Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

شکل یک دسته ( هیئت ) عزاداری در شمالغرب تهران (3)

دوشنبه 19 آبان 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


حُسن کار مردم نگار عصر حاضر در ایران کنونی این است که به شدٌت و حدٌت تمام به مراسم مذهبی توجه می شود و از جمله در اینترنت به صورتی گسترده منعکس می گردد . البته این امر معایبی هم دارد از جمله اینکه اگر مسؤولیت مردم شناسی کشور به آن نپردازد عملا" تخریب کننده و منحرف کننده ی ذهن مشتاقان اینگونه مطالب نسبت به واقعیت امر خواهد بود . منتهی برای مردم شناسِ نو پا سرنخی است که میتواند هادی وی در مردم نگاری و چه بسا مردم شناسی عزاداری های مذهبی عاشورائی در ایران باشد . در باره علامت نیز چنین موضوعی وجود دارد و بارها مطالبی در باره آن در اینترنت آمده است .

گاهی علامت را همان کتل می دانند حال آنکه علامت ، فلزی است و معمولا" یا نامی روی آن نوشته نمی شود یا اگر هم به دلیل مالکیت نوشته می شود برای مردم تماشاگر قابل خواندن نیست . شرح و تفصیل علامت کمتر از همه در اینجا می گنجد چرا که مفصل ترین ابزار هیئت است و به حدی از نظر مواد ساخت و شیوه ساخت و ...
علامت های محله های منطقه ما معمولا" در حد متوسط ، یعنی حدود دوازده تیغه - چهارده تیغه با نام معصومین و به خصوص دوازده امام هستند که در سالهای اخیر به منظور توجه دادن بیشتر مردم نظاره گر ، نام دوازده امام را که روی نواری پارچه ای آمده است را نیز به آن می افزایند . مشهور است که علامت های قدیم تا قبل از انقلاب غالبا" در حدود پنج تیغه و به آسانی قابل حمل تویط یکنفر بوده اند . امٌا اکنون همین علامت های متوسط نیز کمتر قابل حمل توسط یکنفر در مسیرهائی طولانی هستند .؛ و روی چرخی قرار داده شده اند . در محل های مقتضی علامت توسط یک نیرومند ، که میله افقی آن را به پشت گردنش می گذارد و آن را از جا می کند ، حمل می شود و باز معمولا" در این امر چند نفر هستند که جا عوض کی کنند . چند جوان دیگر نیز همیشه در حوالی علامت حضور دارند تا از سقوط ناگهانی آن جلوگیری کنند .
این سقوط ممکن است زمانی رخ دهد که به مقصد یک محله عزاداری می رسند و بنا به رسمی که وجود دارد آن را می به دور خود می چرخانند ؛ و چون به خاطر ناصاف بودن زمین ، کوتاه بودن بازوهای چرخ حامل ، یا به خصوص تاب خوردن تیغه هایش ممکن است سرنگون شود ، به مردم عزادار اصابت کند ، و بی احترامی به اسامی معصومین شده بلند کردن آن از روی زمین دشوار باشد چند نفر هم میله یا تیغه هائی از آن را گرفته با آن می چرخند .
در پایان چرخش علامت است که صلواةی بر محمد و آل محمد ختم می کنند و نوحه خوان دوباره شروع به خواندن می کند تا سینه زن ها یا زنجیر زن ها دو باره به سینه زنی و زنجیر زنی بپردازند   

نظرات() 

شکل یک دسته عزاداری در شمال غرب تهران (2)

شنبه 17 آبان 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


بحث علم ابدا" به این سادگی نیست و می تواند ، به خصوص که نماد اصلی دسته هم محسوب می شود ، موضوع یک تز دکتری قرار گیرد . منتهی ما در شکل شناسی بسیار کلٌی و مجمل یک هیئت کوچک محلی تیپ فقط به آن اشاره کردیم .
کتل هم تعریف گوناگونی دارد و هم این که شاید ده ها نوع تقسیم شود که جای بحث تفصیلی آنهم در این مختصر نیست . شاید قدیمی ترین نوع آن پارچه مشکی مستطیل شکلی باشد که انواع و اقسام تزئین هم می توانسته داشته باشد و در دو طرف به دو دسته ، برای حمل توسط دونفر ، ختم می شود ؛ و در قدیم در واقع تابلوی معرف دسته بوده است که این دسته از کدام محله است ؟ یا از کدام صنف است ؟ بعدا" نام هیئت عزاداری هم به آن اضافه شده است . مثلا" هیئت محلٌه ما در شمال غرب تهران ، خیابان گلها منشعب از بزرگراه آسیا ( شهید باکری ) به غیر از محله نام دیگری هم دارد :
هیئت جوانان متوسلین به حضرت علی اکبر علیه السلام
در واقع در سالهای اخیر ساختار محله ای هیئت ها ، به خصوص که یک محله ممکن است دارای چند هیئت باشد ، به هم ریخته است و هیئت در عمل به نامی که برای خود انتخاب کرده است نامیده می شود ؛ و همین خیابان گلها را هم با همه کوتاهیش شاید بتوان دارای دو هیئت مستقل دانست .
گاهی کتل ها تزئیناتی سمبلیک بسیار مفصل دارند 

نظرات() 

شکل یک دسته ( هیئت عزاداری در شمالغرب تهران

جمعه 16 آبان 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

شنیده اید که می گویند فلانی فیلش یاد هندوستاان کرده است ؟ معنیش را هم که می دانید ...
ده ها سال است که نتوانسته ام کار مردم شناسی میدانی و حتی مردمنگاریی ، که مقبول خودم باشد و به دل خودم بنشیند ، بکنم .
اگرچه نمی شود و نمیبایست از انعکاس واقعیات روزمره زندگی ، به منظور حک و اصلاح و تصحیح و تکمیل آنها در راه توسعه غافل شد و بنده هم در این سن و سال کهولت هفتاد سالگی ( و آغاز آلزایمر ؟ ) همه کوشش خودم را به خرج می دهم ؛ امٌا چون لااقل از هفت پشت روحانیزاده هستم خواه نا خواه گرایشم به مراسم مذهبی بیش از همه هست و اینجا هم اگر دست از پا خطا شود نه تنها پیامدهای نامطلوب اینجهانی دارد بلکه به عذاب و عقوبت آنجهان هم ختم می شود : خسر الدنیا والآخره .
محله قدیم ما ، نزدیک به دانشگاه شریف از این نظر چنگی به دل نمی زد و راستش را بخواهید هیئت عزاداری محله مان آنچیزی نبود که من می خواستم . در این محله جدید هم سال قبل کمردرد  شدید فیض عزاداری کامل را از من گرفت و مثل پیرمردها ! چسبیدم به تلویزیون . امسال توانستم الحمدلله ربٌ العالمین چند بار به دنبال هیئت محله مان در اواخر بلوار فردوس در شمال غرب تهران عزاداری کنم و گوشه چشمی هم به سایر هیئت های این محله که از 60 - هفتاد نفر تا حدود 150 نفر می شوند داشته باشم و سخنی با دانشجویان مردم شناسی سراسر ایران برای شروع کار :
یک مهندس ، معمار ، نقاش ، و ... با یک طرح کلٌی کارش را شروع می کند ؛ و منهم در این مورد ، به خصوص که نوشته ام را خطاب به دانشجویان سال اوٌل مردم شناسی مینویسم می خواهم همینگونه شروع کنم :
- یک طرح کلِی
- از یک هیئت عزاداری
- از یک نوع عمومی ( تیپ )    
- در شمال غرب تهران
- درسال 1393 ( محرم = آبان )

شکل یک دسته عزاداری در شمالغرب تهران

1 - علمِ « یا حسین » ده متر جلوتر از دسته ( هیئت عزاداری ) حرکت می کند ؛ به رنگ سیاه است و روی آن فقط نوشته شده است : یا حسین . در قدیم گاه این علم را به رنگ سبز می گرفتند ؛ بعدا" گفتند فقط دسته های سادات حق دارند علم شان سبز باشد . الآن فکر می کنم همه علم ها سیاه باشند .
علمدارِ ددسته ای که من دیدم و به عنوان نمونه ( تیپ ) انتخاب کردم و از حدود بلوار تعاون شمال غرب شهر تهران است ، یک پسر سیزده - چهارده ساله بود که ده متر جلوتر از دسته حرکت می کرد ؛ حال آنکه قدیم تقریبا" همیشه یک جوان برومند یا میان سال را انتخاب می کردند و علمدار فاصله ای بیش از دو یا سه متر با بقیه ی دسته یا در واقع با کتل ، نداشت .
پس قاعدتا" پس از علم ، کتل قرار میگرفته است و می گیرد .
 ( ادامه دارد انشاء الله )  

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات