Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

سوخت ها ... (4) خاكه زغال در ایران 1345

یکشنبه 16 بهمن 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، محصولات كشاورزی .، لباس، 

منقل

آتش خاكه زغال  بیشتر برای منقل كرسی

بسیاری از فعالیٌت های زندگی روزمرٌه ما ساده است ، و همه كس كم و بیش از آن خبر دارد ؛ امٌا اوٌلا" این « اطلاعات جسته و گریخته »  به قول فلاسفه چیزی جز یك   « معرفت سطحی » نسبت به یك پدیده نیستند ؛ ثانیا"  با تغییر سبك زندگی ، غالبا" تضعیف شده از بین می روند .

خاكه زغال چگونه تولید می شود ؟ همه می دانند ! و در عین حال بگمانم تا به امروز هنوز هم آنچنان كه باید و شاید مورد توصیف و مردم نگاری قرار نگرفته باشد .

ظاهرا" خاكه زغال پس از تهیٌه زغال و برداشت آن از محل تهیٌه ، باقی می ماند كه چون بر زمینی خاكی قرار دارد با خاك آن زمین می آمیزد ( كه باز این آمیزش در فروش وزنی خاكه زغال به نفع فروشنده است ، و چه بسا مقداری نیز خود بر آن بیفزاید ؟ ) و عدم خلوص آن یك مسئله است .

مسئله دیگر این است كه هنگام نگهداری و به اصطلاح انبار كردن نیز ممكن است با خاك ، فضله سگ ، فضله گربه ، برخی از حشرات خاكی ، و امثال آنها مخلوط شده بازهم كیفیٌت خود را از دست بدهد .

بنابر این در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران ، خاكه زغال را پس از خرید در پاییز :

-         الك می كردند ؛ یا

-         می شستند

الك كردن خاكه زغال ر ا فقط یكی – دوبار در شهر یزد دیده ام و آنهم مواقعی بوده است كه مصرف كننده بلافاصله پس از دسترسی به آن می خواسته است مورد استفاده قرار دهد . یكی از این مصرف كنندگان آن را در « موبیز » الك كرد و بخش الك شده یا الكی را كه باز خاكه زغالی مخلوط با خاك بود در ته اجاق مورد استفاده قرارداد .

برای آنكه خاكه زغال دوباره با خاك مخلوط نشود آن را در « دولابی » یی كه كف آن را ساروج ( به یزدی : لونه ) یا با آجر ختایی فرش كرده بودند نگهمیداشتند . امٌا در اینجا از شرٌ گربه هایی كه خاكه زغال را محل مدفوع خود قرار می دادند در امان نمی ماند . این بود كه گاه برای دولابی خاكه زغال درب گذاشته به آن « دولابچه » می گفتند و گاه هم خاكه زغال را در گونی نگهمیداشتند .

شستن خاكه زغال را گرچه در شهر یزد ندیده ام امٌا در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران و از آن جمله شهر تهران متداول بود . در تهران 1345 معمولا" خود زغالفروش به شستن خاكه زغال و گوله گردن آن مبادرت می كرد و تا آنجا كه نزد یك زغالفروش در خیابان نواب ، پایین تر از تقاطع خیابان آذربایجان دیده ام غالبا" به صورت عددی و به ندرت به صورت وزنی می فروخت .

شستن خاكه زغال و گوله كردن آن را دو – سه مرتبه در برخی از خانه های تهران 1344 و 1345 در خانه هایی در جنوب خیابان رودكی ( سلسبیل ) دیده ام . در آن زمان حوض های كوچك سیمانیی در غالب خانه ها وجود داشت كه مثلا" هردو هفته یك بار آب آن را ( و باز غالبا" توسط شاغلی بنام « آب حوضی » ) خالی می كردند . یك بار قبل از خالی كردن آب حوض به خاكه زغال شویی می پرداختند ؛ به این ترتیب كه هربار قشرنازكی از خاكه زغال را در سطح آب حوض پراكنده كرده شن و خاك آن پس از چند دقیقه ته نشین می شد ؛ آنگاه خاكه زغال ها ی شسته شده و خیس را از سطح آب جمع كرده به صورت گلوله هایی در می آوردند و خشك می كردند تا به موقع خود از آنان استفاده كنند .

 

عكس از روستای وانشان است .

 

نظرات() 

استاد محمود مشروطه از بنیانگذاران سینما و آموزش با فیلم در یزد ، از فعالان فرهنگی و از آنجمله فرهنگ مردم و مردم شناسی ...

چهارشنبه 28 دی 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، معماری . هنرها، زبان.ادبیات.آموزش، 

مرحوم استاد محمود مشروطه

بنشین و ببین !

استاد محمود مشروطه قبل از هر چیز یك « فرهنگی » است ؛ و فرهنگی كسی است كه ریشه در فرهنگ خود داشته باشد . مشروطه از یك خاندان فرهنگی و فرهنگ پرور یزد بود كه فرهنگ یزدی در خاندان آنان نسل به نسل منتقل شده بود (1)

تقریبا" همزمان ، یا كمی قبل از ایشان چند نفر یزدی دیگر هم به كار با آپارات پرداخته بودند ؛ امٌا كار استاد مشروطه به دور از سوداگری های سینمایی ، و در آن زمان كه هنوز شهر یزد دارای دانشگاه نشده بود ، مجموعا" در « آموزش به توسط فیلم » به دانش آموزان ، و غیر دانش آموزان یزدی ، بود .

خاطره ای مربوط به سال تحصیلی 36- 1335، یا 37 – 1336  دارم : ما دانش آموزان چند كلاس بالاتر را از دبستان محل تحصیل خود به زیر زمین ضلع جنوبغربی ؟ دبیرستان ایرانشهر بردند ، و البته روی زمین خاكی نشاندند ، ظاهرا"برای تماشای یك فیلم از ملٌا نصرالدین كه البته نشان هم دادند و در واقع برای تماشای یك فیلم آموزشی – بهداشتی  . كنجكاوی من كه میخواستم حلقه فیلم را ببینم (2) و كار با آپارات را بشناسم كمی ایشان را آزار داد تا آنجا كه به من گفتند ( نقل به مضمون ) : آمده ای كه بنشینی و ببینی و گوش بدهی یا اینكه حرف بزنی و حواس همه را هم پرت كنی ؟! . برو ! بنشین ببین ! .

حدود ربع قرن پس از جریان « بنشین و ببین » ، به دلیل مطالعات معماری در فرانسه ، به تماشای برنامه ای از معماری اسلامی از كانال فرهنگی آن كشور نشسته بودم كه برنامه ای از معماری اسلامی – بومی – سنٌتی یزد ، تهیٌه شده توسط محققان فرانسوی ، را نشان داد . طی آن برنامه استاد محمود مشروطه توصیفات ، روایات و نظرات وی جایگاهی خاص یافته بود . چون مختصر ارتباطی با پروفسور بره ، رییس دانشكده معماری مارسی داشتم (3) ایشان از آن برنامه « سمینار » آموزشی برای دانشجویان كارشناسی ارشد و دكتری آن دانشكده ترتیب داد ؛ كه بنده هم در آن حضور یافتم و معرفی مختصری از استاد مشروطه داشتم . چون در آن كشور پروفسور كریستیان برمبرژه در زمره ی مردم شناسان ایرانشناس و همكار استادم دكتر محمود روح الامینی ( كه در آن زمان در فرانسه تدریس می كرد ) بود ، وی نیز ، ظاهرا" ، به این امر پرداخت (4).

بنده كه اینچنین بر اهمیٌت كار استاد مشروطه واقف شدم تعدادی از به اصطلاح « بریده جراید » مربوط به آن برنامه و ارزش كار استاد مشروطه را تهیٌه و توسط مرحوم پدرم ، در یزد ، برای ایشان ارسال داشتم كه قاعدتا" میبایست هنوز در بایگانی شخصی ایشان موجود باشد .

در فرانسه به همشهری بودن با استاد مشروطه افتخار كرده ام . 

(1)    برخلاف برخی دیگر كه ...

(2)    در آن زمان رسم بر این بود كه پس از پایان قرارداد وارد كننده یا صاحب فیلم با هرسینما نمایندگانش به آن سینما رفته فیلم را پاره پاره یا به اصطلاح تبری می كردند تا در خارج از حدٌ مجوز مورد استفاده قرار نگیرد ؛ تكٌه های این فیلم ها به عنوان اسباب بازی و به طوركلی وسیله سرگرمی در برخی از مغازه ها و در یكی از مغازه های یزد به فروش می رسید و من اصل فیلم را دیده بودم امٌا به دنبال دیدن « حلقه فیلم » و طریقه نمایشش بودم .

(3)    در آن زمان مفشر هنری – معماری یكی از موزه های مارسی بوده همكاریی نیز با آن دانشكده داشتم .

(4)    با تشكٌر از استاد مسرٌت و سایت یزد فردا كه با چاپ مقاله ای جامع  مرا به یاد ایشان انداختند .

نظرات() 

حسینیه های شهر یزد

سه شنبه 13 دی 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، تفنن و سرگرمی، 

حسینیه و تكیه ای در یزد

حسینیه های شهر یزد :

یك سنٌت منطقی

در برابر

منطق سنٌتی

 

بسیار بعید می دانم كه حسینیه های شهر یزد ، و امثال یزد ، مربوط به دوره ای قبل از دوره حكومت قاجاریان بوده باشند . اینجا ، در این یادداشت ، این كه حسینیه ها چه هستند ، یا حتی اصولا" برای چه ساخته شده اند را نمی خواهم بنویسم . امٌا چون با این حسینیه ها بزرگ شده ام می خواهم از نقش های متعددشان ، یعنی آنچه كه غیر از عزاداری امام حسین (ع) است بنویسم ؛ یا در واقع یادی بكنم .

سالهای 1331 – 1334 من ، اصغر مصلٌایی ، صفوی ، و... كه از محله گودال مصلی به مدرسه صدٌیق می رفتیم روزی چهار بار از حسینیه گلچنان عبور می كردیم : حسینیه هایی مثل این حسینیه « معبر عام » بودند ؛ چرا كه برخی شان « معبر خاص » هم بودند : ورودی خانه آقای خاموشی از این حسینیه بود . امٌا چون حسینیه ها غالبا" به شكل مستطیل بودند به جای آنكه جانشین كوچه شده باشند یك « میدانگاه » را تشكیل می دادند .

در عین حال ، چون حسینیه ها ، به استثناء معدودی چون حسینیه ( تكیه – لرد - میدان ) امیرچقماق ، به اندازه یك میدانگاه متداول محل عبور و مرور و ازدحام مردم نبود ؛ و گاه مثل حسینیه گلچنان بسیار دنج بود ، « محل بازی » بچه ها هم می شد . نمیدانم در حسینیه گلچنان كسی فوتبال هم می كرد یا خیر ، امٌا كنار آن نخل نسبتا" بزرگی وجود داشت كه وسیله ی بازی - ورزش ما بود و تقریبا" هردفعه كه از مدرسه بر می گشتیم با بائو های آن عملیٌات ژیمناستیكی انجام می دادیم ! . تقریبا" تمام دیوارهای حسینیٌه كه با گچ سفیدكاری شده بود پوشیده از یادگاری های گوناگون بود و به خصوص اشعاری كه در چندجای حسینیه با خطوطی مختلف نوشته شده بود :

شنیدم كه جمشید فرخ سرشت

به سرچشمه ای بر به سنگی نوشت

بسا تیر و مرداد و اردیبهشت

بیاید كه ما خاك باشیم و خشت

یا رباعیاتی از خیٌام و به خصوص رباعی « كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش » ! كه البته اكثر این مضامین حاكی از گله و شكایت یادگار نویسان از كوتاهی عمر و توجیه « «یادگار نویسی ها » بود .

برخی از موارد « تفریح و تفنن » هم وجود داشت ؛ مثلا" داستانك عجیب و غریبی را بر دیوار نوشته بودند و قید كرده بودند كه هركس باور نكند ...رامزاده است ! . یا متنی مذهبی می نوشتند و انتهای آن ذكر می كردند كه هركس ده بار از روی این متن بر دیوارها ی حسینیه ننویسد به نفرین خدا و رسول گرفتار و به جهنٌم واصل خواهد شد ! یا جایی می نوشتند « اگر می خواهی بدانی دنبال این خط را بگیر و بیا » ! و آنگاه خطٌی را در اطراف حسنیه می كشیدند كه گاه به چیزی جز یك فحش ختم نمی شد : « دیدی چقدر خر هستی » ! . جدا از اینها  گاه ، و به ندرت ، بر دیوارهای حسنیٌه نسبت به كسی كه عداوتی داشتند نسبت های ناروا می دادند و ناسزا می نوشتند .

حسینیه گلچنان محل پنبه زنی ، و... برای خانه های اطراف هم بود ..

عجیب است كه سال 1335 با تعویض اجباری دبستان از صدیق به حكمت ( در محله لب خندق ، جنوب كاروانسرای پسته ) ، این بار عبور روزانه من بازهم از یك حسینیه ، یعنی از حسینیه امامزاده ، بود . حسینیه امامزاده هم « معبر عام » ، « معبر خاص » ( ورودی منزل آقای اشتری ، پدر سرهنگ اشتری موسیقیدان یزدی ) و « محل یادگار نویسی » بود . نخل نداشت ، امٌا در عوض زمینی هموار داشت و از همان 1335 تا 1338 محل فوتبال كردن من ، بهروز و منوچهر خوانین زاده و هوشنگ انوریزاده ، گلزار ، جمال ، و... بود .

به یاد نمی آورم در این دو حسینیٌه حتی یك روز مراسم عزاداری برپا شده با شد ؛ امٌا گاهی مغازه داران و صاحبان حرف از اینگونه حسینیه ها و به خصوص حسینیٌه هایی كه معبر عام نبودند ، و ورودی قابل كنترل ، یا به اصطلاح در با چفت و بست داشتند ، مثل حسینیه كوچه میرقطب ، به منظور اموری مختلف استفاده می كردند ؛ و چون زیانی به این فضای غیر قابل استفاده نمی زدند با ممانعت مردم مواجه نمی شدند .

یك بار كه چند نفر در یكی از صفه های حسینیه امامزاده جعفر (ع) مشغول كروزه چینی بودند غریبه ای كه همزمان با یك روحانی امامزاده ای از حسینیه می گذشت لب به شكوه گشود كه حسینیه امام حسین (ع) را تبدیل به مغازه كرده اند !!! . روحانی با خنده ای پدرانه پاسخ داد : كدام مغازه ؟!!! . آن صفٌه ( ی حسینیه ) كه سرتاسر سال اینجا بیكار افتاده است . آنهاهم كه كسب حلال می كنند ، حسینیه هم خاكش برای كار خیر است ...    

 

نظرات() 

تكیه میدان شاه یزد

سه شنبه 22 آذر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، 

حسینیه و تکیه ای در یزد

یكی از تكیه های كنونی یزد

 

تكیه میدان شاه یزد

به نظر می رسد اصل ابداع و ایجاد تكیه ، به منظور عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (ع) نبوده است ؛ از اواخر دوره سلطنت صفویان و طی دوره سلطنت زندیان و قاجاریان تكیه ها چند منظوره شده اند و تغییر كاربری داده شده اند تا نظیر تكیه پشت باغ در یزد كه فقط و فقط به تعزیه اختصاص یافته اند .

تكیه میدان شاه

اوٌلین تكیه كه در زمان خیزش تشیٌع دوازده امامی و محوریٌت یافتن عزاداری امام حسین (ع) در یزد ساخته شده است شاید تكیه میدان شاه باشد كه به قرار مسموع ، دقیقا" رو به روی تكیه امیر چقماق ، مشخصٌات تكیه های تیپ شامل مجتمع عبٌاسیٌه – حسینیٌه – و زینبیٌه با یكدیگر را داشته است . این تكیه كه بین سالهای 1214 و 1219 ه . ق ، حوالی 1180 شمسی و 1800 میلادی ساخته شده است به دلیل این كه گویا فقط با هزینه عبدالرحیم خان ، حاكم وقت یزد ، و در مدٌتی كوتاه شامل فقط چندسال ، و با مصالح نا مستحكم خشت و گل ، ساخته شده بوده است دارای استحكام و زیبائی قابل توجٌهی نبوده به منظور ساخت ادامه خیابان قیام در غرب میدان شاه در حوالی سال 1330 ؟ (1) تخریب شده است .

... و اتفاقا" چنان كه ما شنیده ایم تخریب چنین تكیه ها ئی در طول تاریخ سبب شده است كه بزخی از تكیه سازان جدید ، چون بانیان تكیه پشت باغ یزد ، به ساخت تكیه در بسته ، یعنی تكیه ای كه معبر عام نباشد روی آورده اند : تكیه ها و حسینیٌه هائی كه به جای میدان های منتهی به دو یا چند كوچه و بنابر این معبر عام ، ساخته نشوند ؛ و از این رو در جریان بازسازی های شهری در امان بمانند .

تكیه های امیر چقماق و میدان شاه و حسینیه های حاج یوسف و امامزاده جعفر (ع) و گلچنان به دلیل بر سر راه بودن لطماتی فراوان دیده اند .

تكیه پشت باغ اگر نخستین مثال از تكیه های دربسته نباشد ، شاید بزرگترین نوع از آن ها باشد .

(1) نگارنده تصوٌر می كند كه این تكیه را در زمان كودكی چندبار دیده باشد . امٌا به این مشاهده خود چندان اطمینان ندارد .   

 

نظرات() 

تكیه ( حسینیه ) امیر چقماق یزد

دوشنبه 21 آذر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، 

تكیه امیر چقماق یزد در دهها سال قبل از این

تكیه امیرچقماق

مكان عزاداری حسینی در یزد از « خانه شخصی » به « خانه وقفی برای این امر » و نهایتا" حسینیٌه ، یا از میادین حكومتی و شاهی به تكیه و حسینیٌه رسیده است .

تكیه

استان یزد را در این اواخر دارای پنجاه باب تكیه دانسته اند .

تكیه شاید در ابتدا به معنای بنای بزرگ ، یا در واقع چند طبقه ، مورد اتكاء درویشان ممالك اسلامی در یك شهر یا به طور كلی یك آبادی بوده است ؛ كه گویا از قرن هشتم ه.ق.، و چه بسا قبل از آن وجود داشته است .

برخی یك تكیه را شامل سه بخش دانسته اند:

-         حیاط یا عبٌاسیه برای برگذاری مراسم تعزیه حضرت عباس (ع) .

-         گرمخانه یا حسینیٌه برای روضه خوانی

-         اتاق های پشتی ( پستوها ) بنام زینبیٌه

به نظر می رسد كه برخی از تكیه ها به خصوص در برخی از شهرهای آسیای صغیر و خراسان ، چون میدان مركزی شهر ، محلٌی برای تجمٌعات حكومتی نیز بوده است .

تكیه سابق امیر چقماق ؟

در مورد تكیه امیر چقماق یزد ، در كنار مسجد امیر چقماق ،صاحب « آتشكده آذر » در سال 1317 ه. ش می نویسد :

« میدانی درب مسجد بوده ولی بطرز حسینیه كه اكنون هست نبوده آقا محمٌد رشتی كه ار ملٌاكین و متعینین یزد است می گوید حسینیٌه را جدٌ من حاجی ابدالقاسم رشتی ساخته است ... بنابر این تكیه میرچقماق قدیم قدیم نیست .. منتهی یك قرن و نیم است كه ساخته شده .... تا سی و چندسال پیش از این كه استاد محمٌد بنٌاء مناره های آن را ساخته است » .

مجموعا" بنای تكیه امیر چقماق را می توان به قرون هشتم و نهم هجری قمری نسبت داد ، امٌا با این فرض كه تكیه قدیم ، یا به قول آیتی ، نویسنده آتشكده آذر ، « قدیم قدیم » به مرور زمان تخریب شده است و پس از چند قرن تكیه كنونی را به جای آن ساخته اند ؛ و مستند ترین سند وجود آن بنام حسینیٌه  سنگی است منصوب در مسجد امیرچقماق كه به تاریخ 1120 ه . قمری بر می گردد .

تكیه كنونی امیر چقماق

هیچگاه نامی از تكیه یا حسینیٌه امیرچقماق در كتاب تاریخ جامع جعفری ( 1245 ه . ق ) مشاهده نمی شود كه به نظر ما اگر به صورتی تكمیل ، حتی بدون مناره هایش ، در آن زمان وجود داشت نامش در آن كتاب یا در كتابی چون « كتابچه شرح موقوفات یزد (1257 هجری قمری ) » می آمد  . شاید تكیه كنونی در همان قریب به سال 1120 ه . ق/ حدودا" برابر با 1188 ه. ش / و 1708 میلادی بناشده بنا به اتفٌاقات آن زمان ساختمان آن نیمه كاره مانده متوقف شده و به طول انجامیده تا در زمان مثلا" سلطنت محمٌد شاه قاجار ، و بین سالهای 1260 و 1270 ه. ق كه شهر در عدم ثباتی بزرگ به سر می برده است به مسؤولیت تاجری بنام ابوالقاسم رشتی ، توسط مردم شهر ساخته شده است ؛ و با ساخته شدن دو ضلع شمالی و جنوبی واقعا" شكل حسینیٌه یافته است .

بزرگترین نقش این محل به عنوان حسینیٌه وجود نخلی بزرگ در آن و مراسم سالانه نخل برداری است .     

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 16 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو