تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (46) ، عصر رمضان ، فضای عمومی شهر ، رونق کسب و کار ، ترافیک
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (46) ، عصر رمضان ، فضای عمومی شهر ، رونق کسب و کار ، ترافیک

سه شنبه 15 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، 


قبل از افطار تهران

امروز که در مردادماه 1392 قرار داریم نسبت مردان و جوانان خانه نشین ، و پایبند تلویزیون و اینترنت و بازیهای کامپیوتری در شهر تهران ، شگفت آور است ؛ حال آنکه در دهه 1350 « خانه نشینی مرد » ، مگر به دلایلی خاص ، یک عیب بزرگ و شرم آور شمرده می شد ؛ و همه معتقد بودند که : « جای مرد در خانه نیست » . بنابر این ، نسبت جامعه گرائی و غالبا" تحت تاثیر آن نسبت فعالیت و تولید و خدمات برحسب تعداد جمعیت شهر و در مقایسه با حال حاضر بسیار بیشتر بود؛ و با وجود آنکه شهر تهران بسیار کوچک تر از امروز بود ؛ معضلاتی چون ترافیک ، بی نظمی اجتماعی ، و... را به صورت قابل توجهی حس می کرد .
یکی - دو ساعت مانده به غروب آفتاب و موقع افطار ، فضای جنب و جوش و رونق کسب و کار و رفت و آمد شهر را فرا می گرفت ؛ گوئی جای صبح های روزهای غیر از رمضان با عصر های این ماه مبارک عوض می شد . مردم به خیابان ها می آمدند ، ترافیک شروع می شد ، و در آن زمان که تعداد اتوموبیل شخصی بسیار کم بود ، و تاکسی ها هم چندان تمایلی به کار در آن موقع از روز رمضان نداشتند ، اتوبوس های شرکت واحد به شدٌت شلوغ می شدند و ماجراهائی می یافتند که کمترینشان ورود مناجات خوانان و بدترینشان ورود گداهائی با ناله و تضرع های ساختگی به ستوه آورنده مسافران بود . برخی مغازه ها ، و به ویژه مغازه های مربوط به اغذیه فروشی باز می شدند . عبور و مرور در پیاده روهای مرکز شهر هم دشوار می شد ؛ و چون شهربانی و ماموران سدٌ معبر شهرداری به مناسبت ماه مبارک رمضان کم تر از سایر ماه های قمری به تخلفات توجه می کردند تعداد دست فروشهای دوره گرد و به خصوص بساط کن با کاری دستی و بدون گاری دستی بین عصر و غروب و موقع اذان به چند و چندین برابر سابق می رسید .
اصولا" تعداد دوره گردان و بساط کنندگان در تهران به حدٌی زیاد بودکه مورد شگفتی جهانگردان  قرار می گرفت . مثلا" از شرق سبزه میدان تا نزدیکی سه راه سیروس در ضلع جنوبی خیابان بوذرجمهری ( 15 خرداد کنونی ) چرخ دستی های حامل میوه و گاه خشکبار و سایر اجناس ، چسبیده به یکدیگر بین پیاده رو و سواره رو قرار گرفته بودند . از عصر هرکدام به صدائی بلند شروع به تبلیغ کالای فروشی خود می کردند ؛ و چون قیمتی پائین تر از قیمت مغازه ها داشتند فروشی چشمگیر می یافتند ؛ عبور از پیاده رو  دشوار می شد ؛ و...

به تناسب رونق کسب و کار ، بازشدن مغازه ها و به خصوص لامپ های اضافی ، چراغ سرسوزهائی که محض تبلیغ جلوی چلو کبابی ها و نظایر آنها گذاشته می شد ، و... حتی همان دستفروشهای با چرخدستی هم هر کدام چراغ سرسوزی روی چرخدستی خود روشن می کردند فضای شهر ، به خصوص فضای مراکز تجمع و خرید و فروش نورانی شده فضائی جشگونه پدید می آورد .
به حدٌی مردم به جنب و جوش می افتادند که موقع افطار و شاید حتی روزه داشتن خود را چه بسا فراموش می کردند .
نانوائی های شهر بیگمان شلوغ ترین محل های شهر می شدند و به موازات آنان سایر مغازه های مربوط به اغذیه نیز به انتظار وزود مشتریان مهیا می شدند : فرنی پز ها - شیر برنجی ها - آش رشته ای ها - شله قلمکاری ها - جگرکی ها - چلوکبابی ها - ساندویچی ها - و... لبوفروش های شلغم و چغندر ، باقلی فروشها ، کدو حلوائی لب یا تنوری ...
این جنب و جوش بالنسبه در تمام شهر وجود داشت ؛ و به عنوان مثال در خیابان های غربی تهران چون نواب عقیلی شمالی ( نواب صفوی کنونی ) - رودکی ( سلسبیل ) - آذربایجان ، و البته مراکزی غیر از بازار چون میدان 24 اسفند ( میدان انقلاب کنونی ) که به اصطلاح غلغله از جمعیت و فعالیت می شد .
و از طرف دیگر مساجد ی که مهیا می شدند تا با اذان مغرب پذیرای مومنان نماز خوان باشند .

*
دیگران نوشته اند : 
« مسجد
مساجد محلا ت شهر از شلوغترین مراکز عمومی به حساب می آمد که پذیرای اکثر قریب به اتفاق اهالی به شمار می رفت. معمولا رسم بر این بود که اکثر مساجد، نماز جماعت مغرب و عشاء را در اول اذان بر پا می کردند و نمازگزاران با یک خرما روزه خویش را باز کرده، سپس به خانه رفته، افطار می کردند و بعد از گذشت ساعتی مجددا به مسجد باز می گشتند. برنامه مسجد عموما به این صورت تنظیم شده بود که ابتدا واعظ منبر می رفت و پس از سخنرانی بلا فاصله درس قرآن شروع می شد که اکثر علا قه مندان آن نوجوانان و جوانان بودند. ناگفته نماند که این سبک و روش کماکان چون گذشته در مساجد برقرار می باشد.»

نظرات() 
What do eccentric heel drops do?
دوشنبه 16 مرداد 1396 06:16 ب.ظ
It's difficult to find experienced people for this subject, but you sound like you know what you're talking about!
Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :