تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب هفته سوم تیر 1396
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آیا ما واقعا عصبانی‌ترین مردم دنیاییم؟

یکشنبه 18 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

  • شنبه / ۱۷ تیر ۱۳۹۶ / ۱۵:۱۶
  •  دسته‌بندی: رسانه دیگر
  •  کد خبر: 96041709067
  •  منبع : مطبوعات

آیا ما واقعا عصبانی‌ترین مردم دنیاییم؟



درهفته‌های گذشته نتیجه یک نظرسنجی موسسه آمارگیری گالوپ تیتر اصلی بسیاری از رسانه‌ها شد: «ایرانیان عصبانی‌ترین مردم دنیا هستند.» در گزارش سالانه ۲۰۱۷ این موسسه طی پژوهشی که بر اساس مطالعه وضعیت ۱۴۲ کشور انجام شده، مردم ایران به عنوان عصبانی‌ترین مردم جهان معرفی شده‌اند. در این گزارش مردم ایران با ۵۰ درصد، عراق با ۴۹ درصد و سودان جنوبی با ۴۷ درصد عصبانی‌ترین کشورهای دنیا معرفی شده‌اند.»

به گزارش ایسنا، هفته‌نامه امید جوان با این مقدمه نوشت: «درباره مواردی مانند آن چه در بالا اشاره شد دو نوع رویکرد صفر و یکی می‌توان اتخاذ کرد. یکی این که این آمار کاملا درست است و هیچ نقصی ندارد و دیگری این که این گونه آمارها تماما سیاه‌نمایی و سیاسی است. اما به نظر می‌رسد بهتر است به جای نگاه صفر و یکی به این مسائل، نگاه منطقی‌تری به آنها داشته باشیم و از جوانب گوناگون، به آسیب‌شناسی آنها بپردازیم. در این باره، سه جنبه‌ای که در درجه اول می‌توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد، یکی نحوه مواجهه با آمارها اعلامی این چنینی توسط موسسات خارجی، دیگری نبود موسسات آماری معتبر در ایران و سومی ضعف رسانه‌ها در پوشش اتفاقات خوبی که در کشور رخ می‌دهد، در سطح جهانی است.

در مورد نحوه مواجهه با آمار منتشره از سوی موسسه گالوپ بهتر است یادداشت یکی از متخصصان حوزه مربوطه در اینجا آورده شود: «سید محسن طباطبایی مزدآبادی»، نایب‌رییس مرکز روان‌شناسی و مشاوره شهر که پیشتر موضوع خشم شهری را مطرح کرده بود، معتقد است این گزارش منطبق بر واقعیت‌ها نیست؛ هر چند باید به عنوان یک زنگ خطر و هشدار در نظر گرفته شود.

وی در یادداشتی در این مورد می‌نویسد: «صحت این نتیجه‌گیری و آمار منتشر شده از طرف موسسه گالوپ شاید در نگاه اول کمی غیر منطقی به نظر برسد، زیرا سوالاتی که در این پژوهش استفاده شده است، اولا پایایی و روایی آنها به عنوان ویژگی‌های بنیادی مقیاس‌های پژوهشی مورد تایید قرار نگرفته است. ثانیا استفاده از سوالات مشترک برای ۱۴۲ کشور با آداب و سنن مختلف به معنای نادیده گرفتن فرهنگ‌هاست. ثالثا با توجه به پیچیدگی‌های شاخص‌های فردی، بین فردی، شخصیتی و اجتماعی خیلی بعدی به نظر می‌رسد که بتوان با ۵ سوال شاخصه مشترک یک جامعه انسانی را بسنجیم. رابعا چه تضمینی وجود دارد که نمونه انتخاب شده توسط این موسسه مُعرف و نماینده واقعی جامعه ایران بوده باشد. بنابراین با در نظر گرفتن این ۴ نکته، علمی و درست بودن این خبر مورد تردید قرار می‌گیرد و نتایج این پژوهش قابل اعتماد نمی‌باشد.

اگر فرض را بر این بگذاریم موسسه گالوپ تمام این اصول را رعایت کرده است و هیچ عاملی غیر از واقعیت را در نتیجه‌گیری خود دخالت نداده و آن چه بیان کرده، عین حقیقت است، باز هم شاید استفاده از برچسب «عصبانی‌ترین» برای مردم ایران که به مهربانی، ایثار و خونگرمی شهره هستند تا حدودی بی‌انصافی باشد اما نمی‌توان به راحتی از کنار این نتیجه‌گیری گذشت.

نگاهی به اتفاقاتی که طی سال ۲۰۱۷ در ایران رخ داده است (سالی که موسسه گالوپ طی آن پژوهش را انجام داده است) شاید در ربط دادن این آمار به ما خیلی بی‌ربط نباشد. با توجه به اتفاقات یک سال قبل شاید ما عصبانی‌ترین کشور دنیا نباشیم اما یکی از پراسترس‌ترین کشورها و مستعد پرخاشگری بودیم. حال اگر بخواهیم واژه مناسب‌تری را انتخاب کنیم ما شکننده‌ترین و در آستانه عصبانی‌ترین کشور جهان بودیم.

در سال ۲۰۱۷ جو حاکم بر خاورمیانه برای مردم ایران بسیار نگران‌کننده‌تر از قبل شد و نگرانی‌های مختلفی مانند «سایه جنگ» را برای مردم قابل تصور کرد. رییس‌جمهور شدن ترامپ موجی از نگرانی را به راه انداخت. خبرهای متناقض در مورد تحریم‌ها، مشکلات اقتصادی مردم و بیکاری فارغ‌التحصیلان مزید بر علت شد. آتش گرفتن قطار تبریز - مشهد باعث دردی عمیق و سوگی بزرگ برای ایران شد.

مرگ یکی از سرمایه‌ها و زحمت‌کشان انقلاب، آیت‌الله «علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی» شوک عاطفی و سیاسی به جامعه وارد کرد. هنوز مردم درگیر سوگ مرحوم هاشمی بودند که پلاسکو نه تنها بر سر پلاسکو که به مثابه یک غم ملی بر سر مردم ایران آوار شد و تمام ایران را عزادار کرد. ریزش معدن یورت باز هم ایران را سیاه‌پوش کرد و... . بر اساس معیارهای روانشناسی اگر انسان مورد هجمه بحران‌های زیادی قرار بگیرد که کنترل کردن آنها در اراده او نباشد، ممکن است دچار نوعی استیصال و ناامیدی شود و نسبت به اتفاقات روزمره دچار شکنندگی بیشتری شود و برای رهایی از این وضعیت دست به دامان عصبانیت و پرخاشگری شود.

تمام این موارد در کنار فقر مهارت‌های مقابله‌ای مردم (مهارت کنترل خشم، مهارت حل مسئله و...) موسسه گالوپ را مجاز کرده است که دست به نتیجه‌گیری بزند و ایران را به عنوان عصبانی‌ترین کشور جهان معرفی کند؛ موضوعی که حتی به فرض اشتباه بودن باید بیشتر به آن توجه شود و به نظر می‌رسد درست‌ترین برخورد با این آمار این باشد که به جای انکار و رد کردن آن، خود را در هر جایگاهی که هستیم در مقابل این برچسب که به مردم ایران خورده است، سهیم بدانیم و علت‌یابی کرده و سپس چاره‌جویی کنیم و در راستای شادمانی عمومی مردم تلاش همگانی به عمل آید.»

جنبه دومی که باید به آن پرداخت، نبود موسسات آماری معتبر در کشور است. با توجه به آن چه در بالا نیز آورده شد، در بررسی موضوعاتی همچون میزان خشم در جامعه - که برای بهبود زندگی مردم کشور ضروری است - مواردی مانند آداب، سنن، فرهنگ، پیچیدگی‌های فردی، بین فردی، شخصیتی و اجتماعی باید مورد توجه قرار بگیرد.

حال این که این موارد اگر توسط افرادی خارج از جامعه ما انجام بگیرد، به احتمال بسیار زیاد این موارد مغفول می‌مانند.

به هر حال آمارهای داخلی مانند میزان نزاع‌های خیابانی نشان می‌دهند که آستانه تحمل در جامعه ما وضعیت مناسبی که شایسته فرهنگ ما باشد، را ندارد و این مهم می‌طلبد که موسساتی معتبر با افراد متخصص در حوزه‌های مربوطه برای بررسی موارد این‌چنینی تاسیس شود تا به آسیب‌شناسی و بهبود مسائل اجتماعی در کشور بپردازند.

جنبه سومی که به آن پرداخته می‌شود شاید در نگاه اول خیلی مهم به نظر نرسد ولی واقعیتی در آن نهفته است که از نادیده گرفتن آن متضرر خواهیم شد و آن چیزی نیست جز قدرت رسانه. شوربختانه در ایران به آن میزانی که به جنبه‌های گوناگون قدرت بها داده شده و می‌شود، به قدرت رسانه داده نشده است. در واقع می‌توان گفت هنوز در ایران باور به این که قدرت رسانه تا چه میزان می‌تواند در راستای منافع ملی کشور باشد، وجود ندارد.

بدون شک هنگامی که آمار اعلامی توسط موسسه گالوپ - که ما را به عنوان عصبانی‌ترین مردم دنیا معرفی می‌کند - توسط رسانه‌های مختلف در کشورهای مختلف جهان منتشر می‌شود، نگاه منفی به مردم ایران در بین مردم جهان طبیعی‌ترین نتیجه آن است.

همان طور که در بالاتر نیز آورده شد، آمار اعلام شده نمی‌تواند چندان منطبق بر واقعیات باشد. اما به هر حال وقتی یک موسسه معتبر چنین آماری را اعلام می‌ کند، مردم جهان مثل ما از خودشان نمی‌پرسند که «مگر می‌شود...؟!» زمانی مردم سایر کشورهای جهان در آمار مربوطه شک می‌کنند که رسانه‌های ما قدرت آن را داشته باشند که تصویر دیگری از مردم ایران - درست در نقطه مقابل آن چه گفته شده - به آنها نشان داده شود.

مثلا در همین زمانی که این آمار در رسانه‌های مختلف منتشر می‌شد، اتفاقی در ایران افتاد که اگر نخواهیم بگوییم بی‌نظیر بود، بی‌انصافی است نگوییم کم‌نظیر بود: ایرانیان در فاصله تنها چند روز، در حالی که اوضاع اقتصادی اغلب مردم ایران وضعیت چندان مساعدی ندارد، بیش از ۱۷ میلیارد تومان برای آزادی زندانیان پرداخت کردند و بیش از هزار زندانی در سراسر کشور آزاد شدند و همچنین درخواست سرپرستی افراد بی‌بضاعت از میزان مورد نیاز در طرح موسوم به محسنین نیز فراتر رفت؛ اتفاقی که باعث سجده شکر «پرویز فتاح»، رییس کمیته امداد امام خمینی در برنامه زنده ماه عسل نیز شد.

فارغ از واقعی یا سیاسی بودن آمارهای مختلف سازمان‌های خارجی و بین‌المللی، این که فقط بگوییم آمارهایی مانند آن چه آمار اخیر گالوپ اعلام کرده است، فقط با هدف سیاه‌نمایی و تخریب چهره ایران و ایرانیان نزد مردم جهان است، صدایمان به جایی نمی‌رسد.

این گونه موضع گرفتن نه تنها ذهن مردم خارج از ایران را روشن نمی‌کند (چون اصلا به گوششان نمی‌رسد)، حتی در داخل هم خیلی‌ها قبول نمی‌کنند و به درستی تام و تمام آمارها صحه می‌گذارند! اما اگر رسانه‌ها در ایران قدرتمندتر بودند و اتفاق بزرگی که مردم ایران در برنامه امسال ماه عسل رقم زدند را هم می‌توانستیم به مردم جهان نشان دهیم، در آن صورت بود که آنها نیز به گزاره «ایرانیان عصبانی‌ترین مردم دنیا» شک می‌کردند. لااقل پیش خودشان می‌گویند: چه عصبانی‌های بخشنده و مهربانی!»

انتهای پیام

نظرات() 

موزه «عشایر تالش» غریب است

شنبه 17 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

بتکار معلم تالشی در حفظ میراث فرهنگی؛

بوی گُلپر و استقبال با «فَتَرَه لَس»

موزه «عشایر تالش» غریب است

موزه عشایر تالش
شناسهٔ خبر: 4024324 - 
رشت - در ارتفاع هزار و ۹۰۰ متری از سطح دریا، بر بلندای ییلاقات تالش در سوباتان، موزه ای به دست یک معلم بازنشسته ایجاد شده که زندگی تغییر یافته عشایر تالش را روایت می کند.

خبرگزاری مهر، گروه استان ها- مهری شیر محمدی: در میان ویلاهای تازه ساختی که در ۱۰ سال اخیر، چهره منطقه «سوباتان» - یکی از ییلاقات تالش را تغییر داده است؛ کلبه ای تماما چوبی و به رنگ سبز،  با چهار شاخ بز نصب شده بر در ورودی خودنمایی می کند. این مکان موزه ای است که به دست «بهمن جلیلی» معلم بازنشسته تالشی ساخته شده تا محلی باشد برای روایت زندگی تغییر یافته  عشایر تالش.

به موزه که قدم می گذاری، حیاط پر شده از گل های بزرگ و پهن برگ. عطر گل های گلپر- سوغاتی این ییلاق در تالش که به گفته برخی نام سوباتان را از همین گیاه گرفته- فضا را پر کرده و ابتدای ورودی یک «پُوری» پوشیده شده با «چَدِر» - چیزی شبیه گلخانه های امروزی- دیده می شود.

 به گفته صاحب موزه مردم شناسی تالش، پوری ابتدایی ترین مسکن تالشان بود که از طریق خم کردن شاخه های  ترد چوب به صورت نیمه استوانه در سطح زمین ساخته می شد. 

دو طرف سرشاخه ها را داخل زمین فر می کردند و روی پوری را هم با دو لایه پارچه بافته شده از موی بز می پوشاندند و این پارچه های سیاه رنگ،  ساکنان عشایر و دامداران را با قاعده کشش مولکولی از هر باران  و طوفانی  مصون  می داشت و  آب را به داخل سیاه چادر عشایر نفوذ نمی داد.

موزه ای پر از نوستالژی های زندگی

حیاط خانه یا بهتر بگوییم، موزه مردم شناسی عشایر تالش، پر است از وسایل قدیمی که دیگر به کار مردمان امروزی نمی آید؛ هرچند تکنولوژی هنوز به سوباتان نرسیده، و این ییلاق از نعمت برق و گاز محروم است، اما بخش اعظم ابزار سنتی دیگر جوابگوی زندگی امروزی نیست.

با این حال جلیلی با چه مشقتی  سنگ آسیاب های گرد بسیار بزرگی که به راحتی نمی توان جابجا کرد را از دهکده های پایین دست خریده و در حیاط موزه گذاشته است.

یک خیش چوبی که روزگاری به وَرزا (گاو نر) می بستند تا با آن زمین کشاورزی را شخم بزند، سبدهای بافته شده از ترکه های ترد درختان  با تسمه هایی در دو سو -که همانند کوله پشتی  به کشاورزان در حمل بار کمک می کرد- بخشی از این ابزارهای سنتی عشایر است.

ساجی از جنس آهن که وسط آن پوسیده شده است، بر دیوار چوبی موزه آویزان شده است. ساج، بهترین تنور برای عشایر کوچنده، بود. سینی هایی از جنس برنج و یا آهن که به صورت محدب ساخته می شد و مستقیم روی آتش قرار می گرفت.

ورودی در موزه اصلی با چهار شاخ بزرگ بز تزیین شده و در فضای کم نور کلبه، وسایلی تنگاتنگ هم بر در و دیوار چیده شده است. از شاخ های شوکای سوباتان، گوزن های بومی که حالا نسلشان منقرض شده و تنها شاخش را در موزه عشایر می توان دید تا شاخ های پهن و بلند قوچ هایی که از علف های ترد ییلاق تغذیه شده اند.

چرخ نخ ریسی عشایر تالش که از حرکت بازایستاد، دیگر شانه های پشم ریسی، هم به کار نیست. با این حال، جلیلی  قیچی های سنتی پشم ریسی را که «دُرد» خوانده می شود و تمامی ابزارهای لازم برای تهیه نخ های پشمی را در این موزه جمع کرده تا زندگی سنتی عشایر را زنده نگه دارد.

چاقوچور، ظرف شیشه ای نگهداری نفت، ترازویی از جنس گالی، قهوه جوش های روسی با مارک نیکولای، سماور و اتوی ذغالی، رادیوگرام، تنبوشه های سفالی آب بر، انواع ظروف دوشیدن و حمل شیر، هاونگ های سنگی و حتی سطل هایی که از پوست یکپارچه درخت گیلاس ساخته شده است و... همه با همت این موزه دار خصوصی در سوباتان نگهداری می شود.

این کلبه چوبی روزگاری به نیت سکونت جلیلی در دوران بازنشستگی در  سوباتان ساخته شد، حالا به گفته این لیدر گردشگری، در فصل تابستان روزانه پذیرای گردشگران زیادی است.

بهمن لباس چوپانان تالش را برتن دارد و با چوب دستی عشایر تالش که به آن «فَتَرَه لَس» می گویند، به استقبال گردشگران ایرانی و خارجی می آید. عماد نوه او نیز جلیقه و کلاه نمدی عشایر بر تن دارد و به گفته جلیلی، ادامه دهنده راه اوست.

وی در مورد لباس عشایر تالش به خبرنگار مهر می گوید: پشم گوسفند و بز مهمترین الیاف پرکاربرد در زندگی عشایر تالش است، این جلیقه و کلاه، به وسیله پارچه نمدی که از پشم گوسفند تهیه می شد، دوخته و در سرمای ییلاق بسیار پرکاربرد است.

موزه ای که با حقوق معلمی شکل گرفت

جلیلی در باره انگیزه اش در مورد ایجاد موزه عشایر توضیح می دهد: حوالی سال های ۱۳۷۹، رئیس آموزش و پرورش رضوانشهر بودم. همان زمان چندین بار به مسئولان پیشنهاد دادم موزه ای در خور گنجینه های یافت شده در تالش احداث شود. و بارها در مورد تغییر کاربری کاخ سردار امجد به موزه مقاله نوشتم اما با وجود غنای فرهنگی قوم تالش، هنوز این منطقه فاقد یک موزه آبرومند است.

این موزه دار می افزاید:  سال ۹۳ تصمیم گرفتم کلبه ای چوبی به شکل کاملا سنتی برای سکونت خود و خانواده ام در سوباتان ایجاد کنم. کلبه ای که متفاوت با ویلاهای ساخته شده در سوباتان بوده و معماری آن هم روایتگر زندگی گذشته باشد.

وی ادامه می دهد: در زمان احداث، برخی دوستان با طعنه و شوخی می گفتند، می خواهی موزه درست کنی! آن زمان به فکر افتادم که حالا که مسئولان در فکر ایجاد موزه نیستند، خودم موزه عشایر را در کلبه چوبی ام احداث کنم.

جلیلی می گوید: همان روزها لیستی از اقلامی که می شد در موزه به نمایش گذاشت، تهیه کردم و دیدم برخی از این اقلام در خانواده خودم موجود است و بسیاری را نیز می توان از روستاهای اطراف سوباتان خریداری کرد.

این معلم بازنشسته می افزاید: هرماه بخشی از حقوق خود را برای خرید وسایل موزه کنار گذاشتم و  اکنون ۲۰۰قلم از ابزار و لوازم زندگی عشایر تالش در این موزه نگهداری می شود که قدمت برخی به ۱۵۰سال پیش هم برمی گردد. بخش قابل توجه آن را با حقوق معلمی خودم خریداری کرده ام و حدود۳۰ قلم نیز اهدایی از سوی اهالی است.

این فعال حوزه گردشگری، لباس تالشی مادرش را نشان داده و می گوید: زنان عشایر تالش سوارکار هم بودند و در زمان سوار شدن بر اسب، «چاقچور» می پوشیدند. چاقچور، شلوارهای پرچینی بود که از ناحیه مچ پا جمع می شد تا سوارکار به راحتی بتواند بر زین اسب بنشیند.

وی همچنین «چارُق» چرمی و «رزین» را نشان داده و توضیح می دهد که چارق کفش افراد متمکن بود و رزین را بی بضاعت ها می پوشیدند.

جلیلی، اسفند ماه گذشته در همایش انجمن راهنمایان گردشگران ایران که در زیباکنار برگزار شد، حضور فعالی داشت و خود به عنوان یکی از راهنمایان گردشگری، تمامی اقلام موزه خصوصی خود را در نمایشگاهی جانبی این همایش، در معرض دید عموم گذاشت.

وی که به عنوان یکی از لیدر تورهای گردشگری در این همایش حضور داشت، از استقبال بی نظیر شرکت کنندگان از این نمایشگاه می گوید و ادامه می دهد: تا آن روز حتی مسئولان میراث فرهنگی استان هم از وجود چنین موزه ای در تالش بی خبر بودند و همین نمایشگاه فرصتی شد تا مدیر کل میراث و برخی از مسئولان از محل اصلی موزه در سوباتان دیدار کنند.

جلیلی، عمده ترین مشکل موزه را مساحت کم فضای آن عنوان می کند و می گوید: تمامی اقلام موجود در موزه شناسنامه دارند و برچسبی از نام فارسی، نام تالشی، کاربرد، فرد اهدا کننده و یا مکان خریداری تهیه شده است اما به دلیل فضای کم، قادر نیستم به درستی اقلام را در موزه نمایش داده و برچسب های معرفی را بر روی اقلام الصاق کنیم.

این موزه دار تالشی تصریح می کند: در بازدیدی که مسئولان از موزه داشتند نیز تاکید کردم که مهترین مشکل موزه در فصل گردشگری- که روزانه بیش از ۴۰نفر بازدید کننده دارد- محدودیت فضاست.

وی مجوز احداث موزه را که از تهران صادر شده را هم نشان می دهد و می گوید: بنده با انجمن موزه داران خصوصی کشور نیز همکاری دارم بر همین اساس مدیر کل میراث وعده داده که امسال مبلغ ۲۵ میلیون تومان برای توسعه موزه عشایر تالش تخصیص داده شود.

این موزه دار خصوصی، بنای در حال احداث موزه را هم نشان داده و  بیان می کند: حالا با وعده مدیر کل میراث، بخشی از حیاط را برای توسعه موزه اختصاص داده ام و به امید خدا حتی اگر وعده مسئولان هم محقق نشود، با پس انداز معلمی ام این موزه را تکمیل می کنم.

موزه عشایر تالش، تنها موزه خصوصی است که به صورت رایگان پذیرای گردشگران است. موزه ای که روزگاری ساکنان آن هنوز یکجا نشین نشده بودند و با کوچ مدام به ییلاق و قشلاق زندگی را می گذراندند.

هرچند عشایر تالش هنوز در دشت های سوباتان، به صورت پراکنده ها با گله های خود زندگی می کنند اما، شیوه معیشت این کوچ نشین ها  توسط یک معلم اهل لیسار و همسر شاندرمنی اش در موزه مردم شناسی عشایر تالش پابرجا مانده است. موزه ای که بانی آن وصیت کرده حتی بعد از مرگش نیز بازدید از آن رایگان بماند.

نظرات() 

فرهاد ورهرام تجلیل شد

شنبه 17 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

.
 شنبه 17 تیر 1396 - 12:36:06  

فرهاد ورهرام تجلیل شد

 سیاست‌های جدید شبکه مستند به بهانه یک جشنواره تلویزیونی

فرهنگ > تلویزیون - ایسنا نوشت: مدیر شبکه مستند اعلام کرد که قصد دارد این شبکه را به خانه مستندسازان تبدیل کند. او بر تعامل بیشتر با مستندسازان جوان تاکید کرد.


نشست خبری فصل جدید جشنواره تلویزیونی مستند با تقدیر از برگزیدگان فصل نخست جشنواره برگزار شد.

این نشست صبح شنبه - ۱۷ تیر ماه - برای اعلام شروع فصل دوم جشنواره تلویزیونی مستند برپا و در جریان آن از فرهاد ورهرام، پیشکسوت مستندساز نیز تجلیل شد.

در این نشست سلیم غفوری (رییس شبکه مستند)، مهدی میرتیموری (دبیر جشنواره مستند) و فرهاد ورهرام (مستندساز پیشکسوت) حضور داشتند و سخنرانی کردند.

شبکه مستند را به خانه مستندسازان تبدیل می‌کنیم

در ابتدای مراسم سلیم غفوری در سخنانی درباره جشنواره تلویزیونی مستند گفت:‌ برگزاری این جشنواره در شبکه مستند نتیجه کار مستندسازان جوان است. این مستندسازان جوان امروزه در داخل کشور و جشنواره‌های بین المللی حرف جدی برای گفتن دارند و با آثار خوبشان گامی برای بیان فرهنگ کشور برداشتند. زمانی که ما این جشنواره را طراحی می‌کردیم به دلیل تعداد زیاد جشنواره‌ها در کشور تصور نمی‌کردیم که با استقبال روبه‌رو شود اما آثار زیادی به دبیرخانه رسید که از لحاظ کیفیت و کمیت خوب بودند و حتی خارج از حد تصور ما بود.

او ادامه داد:‌ حضور مستندسازان جوان از تمام نقاط کشور باعث شد برخی از چهره‌هایی که توانمند بودند اما کمتر دیده شده بودند، شناخته شوند. در واقع نقطه مثبت و هدف ما از این جشنواره استعدادیابی و شناخت مستندسازان جوان بود و امیدواریم با این مستندسازان جوان تعامل برقرار کنیم.

مدیر شبکه مستند در ادامه با اشاره به فصل اول جشنواره تلویزیونی مستند بیان کرد: فصل اول این جشنواره با نمایش اثار و رأی مردم و داوران به پایان رسید و فصل دوم هم از امروز ۱۷ تیر ماه شروع می‌شود و در پایان شهریور داوری آثار ارسالی فصل دوم را خواهیم داشت.

او اعلام کرد: آثار برگزیده فصل اول این جشنواره هر هفته روزهای زوج ساعت ۱۷ از شبکه مستند به نمایش در می آید.

غفوری افزود: ما در این مراسم از فرهاد ورهرام تقدیر خواهیم کرد زیرا آثاری که ایشان تولید کرده‌اند، جزو ماندگارترین مستندهای کشور است و برخی از این آثار در شبکه مستند به نمایش درآمده است. در حال حاضر ما مجموعه‌ای را با فرهاد ورهرام در دست تولید داریم که به موقع درباره آن اطلاع‌رسانی خواهیم کرد.

مدیر شبکه مستند سپس گفت: یکی از افتخارات ما همکاری با مستندسازان جوان و با استعداد و همچنین استفاده از تجربیات مستندساز پیشکسوت است. ما در واقع دونسل جوان و پیشکسوت را در کنار هم داریم و شاهد پیشرفت سینمای مستند در کشورمان هستیم.

غفوری با اشاره به جایگاه سینمای مستند در تلویزیون اظهار کرد:‌ سینمای مستند در تلویزیون و خارج از آن حرف جدی در کشور ما دارد و در حوزه‌های مختلف جشنواره تولیداتی داشته‌ایم که موضوعات نیازمند کشور بوده است.

او گفت:‌ برنامه‌ای که برای شبکه مستند داریم این است که این شبکه به خانه مستندسازان تبدیل شود و در حال شکل‌گیری هم است و در واقع این جشنواره گامی در همین راستا بود و جشنواره‌های بعدی نیز این را تثبیت خواهد کرد. امیدوارم که حمایت رسانه‌ها از جشنواره فصل دوم بسیار بهتر باشد.

در این جشنواره سهم مردم در انتخاب برگزیدگان بالا بود

در ادامه مراسم کلیپی درباره زندگی و فعالیت‌های فرهاد ورهرام، مستندساز پیشکسوت پخش شد و این مستندساز در سخنانی اظهار کرد: در ابتدا که یک جشنواره جدید به جشنواره‌های دیگر اضافه شده بود، ناراحت بودم زیرا تعداد جشنواره‌های زیاد است و در واقع جشنواره برای مدیران مهم است و پولی از جیب مستندسازان خارج می‌شود و هزینه جشنواره می‌شود اما این جشنواره بسیار متفاوت عمل کرد و مردم نقش زیادی در رأی‌گیری آثار داشتند. این جشنواره باعث شد در سطح وسیع آثار دیده شود و مردم رأی دهند. امیدوار هستم این روند ادامه پیدا کند. اختتامیه فصل اول هم متفاوت بود زیرا متوجه شدم این بودجه از مستندسازان کنده نمی‌شود و به جیب کسی نمی‌رود.

در ادامه از سوی مدیر شبکه مستند و دبیر جشنواره تلویزیونی مستند به فرهاد ورهرام هدایا و لوح تقدیری اهدا و از او تجلیل شد.

جوایز جشنواره تلویزیونی مستند چگونه پرداخت می‌شود؟

میرتیموری، دبیر جشنواره تلویزیونی مستند در سخنانی اظهار کرد:‌ بعد از فراخوان عمومی جشنواره ۴۶۴ نفر ثبت نام کردند و ۳۵۸ اثر ثبت شد که از بین این آثار ثبت شده، ۳۰۴ اثر به دبیرخانه ارسال شد که از میان آنها ۵۱ اثر مربوط به فصل اول است که در این میان ۳۱ فیلم ساز از شهرستان بودند و ۵ کارگردان زن نیز در میان آنها بود و ۴۲ اثر متعلق به فصل دوم جشنواره است که ۲۲ اثر از تهران و ۲۰ اثر نیز از شهرستان ارسال شده که در این میان سه کارگردان زن هم حضور داشتند. همچنین ۳۱ برنامه از این آثار بر روی آنتن رفت و حدود ۴۵ هزار و ۹۸۰ نفر در نظرسنجی جشنواره شرکت کردند. فصل دوم جشنواره تلویزیونی مستند از امروز ساعت ۱۹ روی آنتن می‌رود. در این فصل دستمزدی که به عنوان جایزه برای کارگردان اثر در نظر گرفته شده، بخشی را به صورت نقدی پرداخت می‌کنیم و بخش دیگر را صرف تولید آثار این مستندسازان خواهیم کرد؛ البته در فصل اول نیز برای جوایز همین اتفاق خواهد افتاد.

او افزود: اطلاعات کارگردانان جمع‌آوری شده است و در پایان این فصل اول، باشگاه مستند کار خود را آغاز خواهد کرد.

اسامی برگزیدگان فصل اول جشنواره تلویزیونی مستند

در این مراسم ورهرام،‌ میرتیموری و سلیم غفوری جوایز برگزیدگان فصل اول جشنواره تلویزیونی مستند را اهدا کردند.

اسامی برگزیدگان فصل نخست این جشنواره به این شرح است:

فاطمه افخمی اردکانی فیلم مستند «یک روز با شعبون»

علیرضا دهقان فیلم مستند کوتاه‌ «اوسیا»

فرهاد دوانقی فیلم نیمه بلند از نگاه مردم‌ «مثبت ۵۸»

علی رضا خوشنویس فیلم نیمه بلند به نام «‌داستان یک پایان»

دلاور دوستانیان فیلم مستند بلند به نام «هینی مینی»

خلیل رشنوی فیلم مستند بلند از نگاه مردم‌ به نام «‌وقتی گنجشک‌ها جیغ می‌کشند»

در پایان مراسم سلیم غفوری در پاسخ به پرسش خبرنگاران درباره‌ی ارتقاء کیفیت مستندها بیان کرد:‌ برای ارتقای کیفیت مستند، مستندسازان در کنار حمایت از تولید آثار از حضور مشاوران پیشکسوتان و ناظران کیفی بهره خواهند برد. در واقع تولید آثار مستند برای مستندسازان به کارگاه آموزشی هم تبدیل می شود و این اساتید در کنار مستندسازان باعث ارتقاء‌ کیفیت آثار می‌شوند.

او ادامه داد:‌ ما به عنوان یک شبکه تلویزیونی نمی‌توانیم امکانات زیادی در اختیار مستندسازان قرار دهیم اما با توجه به اینکه شبکه به کیفیت اچ دی تبدیل شده کیفیت کار مستندسازان نیز باید اچ‌دی باشد.

میرتیموری در ادامه در پاسخ به یکی از پرسش‌ها درباره تبلیغات جشنواره گفت: ما از بیلبورد استفاده نخواهیم کرد اما ارتباطامان با شبکه‌های دیگر بیشتر شده و می‌خواهیم از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنیم و سعی می‌کنیم رأی گیری برای این دوره بالا رود.

غفوری بیان کرد:‌ آثار مستند باید در تلویوزیون دیده شود و طراحی ما برای جشنواره مستند نیز بر این چارچوب بوده است. برنامه ما این است که جشنواره به یک رویداد بین‌المللی درآید و شاهد حضور آثاری از کشورهای دیگر باشیم.

5858


نظرات() 

تصاویر | مشاغل رو به انقراض بازار بروجرد

پنجشنبه 15 تیر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 پنجشنبه 15 تیر 1396 - 21:00:00 

تصاویر | مشاغل رو به انقراض بازار بروجرد

چند رسانه‌ای > عکس - بروجرد یکی از قدیمی ترین بازارهای ایران را در دل خود جای داده است. بازاری که قرنهاست میزبان مشاغلی کهن است. موتابی، مسگری، 
و تنورسازی. صدها سال پیشه‌وران بسیاری را به خود مشغول کرده است. مشاغلی که با هنر دست سر و کار داشت، اکنون در گذر زمان اسیر پیشرفت صنعت و تکنولوژی شده و آرام آرام رو به انقراض نهاده است.

 


عکس‌ها: میزان
67282

 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :