تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

شبیه گردانی در یزد

یکشنبه 28 آذر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، پزشكی سنٌتی، زبان.ادبیات.آموزش، 

هركس ...

...شد دكتر !

در روز های اوٌل انقلاب كه در ایران نبوده ام می گفتند اتفاقات جالبی در تهران رخ داده است كه یكی از آن ها را می نویسم :

آبدارچی یكی از دندانپزشكان مشهور تهران كه رئیس خود را فراری از كشور دیده بود ، و در آن « آزادی » ! چند روزی به جای وی مشغول شده بود ! دیده بود نمی شود ! مردم محله اورا می شناسند ! . رفته بود بالای شهر مطب پزشك مشهور فراری دیگری را در غیاب وی غصب كرده بود و تابلوئی بنام شخص خودش زده بود : دكتر ... متخصص مغز و اعصاب ! ؛ و هركس كه به سراغش می رفت جهت به اصطلاح رد گم كنی ! خود را دارای تحصیلات قدیمه پزشكی معرفی می كرد و نسخه اش هم غالبا" آسپرین بود با دوش آب سرد و گل گاوزبان و استراحت مطلق .و برای خود برو بیائی هم پیدا كرده بود . تعجب می كنید ؟! خوب ، اگر بعضی از نظر مغز و اعصاب مسئله نداشتند كه نزد وی نمی رفتند و همان ویزیت اول متوجه می شدند كه طرف اینكاره نیست ! امٌا چون خود واقعا"مسئله داشتند او را به عنوان پزشك می پذیرفتند ...

درست است كه می گویند در ایران همه پزشك اند ، همه معمارند ، و... در دیگ باز است ! امٌا حیای گربه چه كرده است ؟! .

 در سال 1364 در وزارت علوم در نوبت مصاحبه استخدامی نشسته بودیم كه یكی بدون گذر از سایر مراحل به ناگاه به ما اضافه شد . مدركش چیزی بود شبیه ادبیات در فیلیپین . یكی از ممتحنان كه گویا خودش در آلمان كارشناسی جامعه شناسی حیوانات خوانده بود و بنا بر یك اشتباه لپٌی... دكتردر جامعه شناسی شناخته شده بود به وی گفت : نمی شود ! ما جامعه شناس می خواهیم ! از فیلیپین برگشته كه گویا « دست بر قضا » ! از مراتب علمی آن استاد با خبر بود با اشاره به بنده گفت پس این آقا دكتر در جامعه شناسی است ؟ . ممتحن دیگری گفت : ایشان مردم شناسی خوانده است ، بیست سال در این رشته و زیر نظر اساتیدی بزرگ تحقیق علمی كرده است و با اشاره به كتابخانه پشت سرش كتابی را نشان داده گفت همین كتاب را ایشان ویرایش علمی ( محتوائی ) كرده است . داوطلب مزبور رفت پشت یك ستون نشست و طی یك ربع نیم ساعت دوسه تا قصٌه سر و ته كنده از شهرشان یادداشت كرد و آورد كه اشكالی ندارد ! بنده را دكتر مردم شناسی از هاروارد آمریكا به حساب آورید ! ( غلو كردم ؟ !!! باور بفرمائید اگر یك كمی رو می یافت چنین حرفی هم می زد ! ))

به این ترتیب هركس یك قصٌه بلد بود شد دكتر مردم شناس و تابلو زد !

هركس كه این قصه را سر و ته كنده هم بلد بود شد دكتر مردم شناس !

هركس ای قصه را سی سال پیش شنیده بود ، و به اصطلاح كوهی به موئی به یادش مانده بود و تعریف می كرد شد دكتر مردم شناس !

هركس پدر زن پسر همسایه شان سالها پیش در هیئت عزاداری فلان روستا دو دقیقه سینه زده بود ، شد دكتر مردم شناس ! .

... و حالا معنی تعزیه را هم نمی داند چیست و در باره تعزیه مقاله می نویسد ! تفاوت بین شبیه گردانی و شبیه درآری را نمی داند چیست و در این باره به اصطلاح به منبر می رود . نه تنها به علم و حقیقت كمك نمی كند و خدمتی در شناخت مردم نمینماید كه در واقع با تهیٌه و انتشار سند دروغ و ناقص به آنان خیانت روا می دارد .

 از این حرف ها بگذریم : حتما" نباید ادعای علمی كرد . حتما" نباید اسم محقق بر خود گذاشت ؛ همین كه شما رسم یا آئینی را سعی كنید كه هرچه دقیق تر و حقیقی تر یادداشت كنید « نویسنده » اید و خشت اوٌل را درست نهائه اید ؛ چه بسا لوروا گوران شوید ! چه بسا مارگارت مید شوید ! چه بسا كلود لوی ستروس شوید ! . محل مطالعه كه خم رنگرزی نیست ! اشتیاق فراوان می خواهد و دقت و صحت عمل و ممارست و ... تا اثری ساخته شود چون اصفهان یاد آور این ضرب المثل مشهور كه : « اصفهان را یك روزه نساختند » ............

جوانان وطن !

من نمی نویسم ! شما همٌت كنید !

تحقیق كنید و بنویسید !

 

شبیه گردانی در یزد حدود 1330

نمی دانم ! شاید بزرگترین شبیه گردانی های ایران ، یا لااقل بزرگترین كارناوال های عزاداری ایران ، در هر سالروز عاشورا ، در یزد به راه می افتاد . این كه می گویم شبیه گردانی ها به این دلیل است كه سه گروه بودند :

 1 – شبیه محلٌه پشت باغ

  2 – شبیه محلٌة گازرگاه

 3 – شبیه محله میدان شاه

می گفتندكه در اوایل كار ، محور دسته های شبیه بر اساس قطاری از شترها و یكی – دو خودرو بوده است ... و بعد ، زمانی كه به سختی به یاد می آورم ، یعنی حدود 1330 تا 1332 ، گرچه تعداد زیادی شتر هم وجود داشتند ، امٌا محور بر كامیون هائی بدون اتاق بود . اجزاء اصلی دسته تا آنجا كه به یاد می آورم عبارت بودند از :

 1 – شبیه محل استقرار امام حسین (ع)

 2 – شبیه حضرت عباس سوار بر اسب با مشكی خالی در دست

 3 – شبیه حضرت علی اكبر (ع) سوار بر اسب

 4 – شبیه شمر بن ذی الجوشن سوار بر اسب

 5 – شبیه حرمله سوار بر اسب

 6 - شبیه حجله قاسم

 7 – شبیه شترهای حامل اعضاء خاندان امام (ع)

 8 – و.....

 بقیه را انشاء الله ، اگر عمری برایم باقی باشد ، فردا خواهم نوشت .  

نظرات() 

پرسه امام حسین (ع) در یزد 1346 - 1347

شنبه 27 آذر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، 

پرسه امام حسین (ع)

در یزد 1346-1347 

قبلا"ننوشته ام كه بزرگترین شبیه گردانی ها یا به اصطلاح عمومی ترش « كارناوال » های عزاداری شهر یزد در دهه 1340 از سه محله گازرگاه ، پشت باغ ، و میدان شاه بودند .

قبلا" ننوشته ام كه بزرگترین دسته های سینه زنی یا زنجیر زنی نیز دسته های پشت باغ ، گازرگاه ، پنبه گلان ، قصابها ، و... بودند .

قبلا" ننوشته ام كه بزرگترین نخل های یزد به ترتیب  نخل های تكیه عباسیه كه بعدا" میدان شاه خوانده شد (1) ، تكیه امیر چقماق و حسینیه گلچنان بودند .

امٌا قبلا" نوشته ام كه بزرگترین روضه خوانی های یزد در حسینیه های مصلی ، پشت باغ ، و كوچه میرقطب برقرار می شدند ...

... و با اینهمه بزرگترین مجلس عزاداری هیچ یك از این سه مجلس نبود ؛ بلكه مجلسی بود كه سالانه یكبار و یك روز بنام « پرسه امام حسین (ع) » و نه به هیچ نام دیگری ، در مسجد اعظم یزد مشهور به مسجد ملااسماعیل (ره) ، كه هم اكنون نقش مصلای نماز جمعه یزد را هم ایفا می كند برقرار می شد .

اینجا نمی خواهم مجلس پرسه را برای كسانی كه فردا در آن شركت كرده خود مشاهده می كنند ، و خوشا به سعادتشان ، شرح دهم و به اصطلاح زیره به كرمان ببرم ! . محققین و دانشجویانی هم هستند كه فردا دست به قلم و دست به دوربین شده به تكنگاری لازم بپردازند . بلكه منظورم نتیجه یك مطالعه است .

سال 1345 یا 1346 ( متاسفانه آن روز یادداشت هایم را مورخ نكرده ام ) با راهنمائی مرحوم دكتر علی محمد كاردان ، پدر روانشناسی اجتماعی ایران و از چهره های ماندگار كشور ، از آن مجلس تعدادی عكس گرفتم ، كه البته سعی داشتم كه از همه جا و همه چیز عكس بگیرم ، و عكس ها را به تهران آوردم . از مرحوم دكتر نادر افشار نادری كه موضوع را شنیده بود راهنمائی ارزشمندی دیدم . گفت می توانی با مونتاژ كردن عكس ها در كنار یكدیگر و رسیدن به پانورامای اصلی ، تعداد افراد حاضر در مجلس را به تقریبی نزدیك به صد در صد بشماری .

چون در سال اول ورود به دانشگاه ، مدٌت محدودی همكلاس دانشجویان رشته معماری دانشگاه تهران شده بودم (2) به كمك دونفر از دانشجویان آن رشته عكسها را كه بیشتر از پشت بام ها گرفته بودم مونتاژ كردیم . امٌا عكسها افراد زیر طاقها را به درستی نشان نمی دادند .. به پیشنهاد دكتر كوثر یا استادی دیگر ؛ دانشجویان سالهای بالاتر معماری كل مساحت را محاسبه كردند . مساحت زیر طاق ها را هم ( كه جمعیت كثیری در آنجا بود و ضمن عكس برداری یا دیده بودم یا عكس گرفته بودم) را بدست آوردند و به اینجا رسیدیم كه حدودا" یازده صبح ، بیش از نه (9) هزار نفر در آنجا جمع بوده اند ؛ و اگر محاسبه می كردیم كه عدٌه ای در طول مجلس نمی نشستند و می رفتند و گروهی به جای آنان می آمدند ؛ و هزاران نفر از افراد دسته های عزاداری نیز می آمدند و می رفتند به خوبی می شد تخمین زد كه بین پانزده تا بیست هزارنفر از جمعیت حدود شصت هزارنفری یزد آن روز به مجلس آمده اند ؛ یعنی از هر چهار یا سه نفر یزدی یك نفر .

امٌا به شخصه گمان می كنم چون محل استقرار برای زنان كم بود و نسبت شان به مردها شاید یك در ده یا یك در بیست ... ! به جرئت می توان گفت كه شاید از هردونفر یزدی یك نفر به مجلس می آمده است ؛ و از بین نفراتی هم كه به مجلس نمی آمده اند می توان به جمعیت حدود هزار – هزار و پانصد نفری یهودیان ، جمعیت بیش از پنج هزار نفری زرتشتیان ، بیماران ، كودكان ، و... اشاره كرد .

اگر چنان مسجدی نبود چنان مجلسی اینچنین عظیم در وسط شهر بر پا میب شد ؟ نه به این سادگی ! پس بر بانی اصلی مسجد كه ملٌا اسماعیل عقدائی باشد ، و یاور مسلٌمش در این راه كه حاج محمد ابراهیم شریف باشد فاتحه ای نثار كنیم ؛ و نیز فاتحه ای نثار حاج میرزا علیرضا شریف یزدی كه مدرسه قائمیه ، مشهور به مدرسه ملا اسماعیل ، در جوار همان مسجد را ساخته است و آن هم محل پرسه و نماز جمعه قرار گرفته است .

(1)   در تابستان 1347 سه بار نخل های میدان شاه و امیر چقماق را اندازه گرفتیم . نخل میدان شاه از هر جهت بزرگتر بود ...

(2)   اصولا" مشروط وارد شده بودم و بعد از آن به دلیل ابتلاء میگرن ، و شدٌت آن موقع نقشه كشی ، آن را رها كردم .

نظرات() 

تعزیه در نطنز - كاشان

سه شنبه 23 آذر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، 

تعزیه در نطنز

یكی از مشهور ترین تعزیه ها در ایران ، در حوالی سال 1350 ، تعزیه در شهر نطنز معرفی شده بود كه به همین مناسبت نگارنده در سال 1355 روز عاشورا را در حسینیه نسبتا" كوچك نطنز ( كه حال در این كوچكی جایگاه خاص برای فرماندار جوان آن هم تهیه دیده بودند ) حضور یافت تا شرحی بر آن بنویسد ، و نوشت .

امٌا پس از مطالعه اسناد و مدارك مربوط در آن زمان ، هم در وزارت فرهنگ و هنر و هم در سازمان رادیو تلویزیون ملٌی آن زمان و مركز فرهنگ مردم وابسته به آن ، وجود داشت متوجه شد كه در شرح تعزیه در نطنز قبلا" صدها صفحه نوشته شده است ؛ و لابد امروز هم وجود دارند . مبادا ازبین بروند ؟ مبادا اگر بنده یادداشتی در آن باره بنویسم خواننده ی مشتاق مطالعات مردمشناس    و به طور كلی فرهنگ ایرانی به یادداشت بنده اكتفا كند وبه دنبال آنهمه نوشته تفصیلی نرود .

حفظ میراث فرهنگی شامل حفظ اسناد تاریخی ، در طول تاریخ با توجه به تحولات فرهنگی و ضبط و ثبت صورت فعلی نیز می شود . غیر از این است ؟ حیف است كه زحمات دیگران را ، و به خصوص هویت ملٌی خود را اینگومه ناسپاس باشیم ....

نظرات() 

روضه خوانی های یزد (4)

سه شنبه 23 آذر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

قند شكستن برای روضه خوانی

جزء اعمال شاقٌه شد ؟

قند شكنی هنر و مطلوب هركسی نبود . زن ها اكثرا" قند نمی شكستند و مردها هم چندان به این امر رغبتی نشان نمی دادند ؛ و اگر نوكری كه قندشكستن را هم خوب بداند پیدا می شد چه ارج و قربی كه نمی یافت . یزدی ها بگمانم بزرگترین قند خور جهان باشند ، به نحوی كه در زمان حكومت قاجاریان ناچار برای مصرف نسبتا" زیاد خودشان هم كه شده به قند سازی به سبك كنونی پرداخته به سرعت قادر به رقابت با قندهای وارداتی از روسیه و بلژیك شده اند ؛ وبه سایر شهرهای ایران نیز صادر می كرده اند .

در هر حال ، یزدیهائی كه از قند حبٌه بیزارند و قند كلٌه را بسیار ترجیح می دهند ، و می دادند ، مجبور به شكستن یا به زبانی دیگر خورد كردن قند كلٌه می شدند . قند كلٌه باید به حبٌه هائی به اندازه مناسب و تقریبا" به یك اندازه شكسته شود و در این راه كم ترین میزان خاكه قند را هم از خود باقی گذارد كه این كار ، كار هركسی نبود . البته خرد و خاكه نشدن قند به كیفیت آن هم ارتباط داشت كه در مورد یزد بسیار بیشتر حساسیت می یافت ؛ چرا كه یزدی ها از قند سخت ، كه مورد پسند آذری زبانها است ، چندان استقبال نمی كنند و قند ترد را بیشتر می پسندند و همه اینها به كیفیت و تازگی قند ( كه هرچه كهنه تر شود زرد رنگ تر و سفت تر می شود ) هم مرتبط می شد... كه فروشنده قند به مجلس امام حسین (ع) به خصوص به مشتریان عمده ای كه معادل یك سال از خرده فروشی وی از او قند می خریدند بهترین قند را تحویل می داد ؛ و شنیده ام كه قند مراسم سالانه حسینیه مصلی از مغازه مرحوم شهدی در شرق میدان خان كه خود همسایه حسینیه هم محسوب می شد خریداری می گردید .

وارد اقتصاد روضه خوانی های یزد شدیم ؟ . خیر ! نه هنوز به آن صورت كه بشود اقتصاد گفت . قند شكستن برای ده شب روضه خوانی و فرض كنیم هرشب لااقل پنج هزارنفر ، كه در طول روضه خوانی می آمدند و تا آخر روضه خوانی می نشستند و مثلا" دوبار با چای پذیرائی می شدند ، یا در اواسط و حتی اوائل روضه آن را ترك می كردند و جای خود را به دیگران می دادند ، و در یك جا در یك شب ممكن بود پنج نفر بنشینند كه هریك می بایست لااقل با یك چای پذیرائی شوند فكر می كنید چند نفر قند شكن لازم داشته باشد و چند روز طول بكشد ؟

گفته می شد كه آن قدیم ها ، یعنی همان 1321 به بعد ، قند شكن ها برای شكستن قند سرو دست می شكسته اند كه ثواب ببرند . بعضی هم اصولا" نذر قندشكستن برای روضه خوانی كرده بودند و حالا نذرشان برآورده شده بود و در هرحال قند شكستن ، به خصوص برای مجالس عمومی در مساجد و حسینیه ها ، رایگان تمام می شد . بعد ها ، یعنی حدود سالهای 1335 و 1336 در حسینیه مصلی می دیدیم كه قند شكن ها ضمن قند شكستن لیوانی هم از شربت قند می خوردند تا تجدید انرژی كنند ؛ و گویا اواخر دهه 1340 و اوایل دهه 1350 هرروزه دستمالی پر از قند هم برای زن و بچٌه به خانه می بردند ...

درحسینیه دیگری این دستمال قاعده پیدا كرده بود و قند شكنان به گمانم (1) پنج درصد از قند را به خانه می بردند .... و حوالی 1350 یكی را می شناسم كه بنٌا بود و برای روضه خوانی ها با همان اجرت بنٌائی قند می شكست ! .

البته قند شكنی برای روضه هائی بزرگ چون روضه حسینیه مصلی گاه به اواسط روضه خوانی هم می كشید ؛ چرا كه ممكن بود قند كم بیاید . امٌا سعی می كردند قند ، و به خصوص قند شكسته كه به هرحال در انتها زیاد می آمد و غالبا" بین عوامل تقسیم می شد ، زیادی زیاد نیاید ! ؛ و به خانه متولی نرود .

البته قندهای نشكسته راقناد پس می گرفت ؛ اما شكسته را نمی گرفت و یا به قیمتی كمتر از نشكسته ؟! ( می بینید چگونه دنیا وارونه می شود : الآن شكسته قیمت بسیار بیشتری دارد – 2 ) .

(1)     تورا خدا هرجا كه اشتباهات فاحش و حتی اشتباهات غیر فاحشی دارم حتی الامكان به بنده تذكر دهید . هیچ چیزی را عمدی غلط نمی نویسم ؛ ولی : الانسان جائز الخطا ! .

(2)     البته ممكن است این مسئله در هر شهر و دیاری متفاوت جلوه گر شود .

 

 

نظرات() 

عزاداری محرم و نخل برداری در ابیانه كاشان

دوشنبه 22 آذر 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:عزاداریها.هیئت ها.روضه خوانی ها.,..، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

عزاداری محرم و نخل برداری در

ابیانه كاشان

درست به خاطر نمی آورم كه سال 1352 یا 1353 بود كه برای مشاهده نخل برداری در ابیانه كاشان ، كه حالا خوشبختانه فیلم آن تهیه شده است و مكررا" هم از سیما نشان داده شده است و خواهد شد ، با راننده مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به آنجا می رفتیم كه بین راه آگاهی كاشان ( از سوی ساواك ؟ ) ، كه یك دفعه قبل از آن هم مزاحم ما (1) شده بود و دفعه ای هم كاملا" مرا از تحقیقاتم بازداشته بود ، بازداشت كرد به احوالپرسی ...  و خلاصه این كه وقتی به ابیانه رسیدیم مراسم به پایان رسیده بود . منتهی چون با یكی از ابیانه ای ها ( كه خدا رحمتش كند ، سال 1356 یا 57 فوت كرده است ) قرار داشتیم به خانه اش رفتیم .

كدخدای پائین محلٌه ابیانه كه با بنده دوست شده بود و كلٌی با یكدیگر درد دل می كردیم ( می گفت ابیانه ای ها به احتمال زیاد اصلا" یزدی ، احتمالا" از زرتشتیان یزدی و به احتمال بیشتر از جدید الاسلام های یزدی هستند و به هرحال خود مطمئن است كه اجدادش یزدی بوده اند... ) به محض شنیدن ورود بنده با وجود خستگی زیاد در آن كهنسالیش ، و در آن روز عزیز كه فعالیتی چند برابر سایر روزها داشت ، با یكی دونفر دیگر و از جمله روحانیی جوان از سلسله سادات به دیدار ما آمدند . چون عادتی وجود داشت كه اكثر قریب به اتفاق روحانیان لهجه می گرفتند نمی دانم كه آن روحانی اصالتا" از كجا بودند و از كجا آمده بودند .

مردم آن زمانه كاشان هم مثل یزدی ها و قمی ها و... به حدٌی مكرر در مكرر در روضه خوانی ها شركت كرده بودند كه اطلاعات متداول ارائه شده از سوی روحانیان معدود منطقه خود از حفظ شده بودند و به اصطلاح بسیاری هم بودند كه چیزی كم تر از روضه خوان های آن زمانه نمی دانستند ...

كسی كه روحانی را به ابیانه یا یكی از دهات مجاور آن دعوت كرده بود شروع كرد به پول شمردن و به ایشان گفت ببینید بنده درست شمرده ام ، حسابم خوب نیست . روحانی محترم هم ( كه هركجا هستند به سلامت باشند ) با تعجب پول را گرفتند به شمردن ...و پس از لحظه ای دیدیم كه اسكناس ها داخل پاكتی نهاده شد و  به دست آن روحانی محترم داده شد .

روحانی با تعجب از شیوه پرداخت آن آقا كه مبلغ را به ایشان حالی كرده بود گفت : مرحمت فرموده اید ، حاجی آقا ، خیلی زیاد است ، كاش مبلغی از آن را برای مخارج بر می داشتید ! ؛ و طرف مقابل به شوخی : نه حاجی آقا ! ، قابل شما را ندارد ؛ شمر ملعون یك بار و در یك روز امام حسین (ع) راكشت و كلٌی هم كاسب شد شما حالا انشاء الله هرساله تشریف می آورید و طی ده روز هر روز ده بار می... ! .

غرض ! شوخی هائی اینچنینی در آن روزگار به شدٌت باب شده بود ؛ و روحانیان محترم هم به ندرت معترض می شدند ، بلكه به مقتضای نوع شوخی و مجلس و حضار مجلس ، البته به گمان بنده با لبخندی مصلحتی و نه چندان مستقبلانه به گونه ای انعطاف نشان می دادند ، كه همان آقا هم همان روز گرچه كمی برافروخته شدند ، اما نهایتا" همان پاسخ لبخند را داشتند ...

(1) یعنی بنده – آقای فرهاد ورهرام فیلمساز مشهور كنونی – آقای منصوری – خانم دكتر معصومه عصام - و خانم دكتر پیربازاری ...

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 9 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :