Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آیین نوروزی در کنار رودخانه «سیحون» تاجیکستان

چهارشنبه 22 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

آیینهای بهاری درحوزه تمدنی «نوروز»-9



آیین نوروزی در کنار رودخانه «سیحون» تاجیکستان

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در دوشنبه، «خجند» از جمله شهرهای باستانی و تاریخی ماوراءالنهر است که هماکنون در کنار رودخانه سیحون در تاجیکستان کنونی قرار دارد.

این شهر در تاریخ  مورد ستایش و تمجید مؤلفان و مورخان قرار گرفته به طوریکه «سمعانی» در توصیف خجند چنین مینویسد: «خجندی منسوب است به خجند و آن شهر بزرگ پرنعمتی است برکنار سیحون از بلاد مشرق و گاهی نیز به آن خجنده میگویند».

مردم خجند و نواحی آن از قدیمالایام تاکنون سنتها و آداب و رسوم نیاکان خویش را حفظ کرده و در پویایی آن همواره تلاش کرده و سعی کردهاند این سنن را در سینههای خود محفوظ بدارند و آنها را از باد روزگاران ایمن نگه دارند.

مردمان این حوزه مراسمها و جشنهای ملی و مذهبی بهویژه نوروز را با شور و شوق برگزار میکنند به طوریکه این سنتها در روح و روان مردم جای گرفته و تمام افراد از یک ساله تا 100 ساله در پویایی آنها تلاش میکنند.

جشن نوروز در بین این مراسم و عیدها جایگاه ویژه و ممتازی دارد با پایان فصل دی و آب شدن برف و دمیدن نخستین سبزهها و شکوفهها در دامن کوه و تپهها «گل بایچیچک» میروید که در واقع این گیاه مژده بهار و نوروز را میآورد و کودکان و نونهالان این گل را از دامنه کوهها میچینند و به عزیزان خود تقدیم میکنند.

زنان نیز در این ایام در کنار مردان برای تجلیل باشکوه جشن نوروز تلاش میکنند و از چند روز قبل گندم را خیس کرده تا سبز شود و از سبزه آن غذای «سمنک» درست میکنند.

جالب اینجاست که در آماده کردن این غذای نوروزی بیشتر زنان سخاوتمند و خیر و آنانی که در طول سال در خانوادههایشان کسی فوت کرده باشد، شرکت میکنند زیرا مردم این خطه ادبپرور بر این باورند که اگر در تهیه این غذا اهل خانوادههای عزادار و غمدیده شرکت نکرده و حضور نیابند، سمنک شیرین نمیشود.

تهیه این غذا که با شعر خوانی و سرودهای سنتی انجام میشود، به محض آماده شدن که گاهی 3 روز طول میکشد، نخست از آن برای خانوادههای عزادار میبرند و کام آنها را شیرین میکنند.

این درحالی است که تهیه سمنک از اول شب تا صبح ادامه مییابد و در این مدت زنان با نوبت آن را با چوب به هم میزنند و این اشعار نوروزی توسط زنان خوانده میشود:

سمنک در جوش ما کفچه زنیم

دیگران در خواب ما دَفچه زنیم.

سمنک رمز بهار است

دلخوشی سالی یک بار است

سال دیگر یا نصیب!....

سمنک در دیگهای بزرگ تهیه میشود و همه مردم تلاش میکنند از این غذا کام خود را شیرین کنند زیرا بر این باورند که هر کس از این غذا تناول کند کامش تا سال دیگر و تا نوروز دیگر شیرین خواهد ماند و عزا و ناخوشی در منزل آنها را نخواهد زد.

در کنار سمنک «کشک» که از گندم تهیه میشود، آماده شده و مردم هر محله سعی میکنند با این غذا هممحلیها و همشهریان خود را پذیرایی کنند.

این غذای شیرین و خوش طعم در کنار سایر غذاهای سفره نوروزی-کلچه، برک، شیرینی، قند، حلوا، نبات، شکر، شهد، ... جای میگیرد.

در ایام، نوروز سفرهها معمولاً 3 تا چهار روز باز هستند و در مهمانخانهها(در بین تاجیکان آسیای مرکزی مرسوم و معمول است که یکی از خانههای خود را ویژه پذیرش از مهمان قرار دهند که آن را مهمانخانه میگویند و بر این باورند که اگر در هفته هیچ کس مهمان این اتاق نشود، یک ناخوشی در آن خاندان رخ میدهد) نیز در ایام نوروز باز است و خویشان، فامیلها، آشنایان و دوستان ضمن تبریک و شادباش و صرف شیرینی و غذای نوروزی، کام خود را شیرین میکنند و بر سر دسترخان (سفره)چنین دعا میکنند: خدایا، خداوندا، غائبان را حاضر، بیماران را شفا، اسیران را رها و بدهکاران را از قرض نجات ده و همه بندگان کلمهگوی را در پناه عصمتت نگه دار و به 100 ماه و سال بی نقصان، ما را برسان:

ای خداوند زمین و آسمان

تا به نوروز دیگر ما را رسان!

همچنین مرسوم است که مردم به محض دیدن یکدیگر به جز پیامهای منثور تبریکی به همدیگر با ابیاتی شاعرانه و موزون و آبدار مبارک باش میگویند:

نوروزتان فیروز باد

هر روزتان نوروز باد.

* ***********

آمده نوروز هم از بامداد

آمدنش فرّخ و فرخنده باد!

علاوه بر این در فولکور و ادبیات شفاهی مردم تاجیک دهها بیت و رباعی، 2 بیتی، غزل، قصیده و غیره، در وصف و ستایش نوروز موجود است که احساس سرور و شادی مردم در آنها نهفته است.

نوروزه به نو بهار کی می بینم؟

گلها ره به یک قطار کی می بینم؟

گلها ره به یک قطار در فصل بهار

دنیاره به یک قرار کی می بینم؟

**************

نوروز رسید لاله خوشرنگ بر آمد

بلبل به تماشای دف و چنگ بر آمد

مرغان هوا جمله بکردند پرواز

مرغ دل من از قفس تنگ بر آمد.

****************

نوروز نو بهاران بر دوستان مبارک!

فریاد عندلیبان بر بوستان مبارک!

در ایام نوروز در منطقه سغد و نواحی و شهرستانهای اطراف آن زمین و آسمان همراه مردم شادی میکنند و معمول و مرسوم است که مردم در کار دستهجمعی با نظافت کردن کوچه و خیابانها، قبرستانها و گچ مالیدن به تنه درختان به خاطر ایمنی از هر نوع حشره، پرداخته و سعی میکنند محلشان آشغال و کثیفی نباشد.

در این روز عزیزترین افراد محل که کشاورزان دست و دل باز  هستند، در مزرعه حاضر میشود و بذر و دانه بر آن میپاشند و پس از خواندن آیاتی چند از قرآن مجید به زمین خطاب میکند: «من از تو و تو از من» و با امید دانهها را به زمین پاشیده و به دنبال آن کار کشاورزی شروع میشود.

این در حالی است که در ایام نوروز مردم برای مراسم اصلی تجلیل این جشن در مکانهای بزرگ از قبیل استادیوم‌‌ها جمع میشوند و دیگهای غذا را آنجا میگذارند و سفره پهن میکنند در ضمن تمام مردم در این مراسم حاضر شده و مهمانان را روی کُرپَه چه –دوشک مینشانند و میزبانان برای آنان، نان، چایی، غذا و غیره، آورده و از آنها پذیرایی میکنند.

سپس در هنگام تناول غذا هرگونه بازیهای سرگرمکننده و ورزشها همچون طناب کشی، شطرنج، کشتی و غیره، برگزار میشود که در این بازیها مهمترین هدف نشان دادن جوانمردی، خوش اخلاقی و فروتنی است.

در بازی کشتی ملی تاجیکی «کورش» که هر 2 پهلوان با جامه و کمربند به نبرد مینشینند هر کس 3 نفر را مغلوب کند پیروز میدان محسوب شده و جوایزی به او تعلّق خواهد گرفت.

علاوه بر این مسابقه بزکشی نیز انجام میشود که در آن بهترین چاوندازان (اسب سواران) منطقه، از جمله از کشورهای همسایه مثل ازبکستان و قرقیزستان با اسبهای معروف محلی همچون اسب ترکمنی، اسب ختلی (از این نوع اسب در تاریخ گذشته زیاد شده و حتی فردوسی نیز اسب ختلی را بسیار میستاید که محل پرورش آن استان ختلان تاجیکستان است) شرکت میکنند.

شرایط بازی اینگونه است که هر کس سوار بر اسب، بز کشته شده را به محل تعیین شده برساند، پیروز است و این به آسانی میسر نیست زیرا با مخالفت و ممانعت رقیبان خود مواجه میشود لذا بازیگران به صورت گروهی و تیمی این کار را انجام میدهند که چالاکی و حرکت سریع و مهارت خوب اسبسواری را طلب میکند.

این بازی از سابقه قدیمی برخوردار بوده و بیشتر در مراسم ختنه پسران اجرا میشود و صاحب جشن جایزهای تعیین میکند که اسبسواران برای کسب آن تلاش زیاد به خرج میدهند.

علاوه بر این شرکت کنندگان در این بازی باید دارای مهارت، شجاعت، جوانمردی، گذشت و مردانگی بوده و پیروز کسی است که این اصول را رعایت کند.

از دیگر سنتهای حسنه که در نوروز انجام میشود رسم زیارت قبور گذشتگان و نثار فاتحه و دعا به روح آنان است که قبل از همه، مردم به منزل کسانی که از نوروز گذشته تا امسال عزیزی را از دست دادهاند، رفته و فاتحه میخوانند.

جالبتر اینکه هر نوزادی که در این ایام به دنیا بیاید اگر پسر بود، «نوروز محمد»، «نوروز باقی»، «نوروز بیک» و اگر دختر بود «نوروز ماه» و «نوروز بیکا» و ...، نام میگیرد.

در مجموع هیچ جشن و مراسمی در خجند باستان و شهرستانهای اطراف آن مثل نوروز با شکوه و جلال تجلیل نمیشود که گرامیداشت آن از هشتم مارس شروع و در 21 و 22 مارس به پایان میرسد.

نظرات() 

آداب ، رسوم ، سنن ، عرف و....

سه شنبه 21 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

شصت – هفتاد سال قبل از این عاشق لوبیا بودم و نخود را چندان دوست نداشتم . از مادرم خواستم که به جای نخود هم لوبیا در « آش رشته » بریزد . جواب داد که « رسم » است که آش رشته ، نخود داشته باشد . امروز در تهران تقریبا" رسم است که داماد کراوات بزند . به یکدیگر که می رسیم رسم است که « سلام » بگوئیم ...

آیا رسم به همین سادگی و کوچکی است ؟

در طرف مقابل ، برخی سیزده بدر ، ... و حتی نوروز و عزاداری دهه محرم را « رسم » می نامند ؛ آنهم آنقدر باصطلاح عریض و طویل ، طول و تفصیل .

موضوع سلام و نظیر آن که در یک رابطه اجتماعی و تقریبا" بطورکلٌی فرهنگی است فرق می کند و تا حدودی بسیار زیاد فقط از آداب به شمار می رود ؛ گرچه آداب هم نهایتا" خود از رسوم بشمار می روند .

مجموعا" رسم یا سنٌت ، روشی اجتماعی – فرهنگی در زندگی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده ، گاه طی اعصار و قرون بین مردم وجود داشته و بسیار به دشواری یا تحت حکومتی فاشیستی ممکن است از زندگی مردم حذف شود .

در ایران اسلامی مفهوم رسم و سنٌت کاملا" یکی نیست : اگر در عمل رعایت یک رسم ، اجباری یا تقریبا" اجباری و بنا به حکم مذهبی باشد به آن « سنٌت » می گوئیم .

سنٌت می تواند شخصی باشد ؛ مثل ختنه کردن ؛ امٌا سنٌتی که در روابط بین افراد مردم وجود دارد و تا حدودی بسیار لازم الاجراست و حتی جنبه ی حقوقی و قضائی می گیرد را « عرف » می نامند . مثل اینکه بازکردن پنجره یک خانه در خانه ی غریبه عرف نیست .

اتفاقا در همین مبحث به موضوع بسیار مهم « مردم شناسی » ایرانی و تفاوت آن مثلا" با « مردم شناسی غربی » می رسیم . روش و ساختار مردم شناسی بین هرمردم در عمل برخاسته از ساختار اجتماعی – فرهنگی همان مردم است و از اینجاست که روشهای غربی مردمنگاری و مردم شناسی در ایران کم اعتبار شده روشهای ایرانی ضرورت می یابند . به عنوان مثال همین مبحث که بین ایرانیان « سلام مستحب است و جوابِ آن واجب » .

 

حقیقت این است که از نفوذ دین و مذهب بین مردمان غربی به شدٌت کاسته شده است ؛ حال آنکه نه تنها رسوم مذهبی بین مردمان ایران به شدٌت جاری است بلکه می توان گفت که حاکم بر ایرانیان است ؛ و از همینجاست که در مردم شناسی ایران نمی توان رسم و سنٌت را یکی دانست . رسم مصداقی عمومی دارد حال آنکه « سنٌت » جنبه ای دینی داشته رعایت آن واجب ، یا تقریبا" واجب و در همل اجتناب ناپذیر است .

تمامی مفاهیم ِ

آداب

رسم و رسوم

رسوم محلٌی ( مثل قالیشویان که فقط در مشهد اردهال رسم است ) : کوتوم .

عرف

سنٌت

...

و امثال آنها ، در ایران اسلامی تفاوت هائی گاه نسبتا" عمیق با همین مفاهیم در بین سایر مردمان ، بخصوص در اقصی نقاط جهان ، دارند و از اینجاست که مردم شناسی ایران ، بخصوص مردم شناسی عملی یا مردمنگاری ایران با مردم شناسی در سایر نقاط جهان تفاوت داشته مستقل است و در واقع امر : باید مستقل باشد و مستقل عمل کند .

در چنین مطالعاتی ، به نظر می رسد رسوم بین هرمردمی قاعده ای هرمی یا خوشه ای داشته باشند و از کلٌی ترین و مفصٌل ترین به اجزاء کوچکتر یا هر فصل که خود یک رسم است تجزیه و تقسیم می شوند تا برسند به مثلا" رسم پختن و خوردن « آش رشته » در زیربخش ، و در تبعیتِ رسم « سیزده به در » ، تا جزئی ترین بخش که مثلا" استفاده از نخود در این آش بوده با باشد .

پس : در شناخت رسم های بزرگ یا باصطلاح مراسم ، ابتدا لازم است که اجزاء انها ، یعنی « زیر رسم » ها شناخته شوند .

نظرات() 

بازار داغ «سومالوک» در قرقیزستان؛ فرمولی که مخفی نگه داشته می‌شود

یکشنبه 19 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


بازار داغ «سومالوک» در قرقیزستان؛ فرمولی که مخفی نگه داشته می‌شود

به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، همزمان با برگزاری جشن نوروز در قرقیزستان، در حاشیه محل برگزاری این جشن‌ها، بازارچه‌های کوچکی که اکثرا به فروش سمنو یا به اصطلاح قرقیزها «سومالوک» مشغول هستند نیز برپا می‌شود.

در این بازارچه‌ها فروشندگان با استفاده از فنجان و قاشق برای چشیدن طعم سمنو، رهگذران را برای خرید سمنو ترغیب می‌کنند.

بنا به گفته یکی از فروشندگان سمنو، اگر چه دستور طبخ انواع مختلف این غذا شبیه هم می‌باشد اما هر یک از انواع آن طعم و مزه خاص خود را دارد.

هر یک از آشپزهای سمنو روش طبخ خاص خود را داشته و حتی آن را از دیگران نیز مخفی نگاه می‌دارد.

همچنین سومالوک یک غذای شیرین و مغذی به رنگ کرم مایل به قهوه‌ای می‌باشد که از طبخ جوانه گندم آماده می‌شود.

این غذا برای سلامتی افراد بخصوص کودکان بسیار مفید است چراکه دارای ویتامین‌های کامل و اسیدهای آمینه است.

خوردن این غذا در بهار زمانی که بدن نیاز به مواد مغذی دارد، بسیار مفید است

نظرات() 

سنبله بیدمشک چون هدیه سال نو

شنبه 18 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

هدیه ، یا باصطلاح امروز کادو ابزاری فرهنگی در روابط اجتماعی شاید تمام مردمان جهان است ؛ که بنا به خصلت های متفاوت خود ( که از سر آبها گذشته باشد ... ) تحفه ، ( که از کوچکتر به بزرگتر باشد ... ) پیشکش ، و ... نام می گیرد و در هرمورد فلسفه و فونکسیونی دارد که شاید در حوزه سمبولیسم هم قابل مطالعه باشد .

شصت سال قبل از این ، در دهه 1340 ، وضع اقتصادی ایران ، پس از کودتای انگلیسی – آمریکائی ، تصفیه بسیاری از مدیران لایق ، دودستگی بین مردم و بخصوص خشکسالی ها ، بحرانی شده ، و معیشت مردم به واقع کلمه اسفناک بود .

در یزد که عمده مالکی وجود نداشت ؛ و خرده مالکان خود نیز دچار تنگی رزق و روزی شده بودند وضع روستائیان چنان اسفناک شده بود که برسردادنِ پسر و دختر خود درشهر به نوکری و کلفتی به خانواده ائی که خود شاید از نظر بنیه مالی و درآمدی حتی متوسط هم محسوب نمی شدند مسابقه ای اعلام نشده داشتند ؛ از جمله شاید به این دلیل که « در روز مبادا » شاید این خانواده از گرسنگی نجاتشان دهد ، و در هرمورد از آن استفاده کنند ، و قوت لایموتی گیر بیاورند . از جمله ، در هر مورد مقتضی ، پیشکشی به خانواده مرتبط شهری می دادند که در ایٌام عید نوروز و نیمه نخست فروردین می توانست گل بید مشک باشد ؛ به این ترتیب که :

سرپرست خانواده روستائی ، که در آنجا بیدمشک حاصل ی شد ، و در آن موقع که هنوز به حالت استفاده در عرقگیری در نیامده بود ، تعدادی از شاخه های بیدمشک ، بصورت سنبله ، را در پارچه ای پیچیده به می برد و در آنجا و نزد خانواده شهری از پارچه در آورده چون یک دسته گل تقدیم می کرد :

سنبله بیدمشک چون هدیه نوروزی

در آن زمان هنوز همچنان که بادام و پس از آن آلوچه و زردآلو ، آلبالو و ... شکوفه داده بودند و برگ در نیاورده بودند بید هم گل داده بود و هنوز به ندرت برگی داشت که چون « سبزه » برسر سفره هفت سین قرار گیرد .

مردم گل های بید یا باصطلاح بیدمشک را برای معطر کردن هرچیز و از آنجمله اتاق پذیرائی و اتاق نشیمن استفاده می کردند ؛ گاه یک یا چند گل از آن را در جیب بالای کت خود می نهادند و از جمله لای قران بخاطر معطر سازی قرآن کریم .... که خود برسر سفره هفت سین هم قرار می گرفت و آن را معطر می ساخت .

هنوز هم تا حدودی هدیه دادن بید مشک در ایٌام نخست سال نو و بخصوص استفاده از آن مرسوم است .

 

آن روزها وضع اقتصادی مردم به حدٌی بد بود که مثلا" در عیادت یک بیمار چون به تازگی رسم شده بود که هدیه ای با خود ببرند یک به با خود می بردند ، یا حتی یک دستنبو یا کدوی گرک ؛ و...

نظرات() 

موسیقی بندری یکی از هنر‌های محبوب جامعه ایرانی-آفریقایی است.

شنبه 18 فروردین 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

  

ریخ انتشار: ۱۱:۰۸ - ۱۷ فروردین ۱۳۹۷   پ

 فرارو- موسیقی بندری یکی از هنر‌های محبوب جامعه ایرانی-آفریقایی است.

 به گزارش فرارو به نقل از رودز اند کینگدمز، کودکان و مربی‌هایشان در یک انبار عمومی کوچک در منطقه بهبهانی جمع می‌شوند. منطقه‌ای که قلب جامعه ایرانی-آفریقایی در شهر بوشهر به شمار می‌رود. جوان‌ترین فرد این کودکان، کمتر از ۱۲ سال سن دارد. آن‌ها هر هفته چندبار، یک نوع موسیقی مهیج – بندری – را تمرین می‌کنند که مختص جامعه آنان است. این موسیقی عناصر ایرانی را با لحن‌ها و ریتم‌هایی می‌آمیزد که توسط نیاکان آن‌ها – یعنی آفریقایی‌هایی که به عنوان برده در خلیج فارس فروخته شده‌اند- به منطقه آورده شد. این گروه خود را با افتخار بمباسی می‌نامند. این کلمه برای توصیف ایرانیانی به کار می‌رود که ریشه آفریقایی دارند.

اعضای جامعه ایرانی – آفریقایی با افتخار درباره گروه بمباسی صحبت می‌کنند. آن‌ها کانون فرهنگی این جامعه هستند. جامعه‌ای که پایگاه تاثیرات آفریقایی به شمار می‌رود. میراث این تاثیرات به دوران تجارت برده در ایران بازمی‌گردد. برده داری در ایران در سال ۱۹۲۹ به طور رسمی غیرقانونی اعلام شد.

ارزیابی دقیق تعداد افرادی که نژاد آفریقایی دارند و در ایران زندگی می‌کنند، دشوار است. زیرا تاریخ آن‌ها به تدریج از بین رفته یا فراموش شده است. یک پژوهشگر که بر روی آفریقایی‌های مقیم ایران تحقیق کرده، تخمین می‌زند که ایرانی-آفریقایی‌ها حدود ۱۰ – ۱۲ درصد جمعیت جنوب ایران را تشکیل می‌دهند.

جیاکومو سینی، عکاس، دو بار – یک بار در سال ۲۰۱۸ و یک بار در سال قبل از آن- از این جامعه دیدن کرد و زندگی ایرانی-آفریقایی‌ها در منطقه بهبانی را ثبت و ضبط کرد. او بیشتر بر موسیقی و جوانان بمباسی تمرکز کرده است.

شِما : برای اطلاعات بیشتر نگاه کنید به :

(تصاویر) آفریقایی‌های فراموش‌شده ایران

در سایت فرارو و نیز منابع اصولی تر


نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 279 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :