Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com 2018-06-23T22:31:10+01:00 mihanblog.com آداب و رسوم کشورهای مسلمان در عید فطر 2018-06-17T11:37:57+01:00 2018-06-17T11:37:57+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1633 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )  پنجشنبه / ۲۴ خرداد ۱۳۹۷ / ۲۰:۳۳ دسته‌بندی: ایسنا+ کد خبر: 97032411595 خبرنگار : 71410چاپآداب و رسوم کشورهای مسلمان در عید فطرعید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است اما کشورهای مسلمان دیگر چه آداب و رسومی برای این عید دارند؟عربستانعید فطر در عربستان عید بسیار بزرگی محسوب می‌شود تا جایی که مردم خانه‌هایشان را تزیین می‌کنند و بعد از اقامه نماز عید همه

آداب و رسوم کشورهای مسلمان در عید فطر

نماز عید فطر - شهرستان راز و جرگلان خراسان شمالی



عید فطر از مهم‌ترین جشن‌ها و اعیاد مسلمانان است. در کشورهای اسلامی، عید فطر از جمله اعیاد بسیار مهم محسوب می‌شود و معمولاً با تعطیلی رسمی همراه است اما کشورهای مسلمان دیگر چه آداب و رسومی برای این عید دارند؟

عربستان

عید فطر در عربستان عید بسیار بزرگی محسوب می‌شود تا جایی که مردم خانه‌هایشان را تزیین می‌کنند و بعد از اقامه نماز عید همه در منزل بزرگ خانواده جمع می‌شوند. مردم عربستان بر اساس  آداب و رسوم دیرینه خود صبح روز عید فطر قهوه، چای، انواع آبمیوه‌ها و خرماها را به هم تعارف می‌کنند. یکی از مشهورترین خوردنی‌های عید فطر در میان مردم عربستان «الکبسه» است که از برنج و گوشت درست می‌شود. از عادت‌های مردم اهل مکه نیز خوردن شیرینی «المنار» بعد از نماز عیدفطر است که زنان آنها را تهیه می‌کنند. مسلمانان در این روز به کودکان آبنبات و اسباب‌بازی هدیه می‌دهند.

ترکیه

عید فطر در ترکیه به دلیل مصرف زیاد شیرینی و آب ‌نبات در این روز به «شکر بایرامی» یعنی عید شکر معروف است. مسلمانان ترکیه چند روز مانده به عید، خانه‌تکانی و پخت و پز شیرینی‌های مخصوص عید را شروع می‌کنند. نماز عید نیز در حالی با شکوه تمام و با حضور برخی سران سیاسی ترکیه در مساجد سراسر کشور برگزار می‌شود که نمازگزاران بهترین لباس‌های خود را که برای این عید تهیه کرده‌اند، می‌پوشند. آن‌ها در این روز به مزار درگذشتگان و دیدار اقوام و آشنایان می‌روند. عید فطر در ترکیه سه روز تعطیل رسمی است.

مصر

مصری‌ها به مدت سه روز عید سعید فطر را جشن می‌گیرند که برایشان تعطیل رسمی هم محسوب می‌شود. مسلمانان مصری از یک هفته پیش از فرا رسیدن عید فطر به استقبال رفته و مراسم خاصی که برگرفته از میراث گذشتگان آنها است، اجرا می‌کنند. نماز عید این کشور بسیار باشکوه برگزار می‌شود و صندوق‌های پرداخت زکات فطریه در محل برگزاری نمازها مستقر می‌شوند. زنان به مناسبت این عید کیک‌های مخصوصی که با آجیل پوشیده شده‌اند را می‌پزند و برگزاری مسابقات ورزشی از جمله اسب‌دوانی از مراسم خاص عید فطر در مصر است.

تونس

مسلمانان تونسی عید فطر را به مدت دو روز جشن می‌گیرند. عید فطر در تونس با پخت شیرینی مخصوص همراه است که از اجدادشان از صد سال پیش یاد گرفته‌اند.  زنان تونسی شیرینی‌هایی با نام‌های «المقروض»، «الغریبه»، «المحشی» و «الصمصه» درست می‌کنند. بسیاری از تونسی‌ها در این روز طبق‌های شیرینی خود را با یکدیگر تعارف می‌کنند و در میهمانی‌ها از شیرینی‌های یکدیگر می‌خورند. تونسی‌ها عید فطر را عید «صغیر» می‌نامند به دلیل اینکه اعتقاد دارند این عید مورد علاقه کودکان است زیرا بزرگ‌ترها برایشان لباس‌های عید، کفش و اسباب‌بازی می‌خرند و به آنها عیدی می‌دهند.

یمن

مردم یمن در روز عید فطر به طبیعت می‌روند و و در این روز از طبیعت لذت می‌برند. مسلمانان به مناسبت عید، لباس‌های نو می‌خرند و می‌پوشند. زنان یمنی که در طبخ گوشت و کباب کردن آن شهرت ویژه‌ای دارند، کباب مخصوص برای عید درست می‌کنند. مردان نیز هیزم جمع می‌کنند و برای طبخ کباب مهیا می‌شوند.

کویت

کویت تنها کشوری است که  مردم برای عید فطر هفت شبانه روز جشن می‌گیرند. در ایام عید تمامی مغازه‌ها با پرچم‌هایی مخصوص عید تزیین می‌شوند. تمامی منازل و مغازه‌ها و حتی شرکت‌ها نیز از قبل نظافت شده‌اند و بوی عود از همه جا به مشام می‌رسد. مسلمانان در ایام عید به دیدن اقوام و آشنایان می‌روند و لباس‌هایی نو که برای این عید خریداری کرده‌اند را می‌پوشند.

اندونزی

مردم اندونزی با برگزاری مراسمی به نام «حلال‌به‌حلال» به معنی روز مصالحه و آشتی که در مساجد شهر برگزار می‌شود به استقبال عید فطر می‌روند. در شب عید مسلمانان اندونزی به کوچه و خیابان‏‌ها می‌روند و ندای‌ الله اکبر سر می‏‌دهند. آن‌ها با زدن طبل و نواختن موسیقی حلول عید فطر را اعلام کرده و به یکدیگر تبریک می‏‌گویند. ارسال کارت تبریک به آشنایان در ایام عید فطر نیز یکی دیگر از رسوم عیدفطر در اندونزی است. یکی از رسم‌های مسلمانان اندونزی در زمان عید فطر، بازگشت بیشتر اندونزیایی‌های خارج‌نشین به کشورشان است. در اندونزی سه‌روز پیش و دو روز پس از عید فطر تعطیل رسمی است.

هندوستان

مسلمانان هندی در روز عید فطر آداب ویژه‌ای دارند. پس از نماز، بزرگ‌ترین فرد خانواده در منزل به انتظار اقوام و آشنایان می‌ماند و برای پذیرایی از آنها، غذای عید فطر تهیه می‌کند. کوچک‌ترها با حلقه‌های گل به دیدار ریش‌سفید خانواده می‌روند و ظهر عید فطر را با هم می‌گذرانند. در این روز موسیقی سنتی هندی در کوچه و بازار نواخته می‌شود و مردم لباس‌های نو می‌پوشند. در حقیقت نمایش نمادهای سنت و فرهنگ اصیل هندی، بخشی از جشن عید فطر را به‌خود اختصاص می‌دهد؛ به‌طوری که بدون آن، عید مفهومی ندارد و با آن، رنگ و بوی دیگری می‌گیرد. از این‌رو جشن عیدفطر، در میان مسلمانان هندی به‌دلیل سبک خاص فرهنگی‌ که دارند، اندکی متفاوت است.

میانمار

جوانان مسلمان میانماری به مناسبت عید فطر گروه‌های آوازخوانی با عنوان «جاگو» تشکیل می‌دهند که به زبان هندی و اردو به معنای «بیدارباش» است. این گروه‌ها به شهرهای کوچک می‌روند و هنگام سحر شعرهایی را با مضمون معنوی و تنها با استفاده از هارمونیکا می‌خوانند تا مردم برای صرف وعده سحری بیدار شوند. عید فطر در این کشور تعطیلی رسمی ندارد اما بعضی از کارکنان دولت به صورت ساعتی مرخصی می‌گیرند تا به دید و بازدید اقوام بروند. مسلمانان برای عرض تبریک، دست راست خود را روی پیشانی می‌گذارند و دست دادن و یا در آغوش گرفتن در این عید رسم نیست. پخش غذا و هدیه بین خانواده‌ها و کارکنان غیرمسلمان دولت نیز رواج دارد. مسلمانان میانماری در این عید از بزرگ‌تر خود طلب بخشش می‌کنند. در صبح عید فطر نماز جماعت در فضاهای باز برگزار می‌شود و معمولا خانم‌ها در این نماز شرکت نمی‌کنند. مردم با تزیین خانه‌ها و چراغانی محله‌ها یا ارسال کارت تبریک یا ایمیل تبریک و برگزاری آتش‌بازی جشن می‌گیرند.

ایسنا - سهیلا صدیقی

انتهای پیام

]]>
نان ، بند جان (3) نان در رمضان (1) . یزد 2018-05-17T08:21:16+01:00 2018-05-17T08:21:16+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1632 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   نان ، بند جان (3) نان در رمضان (1) . یزد در سالهای 1340 – 1345 هنوز هم نظام رهبری روحانیت بر فرهنگ و جامعه یزدیانی که در آن شهر « دارالعباده » به خلوص مذهبی و اخلاق شهره بودند ، بخصوص با مجالس پرجمعیت روضه خوانی که در سراسر سال و در سراسر شهر برقرار می شد ، ادامه داشت ؛ و روحانیانِ با مسمٌی و عارف مسلک نیز در هدایت صحیح مردم دریغ نداشتند ؛ از جمله قبل از ماه مبارک رمضان به نانوایان توصیه می کردند که لااقل طی این ماه مبارک از نمک نان بکاهید که سبب تشنگی روزه داران طی روز می ش  

نان ، بند جان (3)

نان در رمضان (1) . یزد

در سالهای 1340 – 1345 هنوز هم نظام رهبری روحانیت بر فرهنگ و جامعه یزدیانی که در آن شهر « دارالعباده » به خلوص مذهبی و اخلاق شهره بودند ، بخصوص با مجالس پرجمعیت روضه خوانی که در سراسر سال و در سراسر شهر برقرار می شد ، ادامه داشت ؛ و روحانیانِ با مسمٌی و عارف مسلک نیز در هدایت صحیح مردم دریغ نداشتند ؛ از جمله قبل از ماه مبارک رمضان به نانوایان توصیه می کردند که لااقل طی این ماه مبارک از نمک نان بکاهید که سبب تشنگی روزه داران طی روز می شود .

در آن زمان اگر نگوئیم که کمٌیت مصرف نان نزد مردمی که معتقد بودند نان است که بند جان است ، نان نسبت به برنج بهتر انسان روزه دار را نگهمیدارد ، بدون هیچ تردیدی کیفیت نان توسط نانوایانی که گوش به نصایح روحانیان پاکنهاد داشتند و واقعا" در این ماه مؤمن تر می شدند افزایش می یافت .

از طرف دیگر چون طی این ماه مبارک مگر یکی – دو نانوائی تقریبا" همه در طول روز تا حدود یک ساعت به مغرب مانده تعطیل بودند مردم محض احتیاط و اینکه مبادا به موقع نان بدست نیاورند مقداری نان خشک در منزل ذخیره می کردند که برخی می گفتند از آرد بهتری تهیه می شود ؛ و در هرحال خشکه پزی نیز رواج می یافت .

با اینهمه فروش نان در موقع ظهر ممنوع نبود و دو – سه نانوائی که موقع ظهر پخت می کردند نان بر منبر و جلوی منظر مردم نمی گذاشتند و جلوی در مغازه شان پرده ای میآویختند که پخت نان در آن موقع از روز رمضان جلوی دید عموم نباشد . یکی از این نانوائی ها همان نانوائی محامدی در بازارچه ملٌا اسماعیل بود که ظهرهای رمضان هم به ترتیبی که نقل شد پخت می کرد ؛ و گفته می شد که از جمله تهیٌه نان برای بیمارستانها ، مسافرخانه ها و نظایر آنها را بر عهده دارد . نانوا اگر ظهر هم کسی نان می خواست به وی میفروخت منتهی مردم نان تازه ی نزدیک به افطار را ترجیح می دادند و اصولا" اعتقاد ، اخلاق و فضای شهر یزد در آن زمان به نحوی بود که به ندرت کسی به خود اجازه می داد که ظهر رمضان جلوی دید مردم نان بخرد ، و حتی در درون سفره ، حمل کند ؛ بخصوص که بنظر می رسد بوی نان در آن زمان بسیار بیشتر از بوی نان در نیم قرن بعد بود و اشتهای مردم روزه دار را تحریک می کرد .

مسئله ای که مردم را رنج می داد رعایت نوبت برای خرید نان تازه برای افطاری بود که گاه تا حدود یک ساعت طول می کشید و در این میان گاه کسانی بودند که رعایت نوبت را نمی کردند( در آن زمان صف کشیدن برای خرید نان در یزد رسم نبود ) یا به دلیل میهمانی یا هرچیز دیگری ده ها نان طلب می کردند و خریداران هم غالبا" در آخرین ساعت روزه داری ...

ولی بدتر از وضعیت خریدار روزه دار ، وضعیت کارکنان نانوائی بود . معمولا" کارکنان نانوائی شامل پنج نفر اصلی می شدند :

صاحب مغازه یا مدیر مغازه تحت عنوان پاچالدار

چانه گیر

شاطر که چانه را پهن کرده بصورت گِرده به دیواره تنور می زد تا بپزد

تنور درآر که پس از پخته شدن نان آنرا از تنور در میآورد و برحسب نوبت به مشتری می داد .

پادوی مغازه که از جمله برای برخی از خریداران نان را به در خانه هایشان می برد و از همان زمانها مورد اعتراض کسانی که خود برای خرید نان آمده بودند قرار میگرفت . ابتدا در ایٌام رمضان این رسم از بین رفت و بعدا" بکلٌی ملغی شد . چرا که نان یزدی در 1330هرعدد ده شاهی تا بعدا" یک قران بود و پادو یا شاگرد نانوا بابت این رفت و آمد یا از خریداران انعام می گرفت یا از نانوایانی که نانی مرغوب نداشته برای بفروش رفتن به در خانه ها میفرستادند . امٌا زمانی دیگر این انعام برحسب قیمت نان نه برای پادو میصرفید و نه برای غالب خریداران .

بنظر می رسید طی ماه مبارک رمضان کارکنان نانوائی باوجدان تر ، با اخلاق تر ، مهربان تر و باصطلاح مسلمان تر می شدند و سعی به ارائه ی نان با کیفیت تری داشتند . امٌا هجوم مشتریان به نانوائی که صبح پخت نمی کرد و ظهر کمتر مشتری می یافت تا آنکه شاید ظهرها هم پخت نمی کرد در یک نوبت شب ، و آنهم به تعدادی بسیار زیاد در ساعتی قبل از افطار کار نانوایان را سخت تر می کرد ؛ بخصوص شاطر و نان درآر که جلوی تنور بودند و گاه مثلا" در تابستانها که هوای یزد هم بسیار گرم می شد مشتریان علنا" به حال شاطر و نان درآر دل میسوزاندند .

]]>
نان ، بند جان (2) 2018-05-16T10:27:42+01:00 2018-05-16T10:27:42+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1631 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   نان ، بند جان (2) نانِ خوب معمولا" از گندم مرغوب تهیٌه می شد و مگر چند عدد « نان اوٌل تنور » بقیه همه خوب و خوش ظاهر بودند . خوش ظاهر تر از همه را می توان نان های دوچانه ای ( به دوبرابر وزن ) قهوه ای ، یا آتش دیده ، دانست . نانواهای یزدی گندم بومی را بر هرگندم دیگری ترجیح می دادند و باز بین کیفیت گندم های مناطق مختلف یزد تفاوت قائل بودند ؛ اگرچه قیمت همه یکی بود . مردم ازبوی نانی که با هیزم و هیمه تهیه شده بود خوششلان می آمد و آنها را سالم تر می دانستند تا از حدود سال 1340  


نان ، بند جان (2)

نانِ خوب معمولا" از گندم مرغوب تهیٌه می شد و مگر چند عدد « نان اوٌل تنور » بقیه همه خوب و خوش ظاهر بودند . خوش ظاهر تر از همه را می توان نان های دوچانه ای ( به دوبرابر وزن ) قهوه ای ، یا آتش دیده ، دانست . نانواهای یزدی گندم بومی را بر هرگندم دیگری ترجیح می دادند و باز بین کیفیت گندم های مناطق مختلف یزد تفاوت قائل بودند ؛ اگرچه قیمت همه یکی بود .

مردم ازبوی نانی که با هیزم و هیمه تهیه شده بود خوششلان می آمد و آنها را سالم تر می دانستند تا از حدود سال 1340 که پخت نان با نفت متداول شد . مردم در بدو امر ناراضی بودند ؛ معتقد بودند که نان عطر خوش خود را از دست داده است و حتی برخی آنرا آلوده به بوی نفت می دانستند .

کیفیت نان در آن جمعیت حدودا" شصت هزارنفری یزد چنان مطرح بود که برخی مزیت نزدیک بودن نانوای محلٌه خود را صرفنظر کرده برای تهیه نان بهتر به راههای دور می رفتند و در دهه 1340 بهترین نانها در ضلع جنوب غربی میدان خان ، بازارچه ملٌا اسماعیل ، نانوائی محامدی ، نانوائی دیگری تقریبا" مقابل ورودی مسجد ملٌا اسماعیل و ... پخت می شد و در دهه 1350 گوئی نانوائی سرشاطر ؟ ، در جنوب مسجد برخوردار گوی سبقت از دیگران ربوده بود . نانواهای خوب ، و دارای مشتری زیاد ، گاهی همزمان در دو تنور پخت می کردند .

مزیٌت نان یزدی گویا در ارزانتر بودن آن نسبت به سایر شهر ها بود که بخصوص در وزن مشخص می شد . نان یزدی به دوشکل بفروش می رفت :

نان دانه ای ( که خود به دو نوع سوراخی و ناخنی بود ) .

نان « کش و منی » یعنی بر حسب وزن .

امٌا بزرگترین عیب آن در خوشنمک بودن یا باصطلاح شوربودنش بود که عادت نانوایان یزد شده بود و هیچ حاکم و شهرداری نتوانست از شورکردن نان یزدی توسط نانواها جلوگیری کند . در آن زمان دلیل شور بودن نان یزدی را خواست مصرف کنندگان می دانستند و گفته می شد :

چون یزدیها ( به دلیل آب سنگین و هوای سنگین شهر ) کم اشتها هستند همیشه در پی غذاهائی خوشنمک یا بخصوص شیرین بر می آیند .

نان شور خودش به نوعی شامل خورشت هم شده میتوان به آن اکتفا کرد .

صرفه ی نانوا در این است ؛ چون به جای نان که از « گندم » است « گندم و نمک » می فروشد که قیمت خرید نمک ( نمک سنگ ) یک چندم قیمت گندم هم نیست  .

یکی از دلایلی که سبب شده بود تخمینا" دویست – دویست و پنجاه خانوار یزدی نان را خود در خانه شان تهیه ببینند همین امر بود . نان خانه پزی بیشتر در تنور گلی پخت می شد که خوشمزه تر از نان ساج بود و از طرفی هم به قول عبٌاسی ، آهنگر بازارچه لرد باوردی ، قیمت تنورگلی بیش از یک چندم یک ساج ( یا به قول یزدیها : تابه ) نبود .

نان باید حتما" از خمیر و خمیر مایه تهیه شده خمیر آن به حدٌ کافی ورز آمده باشد .

 برای غنی سازی و تزئین نان معمولا" از چند دانه استفاده می کردند : سیاهدانه ، کنجد ، خشخاش ، شاهدانه ؟ و .... وقتی در خصوص تریاک و خشخاش سختگیری شد تا مدتی از مصرف خشخاش جلوگیری نمی شد ؛ در زمان سختگیری هم برخی از مشتریان خشخاش را با خود میآوردند و شاطر باصطلاح یواشکی به نانشان اضافه می کرد .

گفته می شد که بی کیفیت ترین نانها در یزد در زمان جنگ بین الملل دوٌم تهیه می شده است که به دلیل کمبود آرد گندم ، آرد ارزن ، آرد نخودسیاه ، ... الی خاکه ی نجٌاری به آن اضافه می کرده اند ؛ و حتی برخی تهمت اضافه کردن شن به خمیر به یکی از نانواهای شهر زده بودند . در بحث و جدل نانوا با مشتریان در آن زمان نانوائی بنام رضا گنجی شهره شده بود . این مواد سبب یبوست و پرخاشگری اکثر مصرف کنندگان شده پس از آن هرکسی که پرخاشگری می کرد می گفتند « نان جنگی » خورده ای .

برخی هم خمیر را خود تهیه دیده برای پخت به نانوائی می بردند تا باصطلاح نانوا آن را « مزدی پزی » کرده بصورت نان به ایشان برگرداند . نانواها معمولا" از مزدی پزی اکراه داشتند ؛ و نان ایشان را معمولا" در ابتدای راه اندازی تنور میپختند که کیفیت و ظاهر مطلوب را نمی یافت .

 

انسانشناسی ایران ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی نان ، نان یزدی ( یزدی پزی ) ، دهه 1340 ، نان خشک ، نان خانه پزی ]]>
نان ، بند جان (1) 2018-05-15T14:09:40+01:00 2018-05-15T14:09:40+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1630 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   نان ، بند جان (1) توجٌه : نویسنده ی این وبلاگ در سنین 70 – 80 سال و گذران دوران کهولت خودرا قادر به کوچکترین مطالعه میدانی نمی بیند ؛ در آپارتمانکی در شمالغربی تهران ، محله ی فردوس غرب ، عملا" زمینگیر است ؛ و نه عاطل و باطل ؛ چرا که همچنان عشق مردم شناسی دارد و به مصداق « هر پشمی که از خرس بکنیم یک غنیمت است » لااقل به نقل خاطرلت خود می پردازد که شاید بتواند ، بقول دکتر محمود روح الامینی ، سرنخی در مطالعات مردمشناسانه ی دیگران واقع شود ؛ و در اینجا هم خاطراتی در باره

 

نان ، بند جان (1)


توجٌه : نویسنده ی این وبلاگ در سنین 70 – 80 سال و گذران دوران کهولت خودرا قادر به کوچکترین مطالعه میدانی نمی بیند ؛ در آپارتمانکی در شمالغربی تهران ، محله ی فردوس غرب ، عملا" زمینگیر است ؛ و نه عاطل و باطل ؛ چرا که همچنان عشق مردم شناسی دارد و به مصداق « هر پشمی که از خرس بکنیم یک غنیمت است » لااقل به نقل خاطرلت خود می پردازد که شاید بتواند ، بقول دکتر محمود روح الامینی ، سرنخی در مطالعات مردمشناسانه ی دیگران واقع شود ؛ و در اینجا هم خاطراتی در باره نان :

نان ، بندِ جان

تا آنجا که دیده ام در فرهنگ مردم ایران ، نان حیاتی ترین نیاز بشر برای زندگی است و اگر مشهور است که « آب مایه ی حیات است » نان نیز چنان اصالتی در زندگی و فلسفه ی زندگی مردم ایران دارد که می گویند :

« هر آنکس که دندان دهد نان دهد »

و پس از خداوند متعال مسؤولیت را برعهده ی پدر خانوار میشمارند که باصطلاح « نان آور » خانواده است .

بنابر این نان را ، به جز آب ، نماد تمام مایحتاج زندگی بشر می شمارند .

در درجه ی بعد نان نمادی از تمام خوراکیها ست چنانکه در دهه هائی قبل از این هنوز هم مردم ایران وقتی میخواستند از غذا بگویند و مثلا" بپرسند که آیا صبحانه یا ناهار یا شام خورده ای می پرسیدند :

نان خورده ای ؟

اگر چه در آن زمانها همین نان ارزشی بسیار بیشتر از امروز داشت ؛ و نزد برخی از مردم کمیاب بود ؛ بخصوص روستائیان یا فقرای شهری که غذایشان شلغم ، چغندر ، زرک آبپز و نظایز آنها مثلا" با دسر یک مشت توت خشکه با یک گردو بود ؛ و از لشکریان عبدالرضاخان یزدی نقل می کنند که به طنز در باره فقر غذائی خود می خوانده اند :

نوکر عبدالرضاخانم چرا غم می خورم ؟

صبح شلغم ، ظهر زردک ، شب چغندر می خورم !

مردم یزد غذائی جز نان ، و همراه با نان ، را کافی نمی پنداشتند و کاملا" معتقد بودند که :

« نونه که بند جونه » .

حتی برخی معتقد بودند که هرکسی نه فقط در سفر ، بلکه در هرحال باید دسترسی سریع به نان داشته باشد . در مواردی تکٌه ای نان با پنیر یا خوراکی دیگری در « سفره بندی » به همراه می داشتند و می گفتند :

« نان رفیق مرد است »

نان های رایج دهه ی 1340 بطور کلٌی بر دونوع بود :

نان جو

نان گندم

یعنی بین اقشاری که حتی نان نداشتند و به لبوها قناعت می کردند با اقشار طبقات متوسط و بالای جامعه که نان گندم می خوردند اقشاری نیزدر عمل مجبور بودند که به نان جو ( محلٌی ) قناعت کنند .

نان گندم طبیعتا" گرانتر بود ؛ و از جمله معتقد بودند که هرکس نان گندم میخورد باید جنبه اش را داشته باشد ، مغرور نشود ؛ و... مثلی داشتند که :

« نان گندم شکم فولادی می خواهد » .

نان گندم خود برسه نوع بود :

نان خانه پزی که برخی هم در مغازه ای نانوائی از آن می پختند و کمیاب بود .

نان سنگک که می گفتند در دو یا سه نانوائی پخت می شد و آنکه ثابت تر از همه بود سنگکی پزیی بود در اواسط ضلع غربی میدانِ خان .

نان یزدی فقط در یزد پخت نمی شد ، شنیده ام که یزدیهائی در کرمان و اصفهان نیز به سبک خود نان می پختند و به مردم عرضه می داشتند ؛ امٌا آنچه مسلٌم است یزدی پزیهائی در تهران ، بخصوص شمال شرق ، شرق ، مرکز و جنوب تهران وجود داشتند که دارای مغازه نانوائی یزدی پزی بودند . ازدهه 1340 به تدریج جای خود را به نانوائی های تافتونی دادند .

خشکه پزی جدا نبود و نان خشک هم در یزدی پزی ها تهیه می شد .


]]>
زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران 2018-05-14T14:03:20+01:00 2018-05-14T14:03:20+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1629 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) ,زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران یکی از مشخصات ماه مبارک رمضان در شهر یزد و تهران دهه 1350 ، و قاعدتا" لااقل چنددهه قبل از آن زولبیا خوری در ماه مبارک رمضان بود . در یزد دهه های 1340 و 1350 تولید و توزیع و مصرف زولبیا و گوش فیل تقریبا" فقط مختصٌ رمضان بود و در سایر ماهها پخت نمی شد . بامیه هم لااقل تا دهه پنجاه رسم نبود . یکی – دو روز مانده به ماه مبارک زولبیا بر پیشخوان چند شیرینی فروشی ( رهبر که مشهور است – متوسلیان در مغازه های خیابان قیام و میدانِ
,

زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران

یکی از مشخصات ماه مبارک رمضان در شهر یزد و تهران دهه 1350 ، و قاعدتا" لااقل چنددهه قبل از آن زولبیا خوری در ماه مبارک رمضان بود .

در یزد دهه های 1340 و 1350 تولید و توزیع و مصرف زولبیا و گوش فیل تقریبا" فقط مختصٌ رمضان بود و در سایر ماهها پخت نمی شد . بامیه هم لااقل تا دهه پنجاه رسم نبود .

یکی – دو روز مانده به ماه مبارک زولبیا بر پیشخوان چند شیرینی فروشی ( رهبر که مشهور است – متوسلیان در مغازه های خیابان قیام و میدانِ خان و تک و توکی دیگر ) جلوه گر می شد .

در اشتیاق مردم شناسی وقتی ریشه اش را جویا شدیم یکی که پدر در پدرش حوزوی بودند معتقد بود که شیرینی ها و غذاهائی در زمان تشکیل حوزه علمیه یزد توسط آخوند ملٌا اسماعیل ، در زمان سلطنت فتحعلیشاه ، و ارتباطات حوزوی با حوزه های علمیه نجف و کربلا ، از آنجا و در واقع از عراق و سوریه ، به یزد وارد و رایج شده است . یکی از دبیران تاریخ معتقد بود که ورود این غذا ها و شیرینی ها به یزد احتمالا" از زمان حکومت امیر چقماق شامی بر یزد در دوره مغول است .

زولبیا و بامیه ظاهرا" نام هائی عربی دارند ؛ امٌا گوش فیل را اختراع یزدی ها یا تقلید از هندی ها می دانستند و درواقع هم به شکل گوش فیل درست می کردند .

رسم صاحبان حرفه آن زمان این بود که حتی الامکان فنون مورد استفاده ی خودرا به دیگران نیاموزند تا رقیب و رقیب هائی نیابند و تولید را در انحصار خود داشته باشند . در مورد زولبیا ، در مقابل پرسشگر ، آن را فقط ترکیب نشاسته – ماست و روغن کنجد معرفی می کردند که در روغن بسیار داغِ کنجد می پزد و بلافاصله در شهد شیرین می شود .

در یزد و نیز در تهران دهه 1350 شاید از ارزانترین انواع شیرینی ها بود ( می گفتند به یُمن و برکت ماه مبارک رمضان ) . بین تولید و توزیع ومصرف این شیرینی در شهرهای مختلف ایران تفاوت هائی وجود داشته است .

در تهران زولبیا بدون بامیه فروش نمی رفت و شبیه یزد فقط شیرینیسازان – شیرینی فروشیهای تولید کننده اش آن را می فروختند . زولبیا انواعی متفاوت داشت که مثلا" هرچه بزرگتر و رشته هایش باریکتر و سرخ شده تر بود مرغوب تر بود و به آن زولبیای دوآتشه می گفتند . بامیه را فقط در یک اندازه تهیه می دیدند و آنهم یک آتشه و دو آتشه داشت . گوش فیل را که در تهران کمتر مشتری داشت گاه به همان صورت گوش فیل و بیشتر به صورت مربع می ساختند ؛ و بازهم یک آتشه و دو آتشه . به ندرت در آن از زعفران استفاده شده بود و رنگ آن را حاصل استفاده از گل زرد خراسانی و شهد نبات معرفی می کردند .

یزدیها که معمولا" تحت تاثیر سنٌت و ملزم به رعایت آن بودند در ترکیبان و شکل زولبیا تغییری نمی دادند ؛ امٌا اگر این تغییر از تهران شروع شده بود تقلید می کردند .

تصوٌر می کنم اضافه کردن کاکائو به زولبیا از دهه 1370 و استفاده از خلال پسته در تزئین آن از دهه 1380 شروع شده باشد .

در یزد ( و دیده ام که در اصفهان ) مردم برای خرید مثلا" بیش از یک کیلو از این شیرینیجات ظرفی با خود میبردند و اگر اندکی میخریدند فروشنده آن را در پاکتهائی از « کاغذ روغنی » می گذاشت . در سال 1345 در تهران استفاده از جعبه ی مقوائی برای فروشِ آن تازه مد شده بود . قیمت زولبیا در همه ی شهر یزد یکی نبود و زولبیایی که کیفیتی بالا تر داشت ( و مثلا" فقط کارگاه حاج خلیفه رهبر قادر ب ساخت آن بود ) به قیمتی بالاتر فروش می رفت .

تعیین نرخ حکومتی زولبیا به ندرت اتفاق می افتاده است ؛ چرا که قنادان :

-       وجدانی عمل می کردند

-       تحت سلطه ی کنترل اجتماعی و حفظ آبرو بودند

خریداران درمقابل گرانی مقاومت کرده نمی خریدند ؛ دچار چشم و همچشمی در خرید نمی شدند و آبرو داری را در خرید گران ندیده حتی اگر زولبیای گران خریده جلوی میهمان می گذاشتند توسط همان میهمان به دلیل گرانخریدن مورد شماتت قرار می گرفتند ؛ مگر اینکه گرانی نزد همه توجیه شده باشد .

زولبیا بیشتر به منظور مصرف در میهمانی ها ی افطار خریده می شد ؛ و پس از یکی دوروز بیات می شد .... به همین دلیل و نیز به دلیل خاص بودن زولبیا برای رمضان از چند روز به آخرماه مبارک مانده تولید نمی شد چرا که مثلا" در شهر یزد شاید بعد از عید فطر هیچکس زولبیا نمیخرید و مصرف نمی کرد .

مردم یزد معتقد بودند که زولبیا از نظر هضم « سنگین » و از نظر طبع « سرد » است و نباید بیش از یک یا دوحلقه مصرف شود .

بیش از نیمی از مردم یزد آن زمان زولبیا را زلوبیا تلفظ می کردند .


]]>
رمضان در ایران 2018-05-08T08:08:50+01:00 2018-05-08T08:08:50+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1628 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   رمضان یک ماه از دوازده ماه تقویم قمری است . در تقویم عربی – اسلامی هجری قمری در جایگاه نهمین ماه قرار گرفته است ؛ و برحسب طبیعت آن تقویم همیشه سی روزه نخواهد بود و گاه کمتر از آن است . از نظر اسلامی بطورکلٌی : ماه روزه گرفتن ، دوٌمین عبادت همگانی مسلمانان ( پس از نماز ) ، از فروع دین ، است ماه نزول قرآن کریم و بنابر این وحی قرآن به پیامبر اسلام (ص) در « شب قدر » ، آغاز اسلام و بنابر این « مقدس » است به این ترتیب : رمضان یک عید است و آن را رمضان المبارک می

 

رمضان یک ماه از دوازده ماه تقویم قمری است .

در تقویم عربی – اسلامی هجری قمری در جایگاه نهمین ماه قرار گرفته است ؛ و برحسب طبیعت آن تقویم همیشه سی روزه نخواهد بود و گاه کمتر از آن است .

از نظر اسلامی بطورکلٌی :

ماه روزه گرفتن ، دوٌمین عبادت همگانی مسلمانان ( پس از نماز ) ، از فروع دین ، است

ماه نزول قرآن کریم و بنابر این وحی قرآن به پیامبر اسلام (ص) در « شب قدر » ، آغاز اسلام و بنابر این « مقدس » است

به این ترتیب :

رمضان یک عید است و آن را رمضان المبارک می خوانند .

بحث آداب و رسوم ماه مبارک رمضان اصولا" در ، مباحث دینی ، و تخصص های موجود در حوزه های علمیه ، است ؛ امٌا اعتقادات و آداب و عادات و رسوم رمضان جوانبی مردمی نیز دارد ، که گاه حتی برخی آنها را نه تنها غیر اسلامی بلکه خلاف اسلام می شمارند ؛ و نهایتا" « مردم شناسی رمضان » را تشکیل می دهد ؛ که شناختشان می تواند در اصلاح دینی عوام معتقد بسیار مفید واقع شود .

بنا به مطالعات پنجاه ساله ی ما در ایران ، و بین ایرانیان شیعه ی دوازده امامی ، بخصوص در شهرهای یزد و تهران :

رمضان یک ماه تمرین مسلمانی و افزایش ایمان است .

از این رو بنظر اغلب این مردم ، رمضان یک « مجموعه عبادت ها » در ماه نزول قرآن است ؛ که مؤمن را از گناهانش تطهیر می کند ، بهشت را برای وی تضمین می کند ؛ و نهایتا" :

رمضان ، ماه عبادت ، ایٌام توبه ، و رستگاری است .


]]>
تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر (2) 2018-05-06T14:11:21+01:00 2018-05-06T14:11:21+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1627 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر (2) حکومتی شدن آداب و رسوم از آغاز جمهوری اسلامی  افطاری های بخش عمومی ( دولتی و شبه دولتی ) (1) افطاری دادن شهرداری تهران به هنرمندان افطاریهای مشهور به 120 هزار تومانی یکی از رسوم جدید در ماه مبارک رمضان افطاری دادن دستگاه های دولتی و شبه دولتی ( مثل شهرداری ها و.... ) است ؛ که با تمام اهمٌیتش هنوز مورد یک مطالعه سزاوار قرار نگرفته است . فکر میکنم مهر ماه 1385 مصادف با ماه مبارک رمضان بود که در گذر از خیا  

تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر (2)

حکومتی شدن آداب و رسوم از آغاز جمهوری اسلامی

 افطاری های بخش عمومی ( دولتی و شبه دولتی ) (1)

افطاری دادن شهرداری تهران به هنرمندان

افطاریهای مشهور به 120 هزار تومانی

یکی از رسوم جدید در ماه مبارک رمضان افطاری دادن دستگاه های دولتی و شبه دولتی ( مثل شهرداری ها و.... ) است ؛ که با تمام اهمٌیتش هنوز مورد یک مطالعه سزاوار قرار نگرفته است .

فکر میکنم مهر ماه 1385 مصادف با ماه مبارک رمضان بود که در گذر از خیابانی در شمال غرب تهران چشمم به تابلوی « مرکز مردم شناسی ایرانیان » خورد و برحسب حرفه و کنجکاوی وارد آن شدم که معلوم شد از توابع شهرداری تهران است ؛ و به منظور افتتاح رسمی آن مرکز قصد دعوت از دکتر محمود روح الامینی ، چندنفر از استادان مردم شناسی دانشگاه تهران ، چند نفر از زعمای مردم شناسی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اینجانب داشته اند ؛ و نهایتا چون دکتر محمود روح الامینی بستری بود ، و به توصیه ی وی ، سخنرانی افتتاحیه در حضور یکی از استادان دانشگاه تهران و چند نفر از زعمای مرکز میراث فرهنگی توسط اینجانب ایراد شد و آنگاه تمامی حضٌار که شاید حدود 80 نفر بودند به صرف افطاری که آماده شده بود دعوت شدند .

اقلام پذیرائی جلوی هریک از حاضرین و از آنجمله اینجانب عبارت بودند از :

چای

یک پرس چلوکباب برگ + جوجه کباب با استخوان + دوسیخ کباب کوبیده به عنوان غذای اصلی

یک کاسه حلیم داغ

یک ظرف پنیر و سبزی خوردن با نان سنگک

یک ظرف کره و مربٌا و نیز خرما

یک ظرف زولبیا و بامیه و...

میوه جات که گویا پس از خروج اینجانب از محل و شامل هلو – انگور و ... روی میزهای پذیرائی قرار گرفته بودند .

که گفته شد در آن بذل و بخشش بنام افطاریِ سازمان ... مربوطه در بسیاری از خیابان های مرکزی تهران نیز ظروف جوجه کباب توزیع می کرده است ....

توضیحات :

هزینه ی پذیرائی از سوی شهرداری تهران تامین شده بود .

بعدا" از این اقلام و تشریفات کاسته شده است

هنوز هم این رسم در شهرداری تهران وجود دارد

همان موقع در سازمانهای اداری تهران به کسانی که باصطلاح برای اضافه کار در محل باقی مانده بودند یک پرس غذا ، اکثرا" جوجه کباب ، در ظرف یکبار مصرف ، باضافه نان سنگک سرو می کردند .

گویا افطاری به فقرا باید بسیار فقیرانه تر باشد ؟!

]]>
تنظیم بازار ماه مبارک رمضان 2018-05-05T11:12:03+01:00 2018-05-05T11:12:03+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1626 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضرحکومتی شدن آداب و رسوم از آغاز جمهوری اسلامی1 ) تنظیم بازار ماه مبارک رمضانچون تقریبا" بلافاصله پس از آغاز جمهوری اسلامی جنگ تحمیلی نیز آغاز شد و از یکطرف با تشدید تبلیغات اسلامی و بخصوص موضوع الزام عملی و تشدید کنترل اجتماعی نسبت بیشتری از مردم به روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان روی آوردند و از طرف دیگر برخی از تجٌار و کاسبکاران از این موقعیت ، بخصوص با توجٌه به بهانه جنگ و تحریم اقتصادی ، به سوء استفاده و افزایش بی رویٌه قیمت ها پرداختند ؛ سیاست تحوٌلات آداب و رسوم رمضان در ایران عصر حاضر

حکومتی شدن آداب و رسوم از آغاز جمهوری اسلامی


1 ) تنظیم بازار ماه مبارک رمضان

چون تقریبا" بلافاصله پس از آغاز جمهوری اسلامی جنگ تحمیلی نیز آغاز شد و از یکطرف با تشدید تبلیغات اسلامی و بخصوص موضوع الزام عملی و تشدید کنترل اجتماعی نسبت بیشتری از مردم به روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان روی آوردند و از طرف دیگر برخی از تجٌار و کاسبکاران از این موقعیت ، بخصوص با توجٌه به بهانه جنگ و تحریم اقتصادی ، به سوء استفاده و افزایش بی رویٌه قیمت ها پرداختند ؛ سیاست دولتها برآن گرفت که با تامین ارزاق عمومی – کالاهای اساسی برای این ماه مبارک به تنظیم بازار و کنترل بیشتر آن بپردازند که این « رسم جدید » از حدود چهل سال قبل به وجود آمده و در این مدٌت خود ، با توجٌه به تجربه اندوزی مسؤولان امر از یکطرف و واکنش های خرده فروشان و مصرف کنندگان از طرف دیگر ، دچار تحوٌلاتی قابل توجٌه شده است .

مثلا" یکی از مسؤولان در تاریخ 15 اردیبهشت 1397 اظهار داشته است :

«برای تثبیت بازار با هماهنگی انجمن‌های صنفی و صنایع کشور اعم از روغن نباتی، شکر و ماکارونی تلاش کرده‌ایم که بازار کم تنش و بی‌تنشی را داشته باشیم.

وی اضافه کرد: 30  هزار تن برنج از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌های و تعاونی‌های کارگری توزیع می‌شود که قیمت هر کیلوگرم برنج 1121 هندی به صورت عمده برای تحویل به فروشندگان هر کیلوگرم 5200 تومان و برای مصرف کنندگان 5500 تومان در هر کیلوگرم خواهد بود. همچنین قیمت هر کیلوگرم برنج درجه دو هندی PR11 درب انبار عمده‌فروشی 2300 تومان و برای مصرف کننده 2600 تومان در هر کیلوگرم خواهد بود. برنج تایلندی شمالی هم تحویل به فروشندگان هر کیلوگرم 3600 تومان و برای مصرف کننده هر کیلوگرم 3900 تومان خواهد بود.

سیف از تخفیف 10 درصدی برای روغن‌نباتی توزیعی در فروشگاه زنجیره‌ای خبر داد و گفت: شکر هم 20 هزار تن برای صنایع از جمله شیرینی،‌ شکلات به صورت فله‌ای توزیع خواهد شد و 10 هزار تن به صورت بسته‌بندی از طریق فروشگاه‌های زنجیره‌ای برای مصرف کنندگان توزیع می‌شود. 

]]>
چراغانی چرا ؟ 2018-04-29T11:24:25+01:00 2018-04-29T11:24:25+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1625 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) جشن های نیمه شعبان مبارک بادمردم شناس محترم ، شب این جشن را « شب چراغانی » هم می خوانند . نقش و نماد چراغ در اینجا چیست ؟ در شهر ها ی متفاوت نظراتی متفاوت وجود دارد . از موقعیت حاضر استفاده کرده از مردم بپرسیم و ثبت و ضبط کنیم ...

جشن های نیمه شعبان مبارک باد



مردم شناس محترم ، شب این جشن را « شب چراغانی » هم می خوانند . نقش و نماد چراغ در اینجا چیست ؟ در شهر ها ی متفاوت نظراتی متفاوت وجود دارد . از موقعیت حاضر استفاده کرده از مردم بپرسیم و ثبت و ضبط کنیم ...
]]>
آیین نوروزی در کنار رودخانه «سیحون» تاجیکستان 2018-04-11T12:03:13+01:00 2018-04-11T12:03:13+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1623 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   آیین‌های بهاری درحوزه تمدنی «نوروز»-9آیین نوروزی در کنار رودخانه «سیحون» تاجیکستان   به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «خجند» از جمله شهرهای باستانی و تاریخی ماوراءالنهر است که هم‌اکنون در کنار رودخانه سیحون در تاجیکستان کنونی قرار دارد. این شهر در تاریخ  مورد ستایش و تمجید مؤلفان و مورخان قرار گرفته به طوریکه «سمعانی» در توصیف خجند چنین می‌نویسد: «خجندی منسوب است به خجند و آن شهر بزرگ پرنعمتی است برکنار سیحون از بلاد مشرق و گاهی نیز به آن خجنده می‌گوی  

آیینهای بهاری درحوزه تمدنی «نوروز»-9



آیین نوروزی در کنار رودخانه «سیحون» تاجیکستان

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «خجند» از جمله شهرهای باستانی و تاریخی ماوراءالنهر است که هماکنون در کنار رودخانه سیحون در تاجیکستان کنونی قرار دارد.

این شهر در تاریخ  مورد ستایش و تمجید مؤلفان و مورخان قرار گرفته به طوریکه «سمعانی» در توصیف خجند چنین مینویسد: «خجندی منسوب است به خجند و آن شهر بزرگ پرنعمتی است برکنار سیحون از بلاد مشرق و گاهی نیز به آن خجنده میگویند».

مردم خجند و نواحی آن از قدیمالایام تاکنون سنتها و آداب و رسوم نیاکان خویش را حفظ کرده و در پویایی آن همواره تلاش کرده و سعی کردهاند این سنن را در سینههای خود محفوظ بدارند و آنها را از باد روزگاران ایمن نگه دارند.

مردمان این حوزه مراسمها و جشنهای ملی و مذهبی بهویژه نوروز را با شور و شوق برگزار میکنند به طوریکه این سنتها در روح و روان مردم جای گرفته و تمام افراد از یک ساله تا 100 ساله در پویایی آنها تلاش میکنند.

جشن نوروز در بین این مراسم و عیدها جایگاه ویژه و ممتازی دارد با پایان فصل دی و آب شدن برف و دمیدن نخستین سبزهها و شکوفهها در دامن کوه و تپهها «گل بایچیچک» میروید که در واقع این گیاه مژده بهار و نوروز را میآورد و کودکان و نونهالان این گل را از دامنه کوهها میچینند و به عزیزان خود تقدیم میکنند.

زنان نیز در این ایام در کنار مردان برای تجلیل باشکوه جشن نوروز تلاش میکنند و از چند روز قبل گندم را خیس کرده تا سبز شود و از سبزه آن غذای «سمنک» درست میکنند.

جالب اینجاست که در آماده کردن این غذای نوروزی بیشتر زنان سخاوتمند و خیر و آنانی که در طول سال در خانوادههایشان کسی فوت کرده باشد، شرکت میکنند زیرا مردم این خطه ادبپرور بر این باورند که اگر در تهیه این غذا اهل خانوادههای عزادار و غمدیده شرکت نکرده و حضور نیابند، سمنک شیرین نمیشود.

تهیه این غذا که با شعر خوانی و سرودهای سنتی انجام میشود، به محض آماده شدن که گاهی 3 روز طول میکشد، نخست از آن برای خانوادههای عزادار میبرند و کام آنها را شیرین میکنند.

این درحالی است که تهیه سمنک از اول شب تا صبح ادامه مییابد و در این مدت زنان با نوبت آن را با چوب به هم میزنند و این اشعار نوروزی توسط زنان خوانده میشود:

سمنک در جوش ما کفچه زنیم

دیگران در خواب ما دَفچه زنیم.

سمنک رمز بهار است

دلخوشی سالی یک بار است

سال دیگر یا نصیب!....

سمنک در دیگهای بزرگ تهیه میشود و همه مردم تلاش میکنند از این غذا کام خود را شیرین کنند زیرا بر این باورند که هر کس از این غذا تناول کند کامش تا سال دیگر و تا نوروز دیگر شیرین خواهد ماند و عزا و ناخوشی در منزل آنها را نخواهد زد.

در کنار سمنک «کشک» که از گندم تهیه میشود، آماده شده و مردم هر محله سعی میکنند با این غذا هممحلیها و همشهریان خود را پذیرایی کنند.

این غذای شیرین و خوش طعم در کنار سایر غذاهای سفره نوروزی-کلچه، برک، شیرینی، قند، حلوا، نبات، شکر، شهد، ... جای میگیرد.

در ایام، نوروز سفرهها معمولاً 3 تا چهار روز باز هستند و در مهمانخانهها(در بین تاجیکان آسیای مرکزی مرسوم و معمول است که یکی از خانههای خود را ویژه پذیرش از مهمان قرار دهند که آن را مهمانخانه میگویند و بر این باورند که اگر در هفته هیچ کس مهمان این اتاق نشود، یک ناخوشی در آن خاندان رخ میدهد) نیز در ایام نوروز باز است و خویشان، فامیلها، آشنایان و دوستان ضمن تبریک و شادباش و صرف شیرینی و غذای نوروزی، کام خود را شیرین میکنند و بر سر دسترخان (سفره)چنین دعا میکنند: خدایا، خداوندا، غائبان را حاضر، بیماران را شفا، اسیران را رها و بدهکاران را از قرض نجات ده و همه بندگان کلمهگوی را در پناه عصمتت نگه دار و به 100 ماه و سال بی نقصان، ما را برسان:

ای خداوند زمین و آسمان

تا به نوروز دیگر ما را رسان!

همچنین مرسوم است که مردم به محض دیدن یکدیگر به جز پیامهای منثور تبریکی به همدیگر با ابیاتی شاعرانه و موزون و آبدار مبارک باش میگویند:

نوروزتان فیروز باد

هر روزتان نوروز باد.

* ***********

آمده نوروز هم از بامداد

آمدنش فرّخ و فرخنده باد!

علاوه بر این در فولکور و ادبیات شفاهی مردم تاجیک دهها بیت و رباعی، 2 بیتی، غزل، قصیده و غیره، در وصف و ستایش نوروز موجود است که احساس سرور و شادی مردم در آنها نهفته است.

نوروزه به نو بهار کی می بینم؟

گلها ره به یک قطار کی می بینم؟

گلها ره به یک قطار در فصل بهار

دنیاره به یک قرار کی می بینم؟

**************

نوروز رسید لاله خوشرنگ بر آمد

بلبل به تماشای دف و چنگ بر آمد

مرغان هوا جمله بکردند پرواز

مرغ دل من از قفس تنگ بر آمد.

****************

نوروز نو بهاران بر دوستان مبارک!

فریاد عندلیبان بر بوستان مبارک!

در ایام نوروز در منطقه سغد و نواحی و شهرستانهای اطراف آن زمین و آسمان همراه مردم شادی میکنند و معمول و مرسوم است که مردم در کار دستهجمعی با نظافت کردن کوچه و خیابانها، قبرستانها و گچ مالیدن به تنه درختان به خاطر ایمنی از هر نوع حشره، پرداخته و سعی میکنند محلشان آشغال و کثیفی نباشد.

در این روز عزیزترین افراد محل که کشاورزان دست و دل باز  هستند، در مزرعه حاضر میشود و بذر و دانه بر آن میپاشند و پس از خواندن آیاتی چند از قرآن مجید به زمین خطاب میکند: «من از تو و تو از من» و با امید دانهها را به زمین پاشیده و به دنبال آن کار کشاورزی شروع میشود.

این در حالی است که در ایام نوروز مردم برای مراسم اصلی تجلیل این جشن در مکانهای بزرگ از قبیل استادیوم‌‌ها جمع میشوند و دیگهای غذا را آنجا میگذارند و سفره پهن میکنند در ضمن تمام مردم در این مراسم حاضر شده و مهمانان را روی کُرپَه چه –دوشک مینشانند و میزبانان برای آنان، نان، چایی، غذا و غیره، آورده و از آنها پذیرایی میکنند.

سپس در هنگام تناول غذا هرگونه بازیهای سرگرمکننده و ورزشها همچون طناب کشی، شطرنج، کشتی و غیره، برگزار میشود که در این بازیها مهمترین هدف نشان دادن جوانمردی، خوش اخلاقی و فروتنی است.

در بازی کشتی ملی تاجیکی «کورش» که هر 2 پهلوان با جامه و کمربند به نبرد مینشینند هر کس 3 نفر را مغلوب کند پیروز میدان محسوب شده و جوایزی به او تعلّق خواهد گرفت.

علاوه بر این مسابقه بزکشی نیز انجام میشود که در آن بهترین چاوندازان (اسب سواران) منطقه، از جمله از کشورهای همسایه مثل ازبکستان و قرقیزستان با اسبهای معروف محلی همچون اسب ترکمنی، اسب ختلی (از این نوع اسب در تاریخ گذشته زیاد شده و حتی فردوسی نیز اسب ختلی را بسیار میستاید که محل پرورش آن استان ختلان تاجیکستان است) شرکت میکنند.

شرایط بازی اینگونه است که هر کس سوار بر اسب، بز کشته شده را به محل تعیین شده برساند، پیروز است و این به آسانی میسر نیست زیرا با مخالفت و ممانعت رقیبان خود مواجه میشود لذا بازیگران به صورت گروهی و تیمی این کار را انجام میدهند که چالاکی و حرکت سریع و مهارت خوب اسبسواری را طلب میکند.

این بازی از سابقه قدیمی برخوردار بوده و بیشتر در مراسم ختنه پسران اجرا میشود و صاحب جشن جایزهای تعیین میکند که اسبسواران برای کسب آن تلاش زیاد به خرج میدهند.

علاوه بر این شرکت کنندگان در این بازی باید دارای مهارت، شجاعت، جوانمردی، گذشت و مردانگی بوده و پیروز کسی است که این اصول را رعایت کند.

از دیگر سنتهای حسنه که در نوروز انجام میشود رسم زیارت قبور گذشتگان و نثار فاتحه و دعا به روح آنان است که قبل از همه، مردم به منزل کسانی که از نوروز گذشته تا امسال عزیزی را از دست دادهاند، رفته و فاتحه میخوانند.

جالبتر اینکه هر نوزادی که در این ایام به دنیا بیاید اگر پسر بود، «نوروز محمد»، «نوروز باقی»، «نوروز بیک» و اگر دختر بود «نوروز ماه» و «نوروز بیکا» و ...، نام میگیرد.

در مجموع هیچ جشن و مراسمی در خجند باستان و شهرستانهای اطراف آن مثل نوروز با شکوه و جلال تجلیل نمیشود که گرامیداشت آن از هشتم مارس شروع و در 21 و 22 مارس به پایان میرسد.

]]>
آداب ، رسوم ، سنن ، عرف و.... 2018-04-10T12:10:29+01:00 2018-04-10T12:10:29+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1622 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )   شصت – هفتاد سال قبل از این عاشق لوبیا بودم و نخود را چندان دوست نداشتم . از مادرم خواستم که به جای نخود هم لوبیا در « آش رشته » بریزد . جواب داد که « رسم » است که آش رشته ، نخود داشته باشد . امروز در تهران تقریبا" رسم است که داماد کراوات بزند . به یکدیگر که می رسیم رسم است که « سلام » بگوئیم ... آیا رسم به همین سادگی و کوچکی است ؟ در طرف مقابل ، برخی سیزده بدر ، ... و حتی نوروز و عزاداری دهه محرم را « رسم » می نامند ؛ آنهم آنقدر باصطلاح عریض و طویل ، طول و تفصیل . موضوع  

شصت – هفتاد سال قبل از این عاشق لوبیا بودم و نخود را چندان دوست نداشتم . از مادرم خواستم که به جای نخود هم لوبیا در « آش رشته » بریزد . جواب داد که « رسم » است که آش رشته ، نخود داشته باشد . امروز در تهران تقریبا" رسم است که داماد کراوات بزند . به یکدیگر که می رسیم رسم است که « سلام » بگوئیم ...

آیا رسم به همین سادگی و کوچکی است ؟

در طرف مقابل ، برخی سیزده بدر ، ... و حتی نوروز و عزاداری دهه محرم را « رسم » می نامند ؛ آنهم آنقدر باصطلاح عریض و طویل ، طول و تفصیل .

موضوع سلام و نظیر آن که در یک رابطه اجتماعی و تقریبا" بطورکلٌی فرهنگی است فرق می کند و تا حدودی بسیار زیاد فقط از آداب به شمار می رود ؛ گرچه آداب هم نهایتا" خود از رسوم بشمار می روند .

مجموعا" رسم یا سنٌت ، روشی اجتماعی – فرهنگی در زندگی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده ، گاه طی اعصار و قرون بین مردم وجود داشته و بسیار به دشواری یا تحت حکومتی فاشیستی ممکن است از زندگی مردم حذف شود .

در ایران اسلامی مفهوم رسم و سنٌت کاملا" یکی نیست : اگر در عمل رعایت یک رسم ، اجباری یا تقریبا" اجباری و بنا به حکم مذهبی باشد به آن « سنٌت » می گوئیم .

سنٌت می تواند شخصی باشد ؛ مثل ختنه کردن ؛ امٌا سنٌتی که در روابط بین افراد مردم وجود دارد و تا حدودی بسیار لازم الاجراست و حتی جنبه ی حقوقی و قضائی می گیرد را « عرف » می نامند . مثل اینکه بازکردن پنجره یک خانه در خانه ی غریبه عرف نیست .

اتفاقا در همین مبحث به موضوع بسیار مهم « مردم شناسی » ایرانی و تفاوت آن مثلا" با « مردم شناسی غربی » می رسیم . روش و ساختار مردم شناسی بین هرمردم در عمل برخاسته از ساختار اجتماعی – فرهنگی همان مردم است و از اینجاست که روشهای غربی مردمنگاری و مردم شناسی در ایران کم اعتبار شده روشهای ایرانی ضرورت می یابند . به عنوان مثال همین مبحث که بین ایرانیان « سلام مستحب است و جوابِ آن واجب » .

 

حقیقت این است که از نفوذ دین و مذهب بین مردمان غربی به شدٌت کاسته شده است ؛ حال آنکه نه تنها رسوم مذهبی بین مردمان ایران به شدٌت جاری است بلکه می توان گفت که حاکم بر ایرانیان است ؛ و از همینجاست که در مردم شناسی ایران نمی توان رسم و سنٌت را یکی دانست . رسم مصداقی عمومی دارد حال آنکه « سنٌت » جنبه ای دینی داشته رعایت آن واجب ، یا تقریبا" واجب و در همل اجتناب ناپذیر است .

تمامی مفاهیم ِ

آداب

رسم و رسوم

رسوم محلٌی ( مثل قالیشویان که فقط در مشهد اردهال رسم است ) : کوتوم .

عرف

سنٌت

...

و امثال آنها ، در ایران اسلامی تفاوت هائی گاه نسبتا" عمیق با همین مفاهیم در بین سایر مردمان ، بخصوص در اقصی نقاط جهان ، دارند و از اینجاست که مردم شناسی ایران ، بخصوص مردم شناسی عملی یا مردمنگاری ایران با مردم شناسی در سایر نقاط جهان تفاوت داشته مستقل است و در واقع امر : باید مستقل باشد و مستقل عمل کند .

در چنین مطالعاتی ، به نظر می رسد رسوم بین هرمردمی قاعده ای هرمی یا خوشه ای داشته باشند و از کلٌی ترین و مفصٌل ترین به اجزاء کوچکتر یا هر فصل که خود یک رسم است تجزیه و تقسیم می شوند تا برسند به مثلا" رسم پختن و خوردن « آش رشته » در زیربخش ، و در تبعیتِ رسم « سیزده به در » ، تا جزئی ترین بخش که مثلا" استفاده از نخود در این آش بوده با باشد .

پس : در شناخت رسم های بزرگ یا باصطلاح مراسم ، ابتدا لازم است که اجزاء انها ، یعنی « زیر رسم » ها شناخته شوند .

]]>
بازار داغ «سومالوک» در قرقیزستان؛ فرمولی که مخفی نگه داشته می‌شود 2018-04-08T05:49:36+01:00 2018-04-08T05:49:36+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1621 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) بازار داغ «سومالوک» در قرقیزستان؛ فرمولی که مخفی نگه داشته می‌شودبه گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، همزمان با برگزاری جشن نوروز در قرقیزستان، در حاشیه محل برگزاری این جشن‌ها، بازارچه‌های کوچکی که اکثرا به فروش سمنو یا به اصطلاح قرقیزها «سومالوک» مشغول هستند نیز برپا می‌شود. در این بازارچه‌ها فروشندگان با استفاده از فنجان و قاشق برای چشیدن طعم سمنو، رهگذران را برای خرید سمنو ترغیب می‌کنند. بنا به گفته یکی از فروشندگان سمنو، اگر چه دستور طبخ انواع مختلف این غذا شبیه هم می‌باشد اما

بازار داغ «سومالوک» در قرقیزستان؛ فرمولی که مخفی نگه داشته می‌شود

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، همزمان با برگزاری جشن نوروز در قرقیزستان، در حاشیه محل برگزاری این جشن‌ها، بازارچه‌های کوچکی که اکثرا به فروش سمنو یا به اصطلاح قرقیزها «سومالوک» مشغول هستند نیز برپا می‌شود.

در این بازارچه‌ها فروشندگان با استفاده از فنجان و قاشق برای چشیدن طعم سمنو، رهگذران را برای خرید سمنو ترغیب می‌کنند.

بنا به گفته یکی از فروشندگان سمنو، اگر چه دستور طبخ انواع مختلف این غذا شبیه هم می‌باشد اما هر یک از انواع آن طعم و مزه خاص خود را دارد.

هر یک از آشپزهای سمنو روش طبخ خاص خود را داشته و حتی آن را از دیگران نیز مخفی نگاه می‌دارد.

همچنین سومالوک یک غذای شیرین و مغذی به رنگ کرم مایل به قهوه‌ای می‌باشد که از طبخ جوانه گندم آماده می‌شود.

این غذا برای سلامتی افراد بخصوص کودکان بسیار مفید است چراکه دارای ویتامین‌های کامل و اسیدهای آمینه است.

خوردن این غذا در بهار زمانی که بدن نیاز به مواد مغذی دارد، بسیار مفید است
]]>
سنبله بیدمشک چون هدیه سال نو 2018-04-07T12:11:37+01:00 2018-04-07T12:11:37+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1620 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) هدیه ، یا باصطلاح امروز کادو ابزاری فرهنگی در روابط اجتماعی شاید تمام مردمان جهان است ؛ که بنا به خصلت های متفاوت خود ( که از سر آبها گذشته باشد ... ) تحفه ، ( که از کوچکتر به بزرگتر باشد ... ) پیشکش ، و ... نام می گیرد و در هرمورد فلسفه و فونکسیونی دارد که شاید در حوزه سمبولیسم هم قابل مطالعه باشد . شصت سال قبل از این ، در دهه 1340 ، وضع اقتصادی ایران ، پس از کودتای انگلیسی – آمریکائی ، تصفیه بسیاری از مدیران لایق ، دودستگی بین مردم و بخصوص خشکسالی ها ، بحرانی شده ، و معیشت مردم به

هدیه ، یا باصطلاح امروز کادو ابزاری فرهنگی در روابط اجتماعی شاید تمام مردمان جهان است ؛ که بنا به خصلت های متفاوت خود ( که از سر آبها گذشته باشد ... ) تحفه ، ( که از کوچکتر به بزرگتر باشد ... ) پیشکش ، و ... نام می گیرد و در هرمورد فلسفه و فونکسیونی دارد که شاید در حوزه سمبولیسم هم قابل مطالعه باشد .

شصت سال قبل از این ، در دهه 1340 ، وضع اقتصادی ایران ، پس از کودتای انگلیسی – آمریکائی ، تصفیه بسیاری از مدیران لایق ، دودستگی بین مردم و بخصوص خشکسالی ها ، بحرانی شده ، و معیشت مردم به واقع کلمه اسفناک بود .

در یزد که عمده مالکی وجود نداشت ؛ و خرده مالکان خود نیز دچار تنگی رزق و روزی شده بودند وضع روستائیان چنان اسفناک شده بود که برسردادنِ پسر و دختر خود درشهر به نوکری و کلفتی به خانواده ائی که خود شاید از نظر بنیه مالی و درآمدی حتی متوسط هم محسوب نمی شدند مسابقه ای اعلام نشده داشتند ؛ از جمله شاید به این دلیل که « در روز مبادا » شاید این خانواده از گرسنگی نجاتشان دهد ، و در هرمورد از آن استفاده کنند ، و قوت لایموتی گیر بیاورند . از جمله ، در هر مورد مقتضی ، پیشکشی به خانواده مرتبط شهری می دادند که در ایٌام عید نوروز و نیمه نخست فروردین می توانست گل بید مشک باشد ؛ به این ترتیب که :

سرپرست خانواده روستائی ، که در آنجا بیدمشک حاصل ی شد ، و در آن موقع که هنوز به حالت استفاده در عرقگیری در نیامده بود ، تعدادی از شاخه های بیدمشک ، بصورت سنبله ، را در پارچه ای پیچیده به می برد و در آنجا و نزد خانواده شهری از پارچه در آورده چون یک دسته گل تقدیم می کرد :

سنبله بیدمشک چون هدیه نوروزی

در آن زمان هنوز همچنان که بادام و پس از آن آلوچه و زردآلو ، آلبالو و ... شکوفه داده بودند و برگ در نیاورده بودند بید هم گل داده بود و هنوز به ندرت برگی داشت که چون « سبزه » برسر سفره هفت سین قرار گیرد .

مردم گل های بید یا باصطلاح بیدمشک را برای معطر کردن هرچیز و از آنجمله اتاق پذیرائی و اتاق نشیمن استفاده می کردند ؛ گاه یک یا چند گل از آن را در جیب بالای کت خود می نهادند و از جمله لای قران بخاطر معطر سازی قرآن کریم .... که خود برسر سفره هفت سین هم قرار می گرفت و آن را معطر می ساخت .

هنوز هم تا حدودی هدیه دادن بید مشک در ایٌام نخست سال نو و بخصوص استفاده از آن مرسوم است .

 

آن روزها وضع اقتصادی مردم به حدٌی بد بود که مثلا" در عیادت یک بیمار چون به تازگی رسم شده بود که هدیه ای با خود ببرند یک به با خود می بردند ، یا حتی یک دستنبو یا کدوی گرک ؛ و...

]]>
موسیقی بندری یکی از هنر‌های محبوب جامعه ایرانی-آفریقایی است. 2018-04-07T12:03:52+01:00 2018-04-07T12:03:52+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1619 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )    ریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۱۷ فروردین ۱۳۹۷   پ  فرارو- موسیقی بندری یکی از هنر‌های محبوب جامعه ایرانی-آفریقایی است.  به گزارش فرارو به نقل از رودز اند کینگدمز، کودکان و مربی‌هایشان در یک انبار عمومی کوچک در منطقه بهبهانی جمع می‌شوند. منطقه‌ای که قلب جامعه ایرانی-آفریقایی در شهر بوشهر به شمار می‌رود. جوان‌ترین فرد این کودکان، کمتر از ۱۲ سال سن دارد. آن‌ها هر هفته چندبار، یک نوع موسیقی مهیج – بندری – را تمرین می‌کنند که مختص جامعه آنان است. این موسیقی   

ریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۱۷ فروردین ۱۳۹۷   پ

 فرارو- موسیقی بندری یکی از هنر‌های محبوب جامعه ایرانی-آفریقایی است.

 به گزارش فرارو به نقل از رودز اند کینگدمز، کودکان و مربی‌هایشان در یک انبار عمومی کوچک در منطقه بهبهانی جمع می‌شوند. منطقه‌ای که قلب جامعه ایرانی-آفریقایی در شهر بوشهر به شمار می‌رود. جوان‌ترین فرد این کودکان، کمتر از ۱۲ سال سن دارد. آن‌ها هر هفته چندبار، یک نوع موسیقی مهیج – بندری – را تمرین می‌کنند که مختص جامعه آنان است. این موسیقی عناصر ایرانی را با لحن‌ها و ریتم‌هایی می‌آمیزد که توسط نیاکان آن‌ها – یعنی آفریقایی‌هایی که به عنوان برده در خلیج فارس فروخته شده‌اند- به منطقه آورده شد. این گروه خود را با افتخار بمباسی می‌نامند. این کلمه برای توصیف ایرانیانی به کار می‌رود که ریشه آفریقایی دارند.

اعضای جامعه ایرانی – آفریقایی با افتخار درباره گروه بمباسی صحبت می‌کنند. آن‌ها کانون فرهنگی این جامعه هستند. جامعه‌ای که پایگاه تاثیرات آفریقایی به شمار می‌رود. میراث این تاثیرات به دوران تجارت برده در ایران بازمی‌گردد. برده داری در ایران در سال ۱۹۲۹ به طور رسمی غیرقانونی اعلام شد.

ارزیابی دقیق تعداد افرادی که نژاد آفریقایی دارند و در ایران زندگی می‌کنند، دشوار است. زیرا تاریخ آن‌ها به تدریج از بین رفته یا فراموش شده است. یک پژوهشگر که بر روی آفریقایی‌های مقیم ایران تحقیق کرده، تخمین می‌زند که ایرانی-آفریقایی‌ها حدود ۱۰ – ۱۲ درصد جمعیت جنوب ایران را تشکیل می‌دهند.

جیاکومو سینی، عکاس، دو بار – یک بار در سال ۲۰۱۸ و یک بار در سال قبل از آن- از این جامعه دیدن کرد و زندگی ایرانی-آفریقایی‌ها در منطقه بهبانی را ثبت و ضبط کرد. او بیشتر بر موسیقی و جوانان بمباسی تمرکز کرده است.

شِما : برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به :

(تصاویر) آفریقایی‌های فراموش‌شده ایران

در سایت فرارو و نیز منابع اصولی تر


]]>
نظری در باره « 13 به در » 2018-04-03T13:05:20+01:00 2018-04-03T13:05:20+01:00 tag:http://a-r-ayatollahi.mihanblog.com/post/1618 Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) نظری در باره « 13 به در »  امروز :یعنی زندگی درتمدنی بیمار که راه علاجش را نمی شناسیم ؛ و به حدس و گمان به اعتقادات و آنهم اعتقاداتی مردمی متوسل می شویم  ؛ ... یعنی اگر نه تمام ، لااقل بخشی بسیار مهم از فرهنگِ ما به جای آنکه مبتنی برعلم باشد مبتنی بر عقیده ی عمومی است ! ؛ ... یعنی ده ها سال است که اعتماد ما از خود و قدرت درمانگر خود سلب شده است و.... و امٌا در واقع مسئله این نیست ! . روزی روزگاری شایدواقعا" مردم ساده لوح ایران روز سیزدهم سالِ جدیدِ خود در بدر می شدند

نظری در باره « 13 به در »

 


امروز :

یعنی زندگی درتمدنی بیمار که راه علاجش را نمی شناسیم ؛ و به حدس و گمان به اعتقادات و آنهم اعتقاداتی مردمی متوسل می شویم  ؛ ... یعنی اگر نه تمام ، لااقل بخشی بسیار مهم از فرهنگِ ما به جای آنکه مبتنی برعلم باشد مبتنی بر عقیده ی عمومی است ! ؛ ... یعنی ده ها سال است که اعتماد ما از خود و قدرت درمانگر خود سلب شده است و....

و امٌا در واقع مسئله این نیست ! . روزی روزگاری شایدواقعا" مردم ساده لوح ایران روز سیزدهم سالِ جدیدِ خود در بدر می شدند ....

امٌا در این سال 1397 مگر چند نفر به نحسی سیزده فروردین ، اگر در خانه خود بمانند ، واقعا" اعتقاد داشتند ؟ و مگر از هفتاد – هشتاد سال پیش از این روز به روز از تعداد این گروهِ معتقد به نحسی سیزده نسبت به کلٌ جامعه کم نشده است ؟ ...

منتهی ، برای گروهی همیشه شکٌ و تردید وجود دارد ؛ با خود یک حساب هزینه فایده می کنند و میگویند ضرری که ندارد ، یا آنچنان ضرری که ندارد ، سیزده را از خانه به در می شویم تا اگر نحسی حقیقت داشت دامن ما را نگیرد . کار از محکم کاری عیب نمی کند ! ... نه فقط از خانه بلکه اگر امکانش را داشتیم از شهر هم بیرون می شویم  ؛ و این گریز از شهر ( که با فلسفه ی قدیمی گریز از خانه در روز 13 فروردین متفاوت است ) :

هم فال است و هم تماشا !

هم از نحسی احتمالی روز سیزدهم فروردین جلوگیری کرده ایم ؛ و هم به تفریح و تماشای طبیعت رفته ایم و باصطلاح هوائی تازه کرده ایم ...

... در این برهه آیا انگیزه فرار از 13 :

آیا انگیزه فرار احتمالی از نحسی 13 مهم تر است یا انگیزه ی تفریح و تماشا ؟ .

در ابتدا ، شاید در زمان سلطنت ناصر الدین شاه ، انگیزه 13 به در شاید واقعا" خرافات نحسی این یا آن روز در تقویم بوده است و چه بسا رقیبی برای 13 صفر ! . امٌا امروز بلاشک انگیزه تفریح و تماشا بسیار بیشتر است . شعور مردم طی قرن اخیر به صورت چشمگیری افزایش یافته است :

« 13 به در » شده است بهانه ای برای تفریح و تماشا ( فونکسیونالیسم در مردم شناسی )

.


]]>