جالبی داری ممنون میشم سری به ما هم بزنی و با هم تبادل لینک داشته باشیم مرررسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :