Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

نامگذاری ایرانیانِ مسلمان در عصر تجدد (2) نام زنده کردن

سه شنبه 7 دی 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


نامگذاری ایرانیانِ مسلمان در عصر تجدد (2)

نام زنده کردن
   
دومین قاعده نامگذاری ایرانیان در عصر تجدد که به نظر می رسد اصولا" سابقه ای چند هزارساله ، و نه در ایران بلکه در تمام جهان دارد ، گذاشتن نام پدر بر فرزند است ؛ با این ملاحضه که معمولا" نام پدرِ در قید حیات را بر نوزاد زنده ی خود نمی گذارند و برخی از مردم این امر را سبب مرگ پیش از موعد پدر می دانند .
( برخی تا آنجا پیش می روند که گذاشتن نام هریک از نزدیکان در خویشاوندی یا همسایگی را سبب مرگ صاحب نام قبلی می دانند و این است که تا چند دهه ی قبل اگر فرضا" خانواده می خواستند نام فرزند خود را حسن بگذارند و چنین نامی قبلا" بین خویشان نزدیک یا همسایگان وجود داشت از صاحب نام یا خانواده صاحب نام مربوطه کسب اجازه می کردند )
گاه با وجود پدری که در قید حیات بود نام پدر جد ( پدرِ پدر ) یا نام پدر مادر یا جدٌ دیگری از نوزادرا بروی می نهادند 
به این روش نام زنده کردن می گفتند ؛ و معتقد بودند که :
- به این وسیله حقشناسیشان را نسبت به متوفی نشان می دهند
- ثابت می کنند که شخص خوبی بوده است و همچنان در دل ها جا دارد
- از فراموش شدن متوفی نزذ مردم جلوگیری می کنند
- سبب می شوند که برخی از مردم به یاد شخص متوفی افتاده فاتحه ای نثار وی کنند
- و...
و البته برخی از مردم شناسان غربی این مورد را از موارد « مرده پرستی » یا نظیر آن قلمداد کرده اند .

نظرات() 

هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش کودکستان در یزد قریب ...

دوشنبه 6 دی 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 


هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش

کودکستان در یزد 1328

قریب به 70 سال قبل به کودکستان همٌت یزد ، چسبیده به دبستان دخترانه همٌت یزد ، می رفتم که بالاتر از مهد کودک کنونی و معادل پیش دبستانی حالا بود . مربٌی ما ، خانم ملوک خانم مؤمنی ، واقعا" مهربان بود و چون مادر با ما رفتار می کرد ؛ مهربانِ مهربان . یادم می آید که یک روز اوٌل وقت که به کودکستان رسیدیم همه مان خیلی سردمان بود ؛ و آنهم در حالی که لباس های پشمی ضخیم به تن داشتیم . بین 15 تا 20 کودک از خانواده هائی بودیم که باصطلاح دستمان به دهانمان می رسید . غلامحسین جعفریه که سرایدار دبستان دخترانه و کودکستان بود به شدٌت سرما خورده بود و تا زهرا سلطان فرٌاش قسمت کودکستان برسد و به کمک همسر غلامحسین بخاری هیزمی را روشن کنند طول کشیده بود .
پری خانم مؤمنی خواهر ملوک خانم و مدیر دبستان و خانم نظارتی ناظم دبستان هم به کمک آمده بودند و سریع رفتند به بچٌه های مدرسه شان برسند که آنها هم چندان از ما بزرگتر نبودند و با دیرروشن شده بخاری ها سردشان شده بود .
ملوک خانم گفت بچٌه ها برپا . پشت میزهایمان بلند شدیم . گفت حالا مثل من و با من بخوانید و بالا و پائین بپرید تا گرم شوید و سرما نخورید :
هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش
بعد هم چیزهائی مثل 
خرسک توی غار خودش
مَشتی تو تالار خودش
سعدی با آثار خودش 
الاغه با بار خودش
 هم به قول یزدیها ( فی البداهه ) سرهم می کرد و می خواند و ما فقط همان هرکسی کار خودش را می خواندیم تا اینکه پیشانی یکی از بچٌه ها عرق نشست و گفت دیگر بس است . حالا میترسم عرق کنید و بچائید .
خانواده ما آن زمانها در پائیز به اندازه ی یک وانت بزرگ هیزم میخریدیم و برای پخت و پزهای بزرگ و میهمانی ها در اجاق و نیز بخاری هیزمی در یک انباری 4 × 6 متر به ارتفاع 3 متر انبار می کردیم . امٌا قبل از انبار کردن باید آنها را به اندازه ی اجاق و بخاری آهنی بشکنیم که هیزم شکنی را که در کوچه ها می گشت و شغلش را جار می زد صدا می زدیم و گاه دو تا سه روز کارش بود که بیاید هیزم ها را خرد کند . یک روز یک فعله ( کارگر بنٌائی ) آمده بود و سربه سرهیزم شکن که از یک روستا به یزد آمده بودند ، می گذاشت . پدرم به آن کارگر گفت : برو به کار خودت برس ( به یزدی : برو دنبال کارت )
هرکسی کار خودش ، بار خودش آتیش به انبار خودش
وقتی با خاطرات کودکی  فلسفه آتیشش را پرسیدم گفت : ضرب المثلی است که به فضول ها و مزاحم ها می گویند . آتیشش هم یعنی خودت باید حرارت داشته باشی و کار خودت را انجام بدهی و با آن آتش هم گرم بشوی ...
امشب روی اینترنت دیدم در سایت « گذار » نوشته است :
*"هر كسی كار خودش، بار خودش"، یك بازی قدیمی زمستانی است. در بعضی از مناطق به‌ویژه مركز ایران رواج داشت. در این بازی یك نفر اوستا می‌شد و بقیه گرد او می‌نشستند. اوستا، دستهایش را دایره‌وار دور هم می‌چرخاند و این شعر را می‌خواند.
هركسی كار خودش
بار خودش
آتیش به انبار خودش
هر یك از افراد هم كار خاصی را با پانتومیم نشان می‌دادند. اوستا حق داشت كار هر كسی را می‌خواهد تقلید كند. مثلاً یكی جارو می‌زد. اگر اوستا كار او را تقلید می‌كرد، آن شخص باید كار اوستا را می‌كرد و همان شعر را می‌خواند. اگر كسی متوجه نمی‌شد كه اوستا كار او را انجام می‌دهد، می‌باخت و از بازی حذف می‌شد. بازی آنقدر ادامه پیدا می‌كرد كه اوستا و یكی از افراد می‌ماندند و دور جدید او اوستا می‌شد.
 

نظرات() 

ادبیات شفاهی در ایران (9)

شنبه 4 دی 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


ادبیات شفاهی در ایران (9)

در دو شاخه از ادبیات شفاهی ، در بخش نخست که به تحریر در آوردن ، مکتوب ساختن و احتمالا " منتشر ساختن آثار ادبیات شفاهی ایران و در واقع تا حدودی تبدیل آنان به عنوان « ادبیات عامٌه ی مردم » ، یا « ادبیات توده » به ادبیات کتبی باشد ، صرفنظر از کوشش هائی از سوی عمر خیام و ابو ریحان بیرونی ، و ... و.. و... درطول تاریخ ایران ، از زمان صفویان با تهیه کتاب کلثوم ننه کوشش هائی بیش از پیش به عمل آمده است تا زمان صبحی مهتدی و بخصوص صادق هدایت و شاگردان بلافصلش چون انجوی شیرازی ؛ محمد پروین گنابادی ، و متاثرانش و شاگردانِ شاگردانش چون نگارنده ی حاضر .
امٌا در شاخه ی دوٌم که نگارش یک اثر ادبی به منظور اجرای شفاهی آن باشد در ایران قرن اخیر اقدامات بسیار کمتری به عمل آمده است اگرچه نسخه های تعزیه ، چون شبیه قریش که ما آوردیم ، از قدیم ترین محسوب می شوند .
این بخش در ایران عصر قاجار شامل دو گروه می شود :
گروه نخست ، آثاری که پدیدآورندگانشان مشخص نیستند ؛ مثل :
آغا محمٌد خان اخته
با یک زن شلخته
...
یا در عصر ناصرالدین شاه و سفر وی به کربلا :
شاه کج کلاه
رفته کربلا
نون شده گرون
منی یک قرون
گروه دوٌم تصنیف ها و ترانه هائی که پدید آورندگانی مشخص دارند مثل :
از خون جوانان وطن لاله دمیده از عارف قزوینی
یکی یه پول خروس 
مرغ سحر شعر از ملک الشعرای بهار 
امشب شب مهتابه شیدا
کیه کیه در میزنه من دلم می‌لرزه شیدا

*

از خون جوانان وطن لاله دمیده عارف قزوینی :

بند یک

هنگام می و فصل گل و گشت چمن شد
در بار بهاری تهی از زاغ و زغن شد
از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شد
دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد

چه کج‌رفتاری ای چرخ
چه بدکرداری ای چرخ
سر کین داری ای چرخ
نه دین داری،
نه آیین داری ای چرخ
الخ ...

نظرات() 

خودش هم باورش شده !

پنجشنبه 2 دی 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


از ادبیٌات شفاهی . تمثیلِ مثل ( قصٌه ی یک مثل )

خودش هم باورش شده !

(1) تعریف می کردند که در یزد دهه 1310 شمسی مشهدی حسین ازکارگران چاپار خانه در غرب شهر ، انتهای محله چهار منار ، طبق معمول هرروز شیفت کاریش طرف صبح تمام شده بوده است و به سوی مرکز شهر می رفته است . حسین پهلو کش  در همان محلٌه چهار منار به وی بر می خورد و میپرسد : مشتی چه خبر ؟ .  مشتی هم محض مزاح امٌا به صورتی جدٌی می گوید : هیچ ! فقط در چاپار خانه یک مرد زائیده است ! . هفت هشت قدم آنطرف تر پسر حسن نجٌار می گوید چه به حسین می گفتی که اینقدر تعجب کرده بود ؟ مشهدی حسین می کوید : هیچ ! همین که آن مرد در چاپار خانه زائیده است ...  سی - چهل قدم آنطرفتر می بیند که حمزه صدایش می کند و به دنبالش می دود . می ایستد . حمزه نفس زنان می گوید : مشتی چت شده امروز ؟! مهمل میگوئی ؟ مشتی گردنش بار می شود و دوتا قسم ابوالفضل و حضرت عبٌاس هم می خورد ! . به اوٌل بازارچه ملٌا اسماعیل که می رسد می بیند مردم گروه گروه به طرف غرب شهر می روند . ازشان می پرسد چه خبر است ؟ میگویند : یک مرد در چاپار خانه وضع حمل کرده است . خودش هم باورش می شود ! و با آنها به طرف چاپار خانه می رود ببیند جریان چیست و کدام مرد وضع حمل کرده است و چطور ؟

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic