تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب جشن ها.نوروز.و...
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

شب چلٌه ، شب یلدا ، در فرهنگ ایرانی ، در شهر یزد

جمعه 29 آذر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

برداشت از این یادداشت با ذکر مأخذ مجاز است

شب چلٌه ، شب یلدا


تا سال 1344 که کلٌا" در یزد ساکن بودم اصطلاح « شب یلدا » را نشنیده بودم یا اگر هم به ندرت شنیده ام به کلٌی فراموش کرده ام ؛ در یزد آن روز و روزگار ، ما می گفتیم :
شب چلٌه
شب چلٌه مراسمی داشت همانطور که نوروز در پایان زمستان و آغاز بهار ، مراسمی داشت ؛ یا همانطور که مهرگان تقریبا" در پایان تابستان و ابتدای پائیز مراسمی داشته است ؛ و...
ما ایرانی ها هنوز تقویم اعیاد و جشن هایمان را نداریم که ببینیم تقریبا" تمام اعیاد و جشن های ملٌی ما تقویمی هستند ، و در گردش سال ، ماه ، هفته ، و روز مناسبت می یابند .
فلسفه ، اسطوره و شرح و تفصیل شب چلٌه به صورت عمومی را دیگران نوشته اند ؛ و به نظر من برخی از مشاهیر پژوهشگر ایرانی ، که اتفاقا" خالی از تعصب ملٌی هم نبوده اند ، فریب واژه سریانی - عربی« یلدا » (1) را ، که مسلما" در فرهنگ ناب ایرانی وجود نداشته است ، خورده اند ؛ و تفسیری غلط براین مبنی ارائه داده اند .
اینجا و امروز نه با فلسفه و اسطوره  و شرح و بسط شب چلٌه در ایران بزرگ کار داریم و نه به فکر عیبجوئی یا انتقاد از مطالعات دیگران ، که « الانسان جایز الخطا » ، هیچکس و هیچ کاری بی عیب نیست ، و تقریبا" هرچه داریم از آنان داریم ، افتاده ایم ؛ فقط می خواهیم اشاره کوچکی به « شب چلٌه » در یزد که چون در مرکز جغرافیائی ایران بوده است طبیعتا" دارای فرهنگ ایرانی ناب تر و دست نخورده تری باقی مانده است ، و البته در دهه 1340 ، داشته باشیم .

شب چلٌه ایرانی در شهریزد دهه 1340
 
یزدیها بیشتر از این که به طولانی ترین شب بودنِ شب چلٌه بیاندیشند چنین فرض می کردند که سردترین شب سال خواهد بود ؛ و احتمالا" برف ، که نعمت خداست ، خواهد بارید (2) که اگر ببارد شکون خواهد داشت و سال آتی آن « ترسال » ( آبسال ) خواهد شد و حتی بارش باران در آن شب را هم به فال نیک می گرفتند ؛ اگرچه بارش برف به اصطلاح چیز دیگری بود ...
وقتی من از تعدادی از زرتشتیان یزد ، البته در حوالی سال 1348 ، در باره شب چلٌه پرس و جوکردم چنین دستگیرم شد که شب چلٌه  :
- جشنی است برای پایان پائیز و عبور از یک مرحله از زندگی عمومی ( مناسک عبور )
- آغاز زمستان و به پیشواز رفتن آن ؛ منتهی :
- به پیشواز رفتن قدرتمندانه زمستان به عنوان سمبلی از سختی زندگی ( و شاید درازترین شب به عنوان سمبل سیاهی و خواب زمستانی و انفعال در مقابل روز ، روشنائی و فعالیت ) :
- این پیشواز در واقع نوعی تهیه و تدارک برای مقابله با زمستان بود ؛ و باز هم اگر درست دستگیرم شده باشد بیدارماندن یا به اصطلاح « چلٌه نشینی » برای برخی نوعی « احیاء » محسوب می شد .
- آقای کیانیان که فکر می کنم رئیس انجمن زرتشتیان بود درباره نوروز موضوع بسیار متینی را مطرح کرد در یک عبارت « به هرحال لازم می آید که هراز چندگاه یکبار مردم گرد هم بیایند و هم مسا ئلشان را حل و فصل کنند و هم دوستیهایشان را تقویت ... »
اعتقاداتی نیمه شوخی - نیمه جدٌی هم در کنار مراسم این شب وجود داشت که می گفتند :

کسی که هندوانه شب چلٌه بخورد 

در طول زمستان کمتر سردش خواهد شد

برخی فکر می کنند که شب چلٌه خاص اعیان و به خصوص ثروتمندان بود و وسع همه نمی رسید که آن شب را جشن بگیرند ؛ و البته که در دهه 1340 شاید نیمی از مردم شهریزد ، و به طریق اولی شهرها و روستا های اطراف آن ، هم توجهی به شب چلٌه نداشتند .

( ادامه دارد ) 
 
(1) یلدا در زبان سریانی به معنی « دراز ترین » بوده است که در ابتدای برج جدٌی و فصل زمستان قرار دارد ؛ دنیای مسیحیت آن را با شب تولد عیسی مسیح مصادف می داند و جشن میگیرد ؛ دنیای عرب نیز تا حدودی تحت تاثیر همین معنی میباشند ؛ امٌا ایرانیان و شرق و شمال ایران فلسفه ی دیگری برای این عید یا جشن قائل اند .
(2) طی قریب به هشت سالی که در پاریس و سایر شهرهای مشهور فرانسه زندگی کرده ام همین امید به برف آمدن و برخی دیگر از رسوم ایرانی ، مثل نامزد بازی در این شب ، را نزد اروپائیان نیز دیده ام که مردمشناسانی چون کریستیان برمبرژه و کالمار نیز احتمال میدادند که این رسوم از خاور نزدیک به اروپا سرایت کرده باشد . 

نظرات() 

عقد و ازدواج و عروسی : خواستگاری (3)

دوشنبه 1 آبان 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، جشن ها.نوروز.و...، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

به نقل از وبِ : بهره وری : اسلامی - ایرانی
http://samelbah.mihanblog.com/post/author/398820
اصلاح « سبک ازدواج » و « سبک زندگی »

 راهی ندارد مگر از بالا به پائین !


سبک زندگی

الگوی مصرف

صرفه جوئی

راهی ندارد مگر از بالا به پائین 

ببینید : « امروز علم و آموزش و پژوهش جهاد است . » ؛ صد در صد ؛ بدون شکٌ ؛ بر منکرش لعنت ! ؛ امٌا : امروز ، به پائین و در درون جامعه که می آئیم ، بزرگترین شکاف را در بین علم و عمل می بینیم ؛ و در بین عالم و عمل در این شهر و آن روستا و به خصوص در سطح محلات تهران و قم و اصفهان ....
شعار این وب نقل قولی از حضرت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی است که ، ده ها سال پیش از این ، فرموده اند : « یک قلم نی از یزد به نجف بردم و مدٌت نه سال با آن نوشتم و دوباره آن را به یزد بازگرداندم » ؛ و ایشان با همین جهان بینی و خط مشی و برنامه و استراتژی و عمل ، در زمانی که تحت تاثیر جریان مشروطیت ، حکٌام دولتی در یزد در آن روزگار که هنوز هم چهارمین یا پنجمین شهر مهم ایران به شمار می رفته است ( نظیر ماشاء الله خان کاشی که شاید بزرگترین راهزن ایران بوده است و به حکومت یزد منصوب شده است ! ) مقبولیت و مطلوبیٌت مردمی و قدرت عمل نداشته اند ، و به فرض قدرت عمل نیز نیتشان خیر نبوده است ، و رقابت با روحانیان فقیه ، امٌا بسیار کم ایمانی که گویا ، به صورتی پنهانی ، از زرتشتیان مواجب دریافت می داشته اند و از بابیان کمک مالی برای اسلام ! می گرفته اند ...چنان به صورتی آرام شهری را که مغضوب استعمار و مطرود حکٌام بی خبر قاجاری و هدف نفوذ فرقه های برانداز مذهبی بوده است مدیریت کرده اند که نه تنها از انهدام نجات یافته است ؛ بلکه در فرهنگ اسلامی با مردمی که به قناعت ، زحمتکشی ، و بی آزاری شهره جهان شده اندبه عنوان یک الگوی « سبک زندگی » مطرح شده است .
قناعت یزدی به مفهوم « کم تر از حدٌ لازم مصرف کردن » نبوده است ؛ بلکه به معنی « معقول » ، یعنی به اندازه ، به جا و به موقع مصرف کردن بوده است؛ تا آنچه که با زحمتی بسیار ( و نه با پول نفت که در آن زمان اینچنین توزیع نمی شده است ) در آن دشت و کویر کم آب و علف ... حاصل می شده است ؛ به پس انداز کردن ، سرمایه گذاری و تولید هم برسد . بنابر این قناعت کردن ِ اعلم یا در واقع زعیم شهر الگوئی می شده است برای سایر روحانیان (1)
در قناعت و درست مصرف کردن می بایست عدالت وجود داشته باشد ؛
و این عدالت از بالا شروع می شود .
از همان خشت اوٌل : « سبک ازدواج و عروسی » .
امروزه سبک ازدواج ، میزان مهریه ، و هزینه عروسی در مقابل سرمایه گذاری های لازم جهت رشد و توسعه و پیشرفت و تعالی و فخر و عزٌت جهانی ایران اسلامی چه نسبتی را تشکیل می دهد و این نسبت حاکی از چیست ؟.
بر می گردیم به آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی و گفتگوی ایشان (  جد اندر جد تاجر ریسمان و دارو و بنابر این نسبتا" ثروتمند زاده ) با داماد ارشد خود حاج میرزا علی که در آن زمان یکی از طلبه های دروس عالی ایشان بوده اند :
- میرزا علی ، سنٌی از تو گذشته است ؛ چرا داماد نشده ای ؟
- پدرم سالها است که بیمار و غالبا" بستری هستند ، مخارج بسیار زیاد است ، ...
- در یک اتاق هم می شود زندگی کرد، مگر خانه پدرت دو اتاق ندارد که یکی را برای شما خالی کند ؛ با یک ظرف نقل هم می شود عروسی به راه انداخت ؛ با نان و ماست ، یا حتی نان و کشک هم می شود ...
- ؟!
- بیا دختر ارشد مرا بگیر . شرایطی را که گفتم قبول داری ؟ ( و لبخندی پدرانه و محبت آمیز در پی آن ... )
ازدواج صورت گرفت و میرزا علی شریف همسر خود را به اتاقی کوچک و خشت - گلی در منزل پدرش ، حجت الاسلام والمسلمین آقا میرزا محمد جعفر شریف ، برد ، هفت پسر پیداکرد و تعدادی بسیار زیاد نوه و نتیجه که نگارنده این وب یکی از آن نوه ها باشد .
(1) که ایشان روحانیان جاه طلب را از پیش خود می رانده اند ، و مشهور است که به هیچ کس جواز اجتهاد نمی داده اند ؛ چرا که معتقد بوده اند مجوز اجتهاد هر روحانی در مقبولیت و مطلوبیت ( التزام عملی ) وی نزد عموم مردم است ؛ و بنابر این به چند و چون جهد و رفتار اسلامی وی باز می گردد و نه به یک تکٌه کاغذ بنام « مجوٌز » ...

نظرات() 

مراسم جشن مولودی حضرت فاطمه (ع)

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، جشن ها.نوروز.و...، مراسم مذهبی، لباس، 

میلاد كوثر - طرح :محسن نظری

گاهی فكر می كنم كه خواب می دیده ام و به هیچ وجه نمی تواند حقیقت داشته باشد . اگر حقیقت داشته است كمتر از هفت سال داشته ام و مربوط به حدود شصت سال قبل می شود .

در آن دوره زن ها به عزاداری حضرت فاطمه اهمیٌت هائی می دادند كه با امروز خیلی تفاوت داشت . مثلا" در ایٌام فاطمیٌه :

 به بچٌه های یتیم بیشتر رسیدگی می كردند.

به امامزاده های زن بیشتر توجٌه می كردند

.......

آرایش نمی كردند تا شب میلاد حضرت فاطمه زهراء (ع)

این آرایش راهم به حساب شركت در جشن میلاد آن بانوی دوعالم ، یعنی « مولودی حضرت فاطمه (ع) »می گذاشتند؛ و ازعزا در آمده وارد عید می شدند .

برخی از اعیان شهر روز میلاد جشن مولودی می گرفتند ، و این جشن تقریبا" اختصاص به طبقات ثروتمند تر شهرداشت .

زنان كه آرایش ( حفه ) كرده بودند بهترین لباس خود را كه به آن « پیرهن عروسی » یا « پیرهن پلوخوری » هم می گفتند می پوشیدند و واردمیهمانی كه مثلا" از ساعت چهار یا پنج بعد از ظهر شروع می شد می شدند . طبق معمول اطراف یك اتاق بزرگ می نشستند و مورد پذیرائی قرار می گرفتند .

مشخصٌه این پذیرائی « آجیل مشكل گشا » بود كه موقع خوردن باید خطاب به بانی – صاحبخانه بگویند : خدا مشكلت را بگشاید .مقداری از آن را هم می توانستند محض تبرٌك و تیمٌن به خانه ببرند ، كه بلااستثناء همه این كار را می كردند .

البتٌه گاه می گفتند كه صاحبخانه نذر كرده است و پس از برآورده شدن حاجتش این جشن را به راه انداخته است . با این وجود عبارت « خدا مشكلت را بگشاید » رایج بود . و بیش از هر چیز همین آجیل مصرف می شد ؛ كه اساس آن بر نخودچی – كشمش و نقل بود .

از ابتدای مجلس كه گاه تا پنج – شش – هفت ساعت طول می كشید دایره می زدند .گاه مولودی خوان كه یك زن بود می خواند و گاه زن ها با او دم می گرفتند یا كف می زدند ؛ مجلسی بسیار بسیار شاد بود . مجلس كه خیلی گرم می شد چند نفر از زنان هم تك به تك به میدان آمده می رقصیدند . بگمانم همیشه افتتاح رقص با خود مولودی خوان بوده است .

بازهم به گمانم شاد ترین شب زنان ، و شاید حتی شادتر از شب عروسی این و آن ، شب مولودی حضرت فاطمه (ع) بود كه مثلا" اگر كسی در فلان عروسی هرچه هم اصرار می كردند نمی رقصید ، در شب مولودی « به خاطر ثوابش » می رقصید .    

نظرات() 

13 فروردین نحس است یا جشنی با شكوه و منطقی ؟

چهارشنبه 9 فروردین 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

نحس بودن عدد ۱۳ ٬ و به خصوص ۱۳ فروردینماه ٬ هم خرافات است و هم علم ! هم علم هست و هم علم نیست !

می دانید چرا از خرافات است ؟ چون هیچ وقت ٬ هیچ جا و توسط هیچ کس نحسی آن ثابت نشده است .می گویند « اعتقاد » است ٫ و عامه مردم آن را به مابقی دین زرتشت نسبت می دهند ٫ حال آنکه اصولا" در دین زرتشت وجود نداشته است و ندارد و طبیعتا" وجود هم نخواهد داشت .در دین مبین اسلام هم اختیاراتی به امام جعفر صادق ( ع ) ٬ حاکی از نحس بودن روز سیزدهم تمام ماههای قمری ٬ به ویژه ۱۳ صفر ٬ منسوب داشته اند که اولا" بنده ندیده ام ٫ ثانیا" بر بنده هم نیست که وارد معقول و منقول آن شوم ٫ آنهم موقعی که روز سیزدهم رجب المرجب به مناسبت سالروز میلاد با سعادت حضرت امیر المومنین علی ( ع ) از سعد ترین روزهای ما محسوب می شود . فقط این را می دانم که مرحوم حاج شیخ عباس قمی ٬ در مفاتیح الجنان ٬ فقط روز عاشورا را شوم ٬ که همان نحس باشد ٬ معرفی کرده اند و توصیه به این که در آن روز کار تعطیل شود و به عزاداری ... خدارحمت کند .

پس ٬ « اعتقاد دینی » نیست ٫ « اعتقاد عامه » است . یادم می آید چهل -پنجاه سال پیش روز ۱۳ صفر که می شد تعداد قابل توجهی از مغازه داران مغازه خود را باز نمی کردند ٫ حتی آن موقع ٬ که ورود و خروج و حضور و غیاب کارمندان هنوز به اصطلاح تحت کنترل الکترونیک و سطح پائین تر از آن یعنی مکانیک نبود ٬ تعداد زیادی از کارمندان به این بهانه در محل کار خود حاضر نمی شدند !!! و مدیر هم دم بر نمی آورد ٬ که شاید واقعا" « تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها » ! « محض احتیاط » ! و « کار از محکم کاری عیب نمی کند » و...

اما نحسی سیزده علم است ٬ از آنجا که از احکام علم نجوم است ! نزد ما ایرانیها ٬ ترک های آسیای میانه و... تا اروپای غربی و به خصوص فرانسه . دروغ آوریل فرانسویها که معرف حضورتان هست ... فرانسویها در ارتباط با احکام نجوم حتی ماه شب چهاردهم را ٬ که نزد ما مظهر زیبائی است ٬ نحس می دانند و معتقدند که در آن شب ٬ ماه خواب را از چشم همه می رباید . ایرانیهای قدیم گذشته از نحس و سعد دانستن های به اصطلاح علمی شان مثل سعد بودن سهیل و نحس بودن زحل و مریخ ٬ معتقد بودند که به دلایل فلکی ! شنبه ها نباید ناخن خود را کوتاه کرد ٬ دوشنبه ها نباید به مسافرت یا به حمام رفت ٬ چهار شنبه ها نباید به عیادت مریض رفت ! و اصولا" تقویم های منجمان مشهور قدیم به این دلیل به تعداد قابل توجهی به فروش می رسیدند که سعد و نحس بودن هر سال و ماه و روز و ساعتی ؟! را در مورد هر کار و هر اقدامی تعیین می کردند . مقابل یک روز معین در تقویم می نوشتند نیک است نوبریدن و پوشیدن را ٬ روز دیگر را می نوشتند نحس است شروع به کشت و کار ٬ و مقابل دیگری می نوشتند که سعد است برای نکاح و ازدواج !

می دانید ٫ علم حاصل تجربه است و تجربه حاصل تکرار ( استقراء ) ٫ حتی اگر ضد خرافه ترین دانشمند ماهم چند سال پیاپی با اتومبیلش در روز سیزدهم فروردین تصادف کند می گوید لابد سیزده فروردین نحس است .قانون علمی هم تقریبا" همین را می گوید . کشاورز نزدیک به شهر هم که هر روز سیزده فروردین به بهانه سیزده به در کشتخوان حاصل رنجش لگدمال بچه ها و حتی بزرگترهای ما می شود به نحس بودن این ۱۳ ایمان می آورد !

اما علم نیست چون در این ورطه هیچ چیز بر هیچ چیز کلیت ندارد ٫ مطالعه ای علمی صورت نگرفته است ٫ مگر لابد در حوزه روانشناسی اجتماعی ...حتی مردم شناسان بزرگ جهان هم به ثبت و ضبط و تجزیه و تحلیل اینگونه عقاید عامه رغبتی در خور نشان نداده اند .

همان چهل - پنجاه سال قبل به « خشت اول » در امور بسیار معتقد بودند و مثلا" می گفتند اگر موقع تحویل سال نو در خواب باشی در طول آن سال در خواب خواهی بود ! حتی برخی در آن لحظه سکه ای طلا را در دست میفشردند به این امید که در طول سال جدید پولدار باشند ! و در پیوند این عقیده با اعتقاد به نحسی عدد ۱۳ می گفتند اگر نحسی اولین سیزدهم ماه که همان ۱۳ فروردین باشد گریبانت را بگیرد تا آخر سال دچار نحسی هائی پیاپی می شوی !. به این بهانه از خانه که چه عرض کنم از « زندگی » خود می زدند بیرون : اگر قادر بودند حتی از شهر خود خارج می شدند ٫ و اگرنه از خانه خود خارج می شدند و اگرنه به پشت بام خانه و در هر حال گذراندن به تفریح و تفرج به این امید که تا آخر سال در تفریح و تفرج و خوشگذرانی باشند .

تفرج و تفریحات سالم در هوای پاک و طبیعت بد است ؟ نحس است ؟ سیزده فروردین نحس نیست ٬ سعد است ! عید است ٬ عید سعید است ٫ به خصوص که استراحت می کنیم ٬ به تفرج و تفریح می رویم و احتمالا" میهمان دیگران می شویم . چه چیزی بهتر از این ؟! ۱۳ فروردین « دلیل » بر هیچ چیز نیست ٫ کلا" « بهانه » است . عزانیست ٬ شادی است . نومیدی نیست ٬ امید است : و به همین امید است که دختران ما سبزه گره می زنند . آرزو بر جوانان عیب نیست ٬ و با اینهمه گرفتاریهائی که در طول سال داریم شادی بر هر زن و مردی و در هر سن و سالی روا است .واجب است . به شرط آن که مسوولین محترم سازمان گردشگری ما هم بیش از این توجه کنند ٬ و این بنده هم به این امید امسال سبزه گره خواهم زد ! مگر سبزه گره زدن در انحصار دختران جوان است
؟!
* این مطلب قبلا" در بعضی از دیگر وب ها نیز آمده است

نظرات() 

سیزده (13) فروردین ؛ نحوست یا جشن و شادمانی در طبیعت ؟

چهارشنبه 9 فروردین 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

سیزده فروردین

 - روز علم است ، روز طبیعت شناسی است ، شناخت محیط اطراف خود ...

 - روز بیداری رسمی است : بنا به این رسم به خارج از شهر ، دامنه طبیعت می رویم  و از غفلت نسبت به « آنچه خود داشت » بیرون می آئیم .

 - روز لذٌت بردن از تماشای طبیعت و بنابر این یافتن انگیزه گردشگری است .

 - روز تاثیر پذیری از طبیعت است ، آنچه كه انگیزه بسیاری از هنرهای كلاسیك تا عكاسی و فیلمبرداری كنونی شده است.

 - روز هنر است از لحاظ مختلف :

...و به خصوص روز هنر استفاده از موهبت الهی كه به ما ارزانی داشته است ؛ و ما به شدٌت از آن غافلیم.

 - روز پژوهش :

 روز كشف و اكتشاف

و این كشف و اكتشاف  تنها با مشاهده شخصی حاصل نمی شوند :

در مواجهه با طبیعت و كشاورزی و ناشناخته های آنان از بزرگترها می پرسیم و فرا می گیریم:

 - روز آموزش است...

... و اینكه سبزه را گره بزنید اما لطفا" آن را لگد مال نفرمائید ..

 - روز پرورش است

 ...و نه تنها پرورش روح كه پرورش جسم .

شادباش و شاد زی ای هموطن !.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :