Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مكافات و معنائی كردن یا همان قضاوت كردن

دوشنبه 28 شهریور 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، زبان.ادبیات.آموزش، محصولات كشاورزی .، 

ابریم ایبر

عكس ، تزئینی است

فرانسوی ها قضاوت كردن بر روی رفتار و كردار دیگران را ، اخلاقا" ، بسیار زشت و ناپسند میشمارند و انصافا" حتی الامكان از آن احتراز می كنند . اعراب به طوركلٌی ، از عمٌان تا مراكش و از یمن تا سوریه ، بر علیه « نقل و حدیث» حرف می زنند ؛ و...

... مردم شرق شهر كاشان ، به ویژه مردم ابیانه ، به شدٌت به مكافات معتقد بودند به حدٌی كه در سال 1353 داشت به این نتیجه می رسیدم كه آنها مذهب اصلیشان « مذهب مكافات » است . همین حالا هم كاشانی ها و یزدی ها ، گرچه كمی عادت كرده اند ؟! ، امٌا به شدٌت به قضاوت كردن روی عیوب دیگران حسٌاس اند ؛ و یزدی ها اصطلاحی دارند كه می گویند « معنائی كردن ، دامنگیر می شود » یا « معنائی می كنی دستگیرت می شود » ؛ یعنی به مكافاتش گرفتار می شوی .

در حوالی سال 1330 در روستای باقی آباد یزد ، در باغچه ای از املاك پدر بزرگم كه در شرق باقی آباد بود می نشستیم ؛ و به اصطلاح در آنجا ییلاق می كردیم . باغبانش مردی بود به اسم ابریم ایبر ( ابراهیم پسر اكبر ) كه به اصطلاح آن روز یزدی ها : دنیا را یوف گفته بود ! ( دنیا را آب ببرد ، فلانیرا خواب ببرد) . همسری داشت بنام فاطمه جان ، زنی بسیار زحمتكش ، و به قول باقی آبادی ها « حرٌاف و حریف » .

فاطمه جان كه اصلا" عیش آبادی بود ؟ چون شوهرش كم كار بود اورا ازخانه بیرون كرده بود و ابریم هم رختخوابش را برداشته بود آمده بود در انتهای باغچه ای كه گفتم ، و به رودخانه شمالش هم دیوار نداشت ، زیر درختی توت بنام توت شكرك ، انداخته بود و حالا نخواب ، كی بخواب ؟! . شب كه می خوابید هیچ ، روز هم می خوابید ! . اگر كسی چیزی به وی می داد می خورد ، و اگر هم نمی داد نمی خورد ! .

چون پیرمردی بسیار مهربان و صاف و صادق بود ، مورد توجه اعضای خانواده ما و خانواده بزرگترین عمویم ،  به خصوص سه دختر عمویم كه فوق العاده مهربان ، نوعدوست و میهمان نواز بوده و هستند قرار داشت ؛ و برگترها جز این كه هرروزو هرشب غذا برایش بفرستند كار دیگری با وی نداشتند . گاه همسرش ، فاطمه جان می آمد با وی به بحث و مشاجره كه چرا كار نمی كنی ؟‌و نهایتا" هم بی فایده به خانه خود باز می گشت .

برادر بزرگم كه آن روزها شاید ده – دوازده ساله بود یك روز از ابریم پرسید كه : ابریم ! چرا كار نمی كنی ؟ . ابریم گفت : كار بكنم برای چی ؟ .تا حالا كه الحمدلله از گشنگی نمرده ام ؛ مرده ام ؟! ، می بینی كه نمرده ام ! ؛ بعدش هم خدابزرگ است ، می رساند ...

این شیوه فكری در آن زمانها پیروان اندكی نداشت ...و اگر فرزند یكی از نزدیكان تنبل از آب در می آمد نه می گفتند كه تنبل است ، نه می گفتند كه تنبل بار آمده است و حتی نمی گفتند صوفی مسلك است ؛ می گفتند معنائی ابریم ایبر را كرده ای ؛ حالا....  

نظرات() 

این قدر نشناخته : آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی - 23

چهارشنبه 2 شهریور 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، تاریخ.دین.روحانیت، تاریخ . دولتمردان و سیاستمداران، محصولات كشاورزی .، 

فقدان روحانیٌت مقتدر :

نبود وكیلی كارساز برای عامٌه مردم

حتی خاطرات فلان « مستاجر – مامور » حكومتی هم در آنجا كه پدرش می گوید « من ازتمام حكٌام شرع و علمای یزد اجازه خواسته ام » نشان می دهد كه یزد حوالی سال 1300 ه . ق / 1260 ش دارای یك مرجع مذهبی عام ، چنان كه بارها ادعا شده است ، نبوده است ؛ و یا اگر چنین مجوزی نزد آیت الله العظمی آقا سیٌد یحیی موسوی یزدی وجود داشته است مورد پذیرش عام قرار نداشته است ؛ و به همین دلیل نیز ظلمی عظیم نه تنها از طهران ، بلكه حتی از اصفهان كه زعیمی بزرگ و قدرتمدار چون آقا نجفی در آن خطه در برابر استبداد قاجاریان قدرت نمائی می كرده است ، بر مردم یزد روا می داشته اند .

در سال 1297 ه . ق كه هنوز اوائل ورود و مرجعیٌت آقا سیٌد یحیی در یزد بوده است ظلٌ السلطان ، پسر ارشد ناصرالدین شاه و حاكم نیمی از ایران ، به حاكم یزد یا در واقع ( نوكر سابق و شوهر خواهر ) خود كه مباشرش در آن شهر بوده است دستور می دهد كه سوای مالیات و سایر در آمدهای یزد ! « معادل سیصد تومان محل صحیح بی عیب » ! از هركجا كه خودش صلاح می داند ، برای تهیٌه مواجب محمد حسین میرزا ، رئیس تلگرافخانه اصفهان ، بفرستد تا این مبلغ به گردن دولت نیافتد (1) ؛ وی نیز چنین مبلغی را از میرزا محمد وزیر (2) طلب می كند و...

عمٌال یزدی و خراسانی و... یزد نیز كه حكٌام عملا" آنان را نوكرانی بی مانند توصیف كرده اند این مبلغ را از حلقوم رعیٌت یزدی ، كه به فرض كار روزانه فقط ده شاهی می گر فته است (3) اخذ و با خوشخدمتی تمام به ظلٌ السلطان ، ناصرالدین شاه ، فقر یزد و یزدی ، سیر قهقرائی و قب ماندگی روز افزون آن كمك می كرده اند .

یزد آن روزگار هیچ مجتهد یا به اصطلاح « مرجع عام » مقتدری نداشته است كه به قول گوبینو چون در تهران ملٌا علی كنی ، مشهد آیت الله العظمی قمی ؛ اصفهان آقا نجفی ، و...و..و... در مقابل مظالم حكومت وابسته و مستبد و بی كفایت امٌا به نهایت ظالم قاجاری بایستد و از چنین اجحافاتی جلوگیری كند

---------------------------------------------------

(1) شاید در هیچ دوره ای چون آن دوره مردم یزد غرق در مذلٌت نبوده اند ...

(2) از سادات و بنابر این از اجداد مرحوم مغفور حاج آقا سیٌد علیمحمد وزیری ، از بزرگان یزد و بنیانگذار كتابخانه وزیری ، نبوده است .

(3) چنان كه بر می آید هركارگر به طور متوسط 15 تا 20 روز موفق به كار كارگری و آنهم 12 ساعت در روز می شده است ...و به نوشته گوبینو همین ده شاهی خرج روزانه یك خانوار در تهران بوده است .

نظرات() 

ییلاقروی(2) و بقٌالی

دوشنبه 13 تیر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، محصولات كشاورزی .، خوراكیها و تغذیه، 

این بقٌالی نه آن بقٌالی

لیست خرید مایحتاج از مغازه عطٌاری در آن زمان بلند بالا بود و این امر نشان می دهد كه عطٌاری در آن زمان چه نقشی داشت ؛ و حتٌی در سال 1345 كه اساس تهیٌه فهرست های كنونی نگارنده را تشكیل می دهد عطٌاری یزد كاملا" اهمیٌت خود را حفظ كرده بود ؛ حال آنكه سه چهارم این اجناس در تهران در خواربارفروشی ها ( ئی كه به تقلید از خواربارفروشی های فرانسه ایجاد شده بودند ) به فروش می رفتند ؛ با این توضیح كه در تهران خواربارفروشی ها اصلا" نه به جای عطٌاری ها ، بلكه به جای بقٌالی ها به وجود آمده بودند . در برخی از فرهنگ های ما هم بقٌالی به معنی جائی آمده است كه در آنجا اجناس خوراكی ، از سبزیجات و به خصوص تره گرفته تا به و انارو خرما و گردو و عسل و شیره و سركه و پنیر و روغن می فروشند .

آنچه كه ما در یزد دهه 1340 و به منظور تداركات ییلاقروی از بقٌالی های آن شهر می خریدیم عبارت بودند از :

برنج صدری – برنج چمپا ( برای آش ، و نیز مشهور به برنج آشی ) – روغن حیوانی – نخود ( كه چون غالبا" برای تهیه قیمه و حتی گاه كوفته و دلمه از لپٌه نخود معمولی استفاده می كردند مصرفش بیشتر می شد ) –لوبیا – عدس – ماش – لپٌه ( بیشتر برای كوفته و دلمه و استفاده در برخی از آش ها ) – آرد نخود چی ( به یزدی : گرد نخودك ، كه به خصوص در تهیٌه شامی كبابمورد استفاده داشت ) – كنجد – كشك – قره قوروت ( به یزدی : تلف ) – ارزن ( اگر مرغ و خروس داشتیم ) .

برخی ممكن بود آجیل هم بخرند كه البتٌه در آن زمان به ندرت یك بقٌالی « آجیل » می فروخت . بلكه یزدی ها ترجیح می دادند كه هریك از اقلام آجیل مورد نظر خود را جداگانه به صورت خام تهیه كرده در منزل به سلیقه خود و آنهم در زمان نزدیك به مصرف برای تازه بودن و جلوگیری از فساد آن بوبدهند و...

بوداده شده اجناس آجیل در مغازه دیگری بنام نخود بریزی به فروش می رسید .

اصولا" توسعه شهر یزد بین 500 تا 200 سال قبل كه همیشه یكی از سه شهر بزرگ ایران بوده است سبب تخصصی شدن حرف و مشاغل و مرزبندیی نسبتا" دقیق بین آنها بوده است :

سبزی و میوه نه در بقالی كه در طوٌافی به فروش می رسیده است

ماست و پنیر و... نیر محل فروش خاص داشته اند ؛ و در غیر اینصورت در طوٌافی به فروش می رسیده اند .

شیره و سركه را مغازه های حلوائی می فروخته اند .

با این یاد آوری كه ما نام تمام اجناس مورد فروش در بقٌالی را در اینجا نیاورده ایم ؛ بقٌالی در یزد و كاشان و اصفهان و كرمان چنان كه نگارنده مشاهده كرده است دارای شخصیٌت و هویتی ایرانی بود كه مثلا" در تهران مدرن مشاهده نمی شد ؛ و اگر نگوئیم هرگز چنسی غیر از اجناس خاصٌ حرفه خود را نمی فروخت لااقل به ندرت پیش می آمد كه به فروش اجناس خاصٌ سایر حرفه ها بپردازد .

كنترل اجتماعی وجود داشت ؛ امٌا ضمانت اجرائی رسمی ، مگر خود مردم ، نداشت كه از جمله خود صاحبان حرف بودند .: هركاسبی به خود اجازه نمی داد كه در حیطه اشتغال دیگران وارد شود و چنین امری به صورتی تلویحی یك « تجاوز » گاه قریب به « سرقت حق دیگران ! » بشمار می رفت .     

نظرات() 

همزیستی شهری های قدیم با حیوانات اهلی

سه شنبه 7 تیر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، معماری . هنرها، محصولات كشاورزی .، گردشگری، 

گربه یزدی كه امروز شهرتش در جهان بسیار بیش از باقلوا و ترمه و امثال آنها است

اینجا منظور ما از قدیم ، بین سالهای 1331 تا 1335 و حدٌ اكثر 1340 است .

؛ و وقتی می نویسیم شهری ها منظورمان شهری هائی است كه بیشتر دیده ایم و بین آنها زندگی كرده ایم ؛ همان اهالی كوچه و لرد گودال مصلی یزد . این راسته كه ، به خصوص تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه ، از مراكز مهم صنعتی – تجاری شهر یزد بوده است ، متشكل بود از سیزده باب منزل ، یك باب كاروانسرا ، دو باب مغازه در شمال شرقی كاروانسرا، دوباب روغنگری ، یك باب عصٌاری ، یك باب رنگرزی . كه طی دهه 1340 یكی از مغازه ها تخریب و دیگری تعطیل شد ، رنگرزی مسكن یك عرب شده بود ، عصاری دیگر فعال نبود و تبدیل به خانه شد . محوطه وسط لرد را نیز شهرداری فروخت تا به صورت روغنگری سوٌم در محله و دو باب خانه جدید در آید .

-         كاروانسرا محلٌ نگهداری شتر ، الاغ و گاه قاطر بود . تخمینا" همیشه سی راس شتر ؛ و جهار – پنج راس الاغ .

-         عصٌاری از دو راس شتر برای كار اصلی و یك الاغ بار بر استفاده می كرده است .

-         روغنگری ها هركدام لااقل دو راس گاونر برای كار اصلی ؛ و سه – چهار راس گاو مادٌه شیر ده برای شیر فروشی داشتند .

-         دو باب از خانه ها دارای الاغ بودند ؛ یكی الاغ سواری و دیگری الاغ باری – سواری .

-         خانه دوم از سمت چپ در ضلع شمالی و خانه دوم از سمت چپ در ضلع جنوبی و گاه روغنگری ها در برخی از سالها گوسفندی را به پروار می بستند .

-         نیمی از خانه ها و نیز دالاندار كاروانسرا ؟ و نیز صاحب عصٌاری ، پس از تعطیل كردن آن دارای مرغ و خروس بودند كه شاید تعداد آنان به حدود 150 قطعه می رسید .

-         یكی از صاحبخانه ها مدتی دارای یك لاك پشت ( به یزدی : سنگ پشت ) بود.

-         در خانه دیگری نیز مدتی یك جفت قناری نگهداری می شد .

-         نیمی از خانه ها دارای گربه خانگی بودند كه مخالفت روحانیان شهر با نگهداری گربه در خانه به سرعت از تعداد آنان كاست و با این وجود تعداد گربه ها در این برزن ، با احتساب گربه های ولگرد به كم تر از پنج قلاده نمی رسید ( در خانه ای چسبیده به یكی از خانه های این كوچه تعداد زیادی گربه نگهداری می شد كه در تخمین آمار ی ما نمی آید ! ) .

-         در خانه پدر بزرگم ، در خانه موحدی ها و ... لااقل ده لانه كبوتر وجود داشت كه مردم محل با آن كاری نداشتند ؛ امٌا به فاخته اجازه لانه كردن نمی دادند .

-         غرب ورودی كاروانسرا ، مخروبه ای بود كه در آن چند قلٌاده سگ مسكن كرده بودند .

یعنی به غیر از ده – بیست سگ و گربه ، تقریبا" مقابل صدنفر جمعیٌت محل دویست و گاه ( مواقع رونق فعالیت كاروانسرا ) دویست و پنجاه حیوان اهلی وجود داشت كه در معماری ، محیط زیست ، روابط اجتماعی ، و فرهنگ محله به شدٌت تاثیر گذار بود .

-         البته به این تعداد می بایست مارها راهم اضافه كرد كه تقریبا" در نیمی از خانه ها وجود داشتند .

-         تعداد موش های خانگی در آن زمان الی ماشاء الله بود !

-         تعداد عقرب ، بالشت مار ، سوسك خاكی و... هم كم نبود .

گاه استثناآتی هم وجود داشت ؛ مثلا" یك روز صبح در زیرزمین یكی از خانه های محل خرگوشی مشاهده شده بود كه می گفتند با حفر تونل مانندی به آنجا رسیده بود و به زودی غیبش زده بود .

وضع آن روز را با امروز مقایسه كنید ! .

نظرات() 

توت : صنایع غذائی - داروئی و آرایشی

یکشنبه 29 خرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:پزشكی سنٌتی، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، محصولات كشاورزی .، خوراكیها و تغذیه، 

در این اواخر ما سعی كرده ایم از ساده ترین تولیدات سنٌتی ایران ، به اتكائ مطالعات خود در یزد ، یا در واقع با محوریت یزد ، و پس از آن كاشان و كرمان و تهران ، بنویسیم : خشت – كرباس – نان – توت – و... امٌا روایات این تولیدات به صورت فرمول های ریاضی ، مجرٌد از ذهن افراد و به صورتی قاطع نیستند . موضوعی هزاران ساله ممكن است در یك منطقه از ایران وجود داشته باشد كه خود از منطقه دیگری گرفته شده باشد یا موضوعی را خاص اروپا و تركیه و مصر بدانیم حال آنكه آن موضوعات از میهن عزیز خودمان به آنجا رفته باشد . تعیین حدٌ و مرز برای تولیداتی چون كرباس و توت اگر غیر ممكن نباشد لااقل بسیار بسیار دشوار می نماید . لذا ما در این بخش به فرهنگ توت در جهان پرداخته نشان می دهیم كه چگونه هنجارهای فرهنگی از فرهنگ ما به خارج صادر می شوند و یا ، برعكس ، از كشورهای دیگر به میهن ما وارد می شوند. به عنوان مثال ، گفته شده است كه توت از ایران به فرانسه رفته و كشت و پرورش آن اصولا" به منظور استفاده از برگ آن كه غذای منحصر به فرد كرم ابریشم است در آن سرزمین رواج یافته است ؛ در آنجا گویا ابتدا برای میوه توت چندان ارزشی قائل نبوده اند .درختان توت را در كنار جادٌه ها و حاشیه كوچه ها و خیابان ها می كاشته اند تا فقرا ، در صورت اضطرار، بتوانند از میوه آن بهره مند شوند و اصل بر استفاده از برگ توت برای تغذیه كرم ابریشم و دستیابی به سودی بسیار زیاد از آن راه بوده است . امٌا به تدریج صنایعی در استفاده از میوه توت ابداع شده اند كه مهم ترینشان عبارتند از :

صنایع غذائی توت

-         شربت توت ، این شربت گویا با اتكاء برتوت های غیر سفید – غیر بومی دراین اواخر در ایران نیز تولید انبوه یافته است .

-         مربٌای توت كه دیری نپائیده امروز مربای توت فرنگی تقریبا" به طور كامل جای آن را گرفته است .

-         شراب توت كه مسلما" ساخت آن در ایران ممنوع است و نشنیده ام كه در سابق نیز رواج داشته باشد .

-         لیكور توت كه همان حكم شراب را دارد .

-         تارت توت ، نوعی شیرینی است كه آن را نیز در ایران ندیده ام .

خواص توت سفید

صنایع - داروئی آرایشی توت

- شیره توت كه آن را به موقع خود در مقداری آب گرم حل كرده برای درمان سرما خوردگی و آنفلو آنزا به كار می برند ؟

 - برخی شیره فوق الذكر را ازبهترین خلط آورها دانسته برای غرغره كردن مورد استفاده قرار می دهند .

-جوشانده برگ توت را برای افزایش قدرت بینائی و شنوائی تهیه و مصرف می كنند .

- برگ تازه و تمیز درخت توت سفید جوان را می كوبند و از آب یا به اصطلاح شیره به دست آمده از آن به عنوان ضماد ( مرهم ) برای التیام و درمان زخم ها استفاده می كنند . ( 50 سال قبل ، روستائیان باقی آباد یزد برگ برخی از درختان توت را می كندند و شیره ای را كه از محل جدا شدن برگ از درخت حاصل می شد روی زخم خود می زدند و معتقد بودند به التیام آن كمك می كند) .

- گویا در شمال ایران برگ درخت توت را می كوبند و از مخلوط آن با روغن زیتون برای درمان سوختگی استفاده می كنند .

.... و صدها مصرف داروئی دیگر ...

 

 

- برای رنگ كردن مو جوشانده مخلوط برگ توت و برگ انگور را به كار می برده اند .

 

علاوه بر این ها از صمغ توت هم در برخی از صنایع بهره می برده اند .

امٌا از مهمترین استفاده های صنعتی – تجاری توت استفاده از چوب آن است كه اگر فرصتی پیش آمد به آن نیز خواهیم پرداخت .

 

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 6 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو