Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

هرات ایران : مهم ترین یا از مهمترین مراكز آریائی ها ؟

پنجشنبه 29 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، زبان.ادبیات.آموزش، 

مركز آریائی ها در استان یزد است و نه در افغانستان ؟!

مركز آریائی های ایران را بین یزد و شیراز و كرمان بیابیم

 

بنا به نوشته دیاكونوف : « پادشاهان هخامنشی ایران ، تا زمان خشایارشا ... در نسب نامه خودشان قید می كردند كه از سلسله هخامنشیان و قبیله « پارس » و نژاد « آریا » هستند . »

مجموعا" مورخین مشهور و معتبر جهانی در مكان نمائی آریائی های ایران بیشتر به مركز و شرق ایران كنونی توجه می كنند .

در باز شناخت نخستین مسیرها و مكان های آریائی ها مجموعا" دو نظریه در اولویت قرار می گیرد :

-         كوه نشینی آریائی های اولیه و از آنجمله پارس ها

-         مركزیت هرات ، حتی به عنوان محلی كه نام خود را به آریائیان داده است ! .

به نظر دیا كونوف « نزد زرتشتیان ، اصطلاح « آریا » فقط به قبایل ده نشین زرتشتی اطلاق می شده است » . پس :

-         در سایر نقاط جهان به لقب آریائی اهمیتی نداده اند .

-         آریائی ها زندگی در فلات ایران را با كوه نشینی آغاز كرده اند .

-         پارس ها مشهورترین و قدرتمند ترین آریائی ها در فلات ایران بوده اند

-         پارس ها در جنوب ایران مسقر بوده اند .

-         كوهستانها و به ویژه روستاهای زرتشتی نشین از آریائیان بوده اند .

-         مركزیت پارس ها در كوهستان های بویر احمد ( شامل قلٌه دنا ) ، شیركوه یزد و كوهستانهای شمال و غرب شهر بابك می باشد .

-         زرتشتی بودن پارس ها از زمان خشایار شا مسلٌم است ...

...حال آنكه هرات در افغانستان كه مركز یا حتی منشاء سرفرازی آریائی ها شناخته شده است نه آنچنان كوهستانی است ، نه محل استقرار هخامنشیان به عنوان محور قدرت آریائی ها بوده است ، نه روستاهائی با نامهای بسیار قدیمی و قابل انتساب به آریائی ها و پارس ها دارد ، نه معلوم است كه اگر كاملا" به دین زرتشت گرائیده است این گرایش دقیقا" از چه زمانی شروع شده است ؛ و...

پس اگر محلی بنام هرات منشاء و مركزیٌت آریائی هایایران را داشته است آن هرات می تواند همان باشد كه بین كرمان و یزد و شیراز قرار گرفته است :

-         در بین كوهستانها قرار دارد .

-         از شهرهای مهم پارسیان بوده است

-         قدمت و نام روستاهای كوهستانی اطراف آن قدمت بسیار زیاد آن را نشان می دهند .

-         از نفوذ دین زرتشتی در آن همین بس كه تا دیر باز در این دین باقی بوده است و وفادارترین باز ماندگان دین زرتشت همیشه در مناطق اطراف آن ، یزد و كرمان ، می زیسته اند .

به نظر می رسد اشتباه از آنجا شروع شده باشد كه :

« آره آ » و « آراخوزی » ( قندهار كنونی ) را بسیار بیش از آنچه كه بوده است به یكدیگر مرتبط دانسته اند . اصولا" این كه آراخوزی همان قندهار بوده باشد هم می تواند مورد تردید قرار گیرد .

نام هرات افغانستان را كه « هریه » بوده است همان آریا دانسته اند حال آنكه هرات ایران به آریا نزدیك تر است ؛ به اضافه این كه به احتمال قریب به یقین « ت » در انتهای نام آن در ابتدا وجود نداشته است و بعدا" ، بر اثر نوع كتابت اعراب ؟ ، به آن افزوده شده است .

كار اشتباهات ، سهوی یا عمدی؟ ، به جائی رسیده است كه « آرا فرسیا » را كه بیش از هر چیز به « هرات فارس » شباهت دارد همان قندهار شناخته اند ! .

در كنار ساتراپ های داریوش به وضوح هرات افغانستان به عنوان جزئی از ساتراپ شانزدهم ، در كنار پارت ها و خوارزمی ها و سغد ها آمده است ؛ حال آنكه آریارپت ها در ساتراپ هفتم قرار دارند .

به این ترتیب به احتمالی بیشتر هرات كنونی كه مركز ساتراپ آریا پت ها بوده است را بعدا" « آره آ » و « هره آ »  ... و نهایتا" هرا و هرات خوانده اند ؛ چه بسا نویسندگان عرب در اثر مهاجرت گسترده اعراب به اطراف شیر كوه نام آنرا هرات نوشته و به همین شكل تلفظ كرده اند .... و در این اواخر مورخین غربی ، به هردلیل مركزیت آریائی های ایران را به هرات افغانستان نسبت داده باشند ...

این نیز بعید نیست كه شعبه ای اصلی تر از آریائی ها كه به سوی پارس مهاجرت كرده اند هرات را مركز قدرت اولیه خود قرار داده باشند و گروهی دیگر كه به سوی قندهار و هند می رفته اند هرات افغانستان را ...   

نظرات() 

یزد از فارس است یا فارس از یزد ؟

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، 

یزد از فارس است یا  فارس از یزد ؟

 

معمولی ترین فرهنگ ها و دانشنامه های جهانی ، به ویژه به زبان فارسی ، پرس یا پرسه یا پارس را نام قومی از اقوام آریائی دانسته اند كه از حدود سه هزار سال پیش در جنوب ایران می زیسته اند . تخت جمشید و پاسارگاد  ، پایتخت های سیاسی – نظامی پارس ها بوده اند و به همین دلیل مناطق اطراف این دو شهر ( متعلق به پاسارگادیان ) به « پارس » شهرت یافته اند .

در طول تاریخ اسلامی ، برخی از جغرافیادانان و تاریخنویسان مشهور ایران و جهان نیز یزد را از سرزمین های فارس دانسته اند .

تقسیمات اداری ایران طی دو قرن اخیر سبب شده است كه ایالتی بنام فارس، شامل ناحیه یزد ، به وجود آید . بعدا" تقسیمات اداری تا حدودی از تقسیمات تاریخی – جغرافیائی – قومی و نژادی فاصله گرفته یزد و اصفهان را یك استان دانسته است تا این كه سرانجام بنا به دلایل و براهینی بسیار قوی یزد به صورت یك استان مسقل در آمده است .

 پس از اسلام ، در دوره هائی متفاوت ، ناحیه یزد و به ویژه شهر مركزی آن ، مهاجر پذیر بوده با وجود ضرب المثل بودن در اعتلای فرهنگی و انعطاف خردمندانه و حفظ جمعیت زرتشتی خود ، كه الزاما" پارسی نیستند (1) ، جمعیت معتنابهی از اعراب ، دیلمیان ، تركان ، مغولان ، تیموریان ، آذریان ، و به خصوص اصفهانی ها و افغان ها را در خود جای داده است ....

پیش از اسلام نیز یزد ، برسر چهار راهی ایران ،درشمال و غرب پذیرای ماد ها ( و قوم مغ ؟ ) ، در شمال پذیرای پارت ها و قبل از پارت ها در شمال و شمال شرقی احتمالا" پذیرای كیانیان ، در جنوب غربی پذیرای ساگارتیان ، و در جنوب پذیرای پارس ها و نیز لابد تعدادی از فرماندهان و سربازان یونانی اسكندری بوده است ؛ كه به تدریج این اقوام در هم آمیخته جمعیت معدود یزد در زمان حمله اعراب به ایران را تشكیل می داده اند .

به گمان ما شهر یزد بیشتر كیانی ، بهد از آن از مادها ( و مغ ها ؟ ) و آنگاه پارتی ها بوده است و نمی توانسته است مركزی از پارس دوره هخامنشی به شمار رود .

شیركوه و آبادی های بزرگ دامنه آن ، به خصوص در دامنه جنوب غربی را می توان از اولین و مهم ترین محل های استقرار پارس ها در ایران كنونی به شمار آورد .

بنا به نوشته های دیاكونوف : در پرسید شهر وجود نداشته است . وی می نویسد : « پرسید ایالت كوهستانی است ... در شمال غرب شامل دشت های خشك مركزی » . این دشتها ، از آنجا كه قید مركزی می آورد ، می توانند همان كویر زرین در جنوبی ترین بخش های كویر مركزی و امثال آن در شمال شهر یزد كنونی بوده باشند .

آباد ترین بخش پارس در دو تا سه هزار سال قبل ، شیركوه در جنوب شهر یزد ، می نماید . چرا كه اولا" دارای توانمندی های بیشتری نسبت به سایر نواحی كوهستانی پارس بوده است ، ثانیا" اسامی تاریخیش چنین فرضی را مطرح می كند ، ثالثا" به مبداء مهاجرت پارسیان نزدیك تر بوده است و... نهایتا" چه بسا هخامنشی های پارسی قبل از مهاجرت به خوزستان و تشكیل حكومت هخامنشی در شیركوه و كو ههای دنا می زیسته اند و از همین دو  ناحیه به خوزستان سرازیر شده اند .

(1) و می توانند از كیانی ها ،مغ ها ، مادی ها ، پارتی ها  و حتی بازماندگان یونانیان سكندری بوده باشند .

نظرات() 

یزد در شاهنامه ی حكیم ابو القاسم فردوسی

شنبه 24 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، زبان.ادبیات.آموزش، 

یزد

در شاهنامه فردوسی

 

درهیچ بیتی از شاهنامه فردوسی نامی از یزد ، ایزدیش یا ایساتیس نیامده است ؛ امٌا مطایقت فرمائید :

كوه سپند در شاهنامه با كوه اسپید یا اسپند در راه تفت به نیر ، نرسیده به بردستان :

لب از چاره خویش در خند خند

چنین تازیان تا به كوه سپند

نیز در جنوب شرقی ابركوه روستائی بنام اسفند آباد وجود دارد .

در ابركوه همچنین بخشی بنام دهستان وجود دارد ، و فردوسی توسی سروده است :

سپهبد به نزدیك ایران كشید

سپه را به نزد دهستان كشید

می دانیم كه در پارسی باستان و حتی هم اكنون در لهجه یزدی و گسترده تر از آن در زبان فارسی ، حرف های « ن » و « م » به یكدیگر تبدیل می شوند و بنابر این ارنان می تواند ارمان هم تلفظ شده یا تلفظ شود . در یزد كوه ارنان نیز در بخش جنوبی رشته كوه های شیر كوه در نزدیكی اسپندكوه و دهستان واقع شده است . فردوسی در شاهنامه آورده است :

و دیگر كه از شهر ارمان شدند

به كینه سوی زابلستان شدند

اگر ارمان همان ارنان نیست پس كجا است ؟

 امٌا شاید مهمترین بخش از شاهنامه فردوسی در ارتباط با شهر یزد در این شعر بوده باشد :

نگه كن به شهری كه ویران شده است

كنام پلنگان و شیران شده است

دگر آنكجا رسم آتشكده  است

كه بی هیر مند است و ویران شده است

 و آیا این مشخصات با شهر یزد در برهه ای از تاریخ مطابقت نمی كند ؟

ما در مطالعات روزهای اخیر خود در پایگاه قومی یزد و یزدیان به احتمال ویران شدن شهر ایزدیش توسط داریوش هخامنشی پی برده ایم ؛ و اینكه شاهان ، به مقتضای منافع خود ، گاه حتی معابد و آتشكده ها و امثال آن ها را نیز ویران می كرده اند؛ و یزد ازاین رو ممكن است مكرر در عهد باستان ویران شده باشد ؛ شهری كه ییگمان جایگاه یكی از آتشكده های ایران بوده است ، بی هیرمند ( بدون رودی بزرگ و پر آب ) است . در اطراف آن پلنگ وجود دارد و نسل شیر هم كه البته مدتی مدید است كه از ایران بر افتاده است .

* این یادداشت بنا به مطالعه ی فقط یك دهم نخست شاهنامه فردوسی نوشته شده است .بقیه را شما بنویسید .

نظرات() 

نقٌالی در یزد

جمعه 23 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، 

نقٌالی ، آنطور كه بین سالهای 1333 تا 1338 در یزد دیده ایم ، مجموعه ای از هنرهای نمایشی و غیر از آن بود كه روی سكٌوی كافه ها یا به قول خودشان ، قهوه خانه ها ، بیشتر در نیم تا یك ساعت از شب گذشته یا عصر ، هربار در حدود یك و نیم تا دو ساعت ، توسط كسانی كه درویش خوانده می شدند برای مستمعین یا بینندگانی كه بیشتر از رانندگان و به خصوص رانندگان عبوری از شهر بودند اجرا می شد ؛ و از نظر اقتصادی ، دكانی بود كه در ویش در قهوه خانه برای خود باز می كرد و بااین وجود از  مبلغی كه مشتریان به نقال می دادند غالبا" سهمی هم به قهوه خانه دار می رسید ؛ اگرچه شنیده ام كه برخی از قهوه خانه دار های منصف تر و ملاحظه كار تر چون سید علی . م . آن سهم را از درویش نمی پذیرفتند و یا فقط گاه به گاه كه درآمدش را مكفی می دیدند سهمی می گرفتند . حكیم ابوالقاسم فردوسی ، یا در واقع شاهنامه ی سروده وی ، اولین عامل پشت صحنه بودند .

به غیر از شاهنامه ،كتاب های امیر ارسلان نامدار ، حسین كرد شبستری ، چهل طوطی ، مختارنامه ، هزارو یك شب ، و چنان كه شنیده ام سمك عیٌار و داراب نامه و...از جمله كتاب هائی بودند كه توسط درویش نقل می شدند . نقٌال به معنی كسی بود كه قصٌه های دیگران را می خواند و برای تماشاگران خود نقل می كرد .

گاه برخی از نقٌال ها كه ذوق و شوقی داشته اند از خود داستان هائی بسیار جذاب و عبرت آموز می ساخته اند كه نسخه هائی از آنها در مركز فرهنگ مردم ایران نگهداری می شود ؛ و در صورت انتشار آن ها خواهیم دید كه « رمان » و « نوول » را فقط فرانسوی ها یا به طور كلی اروپائیان اختراع نكرده اند و چه استعداد هائی در ایران بوده است كه قدرشان ناشناخته مانده همچنان نهفته مانده اند .نقٌال های یزدی معمولا" به اصطلاح مردم همان شهر « سی تو هنری » بودند . یعنی از سی تا هنر متفاوت بهره داشتند :

-         جذٌاب تر كردن داستانهای دیگران و به اصطلاح آب و تاب دادن به آنها .

-         ساختن داستان از خود .

-         دكلمه شعر و گاهی حتی شاعری

-         آواز خوانی

-         پانتومیم كه گاه به ( به ندرت ) نوعی رقص كمیك هم تبدیل می شد .

-         حركات دراماتیك

-         ( به ندرت ) حركات كمیك

-         لباس نقٌال كه ، در هرحال درویش خوانده می شد ، همان لباس درویشی بود كه در همه جا و در همه حال متحد الشكل نبود و به خصوص برحسب توانائی مالی نقٌال فرق می كرد : شب كلاه ، پیچه ی دور آن ، قبا ، كشكول ، تبر زین ، چوبدستی ، و سر و وضع ژولیده با موها وریش و سبیل اصلاح نكرده .

خدا رحمت كند درویش قاسم نقٌال نسبتا" مشهور دو دهه 1340 در یزد را كه هم محلٌی ما بود و بعدا" در باره نقل های او و دیگران برایتان خواهم نوشت انشاء الله

نظرات() 

صف آرائی اردكان تا هرات در برابر اسكندر مقدونی

سه شنبه 20 اردیبهشت 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، تاریخ.دین.روحانیت، 

 

 شیركوه یزد

 

صف آرائی اردكان تا هرات

 

در برابر  اسكندر مقدونی

 

آ و رده اند در حوالی سال 333 پیش از میلاد ،قریب به 2350 سال پیش  « پارسی ها به اسكندر خبر دادند كه بسوس ( والی بلخ ) لباس ارغوانی ( كه خاص پادشاهان هخامنشی بود ) در بر كرده ، خود را اردشیر نامیده و شاه آسیا خوانده . پارسی هائی كه نزد او رفته اند ، و نیز باختری ها به او كمك می كنند و او از سكاها یاری می طلبد . اسكندر تمام قشون خود را جمع كرده به سوی باختر راند ... » .

« بعد به اسكندر خبر رسید كه « ساتی برزن » ، « آناكسیپ » و دسته او را كشته ، هراتی ها را شورانده و آنها در پایتختشان كه آرتاكوان نام دارد جمع شده اند ... »

به احتمال قریب به یقین این هراتی ها همان ارات ها ، ارت ها ، یا ارتاها ، و « هرات » هم همان محلی است كه امروز مركزیت اداری – سیاسی شهرستان خاتم در استان یزد را دارد . پارسیانی كه برناحیه یزد كنونی سیادت می كرده اند برج و باروی دفاعی خود را در ناحیه اردكان داشته و در اطراف رشته كوه های شیركوه مستقر بوده اند ؛ و باز به منظور دفاع ، هرات را چون دژی در جنوب غربی و برسر شاهراه پازارگاد و تخت جمشید به خراسان داشته اند كه با خبر شكست داریوش سوٌم ، و اطلاع از انبوه لشگریان وی ، به مركز دوردست تر ، مستحكم تر و محفوظ تر خود كه اردكان باشد عقب نشینی كرده مردم به كوهها پناه برده اند كه از آنجمله می تواند كوه چك چك ، به دلیل دوری از شاهراه اصلی و بنابر این مسیر اصلی اسكندر و تهاجمات مستقیم وی باشد .

« وقتی كه اسكندر به قصد بسوس حركت كرد در راه نامه هائی از ولات ایالات مجاور پارت به او رسید كه خبر می دادند « بسوس » با قوه زیاد او را تهدید می كند ، و ساتی برزن كه از طرف اسكندر والی هرات شده بود یاغی گشته . اسكندر نزدیك بود به بسوس برسد ، ولی چون یاغیگری ساتی برزن را شنید عازم گردید اوٌل كار او را بسازد و با این مقصود پیاده نظام و سواره نظام سبك اسلحه خود را برداشته و تمام شب را راند و ناگهان بر او تاخت .. در این حال ساتی برزن دوهزار سوار برداشته فرار كرد و نزد بسوس به باختر رفت ، از او كمك بطلبد و سپاهیان او در شهر ارتاكانا ( اردكان كنونی ) كه محكم بود بماندند ؛ ولی اشخاصی كه نمی توانستند بجنگند به كوهی پناه بردند . محیط این كوه 32 استاد ( تقریبا" یك فرسنگ ) بود و از آن چشمه هائی بیرون می آمد ..... »

والی شدن به معنی حاكم شدن و به جای یك شاه نشستن است .

هرات كه دارای والی شده است قبل از آن یك شاه نشین ( كشور خودمختار ، تابع شاهنشاهی ایران ) بوده است .

اردكان مركز نظامی و بنابر این سیاسی – اداری هرات بوده است . نام هرات نه تنها نام یك شهر بلكه احتمالا" نام تمام ناحیه شیركوه ، محصور به شنزارهای مروست – ابرقو – اردكان و ... بوده است .

نخستین كسانی كه پس از فتح تخت جمشید و آتش زدن آن توسط اسكندر ویرانگر از دفع وی نا امید نشده برعلیه وی به پا خواسته اند و مسلما" آماده جنگ شده اند مردم كشور هرات ، به مركزیت اردكان بوده اند . تحقیق كنید!

* نگاه كنید به كتاب تاریخ ایران باستان . جلد 2 . صص 4 - 1653

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 16 
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو