Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

دیدم حیف است که شما هم نخوانید ! هرمردم شناس ایرانی بهتر است بخواند !

یکشنبه 30 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

کد خبر: ۳۵۶۶۶۲تعداد نظرات: ۱ نظر تاریخ انتشار: ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ - 
ایرانیان سالیانه چقدر خرج فالگیری می کنند؟
رمال ها و فالگیرها از لحاظ روانشناسی زرنگ هستند، می دانند چه چیزی را کی بگویند و در برابر واکنش ها چطور عمل کنند که طرف سرخورده نشود و راه پیشگویی شان را نبندد. چرا که یکی از مهم ترین عوامل موفقیتشان این است که از لابه لای حرف های انسان و از ری اکشن هایش، چیزهایی که می خواهند بگویند را در بیاورند.
پنجاه هزار تومان می دهی، آینده و گذشته را برایت بازگو می کنند که هیچ، درمان سرطان، وصال عاشقان و حل مشکلات را نیز برای آدمی انجام می دهند. محبت در دل شوهر می کارند، برای دختران جوان شوهر و برای پسران بیکار، کار پیدا می کنند. در بساطشان برای هر مشکلی تعویذی دارند اما جالب اینکه خود غرق مشکلاتند و تعویذشان برای خود آن ها کارساز نیست.
زمانی در کنار خیابان می نشستند، یا اتاقکی در خانه شان داشتند، حال با پیشرفت تکنولوژی تلفنی و اینترنتی اقدام به فالگیری می کنند، بعضی هایشان فرصت را از دست نمی دهند و حتی از اپلیکیشن های موبایلی برای کسب و کار خود استفاده می کنند.
گرایش ایرانیان به سمت خرافات و فالگیری و رمالی روز به روز بیشتر می شود، بی سواد و تحصیل کرده، برای فالگیری از همدیگر سبقت می گیرند. دختر جوان گوشی را بر می دارد، آن طرف گوشی نیز زنی است، دختر می گوید: پسر جوانی به من علاقمند است و اکنون با هم ارتباط داریم آیا بگذارم به خواستگاری ام بیاید؟ زن جوان که با فال چای می خواهد آینده دختر را بگوید بعد از کمی مکث که نشان دهنده سر کشیدن چای است می گوید: پسر خوبی است، عاشق توست ولی فردا نمی تواند زندگی راحتی برایت فراهم کند، کمی صبر کن و نگذار پسر عاشق با خانواده ات صحبت کند و فعلاً رابطه دوستانه تان را ادامه دهید.
این گونه است که خانم فالگیر زندگی دو نفر را به سمت دیگری خارج از قاعده شرعی و عرفی آن هدایت می کند، پولش را قبل از تماس برایش انتقال داده بود. این یک داستان نبود، ماجرای واقعی بود که مشابه آن هر روز در گوشه و کنار این سرزمین اتفاق می افتد. تلخی ماجرا اینجاست که دختر قصه ما کارشناسی ارشد دارد، بیش از یک و نیم دهه در مدارس و دانشگاه ها و کانون خانواده تعلیم و تربیت شده، آخر سر زندگی و آینده خود را با خرافات به مسیر نامعلومی بکشاند.
رمال ها و فالگیرها از لحاظ روانشناسی زرنگ هستند، می دانند چه چیزی را کی بگویند و در برابر واکنش ها چطور عمل کنند که طرف سرخورده نشود و راه پیشگویی شان را نبندد. چرا که یکی از مهم ترین عوامل موفقیتشان این است که از لابه لای حرف های انسان و از ری اکشن هایش، چیزهایی که می خواهند بگویند را در بیاورند.
سعی می کند از چیزهای کلی بگوید و همین کلی گویی باعث می شود کسی که برایش فال می گیرند و اعتقاد هم دارد، در ذهنش بگردد و تعمیمش بدهد به کسی یا چیزی. آینده ای که حدس می زند چیز خارق العاده ای نیست.
نگاهی به چرخه فالگیری که بیاندازیم متوجه می شویم که با وجود تلاش های بسیار برای حذف این پدیده باز هم شاهد گسترش آن در میان اقشاری از مردم جامعه هستیم؛ مردمانی که در ابتدا به دلیل باورهای غلط و کم آگاهی به سمت فال رفته بودند اما حالا با قشر تحصیل کرده ای روبرو هستیم که به دلیل ناآگاهی و کمی هم با رضایت قلبی به این سمت گرایش پیدا می کنند و نه تنها بی سواد نیستند بلکه از سواد لازم برای استفاده از اینترنت برخوردار هستند و نمی توان به آن ها بی سواد گفت.
وزارت بهداشت اعلام کرده است 10 درصد جمعیت کشور طی یک سال نزد افراد غیرمتخصص و بی صلاحیت مانند دعانویس، رمال و... رفته اند. آمارها نشان می دهد در تحقیقی که توسط دانشکده مدیریت و علوم اجتماعی تهران شمال در مورد سطح گرایش دختران دانشجو به خرافات انجام شده، مشخص شده است 68 درصد از دختران در فاصله سنی 18 تا 26 سال دست کم یک بار به فالگیر مراجعه کرده اند،50 درصد نیز چند بار مراجعه کرده اند و 83 درصد از دانشجویان حرف های فالگیران را تصدیق کرده و با اعتقاد به سراغ آن ها رفته اند.
در یکی از پژوهش های صورت گرفته با بررسی جمعیت 15 تا 64 سال مشاهده شده است 10 درصد جمعیت کشور در طول یک سال گذشته به دعانویس، رمال، و... رجوع کرده اند. در این مطالعه ملی سه هزار روان شناس در سطح استان ها و شهرستان های کشور مشارکت داشته اند و هشت هزار نفر مورد بررسی قرار گرفته اند. این آمار به وضوح نشان می دهد بیش از هفت و نیم میلیون نفر ایرانی در آن سال به جادوگران کوپنی مراجعه کرده اند که سه چهارم آن ها یعنی بیش از پنج میلیون نفرشان، تحصیل کرده هستند. (آرمان، 24 فرودین 93)
آمارها نشان می دهد برخی فالگیرها مشتریان دائمی و حتی بین چهار تا شش میلیون تومان، درآمد ثابت ماهانه دارند. در حال حاضر طبق اعلام سایت مرکز آمار جمعیت کشور حدود 77 میلیون و 750 هزار و 669 میلیون نفر است. طبق اعلام پژوهش صورت گرفته، هفت میلیون و 750 هزار نفر به فالگیران و رمالان مراجعه می کنند. گرچه این روزها واقعیت نشان می دهد که چیزی بیشتر از ده درصد از ایرانیان به فالگیران مراجعه می کنند.
رییس پلیس آگاهی استان تهران و البرز سال 90 در مورد مبلغی که رمالان از مردم می گیرند گفته بود : بر حسب میزان شهرت و مقبولیت، رمالان مبالغی بین 20 هزار تا 300 هزار تومان دریافت و در برخی موارد مبالغ قابل توجهی تا سقف پنج میلیون تومان نیز دریافت می کنند. (روزنامه شرق شماره 1273 ) با احتساب همان مراجعه ده درصد ایرانیان در سال به جادوگران، و با فرض اینکه به طور میانگین هر فرد (با در نظر گرفتن دفعات دیگر مراجعه به همان رمال یا رمال دیگر) پنجاه هزار تومان تقدیم این فالگیران و رمالان بکند، ایرانیان سالانه 387 میلیارد و 500 میلیون تومان از درآمد خود را به جیب رمالان و فالگیران سرازیر می کنند. این فقط ضرر مادی این مراجعه نحس است.
بسیاری از فالگیران و رمالان مرد، با رضایت و یا زور اقدام به تعرض به زنان می کنند. سال گذشته زن 29 ساله ای نزد مأموران پلیس استان خراسان رضوی مراجعه و داستان تجاوز به خود را این گونه تشریح کرد: «... چند روز بعد وقتی طبق قرار قبلی به ملاقات مرد رمال رفتم او گفت مرا طلسم کرده اند و او باید از طلسم شکن استفاده کند اما باید دعا را روی تنم بنویسد. من با این کار مخالفت کردم و گفتم حاضر نیستم او به من دست بزند. مرد رمال وقتی این حرف را شنید داد و فریاد راه انداخت و بعد در حالی که چاقویی در دست داشت من را تهدید کرد. هیچ کس به غیر از ما دو نفر در آن خانه نبود و صدای کمک خواهی ام به جایی نمی رسید برای همین شروع به گریه و التماس کردم اما آن مرد بدون توجه به وضع روحی خرابی که داشتم به من تعرض کرد.»
رمال ها به بهانه نوشتن دعای حل مشکلات و دعای گشایش بخت بر روی بدن زنان با زعفران و گلاب به آنان تعرض می کنند که در بیشتر مواقع به دلیل فرهنگ حاکم بر جامعه و اشتباه زنان، این تجاوز مخفی باقی می ماند و ان زن و یا دختر باید تا آخر عمر ماجرای تجاوزی به خود را در سینه نگه دارد که عواقب آن در صحنه های دیگر زندگی بروز می کند.
نیروی انتظامی نیز زیاد کاری به این افراد ندارد و مزاحم کسب و کارشان نمی شود. از نگاه قانون، هرگونه اقدام به رمالی و جن گیری و فالگیری جرم محسوب می شود و مطابق بند 18 ماده 3 آیین نامه قانون مصوب سال 1324 کسانی که از طریق رمالی و پیشگویی در مغازه و منزل اقدام به فریب مردم نمایند و این کار را به عنوان کسب و پیشه خود قرار دهند، مرتکب جرم شده و قانون بــرای ایــن افـراد زندان و جزای نقدی پیش بینی کرده است. این افـراد بـا فـالـگـیـری و رمالی مرتکب کلاه برداری نیز شوند، علاوه بر مـجـازات ذکر شده به عنوان کلاه بردار نیز تحت تعقیب قضایی قرار می گیرند.
نیروی انتظامی اما غافل از کلاه برداری این افراد است و برخوردی با ان ها انجام نمی دهد، با 110 نیز تماس بگیری و اقدامات این افراد را تشریح کنی و آدرس بدهی، فقط چشمی پشت گوشی می گویند و تلفن را می گذارد. از اقدامات بعد از چشم خبری نیست، آن چشم نیز برای این است که تلفن 110 توسط واحد حفاظت ضبط می گردد وگرنه چشم، پیگیری می کنیم نیز در کار نبود.
سید محمد تقی محصل همدانی، حقوقدان، در زمینه مجرمانه خواندن فعالیت های فالگیران، رمالان و کف بینان معتقد است: از آنجا که این اعمال فعالیت های مجرمانه ای هستند خود به اعمال مجرمانه دیگری از قبیل رابطه نامشروع، طلاق، قتل، ضرب و جرح و... دامن می زنند، اما برای تعیین معیار جرم این افراد باید دید که پیامد و نتیجه نهایی چنین عملی با کدام یک از مصادیق جرم در قانون مطابقت دارد تا این تبعات به فراخور نوع جرم ارتکابی مستوجب کیفر و مجازات افراد خاطی شود.
وی می گوید : از آنجا که این افراد به فالگیری خیابانی می پردازند، به امور واهی پرداخته و مردم را مـی تـرسانـنـد یا به امور غیرواقعی امیدوار می کنند، می توانند به عنوان کلاه بردار تحت تعقیب قرار گیرند و حتی اگر کارشان در سطح گسترده ای باشد، باعث اخلال در امنیت روحی و روانی خانواده ها خواهد شد. (خبر آنلاین، 22 اردیبهشت 90)
جامعه شناسان فقر فرهنگی و اقتصادی را در گسترش این پدیده موثر می دانند؛ دکتر محمد علیزاده، جمعیت شناس در ارتباط با، پدیده تقدیرگرایی و فال بینی می گوید: در رشد پدیده فالگیری فقر اقتصادی و فرهنگی به صورت توأمان دیده می شود. به محض این که ناکامی ها بیشتر می شود و فرد نمی تواند به زنـدگـی دلـخـواه خـود دسـت یـابد، می رود به سمت پدیده هایی که از عقلانیت به دورند، مانند فالگیری و رمالی و پیشگویی. از این رو شاهدیم که گروه های کم سواد، فقیر و قشرهای کم درآمد بیشتر در قبال این پدیده آسیب پذیرند (خبر آنلاین، 22 اردیبهشت90)
دکتر شیوا دولت آبادی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این باره می گوید: وقتی انسان با باور حل مسائل و مشکلاتش به سراغ مرجعی مثل یک فالگیر می رود و احساس تلقین پذیری شدید را با خود حمل می کند، میزان تأثیرپذیری اش بیشتر می شود و طوری رفتار می کند که به او القا شده است؛ در حالی که بخش بزرگی از این تأثیرپذیری را خود شخص و باور درونی او ساخته است. وقتی فالگیر به زن می گوید، همسرت دوستت دارد! به واسطه انگیزه و امیدی که در قلب او شکل می دهد بر رفتارهای او دست کم تا آینده ای نزدیک تأثیر می گذارد و نتیجه مسائل هم به شکل بهتری پیش خواهد رفت! اما سابقه طولانی طالع بینی، پای فال را به قانون هم کشانده است.
دکتر قرایی مقدم، جامعه شناس، عوامل اجتماعی را در روی آوردن افراد به خرافات موثر می داند و می گوید: وقتی که افراد جامعه توانایی برآورده کردن نیازها و خواسته هایشان را از لحاظ فکری، اقتصادی و اجتماعی یا خواسته های قلبی خود از قبیل ازدواج، طلاق و ... را ندارند به خرافات و فال و فالگیری روی می آورند. او می افزاید: در مشرق زمین و در کشورهای فقیر که افراد نمی توانند به امیال و خواسته های خود در حالت واقعی برسند و از سوی دیگر مسئولان نیز توانایی برآورده کردن خواسته های مردم را ندارند، گرایش به خرافه، فال و فالگیری بیشتر می شود و هر قدر مردم از طبقات پایین تر اجتماع و فقیرتر باشند، بیشتر به رمل و نخود و اسطرلاب و ... روی می آورند. (روزنامه وطن امروز، سال اول شماره 21)

نظرات() 

طبٌ سنٌتی درمقابله با سنگ کلیه

شنبه 29 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


تهرانی های عزیز ، مشهدی ها ، شیرازی ها ، یزدی ها ، کرمانی ها ، و...
امسال گلابی خیلی کمتر بخورید ( نطنزی ها مرا ببخشند ) ؛
خربزه خیلی بیشتربخورید ( خوش به حال مشهد یها ،  گرمساریها ، و... )
که هم اکنون فصل این هردو میوه است؛ امٌا 
خشکسالی است ؛ و همین که خشکسالی شد کیفیت آبها به شدٌت نزول می کند و از جمله سبب سنگ کلیه می شود ، و....
و خوردن گلابی برای سنگ کلیه مفید نیست .
به این دلیل اقلام زیر را هم کمتر مصرف بفرمائید :
- غذاهای مانده ، مثل گوشت کوبیده ی شب مانده ، کتلت دیروز ...
- کلٌه پاچه ، حلیم ، تخم مرغ آب پز
- بادمجان به ویژه از نوع سرخ شده اش
- گلابی ، زردآلو ، شفتالو 
- شیرینیجات حاوی شکلات وقهوه
- و....
والبته همه ی اینهادر صورتی است که به طب سنٌتی معتقد باشید ( اگر چه طبٌ سنٌتی کنونی در ایران به عقیده ما کاملا" همان طبٌ مردمی بنظرنمیرسسد ).
و امٌا چه بخورید ؟
یک متخصص طبٌ سنٌتی گفته است :
« در مقابل مصرف گوشت تیهو، جوجه مرغ، بزغاله مفید است. حتی برای افرادی که معده و روده ضعیفی دارند هم توصیه می‌شود. این نوع گوشت‌ها نیروی بدن را کاهش نمی‌دهند و بدن را لاغر نمی‌کنند. گفته می‌شود یکی از بهترین غذاها در بیماران دچار سنگ کلیه پختن گوشت چلچله با روغن بادام، کرفس، گشنیز و دارچین است.
... میوه‌های مانند خیار، آلبالو، انجیر، انگور و خربزه از جمله میوه‌هایی هستند که سنگ‌های کلیه و مثانه را می‌شکنند صاف‌کننده خون هستند و برای کلیه مفیدند و بیماران می‌توانند یک ساعت پس از مصرف غذا آنها را مصرف کنند.
... مصرف بادام، فندق، پسته و کنجد را برای بیماران دچار سنگ کلیه توصیه میشود . روغن بادام، کنجد و زیتون به دفع سنگ‌های اداری کمک می‌کند و در رفع سوزش ادرار موثر هستند و از خواص مهم روغن زیتون شکستن سنگ‌های ادراری است ».


نظرات() 

معنی ، مفهوم و تعریف « آداب » در مردم شناسی

جمعه 28 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


« آداب » در مردم شناسی

عقل نیروئی است که خوب را از بد تشخیص می دهد ؛ نظری است . اخلاق را شاید بتوان از بسیاری از لحاظ جنبه ی عملی عقل شمرد : اجتناب از بدی و اقدام به نیکوکاری ؛ آنچه که باید انسان انجام بدهد و ارزش مثبت دارد :
درراه خیر خواهی و مصلحت اندیشی
به زبانخوش وسراسر « ادب »
و به این ترتیب در حوزه ی « اخلاق » .
اخلاق ، عمل به عقل است ؛ اجتناب ازبدی ها و توسل به نیکی ها است ؛ که طبیعتا" به ادب منتهی میشود : 
آداب ، عادات ، رسوم و سنن .
 آنچه که ارزش مثبت دارد هم آن چیزی است که :
به رفاه و پیشرفت زندگی فردی، وبه ویژه جمعی ، کمک کند .
کمک به پیشرفت و رفاه زندگی جمعی یا زندگی اجتماعی یا توسعه جامعه در صورتی است که حتی نفعی مستقیم برای خود فرد در آن نباشد : شخص در وضعیتی نسبتا" عرفانی بدون توقع هیچ پاداشی مستقیم ( حتی ازسوی خداوندتبارک و تعالی چنانکه شیخ سعدی علیه الرحمه ، که بسیار متاثر از مکتب لقمان می نماید ، فرموده است :
تو نیکی میکن و در دجله انداز
که ایزد در بیابانت دهد باز
نیکی کند . ) .

تشخیص ادب
 تشخیص « نیکوکاری » که شاید قابل مقایسه با لفظ « کردار نیک » در ایران باستان ، وپس از آن « ثواب» در دین مبین اسلام ( بنا به مآخذ قرآن و احادیث معتبر ) به صورتی بسیار کامل تر ، و سپس « خدمت » در عرف تمام جوامع بشری باشد ، فقط به عقل یک یا چند نفر معدود نیست .
در چارچوب اخلاق ، ما از عقل شخصی ، که چیزی را خوب و چیزی را بد تشخیص می دهد ، فراتر رفته گفته یا کرداری را نیک می شماریم که اکثریت جامعه نیک بشناسد و به نوعی بر نیکی آن « اجماع » داشته باشد :
عرف ها ، آداب ، سنن ، هنجارها
از اینجا وارد روانشناسی اجتماعی - جامعه شناسی - انسان شناسی و به خصوص مردم شناسی می شویم ؛ که از آداب و عادات و رسوم و سنن بحث می کند ؛ یعنی آنچه که اجماع و اجتماع ما آن رابه میل و رغبت پذیرفته است و در مقابل آن « عادات بد » ، « خرافات » و « بزهکاری » یا مجموعا" بدکاری درمقابل  نکوکاری را مردود می دارد .
نهایتا" اینکه : گفتار ، مکتوب یا غیر مکتوب ، خود به نوعی « کردار » است ؛ و ما گفتاری را « ادبیات » میشناسیم که جنبه ی مثبت داشته باشند ، ارزش داشته باشند ؛ صداقت و صراحت داشته باشند ، فصیح و بلیغ باشند ، و....   

نظرات() 

« بد عادت » نشوی انشاء الله

چهارشنبه 26 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


پدرم یک روحانی غیرملبٌس بود که شغلش هم یک شغل روحانیتی سردفتری ازدواج و امثالهم بود و چون فوت و فن کاسبکاری را بلد نبود ، یا بلد بود و نمی خواست به اصطلاح هر نانی را بخورد و لقمه ی حرام و مکروه به دهان زن و شش تا بچٌه اش بگذارد ، کار و بارش هم به زورمی چرخید و زندگی ما با صورت سرخ از ... می گذشت . وقتی کلاس اوٌل دبستان بودم ، سال 1331 ، هر روز خودش مرا تا دبستان که بین راه محل کارش بود می برد و چون ممکن بود که داخل دبستان صدیق نشوم و پی بازی یا تماشای خیابان ها و مغازه هابروم ، مرابه آقای حجازی ، بابای مدرسه ، می سپرد و به دنبال کارش میرفت . .
بین راه ، سر سه کوچه بالای لُرد گودال مصلی ، نزدیک به در خانه ی سکینه پشمی ، فقیرکوری می نشست که هیچ وقت گدائی نمی کرد و ازمردم چیزی طلب نمی کرد . امٌا برای این می نشست که به وی کمک کنند و اگر کسی به وی کمک می کرد لب به دعائی مختصر می گشود مثل اینکه : خدا خیرت بدهد ، یا برکت کیسه ات باشد ، یا به غم دچارنشوی ، یا دستت درد نکند ، یا زنده باشی و ...
متوجه شده بودم که پدرم روز های زوج به این فقیر یک سکٌه ده شاهی می داد.آن روز ها دریزد با یک سکٌه ده شاهی می شد یک نان خرید ، یا یک عدد تخم مرغ ، یا یک عدد مدادالبته مداد چینی و نه از نوع استدتلر یا سوسمار نشان و حتی شیر نشان .  
درکلاسهای آن زمان  مدرسه صدیق که به آن مدرسه هزاردری هم می گفتند ازغنی ترین بچٌه های شهر گرفته تا فقیر ترین آنها که که در طول زمستان از کمبود لباس در سرما می لرزیدند یا حتی یک بار جوراب به پا نکرده بودند بایکدیگر می نشستند و درس می خواندند و زنگ تفریح بازی می کردند و می گفتند و می خندیدند . برای ما که لباس و غذایمان کافی یاتقریبا" کافی بود ، بهشت برین بود . تا اینکه یک روز مداد یکی از بچٌه ها گم شد ، دوروز بعدش هم مداد یکی دیگر و همینطور که چنین چیزی عجیب بود و شاید در همه ی شهر سابقه نداشت .. بچٌه های فقیر یزد هرچند هم که فقیر بودند و با ته مداد فروبرده در نی می نوشتند امٌا مداد و مداد پاک کن و مدادتراش نمی دزدیدند ؛ یک غریبه به تازگی همکلاس ما شده بود که به زودی هم شناخته شد و وضع مالی بدی هم نداشت ..
یک روززوج که مداد من روزقبلش گم شده بود ، درابتدای راه  مدرسه ازپدرم خواستم که به جای مداد گم شده یک مداد جدید برایم بخرد . گفت پول ندارم . آن روزها « ندارم » خیلی راحت و صادقانه و بی شیله پیله بر سرزبان پدرها ومادر ها می آمد . گفتم لااقل یک مداد چینی ...وهمانموقع مقابل مرد فقیر رسیدیم که پدرم ده شاهی را کف دستش گذاشت . چند قدم که گذشتیم بازهم طلب مداد کردم و گفتم اگر پول نداشتید چرا به فقیردادید ؟!!! . مردی همسایه و آشنا که بر حسب اتفاق به موازات ما راه می رفت حنده ای کرد و گفت : « آقا شیخ جواد ( پدرم ) «عادت » کرده است که به این گردن کلفت پول مفت بدهد » . پدرم در پاسخش گفت : گردن کلفت نیست ، فقیر است . و روبه من کرده گفت : این پول مال او بود ، روزی او بود بهش دادم ، امٌا تو مدادی راکه مال خودت بود گم کردی  ، مبادا من راحت مداد دیگری برایت بخرم و تو به مداد گم کردن « عادت » کنی ؟ آخرین بارت باشد ... 
مرد همسایه که  همچنان شاهد بود گفت : « آقاشیخ جواد فکر همه چیزرا میکنند » .پدرم لبخندی زد و گفت بچٌه نباید « بد عادت » شود ؛ شماهم دست ازبعضی ازعادت هایت برداری بهتراست ... آیا تا کنون حتی یک بار پنج شاهی به این فقیر داده ای؟!.
امروز مطلب « عادت امام رضا (ع) هنگام غذا خوردن » را در بعضی از سایت ها خواندم ...از « عادت » یک چیزهائی به یادم افتاد که این « نیمچه خاطره - نیمچه قصٌه » را نوشتم . یا به قول قدما قلمی کردم ! .       

نظرات() 

خواب و تعبیر حواب

یکشنبه 23 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

حکمت نامگذاری این طرح با نام صحن عقیله بنی هاشم


در حرم حضرت امام حسین (ع)

تولیت حرم امام حسین(ع) در روز انعقاد قرارداد این طرح و سپردن آن به ایرانیان برای انجام این پروژه خاطره ای را تعریف کرد که شنیدن آن خالی از لطف نیست.
ساعت 11 روز انعقاد قرارداد یکی از روحانیون بزرگ لبنان طی تماسی با تولیت به وی می گوید من خوابی دیده ام و می خواهم آن را بازگو کنم: « در عالم رویا دیدم که امام حسین(ع) و آیت الله بهجت(ره) از قسمت باب القبله به سمت داخل حرم امام حسین(ع) حرکت می کنند و مردم زیادی نیز جمع شده اند در مقابل در باب القبله حضرت فاطمه الزهرا(س) یک طفل را در بغل داشتند و از حرم خارج می شدند, زمانیکه به امام حسین(ع) و آیت الله بهجت رسیدند حضرت فاطمه (س) آن طفل را به آیت الله بهجت دادند و فرمودند: این طفل را من به امانت به شما می سپارم.»
... و این شد که افتخار ساخت این صحن را به ایرانیان دادند ...

اصل خبر از فارس نیوز است

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات