Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آئینه بندانِ چراغانی

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



آئینه بندانِ چراغانی

در چراغانی های بزرگ ، آئینه بندان شاید مکملِ اصلی « چراغانی » ، و البته در آن زمانها نه باچراغ برق ، بلکه با چراغهای نفتی ، صورت می گرفت .
آئینه نیز چون چراغ در شهر یزد سمبلی از « خود بینی و خدا بینی » در مذهب ، و تزئینات خاصٌ جشن ها به ویژه به منظور شادماندنِ همیشگی چون روز جشن و هر سور و سرور دیگری بوده است و در چنین مواردی برخی توصیه می کردند که حتما" به درون آئینه نگاه کنید تا خداوند تبارک و تعالی وجود سالم وشادکنونی شما را حفظ کند و دچار هیچگونه بلیٌه ای نگردید ؛ که متاسفانه در حوالی سال 1330-1310  وسیله ای برای نوعی سوء استفاده توسط افراد ( غالبا" لوطی هایِ ) خدمتگزار جشن ها و عزاداریها قرار گرفته آن را به عزاداری ها نیز منتقل کرده اند .
در جشن های نیمه شعبان دهه ی 1340 آئینه دارای چند جایگاه اساسی می نمود :
- مفهوم سمبولیک خود برای جشن و حفظ سلامت و خوشبختی
- ابزاری زیبا و زینتی برای تزئینات
- قرار گرفتن در پشت چراغ و افزودن برنور آن 
- قرار گرفتن در کنار قرآن مجید ( که خداوند به برکت قرآن سلامت بینندگان را حفظ کند ) که اصولا" در هر مراسمی از « آئینه - قرآن » گفتگو می شد و نه آئینه به تنهائی .
ضمن آنکه گاه آئینه حتی بیش از چراغ در شاکله جشن تاثیر گذار بود ؛به این دلیل که نصب آن معمولا" در هر شرایطی امکانپذیر نبود :
* شیشه های آئینه های آن زمان ( که بگمانم همه شان از روسیه وارد می شدند ) به قدری سنگین بودند که مردم آنها را از سنگ می دانستند و به آنها « آئینه سنگ » می گفتند .
* آئینه ی بدون قاب ، مگر در مغازه های سلمانی و خیاطی ، وجود نداشت . قاب آئینه که چیزی شبیه منبٌت کاری به رنگ طلائی داشته بر جنبه ی تزئیناتی آئینه می افزود در واقع از گچ ( گاه مخلوط با سریشم ؟ ) و بسیار سنگین بود .
* در چراغانی های بزرگ سعی می شد از آئینه های بزرگ استفاده کنند .
به این ترتیب به ندرت آئینه ها در جائی نصب می شدند به خصوص که رسم بود از قالیچه ها نیز به صورت آویزان استفاده شود و این امکان نصب آئینه ها با میخ یا گل میخ به دیوار را غیر ممکن بود .
متداول ترین روش این بود که سکٌئی به طولچند متر و به عمق حدود 70 سانتیمتر ، معمولا" از چوب و تا نجا که دیده ام چوب های ابزار بنٌائی ، بسازند ، آنها را مقابل دیواری که قالیچه بندان شده است قرار دهند و در عقب ترین بخش سکٌو ، آئینه ها را تقریبا" چسبیده به یکدیگر به قالیچه ها تکیه دهند ؛ تا سایر ابزار تزئیناتی را جلوی آئینه ها بچینند . 


نظرات() 

چراغانی در یزد ( جشن نیمه شعبان )

چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


چراغانی در یزد ( جشن نیمه شعبان )

بنابه مشاهدات بیش از نیم قرن در شهر یزد ؛ نور بین مردم آن دیار سمبلی است از :
- حق ٌ خدای یگانه ، دین ، مذهب
- اظهار شادی در مقابل اظهار ماتم (1) ، حتی اگر در یک امید بود .
- استقبال کردن از استقرار حق به جای باطل و جشن گرفتن
- ....
... و همه ی این دلایل در جشن نیمه ی شعبان که محل بزرگترین امید یزدی ها بود جمع می شد تا آنجا که می توانند شب میلاد امام دوازدهم ، به امید ظهور هرچه سریع تر و حتی انتظار ظهور در همان شب  ، شهر ، یا لااقل بخش هائی از آن ، را نور باران کنند .
درحوالی سال 1330 - 1335 شمسی عوام ، یا حتی می توان گفت که عموم مردم آن شب را شب چراغانی ، و اصولا" آن شب و جشن آن شب را به صورتی خلاصه شده فقط چراغانی می نامیدند ؛ و شاید درآ ن شب کمتر چراغی ، غیر از چراغ های نو در مغازه ها که برای فروش بود ند یا چراغی که در خانه برای جهیز موقع عروسی دخترشان خریده بودند ، در مغازه ها و خانه ها باقی میماند که روشن نشود ؛ از جمله :
پیه سوز کوچکی از گل رس ، کاشی ، حلبی و... که همچنان متداول بود ، با روغن پیه یا بیشتر با روغنچراغ کار می کرد و همچنان ( مثلا" بیشتر در روغنگری ها و رنگرزی های محلٌه ی مصلٌی تیق یزد ) متداول بود .
چراغ موشی که در یزد از حلبی می ساختند با فتیله ای از قید که ازنفت استفاده می کرد .
فانوس که احتمالا" فقط ده - بیست سال بود که فانوس های فلزٌی خارجی ، در سه رنگ ورشوئی ، طوسی و سیاه به یزد وارد شده بود و اعیان یزد بیشتر به منظور رفت و آمد شب به جاهای دور و نزدیک ، از میهمانی گرفته تا دستشوئی ، از آن استفاده می کردند .
لامپا معمولا" شیشه ای و به همان رنگ شیشه یا به رنگ سبز روشن ، یا آبی ساخت روسیه ؟ ، در دونوع دیوارکوب ، بیشتر برای استفاده در مغازه ها ، و مجلسی ، بیشتر برای استفاده در اتاق نشیمن منزل .
گرد سوز ، که نامش به خاطر فتیله ی حلقویش بود ، ساخته شده از استیل ، بیشتر در آمریکا ، و به دلیل مصرف بیشتر نفت تقریبا" فقط در میهمانی ها و اتاق پذیرائی مورد استفاده بود ه است و از دهه های 1320  و 1330 در خانواده های ثروتمند و گاه متوسط به تدریج جای لامپا را گرفته است .
چراغ زنبوری که بیشتر از دو نوع سرسوز ( چون لوستر در خانه ها ، یا برخی از مغازه ها ) و شاید بیش از 95 درصد از آن از نوع ته سوز ، از جنس استیل و غالبا" ساخت آمریکا ، بوده امٌا چون فانوس های ساخت چین یا گردسوزهای ساخت آمریکا از روسیه از طریق مرز های شمالی وارد ایران می شده است .
پیه سوز های خارجی از جنس مرمر و بلور و بارفتن و ... بسیار گرانبها که بنظر می رسد بیشتر ساخت روسیه و کشورهای شرق اروپا بوده اند ، با روغن پیه یا حتی خود پیه ، یا روغنچراغ ، روشن شده چون لامپای مجلسی یا گردسوز در طاقچه اتاق پذیرائی جای داده می شده اند ؛ و....
انواع لاله .....


نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic