تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب هفته دوم آذر 1396
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تاریخ مردم شناسی در ایران (12)

سه شنبه 14 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تاریخ مردم شناسی در ایران (12)

نخستین مساعی ، و نخستین مقالات چاپ شده مرتبط ( منابع ) با مردم شناسی در ایران

 

« مفهوم فرهنگ »


نه تنها در ایران و نه تنها در زمان کنونی ، بلکه تقریبا" همیشه و در همه جهان اینکه فرهنگ موضوع مطالعه در ادبیات ، فلسفه ، جامعه شناسی ، روانشناسی اجتماعی یا مردم شناسی است بحث بوده است ؛ و شاید همینجا است که نتوانسته اند آنچنان حدٌ و مرز دقیقی بین مردم شناسی و جامعه شناسی ترسیم کنند .

مطالعات فرهنگ در ایران اواخر دهه 1340 اوج گرفته است ، از جمله نشریه ای بنام « بنیاد فرهنگ » تاسیس شده است ؛ و شاید  قبل از همه ضرورتی در تعریف فرهنگ دیده بودند که مقاله ای در این باره درنشریه مزبور آورده بودند و باز شاید آن را کافی ندیده بودند که مقاله « فرهنگ چیست » از دکتر احسان نراقی را در شماره ای از همان نشریه در بهمن 1339 چاپ و منتشر کرده اند .

دکتر احسان نراقی ، جامعه شناس اجتماعگرائی که نیمه دوٌم دهه ی 1340 را به مدد مکتب فرانسوی تحصیل خود و حمایت دکتر غلامحسین صدیقی ، مغضوب محمد رضا شاه ، در خیز قرار داشته است معمولا" دیدگاههائی محصور در علوم انسانی و اجتماعی ؛ و امٌا فرا رشته ای ابراز می داشته است تا وحدت و جامعیت علوم اجتماعی را در ایران عصر خود حفظ کرده باشد . وی معمولا" ، و بخصوص در آن ابتدا طریقه دکتر دکتر غلامحسین صدیقی (1) ، دکتر علی اکبر سیاسی (2) و دکتر یحیی مهدوی (3) و تا حدودی دکتر احمد فردید را می داشته است که اصالت فلسفه را در مطالعات خود حفظ می کرده اند این نظرگاهها در کتاب علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن  که در سال 1342 توسط مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتاعی منتشر شده است قابل مشاهده اند .

وی در آن کتاب آورده است :

« تا کنون تعاریف متعددی برای فرهنگ اقامه شده است ، ولی بطور کلٌی انسان شناسان آمریکائی آراء هرسکویت را به این شرح پذیرفته اند .

1 – فرهنگ یک امر اکتسابی است

2 – فرهنگ عوامل طبیعی و تاریخی زندگیانسان را در بر دارد .

3 – هر فرهنگی دارای مشخصاتی است که مربوط به ترکیب و ساختمان جامعه است .

4 – فرهنگ دارای جنبه های متعدد می باشد .

5 – فرهنگ در طول زمان تغییر می یابد .

6 – در دنیا فرهنگ های مختلف وجود دارد .

7 – هر فرهنگی دارای مشخصاتی است که مطالعه علمی در آنها عملی و میسر است .

8 – فرهنگ یک وسیلهء سازگاری فرد با محیط خارجی و در عین حال وسیله ای جهت ظهور مقدورات خلٌاق او می باشد ..... (4)

(1)                                                                                                                                                            نگاه کنید به سخنرانیهای منعدد دکتر غلامحسین صدیقی ؛ و بخصوص تقریرات وی در جامعه شناسی عمومی در سال 1347 که توسط نگارنده این سطور پلی کپی و منتشر شده اند

(2)                                                                                                                                                            (2) نگاه کنید به کتاب : دکتر علی اکبر سیاسی . مبانی فلسفه . چاپ چهارم . شهریور 1339 . تهران . کتابخانه ابن سینا

(3)                                                                                                                                                            از جمله نگاه کنید به پر تیراژ ترین ترجمه وی : فلیسین شاله . شناخت روش علوم یا فلسفه علمی . تهران . دانشگاه تهران . چاپ جدید 1344 .

(4)                                                                                                                                                            نراقی (دکتر ) احسان . علوم اجتماعی و سیر تکوینی آن . تهران . انتشارات دانشگاه تهران . 1344 . ص 182 .

* در سال انتشار کتاب ، گفته می شد که برخی از مباحث کتاب ترجمه برخی از کارشناسان وقت مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران که دارای گرایش سیاسی – اسلامی – چپگرا بوده اند ؛ چون ابوالحسن بنی صدر و ... بخصوص حسن حبیبی صورت گرفته است .

*

نظرات() 

مردم شناسی و مردمدوستی

یکشنبه 12 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

در پنجمین سالِ درگذشت احسان نراقی ، از بنیانگذاران مردم شناسی در ایران ، به یاد ملاقاتی با وی افتادم که هیچگاه فراموش نمی کنم . وی وقتی هم که ماموریت خارج از کشور داشت زیاد به تهران مسافرت می کرد ؛ به هر بهانه ای به ساختمان نگارستان ؛ و دیدار دکتر غلامحسین صدیقی می رفت . شنیده بودم که هم روحانی زاده ی تجدد گرا ست ؛ هم میهندوست و مردمدوست و باصطلاح چپگرا . زمستان 1345 ؟ با هوائی بسیار سرد کنار باغ نگارستان ، محل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران که قرار بود کلاسی از رشته علوم اجتماعی در آنجا تشکیل شود ایستاده بودم که از اتوموبیل پیاده شد و تا مرادید لبخندی بر لبانش نقش بست . با من دست داد و گفت شنیده ام خیلی به آخوند زادگیت مینازی ! من هم آخوند زاده ام ... چرا وسط خیابان ایستاده ای ؟ گفتم امروز همین ساعت هشت اینجا کلاس – کارگاه جمعیت شناسی داریم . یک ربع است که اینجا ایستاده ام ؛ استاد ( دکتر امانی ) نیامده است ، سایرین هم هنوز نیامده اند . هیچ کلاسی هم باز نیست که بروم بنشینم . گفت : همیشه فعٌال تر از همه هستی ! جوانان ما یک کمی در رخوت اند . گفتم : استاد ، شما ی آخوند زاده ی اعیان زاده ماشاء الله لابد صبحانه ی ای مفصٌل خورده اید و با اتوموبیل خودتان آمده اید ! به قول مشهور هیچ سیری به فکر هیچ گرسنه ای نیست ؛ بچٌه های ما اکثرا" شهرستانی هستند و چندان وضع زندگی مناسبی ندارند ؛ بقول آخوندهای شهر ما شکمشان اگر پیدا نیست لباسشان که پیداست ، لباس نیمی از دانشجویان جوابگوی این هوا نیست . آنوقت بیایند اینجا با این هوای سرد وسط باغ منتظر بایستند ؟ .

واقعا" ناراحت شد . به راننده گفت برو به خانم نظریان یا صالحی بگو فورا" در کلاسشان را باز کنند ... وقتی از کلاس بیرون آمدم در آفتاب کنار حیاط ایستاده بود و با دونفر از کارشناسان مؤسسه صحبت می کرد . دیدم زیر چشمی به لباسهای دانشجویان نگاه می کرد ...

  • به قول یزدیها یک کمی گَلش کردم .

نظرات() 

تاریخ مردم شناسی در ایران (11)

یکشنبه 12 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

تاریخ مردم شناسی در ایران (11)


نخستین مساعی ، و نخستین کتابهای چاپ شده مرتبط ( منابع ) 

با مردم شناسی در ایران


سال 1338 را برخی سال خیز مردم شناسی در ایران شناخته اند :

-      در مردم شناسی بدون مردم شناس ، یعنی مطالعاتی مجموعا" مردم شناختی که توسط  نویسندگانی بدون تحصیلات و تخصص در مردم شناسی صورت داده اند دو نام به شدٌت می درخشند :

  

  • سید محمد علی جمالزاده در انواع مطالعات مرتبط با مردم شناسی
  • علی اکبر دهخدا در گرد آوری و انتشار کتاب جاویدان امثال و حکم

  • بر خی ازکتابهای منتشره در حوزه مردم شناختی در سال 1338:

ایوانف . مجموعه رسائل و اشعار اهل حق . 1338

اروج بیک بیات . دون ژوئن ایرانی . 1338 .

سید محمد علی جمالزاده . فرهنگ لغات عامیانه . 1338 تا..

( و برخی دیگر از کتابهای این نویسنده )

علی اکبر دهخدا . امثال و حکم . 1338 .

ژاک دو مرگان . جغرافیای شمال ایران . 1338 .

ابراهیم شکور زاده . ترانه های روستائی خراسان . 1338 .

عبدالحسین نیری . فولکلور . 1338 .

در مردم شناسی علمی نیز گویا در این سال ، بخصوص به منظور تدریس در دوره فوق لیسانس علوم اجتماعی ، جزوه ای فراهم آمده بوده است که ما به آن دست نیافتیم . 

نظرات() 

نگاهی به آداب ‌و رسوم کهن مردم ابرکوه در فصل پائیز

شنبه 11 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

به روایت محقق ابرکوهی؛

نگاهی به آداب ‌و رسوم کهن مردم ابرکوه در فصل پائیز

غذاهای قرمه زردُک، مطنجینه، ریزدار ترش، گیپو، بازی مودُک مودُک، دورهمی های شبانه همراه با کار و ... از جمله آداب و رسوم مردم ابرکوه در فصل پاییز است.

به گزارش خبرگزاری فارس از ابرکوه، پاییز همان فصلی است که عده‌ای از اهالی هنر و ادب آن را زیباترین، رؤیای ترین و دل‌انگیزترین فصل خدا می‌خوانندکه با نگاهی به تاریخ گذشته می‌توان دریافت که اطلاق چنین صفت‌هایی به پاییز بدون علت نیست؛ کوتاه شدن روزها و بلندتر شدن شب‌ها در این فصل باعث می‌شد فعالیت و کار روزانه مردها با مشارکت اهالی و آشنایان انجام‌شده و دورهمی های شبانه نیز با بازی های گروهی، تعامل و همکاری شنیدن و رفع مشکلات یکدیگر همره باشد.

همین اوصاف باعث می‌شد تمام ادعاهایی که نسبت به این فصل مطرح شده، درست از آب دربیاید و پاییز همان فصل زیبایی باشد که شاعران در شعرهای خود گفته‌اند؛ اما آیا پاییز امروز، همان پاییز دیروز است؟!

فصل پاییز در ابرکوه جلوه‌های خاصی از همدلی، همکاری، بازی‌ها و سرگرمی‌های گروهی و به‌ویژه غذاهای مفید و متنوع است که حامد اکرمی محقق و پژوهشگر ابرکوهی در گفتگو با خبرنگار فارس، به گوشه ای از آن‌ اشاره می‌کند.

اکرمی اظهار کرد: با تغییرات فصلی که نشانه آن رو به سردی رفتن هوا، کوتاهی روز و بلندی شب است، ناخودآگاه نوع فعالیت، غذاها، سرگرمی‌ها و دورهمی های مردم ابرکوه تغییر می‌کرد. چراکه افراد بیشتر مجبور بودند در محیط‌های سربسته بمانند و به علت فقدان ابزارهای پیشرفته ارتباط جمعی که امروز در دسترس است (اینترنت، کامپیوتر، تلفن همراه، تلویزیون و ...) برای اینکه شب‌های طولانی پاییز و زمستان را به صبح برسانند، دورهمی های بسیار جالبی داشته باشند.

وی ادامه داد: شاهنامه‌خوانی، بیان داستان‌های حماسی، تعریف خاطرات گذشته، انتقال تجربیات کاری و ... از جمله محورهای دورهمی مردم در گذشته بود. در حاشیه این دورهمی ها، مردان پنبه‌هایی را که از مزرعه برداشت کرده بودند از پیله‌های چوبی و بعد دانه های آن را با دستگاهی به نام «چرخ پنبه» جدا می‌کردند. نکته مهم این است که هرگز میهمانی و دورهمی ها بی‌هدف و فاقد نتیجه نبوده است.

محقق ابرکوهی اذعان کرد: زن‌های قدیم ابرکوه که خانه‌هایشان نزدیک به هم بود و یا پیوند خانوادگی داشتند، با یکدیگر قرار می‌گذاشتند که هر هفته به خانه یکی از خانم ها بروند و در کارها به او کمک کنند. گاهی شب‌ها آن‌قدر این زنان غرق کار می‌شدند که به گفته خودشان متوجه گذر زمان نبوده و بعضاً تا نیمه‌های شب و یا نزدیک صبح مشغول کار و گفتگو بودند.

اکرمی اضافه کرد: زن‌های قدیم ابرکوه در دورهمی هایشان «چخ می‌ریسیدند» یعنی پنبه‌هایی را که از قسمت چوبی جدا شده بود به نخ تبدیل می‌کردند که این کار مراحل مختلفی دارد. مرحله «پِلته کردن» که پنبه‌ها را به با کف دست به شکل لوله‌ای دَرمی آوردند؛ بعد از آن «نیمه می‌ریسیدند» یعنی پلته ها را به نخ تبدیل کرده و در مرحله «چَخ چی» کردن، نخ نیمه شده دور یک دستگاه به صورت کلاف پیچیده می‌شد.

وی افزود: آخرین مرحله هم این بود که کلاف‌ها با دستگاهی به نام «بینیک» به صورت توپ‌هایی از نخ تبدیل می‌شد تا برای بافتن گلیم، جاجیم، قالی، کرباس، کار، رویه گیوه و یا هر چیز دیگر در دسترس زن‌های شهر قرار گیرد.

پژوهشگر ابرکوهی اذعان کرد: انجام فعالیت‌های فوق به صورت گروهی باعث می‌شد تا افراد هر روز از حال یکدیگر با خبر شده و اگر یکی از آنان مشکلی دارد، دیگران به یاری او بشتابند. مردم قدیم ابرکوه همدلی را در دنیای رو در رو تجربه می‌کردند و نه در فضای مجازی که نمی‌توان قضاوت کرد که طرف مقابل واقعاً دلسوز و غمخوار است و یا ظاهراً خود را مهربان نشان می‌دهد.

اکرمی با بیان اینکه دورهمی های قدیمی تنها به کار و تلاش ختم نمی‌شد، تصریح کرد: یکی از سنت‌های مردم ابرکوه هنگامی که دور هم جمع می‌شدند، انجام بازی‌های گروهی بود که علاوه بر تخلیه انرژی موجب می شد صمیمیت و دوستی افراد نسبت به یکدیگر افزایش یابد.

وی خاطرنشان کرد: بازی «مودُک مودُک» یکی از بازی‌های سنتی بوده که بیشتر اهالی روستای هرُوک آن را انجام می‌دادند. به این ترتیب که یک نفر تمام انگشتان یک دست خود را طوری در دست دیگر پنهان می‌کند که تنها نوک انگشتانش نمایان است و دیگران باید یک انگشت را انتخاب کرده و بگویند که نام آن چیست (سبابه، کوچک، اشاره، وسط و یا بزرگ).

این محقق جوان یادآور شد: اگر آن شخص نام انگشت را درست می‌گفت برنده بازی بود و بازنده می‌بایست به دیگران که شاید تعداد آنان به 10 نفر می‌رسید، سواری بدهد و یا پشت‌دستی بخورد. ضمن اینکه در این بازی هیچ‌گاه به افراد آسیب نمی‌رسید و همه با شادی و لبخند آن را انجام می‌دادند.

اکرمی عنوان کرد: نوع خوراکی‌ها و غذاهای مصرفی ابرکوهی‌ها در فصل پاییز به محصول فصلی منطقه بستگی داشت که یکی از این محصولات زردک بود و با آن غذای معرفی به نام «قرمه زردُک» درست می‌کردند. برای تهیه این غذا که از خانواده غذاهای آبگوشتی بود از زردک، چغندر، آلو، قیسی، نخود، سرکه محلی یا آب‌غوره، شنبلیله و قرمه استفاده می‌شد.

وی اضافه کرد: برای تهیه قرمه زردک ابتدا پیاز را با روغن «پیِ دنبه» سرخ می‌کردند و اگر روغن دیگری برای این کار استفاده شود اصلاً آن طعم واقعی را نخواهد داشت؛ در ادامه زردک و چغندر خرد شده را کمی تفت داده و نخود، نمک، زردچوبه، فلفل و شنبلیله را به آن اضافه می کردند و بعد هم مقداری آب و آلوقیسی درون آن می ریختند. وقتی آب به مرحله جوش رسید، قرمه و مقداری آب‌غوره یا سرکه محلی را به آن اضافه می شود.

پژوهشگر تاریخی ابرکوه ضمن توصیه به طبخ این غذا توسط بانوان خاطرنشان کرد: این غذا به علت داشتن زردک و چغندر سرشار از ویتامین آ بوده و برای تقویت چشم مناسب است ضمن اینکه مزاج آن‌هم نه سرد است و نه گرم و خاصیت خنثی دارد. ویژگی قرمه زردک در تهیه آن بدون قرمه است که باعث می‌شد تمام اقشار مردم چه غنی و چه فقیر بتوانند آن را تهیه کنند.

اکرمی ابراز کرد: آبگوشت چغندر یکی دیگر از غذاهای پائیزه ابرکوه است که حتماً باید با گوشت گوسفندی، پیاز، نمک، چغندر، زردچوبه و شنبلیله تهیه شود. آش جو را هم مردم ابرکوه با ترکیب نخود، جو، سیرابی، آلو، قیسی، چغندر، سرکه، شوید و برگ چغندر در عصرها و شب‌های پاییز تهیه و میل می کردند.

مدیر کومه بی‌بی سید ابرکوه یادآور شد: «خورشت مُطَنجینه» که قدمت آن به دوران قاجار می‌رسد و همچنین شیرینی هم کوفته (مُشتُک) که از توت خشک و کنجد تهیه می‌شده است، حدود 50 سال است که دیگر در میان سفره‌های مردم ابرکوه جایی ندارد و فراموش شده است.

وی «گیپو» را یک غذای پاییزه و زمستانه عنوان کرد و ادامه داد: در این نوع غذا که با استفاده از کله‌پاچه تهیه می‌شود ابتدا شکم گوسفند را کاملاً تمیز کرده و آن را با پیازهای فراوان و همچنین برنج، لوبیا و عدسی که از قبل خیس شده است و گوشت قرمه، پُر کرده و آن را می‌دوزند. سپس تمام مواد آماده شده را داخل آبی که به دمای جوش رسیده قرار می دهند تا به مدت 12 ساعت بر روی حرارت خیلی ملایم پخته شود.

محقق ابرکوهی با بیان اینکه بیشتر غذاهای پاییزی ابرکوه به صورت آبگوشتی طبخ و با نان تازه محلی مصرف می‌شود، گفت: خورشت اسفناج، آبگوشت تاس کباب، خورشت آلوقیسی، خورشت ریزدار تُرش، دمپخت اَلُم (ارزن) و شیرینی کماچ توت از دیگر خوراکی‌های پاییز کهن ابرکوه بودند.

انتهای پیام/3404

نظرات() 

تاریخ مردم شناسی در ایران (10)

شنبه 11 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

تاریخ مردم شناسی در ایران (10)

نخستین تعریف مردم شناسی در ایران ؟

گرچه امروز دسترسی به تمام آنچه که قبل از 1335 درباره مردم شناسی در ایران نوشته شده است به آسانی میسر نیست ؛ لا اقل نوشته منتشر در 1319 در باره « پیدایش علم مردم شناسی » قاعدتا" میتواند حاوی چند و چون و نهایتا" تعریف و ساختار چنین علمی بوده باشد . با این وجود نخستین نوشته ی در دسترس که از مفهوم مردم شناسی به فارسی بحث کرده است نوشته ای است از دکتر صادق رضا زاده شفق در آبان 1335 در نشریٌه مردم شناسی تحت عنوان :


مردم شناسی چیست ؟


دکتر صادق رضا زاده شفق

دکتر صادق رضا زاده شفق که سیاستمدار ، دارای دکتری فلسفه ، و از بزرگان صحنه ی ادبیات فارسی بود « در فروردین ۱۳۲۸ به دعوت کمیسیون حقوق بشر به آمریکا رفت و پس از اتمام کار کمیسیون با مأموریت از طرف دولت به ایراد سخنرانیهایی راجع به تاریخ و فرهنگ ایران در دانشگاههای آمریکا پرداخت » ؛ « در سالهای 13331 و 1332 ؟ در دانشگاههای کلمبیا ، میشیگان و مک گیل ایالات متحد تدریس کرد و با عضویت در گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران احتمالا" به تدریس ؟ و در هر حال به نگارش مقاله ای تحت عنوان مرد م شناسی چیست پرداخت که :

اصولا" ترجمه ای از منابع آمریکائی و منحصر به دیدگاه آمریکائی در مردم شناسی ( انسان شناسی فرهنگی ) می نماید ...؛ و قاعدتا" گرایش سیاسی (1) رضا زاده به آمریکا نیز بر این انحصار می افزوده است ؛ که می تواند آن را از « ترجمه » ای توسط یک غیر متخصص مردم شناسی به انحصار در مکتب آمریکائی و گرایش های سیاسی ( که از بزرگترین آفات علوم هستند ) نیز متهم کند .

(1)   در دهه های 1340 و 1350 و نیمه نخست دهه 1360 ، مدٌت یک ربع قرن چهار گرایش در ادبیات و علوم انسانی و علوم اجتماعی ایران در تقابل با یکدیگر بودند :

-      چپگرائی که از اواخر حکومت قاجاریان وارد شده بود

-      ملٌی گرائیِ طرفداران احمد قوام و تا حدودی محمد مصدق

-      ملٌی گرانمایان طرفدارشاه و آمریکا

-      آنگلوفیل ها

(2)   در زمستان 1346 یا 1347 که گاه نویسنده حاضر به محلٌ « برنامه فرهنگ مردم » می رفت و در معیٌت آقایان یگانه و شکرریز از محلٌ آنروز برنامه ، وزارت اطلاعات ، رادیو ایران ، خارج می شد با استاد رضا زاده شفق برخورد کرد که ایشان در پاسخ سؤالی از نویسنده ، خود را تلویحا" بنیانگذار بحث مردم شناسی در ایران معرفی می کرد ....

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :