تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب هفته سوم مهر 1396
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

کوچه نشینی/ عادتی که هنوز رد پایش در کوچه ها مانده

چهارشنبه 19 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

کوچه نشینی/ عادتی که هنوز رد پایش در کوچه ها مانده *محمدحسین فلاح

یزد - ایرنا - کوچه نشینی از عادات زنان در برخی از مناطق کشور بوده که با وجود کمرنگ شدن آن نسبت به گذشته هنوز هم ردپای آن را می توان در برخی کوچه پس کوچه های شهرها و بویژه بافت های قدیمی شهری مشاهده کرد.

این عادت ناهنجار در گذشته های نه چندان دور، بسیار شایع و رفتاری بهنجار تلقی می شد و برخی زنان خانه دار، ساعاتی از وقت صبح یا بعد از ظهر را با همسایگان در محلی خاص در کوچه، سپری می کردند.
در استان یزد، این عادت در سال های گذشته رنگ باخته اما هنوز هم در کوچه پس کوچه های شهر و بویژه محله های قدیمی، شاهد دورهمی های زنانه در برخی از محله های شهر هستیم.
یکی از عوامل کوچه نشینی زنان، خانه داری آنان بوده، اما در سال های پس از انقلاب که زمینه آشنایی بیشتر بانوان با حقوقشان فراهم و بستر برای اشتغال و تحصیل آنها هموارتر شد از تعداد زنان کوچه نشین کاسته شد و بخشی از دختران دیروز و زنان امروز در بخش های مختلف جامعه به فعالیت مشغول شده و از دایره کوچه نشینی های زنانه به ایفای نقش های مهمتر اجتماعی کوچ کردند.
***دلایل کوچه نشینی
بطور قطع، نخستین عوامل کوچه نشینی زنان، بیکاری، گذران وقت و صحبت کردن در مورد تازه های روزانه ای است که بانوان ما عادت دارند از آنها مطلع شوند.
در گذشته های نه چندان دور، قاطبه زنانی که در کوچه دور هم جمع می شدند بانوان بی سواد یا کم سواد بودند و هنوز هم اکثر زنانی که در کوچه ها کابینه تشکیل می دهند یا بی سوادند یا از سوادی اندک بهره دارند.
در گذشته وقتی بانویی، صبحها همسرش را روانه محل کار می کرد و بچه ها را به مدرسه می فرستاد، ساعتی را هم برای تهیه ناهار صرف می کرد و پس از آن نخستین چیزی که به ذهنش می رسید سرکشی به همسایه ها بود.
این سرکشی ها چون دو طرفه نیست و چندین طرفه هست، آنها را مجبور می کند تا همگی در یک نقطه که بیشتر در کوچه و در مقابل خانه یکی از آنهاست دور هم جمع شوند.

*** پیامدهای کوچه نشینی 
بسیار اتفاق افتاده که وقتی از کوچه ها و مخصوصا معابر قدیمی رد می شویم، چند زن را مشاهده می کنیم که دور هم جمع شده اند، اغلب مردان و حتی دختران و زنان با سوادی که عادت به کوچه نشینی ندارند وقتی از چنین معابری عبور می کنند، برای در امان ماندن از نگاه های آزار دهنده یا تیغ غیبت زنان کوچه نشین، مسیر خود را عوض کرده و یا به سرعت از محدوده زنان کوچه نشین عبور می کنند.
زن های کوچه نشین وقتی به هم می رسند حرف های تازه و روزانه را با هم تبادل می کنند و چون پس از مدتی، دیگر حرفی باقی نمی ماند، غیبت کردن و به قول یزدی ها 'سر و پا جفت کردن' عابران و رهگذران آغاز می شود .
البته این در مورد همه زنان کوچه نشین صدق نمی کند اما در اغلب موارد چون حرفی برای زدن باقی نمی ماند، بهترین سوژه حرف زدن از دیگران و برشمردن محاسن و معایب آنهاست.
این را هم باید گفت که بسیار اتفاق افتاده که همین کوچه نشینی ها موجب شده که این دسته از زنان در مورد جوانان مجرد هم بحث کرده و باعث وصلت آنها شوند که کار بسیار نیکویی است اما به شرطی که منجر به غیبت و تهمت نشود.
غیبت، تهمت، انگ زدن، عیب و ایراد گرفتن به دیگران و خود را در معرض دید نامحرم قرار دادن، از پیامدهای منفی کوچه نشینی است. 
*** چه باید کرد؟
همانطور که گفته شد کوچه نشینی زنان در گذشته از شدت بیشتر برخوردار بوده و هم اکنون کمرنگ شد اما همین میزان کم هم نباید در یک جامعه با فرهنگ، با سواد و متمدن وجود داشته باشد.
می توان این عادت ناهنجار را به سوی و سمت مثبت هدایت کرد بعنوان مثال زنان، می توانند دورهمی هایشان را به داخل خانه ها منتقل کنند و از آن در جهت انجام کارهای جمعی که به بهبود زندگی کمک می کند، بهره ببرند.
فضای مجازی با همه عیوبش، شاید یکی از محسناتش همین کمرنگ سازی حضور بانوان در کوچه ها باشد چون همانطوری که گفته شد اغلب آنها بخاطر بیکاری و گذران اوقات در کوچه جمع می شوند که البته تلفن همراه و فضای مجازی، بخشی از این عادت را پر کرده است.
البته نباید پناه بردن به فضای مجازی، به 'از چاله در آمدن و به چاه افتادن' تبدیل شود و عادتی نامناسب با عادتی دیگر که آن نیز نامناسب است، جایگزین شود، بلکه می توان از ظرفیت دورهمی برای افزایش تعاملات انسانی و تقویت کار جمعی بهره برد که نمونه های زیبای چنین کارهای جمعی که ریشه در همسایگی و هویت محله ای دارد را در انجام نذرها می توان مشاهده نمود و باید این بخش بیشتر مورد توجه قرار گرفته و تقویت شود .
6197 / 6014 محمدحسین فلاح ** انتشار: کاظم شاملو

انتهای پیام /* 

نظرات() 

مادر ، ننه ، خانم ، بی بی ، مامو ، مامان

سه شنبه 18 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


عکس تزئینی است

مادر ، ننه ، خانم ، بی بی ، مامو ، مامان


خود معنی « ننه » هم جای بحث دارد . بگمانم سال 1333 بود که در دبستان صدیق یزد آقا ئی ( آذری ؟ ) غیر یزدی بنام مهدیون ، معلم ورزش ما بود و به لباسم ایراد گرفت .

گفتم : بچشم ، به خانمم میگویم اصلاح کند

گفت : نیم وجبی ! مگر تو همسر داری ؟!

و بعد متوجٌه شد که در خانواده ی ما مادرمان را « خانم » صدا می کنیم ! .

خانواده های اعیان شهر ما ، یزد ، مادرشان را « بی بی » صدا می کردند

پدرم چون مادرشان دختر یک آیت الله العظمی ، از سادات و از بزرگان بودند ایشان را « آبی بی » صدا می کردند ... (1).

در همان دهه 1340 معدود خانواده هائی تجدد طلب در یزد بودند که مادرشان را « مامان » صدا می کردند .

..... تا اینکه ...

در سال 1343 معاون دبیرستان البرز ، آقای همدانی ، از دانش آموزی که ادعا میکرد مادرش فلان توصیه ای به وی کرده است خواست که فردایش با مادرش بیاید . من که در معدلگیری دانش آموزان در دفتر می نشستم و کمک می کردم فردایش دیدم که با مادرش داخل دفتر شد و به آقای طباطبائی ، مدیر دبیرستان ، گفت : خواسته بودید که مامانم را بیاورم ؛ آوردم . آقای امینیان معلم ریاضی ما که کرمانی بود شروع کرد به خندیدن ، و حالا نخند کِی بخند ؟! . وقتی آن دانش آموز و مادرش به اتاق دیگری نزد آقای همدانی راهنمائی شدند آقای امینیان می گفت :

این بچٌه به این زن در چادرشب ( حجاب خاص زنان یزدی تا حوالی 1330 که بعدا" فقط به زنان فقیر اختصاص داشت ) و گیوه به پا که معلوم است حتٌی یک کلاس سواد و کمال ندارد می گوید مامان ؟! خوب ، تو هم مثل دیگران بگو ننه ! ، یا لااقل « مامو » ! این زن کجایش شبیه مامان است ؟! .

خلاصه اش این بود که مامان باید بیشتر تحصیلکرده از سطوح بالای جامعه ، متجدد ، خوشپوش و باصطلاح با قر و فر باشد !.

در نیمه دوم دهه 1350 در تهران متوجٌه شدم که هنوز هم معدودی به مادر بزرگشان ننه می گفتند ؛ امٌا بسیاری هم لفظ ننه را برای کلفت منزل ، کارگران منزل ، زن سرایدار مدرسه و ... بکار میبردند که یعنی بامحبٌت امٌا از طبقات پائین اجتماعی ....

اتفاقا" طی مدت حدود هفت سال که در فرانسه ، خاستگاه واژه مامان ، با جامعه ی فرانسوی عجین شده بودم تا بهتر به ادبیات و فرهنگ آنان آشنا شوم متوجٌه شدم که در آنجا نیز تا اواسط قرن بیست مامان همین مفهوم مادر یا هر چیز زیبا ، قشنگ ، خوشپوش ، مطلوب و دلچسب را داشته است (2).

بنابر این معنی « ننه شاهی » و آنهم در عصر حاضر ، و در نقاطی که ننه مقام و منزلت اجتماعی چندانی نداشته است ؛ با مادر در « مادر شاهی » جوامع دیگر بسیار متفاوت می نماید .

(1(1) یکی از مسن های یزد بنام حاج حسینعلی . م میگفت برخی از اعیان قدیم یزد مادرشان را «

( خخاتون » خطاب می کرده اند

(3)  (2) پس از انقلاب ، از دهه 1370 لفظ « مامی » ، از زبان و فرهنگ انگلیسی ، نزد خانواده های اعیان غرب زده رواج یافت

نظرات() 

ننه شاهی در ایران عصر حاضر (2)

سه شنبه 18 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

این مطلب خودمانی است ؛ زیاد هم جدٌی نگیرید

ننه شاهی در ایران عصر حاضر (2)

در سال 1352 که از طرف دانشگاه تهران در باره زندگی عشایری یا نیمه عشایری در جنوب شرقی ایران مطالعه می کردم ناگاه ، وسط تابستان ، در تهران چشمم به یکی از خان های عشایری افتاد که او هم وقتی مرادید بسیار خوشحال شد . از غریبی و بیکسی و نا آشنائی در تهران گله کرد که بلافاصله در یک مؤسسه پلی کپی جائی برایش تهیه دیدم ، با امکانات تغذیه که سر از پا نمی شناخت ، تا روزها برود در تهران بگردد و شب ها که برای باصطلاح احوالپرسیش میرفتم در باره موضوعی مورد علاقه از زنگی عشایریشان سر صحبت را باز می کردم و بیرون که می آمدم یادداشت بر می داشتم .

وقتی میخواست به روستای ییلاقیشان ، که در واقع چیزی جز تعدادی سیاه چادر نبود ، بازگردد مرا قسم داد که بروم لااقل یکماه میهمانش باشم و من هم از خدا خواسته پذیرفتم و با خودش به آن محل رفتم . رفاقت دکتر محمود روح الامینی با محمود آقا که یکی از بزرگان میمند بود و تاثیر مثبت آن در مطالعات مردمشناختی ما در میمند به من آموخته بود که چقدر از در رفاقت وارد شدن مؤثر تر از این است که مثلا" کارت شناسائی دانشگاه تهران را نشان بدهی و بنشینی چون یک مامور مالیات به پرس و جو ! .

در آن محل علاقه ای داشتم که روستاهای کوچک اطراف را ببینم امٌا خان مزبور تائید نمی کرد تا اینکه متوجٌه شدم اختلافات درون ایلی سبب شده است که در برخی روستاها یا پذیرائی نشوم یا ، البته به احتمال بسیار کم ، با چوب پذیرائی شوم ! ، و اینهم یکی از مسائل مطالعات مردم شناسی در آن زمان بود که اگر با ایل الف بودی دیگر در لیل ب کوچکترین جائی نداشتی ؟!.

یک روز که شادی اهالی چادر ها مرا از خواب بعد از ظهری بیدارکرد جوان بیست و هفت – هشت ساله ای موتور سوار را دیدم که با اهالی خوش و بش گرم و صمیمانه ای داشت و خلاصه مطلبش این بود که تعدادی قاطر برای فروش است ... و تامرا دید طبیعتا" کنجکاو شد که چکاره ام ؟ . معلوم شد نه تنها بنام کوچک « ف » پسر خان بزرگ است ؛ بلکه در واقع به جای اوست و چیزی شبیه یک فرماندار محل . خان مسئله مرا به او گفت و او خود پیشنهاد داد که ترک موتورش سوار شوم و چند روستا را بین راه ببینم و شب با موتور سوار دیگری که وی سفارشم را می کند به محل اسکانم برگردم .

در یک روستا وقتی چشمش به یک دختر خانم ، یا خانم جوان ، افتاد شروع کرد به رنگ دادن و رنگ گرفتن که با خود گفتم بیگمان عاشق و معشوق اند .... وقتی بسیار ناراحت و شرمگین و سر افکنده با آن دختر فاصله گرفت ؛ و متوجٌه شد که از این جریان احساسی بو برده ام

گفت : من عاشق سینه چاک « ز » ( نام آن دختر ) بودم . امٌا مادرم با مادرش رابطه خوبی نیافته بود و باوجود اینکه به شدٌت یکدیگر را میخواستیم و همه هم موافق بودیم مادرم اجازه نداد که با او وصلت کنم ! و... دختردیگری را برایم عقد کردند که حال دو پسر هم برایم آورده است... ؛ « ز » هم عروس نشده است و قبول نمی کند که عروس شود...

....

گفت : مگر میتوانستم به مادرم بگویم « نه ! ننه ... » ؟!

البته من در جنوب شرقی ایران بسیار بسیار کمتر متوجه ننه شاهی موجود در غرب ایران شده ام .

نظرات() 

ننه شاهی در ایران عصر حاضر (1)

دوشنبه 17 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

عکس ، تزئینی است

این مطلب خودمانی است ؛ زیاد هم جدٌی نگیرید

ننه شاهی در ایران عصر حاضر

این روزها در مطبوعات می خوانیم یک مرد 42 ساله ، در تهران ، حوالی خیابان کردستان ، دختری را که به مادرش فحش داده است کشته است ! .

سالها پیش استاد دروس برنامه ریزی و مدیریت مدیران عالی ، مدیران اجرائی و... کشور بودم و طبیعتا" برای تدریس به مدیران بلند پایه ی استان ها به تقریبا" همه مراکز استانها مسافرت می کردم . در استانها و گاه شهرستانها همین که فراغتی بدست می آمد شروع می کردم به نوعی مردم شناسی تفننی ؟!

البته اکثرا" اتومبیلی عالی با راننده در اختیارم می نهادند که در همین اوقات فراغت در درون شهر ها و روستاها یا بیرون از آنها مورد استفاده قرار دهم و بنده ی کوچک خدا هم با راننده ها یشان رفاقت می کردم و تا آنجا که امکان داشت به عنوان سیر و سیاحت به شناخت جغرافیائی و... مردم شناسی محل . یک روز از یکی از همین راننده ها که می گفتند فرزند رئیس یک طایفه بزرگ هم هست ؛ پس از جلب اعتماد

پرسیدم : راست می گویند که مردان طایفه شما ارقه و قلدر و بی انعطاف هستند ؟

پاسخ داد : نه ! حرف زور به خانه نمیبریم ؛ امٌا حرف زور هم به کسی نمی زنیم ! . اتفاقا" ما همیشه از دعوا و کتک کاری خود داری می کنیم . امٌا گاهی یکی پیدا می شود که فحش مادر می دهد . این را باید کشت . میکشیمش . مرد نیست کسی که به مادرش فحش بدهند و فحٌاش را ، هرکس که باشد ، نکشد !. 

نظرات() 

مشهد اردهال

دوشنبه 17 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


آئین سنتی و مذهبی قالی شویان مشهد اردهال در دهه 40

13 مهر 1396
14:52
عکس: آرشیو ایرنا
/
/
/



بقیه عکس ها را در منبع اصلی مشاهده فرمائید

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :