Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آیا رسم جدیدی در « شبیه » در ایران ؟

یکشنبه 20 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

بازسازی واقعه غدیر در بابلسر
برای تماشای تمام عکس ها می توانید تحت همین عنوان بگردید یا  سایت مشرق نیوز را ببینید .
 

نظرات() 

ولایت علی بن ابی طالب (ع) و قیمت فیروزه ، عقیق و یاقوت

یکشنبه 20 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



برکت ولایت امام علی (ع)

در اقتصاد اقوام و ملل برخی از قیمت ها بیش از این که اقتصادی باشند ، اجتماعی اند ، بیش از آنکه اجتماعی باشند ، فرهنگی اند ؛ و بالاخره بیش از اینکه صرفا" و به معنی عام فرهنگی باشند ناشی از اعتقادات یا به اصطلاح مذهبی اند ؛ و از اینجاست که فیروزه و عقیق و یاقوت نزد شیعیان ایران ارزشی بسیار بیشتر نزد سایر اقوام و ملل دارند :
مطلبی امروزین از فارس نیوز ؛ به نقل از امام رضا (ع )
« در روز غدیر خداوند ولایت را بر اهل آسمان‌های هفتگانه عرضه کرد، پس اهل آسمان هفتم از دیگران به سوی ولایت پیشی گرفتند و به این جهت آن را به عرش زینت دادند. سپس اهل آسمان چهارم از دیگران پیشی گرفتند و خداوند آن را به بیت‌المعمور زیور بخشید. آنگاه اهل آسمان دنیا سبقت گرفتند و خداوند آن را به ستارگان آراسته کرد. سپس خداوند ولایت را بر زمین‌ها عرضه کرد و زمین مکه در قبولی پیشی گرفت آنگاه به کعبه زینت داده و بعد مدینه و آن را به پیامبر اکرم(ص) مزین گردانید. پس از آن کوفه و آن به امیرالمومنین (ع) آراسته شد. پس به کوه‌ها عرضه شد و سه کوه پیشی گرفتند عقیق، فیروزه و یاقوت و اینها به این سه کوه اختصاص یافت، و از بهترین جواهر شدند. پس کوه‌های دیگر قبول ولایت کردند و دارای معادن طلا و نقره. هرچه اقرار به ولایت نکرد چیزی از آن نروئید » .

 

قابل توجه است که ایرانیان قدیمی نامهای فیروزه ، عقیق و یاقوت بر فرزندان خود مینهاده اند و نام هائی چون الماس ، زمرد ، و... متداول نبوده است ..: 



نظرات() 

خواندن دعای « نادعلی » در شب عید غدیر

شنبه 19 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

ناد علی

قدیم  شاید دعای نادعلی که امروز به صورت سرودی بسیار زیبا هم خوانده شده است ، یکی ازمشهورترین و متداول ترین دعا ها در منطقه یزد و کاشان بود ؛ و به صورتی کامل در برخی از کتابها مثل مفتاح و بیاض وجود داشت که باصطلاح خواص می خواندند . اینکه خواص این دعا چیست را هم آنها بهتر می دانستند و وعاظ بر سر منابر ذکر می کردند . امٌا آنچه در دهه ی 1350 شگفت مینمود این بود که کمتر مؤمنی بود که لااقل چند مصراع نخست این دعا را نداند و در ایام ولادت ، وفات امیر مؤمنان امام علی (ع) و به خصوص عید غدیر آن را نخواند ؛ و چه بسا قبلا" در این مورد نذر کرده بود یا به نیتی از هم اکنون آن را می خواند . برخی نیز فقط همان مصراع یا عبارت نخست آن را به اندازه ثلث یا یک دوره تسبیح ، یا اگر نذرکرده بودند به همان اندازه ی نذرشان ، می خواندند . ناد علیا" ... 

نظرات() 

رسم آئینه و قرآن برای مسافر (2)

جمعه 18 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


اگر مسافر پس از بیرون رفتن از خانه چشمش به یک زن می افتاد شگون نداشت ؛ به این دلیل قبل از بیرون رفتن وی پسر بچه ای مقابل در خروجی می ایستاد تا چشم مسافر به وی بیافتد .
مسافر، قبل از خروج :
یک - بسم الله الرحمن الرحیم می گفت
دو - سه دفعه از زیر سینی آئینه و قرآن که آنهم ترجیحا" می بایست یک مرد بالای سرش گرفته باشد می گذشت 
سه - کلام الله مجید را می بوسید 
چهار - در آئینه و آب خود را می دید 
پنج - پنجه راست را باز کرده روی آرد یا برنجی که در ظرف بود می نهاد ( که آن را بعدا" صدقه می دادند ) ؛ که البته گاهی هم به جای این آرد یا برنج ، چیزی دیگر ، حتی مبلغی پول ، بود .
- از همه ی حاضران حلال بود می طلبید و خداحافظی می کرد
- ابتداپای راستش را از خروجی خانه بیرون می نهاد و چشم در چشم آن پسر بچه یا یک مرد می رفت مگر اینکه : 
- چشمش به چشم یک زن بیافتد که باز می گشت و یک « لعنت بر شیطان » می گفت و پس از لحظه ای دوباره به بیرون می رفت .
- در این لحظه کسی تک عطسه می زد که می گفتند صبر آمده است و باید به اندازه ی ختم هفت صلواة صبر کند . بنابر این باز می گشت ، هفت مرتبه صلوآه می فرستاد که غالبا" دیگران هم نزد خود صلواة میفرستادند  ، و باز عازم می شد .
مسافر که از خانه بیرون میرفت نمی بایست رویش را به سوی مشایعت کنندگانش باز گرداند و آنها را ببیند ، شگون نداشت .
آب و سبزه را پشت سر مسافر می ریختند . 
برای محافظتش آیة الکرسی می خواندند و به پشت سرش می دمیدند
باز هم برای محافظتش می خواندند فالله خیر حافظا" و هو ارحم الراحمین و آن را نیز به پشت سرش می دمیدند ؛
و گاه در پی پختن آش پشت پائی می افتادند ...  

نظرات() 

« آئینه - قرآن » برای مسافر

جمعه 18 مهر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


« آئینه - قرآن » برای مسافر

تا آنجا که من می دانم نقش « آئینه - قرآن » این بود که هم انسان را محفوظ میداشت و هم در توفیق و خوشبختی به مسیری تازه می انداخت ، که البته مسافرت هم مسیری تازه یا نسبتا" تازه بود . امروزه هم این رسم وجود دارد ؛ امٌا اکثرا" به صورتی ناقص اجرا می شود؛ و باصطلاح سرو ته آن را زده اند ؛ و آنهم برخی از اجزاء اساسی را شاید به این بهانه که اصل بر فقط آئینه و قرآن است ...
در دهه 1340 اجزاء آئینه - قرآن عبارت بودند از :
1 - یک سینی متوسط یا نسبتا" کوچک به قطر یا به عرض سی - سی و پنج سانتیمتر که نمیبایست از مس سفید نشده ، برنج یا هرگونه جنس زردرنگ یا به رنگ زرد باشد ؛ و ترجیحا" میبایست به رنگ سفید قلعی ، ورشوئی یا از دهه 1350 که به تدریج استیل باب شد از جنس استیل باشد .
2 - یک جلد کلام الله مجید به طور کامل ( هر سی جزء ) ( در بیشترخانه های قدیمی چون بچٌه ها را به ملٌا ( مکتب ) می فرستادند و از جزء سی ام درس را شروع میکرد جزء سی ام به صورت جداگانه وجود داشت ، یا بخشی از قرآن که به گردن نوزادان می آویختند یا قرآنی جیبی که مردها در جیبِ پوشت و زنان در کیف دستی خود مینهادند ، و...)
3 - یک قطعه آئینه که حتی الامکان زردرنگ نباشد ( برخی از زرتشتیان می گفتند که آئینه در زمان قدیم وجود نداشته است و مسافر به نگاه کردن خود از درون آب قناعت می کرده است ؛ در واقع فقط از آب و سبزه استفاده می کرده اند . ) .
4 - یک ظرف آب زلال که ترجیحا" در این مورد به ترتیب از کاسه های سفید رنگ چینی یا کاشی یا مس سفید کرده استفاده می کردند و از استفاده از کاسه سفالی ، که معمولا" تیره رنک بود ، پرهیز داشتند .
5 - یک برگ یا شاخه گیاه سبز ( حتما" سبز ، و ترجیحا" برگ درخت مورت ، و مبادا زرد رنگ یا پائیزی شده و قهوه ای رنک باشد . از برگ کاج هم استفاده نمی کردند  شنیده ام که گاه به جای گیاه سبز از گل سرخ استفاده می کردند ، امٌا شخصا" موردی ندیده ام ) ؛ که معمولا" در ظرف آب قرار می دادند
6 - یک قطعه نبات یا چند حبٌه قند که معمولا" در قنددانی سپید قرار می دادند
7 - یک کاسه که میبایست از رنگ زرد نباشد حاوی مواد غذائی خام ، ترجیحا" آرد یا برنج .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات