تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

الهام از فرهنگ مردم ایران در فرهنگ مدرن غرب

سه شنبه 4 مهر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 


برتولت برشت از تعزیه در ایران الگو گرفت

محمدعلی ساربان کارگردان تئاتر و تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار تئاتر فارس درباره تعزیه و اهمیت آن پس از تماشای تعزیه رکعت به رکعت عاشقی کاری از سیاوش طهمورث گفت: در شب هایی که به تماشای این تعزیه نشستم از آن لذت بردم.

وی در ادامه افزود: با دو دیدگاه به این نمایش نگاه کردم، اولی دیدگاه تکنیکی است، من به عنوان یک تراژدی به حادثه‌ای که اتفاق افتاده است نگاه می‌کنم، ولی در بخش های مختلف به عنوان یک حادثه مذهبی به آن نگاه می‌کنم که دارای ابعاد مختلفی از لحاظ اجرایی است که برای من خیلی جاذبه دارد.

ساربان درباره برتولت برشت و تاثیرپذیری وی از تعزیه‌های ایرانی بیان کرد: برتولت برشت از تعزیه الگو گرفته است و درباره آن صحبت می‌کند ولی چرا این اتفاق افتاده است؟ ما در تعزیه مسئله فاصله گذاری، تغییر زمان و مکان و خیلی چیزهای دیگر که شاید کسانی که روی تعزیه خارج از ایران تحقیق کرده‌اند ندیده باشند را داریم.

وی ادامه داد: در این نمایش تمام لحن‌ها و گوشه‌های موسیقیایی حتی شمشیرزنی را می‌بینیم این پرده خوانان به صورت کاملا مسلط این کار را انجام می‌دهند و خیلی خوب احساساتشان را نشان می‌دهند حتی درحدی که تماشاچی خیلی دچار احساسات نشود برای لحظاتی با لحن دیگری سخن می‌گویند و باز به نقششان فرو می‌روند و این نشان میدهد که در یک کار بازیگری باید تمام عیار باشیم.

وی افزود: مسائلی هست که برای ائمه رخ داده است که مردم را تحت تاثیر قرار خواهد داد. این تعزیه برای من یک شکل نوستالژیک هم دارد تعزیه مرا یاد روزهای دور که در قزوین بودم می اندازد، صدای طبل مرا به روزهای کودکی که به سرعت از محله های قزوین می گذشتم تا تعزیه را ببینم می برد.

وی با اشاره به دلایل محدود شدن تعزیه‌ها و مراسمات مذهبی از این جنس به ماه محرم توضیح داد: این نوع نمایش یک نمایش مناسبتی است یعنی باید در زمان خود اجرا شود تا تاثیر خودش را بگذارد در زمان محرم و صفر تمام خیابان‌ها، مغازه ها و حتی خانه ها سیاه پوش شده‌اند و در سراسر شهر شعارهای مذهبی نوشته شده است و این جنبه عمومی و حالت فراخوان دارد به همین دلیل است که تاثیرگذاری تعزیه در ماه محرم بیشتر است و در ماه‌های دیگر که ماه شادی و زندگی ما است سعی می کنند که حرمت تعزیه و محرم را نگه دارند و آنها را بی جا خرج نکنند آدمهایی که در اینجا مطرح می شوند شخصیت های بزرگ مذهبی ما هستند بنابراین درستش همین است که در همین ایام این گونه مراسمات اجرا شود.

انتهای پیام/

نظرات() 

دکتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران : نوجوانی و جوانی در کرمان

سه شنبه 10 اسفند 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادی از بزرگان دین و مذهب و علم و دانش، یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، خاطرات و تاریخ شفاهی با مدد از تاریخ كتبی، 


از قول وی آورده اند : « در سال 1323 به کرمان آمدم و برای ورود به کلاس ششم ابتدائی امتحان دادم . 
در کرمان به خانه ء یکی از آشنایان پدرم رفتم . این شخص از اقلیت های دینی ( زرتشتی ) بود . » ...
...و این بخش یکی از بخش های کمتر ناشناخته ی زندگی روح الامینی است که به هیچوجه رغبت نمی کرد از آن گفتگو کند . می دانیم که زرتشتیان مورد تحقیر تا زمان مشروطیت که حق نداشتند جلوی یک فرد مسلمان سوار بر یک چهارپا باشند یا لباسی مگراز کرباس سفید بپوشند طی دوره مشروطیت در ار تباط با پارسیان هند و حکومت هندوستان ناگهان قدرتی فزاینده یافته بودند تا جائی که قسمت اعظم تجارت یزد و کرمان و طبیعتا" کوهینان را بدست گرفته بودند و پس از تحکیم قدرت اقتصادی خود در صدد افزایش نفوذ سیاسی خود و حامیانشان بر آمده بودند ... دبیرستان و محلٌه مار کار در یزد ؛ دبیرستان ایرانشهر در کرمان و.... از آثار همان دوره تغییر و تحول به نفع زرنشتیان و مراجع حامی آنها در هندوستان به شمار می روند .
زرتشتیان را دوست داشت .
موضوع دیگر جریانات حادٌ سیاسیِ دهه 1330 ، به ویژه میانه ی این دهه در ایران و بخصوص در یزد و کرمان ، که ارتباطاتی تنگاتنگ بایکدیگر داشته محل فعالیت اجتماعگرایان بوده اند ، هست که طبیعتا" جوانانی چون روح الامینی را تحت تاثیر قرار می داده و به فعالیت در این سازمان جوانان یا آن سازمان جوانان می کشانده است . وی :
 به شدٌت اجتماعگرا و طرفدار حکومت عدالت اجتماعی در جامعه بود ؛ 
امٌا به نظر می رسید که چون دارای جاه طلبی کافی ، که لازمه سیاست است ، نبود و « کسب مقام به هر قیمت » را ابدا" نمی پسندید فقط به عنوان دفاع از حق ظاهر می شده است .
مدافع حق !
همیشه و در هر حال مدافع حق بود تا جائی که گاه حقوق حقٌه خود را در این را به خطر می انداخت یا از دست می داد .
روحیٌه ادبی و منش عرفانی وی اجازه نمی داده است که در عالم فعالیتهای سیاسی ، حتی در عنفوان جوانی ، دست به هر کاری بزند ؛ و بیشتر شعی داشته است که مردم را همراهی کند (1) ؛ مردمی بود .
به نظر می رسد از آن زمان به بعد روح الامینی چندان بستگی ئی با خانواده خود نداشته است . امٌا بلندای طبع یا به اصطلاح استغنای طبع وی اجازه نمی داد که ، در آن دهه های 1350 و 1360، همه را برای این دستیار پژوهشی آن روز خود و وبنگار حال حاضر تعریف کند ؛ و چون با زرتشتیانی اصیل بزرگ شده بود اگر نگوئیم اصولا" از دروغ گفتن بیزار بود ؛ لااقل به ندرت دروغ می گفت ؛ و در عوض آنچه را که نمی خواست بروز دهد به سکوت و تغییر موضوع محاوره تبدیل می کرد . حافظه ای قوی داشت امٌا نه صد در صد... یکی از دونفر از نزد یکانش ( پسر عمٌه ها ؟ ) که در دبیرستانی در یزد همکلاس من بودند بعدا" در تهران تعریف می کرده است که روح الامینی در کودکی عاشق یزد بود ه است امٌا تحصیل در کرمان سبب عشق وی به کرمان شد که من در تمام مدٌتی که از دهه 1350 به بعد وی را می شناختم شاهد این عشق تقریبا" شوینیست بودم .
تا آنجا که من دریافتم وی چه در سال ششم دبستان ، چه در دبیرستان ایرانشهر و چه در دبیرستان پهلوی فارغ از این که مبصر کلاس بوده باشد یا نبوده باشد ( که باصطلاح دورویش مسلک بود و اشتیاقی به ریاست نداشت ) چیزی نظیر قطب فکری دانش آموزانی بوده است که غالبا" سنٌی کمتر از وی داشته اند و در همان سالها گرایشاتی نیز به « توده مردم » یافته است : اینکه از توده مردم است ؛ باید به توده مردم خدمت کند و به این منظور لازم است که توده مردم را بشناسد ؛ امٌا اشتیاق وی به ادبیات و بخصوص نویسندگی ، که دفتر انشائش را فوق العاده عزیز می داشته است ، فرصت چندانی برای سایر فعالیت ها برای وی باقی نمی نهاده اند . 
مگر نه اینکه متبحٌر در توصیف ، نویسنده ، شاعر یا مردم شناس می شود ؟.
گفته است : پس از دبستان « به مدرسه زردشتی ها به نام دبیرستان ایرانشهر ( مدرسه آمیرز برزو یا دبیرستان ایرانشهر ) رفتم و تا کلاس سوٌم متوسطه آنجا بودم (1326) و از آنجا به تنها دبیرستان کرمان ، دبیرستان پهلوی رفتم - در آن زمان دبیرستان ها عمدتا" بنام پهلوی بود . در دبیرستان پهلوی تا کلاس پنجم متوسطه را خواندم و برای تحصیل در کلاس ششم به مدرسه دارالفنون تهران آمدم . » 

(1) نزیکترین دوست یزدی دوران جوانی وی سید عزیز الله نقیب زاده فرزند آقا سید مهدی نقیب زاده از احفاد شاه نعمت الله ولی بود . آقا سید مهدی ، قطب بزرگ دراویش نعمت اللهی یزد و نیز از بزرگان حزب توده یزد بود که گروه هائی از حزب توده که از سایر شهر ها می آمده اند را در منزل وسیع و نسبتا" مجهز خود تا چند شبانه روز پذیرائی می کرده است ؛ و گفته اند که به منظور اثبات اینکه « حزب توده » بر علیه اسلام نیست در منزل به امامت خود یا به امامت حجت الاسلام والمسلمین میرزا محمد علی عالمی ؟ نماز جماعت برپا می داشته است . سید عزیز الله نقیب زاده می گفت روح الامینی بسیار بیش از آنکه به سیاست فکر کند ادیب و درویش مسلک بود و به خواجه حافظ شیرازی فکر می کرد ...  

نظرات() 

هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش کودکستان در یزد قریب ...

دوشنبه 6 دی 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 


هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش

کودکستان در یزد 1328

قریب به 70 سال قبل به کودکستان همٌت یزد ، چسبیده به دبستان دخترانه همٌت یزد ، می رفتم که بالاتر از مهد کودک کنونی و معادل پیش دبستانی حالا بود . مربٌی ما ، خانم ملوک خانم مؤمنی ، واقعا" مهربان بود و چون مادر با ما رفتار می کرد ؛ مهربانِ مهربان . یادم می آید که یک روز اوٌل وقت که به کودکستان رسیدیم همه مان خیلی سردمان بود ؛ و آنهم در حالی که لباس های پشمی ضخیم به تن داشتیم . بین 15 تا 20 کودک از خانواده هائی بودیم که باصطلاح دستمان به دهانمان می رسید . غلامحسین جعفریه که سرایدار دبستان دخترانه و کودکستان بود به شدٌت سرما خورده بود و تا زهرا سلطان فرٌاش قسمت کودکستان برسد و به کمک همسر غلامحسین بخاری هیزمی را روشن کنند طول کشیده بود .
پری خانم مؤمنی خواهر ملوک خانم و مدیر دبستان و خانم نظارتی ناظم دبستان هم به کمک آمده بودند و سریع رفتند به بچٌه های مدرسه شان برسند که آنها هم چندان از ما بزرگتر نبودند و با دیرروشن شده بخاری ها سردشان شده بود .
ملوک خانم گفت بچٌه ها برپا . پشت میزهایمان بلند شدیم . گفت حالا مثل من و با من بخوانید و بالا و پائین بپرید تا گرم شوید و سرما نخورید :
هرکسی کار خودش بار خودش آتیش به انبار خودش
بعد هم چیزهائی مثل 
خرسک توی غار خودش
مَشتی تو تالار خودش
سعدی با آثار خودش 
الاغه با بار خودش
 هم به قول یزدیها ( فی البداهه ) سرهم می کرد و می خواند و ما فقط همان هرکسی کار خودش را می خواندیم تا اینکه پیشانی یکی از بچٌه ها عرق نشست و گفت دیگر بس است . حالا میترسم عرق کنید و بچائید .
خانواده ما آن زمانها در پائیز به اندازه ی یک وانت بزرگ هیزم میخریدیم و برای پخت و پزهای بزرگ و میهمانی ها در اجاق و نیز بخاری هیزمی در یک انباری 4 × 6 متر به ارتفاع 3 متر انبار می کردیم . امٌا قبل از انبار کردن باید آنها را به اندازه ی اجاق و بخاری آهنی بشکنیم که هیزم شکنی را که در کوچه ها می گشت و شغلش را جار می زد صدا می زدیم و گاه دو تا سه روز کارش بود که بیاید هیزم ها را خرد کند . یک روز یک فعله ( کارگر بنٌائی ) آمده بود و سربه سرهیزم شکن که از یک روستا به یزد آمده بودند ، می گذاشت . پدرم به آن کارگر گفت : برو به کار خودت برس ( به یزدی : برو دنبال کارت )
هرکسی کار خودش ، بار خودش آتیش به انبار خودش
وقتی با خاطرات کودکی  فلسفه آتیشش را پرسیدم گفت : ضرب المثلی است که به فضول ها و مزاحم ها می گویند . آتیشش هم یعنی خودت باید حرارت داشته باشی و کار خودت را انجام بدهی و با آن آتش هم گرم بشوی ...
امشب روی اینترنت دیدم در سایت « گذار » نوشته است :
*"هر كسی كار خودش، بار خودش"، یك بازی قدیمی زمستانی است. در بعضی از مناطق به‌ویژه مركز ایران رواج داشت. در این بازی یك نفر اوستا می‌شد و بقیه گرد او می‌نشستند. اوستا، دستهایش را دایره‌وار دور هم می‌چرخاند و این شعر را می‌خواند.
هركسی كار خودش
بار خودش
آتیش به انبار خودش
هر یك از افراد هم كار خاصی را با پانتومیم نشان می‌دادند. اوستا حق داشت كار هر كسی را می‌خواهد تقلید كند. مثلاً یكی جارو می‌زد. اگر اوستا كار او را تقلید می‌كرد، آن شخص باید كار اوستا را می‌كرد و همان شعر را می‌خواند. اگر كسی متوجه نمی‌شد كه اوستا كار او را انجام می‌دهد، می‌باخت و از بازی حذف می‌شد. بازی آنقدر ادامه پیدا می‌كرد كه اوستا و یكی از افراد می‌ماندند و دور جدید او اوستا می‌شد.
 

نظرات() 

تهیٌه و تدارکات مساجد تهران برای ماه مبارک رمضان

پنجشنبه 13 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مراسم مذهبی، یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی  ( 2 )

.

تهیٌه و تدارکات مساجد تهران برای ماه مبارک رمضان

طی دو دولت اصلاحات بحث این که مساجد ، به ویژه مساجد پر هزینه تهران ، قم ، مشهد و اصفهان می بایست ملٌی باقی بمانند یا دولتی شوند بسیارگرم بود . در نیمه دوٌم دهه 1390 گروهی از نمایندگان مجلس که در « فراکسیون مسجد » جمع شده بودند تقریبا" کم اعتناء به برنامه ریزی و نحوه مدیریت مساجد در افزایش بودجه مساجد می کوشیدند و حتی بودجه ای ده برابری تقاضامی کردند .
معاونت توسعه و پشتیبانی سازمان اوقاف مشخصات مساجد را به منظور اهداء کمک مالی دولتی به آنها و نهایتا" بودجه ای برای مساجد فعال ثبت کرده بود ؛ چرا که بسیاری از مساجد ، متروک یا در هر حال غیر فعٌال بودند .
در تهران مسؤطلیت ساخت ، تعمیر و تجهیز مساجد بیشتر از همه بر عهده ی شهرداری است که بنا بر برنامه پنجساله دوٌم شهرداری قرار است هر سال لااقل 80 مسجد در تهران ساخته شود . شرح این اقدام در ابتدای شورای چهارم شهر تهران در بر نامه ئی مفصل بنام «برنامه راهبردی توسعه، مقاوم‌سازی، تعمیر، تجهیز و احداث مساجد مبتنی بر معماری اسلامی-ایرانی» آمده است ..شهرداری تهران در طول 10 سال گذشته حدود 100 میلیارد تومان برای ساخت و احداث مساجد هزینه کرده است که طبیعتا" این امر مورد استقبال سازمان های دولتی و از آنجمله سازمان اوقاف و امور مساجد قرار گرفته است . با اینهمه شورای شهر تهران اعتقاد دارد که کوچکترین انگیزه ای سیاسی - گروهی در این امر وجود ندارد ؛ و مسؤولان شورا اعتقاد دارند که مساجد تهران می بایست بر اساس تفکر دینی و مردمی شکل بگیرند و از همین روست که شهرداری در مدیریت مساجد تهران کوچکترین دخالتی نمی کند و مدیریت آنها بر اساس محوریت ائمه جمعه و تصمیم گیریهای هیئت امناء است . 
تعداد مساجد تهران در 26 آبان 1394 به آمار شورای شهر تهران 1999 باب بوده است .
شورای شهر تهران در سال 1394 مبلغ 42 میلیارد تومان به مساجد این شهر کمک کرده است در حالی که معتقد است نیاز مساجد تهران رقمی بیش از هزار میلیارد تومان است....
با وجود آنکه کمتر از یک پنجم از مساجد تهران مراسم اعتکاف را برگزار می کرده اند شهرداری به هر مسجد بابت برگزاری این مراسم مبلغ یک میلیون تومان کمک کرده است و به منظور برگزاری مراسم ماه مبارک رمضان نیز به تمام مساجد کمک مالی خواهد داد .
بنا به گفته رئیس کمیته عمران شورای شهر تهران: این شورا در سال جاری  اعتباری بالغ بر ۲۰۰ میلیارد تومان برای توسعه و ساخت مساجد درنظر گرفته است .
طبیعتا" کمک های دولتی و شهرداری بیشتر در ماه های آستانه ماه مبارک رمضان ، یعنی رجب و شعبان ، صورت می گیرند که مهم ترین آنها کمک های دولتی ( سازمان اوقاف و امور خیریه ) و کمک های شهرداری است و همین امر هر مسجد را به صورت یک سازمان شبه دولتی در آورده است .
با اینهمه به غیر از آنچه که در قوانین برنامه و بودجه کشور می آید ؛ بقیه کمک ها الزامی نیستند ؛ و بنابر این « رسم » محسوب می شوند . ....
انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، رسوم رمضان ، تعمیر مساجد ، تهیٌه تجهیزات ، نقش دولت ، نقش شهرداری  

نظرات() 

انسان شناسی و مردم شناسی خرافات در ایران ، جهان و دنیای اسلام

چهارشنبه 12 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، 


خرافات

دکتر محمود روح الامینی معتقد بود که ما در مردم شناسی مبحثی بنام خرافه و خرافات نداریم و هرچه هست « عقیده » است و لاغیر ( و البته بسیاری ازمردم شناسان جهان نیز بر این باورند که اعتقادات دیگران محترم اند و نمی بایست اقوام ، به ویژه مردم شناسان ، اعتقادات دیگران را باطل معرفی کرده به تمسخر بگیرند ) .
عموما" آنچه خرافات خوانده میشود بردو نوع است :
- اعتقادات باطل ، اباطیل ، موهومات ، تنفربی دلیل و منطق کافی ازیک چیز مثلا"عدد 13 ، عشق و علاقه ای مبالغه آمیز به یک چیز یا یک شخص خاص تا حدٌ اغراق آمیز .
- حکایات یا قصٌه هائی که بر اساس این اغراقات ساخته شده اند و اسطوره یا افسانه نام گرفته اند . در ایام اخیر مطالعه ای در ایران در سایت فارس نیوز منتشر شده است که مطالعه آن را ، در جهت اطلاع هرچه بیشتر ، به ویژه از منظر انسان شناسی اسلامی ، مفید ارزیابی کرده در این پست می آوریم :
*
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، «خرافات» جمع کلمه عربی خرافه از ریشه «خرف» به معنای چیدن میوه یا پاییز فرتوت است. شاید از این رو پاییز در عربی، خریف نامگذاری شده است. خرافه نیز مصدر این فعل است. خرافات در معنای لغوی معانی متعدد و متنوع دارد. دهخدا نیز بر این عقیده است که خرافات، موهومات است، در زبان انگلیسی نیز کلمه Superstition به معنای موهوم‌پرستی و خرافات به کار رفته است.
خرافات و باورهای خرافی یکی از مسائل عمده جهان امروز محسوب می‌شود به گونه‌ای که می‌توان از آن به عنوان یک مسأله اجتماعی یاد کرد. مسأله‌ای که می‌تواند نقش آشکاری را در زندگی اجتماعی انسان‌ها ایفا کند چراکه باورها و عقاید خرافی اموری هستند که ریشه در اجتماع انسان‌ها دارند. این موضوع در زندگی اطرافیان و پیرامون ما نیز به چشم می‌خورد و نمونه شاخص آن عدد 13 است که به تصور بعضی عدد نحسی است، بنابراین چنین مسائلی نه فقط در جامعه ما بلکه در بسیاری از جوامع وجود دارد که ما در این گفت‌وگو به ریشه‌یابی خرافه در کشورهای غربی پرداخته‌ایم.
حجت‌الاسلام ابوالفضل ساجدی عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در این خصوص به خبرنگار فارس گفت: «خرافه» باورهای نامعقول و بی‌دلیلی است که در رفتار و احساسات انسان‌ها اثرگذار است که دلیل تجربی، دلیل عقلی، وحیانی، قرآنی و روایی معتبری درباره ان وجود ندارد و این باورهای نامعقول، در رفتار انسان تأثیرگذار بوده و رابطه علی و معلولی با هم دارند.
وی عنوان کرد: بر همین اساس معمولاً منشأ خرافه نوعی جهل و عدم اطلاع کافی از امور عالم واقع است و اگر ما در این عرصه از منبع معرفتی مطمئنی برخوردار نباشیم دچار توهم خواهیم شد.
* وجود دو رویکرد افراطی میان خرافه‌پرستان
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) تصریح کرد: ما در نوع برخورد با خرافات شاهد دو رویکرد افراطی هستیم؛ عده‌ای هستند آنچه را که ذره‌ای با عقل خود قابل درک نبینند و اگر آن را ورای فهم خویش بدانند آن را به خرافه متهم می‌کنند از این رو آنچه که بیان می‌شود تا جایی که آثار آن براساس قواعد مادی قابل اثبات نباشد به راحتی قابل انکار بوده و خرافه تلقی شود.
وی اظهار داشت: بنابراین ممکن است کسانی تربت کربلا و آب زمزم را خرافه بپندارند در حالی که ما در باب آب زمزم و تربت سیدالشهدا(ع) مستندات و تجربیات فراوانی داریم که شاهد صحت این باورهاست و در روایات اسلامی نیز توجه ویژه‌ای نسبت به این موضوع صورت گرفته است.
ساجدی گفت: امروزه در جهان به طور کلی و به طور خاص در جامعه ما عقل‌گرایی حاکم شده و جوانان به دنبال این هستند که هر چیزی را با عقل خویش اثبات کنند البته تأثیر تربت امام حسین (ع) در شفای دردها را بارها و بارها تجربه کرده‌ایم، یا اثر معجزه آسای توسل به امام رضا (ع)، قدرت اعجاز ائمه (ع) برای شفای دردها را ما تجربه کرده‌ایم و در عین حال، ممکن است برای کسانی که این مسائل را تجربه نکرده‌ و یا باورهای ضعیفی دارند، به راحتی مورد انکار قرار گیرد و این یک روی سکه است تا کسانی به راحتی باورهای دینی را حمل بر خرافه می‌کنند از جمله نقش ضرورت عزاداری و گریه بر امام حسین (ع)، دل‌بستن به ائمه (ع) و به طور کلی مراسم و اعمال آداب اسلامی و ... را خرافه می‌پندارند و این یک نگرش غلط و افراطی است.
وی ابراز داشت: از طرف دیگر کسانی را هم داریم که طرف مقابل گروه نخست قرار دارند و به راحتی آنچه را که نباید بپذیرند و باور داشته باشند را باور می‌کنند و براساس آن نیز به عمل می‌پردازند لذا خرافه امری است که اختصاصی به کشورهای اسلامی ندارد بلکه مردم گونا‌گون در تمام جهان به گونه‌ای به سوی باورهای خرافی حرکت کرده‌اند حتی امروزه در غرب نیز شاهد گسترش انواع خرافات هستیم و مصادیقی را بر خرافات در کشورهای مغرب زمین داریم.
* گسترش شک‌گرایی سبب شده تا افراد به دنبال حقیقت نباشند
عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه نحس بودن عدد 13 در کشورهای غربی هم رایج است، خاطرنشان کرد: معمولاً در کشورهای اروپایی و به طور مثال در کانادا، از آنجایی که عدد سیزده را نحس می‌دانند آسانسور آنها طبقه سیزدهم ندارد و این مسئله تا آنجا برای آنها اهمیت دارد که بعد از طبقه دوازدهم، طبقه 14 قرار دارد و یا در کشور ژاپن عدد چهار نحس است چرا که تلفظ عدد چهار با تلفظ کلمه مرگ برای آنها شباهت دارد لذا نوعی احساس ترس به آنها دست می‌دهد و ژاپنی‌ها از عدد ۴ بی‌زار هستند از این رو موبایل‌هایی که عدد چهار داشته باشند با قیمت کمتری به فروش می‌رسد و یا در ساختمان‌هایشان بعد از طبقه سوم طبقه پنجم را قرار داده‌اند.
وی ادامه داد: همچنین در ایام کریسمس در کانادا رایج است کدوهایی را به صورت گسترده جلوی درب بخش‌ها و قسمت‌هایی می‌گذارند تا از ورود شیطان جلوگیری کند و یا در کشورهای اروپایی، دیدن گربه سیاه سبب خوش‌یمنی و خوش‌شانسی است البته عده‌ای هم برعکس، دیدن گربه سیاه را منشأ بدشانسی و بدیمنی می‌دانند تا جایی که حتی با دیدن گربه سیاه از رفتن به مسافرت منصرف می‌شوند.
ساجدی با اشاره به دلایل گسترش خرافه در غرب گفت: ما در دوران حاضر در دنیای شک و تردید، ضعف معرفتی و سردرگمی‌هایی که نوعی آنارشیسم معرفتی بر آن حاکم است به سر می‌بریم از مشخصه‌هایی که برای دوران مدرنیته یا پست مدرن گفته شده آن است که این دوران تا سال 1960 به بعد تلقی شده است از ویژگی‌های مهم این دوران و دوران ما قبلش آن است که دوران شک‌گرایی، حیرت گرایی، دوران بن‌بست معرفتی و دوران فراموشی حقیقت است که ما دیگر کاری به حقیقت و فهم حقایق نباید داشته باشیم بلکه یک نگاه کارکرد گرایانه باید به امور داشته باشیم هرچه که مفید باشد به آن عمل می‌کنیم و بر آن تکیه می‌کنیم.
وی اظهار داشت: گسترش شک‌گرایی و حیرت گرایی سبب شده تا افراد، دیگر به دنبال حقیقت نباشند و از این رو خرافه وارد صحنه شده است لذا قبلاً می‌گفتند خرافه آن چیزی است که با عقل شما در تضاد است و عقل نمی‌تواند آن را اثبات کنند اما اکنون می‌گویند شما چکار دارید که عقل نمی‌تواند آن را اثبات کند بحث کشف حقیقت و انطباق با حقیقت و تکیه بر یک معرفت ثابت را باید کنار بگذاریم کاری به حقیقت و معرفت نباید داشته باشیم این موضوع زمینه‌ساز رشد خرافات است و به همین دلیل امروزه افسانه‌ها و اسطوره‌ها (اسطوره به معنای یک مدل برجسته و ماندنی) به معنای افسانه امروزه در غرب رواج پیدا کرده و نوعی افسانه‌گرایی در همین دنیای متمدن به شدت رو به گسترش است.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :