Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نیمه شعبان و مولودی خوانی (2) مولودی خوانی مردانه در یزد حوالی 1330 - 1335

چهارشنبه 21 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


مولودی مردانه

درحوالی سال های 1336 – 1339 روضه خوانی در یزد بسیار زیاد برقرار می شد ، که اگر روزهائی از آن مصادف با روز چهاردهم شعبان ( به اصطلاح مردم : شب نیمه شعبان ) و پانزدهم شعبان ( نیمه شعبان ) می شد روضه ی امام حسین تبدیل به جشن میلاد می شد و به جای مصیبت خوانی به مولودی خوانی و... می پرداختند ؛ و گاه اصولا" مجلس جشنی در شب نیمه شعبان یا صبح نیمه شعبان ، بیشتر در منازل شخصی تجار بزرگ یزد ، تشکیل می شد ؛ و به لحاظ امنیت آن زمان شهر یزد و حرمتی که مردم برای روحانیزادگان قائل بودند در چند مجلس جشن مولودی به تنهائی حاضر شده ام .

در آن زمان مردم کوچه و بازار یزد به مجلس روضه خوانی ، « مجلس امام حسین (ع) » هم می گفتند و مجلس جشن میلاد امام دوازدهم (عج) را هم « مجلس امام زمان (عج) » ، « میهمانی آقا (عج) » و... نیز می نامیدند ؛ بنابر این :

برای شرکت در مولودی برخی ، البته به ندرت ، به حمام و سلمانی می رفتند تا تمیز و آرایش شده در جشن حضور یابند ، غالبا" لباسی تمیز و گاه نو می پوشیدند ، و باز به ندرت عطر به خود می زدند ... و زنان ، که حق شرکت در مولودی مردانه را هم داشتند ، علاوه بر اینها از زیورآلاتشات نیز استفاده می کردند ؛ و به گفته ای سعی می کردند که لباسی قرمز برتن داشته باشند ...و در آن زمان که پوشیدن چادرشب نیلی رنگ یزدی (حجاب محلی ) به سرعت جای خود را به چادر می داد و چادر به رنگهای تیره ( سرمه ای ) با خال های کوچک سفید مد بود بهترین ، نو ترین و زیباترین چادر خود ( که گاه به رنگ آبی – سمه ای ، خال کشکی بود ) را انتخاب می کردند .

جلوی در ورودی جشن دیگر پرچمی سیاه نصب نبود امٌا اگر جشن در شب برقرار می شد حتما" چراغ زنبوری بزرگی بر سردر خانه می آویختند یا با لامپ مثلا" 200 برق آنجا را نورانی می کردند که حضرت نیز به مجلس تشریف بیاورند .

برای خوشبو بودن میهمانان حضرت نیز مردی گلابده با گلابپاش غالبا" مسی و گاه بارفتن و به ندرت چینی در مقابل در ورودی جشن مستقر می شد که مقداری گلاب به کف دست هریک از میهمانان می ریخت و آنان آنرا به پیشانی و محاسن و گردن و گاه مو و لباس خود می زدند تا خوشبو به مجلس امام (عج ) وارد شوند .

میهمانان به اصطلاح معتقدتر و مؤمن تر به محض ورود و قبل از سلام و علیک با میزبان که آماده خوشآمد گوئی بود انگار خود حضرت (عج) در محل میزبانی استاده باشند دستی به سینه گذاسته با گفتن « السلام علیک یا صاحب الزمان » یا چیزی نظیر ان به امام « حاضر » سلام میدادند ؛ و آنگاه سلام به تمام حاضران واجب تلقی می شد حتی اگر قبلا" با آنان در حالت قهر قرار داشته باشند .

قبل از فرارسیدن نیمه شعبان میبایست کسانی که با یکدیگر قهر بودند ، به خصوص با توجه به نزدیک بودن ماه مبارک رمضان و لزوم قهر نبودن طی آن ، آشتی کنند و این روز مبارک و محل جشن را برای آشتی مناسب می دیدند .

حتی کمترین کدورت خاطر قبلی در این روز میبایست رفع می شد و اصولا" جشن به معنی تجدید مودت بود و بازار مصافحه و معانقه و دست دردست یکدیگر مالیدن و نگهداشتن  بسیار بسیار گرم می شد .

آن روزها جای هرکسی در چنین مجالسی مشخص بود تقریبا" به این صورت :

روحانیان و میزبانانی که قدرت سرپا ایستادن در محل ورودی را نداشتند در نخستین اتاق نزدیک به ورودی  مستقر می شدند .

اعیان بزرگ و سادات در شاه نشین مستقر می گردیدند

مردم در جه بعد در اتاق ها یا حجره ها قرار می گرفتند

مردمانی از اقشار پایین تر در اطراف خانه یا حسینیه و مسجد و ... پشت به دیوار می نشستند و و...

جای عوام ترین و در واقع فقیر ترین میهمانان در میانه ی مجلس بود .

این بود که برخی از اقشار مردم به محض ورود به مجلس به اتاق روحانیان سرک می کشیدند تا به روحانی بزرگ شهر ( در آن زمان : آیت الله شهید صدوقی ، آیت الله آقا شیخ احمد علومی ، حجج اسلام مدرس و مدرسی ، حجت الاسلام حاج شیخ غلامرضا کوچه بیوکی ، و... تبریک بگویند و پس از آن به سوی شاه نشین می رفتند و نهابتا" در جائی که مناسب خود می دیدند مستقر می شدند .

در مجالس روضه خوانی رسم بر این بود که حتی الامکان موقع ورود میهمان با یک چای قند پهلو از وی پذیرائی شود ؛ امٌا .... ( ادامه دارد انشاء الله ) .

نظرات() 

نیمه شعبان و مولودی خوانی

دوشنبه 19 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


در باره نیمه شعبان در دو شهر بزرگ ایران که مقیم بوده ام ؛ و شناخت هائی مقدماتی داشته ام مطالعه کرده ام

یزدتا خوالی سال 1350 

تهران از 1345 تا 1356 

... و البته از 1350  مراسم نیمه شعبان را به صورتی بسیار مختصر و آغازگرانه در شهر کاشان نیز تا حدودی مورد مطالعه قرار داده ام .

جشن های نیمه شعبان در این سه شهر عموما" به سه بخش اساسی تقسیم می شدند : 

چراغانی و آذین بندی کوچه و خیابان

اطعام مردم و توزیع شیرینی

مولودی خوانی

در یزد دهه 1340 از جمله مجالس و مراسمی که در منازل برپا می شدند یکی به منظور عزاداری بنام روضه خوانی در ایٌام عاشورا ، فاطمیه ، شهادت حضرت علی (ع) و... بودند ؛ و در مقابل آن برای شادی و نشاط جمعی و جشن و سرور ؛ مولودی خوانیِ اغلب چهارده معصوم به ویژه برای حضرت علی(ع) ، حضرت فاطمه (ع) ، امام دوازدهم ، خضرت ولی عصر (عج) ، پیامبر ، و گاه برای حضرت ابوالفضل العباس ، علی اکبر ، علی اصغر ، و...

آن روزها مولودی تقریبا" فقط منحصر به مریحه خوانی و کف زدن نمی شد؛ و واقعا" یک مجلس جشن و سرور بود ؛ که به دو بخش مولودی مردانه ( گرچه زن ها هم حق حضور در آن را داشتند ) و مولودی زنانه تقسیم می شد .

 


نظرات() 

یاد بود پرو فسور دکتر محمد حسن گنجی . جغرافیدان - مردم شناس (2)

دوشنبه 19 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


در دهه 1340 توجهی قابل توجه به آموزش جغرافیا در دبستانها و دبیرستان ها می شد چنان که قطع کتاب جغرافیا به دلیل نقشه هایش دوبرابر قطع سایر کتابها و قیمتش بالاتر بود ؛ دانش آموزان را به سوی خود جذب می کرد و گفته می شد که کتابهای جغرافیای دبستانی و دبیرستانی عمدتا" یا توسط دکتر گنجی ، یا زیر نظر وی تالیف می شدند و بعدا" متوجه شدم که در تالیف آنها از الگوهای کشورهائی پیشرفته چون انگلستان و ایالات متحده تقلید می کرد ؛ امٌا بنظر می رسد که از اهمیت این کتابها طی دهه ی 1350 کاسته شد  ؛ شاید به این دلیل که نظر دکتر گنجی بیشتر معطوف آم.زش عالی جغرافیا در دانشگاهها شده بود .
تهیه فهرست مقاله های جغرافیائی که در سالهای 1340 و 1341 توسط جواد صفی نژاد ، در آن زمان کارمند اداری دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، زیر نظر وی صورت گرفته بودنیز متکی بر الگوهائی بود که عمدتا" از کشورهای پیشرفته اخذ شده بودند .
شاید یکی از اصولی ترین تاثیرات پروفسور دکتر محمد حسن گنجی بر جغرافیای انسانی ، انسانشناسی و مردم شناسی ایران نقش وی در تهیه مجموعه مقالاتی در باره ایران به صورت یک دائرة المعارف در یک کتاب دوجلدی بنام « ایرانشهر » به عنوان نشریه ی شماره ی 22 کمیسیون ملی یونسکو در ایران سالهای 1342 و 1343 بوده باشد .
در این کتاب دو بخش از نظر شناخت مردم ایران بیش از سایر بخش ها حائز اهمین مینمایند :
- جمعیت و گروههای نژادی ایران
- و به خصوص :
- - آداب و رسوم و اعتقادات عامه 
 

نظرات() 

یاد بود پرو فسور دکتر محمد حسن گنجی . جغرافیدان - مردم شناس (1)

شنبه 17 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


 

آخرین بار که وی را دیدم در همایش بین المللی محیط زیست ایران بود . وقتی آمد برود ردیف نخست بنشیند با نا امیدی به وی سلام کردم . چون به من گفته بودند که این حدودا" 90 ساله تمرکز حواسش را از دست داده است و دیگرانی را که قبلا" می شناخته است به جا نمی آورد . امٌا با تعجب دیدم که نه تنها مرا پس از حدود ربع قرن به جا آورد بلکه آمد پیش من که در ردیف سوم – چهارم نشسته بودم نشست و به احوالپرسی . هرچه هم بعضی از استادان جاه طلب و خودنمای جغرافی وی را صدا کردند که برود در جوار آنان در ردیف های جلو جای بگیرد به آنان پاسخ مثبت نداد . شاید از مهمترین خصائلش که از 1345 در او می شناختم تواضع ، انسانیت ، کوشش شبانه روزی ، علم گرائی و تشویق دیگران به مطالعات و مردمی بودن بود . مردمی بودنی که با تخصص وی در جغرافیای انسانی نیز کاملا" مرتبط بود .

نخستین بار که او را دیدم ، در سال 1345 ، از علاقه ی شدید حود به جغرافیای سیاسی و اقتصادی با او صحبت کردم و اینکه در رشته ی علوم اجتماعی که به جامعه شنسی اتکاء داشت مشغول شده بودم . وقتی متوجه شد یزدی هستم گفت منافاتی ندارد . تو در علوم اجتماعی مشغولی که انسان شناسی ( مردم شناسی ) هم یکی از رشته های آن است . مردم شناسی و جغرافیا هم تقریبا" یکی هستند و در تمام کتابخانه های بزرگ جهان مطالعاتی منطقه ای را نمی توانند تشخیص دهند که اصولا" در بخش انسانشناسی قرار می گیرند یا در بخش جغرافیای انسانی ...

وقتی سرکلاس درس موضوع را با دکتر علیمحمد کاردان ، مترجم کتاب روش مردم شناسی ، مطرح کردم پس از این که متوجه شد که حرف از دکتر گنجی است گفت که او عضو شورای عالی مردم شناسی در انگلستان بوده است . امٌا من در فرانسه تحصیل کرده ام و مردم شناسی را مستقل از جغرافیای انسانی می دانم ؛ اگرچه قلمروی مطالعه ی این دو تقریبا" یکی است ؛ منتهی مردم شناسی در خصوص « روابط اجتماعی سنٌتی مردم » است حال آنکه جغرافیای انسانی بیشتر به « روابط انسان با زمین » ، و البته که چون انسان اجتماعی زندگی می کند « روابط اجتماعی انسان با زمین »  است .

وقتی در کتابخانه ها به جستجو پرداختم دیدم دقیقا" حرف دکتر گنجی صحت دارد و نه تنها جغرافیای انسانی و مردم شناسی بلکه جغرا فیا و مردم شناسی را در یک طبقه قرار داده اند ...

... و امٌا جغرافیا دانان استقلالی برای مردم شناسی قائل نبودند . آنان معتقد بودند که جغرافیا به دو بخش اصلی تقسیم می شود :

- جغرافیای طبیعی

- - جغرافیای انسانی

- جغرافیای طبیعی شامل ژئ.م.رفولوژی ، زمین شناسی ، هوا شناسی ، شناخت کرات دیگر یا ستاره شناسی ، و زیست شناسی

- جغرافیای انسانی شامل بخشی از زیست شناسی و مسائل تکامل انسان ( انسان شناسی فیزیکی ) و البته که تمام مردم شناسی :

- جغرافیای فرهنگی

- جغرافیای مذهبی

- جغرافیای مردمی و جمعیت شناسی

- جغرافیای اجتماعی

- جغرافیای بهداشت و درمان

- جغرافیای حمل و نقل

- جغرافیای گردشگری

- جغرافیای شهری

- جغرافیای اقتصادی

- جغرافیای تاریخ و زبان

- جغرافیای سیاسی

- جغرافیای توسعه 


نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات