تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب جشن ها.نوروز.و...
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

آداب و رسوم چهار شنبه سوری

سه شنبه 23 اسفند 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

آداب و رسوم چهارشنبه سوری

 

آداب و رسوم چهارشنبه سوری متعدد اند ؛ و مجموعا" به نظر می رسد برخی از قبل از ظهور اسلام و گسترش آن به ایران باب بوده اند ؛ و برخی پس از ورود اسلام به ایران ، و بر اثر التقاط فرهنگ ایرانی با اسلامی  و یا با تاثر از این دو فرهنگ ، ایجاد شده اند ؛ و برخی هم بیگمان به نحوه تفكرات جنگی ناشی از جنگ تحمیلی هشت ساله بر می گردند كه مطلوب فرهنگ كهن ایرانی نیز نمی نمایند .

صرفنظر از این گروه اخیر ، آنچه كه تقریبا" به صورت سنٌت ، یا در واقع رسومی دیر پا ، در آمده اند عبارتند از :

-         پریدن از روی آتش كه اصلی ترین رسم محسوب می شود ؛ و به صورت نماد چهارشنبه سوری در آمده است .

-         آب پاشیدن به منظور استقبال از بهار- بركت

-         شكستن كاسه – كوزه های كهنه و نو كردن آنها

-         فال كوزه گرفتن ، كه گاه با فال حافظ توام می شود

-         فال گره گشایی

-         فالگوش ایستادن

-         قاشق زنی یا ملاقه زنی ( دوست علی رفتن )

-         نذركردن و دادن آجیل مشكل گشا

-         پختن آش نذری ( شبیه آش ابودردا )

-         پختن سمنو

 

آنچه از ایران باستان مانده است بیشتر در اعتقادات مربوط به دو عنصر آتش و آب خلاصه می شود : آتش پاك كننده ی بدیها و مانع ادامه آنها در سال جدید می شود .

آب ، نوید روشنایی در زندگی و استقبال از خوبی ها ، نعمت ، بركت و توفیق در سال جدید است .

 

نظرات() 

آتش چهارشنبه سوری . زرتشتیان یزد 1340

سه شنبه 23 اسفند 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:پزشكی سنٌتی، تاریخ.دین.روحانیت، جشن ها.نوروز.و...، مراسم مذهبی، 

عكس ، تزئینی است .

آتش بازی چهار شنبه سوری

 

حوالی سال 1340 بود . در آن زمان اطراف شهر یزد روستاهای بسیار سرسبز و خوش آب و هوا و دل انگیزی وجود داشت كه زرتشتی نشین ، یا بیشتر زرتشتی نشین ، بود . بچٌه ها گفتند شب چهارشنبه سوری به آبشاهی – خرمشاه می رویم . امروز نمیدانم كه آن شب را در آبشاهی بودیم یا در خرمشاه . وقتی نزدیكی غروب رسیدیم هنوز هم داشتند هیزم و به خصوص یوشن می آوردند . در سه محلٌ در وسط كوچه ای پهن و نسبتا" طولانی كپٌه كردند . امٌا جمعیٌت مسلمان از شهر به تماشا ، و شاید به مشاركت آمده ، بیش از حدٌ تصوٌر اهالی محل شد و بگمانم دور از میهمان نوازی دیدند كه نه حجم كپٌه ها ، بلكه تعداد كپٌه ها را بیشتر نكنند . ابتدا تعداد كپٌه ها را به پنج رسانیدند ؛ بعد یكی از بزرگان روستا كه نمیدانم مسلمان بود یا زرتشتی دست و دلبازی به خرج داد و از خانه اش به حدٌ كافی هیزم و یوشن آوردند و تعداد كپٌه ها به هفت رسید . خودشان می گفتند این تعداد سابقه نداشته است . اواخر كار به عجله عمل می كردند كه كپٌه سازی به غروب نخورد .

همین كه غروب شد با ولوله و شادی توصیف ناپذیری كه حالا تعداد مسلمانان شركت كننده بسیار بیش از زرتشتیان بانی شده بود هرهفت كپٌه را با یكدیگر روشن كردند . و گذاشتند كه آتش خوب بگیرد . چند نفری یك طرف كه متوجٌه شدیم اوٌل كپٌه ها است ایستاده بودند و تقریبا" به نوبت صف كشیده بودند . نمیدانم نوبت گرفته بودند یا قاعده این بود كه ابتدا با ید آنها از روی آتش می پریدند . بعد به ما جوانترهاگفتند كه به صف اضافه شویم . چون رسم است كه همه باید به صف باشند و بپرند . تنهایی كسی نمی پرد . یكی آمد چیزی در آتش ها ریخت . نمیدانم اسپند و كندر بود یا چیزی دیگر .

 همه مان سه بار ازروی كپٌه ها می پریدیم و می گفتیم : « زردی من از تو ، سرخی تو از من » . تعجٌب كردیم كه چرا برای ما كف می زنند . معلوم شد چون شعله آتش در ابتدا بلند تر است هركس زودتر بپرد درعین حال قهرمان محسوب می شود . برخی كه برای دفعه چهارم پریدند با نگاه حیرت زده میزبانان مواجه شدند . چون گویا باید فقط سه بار ، و هربار هم در صف ، پرید .

یكی بود كه لگن بزرگی از برگه و سایر خشكبار و به خصوص سنجد داشت كه بعد از این كه افراد هرگروه می پریدند به آنان تعارف می كرد .

هرچه آتش بیشتر فروكش می كرد نوبت به پریدن مسن تر ها می رسید و تازه متوجٌه شدم كه چرا هیزم زیر سه كپٌه وسط بود : برای آنكه پیرترها از روی شعله های بادوام امٌا بسیاركوتاه تر آن بپرند . كسی از بین زرتشتیان در آنجا نبود كه از روی شعله ها نپریده باشد . یكی از آخرین افراد پیرزنی بدون اغراق بالاتر از نود ساله بود ...وی هم سه بار از روی سه كپٌه پرید و همه كف زدند .

مراسم كه تقریبا" تمام شد چندتا از بچٌه مسلمانها و به قول زرتشتیان « بچٌه مسل ها » خواستند با باقیمانده آتش ها بازی كنند كه صریحا" منع شدند . یادم نمی رود كه وقتی یك نفر با كفش روی بخشی از آتش مالید با چشم غرٌه یكی از مسلمانان روستایی محل مواجه شد : گفت نباید به آتش بی احترامی بكنی . این آتش ها باید همینطور بمانند تا خود به خود خاكستر شوند ...  

نظرات() 

چشم زخم و جایگاه اسفند در برخی عقاید اسلامی

چهارشنبه 17 اسفند 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:پزشكی سنٌتی، تاریخ.دین.روحانیت، جشن ها.نوروز.و...، مراسم مذهبی، 

در بحث مردم شناسی اسفند و اسفند دود كردن و چشم زخم ، در بخش ارتباط با اسلام بهتر دیدیم نوشته ای از سایت میهن استار را كه تقریبا" كامل می نماید نقل كنیم تا به اصطلاح به اصل مطلب بپردازیم :

بر اساس استفتاء انجام شده : آیا چشم زخم وجود دارد؟

تأثیر چشم زخم از دیر زمان مورد توجه بوده است، تجربیات روزمره و نقل‌های تاریخی و دینی این اعتقاد را تقویت کرده اما در این میان خرافاتی هم شکل گرفته که باید برای رفع آنها تلاش کرد.

 

به گزارش مهر، بر اساس استفتاء انجام شده از دفتر آیت الله موسوی اردبیلی آخرین آیات مبارکه سوره قلم که می‌فرماید “و آنان که کافر شدند چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود که تو را چشم بزنند و مى‏گفتند او واقعا دیوانه‏اى است” به پیغمبر نازل شد تا از چشم زخم در امان باشد و استفاده از این آیه برای در امان ماندن از چشم زخم کاربردی است.

در استفتاء از دفتر آیت الله جعفر سبحانی نیز استفاده از برخی آیات قرآن چون آیه ۵۱ سوره قلم و آیة الکرسی برای استفاده علیه چشم زخم مورد تأیید قرار گرفت و طی آن به کاربرد دعاهایی چون تعویذ و شرف الشمس که در مفاتیح نیز ذکر شده اشاره شد.

دفتر آیت الله نوری همدانی در پاسخ به استفتاء در رابطه با استفاده از مهره‌های آبی رنگ به عنوان دستبند، گردنبند یا آویز در منازل تأکید کرد که این مهره‌ها دارای هیچ مستند شرعی نیست. ممکن است بتوان برای برخی سنگها چون عقیق خواصی را برشمرد اما درباره مهره‌های آبی رنگ مستند شرعی وجود ندارد، در رابطه با جلوگیری از چشم زخم خواندن “و ان یکاد ( آیه ۵۱ سوره قلم)”، آیة الکرسی و یا چهارقل در روایات آمده است. در این استفتاء همچنین تأکید شده است که دعای شرف الشمس و تعویذ از دعاهای مستند در این رابطه هستند.
از رسول گرامی اسلام روایت شده که روزی آن حضرت از قبرستان بقیع می‌گذشت و فرمودند: به خدا قسم بیشتر اهل این قبرستان به سبب چشم‌زخم در اینجا آرمیده‌اند.
چشم زخم

در تفسیر نمونه در رابطه با آیه ۵۱ سوره قلم آمده است: بسیارى از مفسران گفته‌اند: منظور این است که دشمنان به هنگامى که آیات با عظمت قرآن را از تو مى‌شنوند، به قدرى خشمگین و ناراحت مى‌شوند و با عداوت به تو نگاه مى‌کنند که گویى مى‌خواهند تو را با چشمهاى خود بر زمین افکنند و نابود کنند! و در توضیح این معنى، جمعى افزوده‌اند که آنها مى‌خواهند از طریق چشم زدن که بسیارى از مردم به آن عقیده دارند و مى‌گویند در بعضى از چشمها اثر مرموزى نهفته است که با یک نگاه مخصوص ممکن است طرف را بیمار یا هلاک کند، تو را از بین ببرند.

تفسیر نمونه در ادامه آورده است: بعضى دیگر گفته‌اند که این کنایه از نگاههاى بسیار غضب آلود است. تفسیر دیگرى براى این آیه به نظر مى‌رسد که شاید از تفسیرهاى بالا نزدیکتر باشد و آن این که قرآن مى‌خواهد تضاد عجیبى را که در میان گفته‌هاى دشمنان اسلام وجود داشت با این بیان ظاهر سازد و آن این است که آنها وقتى آیات قرآن را مى‌شنوند آنقدر مجذوب مى‌شوند و در برابر آن اعجاب مى‌کنند که مى‌خواهند تو را چشم بزنند.

از رسول گرامی اسلام روایت شده که روزی آن حضرت از قبرستان بقیع می‌گذشت و فرمودند: به خدا قسم بیشتر اهل این قبرستان به سبب چشم‌زخم در اینجا آرمیده‌اند.

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده است: اگر این قبرها شکافته شود هر آیینه می‌بینید که بیشتر مردگان به سبب چشم زخم مرده‌اند، زیرا چشم زخم حق است. آگاه باشید که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:‌ چشم‌زخم حق است پس هر کس از سیرت و صورت برادر مسلمانش خشنود شد، خدا را یاد کند، زیرا وقتی خداوند را به یاد آورد، ضرری به برادر مؤمنش نمی‌رسد.

از امام صادق(علیه‌السلام) روایت شده که فرمود: کسی که چیزی از برادرش او را متعجب ساخت، بگوید: «تَبارکَ الله اَحسَن الخالقین» زیرا چشم‌زخم حق است.

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است: چشم‌زخم حق است، وقتی یکی از شماها به انسان یا حیوانی یا اشیاء دیگری که زیبا است بنگرد و تعجب نماید، بگوید: «آمنتُ بالله و صلی الله علی محمد و آله» پس از آن، اثر چشمش خنثی می‌شود.

نظرات() 

چشم زخم و ترانه اسفند و اسفندونه

شنبه 13 اسفند 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:پزشكی سنٌتی، تاریخ.دین.روحانیت، جشن ها.نوروز.و...، عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، 

 

چشم نخورید !

 

اسفند و اسفندونه

 

اسفند و اسفندونه

اسفند سی و سه دونه

قضا به دور

بلا به دور

به حقٌ این صاحب نور

-         مرغ زمین

-         مرغ هوا

-         جنٌ و پری

-         آدمیزاد

-         همسایه دست راست

-         همسایه دست چپ

-         هنسایه روبرو

-         همسایه پشت سر

-         از خویش و قوم

-         از بیگونه

-         هركه از خونه بیرون رفته

-         هركه تو خونه اومده

-         هركه از دروازه بیرون رفته

-         هركه از دروازه تو اومده

-         شنبه زا

-         یكشنبه زا

-         دوشنبه زا

-         سه شنبه زا

-         چهارشنبه زا

-         پنجشنبه زا

-         جمعه زا

هر چشم ناپاكیه

بتركه چشم حسود

بتركه چشم بخیل

به حقٌ شاه مردان

درد و بلا بگردان

 

نظرات() 

مردم . امام . انقلاب : ایران . اسلام . جمهوری

چهارشنبه 19 بهمن 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ . دولتمردان و سیاستمداران، جشن ها.نوروز.و...، 

آیا شرحی بر این تابلو می توان نوشت ؟...

و یا خود گویا تر از هر نوشته است ؟... هر گفته ، هر تصوٌر و فكر ...

* * *

نخستین شعر انقلاب اسلامی

ار : حجت الاسلام والمسلمین

محمد حسین بهجتی یزدی ( شفق )

درود باد بر این انقلاب پاک، درود
که زیر سایه آن، جان ملتی آسود
درود باد بر این جنبش عظیم و شگرف
که شاهراه سعادت به روی خلق گشود
چه جنبشی که رضای حق ارمغان آورد
چه جنبشی که پیمبر از آن بود خشنود
خوشا به ملت اسلام و مردم بیدار
کز اوج عزت و قدرت نیامدند فرود
از این قیام حیاتی که مسلمین کردند
شرار ظلم فرو مرد و چشم فتنه غنود
قیامتی که به پا شد به دست روحانی
نمود روز بداندیش، شام قیراندود
به جان پاک حجج، رهبران این نهضت
نثار باد سلام و ثنای نامحدود
علی‌الخصوص خمینی، بزرگ آیت حق
که عاشقانه در این صحنه قد علم فرمود
یگانه رهبر بیدار و پیشوای دلیر
که از شهامت خود اجتماع زنده نمود
فقیه اعظم اسلام و مرجع تقلید
که افتخار کند علم از این یگانه وجود
نمود تکیه به پروردگار و کرد قیام
وز آن قیام، شکوه و جلال دین افزود
شجاعت است و صراحت همیشه شیوة او
بدین دو عامل عرشی رسد به هر مقصود
چنان بلند بود همت و ارادة ‌او
که پا نهد ز بلندی به فرق چرخ کبود
زند به سینة‌ او موج بحر علم و کمال
به چشم و بینش او هست غیب، عین شهود
از اوست دیدة اسلام و علم نورانی
وز اوست قلب اجانب چو لاله خون‌آلود
دل شریعت و تقوا بدو سکون دارد
کز این قیام ز رخسار دین، غبار زدود
گر این مجاهدت و همت و فداکاری
نبود، بهره ملت به جز شکست چه بود؟
نه من ستایش او می‌کنم به تنهایی
که هر که جلوه‌ این آفتاب دید ستود
سلام باد بر این پیشوای آزادی
درود بر این رهبر شجاع، درود
به زیر پرده همی خواست دست استعمار
که بشکند پی اسلام و دین کند نابود
نمود آتش سوزان و سرکشی روشن
مگر به دیده دین آفتی رسد از دود
به خیره کرد هوس کز پی خرابی ملک
مقدرات مسلمان دهد به دست یهود
خبر نداشت که این ملک صاحبی دارد
که کید خصم نماید به جان او مردود
ز فتنه حفظ کند خاک پاک ایران را
همیشه دست توانای مهدی موعود
هنوز در دل این مملکت دلیرانند
که پیش ظلم و ستم سرنیاورند فرود
هر آنکه خواست چراغ کند خاموش
به دست خویش نموده است خویش را نابود
ورق زنند و بخوانند جا به جا تاریخ
که قوم ضد خدا را مال امر چه بود؟
بماند روشن و پاینده حق و دشمن حق
شکست خورد و فضیحت کشید و شد مطرود
مگر که طعمة موج بلا نشد فرعون؟!
مگر که لقمة‌کام فنا نشد نمرود؟!
مگر ز آتش خذلان نسوخت ریشة عاد؟!
مگر به باد هلاکت نرفت قوم ثمود؟!
جلی است راه ترقی، ‌ولیکن این مستان
نزول داده به ملک کیان به جای صعود
برای روز مصیبت‌فزای هفده دی
کنند عید و نوازند چنگ و بربط و عود
اگر ترقی کشور به شعر و موسیقی است
وگر به مستی و بی‌عفتی و رقص و سرود
به حق قسم که برای همیشه باید گفت
چنین دیار سیاه و کثیف را بدرود
چنان به جان عموم اوفتاد آتش فقر
که ملک را به سقوط افکند به زودی زود
به پیشگاه عدالت چه می‌دهند جواب
از این همه دل مجروح و چشم خون‌ پالود
برای مردم بیچاره چاره باید ساخت
به فکر صنعت و تولید و کار باید بود
ز کارخانه و صنعت شود وطن آباد
شود به دانش و اخلاق مملکت مسعود
وگر مقلد رفتار سایر ملل‌اند
چرا دمی نگشایند چشم خواب‌آلود
فتاده در پی تسخیر آسمان آنها
ولیک همت اینان بود می و دف و رود
ز دیگران نگرفتیم یاد جز مستی
به غیر خار ز گلزار، دست ما چه درود؟
فغان که درد دل بهجتی فراوان است
ولی دریغ که نبود مجال گفت و شنود

و شعر دیگری را از آن مرحوم توصیه می كنیم با این مطلع :

الا ای امام به حق برگزیده

الا ای تو اسلام را نور دیده

الا ای كه یزدان پس از روزگاران

پس افكند دوران ، تو را آفریده

..........

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :