تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب محصولات كشاورزی .
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه های 1350 و 1370 (2) پیشواز (2) آورد و برد اجناس ، و مسافرتها .

جمعه 14 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، محصولات كشاورزی .، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، 


آن روزهای دهه ی 1350 هرگز تهران به وسعت و جمعیت امروز نبود ؛ شاید جمعیتش ثلث جمعیت امروز بود و وسعتش نصف امروز (1392 ) . محل هائی که روستاهائی بزرگ و مستقل محسوب می شدند و با شهر فاصله ای داشتند ، مثل کن ، امروز جزو شهر شده اند . آمٌا در آن دور و زمان از مراکز تولید کشاورزی و تامین کننده بخصوص برخی از میوه ها و سبزیجات و به طور کلی بیش از نود و پنج در صد تره بار تهران بودند ؛ و رسومی ارتباطی با شهر و شهریان داشتند که در ماه مبارک رمضان بیش از موقع نوروز ، اوایل مهر ، شب یلدا ، و... رنگ و روی مذهبی به خود می گرفت . مثلا" یک الاغی که در 1366هندوانه به شهر آورده بود و برای فروش در کوچه ها جار می زد قسم می خورد که در این فروش تقریبا" هیچ نفع مادی ندارد ؛ و فقط خواسته است که هندوانه ها را روزه دارها افطار کنند و ثوابی از این راه برده باشد .
ازهشت - ده روز قبل از ماه مبارک همه روزه تعدادی الاغ و بسیار کمتر ، قاطر ، گاری ، تاکسی بارهای سه چرخه ، تا وانت و کامیون برای حمل تره بار به تهران در جاده های منتهی به این شهر ، بیشتر از سمت جنوب و غرب ، درحرکت بودند و چند روزه ی قبل از رمضان در دهه 1370 ، تعداد این وسایل در جاده ها به طور میانگین تخمینا" به هفت - هشت برابر سایر اوقات سال می رسید .
انواع کالاهای مورد نیاز انبوه از اطراف به سوی تهران سرازیر می شدند . مثلا" اگر رمضان چون سال 1366 و سایر سالهای آخرین دهه 1370 در فصل گرما بود : انواع سیزیجات و طالبی از سوی  ورامین ، هندوانه از شریف آباد، انگور و سیب و سایر سردرختی ها از شهریار (علیشاه عوض ) ، برخی چون توت و شاه توت و غیره از کن ، سیب و قیصی و گیلاس و ... از دماوند ، خربزه از ایوانکی و تا گرمسار ، تا کدو وگرمک کاشان که در زمستان دهه 1350 سوهان قم و باقلوا و قطاب یزد و نان برنجی کرمانشاه و... به اینها اضافه می شد .
در بسیاری از موارد روستائیان اطراف تهران که بار به میدان های این شهر می آوردند ( اگر قبلا" سلف خرها و واسطه ها بارشان را نخریده بودند ) ، به مغازه ها می دادند ، یا حتی شخصا" به خرده فروشی می پرداختند ؛ بخشی از آن را ممکن بود به این و آن پیشکش رمضان کنند . گاهی که روستایشان روحانی نداشت یا روحانی شهر نشین را ترجیح می دادند قبل از آغاز ماه و به منظور مدیون خدا نبودن بخشی از درآمد خود را به پرداخت خمس اختصاص می دادند ، یا بعدا" در محل خود نذرهایشان را ادا و سهم امام می دادند ... ، متقابل" اگر در تهران از کسی طلب داشتند و مثلا" اجناسی را قبلا" به نسیه یا امانت فروشی داده بودند زمان مناسبی برای وصول طلبشان بود .اکثر این فروشندگان موقع برگشت بخشی از مایحتاج رمضان و غیر رمضان خود را که درتهران خریده بودند به محل زندگی خود منتقل می کردند .
برخی هم به منظور مشاغلی خدماتی چون آب حوض کشیدن و فرش شستن و چاووشی خواندن و... به شهر می آمدند .
سکوت و تعطیلی تهران در ماه مبارک رمضان که مثلا" در سال 1346قابل قیاس با همین نوع سکوت در سال 1391 ( اگر در این سال چنین سکوت و خلوتی به صورت قابل توجه وجود می داشت ) به هیچوجه قابل قیاس نبود .؛ و قبل از همه چیز شهر تعدادی از جمعیت خود را از دست می داد .
بسیاری از بازاریان و کارگرانی که حرفه شان در ماه مبارک تعطیل می شد ، یا نمی صرفید و تعطیل می کردند ، روزه داری در شهر خاستگاه خود را بر تهران ترجیح می دادند :
- بسیاری از خرازی فروشان ، مسفروشان ، پارچه فروشان و قالی فروشان کاشانی
- بسیاری از قالی فروشان و کبابی ها و چلوکبابی ها و... تبریزی
- بسیاری از پنبه زن ها و گاه دلٌاک های مازندرانی
- برخی از پارچه فروشان و شیرینی فروشان و بساز و بفروش های یزدی 
- و حتی برخی از آرایشگران گیلانی ...
در این میان گاه دانشجویان و امثال ایشان ( به ندرت سربازان ) هم سعی می کردند ، غالبا" لااقل با نیٌت ده روز ، به ویژه در ایٌام شهادت امام علی (ع) و لیالی قدر ، به خاستگاه خود بروند .    

نظرات() 

ستاره سهیل و مردم ایران

سه شنبه 11 مهر 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:محصولات كشاورزی .، 

 

سهیل ستاره ای است که با فرهنگ کشاورزی و به ویژه با فرهنگ مردمی باغداری ایران گره خورده است ؛

 و با این وجود چون گویا بهترین منظر آن در کشور یمن است به « سهیل یمانی » مشهور شده است . حا

ل آنکه حتی در فرهنگ عموم مردم ایران هم چنان جایگاهی دارد که نام آن را هم بر فرزندان پسر ( سهیل )

 و هم بر فرزندان دختر ( سهیلا ) خود می گذارند .

سهیل سالی یکبار ، در چنین روزهائی ، از حدود هفتم مهر ماه تا حدود بیستم مهر ماه ، که پایان تابستان

 مردمی ایران و زمان برداشت ، و عرضه ی محصولات کشاورزی بوده است ، قابل روئیت می شود ، و می

 توان در طول یک مدٌت ده دوازده روزه هرشب آن را مشاهده کرد .

به نظر مردم ، به ویژه مردمان روستائی جنوب و غرب کویر مرکزی ایران ، بسیاری از میوه ها را تا زمان طلوع

 سهیل ( سهیل زدن ) نباید برداشت کرد و همین که سهیل طلوع کرد ، یا اصطلاحا" « سهیل به آنها زد »

انار؛ میوه‌ای بهشتی

 میوه ها رسیده ، و در بهترین شرایط برداشت خود اند .

به نظر مردم سهیل سبب می شود که میوه ها به خصوص انار و انگور ( و انجیر ؟ ) و حتی خیار :

- آبدار شوند

- شیرین شوند

- بزرگ شوند

- خوشرنگ و خوشبو شوند

- و...

و جالب توجٌه این است که فصل برداشت محصول ، جشن مهرگان ، و مراسم مشهد اردهال در کاشان ( که

 شاید اصولا" جانشینی منطقه ای برای جشن مهرگان باشد ) ، و تشکیل بازارهای روستائی در منطقه انار

 خیز فین ، درزمانی است که سهیل سرزده باشد .

تمثیل ها و شوخی هائی نیز در مورد ستاره سهیل وجود دارد ؛ از جمله کسی را که فقط سالی یکبار می بینند به کنایه کم دیدنش می گویند : « ستاره سهیل شده ای » ... یا برخی از روستائیان کشاورز که می خواسته اند در پرکارترین فصل سال ، یعنی تابستان ، دخترشان را برای کمک نزد خود نگهدارند به بهانه این که دختر هم باید سهیل بزند عروسی وی را به پایان فصل برداشت موکول می کرده اند ؛ و..

نظرات() 

كشك در مردم شناسی ( انسان شناسی ) ایران

دوشنبه 8 خرداد 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، محصولات كشاورزی .، خوراكیها و تغذیه، 

كشك

 

و

 

 

شیوه تولید آن

چهل سال قبل ، در بهار 1351 كه در میمند كرمان به مطالعات عشایری برای مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران مشغول بودم متوجٌه نقش بسیار مهم كشك در زندگی سنٌتی ایران شدم و پس از آن در تهران و با مطالعاتی همه جانبه به این نتیجه رسیدم كه كشك به نوعی از تولیدات اصلی و نیز از غذاهای ملٌی و چه بسا « غذای ملٌی » ، به خصوص در مناطق شرق و جنوب و مركز ایران بوده است . پس اساس آنچه كه در این جا می نویسم به آن مطالعات برمی گردد .

كشك در میمند ( شهربابك )

وقتی كره را از شیر می گرفتند به آنچه كه در ظرف و در واقع در مشك كره گیری ( به لفظ محلٌی : خیك ) باقی میماند دوغ می گفتند ؛ كه این دوغ خود یك نوشابه بود و حتی برخی به عنوان نوعی غذا در آن نان تلیت كرده می خوردند . امٌا حجم این دوغ بسیار زیاد و نگهداری آن بسیار دشوار بود . بنابراین از جمله به منظور كاهش حجم آن به منظور نگهداری بلافاصله در دیگ های مسی ، وسط صحرا و با هیزم و هیمه فراوانی كه در آنجا بود ، می جوشانیدند تا تغلیظ شود ؛ وقتی تغلیظ می شد آن را در كیسه هائی از جنس كرباس یزدی كه كه به قطر پنجاه تا هفتاد سانتیمتر دوخته بودند و حدود دومتر ارتفاع داشتند می ریختند تا آب بازهم زائد آنها از كیسه ها بیرون روند . به این منظور كیسه ها را در داخل یك چادر به چوبی افقی كه حدود دو و نیم متر از زمین ارتفاع داشت می آویختند و زیر هر كیسه تغار یا ظرف دیگری قرار می دادند تا آب بیرون آمده از كیسه كه به آن نیز دوغ یا دوغاب و امثال آن می گفتند ( و غالبا" می نوشیدند ) بیرون بیاید و مایع داخل كیسه خوب تغلیظ شود . تغلیظ شدن مایع گاهی روزها طول می كشید ، و گاهی كه هنوز به خوبی تغلیظ نشده مقداری دیگر به آن اضافه می كردند ممكن بود طول كشیدن آن به هفته ها هم برسد .

وقتی مایع خوب تغلیظ می شد آن را درظروفی ریخته بر سر سفره هایی تقریبا" دومتر در دومتر، و آنهم از جنس كرباس ، قرار می دادند ؛ و بیشتر زنان تا كودكان هفت ساله و حتی چهار و پنج ساله به بالا به گلوله كردن آنها كف دست خود می پرداختند و آنها را در سفره می چیدند تا تقریبا" به طور كامل خشك شوند و قابل انبار كردن باشند .

شكلی كه به كشك ها می دادند شكل گلوله ای ساده به اندازه یك فندق بود ؛ امٌا به غیر از این شكل كه از همه متداول تر است ؛ شكل های دیگری هم از كشك وجود دارد كه از آنجمله است :

- شكل تربت حیدریه ای

- شكل پولكی

- شكل كشك بافقی كه مایع كشك را از آبكش ( به لهجه محلی : ترش بالا ) رد می كردند.

 

نظرات() 

سوخت ها ... (4) خاكه زغال در ایران 1345

یکشنبه 16 بهمن 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:معماری . هنرها، محصولات كشاورزی .، لباس، 

منقل

آتش خاكه زغال  بیشتر برای منقل كرسی

بسیاری از فعالیٌت های زندگی روزمرٌه ما ساده است ، و همه كس كم و بیش از آن خبر دارد ؛ امٌا اوٌلا" این « اطلاعات جسته و گریخته »  به قول فلاسفه چیزی جز یك   « معرفت سطحی » نسبت به یك پدیده نیستند ؛ ثانیا"  با تغییر سبك زندگی ، غالبا" تضعیف شده از بین می روند .

خاكه زغال چگونه تولید می شود ؟ همه می دانند ! و در عین حال بگمانم تا به امروز هنوز هم آنچنان كه باید و شاید مورد توصیف و مردم نگاری قرار نگرفته باشد .

ظاهرا" خاكه زغال پس از تهیٌه زغال و برداشت آن از محل تهیٌه ، باقی می ماند كه چون بر زمینی خاكی قرار دارد با خاك آن زمین می آمیزد ( كه باز این آمیزش در فروش وزنی خاكه زغال به نفع فروشنده است ، و چه بسا مقداری نیز خود بر آن بیفزاید ؟ ) و عدم خلوص آن یك مسئله است .

مسئله دیگر این است كه هنگام نگهداری و به اصطلاح انبار كردن نیز ممكن است با خاك ، فضله سگ ، فضله گربه ، برخی از حشرات خاكی ، و امثال آنها مخلوط شده بازهم كیفیٌت خود را از دست بدهد .

بنابر این در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران ، خاكه زغال را پس از خرید در پاییز :

-         الك می كردند ؛ یا

-         می شستند

الك كردن خاكه زغال ر ا فقط یكی – دوبار در شهر یزد دیده ام و آنهم مواقعی بوده است كه مصرف كننده بلافاصله پس از دسترسی به آن می خواسته است مورد استفاده قرار دهد . یكی از این مصرف كنندگان آن را در « موبیز » الك كرد و بخش الك شده یا الكی را كه باز خاكه زغالی مخلوط با خاك بود در ته اجاق مورد استفاده قرارداد .

برای آنكه خاكه زغال دوباره با خاك مخلوط نشود آن را در « دولابی » یی كه كف آن را ساروج ( به یزدی : لونه ) یا با آجر ختایی فرش كرده بودند نگهمیداشتند . امٌا در اینجا از شرٌ گربه هایی كه خاكه زغال را محل مدفوع خود قرار می دادند در امان نمی ماند . این بود كه گاه برای دولابی خاكه زغال درب گذاشته به آن « دولابچه » می گفتند و گاه هم خاكه زغال را در گونی نگهمیداشتند .

شستن خاكه زغال را گرچه در شهر یزد ندیده ام امٌا در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران و از آن جمله شهر تهران متداول بود . در تهران 1345 معمولا" خود زغالفروش به شستن خاكه زغال و گوله گردن آن مبادرت می كرد و تا آنجا كه نزد یك زغالفروش در خیابان نواب ، پایین تر از تقاطع خیابان آذربایجان دیده ام غالبا" به صورت عددی و به ندرت به صورت وزنی می فروخت .

شستن خاكه زغال و گوله كردن آن را دو – سه مرتبه در برخی از خانه های تهران 1344 و 1345 در خانه هایی در جنوب خیابان رودكی ( سلسبیل ) دیده ام . در آن زمان حوض های كوچك سیمانیی در غالب خانه ها وجود داشت كه مثلا" هردو هفته یك بار آب آن را ( و باز غالبا" توسط شاغلی بنام « آب حوضی » ) خالی می كردند . یك بار قبل از خالی كردن آب حوض به خاكه زغال شویی می پرداختند ؛ به این ترتیب كه هربار قشرنازكی از خاكه زغال را در سطح آب حوض پراكنده كرده شن و خاك آن پس از چند دقیقه ته نشین می شد ؛ آنگاه خاكه زغال ها ی شسته شده و خیس را از سطح آب جمع كرده به صورت گلوله هایی در می آوردند و خشك می كردند تا به موقع خود از آنان استفاده كنند .

 

عكس از روستای وانشان است .

 

نظرات() 

هیزم و هیزم شكن

دوشنبه 28 آذر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، محصولات كشاورزی .، 

منصور چهره پرداز

تابلوی نقٌاشی است و به منظور تزیین

هیزم و هیزم شكن

 

اصل وسیله ی انرژی گرما زای خانگی ، یا در واقع طبخ غذا و گرم شدن در زمستان ، در شهرهای اطراف كویر مركزی ایران ، هیزم و گاه زغال و نیمسوز و خاكه ی زغال بود كه آنهم گیر آوردنش در غیر از این ماههای آبان و آذر ، به اصطلاح كار حضرت فیل بود .

هیزم درختان گز و جفنه و تاغ و بادام ، كه این آخری به دلیل مرغوبیٌت در دهه 1340 به شدٌت كمیاب شده بود ، از جنگل های اطراف شهرها و به تدریج جنگل های دورتر و دورتر تهیٌه می شدند كه حالا اثری از آثارشان باقی نمانده است .

قبل از آن را نمی دانم ، امٌا از حوالی سال 1330 كه به یاد می آورم كامیون ها یی پس از فراغت از حمل و نقل تره بار در تابستان و تا اواخر مهر و پس از آن هم تا حدودی خشكبار و سایر كالاها در آواخر آبان و اوایل آذر گاه تا شب چلٌه فرصتی می یافتند و اینجا دیگر صاحب كامیون ، شوفر ، و شاگرد شوفر ، برای خودشان و به اصطلاح سی خودشان كار می كردند . ظاهرا" تاجر و عمده فروش هیزم و نیمسوز نداشتیم . كامیوندارهای كم مشتری تر به جنگل های اطراف می رفتند ، درختان جنگلی را قطع می كردند و برای فروش به شهرها می آوردند .

محلٌ فروش هیزم ها در شهر یزد در برخی از لرد ( میدان بارانداز ) های شهر بود كه ما آن را از محوطه ای كه در جنوب شرقی میدان شاه ( كه قبل از آن عبٌاسیه و شاه طهماسب هم نامیده می شد و حالا بعثت نام دارد ) قرار داشت می خریدیم . كامیونداری تعریف می كرد كه تا چند سال قبل از آن برای فروش هیزم هایش در لرد امیر چقماق (1) توقٌف می كرده است ، هم كارش راحت تر بوده است ، هم سریع تر می فروخته است و هم حقٌ لردانگی نمیداده است .اینقدر هم مردم سر یك من و دومن آن چانه نمی زده اند و اصلا" اغلب وزن نمی كرده است . در لرد باجوردی هم یك بار دیده ام كه هیزم بفروشند ؛ و گویا گاه ، البته به ندرت ، در كاروانسراها و گاراژها هم می فروختند .

هیزم ها را با قپان می كشیدند و بعد ، تا آنجا كه به یاد می آورم ، با گاری به خانه می آوردیم و آنهم نه یكباره ، بلكه طی چند حمل و به قول یزدیها : چند كش ! و از آنجا دیگر باید به هیزم دان منتقل می كردیم .

هیزم دان خانه ی ما زیرزمینی حدودا" به وسعت دومتر و نیم در پنج متر به ارتفاع دو متر و نیم بود كه در هر آبان یا آذر تا كلٌه ی آن را پر از هیزم می كردیم ؛ چون در بهمن و اسفند هیچ جا هیزم برای خرید پیدا نمی شد . غالب هیزم دانهای خانه های اعیانی در جوار مطبخ آنها قرار داشت .

برخی كه ملٌاك یا مثل مادر بزرگم تا حدودی ملٌاك و باغدار بودند از درختان باغهایشان در ییلاقات هم هیزم تهیٌه می كردند . امٌا حمل و نقل آنها به شهر ها گران تمام می شد و غالبا" هم به حمل فقط تنه ی درختان به شهر اكتفا می كردند .

شغلی هم بنام هیزم شكن وجود داشت . هیزم شكن با تبرش در كوچه ها به راه می افتاد و جار می زد هیزم ! هیزم می شكنیم ! محلٌ هیزم شكستن هم غالبا" همان كوچه بود .

تا حوالی 1330 برای آتش زنه هیمه هم می خریدیم . گاه از براده نجٌاری ( به یزدی : گلاله ) هم استفاده می كردند ؛ امٌا از آن به بعد نفت جای سایر آتش زنه ها را گرفت .    

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :