Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نیمه شعبان و مولودی خوانی (6) مولودی خوانی زنانه در یزد حوالی 1334 - 1336 (3)

سه شنبه 27 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

عکس ، تزئینی است


دریکی ازدو مجلسی که شخصا" در کودکی کم و بیش شاهد و ناظر بوده ام  سفره ای  بنام سفره امام زمان وسط مجلس انداخته بودند که برخی از میهمانان هم نذری های خود چون نخود مشگل گشا و نقل  و پشمک را در آن میگذاشتند . امٌا بگمانم چنین سفره ای چندان رسم نبود .

حضورامام ( عج) در مجلس لابد چندان مطرح نبود که زنان چادر از سر بر می داشتند و گاه بالباسهائی آستین کوتاه و نسبتا" دکولته ...

به محض ورود میهمان یک لیوان (‌که آن روز ها بیشتر رسم بود در پایه یا به گویش یزدی در گالش باشد ) شربت قند و گاه شربت عرق بیدمشک یا سکنجبین یا شربت به و لیمو وامثال آنها جلوی وی می نهادند و با وجود آنکه مولودی رنانه بسیار مجلل تر از مولودی مردانه برقرار می شد از گریخته ای ها چندان پذیراییی بعمل نمی آمد .

همین که ده – پانزده نفر جمع می شدند مولودی خوان شروع به مولودیخوانی میکرد که در ابتدا شروع به مولودی خوانی های مردانه و لابد ابیاتی از یک غزل یا قصیده بود.

کمی که مجلس گرم می شد شعر های مولودی خوانها به ترانه ها ی عاشقانه مربوط به امام (عج) یا غیر از آن و شعرهای ریتمیک تبدیل می شد و دختربچٌه هائی را برای رقص به وسط اتاق میفرستادند . کسانی که در دو کودکستان یزد ( نمونه و همٌت ) رقص یاد گرفته بودند دراینجا شناخته شده بودند و از آنها می خواستند که برقصند . امٌا بچٌه های دیگری هم بودند که می رقصیدند . ما پسر بچٌه های کودکستانی هم رقص را در کودکستان آموخته بودیم ؛ امٌا هیچگاه از هیچ پسربچه ای چنین تقاضایی نمی شد .

آنگاه از زنی که خوب می رقصید دعوت به رقص می کردند ( بگمانم هیچ دختری قبل از ازدواج حاضر به رقص در چنین مجالسی نمی شد چون احتمال شوهر کردنش را کاهش می داد )  . وی ناز می کرد و خود را خجل نشان می داد . شرط و شروط می گذاشت که مثلا" مرد نامحرم در آن حدود نباشد ، گریخته ای ها نامحرمند و تماشا نکنند . خبر رقصش به گوش خانواده اش نرسد و ...

.... گاه برای اینکه خجالتش بریزد یک پیرزن ، یک کلفت ، یا امثال آنها رقص مختصری می کردند تا خجالتش بریزد ..

آنگاه دایره زدن ، کف زدن ، و ناپوت ناپوت کردن شروع می شد ...

( ببخشید . ازادامه این مطلب فعلا" معذورم . تا همینجا نیز نسبت به اعتبار این نوشته کمتر از 30 - 40 درصد معتقدم . چنین مطالعاتی میبایست برعهده زنان و به صورتی کاملا" عینی و مشارکتی باشد )

التماس دعا . 

نظرات() 

نیمه شعبان و مولودی خوانی (5) مولودی خوانی زنانه در یزد حوالی 1334 - 1336 (2)

دوشنبه 26 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


عکس ، تزئینی است و ربطی به اصل مطلب ندارد

شاید نخستین یا یکی از نخستین کسانی که وارد مجلس مولودی خوانی زنانه می شد زن مطرب یا به گویش یزدی « عربونه زن » بود که در یزد دوجنسیی بنام صفا ، از همه مشهورتر و با هرشرایطی حاضر به کار بود . وی قاعدتا" هرجا که می رفت چون چند عربونه با حود داشت و این عربونه های ساخت همان یزد هردم ممکن بود پاره شوند و نگهداریشان در شلوغی جشن اهمیت داشت گوشه ی ( البته در صدر ) اتاق را انتخاب می کرد که آنها را بین خود و دیواری از اتاق پناه دهد ؛ و هرکس که وارد می شد یا به خصوص زنا ن بزرگ که وارد می شدند می گفت به افتخار .... ( نامشان را می برد ) و چند ثانیه ای می نواخت . اگر یک تازه عروس وارد می شد همه « شولولولو » می کردند .

مسئله بسیار بزرگ مولودی های زنانه این بود که هرزنی میخواست ، ظاهرا" به یمن مجلس و به خاطر قداستش وارد آن شود ؛ امٌا مجلس فقط در یک اتاق ، البته حتی الامکان هرچه بزرگتر ، برقرار می شد ؛ نمی توانست همه را بپذیرد ، رسم نبود که در آن در صورت ازدحام ، ردیفی از مدعوین در مقابل ردیفی دیگر در وسط اتاق بنشینند ، به خصوص که از یکطرف زنها میخواستند خوب جلوی دیگران خودشان را ، و درواقع جواهرات و لباس و آرایششان را ، به نمایش بگذارند ، و از طرف دیگر وسط اتاق میبایست برای محل رقص که به احتمال قریب به یقین صورت می گرفت ، آزاد باشد .

زنان که وارد می شدند بلافاصله از طرف سایر زنان مورد استقبال بسیار گرم قرار می گرفتند و زن صاحبخانه سعی می کرد بیشترین تعارفات معموله را انجام دهد و در نتیجه با اینکه ممکن بود همین دیروزش این میهمان را دیده باشد جلودویده درحالی که تازه رسیده را بغل می گرفت می گفت : چه عجب از اینطرفها ؟!!! نان تلخ و شوری خورده اید ؟!!! راه منزلتان را گم کرده اید ؟!!! من که باورم نمی شود دارم شما را می بینم ! ...

با اینهمه قاعدتا" دستبوسی وجود نداشت ، روی یکدیگر را هم کمتر به جد می بوسیدند چون جای سرخاب و سفیداب و به خصوص ماتیک روی صورت دیگری میماند و آرایشش را به هم می زد !

گاهی برای تازه رسیده چادر نماز می آوردند که چادرشان را عوض کنند ( شاید به خاطر اینکه گمان میبردند امام (عج) در مجلس حضور دارند ؟! ) ؛ و البته صدر و ذیل در مجلس تقریبا" به شدت و برحسب بزرگتری و کوچکتری رعایت می شد ؛ امٌا اینجا بسیار کمتر از مجلس مردان به سادات اهمیت می دادند و به شوخی به جای اینکه جای بالاترشان را به زنان سادات ( مثل والده بنده ) تعارف کنند می گفتند « اگر شما سیٌد هستید ما هم میٌت هستیم » ! .

می گفتند به این مولودی ها هم عدٌه ای از زنان دعوت نشده به هرترتیب وارد خانه می شدند که البته مورد استقبال صاحبخانه قرار نمی گرفتند و به درون اتاق دعوت نمی شدند . درهمان حیاط خانه نظیر تماشاگران باقی میماندند و اصطلاحا" به آنها « گریخته ای » ( یعنی از دست نگهبان جلوی در خانه گریخته ای ) می گفتند .

جای بچه های کمتر از 13 ساله ای هم که گاه مدعوین را همراهی می کردند در همان حیاط خانه بود ؛ و البته که هیچ مردی نمیبایست در خانه حضورداشته باشد مگر خدماتچی هائی ( چون چای ریزها و شزبت سازها و... ) که به ندرت مرد بودند و میبایست هیچگونه دیدی به مجلس یا حتی گریخته ای ها نداشته باشند .

( ادامه دارد انشاء الله )

نظرات() 

نیمه شعبان و مولودی خوانی (4) مولودی خوانی زنانه در یزد حوالی 1334 - 1336 (1)

جمعه 23 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


 

مولودی زنانه

مادر بزرگم تعریف می کرد که تا زمان حکومت پهلوی اوٌل در یزد مولودی خوانی فقط خاص « مولود » کعبه ، یعنی حضر ت امیر المؤمنین علی (ع) ، بوده است .

مسئله پژوهشگر حاضر در خصوص مولودی خوانی حاضر بیشتر از این نظر بود که زنان بزرگ و مسن خانواده و ی ونزدیکانش با مولودی خوانی زنانه میانه خوشی نداشتند ، آن را انحراف از دین و خاص زنان کمتر مؤمنه معرفی می کردند ؛ و به خصوص با تاکید مردانشان حق حضور در آن را نداشتند .

با این وجود چون پژوهشگر در حیاط دو منزلی که بین سالهای 1334 و 1336 مولودی خوانی در آنها صورت می گرفته است حضور داشته است و اطلاعاتی ذهنی و بنا به نقل قول از دیگران دارد به یک پیشنگارش می پردازد .

جشن میلاد امام زمان در دهه 1340 دومین جشن بزرگ مردم یزد ( پس از جشن نوروز ) محسوب می شد .

مولودی های زنانه عموما" بر اساس نذر ( و نه رسم سنواتی در یک منزل ) بر قرار می شد ؛ یا اینکه چون از نظر مردان و به ویژه روحانیان بزرگ شهر مذموم شمرده می شد آن را بنا به نذر قبلی و قرار گرفتن در برابر یک عمل انجام شده معرفی می کردند .

نخستین مرحله برای شرکت کنند گان حمام گرفتن بود که چون همه به حمام عمومی می رفتند ( فقط خانه فرماندار و یکی دوخانه ی دیگر دارای حمام بود ) ؛ حمام ها ی زنانه تقریبا" مشابه روزهای قبل از عید نوروز شلوغ می شد ؛ آنگاه نوبت به باصطلاح هفت قلم آرایش می رسید :

هفت قلم آرایش

1 – اصولا" آرایش و پیرایش موی زنان در یزد از همان سالها شروع شد که دستگاههای فلزی و قیچی مانند فرزدن مو وارد شهر شد ؛ و آرایشگری بود که خود را متخصص کوتاه کردن موهای زنان و فرسه ماهه معرفی می کرد با این تاکید که اگر خانم ها هر چند یکبار موهای خود را کوتاه نکنند دچار « موخوره » می شوند و...اوج رونق کار این آرایشگر و، چند رقیب وی و چند نفر از بانوانی که مهارتی در این امر یافته بودند و به دیگران کمک می کردند ، در نیمه دوم دهه 1340 بود . در نیمه ی نخست دهه 1350 فرششماهه مد شد و برخی به این منظور اتاقی از منزل خود را به آن اختصاص دادند و خرفه ای جدید به وجود آمد ، و..

بخش بعدی بند انداختن بود که شامل دو بخش اساسی می شد :

2 – ازاله موهای زائد صورت

3 – برداشتن زیر ابرو

این دو بخش توسط یکنفر بند انداز که به گویش متداول محلی « حفه کن » نامیده می شد ، و از همه مشهورتر بین سه – چهارنفر حفه کن شهر « خانمی » نام داشت ، صورت می گرفت .

4 – سفیداب مالیدن به صورت

5 – سرخاب مالیدن به روی گونه ها

6 – ماتیک مالیدن به لبها که ماتیک فقط به رنگ قرمز ارغوانی بود .

7 – سرمه یا وسمه کشیدن به چشم و ابرو

لباس عروسی

لباس کسانی که در مولودی ها شرکت می کردند معمولا" همان لباسی بود که در آخرین عروسی ها پوشیده بودند و شامل پیراهن می شد . بلوز دامن از حدود 1340 وارد یزد و به تدریج متداول شد .

( ادامه دارد )




نظرات() 

عیدتون مبارک

پنجشنبه 22 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

نظرات() 

نیمه شعبان و مولودی خوانی (3) مولودی خوانی مردانه در یزد حوالی 1330 - 1335 (2)

پنجشنبه 22 خرداد 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

در مجالس روضه خوانی رسم بر این بود که حتی الامکان موقع ورود میهمان با یک چای قند پهلو از وی پذیرائی شود ؛ امٌا .... در مجلس جشن مولودی امام زمان (عج ) فقط شربت قند  ، در سه فصل پائیز ، زمستان و بها ر تقریبا" همیشه بدون یخ یا برف طزرجان امٌا حتی الامکان با آب خنک آب انبار ، و اگر مولودی مصادف با اواخر بهار و تابستان گرم بود غالبا" همراه با یخ یا برف طزرجان  ، می دادند .

می گفتند که مجلس در حدود ده سال قبل از آن دارای سه بخش بوده است

ذکر امام (عج)

منقبت آن امام توسط یک روحانی

( که گاه با پامنبری هم تکمیل می شده است )

مولودی خوانی توسط درویش ها

در زمانی که ما دیدیم دیگر ذاکرین بزرگی وجود نداشتند و ذکر گیری حذف شده بود .

منقبت امام توسط یک روحانی خوش سیما ، خوش بیان و لطیفه گو و بذله گو و به خصوص خوش آواز ( مثلا" آقای داودی ؛ یا حاج آقا سید رضا آیت اللهی ، و.. ) صورت می گرفت .

و در تمام طول مجلس ذکر صلواة بر محمد (ص) و آل محمد (ع) بسیار بیش از ذکر صلواة در سایر مجالس و مذهبی بود . ( شاید هرجا که برنامه لنگ می شد هم صلوآه می فرستادند ).

خوشرو بودن و شاد بودن از اصول چنین مراسمی بود ( در بین عوام کسانی بودند که در مجامع فریاد میزدند که حلال زاده ها همه در چنین جشنی شاد اند ! ) .

هرجا که نام « مهدی » ( عج ) می آمد همه ی مجلس قیام می کردند ؛ و صلواة می فرستادند ، برخی « یا مهدی » یا نظیر آن فریاد می کشیدند ؛دست به سینه می نهادند و سه بار ، ترجیحا" رو به قبله ، که امام (عج) از آنطرف ظهور می کنند ، تعظیم می کردند .

مولودی خوانی اصلی توسط درویش ها ( مثل درویش بلبل – درویش خوشحال ها – و... ) صورت می گرفت که با صلواة ها و بلند شدن ها و... همراه بود و گاهی حاضرین با دراویش ذکر می گرفتند .

در تمام طول مراسم مردمی که باور و خلوص از چهره شان میبارید خود را در حضور امام (عج) می دیدند ...

... و اکثرا" معتقد بودند که ملائکه و جنٌیان هم در مجلس حضور دارند .

گاهی که گرفتاریی شخصی داشتند در آن مجلس نذر می کردند که در صورت بر آورده شدن نذرشان تا سال آتی نذر خود را ادا کنند...

... و آخر مجلس توسط یک نفر ( ترجیحا" روحانی ) برای همه دعا می خواندند

شنیده ام که در برخی از این مجالس برای رفع گرفتاری بانی مجلس یا کسی دیگر آیه ی «امٌن یجیب ... » خوانده اند .

و مجلسی که باشادیِ تمام شروع شده بود ، و با شادی تمام ادامه یافته بود با شادی تمام خاتمه می یافت در حالی که برخی عقب عقب و با تعظیم های مکرر از مجلس خارج می شدند .... شاید با یک دنیا امیدواری بیشتر و انژیی افزون .

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات