Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (43) ، افطاری ، خرید یا تهیه نان

شنبه 12 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، مراسم مذهبی، لباس، 

مسئله ی نان

تا آنجا که ما کنجکاو شدیم در سال 1345 و حوالی آن ، تعداد کسانی که در تهران در منازل خود ، و البته به تمامی با ساج ، نان می پختند بسیار بسیار معدود بود ؛ امٌا با تعجب متوجه شدیم که حدود پنج در صد از مردم ساکن تهران و چه بسا بیش از این میزان ، نان مصرفی خود را چه به صورت نان بیات و چه به صورت نان خشکه از خارج از تهران به این شهر وارد می کردند .
در آن زمان مرحوم دکتر نادر افشار نادری درس انسانشناسی را در دانشگاه تهران تدریس می کرد ؛ و در بحث « وحدت فرهنگی » و « کثرت فرهنگی » و همانند سازی اشاره ای به مثال نان داشت .
ظاهرا" هر قومی از هر محلی از ایران که به تهران مهاجرت می کردعادات خود را نیز به تهران می آورد و تا مدتی هم آن را حفظ می کرد تا تحت قانون همانند سازی ( اسیمیلاسیون ) یا عادتِ وی حاکم شود و کلٌ جامعه را فراگیرد ، یا اینکه جای خود را به عادت حاکم بر جامعه دهد .
از جمله نان هائی که در آن زمان در تهران پخت می شدند :
نان تافتون که حتی غیر خشخاشی ( حتی وقتی کنجد یا سیاهدانه هم روی نام می ریختند اصطلاحا" می گفتند خشخاشی )  و غیر قهوهیش هم بیشترین طرفدار را داشت .
نان سنگک که همه آن را بهترین نان از نظر کیفیت می دانستند امٌا به زودی بیات می شد
نان بربری که آن زمان بیشتر نزد آذری زبانها طرفدار داشت ؛ و چون در افطاری مایعات زیاد مصرف می شد خوردن این نان بر نفخ شکم می افزود و از این نظر کمتر مصرف می شد .
نان لواش که از سه نان قبلی دارای طرفدارانی کمترمی نمود ؛ والٌا تهیه آن برای خریدار معمولا" زمان بسیار کمتری میبرد .
نان خراسانی که آن روزها در تهران زیاد یافت می شد 
نان یزدی که هنوز هم دوسه مغازه در تهران آن را تهیه می کردند و ظاهری شبیه نان تافتون امٌا از جنس خالص گندم و  کمی خوش نمک داشت .
نان خانه پز که در چند مغازه به این نام و قطور تر از سایر نان ها به فروش می رسید . 
و... که می بینیم چند نوع اخیر دیگر تقریبا" در تهران پخت نمی شوند و به جایشان نان هائی جدید متداول شده اند .
مسئله نان های ایرانی این بود که زود بیات می شدند و در هر دفعه از غذا میبایست نان تازه خریداری شود ؛ صبح های رمضان نان پخت نمی شد و ظهرها هم ممکن بود مردم خریدارِ نان را روزه خوار تصور کنند و هم چون نزدیک غروب و افطار بود چه بهتر که همان زمان نان کاملا" تازه تهیه می شد و این امر برای افطار کنندگان یک مسئله لاینحل شده بود ؛ به خصوص که مردم تهران در افطاری چندان علاقه ای به خوردن غذاهای جانشین نان چون برنج و سیب زمینی نشان نمی دادند ؛ و وجود نان و آنهم نه نان بیات شده بر سر سفره شان تقریبا" از واجبات شده بود  و در نتیجه صف نانوائی ها قبل از افطار طویل می شد چنان که شخصا" بارها برای خرید دو - سه قرص نان ( به آنها که فقط یک قرص نان می خواستند و در صفی جداگانه می ایستادند زودتر نوبت می رسید ) بین سه ربع تا یک ساعت در صف خرید معطل مانده ام .
شاید از جمله به همین لحاظ بود که خرید و مصرف نان قندی و به ویژه نان شیرمال که تهیه شان در طول روز بسیار آسان تر بود ( امٌا غالبا" قیمت رسمی و تحت کنترل دولت نداشتند ) در ماه مبارک رمضان رونق می گرفت .

* دیگران نوشته اند :
« نان‌های ماه مبارک رمضان
نانوایی‌ها در این ماه، مثل تمامی ماه‌های سال پر از مشتری و طالبان نان بودند، اما از آنجا که فقط دووعده پخت در طول روز انجام‌می‌دادند، طبیعی بود که با ازدحام مشتری پیش‌از افطار مواجه شوند و این بهترین فرصت بود تا خلوص‌نیت خود را نشان دهند.
در این ماه، نان سنگک پنجه‌خورده، کنجدی، سیاهدانه‌ای، دوباره تنور، قهوه‌ای و بغل تنور، مطبوع‌ترین نان‌ها بود و مردم اساسا از خوردن نان‌های حجیم دوری می‌کردند. بعد از نان سنگک، تافتون که دوبار تنور می‌شد و بیشتر در «خشکه‌پزی»‌ها عرضه می‌شد، نان مطبوع مردم در این ماه بود. دیگر نان‌ها از جمله «نان خراسانی»، لواش و بربری نیز طالبین فراوانی داشتند، اما از آنجا که بربری و خراسانی حجیم بودند و بعضا میان‌شان خمیر باقی می‌ماند و لواش نازک بود، اقبال عمومی به سمت سنگک و تافتون بود و دلیل دیگر سبوس‌دار بودن آرد این نان‌ها در آن روزگار بود که علاوه بر تسهیل در امر هضم غذا، ارزش غذایی فراوان‌تری داشت ».

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (42) ، وقت گذرانی ؟ ، ختم کردن قرآن مجید (2) به صورت انفرادی ، در منزل

جمعه 11 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


قرآن برای نخواندن ، عمل نکردن

 و 

به عنوان وسیله امنیٌت و توسعه ( موفقیت ) در زندگی

در اواخر دهه 1350 ، با افزایش تحصیلات عمومی و در آمد مردم  ، از جهاتی توجه مردم به قرآن مجید بیشتر شد ؛ و دیگر مردم به قرآنی که رئیس خانواده موقع ازدواج به منزل عروس ( مادر کنونی خانواده ) برده بود ، و همچنان قران منحصر به فرد خانه بود ، اکتفا نمی کردند ؛ و قرآن هائی با خطوط زیبا تر و درشت تر و با کاغذ بهتر ، حتی گاه گلاسه ، و جلد بهتر ( چون سلوفون ) و به خصوص با ترجمه ی فارسی ( الهی قمشه ای ) تهیه می کردند که چون با این توصیفات ، بسیار قطورتر و زیباتر از سابق شده بود خواه نا خواه از وسائل تزئین و به اصطلاح دکور اتاق پذیرائی نیز قرار می گرفت ( و برخی جانماز و سجٌاده ای را نیز در جوار آن می نهادند ... که انشاء الله تبارک و تعالی هیچکدام نشانه ای از ریاکاری خانواده ای که چه بسا تارک الصلوة بودند یا اصولا" نماز خواندن نمی دانستند تا چه رسد به سایر امور دینی ...) و شاید چون به اتاق پذیرائی می رفت و کمتر جلوی چشم بود کم تر خوانده می شد ؛ و شاید چاپ و نشر قرآن هائی عملا" محض تزئین از همان زمان شروع شده باشد ... چون « قرآن آریامهر » که اصولا" با این منظور تهیه و چاپ و منتشر شده بود ...
در پرس و جوی صمیمانه ای که در سالهای 1344 و 1345 با دانشجویان  آن زمان ، و آنهم دانشجویان اسلامگرا  ، داشتم بیشتر قرآن را می خواندند که ثواب ببرند ( در آن دنیا یه بهشت بروند ) ، و در این جهان در پناه خدا ، یعنی « محفوظ از هر ناامنی » و « موفق » باشند (1) . برخی از افراد نه تنها موقع مسافرت رفتن و در پیش داشتن امور خطیر ، بلکه تقریبا" هر روزه موقعی که از خانه که بیرون می رفتند قرآن را می بوسیدند ، از زیر آن عبور داده می شدند ، و در واقع « امنیٌت » خود را در پناه قرآن قرار می دادند . ( قدیم تر بر سر در ورودی - خروجی خانه ها قرآنی می نهادند که اگر در خانه - قصر های زمان قاجار و پهلوی اوٌل نگاه کنید همچنان جای آنها قابل مشاهده اند )
برخی دیگر برای آن که در پناه قرآن باشند ، و قرآن مجید آنان را از تمام بلیٌات حفظ کند ، قرآنی کوچک وجیبی را در جیب بالای سمت چپ کت خود ( که در غرب برای استفاده از پوشت بوده است ) ، یا در کیف خود ، می نهادند که شاید این همراه داشتن قرآن در ادامه به همراه داشتن قرآن بسیار کوچکی بود که به محض به دنیا آمدن بر گردنشان می آویختند .
البته این قرآن های کوچک فقط بخشی ( غالبا" جزء آخر ) قرآن و گاهی بخشی کاملا" گزیده از آن بود ند ؛ مثل :
وان یکاد الذین ...
الله لا اله الٌا هو...
توکٌلت علی . ..
با اینهمه انتشار وسیع قرآن ترجمه شده سبب شد که گروهی در پی ختم « ختم قرآن در ماه مبارک رمضان هم به عربی و هم به فارسی » (2) بر آیند که خود از آنجمله بودم ، و کسانی که قرآن را با ترجمه می خواندند عملا" به ختم انفرادی قرآن کشیده می شدند و نمی توانستند بپذیرند که بخش عربی آن را در مسجد با دیگران بخوانند و بخش فارسی آن را در منزل .

(1) زمستان سال 1341 چون به گوش پدرم رسیده بود که بنده در زبان عربی ، و به ویژه تاریخ فرهنگ اسلامی ، مختصر استعدادی دارم پیشنهاد کردند که گاهی هم در دروس حوزه علمیه یزد شرکت کنم که با کم میلی در دروس آقایان نحوی و مدرسی شرکت می کردم تا اینکه یک روز از همین ماه مبارک رمضان حضرت آیت الله العظمی آقا شیخ جلال الدین آیت اللهی اجازه دادند که در جلسات خاصی از دروس ایشان که بیشتر در جهان بینی اسلامی بود و در مسجد شیخداد تشکیل می شد شرکت کنم ؛ و حق بحث داشته باشم ؛ و هیچگاه تعریف ضمنی ایشان از نقش و جایگاه و به طور کلی فلسفه وجودی قرآن کریم را که در دوکلمه ذکر فرمودند فراموش نمی کنم : راهنمای بشریٌت به طورکلصی ، و دستور العمل در مواردی .
(2) نگارنده حاضر ده ها بار قرآن را با ترجمه فارسی آن ختم کرده است و بیش از یک بار با ترجمه ی فرانسه آن 

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (41) ، وقت گذرانی ؟ ، جلسات مردانه ختم قرآن در مساجد

پنجشنبه 10 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

عکس ، تزئینی است

من نمی دانم آیا شآن و منزلت ماه مبارک رمضان به عنوان یک « جشن سالانه ( میهمانی خدا ) » بیشتر به خاطر ماه روزه گرفتن است یا به خاطر ماه نزول قرآن کریم که البته در این کتاب مبین بر مورد دوم ، یعنی اهمیت نزول قرآن در این ماه ، تاکید شده است .
مردمی که در طول سال به قرآن ، و نه تنها چندان عمل مستقیم به آن ، بلکه حتی به خواندن جزئی از آن توجه نداشته اند ( حال انکه از هرسو و به خصوص ار سر منابر گفته می شد که نباید قرآنی در خانه یا هر جای دیگری وجود داشته یاشد که مورد قرائت قرار نگیرد  ، و در چنین صورتی ضروری است که قرآن را برای استفاده مؤمنان حقیقی تر در مساجد قرار دهند ) و جزو برنامه معمولی خود قرار نمی دادند در ماه مبارک رمضان به یاد آن می افتادند و مؤمنان اکثرا" و در عمل ، یک دور خواندن قرآن در این ماه یا به اصطلاح ختم خواندن تمام قرآن کریم در این ماه را لازم می شمردند .

آن روز ها در بیشتر خانه ها یک جلد قرآن وجود داشت ( در خانه هائی که اهالی آن حتی از سواد روخوانی غلط یا صحیح قرآن بهره ای نداشتند یا به دین توجه کمتری نشان می دادند طبیعتا" همان یک جلد قرآن هم نبود ) و به ندرت خانه ای که در آن دوجلد یا بیشتر قرآن وجود داشته باشد هم یافت می شد ؛ که اتفاقا" برخی شان به همین دلیل ختم قرآن در ماه مبارک رمضان آن ، یا آنها ، را تهیه کرده بودند . بیش از نیمی از قرآن های حوالی سال 1345 با کاغذ نامرغوب یا حتی کاغذ کاهی و جلد مقوائی منتشر شده بودند که قاعدتا" زیاد دوام و بقاء نداشتند و در محلی محترم در خانه عملا" دکور و محل تظاهر می شدند .
در یزد اوایل دهه 1350 در نیمی از مساجد شهر در این ماه جلسات ختم قرآن بر قرار می شد و گفته می شد که این جلسات در دهه هائی قبلی تقریبا" در تمام مساجد برقرار می شده است و حتی یکی از خدام مساجد ازجلسه ای بسیار عظیم و پر جمعیت از ختم قرآن در ماه مبارک رمضان در مسجد ملااسماعیل آن شهر در زمانی که امامت جماعت آن بر عهده میرزا محمد باقر شریف یوده است روایت می کرد ؛ و در تهران نیز گفته می شد که سابق بر دهه 1350 تعداد بالنسبه بیشتری از مساجد تهران در ایام ماه مبارک رمضان محل ختم قرآن قرار می گرفته است ؛ اهل تسنن بسیار بیشتر بر اجرای این رسم سالانه تاکید می ورزیده اند ، و...که در تهران سال 1344 این رسم به شدت رو به افول نهاده بود ؛ و بنده به اجرای این رسم در روز اول ماه مبارک در مساجد منطقه سلسبیل - آذربایجان - نواب شمالی آن روزگاه مطمئن نشدم و با دانشجوئی که در شرق تهران زندگی می کرد و آنجا چند مسجد به این امر مبادرت می ورزیدند به مسجدی در آن محل رفتم .
در شرق تهران و محله بازار و... همین که ماه مبارک فرا می رسید قرآن ها از به اصطلاح بایگانی بیرون می آمدند ؛ و مورد قرائت قرار می گرفتند ، که این قرائت تمام قرآن به « ختم کردن خواندن سی جزء قرآن در سی روز ماه مبارک رمضان » یا به اختصار به « ختم قرآن » شهرت دارد و درست مثل نماز می تواند به صورت فرادا یا به صورت جماعت باشد غ با این تفاوت که اگرنماز جماعت ، در عمل ، بیشتر در مساجد بر قرار می شود ، ختم قرآن مجبد در منازل و مکان هائی دیگر ( مثلاگ برخی از دبیرستانها ) نیز برقرار می شد ؛ که من به یکی از مساجد شرق تهران که چند روز ، یه صورت پراکنده ، در این ختم شرکت کردم اشاره می کنم .
سرساعت معین که در آن پائیز 1344 ساعت 14 بود همه جمع می شدند ؛ و چون از یک محله بودند از یکدیگر شناخت قبلی داشتند ، خویش بودند ، همسایه بودند ، در محل همکار بودند ، سال یا سالهای قبل در این مسجد مشارکت کرده بودند ، و...همکلاس بنده در دانشگاه تهران که در آن محل اتاق بسیار کوچکی را با یک پادوی مغازه همشهریش شراکتی اجاره کرده بود و بنده نیز در دوروز نخست به جلسه رفتیم .
تعدادی اندک از قرآن های داخل مسجد که وقفی هم بود استفاده می کردند ، و بقیه غالبا" قرآنشان را با خود می آوردند .
چ.ن بین اکثریت اعضاء جلسه ، که تقریبا" همه روزه هم می آمدند شناختی قبلی وجود داشت تقریبا" همه می دانستند که در قرآن خواندن چه کسانی بهتر و ارشدو استاد تر اند ، چه کسانی خوش صداتر ، چه کسانی خستگی ناپذیر تر و چه کسانی کم سواد یا تقریبا" به طور کامل بیسواد که قرآن را جلوی خود باز می کنند و به قرآن خواندن دیگران گوش می دهنر و حتی موقع تغییر صفحه را تشخیص نمی دهند .
آنان که بهتر قرآن می خواندند در رآس مجلس می نشستند و به طور کلی شرکت کنندگان به دور آن مسجد نسبتا" کوچک در یک جمع حدودا" 35 - 40 نفری ( که بین آنان یک بچه 8 - 9 ساله هم وجود داشت ) حلقه می زدند . قرآن خوانی را روز اوٌل امام جماعت جوان مسجد شروع کرد ، و پس از آن یک حاجی آقای شصت - هفتاد ساله که گویا ثروتمند ، خیٌر و معتمد محل بود و آنگاه یکی از سادات که خود را بهترین قرائت کننده بین جمع می دانست ( امٌا غلط های زیادی داشت ... و حتی در غلط گیری از دیگران نیز اشتباهات فراوانش ما دو نفر دانشجو را فراری می داد ) ریاست مجلس را بر عهده گرفته بود و به ترتیب به دیگران نوبت می داد که بخوانند  خود وی و یکی - دونفر دیگر مثلا" به تصحیح اغلاط دیگران می پرداختند ؛ و ارشاد می کردند که حتما" خواننده با وضو باشد ، انگشی روی ورق قرآن نگذارد و حنب الامکان از نشانه استفاده کند ، و همین طور نوبت تمام می شد تا یک جزء تمام در یک روز به پایان برسد .
گفته می شد که 4 - 5 نفر از همان عده پس از نیم ساعت استراحت در همانجا ختم دیگری برپا می کردند که طی یک سال دو مرتبه قرآن را ختم کرده باشند.
اگر ماه 29 روزه می شد دو جزء را در روز بیست و نهم می خواندند ، و اگر 30 روزه اعلام امٌا بیست و نه روزه می شد جزء سی ام را روز عید فطر می خواندند ؛ و در هر حال معتقد بودند که هرکس در نوبتش خواندن سوره توحید بیفتد تمام حاجاتش طی آن سال بر آورده می شود و باید روز عید فطر شیرینی بدهد . التماس دعا .

عکس تزئینی است
   

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (40) ، وقت گذرانی ؟ ، سخنرانی های مساجد و جلسات سیاسی - عبادی مؤمنان پس از آنها

چهارشنبه 9 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 



در دهه ی 1350 ماه مبارک رمضان که فرا می رسید ، طبق عادت ، مردم بیشتر به فکر دین و عمل به آن می افتادند ، به دلیل حذرکردن از برخی دیگر از امور و نهایتا" فعالیت روزمرٌه کم تر از سابق ، اوقات ازاد بیشتری می یافتند ؛ روزه داربودند ، اعمال اصلی مذهبی چون نماز خواندن هم که وقت زیادی نمی طلبیدند ، و... این بود که نه تنها فقط برای ادای فریضه نماز به جماعت ف بلکه براب انجام عبادات حتی الامکان به جماعت هم در مساجد جمع می شدند . پس : مسجد ، محل جماعت بود
و آنهم نه تنها برای نماز که واجب بود ، بلکه همچنین برای سایر امور مذهبی که آموزش آنها معمولا" طی سخنرانی های  بین دونماز ، یا گاهی پس از نماز عصر ، توشط سخنرانی امام جماعت مسجد یا فردی دیگر صورت می گرفت .
امام جماعت لزوما" خود صاحب دکترین با فتوا نبود ، و اکثر قریب به اتفاق امامان جناعت آن روز و روزگار تهران خود مقلد مراجع بزرگ تقلید بودند ؛ و بیشتر پیروی آیت الله العظمی خمینی - آیت الله العظمی حکیم - آیت الله العظمی گلپایگانی - ایت الله العظمی خوئی - آیت الله العظمی شریعتمداری - آیت الله العظمی شاهرودی - آیت الله العظمی میلانی - ایت الله العظمی مرعشی - و.... نمایندگی داشتند که برخی بیشتر به جهات اقتصادی ( احذ وجوهات - گرفتن هدایا و نذور و... ) نوجه داشتند . برخی به اهداف اجتماعی : استحکام جایگاه مسجد - انسجام اسلامی - و ... آنگاه اقداماتی خدماتی از جنله خدمت به فقرا یا اقدامات عمرانی در سطح محل . برخی به نام تقوا و... سعی به عدم نداخله در امود مختلف اقتصادی - اجتماعی داشتند ، و...
... و برخی دیگر برعکس ، تمام نظام اقتصادی و اجتماعی و به خصوص فرهنگی تهران و از اینجا کل کشور را زیر سؤال می بردند ؛ و بدون آنکه عنوان کنند ، به صورت ضمنی و در عمل خواستار تغییرات در آنها بودند که البته این گروه اکثرا" از پیروان امام خمینی ( ره ) بودند ؛ و اوج رونق کار نیز در سالهای 1347 - 1348 و 1349 بود ، و باز بیشتر نزد تجار و کسبه بود .
خصلت این گروه علاوه بر سخنرانی هائی که رنگ و بوی مذهبی داشت بحث در باره مسائل روز و تجزیه و تحلبل آنها بودکه در این مورد حلقه هائی در همان مسجد تشکیل می دادند و ورود به این حلقه ها برای دیگران سهل و ممتنع بود ؛ به خصوص که کار برخی از این حلقه ها به افطاری خوردن در منزل فلان حاج آقا و... می کشید*
مهم ترین مساجد یا در واقع پایگاه های این گروه عبارت بودند از :
مسجد هدایت در خیابان اسلامبول به امامت آیت الله طالقانی
مسجد الجواد ، در میدان هفت تیر ، که گاه آیت الله خامنه ای در آن سخنرانی داشتند ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد جلیلی نزدیک به میدان فردوسی به امامت آیت الله مهدوی کنی که گاه حجت الاسلام فلسفی برای سخنرانی به آنجا می آمدند ؛ و پایگاهی از هر لحاظ مناسب ( و در جوار محل کار اینجانب ) بود .
مسجد امیر المومنین در خیابان نصرت به امامت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی ( که هیچگاه در زمان امامت ایشان در آنجا نبوده ام ، امٌا دانشجویان متعددی به آنجا رفت و آمد داشتند )
مسجد ارگ که گویا آیت الله العظمی مکارم شیرازی در آن سخنرانی می کردند ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد لرزاده در جنوب شهر به امامت حجت الاسلام فلسفی ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد سید عزیز الله در بازار و...

* تاریخ شفاهی و به اصطلاح شرح ماوقع را مرکز اسناد اسلامی در کتابهائی متعدد چاپ و منتشر ساخته اند به خصوص در کتاب « تاریخ شفاهی مساجد تاثیر گذار در انقلاب اسلامی ».     

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (39) ، وقت گذرانی ؟ ، سخنرانی های عمومی در تهران

سه شنبه 8 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

تآثیر گذاری سخنرانی های مذهبی در آن زمان

مجموعا" برداشتی که از « رسم مجالس سخنرانی در ماه مبارک رمضان ، در تهران دهه های 1350 و 1360 ، و به خصوص ده ساله 1347 - 1356 » می شود متفاوت است ؛ و به حق اینگونه مجالس تفاوت های بسیار زیادی با یکدیگر دارند که نمی توان آنها را « یکی » شمرد ؛ تا جائی که اگر فلان فولکلوریست ( مثل سید ابو القاسم انجوی شیرازی ) آنها را از ابزار « وقت گذرانی » در ماه مبارک رمضان شمرده باشد نمی توان بر وی خرده گرفت ، چون در گوشه و کنار تهران در مجالس آن زمان سخنرانی هائی بودند که انباشته از مطالب تکراری در باره دین و مذهب می نمودند ...
امٌا برخی از مجالس سخنرانی خاص ماه مبارک رمضان در تهران دهه 1350 چنان « نقش سیاسی سرنوشت ساز» ی برای ملت ایران و حتی برخی از ملل مسلمان مجاور داشته اند که می توان گفت به سهم خود تغییر دهنده ی جهان شده اند ؛ و برخی از بزرگترین مردم شناسان جهان را از نفس و قدرت سیاسی این مراسم غافلگیر کرده اند .
در نیمه دوم دهه 1350 ، سخنرانی هائی بسیار شهره بودند که تقریبا" به تمامی آئینی ( گاه با اتهامات دین را فقط در روضه خوانی و سوگواری دانستن و همراهی مدبٌرانه و غیر مستقیم با رژیم سلطنتی دراین سیاست تا دین را خرافه نشان دهند و ...) بودند ؛ چون سخنرانی های شیخ احمد کافی در مهدیه تهران که مستمعین عمومی پر شماری یافته بود و علاوه برآن سخنرانی هایش تقریبا" بلافاصله به صورت نوار منتشر می شدند ، در دسترس مردم قرار می گرفتند و در جنوب و شرق تهران فروشی نسبتا" بالا داشتند .
سخنرانی های آقای فلسفی در باغ گلستان نیز مستمعینی بسیار زیاد داشتند که البته به دلیل سوابق آن مرحوم در همراهی با امام خمینی « سیاسی » تلقی و معرفی می شدند حال آنکه ، به نظرما (1) ، آنچنان سیاسی نبودند و بیشتر جنبه انتقادی و تا حدودی ارشادی داشتند .
سخنرانی های شهید مطهری که نسبت به دو سخنرانی قبلی مستمعان کمتری داشتند ، امٌا بسیار ارشادی تر و هریک به جای خود قابل تامل و در روشنگری جامعه نقش قابل ملاحظه ای ایفاء می نمودند (2) . بسیاری از این سخنرانی ها پس از تکمیل به صورت کتاب در آمده هم اکنون در اختیار عموم مردم قرار دارند ؛ این سخنرانی ها همان زمان نیز به صورت پلی کپی منتشر و به شرط هدیه به دیگران در اختیار ما قرار می گرفتند .
این گونه سخنرانی ها ، با وجود سخنرانی های مرحوم دکتر شریعتی که آنها نیز تکثیر و بین علاقه مندان توزیع می شدند و در بسیاری از موارد جهتی مخالف سحنرانی های روحانیان داشتند ، به اضافه ی سخنرانی صالحانی چون راشد از رادیو ، به تحکیم تشیٌع و بنابر این تضریب قدرت روحانیان شیعه مذهب کمک می کردند و چهره ای از « حقمداری » و « عدالت طلبی » برای امت و ملت به آنان می دادند . امٌا سخنرانی های هرروزه در مساجدی خاص در ماه مبارک رمضان در آن سالها مصداق آن مردم شناسی سیاسی ئی است که دنیای مطالعات و تحقیقات علوم انسانی را با ظهور انقلاب اسلامی به تعجب و تحیٌر واداشت و موضوع یادداشت آینده ما را تشکیل می دهند ، انشاء الله .

(1) اصل مطلب در مقاله اینجانب در همایش حجت الاسلام فلسفی آمده است و در مجموعه ی مربوطه منتشر شده است .
(2) ضمن تدریس مردم شناسی فرهنگی اینجانب در دانشگاه شهید بهشتی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند ؛ و اصل جزوه منتشرشده می تواند در دانشگاه مزبور در اختیار علاقه مندان قرار گیرد .

*
دیگران و درباره تهران قدیم تر آورده اند :
« 3.شرکت در وعظ و سخن رانی
«در دوران پهلوی دوم نیز واعظ معروف، استاد علا‌مه فلسفی در سال‌های قبل از كودتای 28 مرداد سال 32، ظهرها بعداز نماز جماعت در مسجد سلطانی سخنرانی می‌كرد كه به طور زنده از رادیو تهران پخش می‌شد. بعد از كودتا برنامه سخنرانی آن مرحوم به مسجد آقاسیدعزیزا... بازار منتقل شد كه تا پایان دهه چهل ادامه داشت. در آن دوران دو مجلس سخنرانی بسیار پرجمعیت ظهرها در تهران برگزار می‌شد كه در درجه اول منبر حاج‌آقا فلسفی بعد از نماز آیت‌ا... العظمی خوانساری در مسجد آقاسیدعزیزا... و مجلس دیگر، سخنرانی حضرت آیت‌ا... مكارم شیرازی بود كه ظهرها در مسجد ارگ برگزار می‌شد.  
در زمان ناصرالدین شاه پس از بنای مسجد سپهسالا‌ر از آقا شیخ ملا‌محمدعلی معروف به <حاج آخوند رستم‌آبادی>  تقاضا شد كه در ایام ماه مبارك رمضان در این مسجد اقامه جماعت‌نماید و ایشان این دعوت را اجابت كرد. ضمنا بعد از نماز، آن مرحوم در مسجد مردمی نیز می‌رفت كه نماز جماعت و منبر حاج‌آخوند در رمضان در عهد ناصری جزو باشكوه‌ترین نماز جماعت مجلس وعظ در سطح تهران آن روزگار به شمار می‌رفت. شایان ذكر است ایشان یكی از فاضل‌ترین شاگردان شیخ مرتضی انصاری در نجف اشرف بود كه در سال 1332 قمری در سن 82 سالگی در زادگاهش رستم‌آباد شمیران بدرود حیات گفت. مزارش در كنار بوستان اختیاریه واقع در محله اختیاریه زیارتگه اهالی و به‌قولی وجود تربتش خیر و بركت منطقه است
در داخل شبستان مساجد محلا ت پس از اقامه نماز جماعت ظهر و عصر برنامه وعظ و تبلیغ آغاز می شد. تا قبل از مشروطه و وعاظ در مبنای فقط مسائل دینی مطرح می کردند. بعدها برای اولین بار سیدجمال الدین اصفهانی (پدر محمدعلی جمال زاده از نویسندگان معروف) در ماه رمضان مسائل سیاسی را نیز در منبر مطرح می کرد. آن مرحوم در مساجد سیدنصرالدین، مسجد شاه و مسجد شیخ عبدالحسین (مسجد آذربایجانی ها) سخنرانی های مذهبی و سیاسی می کرد و تندنویسان آن زمان بیانات سید را نوشته و در روزنامه معروف جمالیه منتشر می کردند. 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 25 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو