تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب جشن ها.نوروز.و...
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

چهارشنبه سوری حقیقی و چهارشنبه سوری كاذب

چهارشنبه 25 اسفند 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، 

چهار شنبه سوری و چهار شنبه كوری !

چهار شنبه سوری یا چهار شنبه آخر سال چه روزی است ؟

خیلی ها اصل فلسفه را از یاد برده اند یا از اول نمی دانسته اند .

« جشنی است كه در غروب سه شنبه آخر سال شمسی برپا دارند و آتش افروزند و بر آن جهیدن گذرند برای رسیدن به سعادت و سلامت در سال نو »

، چیزی است كه لغتنامه دهخدا نوشته است .

می بینید ؟ : یك معبر است ، یك بهانه ، وسیله ، و به خصوص التجاء .

روزی است كه سعی می كنیم در آن ، به هر وسیله ای  ، بلاها را از خود دور كنیم تا به خوشبختی برسیم .

ابزارش چیست ؟

 - برخی كوزه این بلا را می شكستند

 - برخی ، به خصوص زنانی روبند زده و در هر حال چهره پوشیده ، به در خانه ها رفته بازدن قاشق به كاسه یا بادیه یا حتی دیكچه مراد و مقصود خود را به نیت خدا از انسان خلیفة الله طلب می كردند : قاشق زنی . البته مراد در صورتی حاصل می شد كه زن قاشق زن به هیچ وجه شناخته نشود ( و به همین دلیل هم بود كه ابدا" حرف نمی زد تا از طریق صدایش هم شناخته نشود ) ؛ و جنسی كه صاحبخانه به منظور شفا از بیماری یا هر مراد دیگر به وی می داد نمیبایست به اصطلاح آتش دیده و پخته شده باشد ؛ یعنی مثلا" نان ندهند و آرد بدهند . خیلی از صاحبخانه ها كه حاجت قاشقزن را نمی دانستند و به زبان هم نمی آورد به ملاحظه این كه مبادا جنس رابرای خوراندن به یك مریض و شفای وی بخواهد از دادن اجناسی مثل گردو - پسته و... خود داری كرده بیشتر همان آرد را می دادند یا اندكی برنج آشی .

درهمین چهارشنبه سوری ( یعنی جشن عبور از یك معبر ، مسئله و معضل ) كه مراسم و در واقع تداركاتش از غروب سه شنبه در شب چهار شنبه صورت می گرفت برخی به فالگوش می ایستادند تا آنطرف معبر را حدس بزنند ...

و نهایتا" هم از روی شعله های آتش پریده مصائب و شداید زندگی خود را به وی می بخشیدند تا آن ها رابسوزاند و در عوض با دادن سرخی خود به آنان بر گلگونی و شادابی و خوشبختی شان بیافزاید : زردی من از تو ، سرخی تو از من .

به قول زرتشتیان ، كرمانی ها و یزدی ها « سور » بود ؛ یعنی جشن بود و در دهه های اخیر چیست ؟ : عزا .دیشب در ایران و به مناسبت چهارشنبه سوری لااقل 1126 مجروح ( 15 مورد قطع عضو ، 408 مورد آسیب چشمی ! ، و... ) سه نفر كشته داشته است !!!.حالا از خسارات فراوان مالی بگذریم كه تنها در تهران 7 باب مغازه و 18 دستگاه خود رو دچار حریق شده اند ، و... و... در این موارد تهران و شیراز بیش از هم خسارت زده و خسارت دیده اند .

آیا وقت آن نرسیده است كه در چنین مواردی با یك جهانبینی صحیح به سیاستگذاری و برنامه ریزی و برنامه گزاری حقیقی فرهنگی بپردازیم ؟ ! .

نظرات() 

آغاز بهار نزد فرخی یزدی

چهارشنبه 25 اسفند 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، جشن ها.نوروز.و...، 

به بنده ای كه چو من ای خدا ندادی هیچ

ز عدل و داد تو شكر نداده باید كرد !!

شنونده باید عاقل باشد

شعر فقط حاكی از شعور شاعر نیست ؛ بلكه شعور خواننده را نیز می طلبد.

فرخی یزدی در وصف بهار می سراید:

بهار آمد و در جام باده باید كرد

به فكر ساده من فكر ساده باید كرد

به سر سپرده خود عارفی چه خوش می گفت

كه دستگیری از پا فتاده باید كرد

بر اسب پیلتن ای شه اگر سوار شدی

تفقدی به گدای پیاده باید كرد

هزار عقده گشاید اراده و تصمیم

پی گرفتن تصمیم اراده باید كرد

چو درمیان دو همسایه كشمكش افتاد

بگو به خانه خدا استفاده باید كرد (1)

زبون شدیم زبس وقت كار حرف زدیم

زبان ببسته و بازو گشاده باید كرد

به بنده ای كه چو من ای خدا ندادی هیچ

زعدل و داد تو شكر نداده باید كرد

طبیعتا" بیت آخر این شعر ، نوسوادان و كم سوادان را به تحیٌر وامی دارد و چه بسا خون برخی از به اصطلاح متعصبین را به جوش می آورد . حال آنكه اصولا" موردی ندارد . رجوع به بیت ماقبل است كه می فرماید « زبان ببسته و بازو گشاده باید كرد . » : اراده و تصمیم برای كار در آغاز بهار و از جمله به منظور دستگیری از پا فتاده .

شاید فرخی یزدی حق داشته باشد كه از همان ابتدای شعر به شعور شنونده خود شك كند و بسراید :

به فكر ساده من فكر ساده باید كرد . 

--------------------------------------------

(1) منظور از « خانه خدا » یا كدخدا همان شاه است و دوهمسایه هم روسیه و انگلیس( حاكم آنروزگار هند و پاكستان ) هستند .

نظرات() 

سیر سفره هفت سین

سه شنبه 24 اسفند 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، خوراكیها و تغذیه، 

سیر

 

سیر سفره هفت سین

سیر را سین هفتم سفره هفت سین ، جزء « چاشنی » های  سفره سنتی ایرانی ، فراگیر ، و سبب دفع امراض و بنابر این دفع شر می بینیم.

ممكن است برخی تصور فرمایند كه سیب به دلیل زیبائی بر سیر مزیٌت دارد . نمی دانم . اما این را می دانم كه نوروز قبل از اسلام به جای اول بهار و اول فروردین در اول تابستان و بنابر این اول تیرماه قرار داشته است ؛ و زیبائی سیب هم در سیب تازه است و نه سیب خشك شده ! .

به علاوه سفره ما سفره ای ایرانی و حتی الامكان برای كل سرزمین ایران است؛ والٌا ممكن است در یزد و قم و كاشان « سوهان » بر سر سفره بنهند و در همدان و قزوین و تهران « سمنو » .

سوسن گلی زرد رنگ و بسیار خوشبو است كه ظهورش در نوروز نیز بعید نبوده است ؛ امٌا خاص منطقه شمال ایران بوده است و لابد برسر سفره هفت سین اعیان آن خطٌه...

در روستاهای جنوب شهر یزد « سبوس » نام گیاهی بوده است كه حوالی نوروز می روئیده است ( با آن آش سبوس می پخته اند ) و می توانسته است یكی از سین های هفت سین مردم دامنه پشتكوه ، یا لااقل جانشین مناسبی برای سبزه باشد .

سین های دیگری هم وجود دارند : ممكن است به جای یكی از هفت سین اصلی كه ما نام بردیم برگی از « سمن بر » می نهاده اند ؛ و یا... ولی نظر ما بر شناخت هفت سین اصلی و سنٌتی سفره ایرانی بوده است و نه سین هائی كه بعدا" امكان یا فته اضافه شده اند ، یا اضافه می شوند ...

نظرات() 

چهارشنبه سوری ایلاتی - عشایری قرن سابق

سه شنبه 24 اسفند 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، زبان.ادبیات.آموزش، 

نمیدانم « خاطرات نواب وكیل» ، وكیلی كه ظاهرا" از سوی مردم انتخاب نشده و تقریبا" در هیچ مجلسی هم شركت نكرده است ، را خوانده اید یا خیر ؟ اگر محققی منتقد هستید حتما" آن را بخوانید .

نواب وكیل ، یا در واقع نوٌاب ، خان و خانزاده ای است از قبایل عرب سكنی گزیده در خراسان كه به یزد رفته و در سراسر فعالیتش بنام سید بودن و ملا بودن ! و ملا زاده !!! بودن در عمل به مخالفتی بسیار شدید با غالب روحانیان حقیقی و پاكنهاد و پاكدامن آن مرز و بوم می پردازد : یا در مقابل نام های بزرگی چون آیت الله آقا سیدیحیی موسوی مجتهد یزدی و آیت الله آقا میر سید علی مدرس سعی به سكوت می كند یا به خیال خود در عالم رقابت سیاسی سعی می كند كه با اتهاماتی كاملا" واهی چون رشوه گیری نام و نشان برخی دیگر از آیات یزد را كه به زهد و تقوی شهره خاص و عام بوده اند بیالاید .

گویا بارها سعی به ایجاد شكاف و نفاق بین روحانیان یزدی كرده است كه در موردی هم به دلیل ضعف یكی از این روحانیان ( و اتفاقا" وی هم اصالتا" خراسانی ) موفق گردیده است و از روحانیتش نزد روحانیت حقیقی و مردمی یزد همین بس كه گفته اند یك روز عاشورا نذریی تهیه دیده و مجمعه هائی برای روحانیان بزرگ یزد فرستاده است كه با وجود بیم از وی آن را نپذیرفته اند و تقریبا" همه به خانه فقرا حوالت داده اند . بگذریم !.

با اینهمه نقش این خاطرات در ترسیم تاریخ آن روزگار ایران غیر قابل انكار است و حتی در مواردی سپاسپذیر نیز می نماید ؛ به خصوص آنچه كه به یزد و یزدی و روحانیت یزد مرتبط نمی شود ؛ و بخشی از شورشی بنام انقلاب مشروطیت و پیامد های آن را به تصویر می كشد .

چهارشنبه سوری ایلاتی - عشایری

« بختیاری - سنجابی - كلهر - افشار ...یك دسته از این طوایف مسطوره را عادت این بود كه در شب چهارشنبه آخرسال چند تیر محض شگوم پشت بام خالی می كردند و اول ، یعنی یك ساعت به غروب مانده آن روز عمر فوزی بیك آتشی مالیتر عثمانی برحسب دعوت یكی از رؤسای قشون ایرانی... آمده بود در قصر شیرین .

... آن طایفه كه عادت داشتند بنای شلیك را گذارده قریب نیم ساعت پی در پی شلیك می كردند و هر دفعه قریب شش هزار فشنگ انداخته شد... به قدر چهار ناخن بالای سر عمر فوزی به دیوار خورده و در ستون فرو رفته بود ... و اگر این عمر فوزی بیك از این تیر كشته شده بود دیٌاری از ایرانی به سلامت بیرون نمی رفت .(1)

----------------------------------------------

(1)سید محمد رضوی . خاطرات نواب وكیل . به تصحیح اكبر قلمسیاه . یزد . مؤسسه انتشارات گیتا . 1378 . ص 475 .

نظرات() 

سماق سفره هفت سین

دوشنبه 23 اسفند 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:جشن ها.نوروز.و...، خوراكیها و تغذیه، 

 

سماق سفره هفت سین

سماق به رنگ زرد ، سرخ یا قهوه ای است ؛ و فرهنگ سمبلیك آن را كسانی می دانند كه با بوته یا درخت آن مواجه بوده اند : گل های نر و ماده به روی یك بوته یا درخت واحد همزیستی ئی مشترك دارند و یاد آور ازدواج و عروسی و زندگی مشترك خانوادگی قریب و نه بعید .

اگر سفره ایرانی ، نان و سبزی و سركه داشته است چاشنی ترش مزه دیگری چون سماق نیز می توانسته است داشته باشد ؛ به خصوص اگر به جای تره یا به طور كلی سبزی ، خورشتی چرب آن را می آراسته است . پوست دانه سماق كه به اندازه عدس است و غالبا" كاملا" رسیده اش پرزدار می شود نه تنها دارای یك ترشی بسیار مطبوع است بلكه اشتها آور بوده سبب نشاط و پویندگی می شود .

از سماق و سركه ، سفره ایرانی به چاشنی هائی آراسته می شود كه نه تنها مغذی و جذٌاب هستند بلكه دافع مضرٌات نیز می باشند . سماق دافع برخی از بیماری های گوارشی هم هست و به خصوص می تواند تب بر واقع شود .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 14 
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :