تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب معماری . هنرها
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

همه رندگی ما توت است - 2

یکشنبه 22 خرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، معماری . هنرها، محصولات كشاورزی .، 

روزی كه با تعدادی دانشجوی فرانسوی ، انگلیسی و آلمانی در جنوب فرانسه ، بین شهرهای نیم و مون پلیه به دوچرخه سواری رفته بودم و چند دقیقه ای ازآنان جلو افتاده بودم به یك درخت توت در وسط دشت رسیدم كه توت هایش رسیده بود و به اصطلاح چشمك می زد . هوس كردم و چون معلوم بود كه در ملك كسی نیست شروع كردم به توت خوردن گرچه توت هایش نسبتا" دانه ریز و بسیار كم مزه بودند . دانشجویان همراهم كه پس از چهار – پنج دقیقه به من رسیدند حیرت زده شده دهانشان از تعجب باز مانده بود كه این چیست كه من می خورم ! و دانشجویان فرانسویی كه خود از جنوب فرانسه بودند می گفتند كه آن را می شناسند ، اما خوراكی نیست و هیچگاه نخورده اند ...

یك دانشجوی چینی كه اتفاقا" سرمیز ناهار رستوران دانشجوئی از این موضوع مطلع شد گفت كه منشاء توت سرزمین چین است ؛ اما ( البته با تردید اضافه كرد كه ) آنها هم به ندرت میوه آن را می خورند .

بعدا" در ایران در كتابی به زبان فارسی خواندم كه میوه توت پس از انتقال نهالش از چین به ایران ، و در سازگاری با آب و هوای ایران در این سرزمین درشت تر ، خوشرنگ تر ، آبدارتر ، و شیرین تر و به این ترتیب حسابی خوردنی شده است ؛ و نتیجه گرفتم كه توت ایران به اصطلاح هیچ دخلی به توت فرانسه كه آنهم پانصد سال قبل از ایران به آن كشور ( كه می خواسته است صنایع و تجارت ابریشم را از ایران برباید و تقریبا" به چنین كاری هم موفق شده است ) رفته است ، ندارد .

غرض! :

اگر دركشورهای دیگر درخت توت را تقریبا" فقط به دلیل استفاده از برگ آن پرورش می دهند در ایران ، سایر اجزاء به خصوص میوه و چوب آن نیز اهمیت دارند .

در كمبود پوشش گیاهی و درخت و چوب در ایران مركزی ، مزٌیت های نسبی چوب توت به رواج آن كمك كرده است : وفور درخت توت در منطقه ، زودرس بودن آن كه مثلا" یك چهارم درخت سپیدار لازم دارد تا قطرتنه اش به حد مطلوب برسد ، سازگار بودن با محیط و به خصوص با معماری بومی یزد وكاشان و كرمان .

به عقیده معماران یزدی چوب توت در مجاورت با خاك خشك كم تر از سایر چوب ها آسیب می دیده است و به این دلیل بیشتر در داخل بنا ، مثلا" به عنوان نگهدارنده سقف خشتی و آجری ، پوشش سقف و ... به كار می رفته است مضافا" بر این كه در مقابل موریانه ( به یزدی : ترده ) نیز بسیار مقاوم تر بوده است .

چوب توت به اصطلاح یزدی های قدیم ، « ارٌه خور » تر و « رنده خور » تر از سایر چوب ها بوده است و حتی با اسكنه و درفش و امثال آنها قابل شكل گیری و منبٌت  . از همین رو است كه ابزار خانه ای چون دسته هاون ، گوشتكوب ، قاشق ماستخوری و وسائلی تزئینی از چوب توت ساخته شده و می شوند .

پوست و ریشه درخت توت نیز علاوه بر استفادیه به عنوان هیزم ، مصارفی در بهداشت و درمان داشته اند . صمغ حاصل از پوست درخت چوب نیز كاربردی و در آمد زا بوده است و ؛ و اینهم قبل از زمانی است كه از میوه توت كه جایگاه بسیار مهمی در اقتصاد و فرهنگ نواحی كاشان و یزد و كرمان ایفاء می كرده است سخنی به میان آورده باشیم .

نظرات() 

خشت زدن ( خشت مالی ) در یزد دهه 1340

پنجشنبه 12 خرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، معماری . هنرها، 

پیرهن خود ز گیا بافتی

خشت زدی روزی از آن یافتی

                                 نظامی گنجوی

ابتدا باید دید خشت زن یا به گویش غالب یزدی ها « خشت مال » چه كسی بود . ظاهرا" هركسی می توانست خشت بزند و غالبا" هم می زد ؛ امٌا بیشتر اوقات از خشت زنان حرفه ای استفاده می كردند:

یكی ، خشت زنانی كه خاك و آب خشت زنی را خود تهیه كرده خشت می زدند و غالبا" به قیمتی در حدود هشتاد درصد قیمت تمام شده ی آن در مركز شهر به طالبان می فروختند ؛ اما چندان خریداری نمی یافتند و تعدادشان در كل خشت زنان یزد به یك دهم نیز نمی رسید .

دیگری ، خشت زنانی كه در محلی كه می خواست ساختمان سازی شود یا در جوار ساختمان سازی كار می كردند و به مهارت در خشت زدن مشهور بودند . اینان نیز بیش از ده – پانزده درصد از خشت زنان یزد را تشكیل نمی دادند .

سوٌم كارگر( به گویش 1333 یزد : فعله ) ئی كه به این كار گمارده می شد ، زیر نظر مستقیم بنٌا كار می كرد و توسط وی كنترل و راهنمائی می شد ؛ منتهی اجرت خود را معمولا" برحسب هر هزارخشت تهیه شده دریافت می كرد .

قالب خشت زنی را هم كه به عمق معمولا" 5 سانتیمتر ؟ و طول و عرض هریك 20 یا 23 سانتیمتر ؟ بود همه داشتند و یا به قیمتی بسیار ارزان از چوب تهیه می كردند .

آنچه كه مهم بود مواد خشت زنی بود كه به فرایند آن پیوند می خورد .

اگر می خواستند خشت خوبی داشته باشند سه شرط اصلی داشت :

-         خاك خوب

-         خیس خوردن زیاد ، مثلا" تا سه روز ( آنهم با آن آب كمیاب و گران در بسیاری از محلات یزد )

-         نبودن شن درشت ( قلوه سنگ ) در خاك آن كه به نظر بناها از استحكام خشت می كاست

-         افزودن كمی كاه به گل ، اگر چه بازهم برخی معتقد بودند كه كاه گرچه برخلاف قلوه سنگ بر استحكام خشت می افزاید ؛ اما در مقابل از میزان عایق بودن خشت در مقابل گرما و سرمای كویری می كاهد . گاهی به جای كاه نوعی گیاه صحرائی با آن مخلوط می كردند . افسانه ای هم وجود داشت كه خشت با موی بز محكم تر می شود ، كه البته نگارنده هیچ خشتی كه در آن موی بز به كار برده باشند را ندیده است .

-         لگد شدن خاك آغشته به آب ( گل ) در چند روز و هر روز چند مرتبه

-         موقع مالیده شدن توسط خشت مال ، گلش به خوبی و قدرت بازو مالش داده شود

-         موقع نهادن در قالب با قدرت هرچه بیشتر در آن پرس شود

-         هردو روی خشت را با آبمال كردن صاف كنند چنان كه خشت به جای آنكه یك رو باشد دورو باشد .

-         خشت را پس از نیم خشك شدن روی زمین میبایست عمودی روی زمین قرار داد تا بهتر و زودتر خشك شده باز هم بنا به گویش یزدی « مغز خشك » شود

خانه های مشهور یزدی كه از دوره های زندیان و قاجاریان ، و برخی از حدود دویست و پنجاه و چه بسا سیصد سال پیش ،هنوز پای برجا و غالبا" قابل استفاده باقی مانده اند از چنین خشت هائی ساخته شده اند .... حال آنكه ، به تقریب غالب ، بخش های ارگ مشهور بم بیش از صد تا صد و پنجاه سال عمر نداشت .

نظرات() 

معماری: خاك یزد ، طلا بود ؛ خشت یزد ، طلاتر ...

دوشنبه 9 خرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، معماری . هنرها، 

خاك یزد ، طلا بود..

خشت یزد ، طلاتر !...

خاك برای یزد ، طلا بود ، چرا ؟ . برای این كه خانه و بسیاری از وسایل و لوازم خانگی از خاك ساخته می شد . منظور ما از لوازم منزل همان اقلامی است كه قبلا" تحت عنوان « فرهنگ خاك » نوشته ایم . امٌا ساخت خانه یا سایر ساختمان ها ، حجم و ابعاد بسیار بزرگ تری داشت و نیاز به خاكی بسیار بیشتر .

خاك نامرغوب مسئله ای اساسی بود ؛ چرا كه خانه ها را با خشت می ساختند و خشت را با خاك .اگرخاك خوب بود خانه و ساختمان هم خوب و به خصوص محكم می شد ؛ و اگر خاك ، خوب نبود ، خشت و خانه و خانه ساز كه همان معمار و بنٌا باشند ، بد ! .

خاك خوب مناسب خشت زدن و حتی چینه نهادن ، قیمتی بود و در همه جای شهر ( كاشان ، یزد ، كرمان ، و... ) یافت نمی شد . اگر زمین بكر بود از خاكش كه غالبا" مناسب می نمود برای خشت زدن و چینه گذاشتن استفاده می كردند ؛ اما اگر ساختمانی خشت و گلی را تخریب كرده بودند كه به جایش خانه یا هرساختمان دیگری بسازند از استفاده مجدد از خاك آن اكراه داشتند ، به خاكش « گل مرده » یعنی بیجان و كم رمق و سست می گفتند و بنابر این به خاكی جدید یا به اصطلاح « خاك بكر » نیاز می یافتند .

خاك یزد اكثرا" شن گونه ، به قول یزدی ها « ریگ » ، در عمق بیش از یك متر غالبا" توام با « چلو » ( ریگ به هم فشرده شده ) و نا مناسب بود كه رنگش به طوسی می زد .

خاك رس ، زرد رنگ ، یا به قول یزدی ها « گل نر » هم یافت می شد ؛ امٌا بسیار كم ، و به تنهائی مناسب فعالیت های ساختمانی نبود . 

خاكی مخلوط از هردو ، واقعا" « خاكی رنگ » و بری از نخاله ( به گویش یزدی : سنگ و سقاط ) را ، به حق ، بیشتر می پسندیدند .

این بود كه معمار خاك را نگاه میكرد ، بین انگشتانش لمس می كرد ؛ و چه بسا بو می كشید تا آن را برای خشت زدن ، و به طور كلی كار ساختمان سازی انتخاب كند ، یا نكند .

تا حوالی سال 1330 ، خاك را با الاغ یا گاری الاغی حمل می كردند .تعریف می كردند كه چگونه یكی از تجٌار ثروتمند یزد كه قدیم در شمال شهر یزد ، شمال مسجد جامع خانه می ساخته است به دلیل نامرغوب بودن آن خاك ، پنجاه راس الاغ در اجاره داشته است كه از جنوب شهر برایش خاك بیاورند و خاك زمین فلانكس را ( البته نادانسته ) به توبره كشیده است .

 سال 1333 كه در منزل ما بنٌائی مفصٌلی به راه افتاده بود محاسبه كرده دیدند كه  اجاره كامیون برای میزان خاكی كه نیاز داشتند بسیار به صرفه تر بود . راننده یا دارنده كامیون خود خاك یا به قول خودش معدن خاك را می یافت ، خود بر آن كارگر می گماشت و خود پس از آوردن خاك ، نخاله ها را از شهر بیرون میبرد . كجا ؟ نمیدانم . 

خشت زنی....

نظرات() 

وهی یزداته ، و شاید هم یزد ؟ در برابر داریوش دروغگو و غاصب

چهارشنبه 4 خرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، 

  

وهی یزداته ، و شاید هم شهر یزد ، در برابر

داریوش تهمت زن ، دروغگو ، شقی و غاصب

داریوش شهر یزد را با خاك یكسان كرد ؟

پس از شكست قیام بردیائیان از داریوش ، وهی یزداته خود را بردیا خواند ( گاهی ، به اشتباه، وهی یزداته و بردیا را فقط یكی دانسته اند ) ؛ و برعلیه اشرافیت داریوش و ثروتمندان محٌركش رهبری قیام مردمی را برعهده گرفت .

خاستگاه قیام وهی یزداته كاملا" مشخص نیست . امٍا ما ، بنا به شواهد و قرائنی كه به دست آورده ایم ، محل قیام وی را از « شهر – معبد » یزد تصوٌر می كنیم :

-         نامش كه در آن واژه یزد وجود دارد.

-         پیگیری مرام و قیام بردیا در میان پارسیان ، و بنابر این منطقه ایشان

-         نام مراكزی جمعیتی كه از طرف داریوش در جنگ با وی ذكر شده اند و آثاری از این نام ها در دامنه های رشته كو ههای شیر كوه و كوه یزدی دیده می شود :

 

·        ارتاوا – اردكان ( یا اركان كه در جنوب غربی عقدا واقع شده است )

·        رخه كویه – رشكویه

·        ساتاگید – سانیج

·        كوه پارگا – كوه برگاه ( یا كوه برویه كه در غرب هرات واقع است )

 

به اضافه ی این كه « اوتیا » نامی است كه در روستاهای بین گاوخونی – شهربابك و ابرقو نامهائی بسیار مشابه خود دارد : كهروئیه – رشكوئیه – بفروئیه – مدوئیه – هنكوئیه – كهروئیه – كهنوئیه – زردوئیه – ساتیه – و...

آراخوزی كه داریوش در كتیبه اش آورده است جائی است كه گندم ( لابد در اثر كبود آب و آبیاری ، و كشت به صورت دیم ) نمی رسیده است و میتواند منطقه ای از شرق كویر لوت تا در غرب كویر مركزی ایران را شامل بوده باشد .

-         آخرین شاهد مدعای ما این كه با وجود حضور یزد در در تاریخ قبل از حكومت هخامنشیان با نام هائی چون ایساتیس و ایزدیش ...ناگهان نام یزد برای مدتی طولانی از صفحه تاریخ ایران حذف می شود كه این می تواند به دلیل تخریب شهر به دستور داریوش هخامنشی پس از جنگ با بردیا یا وهی یزداته بوده باشد ؛ به خصوص از اینجهت كه یك « شهر – معبد » معرفی شده است ؛ و معابد نیز معمولا" طرفدار مردم سالاری و برعلیه استبداد و اشرافیٌت بوده اند .

به نوشته دیاكونوف « داریوش اعتراف كرده است كه معابد را ویران كرده است » و چنان كه داندا مایف آورده است : « هخامنشیان مردم تعدادی از سرزمین ها و شهرهائی را كه علیه حكومت پارس قیام كرده بودند به صورت برده درآوردند ، و گاهی هم این اتفاق برای یك قبیله می افتاده » است . برخی ساخت كاخ باشكوه تخت جمشید را اصولا" مدیون هنر و زحمات اینگونه بردگان می دانسته اند و هنوز هم می دانند .      


 

نظرات() 

تاریخ 12000 ساله ایران مركزی

شنبه 31 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، 

ایران مركزی ؛

یزد ، كاشان ، انارك ، طبس ، كرمان ،  شهربابك ، مهریز 

 از 12000 سال پیش

 

آثاری در شمال خراسان یافت شده است كه آنان را به 80000 سال پیش نسبت می دهند و به صورتی مستقیم به حوزه مطالعاتی حاضر مربوط نمی شوند . مو ضوع دیگر ، وجود دریائی درمیانه ایران كنونی است كه برخی آن را به كلٌی انكار می كنند و برخی آن را به 70000 و برخی به صدهزار سال پیش نسبت می دهند كه ما یكی از آن نظر ها را بیشتر می پسندیم و در تقویم زیر می آوریم :

*

12000 سال پیش : دریای مركزی ایران خشكید

*

12 تا 8000 سال پیش : استفاده از گوشت شكار و پس از صرف گوشت ، استفاده از پوست ، شاخ و استخوان شكار رایج بوده است ؛ كه این موضوع توجه ما را به نقش تاریخی میمند شهربابك و سوابق دشت كالمند جلب می كند . سنگ تاریخی میمند و نقاشی های ارنان شاید شواهدی از آن دوره باشند .

*

10000 سال پیش ، عبور انسان كرومانیون از ایران كه بنظر می رسد از جمله مسیری از سرخس كنونی به طرف شهداد ؛ میمند ، مهریز ، و... داشته است .

*

10000 سال پیش شروع به آرد كردن و له كردن كه شاید با ایجاد و نام شهر های ارت ( شهداد كنونی در نزدیكی كرمان ) ، ارتاكان ( اردكان ) و هرات بی ارتباط نبوده باشد .

*

10000 سال پیش : گرم شدن زمین و بالا آمدن سطح آب ها كه سبب پذیرش و اسكان بیشتر جمعیت در ایران كنونی شده است .

*

9000 سال پیش : شروع ساخت چكش هائی مسی بوده است كه نظر مطالعه گر را به معادن سطح الارضی یا تقریبا" سطح الارضی مس در انارك و سرچشمه بر می گرداند .

* 9000 سال پیش : شروع یكجا نشینی و ساخت خانه هائی روستائی در كوههای ( شیركوه ، كركس ، و... ) ایران ؟ .

*

9000 سال پیش : صدور گوسفند از ایران

*

8300 سال پیش سالهای شروع استفاده از كرجی و بلم ترای تجارت از راه رودخانه ها بوده است ، و آیا در رودخانه ی در آن روزگار پر آب « پائین در » یزد هم ؟

*

 7000 تا 5000 سال قبل : ذوب مس ، در انارك ، سرچشمه و... ؟

*

7000 سال قبل : صدور سرامیك از سیالك كاشان ؟

*

6000 سال قبل : صدور اسب از آسیای میانه به ایران ؟

*

5500 سال پیش : كشف شراب در اثر تخمیر و وجه تسمیه میمند شهربابك ؟ .

*

4000 سال قبل : آشور مركز تجارت جهان بود و می توان گفت ایران آنروزگار كه از تعدادی از ایلات و روستاها تشكیل می شد با نوعی كدخدا محوری ( دولتشهر گونه )جزء حكومت پیشدادیان و كیانیان بود كه آشور را تصرف كرده به همین نام آشور حكومت می كردند ؛ و بعید نیست كه پادشاهی بزرگ از سلسله ای پیوسته به آنان به نام دقیانوس نیز به مركزیت كوههای خبر در جنوب كرمان ، سلطنت می كرده است .

* 3000 سال پیش : آریائی ها مشتمل بر پارس ها ، پارت ها ، مغ ها و ماد ها به ایران آمده اند .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 16 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :