تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب تاریخ.صاحبمنصبان و سایر
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

از « نالوطی » و « بی معرفت » تا « پ . نه . پ » ! - 2

دوشنبه 2 آبان 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، 

 

 

 

 

از نا لوطی و بی معرفت تا پ . نه . پ

از اوایل سال 1356 تا هفت – هشت سال در آن كشور نبودم كه بدانم « چه خبر » است . شاید چون انقلاب شده بود همین « چه خبر » یا « تازه چه خبر » اصطلاهی بود كه بیش از همه بر زبان مردم جاری بود و حتی برنامه ای رادیوئی هم تحت این عنوان ساخته بودند .

به آن كشور كه باز گشتم یك ضرب المثل یا اصطلاح و یك اصطلاح به تمام معنی اصطلاح ، به خصوص این دوٌمی ، به حدٌی رایج شده بود كه نمی شد درهمان یكی دو روزه اوٌل متوجٌه آن نشد ! :

-         مورچه چیه كه فشار خونش باشه !

-         خالی بندی

البتٌه مورچه به نحوی حانشین موش قبل از انقلاب شده بود ! قبل از انقلاب ضرب المثل یا اصطلاح « موش چیه كه كلٌه پاچه اش باشه !!! » متداول بود و بعد از انقلاب هم برخی آن را به كار می بردند ؛ امٌا توجٌه به مورچه اساسی شده بود ! . چرا ؟! شاید به این دلیل كه در برهه ی سرنوشت ساز انقلاب هم بسیاری از مردم آن كشور دست از خصلت « ریز بینی » خود برنداشته بودند ! و این ریز بینی هم می دانید كه معمولا" در همسایگی « نزدیك بینی » و اشاره به آن كسی است كه « از نوك دماغش آنطرف تر را نمی بیند » ! . صدٌام لعین تمام گمرك خرمشهر را خالی كرده بود و وقتی كارشناسی به رئیسش می گفت یك گزارشی لااقل در این خصوص و چند و چون اموال به سرقت رفته تهیٌه كنیم رئیسش می گفت ... حالا شما ترتیبی بده كه كارشناسان ماهانه بیش از یك خودكار مصرف نكنند و از ما نگیرند چون در اثر جنگ اوضاع وخیم است ! چرا برخی از كارمندان روزی سه استكان چای می خورند ؟ همان دو استكان كافی است ! و باز آن درحالی بود كه هرسال هزاران تن چای ....

و امٌا خالی بندی ! . برخی می گفتند كه این خصلت هم چون ریز بینی و نزدیك بینی از مشخصٌه های اساسی مردم آن كشور و حتی از مشخصٌه های حیاتی ایشان است . منتهی پیروزی انقلاب به شدٌت و حد ٌت تام و تمام سبب ظهور و بروز فراگیر آن شده است و هركسی به منظور استفاده هائی شایان از انقلاب مردمی كه از جان و مالشان گذشته بودند خالی بندی های متعدد و معتنابهی می كرد تا مالی به جیب بزند و جانی بگیرد . شاید قبلا" به این گفته ها « دروغ شاخدار » می گفته اند ؟! امٌا واقعیتش این است كه من بنیان این اصطلاح را كه به احتمال قریب به یقین با انقلاب به وجود آمده است نمیدانم . خدارحمت كند انجوی شیرازی را كه به دنبال بنیان اصطلاحات و مثل ها و متل ها و ضرب المثل ها بود و اگر هنوز هم بود به دنبال ریشه این تداول عامٌه می رفت .

امٌا تداولش هرچه كه باشد اثرش فرقی نمی كند : امنیٌت ، پیشرفت و توسعه و ترقی مستلزم تشكیل جامعه و زندگی اجتماعی است ؛ كه این خود بدون فرهنگ و تمدن كارآئی نمی یابد . بزرگترین مظهر هر فرهنگ ، ارتباطات و از آن جمله « زبان » است كه در عین حال ضروری ترین عامل زندگی اجتماعی هم به شمار می رود . به قول مردم شناسان و جامعه شناسان ، زبان به منزله یك ملاط در ساختمان است ، كه در جامعه افراد را به هم پیوند می دهد و...

حال ما فرض كنیم كه این افراد خشت باشند و ما به جای سیمان و گچ كه سهل است ، به جای گل برای ساخت بنا و نهادن خشتی بر روی خشت دیگر از برف استفاده كنیم . البته خشت روی خشت بند می شود ؛ امٌا نه با استحكام و با كوچكترین لرزشی ....  دروغگوئی و سالوس و ریاكاری و خالی بندی به منزله همان برف است در ساختار .... اجتماعی ....   

 

نظرات() 

زاد روز ایرج افشار ، نگارنده یزد نامه - 4

دوشنبه 18 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، لباس، 

عرضه مجموعه 9 جلدی ایرج افشار در نمایشگاه بین المللی كتاب
 
 

علم العجائب !

منحصر به ایران نیست ؛ تقریبا" در تمام جهان دوستداران حوزه ی مردمنگاری به سوی عجایب و غرایب ، یا لااقل « پدیده های چشمگیر » زندگی مردم ، جلب می شوند (1) و برخی از مبتدیان حوزه ی مطالعه و تحقیق ، حتی در كسوت استادی دانشگاهها ، نیز جوانان و دانشجویان را به چنین سمت و سوهائی سوق می دهند .

حال آنكه برعكس ، موضوع مردم شناسی دقیقا" همان چیزی است كه در یك زندگی یك مردم « كاملا" عادٌی » باشد ؛ مثلا: پوشیدن چادر مشكی در ایران عصر حاضر (2) . این قید « حاضر » در مطالعات حقیقی مردم شناسی و بنابر این مردمنگاری ، اهمیٌتی اساسی دارد . مو ضوع مردم شناسی بیش از همه « عادات ، آداب و رسوم و سنن حاضر مردم یك اجتماع » است ؛ و نه گذشته ی آنها ؛ و همین كه مربوط به گذشته ، حتی پنج یا ده سال قبل (3) شد « تاریخ » است و نه مردم شناسی .

امروز هنوز هم شال ، یعنی پوشش سر مردمان یزد ، ایران و غالب نقاط جهان در اعصار قبلی ، در یزد متداول است ؛ و شخصا" در سفر چند روزه شهریور 1390 به شهر یزد چند نفر « شال به سر » را در آن شهر مشاهده كردم كه می تواند چند و چون نوع پارچه ، عرض و طول ، نوع پیچیدن ، مواقع استفاده ، و... مورد مطالعه یك مردمنگار قرار گیرد .امٌا چادری كه ایرج افشار در صفحه نوزده یزد نامه از آن به نام « چادر نماز » نام برده است و در واقع چادر شب خوانده می شده است بعید است كه حتی موردی از آن را بتوان در این شهر باز یافت .

ایرج افشار از شیفتگان تاریخ و به ویژه میراث فرهنگی یزد است . « چادر شب زنان شهر یزد » موضوع تاریخ ، میراث فرهنگی ، و در واقع « تاریخ فرهنگی شهر یزد » است . با این وجود چون در روش شناخت مردم یا به اصطلاح مردم شناسی ، به شیوه تكاملگرائی ( مكتب تكاملی ) ، موضوع « تحوٌل فرهنگی یزد »  است می تواند ابزار دست ( اسناد و مدارك علمی ) مردم شناس نیز قرار گیرد ؛ و آنهم البته نه اینكه فقط به طریقی ژورنالیستیك مورد اشاره واقع شده باشد ؛ بلكه در صورتی كه بنا به روشهای علمی مردمنگاری ، خود مورد شناخت كافی قرار گرفته باشد .

اینجا است كه ایرج افشار با اشاره به آنچه كه در زندگی مردم یزد پدیدار شده است ، و البته برخی بیشتر و برخی كم تر ، نظیر یك دائرة المعارف ، راهنما ، سر آغاز ، و مرجعی برای به اصطلاح عوام « سر نخ دادن به مردمنگار و مردمشناس » واقع شده است ؛ كه شاید اشاره ای بیشتر به موضوع چادر یزدی بتواند بیش از این جایگاه ایرج افشار را در مردمنگاری ، و نه هرگز مردم شناسی ، یزد نشان دهد .

(1)   یكی از استادان مردم شناسی دانشگاه تهران در سال 1345 و 1346 معتقد بود كه چون در یزد سرو ابركوه و كوه عقاب واقع شده محل خوبی برای مردمشناسی می تواند باشد ! حتی یكی از استادان آمریكائی مردم شناسی كه برای تكمیل موضوع تز خود به ایران آمده بود به دنبال كردهائی می گشت كه شمشیر را از بدن خود عبور می دادند ! كریستیان برمبرژه ، یكی از استادان مردمشناسی فرانسوی جیره خوار حكومت شاهنشاهی نیز گاه بگاه به دنبال چنین موضوعاتی بر می آمد كه هربار توسط رئیس خود ، پرو فسور بلفه ، كنترل می شد !

(2)   گرچه زنان واقعا" مسلمان با آگاهی از اینكه پوشیدن مشكی برخلاف سفارشات اسلام ناب محمدی است از پوشیدن چادر مشكی احتراز می كنند ؛ یا زنان تحصیلكرده و واقعا" روشنفكر ضرورتی در این پوشش غالبا" زائد و دست و پاگیر نمی بینند ؛ خواه نا خواه پوشش اكثر زنان ایرانی را تشكیل می دهد .

       (3)مثلا" شیوه ای كه در یك محلٌه تهران جمع می شدند تا جوانان خود را به جبهه های جنگ تحمیلی اعزام كنند

از موضوعات حقیقی مردم شناسی كنونی ایران : نوشته های روی اتوموبیلها ، كامیونها ، و...

 

نظرات() 

زاد روز ایرج افشار ، نگارنده یزد نامه - 3

یکشنبه 17 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، 

عكس از كاریز یزد

ایرج افشار

آغازگر دائرة المعارف یزد

در ایران ، به ظاهر امر ، یك هنجار اقشاری ( و نه طبقاتی ) داشته ایم كه عامٌه مردم معمولا" شهر نشین را كمتر از پایتخت نشین ، روستائی را كم تر ( و در اینجا دقیقا" كم فرهنگ تر ) از شهری ، عشایری را كم تر از روستائی ، و كولی را كم تر از عشایری می دانسته اند تا به آنجا كه « كولی بودن » ، سمبل هنجارهای اجتماعی را رعایت نكردن ، كم فرهنگ بودن و بد فرهنگ بودن محسوب می شده است . از اینجا ، و كم و بیش به عنوان یك « قانون اجتماعی » ضرب المثلی شهره شده است كه می گویند :

« به كولی گفتند خوش آمد ، توبره را كشید و پیش آمد » .

نهایتا" این كه كولی از فرهنگ مردم بی اطلاع است ، بنابراین تفاوت بین عرف و « تعارف » با حقیقت نظرتعارف كننده را نمی داند و در نتیجه ساده لوحانه ، و از روی طمع غریزی ، تعارف را جدٌی می گیرد و در عمل به زیاده خواهی می پردازد .

زیاده خواهی كم و بیش بر عكس تواضع است .متواضع كسی است كه نه تنها زیاده خواهی نمی كند بلكه دارای خود بزرگ بینی هم نیست ؛ جایگاه خود را به خوبی تشخیص می دهد و به جای آن كه خود را بالاتر از جایگاه حقیقیش بپندارد محض رعایت ادب جامعه ، و حتی آموزش آن به دیگران ، خود را كمتر از آنچه كه هست معرفی می كند .

« عیب » به جدٌ گرفتن هرگفته ی ناصحیح برخی از اعضاء جامعه توسط برخی دیگر به عنوان یكی از « آسیب های رفتاری – اجتماعی » را به اصطلاح « نداشتن جنبه » یا نداشتن ظرفیت » گروه دوم معرفی می كنند .؛ و برعكس ، داشتن ظرفیٌت یا جنبه از صفات بسیار پسندیده ای است كه به نظر ما در حدٌ اعلای آن نزد ایرج افشار یافت می شود .

طی پنجاه سال اخیر ندیده ایم كه هیچگاه ایرج افشار آنچنان خود را پژوهشگر ( كه امروز هر نوجوان تازه از گرد راه رسیده ای خود را پژوهشگر معرفی می كند ! ) ، و به خصوصدانشمند معرفی كند ، یا حتی اجازه بدهد كه وی را به چنین عناوینی معرفی كنند .برعكس ، بارها و بارها خود را نه تنها « گرد آورنده » و روزنامه نگار ( و نه نویسنده ! ) معرفی كرده است ؛ بلكه بر آن تاكید ورزیده است : نمونه ای از مردم اصیل یزد ؛ یك نفر یزدی متواضع .

اگر ایرج یزد تواضع نداشت پای پیاده در این شهر و آن روستا در جستجوی ثبت ما وقع طی طریق نمی كرد و راهنما نمی شد ؛ راهنما از این جهت كه نه تنها رفتار ایرج افشار بلكه آثار وی سرمشق و سر آغازی برای پژوهش و تحقیق نزد محققان كنونی و آینده قرار خواهند گرفت .

ایرج افشار در غالیب پژوهشهای ایرانشناسی یك راهنما و آغاز گر است ؛ كسی است كه به اصطلاح سرمشق را می نویسد یا به گفته ای عوامی سرنخ به دست می دهد و نه تمام مشق را ؛ تمام نخ را . وی ، به خصوص در باره یزد ، چون دائرة المعارفی است كه كلیاتی از  هر موضوع مهمی به دست داده در واقع به آنان  اشاره می كند . از آنجمله است آنچه كه افشار در خصوص شال مردان یزدی یا چادر زنانشان در صفحه اوٌل یزد نامه آورده است :

« ....شالهای معمولا" سفید... »   

نظرات() 

زاد روز ایرج افشار ، نگارنده یزد نامه - 2

شنبه 16 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، 

ایرج یزد

 

در ایران نگاه به مشاهیر علم و ادب معمولا" بر چند نوع است :

1 – نگاه مردمی یا به اصطلاح عوام الناسی . اگر كسی به علم ، ادب یا هنری شهره شد دیگران بدون آنكه حقیقتا" آن علم یا هنر و میزان مربوطه نزد وی را بشناسند وی را ( به خصوص اگر زیبا ، خوش اندام ، خوشپوش ، خوش اخلاق ، متین ، موقٌر ، مهربان ، و... ) ببینند می ستایند و به اصطلاح بالا می برند چنان كه هیچ كسی یا در واقع هیچ منتقدی یارای اظهار حتی یك عیب از وی یا گرفتن یك ایراد از وی را ندارد : معرفت عوام الناسی ، معرفتی برخاسته از دل یا روابط خونی و احساسی و به اصطلاح « بصیرت سلیقه ای » یا بنا به نوشته هائی علمی چون كتاب « فلسفه علمی » فلیسین شاله : « معرفت سطحی » ...

از این رو بسیاری از مشاهیر در زمان حیات خود توسط مردم « بزرگ » و بزرگ تر ؛ و حتی به اصطلاح « بت » شده اند ؛ و پس از مرگشان رو به افول نهاده در رشته فعالیٌت خود حتی درجه 2 و 3 هم شناخته نشده اند .

2 – كسانی كه اتفاقا" پس از مرگشان به اتكای روابط اجتماعی خود یا شناخته و شناسانده شده اند یا از آن چه كه در حقیقت بوده اند بسیار بزرگتر معرفی شده اند . از جمله كسانی كه ارثی در این خصوص برجای نهاده اند ، فرزند یا فرزندانی پیگیر داشته اند ، از نعمت شاگردان و دوستانی نویسنده و وفادار بر خوردار شده اند ، و.....

3 – كسانی كه باری به هر جهت مورد تائید و حمایت حكومت وقت بوده اند ؛ لااقل در حدٌ خود در زمان حیاتشان معرفی شده اند .

غالب این افراد شخصیٌت علمی كاذبی یافته اند كه به دلیل همین كذب شهرت آنان پس از چندی چون حبابی تركیده است ، یا لااقل دیر پا نبوده است و به تدریج رو به افول نهاده است .

4 – كسانی كه از نقدعلمی و هنری منتقدان سر بلند بیرونن آمده اند . نگاه علمی و منتقدانه به فعالان حوزه های علم و ادب و هنر ، كه نیاز به تخصص و به خصوص « تعهد » دارد حقیقت شخصیٌت علمی یا هنری این یا آن شهیر دنیای ارتباطات را عیان می سازد .؛ و تعهد در اینجا به این معنی است كه در بررسی خود تحت تاثیر هیچ عامل انسانی قرار نگیرند و ؛ تا آنجا كه می توانند ، هیچ چیز جز حقیقت را نگویند كه این حقیقت گوئی نیز نیاز به تحقیق دارد ، تحقیق هم به نوبت خود وقت و زمان می برد و از اینجا است كه ، صرفنظر از شعرا كه در قدیم تذكره هائی از آنان می ساخته اند و تا حدودی شناخته و شناسانده می شده اند ، در خصوص سایر بزرگان ایران ظلمی به تمام و كمال صورت گرفته است و اكثر قریب به اتفاق آنان در واقع برای خوانندگان آثارشان ناشناس مانده اند .

ایرج افشار امٌا در كدام رده قرار خواهد گرفت و چه سر انجامی خواهد یافت ؟

پاسخ به این سؤال را نمی دانیم و نمی توانیم پیش بینی كنیم ؛ امٌا :

یك - آنچه كه مسلٌم است وی از پر كارترین ؛ و چه بسا پركارترین ، و بنابر این پر بارترین مطالعه گر عصر حاضر ایران بوده است كه از این نظر درمقابل عظمتش سر تعظیم فرود می آوریم :

دو – با وجود آنكه در تهران متولد شده و در آن شهر زندگی كرده است تعلق خاطر بسیار زیادی به شهر آباء و اجدادی خود ، یعنی یزد ، داشته و به آن پرداخته است كه از این رو و محض سپاس ، ما در این یادداشت وی را ایرج یزد نامیده ایم .

سه– میماند شخصیٌت مطالعاتی ایرج یزد كه ...  

نظرات() 

زاد روز دكتر محمود روح الامینی ؛ پدر مردم شناسی ایران - 3

پنجشنبه 7 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، 

ruholamini

بنیانگذار مردم شناسی ایران

قبل از دكتر محمود روح الامینی استادانی چون دكتر غلامحسین صدیقی و دكتر احسان نراقی ( هردو تا حدودی ) ، دكتر علیمحمد كاردان ( حوالی 1339 – 1343 ) ، دكتر نادر افشار نادری و حتی دكتر ظفردخت اردلان به تدریس مردم شناسی در دانشگاه تهران پرداخته بودند كه افشار نادری با وجود تخصصی لایق در این رشته به تدریس و تحقیق كامل در این حوزه چندان تمایلی نشان نمی داد و شاید فقط متمایل به مطالعات عشایری بود .

در سال 1346خانم اردلان به دلیل عدم حضور افشار نادری به تدریس می پرداخت و مردم شناسی به عنوان « مطالعه جوامع ابتدائی » معرفی شده جاذبه خود را به كلٌی از دست داده بود .

بحث دكتر محمود روح الامینی از « مردم شناسی در صنعتی ترین جوامع جهان » منجی این رشته در ایران شد و آنگاه كانونی كه بنام « بخش مردم شناسی » برای مطالعات مردم شناسی در مؤ سسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران بنیان نهاد جرقٌه ای فروزنده برای مردم شناسی مدرن در ایران گشت .

به عنوان اوٌلین عضو آن بخش ، پس از وی ، كه تا حدودی مسؤولیٌت امور اداریش را نیز داشتم متوجٌه ذهن مطالعه گر وی از مجرٌد به مركٌب و روشی به اصطلاح گشتالتی ، امٌا از جزء به كل و در واقع روشی استقرائی شدم .

خیلی زود متوجٌه شدم كه وی به عنوان یكی از مخلص ترین شاگردان لوروآگوران ، تخصص فراگیری در تكنولوژی سنٌتی دارد و به این معتقد است كه از ملموس ترین و مادٌی ترین ابزار زندگی مردم به معنوی ترین و فلسفی ترین بخش های آن وارد شود . یك روز ، در سال 1350 ، و پس از مسافرتی طاقتفرسابه میمند به وی گفتم : « مردم شناسی چون یك اقیانوس بیكران است ؛ آدم نمی داند كی و از كجایش وارد شود »

گفت : « از همین لحظه و از هرجا كه ایستاده ای ، مقدمه چینی نمی خواهد ، اصل بر ورود است ، شناخت خواه نا خواه حاصل می شود . »

روحش شاد كه این وبلاگ را حقیقتا" از وی داریم ...

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 16 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :