تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - هیزم و هیزم شكن
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

هیزم و هیزم شكن

دوشنبه 28 آذر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، محصولات كشاورزی .، 

منصور چهره پرداز

تابلوی نقٌاشی است و به منظور تزیین

هیزم و هیزم شكن

 

اصل وسیله ی انرژی گرما زای خانگی ، یا در واقع طبخ غذا و گرم شدن در زمستان ، در شهرهای اطراف كویر مركزی ایران ، هیزم و گاه زغال و نیمسوز و خاكه ی زغال بود كه آنهم گیر آوردنش در غیر از این ماههای آبان و آذر ، به اصطلاح كار حضرت فیل بود .

هیزم درختان گز و جفنه و تاغ و بادام ، كه این آخری به دلیل مرغوبیٌت در دهه 1340 به شدٌت كمیاب شده بود ، از جنگل های اطراف شهرها و به تدریج جنگل های دورتر و دورتر تهیٌه می شدند كه حالا اثری از آثارشان باقی نمانده است .

قبل از آن را نمی دانم ، امٌا از حوالی سال 1330 كه به یاد می آورم كامیون ها یی پس از فراغت از حمل و نقل تره بار در تابستان و تا اواخر مهر و پس از آن هم تا حدودی خشكبار و سایر كالاها در آواخر آبان و اوایل آذر گاه تا شب چلٌه فرصتی می یافتند و اینجا دیگر صاحب كامیون ، شوفر ، و شاگرد شوفر ، برای خودشان و به اصطلاح سی خودشان كار می كردند . ظاهرا" تاجر و عمده فروش هیزم و نیمسوز نداشتیم . كامیوندارهای كم مشتری تر به جنگل های اطراف می رفتند ، درختان جنگلی را قطع می كردند و برای فروش به شهرها می آوردند .

محلٌ فروش هیزم ها در شهر یزد در برخی از لرد ( میدان بارانداز ) های شهر بود كه ما آن را از محوطه ای كه در جنوب شرقی میدان شاه ( كه قبل از آن عبٌاسیه و شاه طهماسب هم نامیده می شد و حالا بعثت نام دارد ) قرار داشت می خریدیم . كامیونداری تعریف می كرد كه تا چند سال قبل از آن برای فروش هیزم هایش در لرد امیر چقماق (1) توقٌف می كرده است ، هم كارش راحت تر بوده است ، هم سریع تر می فروخته است و هم حقٌ لردانگی نمیداده است .اینقدر هم مردم سر یك من و دومن آن چانه نمی زده اند و اصلا" اغلب وزن نمی كرده است . در لرد باجوردی هم یك بار دیده ام كه هیزم بفروشند ؛ و گویا گاه ، البته به ندرت ، در كاروانسراها و گاراژها هم می فروختند .

هیزم ها را با قپان می كشیدند و بعد ، تا آنجا كه به یاد می آورم ، با گاری به خانه می آوردیم و آنهم نه یكباره ، بلكه طی چند حمل و به قول یزدیها : چند كش ! و از آنجا دیگر باید به هیزم دان منتقل می كردیم .

هیزم دان خانه ی ما زیرزمینی حدودا" به وسعت دومتر و نیم در پنج متر به ارتفاع دو متر و نیم بود كه در هر آبان یا آذر تا كلٌه ی آن را پر از هیزم می كردیم ؛ چون در بهمن و اسفند هیچ جا هیزم برای خرید پیدا نمی شد . غالب هیزم دانهای خانه های اعیانی در جوار مطبخ آنها قرار داشت .

برخی كه ملٌاك یا مثل مادر بزرگم تا حدودی ملٌاك و باغدار بودند از درختان باغهایشان در ییلاقات هم هیزم تهیٌه می كردند . امٌا حمل و نقل آنها به شهر ها گران تمام می شد و غالبا" هم به حمل فقط تنه ی درختان به شهر اكتفا می كردند .

شغلی هم بنام هیزم شكن وجود داشت . هیزم شكن با تبرش در كوچه ها به راه می افتاد و جار می زد هیزم ! هیزم می شكنیم ! محلٌ هیزم شكستن هم غالبا" همان كوچه بود .

تا حوالی 1330 برای آتش زنه هیمه هم می خریدیم . گاه از براده نجٌاری ( به یزدی : گلاله ) هم استفاده می كردند ؛ امٌا از آن به بعد نفت جای سایر آتش زنه ها را گرفت .    

 

نظرات() 
What causes the heels of your feet to burn?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:45 ب.ظ
Excellent way of explaining, and nice article to
get facts concerning my presentation topic, which i am
going to convey in institution of higher education.
What do eccentric heel drops do?
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:12 ق.ظ
I was pretty pleased to uncover this website. I need
to to thank you for ones time due to this wonderful read!!

I definitely liked every little bit of it and i also have you saved
as a favorite to look at new information on your website.
اثیره
دوشنبه 28 آذر 1390 10:11 ق.ظ
سلام استاد
از خواندن نوشته هایتان لذت میبرم . نوشته ها در هر پست ،ارزشمند است.و اما همراهی عکس ها ؛ تصاویر زیبا و چشم نواز در متن های شما قابل تحسین است. خواستم به نگاه ارزشمند و زیباشناسی تان آفرین بگویم.
اثیره در مقابل زیبایی احساسش را فریاد میزند.
ممنون
پاسخ Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) : سلام به هنر مند بزرگ
برای من افتخار است كه یك نقٌاش و نویسنده ارجمند نوشته هایم را خوانده باشد . خجالتم می دهید .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :