Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

زاد روز دكتر محمود روح الامینی ؛ پدر مردم شناسی ایران - 2

چهارشنبه 6 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، جشن ها.نوروز.و...، 

ruholamini

پدر مردم شناسی ایران

نزد دكتر روح الامینی ذوب بودن در مردم به معنی از مردم بودن بود . با ازمردم بودن می توانستی ساده و بی پیرایه بر مردم وارد شوی و به مطالعه بپردازی .

در این مورد وی برخلاف مردم شناسانی كه معتقد بودند چون آداب و رسوم یك مردم نزد یك مطالعه گر بیگانه بیشتر به چشم می آید بهتر است كه مردم شناس در اجتماعات غیر خودی به مطالعه و تحقیق بپردازد معتقد بود كه اگر ما خودمان را بهتر از دوست و به خصوص دشمنمان می شناسیم پس مردم خود را نیز بهتر از مردمی دیگر می شناسیم و در مطالعه مردم خود اولویٌت می یابیم .

در این شناخت ، وی به هیچ فرض و فرضیٌه ای معتقد نبود ! گاه به ذهنم می رسید كه هیچ یك از نظریٌه ها و روشهای مردم شناسی جهانی را قبول نداشت . ظاهرا" با آنان مخالفتی نمی كرد ؛ امٌا در عمل و موقع مطالعه انگار كه تمام آنان ( مگر استثنا آتی چون مشاهده ی مشاركتی ) را از ذهن خود پاك می كرد : شروع از صفر . هر مطالعه ای از او قبل از هر چیز یك توصیف ساده از ما وقع و در واقع مطالعه ای اكتشافی بود .

معتقد بود كه اگر اصل مردم شناسی بر مطالعه مردمان متفاوت است ، و اگر مردم ما با مردمانی دیگر تفاوت دارند پس روش مطالعه متناسب با آنان هم با روش مطالعه سایر مردمان متفاوت است و باید كشف شود : روش مردم شناسی ایرانی .

« اولویت مردمشناس در شناخت جامعه خود » سبب شده بود كه برای حدود هزار صفحه از مردمنگاریهای بین 1345 تا 1350 من ارزش قائل شود ؛ به خصوص كه آشنائی ها و دلبستگی هائی نسبت به مردم یزد داشت و گاه مشابهت بین مردم زادگاه خود ، كوهبنان ، با مردم یزدرا بش از همین مشابهت ها با مردم كرمان می

شمرد (1) .

« اولویت شمٌ و هنر مردم شناسی بر روشهای غربی و به اصطلاح علمی مردم شناسی » موضوع دیگری بود كه سبب شده بود مرا در همكاری بر چند نفر كه تحصیلاتی مردمشناسی در دوره های تحصیلی فوق لیسانس و حتی دكتری خود داشتند ترجیح دهد ؛ و در این مورد كاملا" حق داشت ؛ چرا كه تحصیلكردگان مردم شناسی در غرب غالبا" در پی این هستند كه از نظریٌه ها و روشهای مردم شناسی غربی قالبی فراهم ساخته مردم خود را در آن قالب مطالعه كنند كه این موضوع طبیعتا" چیزی جز دفورمه نشان دادن یك مردم نیست : خلاف تحقیق و حتی خیانت به حقیقت .

 مطالعه از مجرٌد به مركب ، از جزه به كل و از مادٌی ترین به معنوی ترین پدیده ها از اوٌلین سرمشق های وی به من بود .

(1) وی به دلیل خصلت های اجتماعگرائی و درویشی خود در دوران جوانی به یزد رفته ضمن دوستی با سیٌدعزیزالله نقیب زاده مدٌتی قابل توجٌه در منزل سیٌد مهدی نقیب زاده میهمان شده بود و شناختی قابل توجٌه از مردم یزد حوالی سال 1330 بدست آورده بود .  

نظرات() 

زاد روز دكتر محمود روح الامینی ؛ پدر مردم شناسی ایران - 1

سه شنبه 5 مهر 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.صاحبمنصبان و سایر، جشن ها.نوروز.و...، 

ruholamini

زاد روز دكتر محمود روح الامینی

امروز صبح ، پنجم مهر ، كه زاد روز دكتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران بود از فرط كمردرد نتوانستم مطلبم را تایپ كنم . عجیب است ؛ موقعی كه وی ، در اسفندماه گذشته فوت كرد هم دچار آنفلو آنزائی بسیار شدید بودم و نمی توانستم حتی از رختخوابم بیرون بیایم . این است كه وقتی خانمش ، خانم دكتر پروین مقدم، تلفن زد كه محمود فوت كرد چیزی جز اشك سرازیر شده در جوابش نداشتم ؛ و نتوانستم در مراسم تشییعش شركت كنم ؛ و گمان هم نمی كنم كه چندان چیزی را از دست داده باشم . چرا ؟!

چون محمود به مراسم سوگواری اعتقادی نداشت ؛ از مراسم فوت استقبال نمی كرد .در مردمشناسی ها و مردمنگاریهایش جشن ها را اصل قرار می داد و در قبال دوستانش : تولد آنان را ...

شاید لااقل بیست مرتبه وقتی برای مصاحبه با وی درباره سوگواری ها می رفتند آدرس و شماره تلفن من آخوند زاده ... را داده باشد با این تذكٌر كه : « من فقط جشن ها را مطالعه می كنم . .. » بروید به سراغ آیت اللهی كه سوگواریها را هم مطالعه می كند!! . خدا رحمتش كند كه در اینخصوص هم مثبت و خوش سلیقه بود !

امروز می خواهم فقط اشاره ای به تولٌد خودش در زندگی مردمشناسی خودم داشته باشم ؛ در سال 1347 كه استاد مردم شناسی دانشگاه تهران شد .

می خواهم امروز حقیقتی را فاش كنم . چهار چیز سبب شد كه در آن سالها ، بین آنهمه تحصیلكرده ی دارای دكترا و فوق لیسانس ، مرا به عنوان دستیار اوٌل پژوهشی خود انتخاب كند :

اوٌل ، سفارش دكتر غلامحسین صدیقی كه قبل از وی نوشته های مرا خوانده بود و مرا دارای استعداد مردم شناسی و شمٌ مدیریت تحقیق معرفی كرده بود ؛ و از این رو دكتر روح الامینی حاضر به مصاحبه استخدامی با من شد : فقط دو – سه دقیقه !

دوٌم ، علاقه من به مردمنگاری و به خصوص تهیٌه كتاب « رمضان در یزد » كه آن را خوانده بود و پسندیده بود (1)

سوٌم ، تفاهمی كه بر سر امور و مسائل مردمشناسی داشتیم .

چهارم ، تفاهم با مردم در زمان مطالعه بر روی ایشان ، می گفت اگر مردم را نفهمی نمی توانی آنان را توصیف كنی ؛ چه رسد به آن كه تحلیل كنی !

تفاهم با مردم به چه می رسید ؟ :

شمٌ مردم شناسی

هنر مردم شناسی

ذوب بودن در مردمی كه می خواهیم آنان را بشناسیم تا بشناسانیم .

(1) این كتاب در مركز فرهنگ مردم سازمان رادیو تلویزیون ملٌی ایران در سال 1356 به سرقت رفته است .

نظرات() 

نظرات مردم شناسان خارجی نسبت به ایرانیان (3) : مجلس میهمانی و احوالپرسی

چهارشنبه 9 شهریور 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، جشن ها.نوروز.و...، تفنن و سرگرمی، 

عكس ، تزئینی است .

تعارف و تملٌق ، مظهر مجالس میهمانی

وقتی به میهمانی می روید ( نقل به مضمون ) :

اگر مقام و منزلت شما بالاتر از مقام  منزلت صاحبخانه باشد همین كه شنید دارید وارد منزلش می شوید با عجله هرچه تمام تر به پیشواز شما می آید و تا شما را می بیند درست مثل اینكه همین حالا از كره مرٌیخ افتاده باشید و كاری بسیار باورنكردنی صورت گرفته باشد با یك تحیٌر ساختگی هر چه تمام تر می گوید :

چه عجب ؟!!! چطورشده است كه حضرت آقا به یاد نوكر قدیمی خودشان افتاده اند ؟ !! نان تلخ و شوری خورده اند ؟!!! راه گم كرده اند ؟ درست می بینم ؟!! جناب عالی و كلبه ی محقٌر ما ؟!!! .

آنوقت سر محل نشستن شما تعارف در می گیرد و صاحبخانه و سایر میهمان ها هركدام اصرار می كنند : بفرمائید بالا ! اینجا دور از شآن و منزلت جناب عالی است و مقداری هم صرف این تعارفات می شود !

بعد ، نوبت به احوالپرسی می رسد كه به هركس رو كرده می گوئید : حال شما چطور است ؟ حال جناب عالی چطور است ؟ دماغتان چاق است انشاء الله ! خانواده محترم خوب اند انشاء الله ؟! ...

البته به هركسی اینقدر تعارف نمی كنید و برحسب مقام و منزلت هریك از میهمان ها احوالش ان را می پرسید و مثلا" به كلفت و نوكر و سایر خدمه و ... كه رسیدید فقط خشك و خالی می گوئید : شما خوبید انشاء الله ؟

هركس كه بیشتر تعارف و تملق بكند مؤدب تر معرفی می شود . شاید از همینجا است كه می بینیم ناگاه یكی كه قبلا" از دیگری حسابی احوالپرسی كرده است وسط مجلس میهمانی درست مثل اینكه تازه اورا دیده باشد می پرسد : خوب ، چه عجب خدمت شما می رسیم ؟!!! حال شما خوب است ؟ ... و همینطور ممكن است طی یك میهمانی یكنفر پنج بار و ده بار احوال دیگری را بپرسد ! .

بعد اگر میهمانان حرفی نداشته باشند كه بزنند یكی مثلا" می گوید : الحمد للٌه هوا امروز چقدر خوب شده است ، صاحبخانه میگوید : به بركت تشریف فرمائی جناب عالی است ؛ ودوباره تعارف و تملٌق شروع می شود ، و...

اقتباس نویسنده وبلاگ از كنت دو گوبینو ( در حوالی 1250 شمسی ). همان . صص 12 و 13 

 

نظرات() 

میلاد امام حسن مجتبی (ع)مبارك باد

یکشنبه 23 مرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.دین.روحانیت، جشن ها.نوروز.و...، 

عید است ! مگر نه ؟

و اینجا هم كه محلٌ مطالعات مردم شناسی ...

« سلیمان را اهالی شیراز به خوبی می شناختند و معروف بود كه در خوردن بنگ افراط می كند ؛ و البته می دانید كه بنگ یك مادٌه مخدٌره است كه از گیاه شاهدانه ساخته می شود .

باری یك روز كه سلیمان در حمٌام بود صدای بلندی شنید كه میگفت : جبرئیل ! جبرئیل !

سلیمان فورا" فهمید كه این ندای ایزد تعالی است كه فرشته مقرٌب درگاه خود ، یعنی جبرئیل ، را صدا می زند . طولی نكشید كه جبرئیل گفت : خداوندگارا لبٌیك ! . خداوند نداداد كه ای جبرئیل ! برو سلیمان را نزد من بیاور ! .

سلیمان كه در حمٌام بود ناگهان احساس كرد كه از خزینه خارج می شود و به طرف بالا می رود . در یك چشم به هم زدن سقف حمٌام شكافت و سلیمان كه خود را روی بال جبرئیل می دید با سرعتی هرچه بیشتر از هفت آسمان گذشت و جبرئیل اورا در مقابل پرده ای كه خداوندگار عالم پشت آن قرار داشت فرود آورد .

خداوندگار عالم نداداد كه ای جبرئیل ! این دیگر كیست كه برای من آورده ای ؟! . جبرئیل پاسخ داد خداوندا! تو از من جبرئیل را خواستی و من هم جبرئیل را برایت آوردم ! .

خداوند گفت من از تو سلیمان نبی ، فرزند حضرت داوود پیغمبر ، را خواستم نه این مردك تنه لش را كه به هیچ دردی نمی خورد ! .

جبرئیل كه از عتاب و خطاب خدا ناراحت شده بود لگد محكمی به سلیمان زد و سلیمان معلق زنان از آسمان هفتم به زیر افتاد ! دماغش به لبه خزانه اصابت كرد و به خون غرق آلود شد....

مردمی كه در حمٌام حضور داشتند احاطه اش كردند و پرسیدند : سلیمان ، برای چه ناله و شكوه و زاری می كنی ؟ !!! . سلیمان گفت : ایٌها ا لناس ! هروقت جبرئیل را دیدید كه از آسمان فرود آمد و از شما چیزی خواست ، اوٌل مطمئن شوید كه اسم شما را با اسم یكی دیگر اشتباه نگرده باشد ! ...

مردم داخل حمٌام متوجٌه شدند كه نخیر ! بنگ حسابی كار خودش را كرده است !

به نقل از كنت دو گوبینو . همان كتاب . ص 18 .

 

 

سلیمان دوٌم كه چیز دیگری توی رگ زده بود داشت افتان و خیزان از خیابانی می گذشت . مغازه داری به او گفت :

-         سلیمان ، چرا اینقدر له و لورده ای ؟!!! .

-         سلیمان : تو اوٌل بگو ببینم اسم این بیابان چیست كه من در آن افتادم ؟!

-         بیابان نیست مرد حسابی ، خیابان مجیدیٌه است .. از كجا افتادی ؟

-         از هواپیما در ارتفاع صدهزار كیلومتری !

-         خوب ؟!

-         خوب به جمالت ! همینطور كه داشتم به سرعت به طرف زمین می آمدم و ده - دوازده متر مانده بود به زمین بخورم گفتم یا امام حسن (ع)

-         خوب ؟!

-         دست مباركی وسط آسمان و زمین ظاهر شد و دستم را گرفت و سرعتم را بسیار كم كرد تا ...

-         تا چه ؟

-         تا از من پرسید كدام امام حسن را گفتی ؟

 

لطفا" از مصرف انواع روانگردان بپرهیزید! كه از هرنوع بنگ كه بفرمائید شوتساز تراند ! عید شما مبارك !

ولادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام برتمام شیعیان راستین آن حضرت مبارك باد

  

نظرات() 

كلوخ اندازون در یزد

یکشنبه 9 مرداد 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، جشن ها.نوروز.و...، مراسم مذهبی، 

به نظر من به ، چهل – پنجاه سال پیش به نام تعلیمات دینی ما را بیش از حدٌ چشم و گوش بسته نگهمیداشتند . شخصا" تا حدود بیست و پنج سالگی فكر می كردم كه كلوخ اندازون یعنی این كه روز آخر ماه مبارك شعبان به این حساب كه از فردایش ماه مبارك رمضان شروع می شود و میبایست كمتر بخورند و در روز نخورند ، و... حال بیشتر بخورند و به گفته برخی از عوام لقمه های كلوخی بردارند و طی روز « شكمی از عزا در آورند » كه این عزا هم لابد عزاری نخوردن در روز ها طی ماه آتی بود .

سال 1348 برای گرفتن مقاله ای نزد استاد محمٌد پروین گنابادی رفته بودم كه بنده را تعارف به خوردن چیزی كرد ، و با وجود آنكه ماه شعبان هم نبود گفتم : متشكٌرم ، یك ساعت پیش حسابی كلوخ اندازون كرده ام . شگفت زده نگاهی دقیق تر به چهره ام انداخت و گفت اصلا" به قیافه ات نمی آید كه كلوخ اندازون كرده باشی !!! . آیت اللهی آیت الله زاده ! نكند نمیدانی كلوخ اندازون یعنی چه ؟!!! ؛ ومن یك بار دیگر هم از كم سوادی خود شرمنده شدم و از آموزشهای استاد ممنون ! .

حالا شما جوانترها هم بی جهت معنی این « كلوخ » را در لقمه ای بزرگ چون « پاره ای از گل خشك شده » ، « به درشتی مشتی یا بزرگ تر » جستجو نكنید ! مطابق لغتنامه دهخدا اصل بر « كلوخ بر آب زدن » یعنی كارهای پنهان كردن است ! منهیٌات !

جلال الدین مولوی بلخی سروده است :

صدجام بركشیدی و برلب زدی كلوخ

لیكن دوچشم مست تو در می دهد صلا

در فرهنگ ناظم الاطباء آمده است :

« سیر و گشت و شرابخوری و عیش و عشرتی را گویند كه در آخرهای ماه شعبان كنند »

صائب تبریزی سروده است :

روزه نزدیك است می باید كلوخ انداز كرد

زاهدان خشك را رندانه از سر باز كرد

در دهه 1340 یك بار كه یك شب مانده به شب اسهلال ماه مبارك رمضان بر حسب اتفاق با دوچرخه از مقابل در باغ ملٌی یزد می گذشتم سر و صدا و به اصطلاح عربده كشی هائی از دور دیدم كه می گفتند به خاطر اینكه فرداشب رمضان می آید دارند عرق می خورند ! و سالها طول كشید تا معنی آن را دریابم ....

اواخر دهه 1350 طی مطالعاتم متوجه شدم كه عدٌه ای در یكی – دوتا از گاراژهای خیابان كرمان و نزدیك فلكه چنین سنٌت لا حسنه ای را پاس می داشته اند . چیزی هم در باره خانه ای در محلٌه جنگل شنیده ام كه فقط یك راوی داشته است ... این را هم شنیده ام كه برخی حتی به صورت خانوادگی در چنین روزی به باغهای اطراف شهر می رفته اند و... والله اعلم !

امٌا مجموعا" اینگونه عیش و عشرت در چنین روزی در یزد بیشتر توسط رانندگان عبوری از یزد صورت می گرفته است ، و به فرض وجود نزد یزدی ها به حدٌی نادر و استثنائی بوده است كه همین لفظ استثناء به معنی قاعده نبودن ، و بنابر این « رسم » نبودن آن در یزد است .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو