تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب لباس
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی . برنامه ریزی

چهارشنبه 12 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مراسم مذهبی، لباس، 


مسجد مطهری ( سپهسالار ) در تهران
رمضان در ایران ، رمضان در تهران :

 انسانشناسی و مردم شناسی . برنامه ریزی

هم اکنون و به تدریج طی سالهای اخیر دین و مذهب تا حدود بسیار زیادی به اصطلاح حکوکتی شده است ؛ و بسیاری از امور ماه مبارک رمضان ، و مربوط به آن در ماه شعبان چه بسا ماه رجب و فراتر از آن ، اداری یا نیمه اداری شده قواعد و مقررات اداریِ حکومتی ، دولتی و سازمانهای شبه دولتی تا حدود بسیار زیادی جای آداب و رسوم مردمی را گرفته اند ؛ گرچه این قواعد و مقررات نیز تا زمانی که مطالعه شده ، علمی ، برنامه ریزی شده و قانونی نشده باشند « رسم » و مورد مطالعه در انسان شناسی و مردم شناسی محسوب می شوند .
آماده سازی مساجد
تا قبل از انقلاب یکی از رسوم مربوط به ماه مبارک رمضان تکمیل و تعمیر مساجد و مهیٌا سازی آنها برای ماهی بود که شاید بیش از هر یازده ماه دیگر سال مورد استفاده قرار می گرفتند :
- ساختمان مسجد
- فرش و پرده و سجٌاده آقا ( و گاه تعدادی عبا برای مؤمنان ، و چادرنماز )
- بخاری و وسایل آبدارخانه و آفتابه ( و چه بسا جا کفشی )
- مُهر نو و بنابر این تمیز
- قرآن ، شصت پاره ، مفاتیح ، رحل و .... ( و گاه تعدادی تسبیح )
- و... که در این خصوص چند نفر از ماه یا شاید ماههای قبل بسیج می شدند و هنوز هم بسیج می شوند :
- امام جماعت مسجد
- متولی مسجد
- خادم مسجد ( قدیم مؤذن مسجد هم گاه به گاه )
- بابای مسجد ....

انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، رسوم رمضان ، تعمیر مساجد ، تهیٌه تجهیزات ، متولٌی ، خادم مسجد ، بابای مسجد

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (43) ، افطاری ، خرید یا تهیه نان

شنبه 12 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، مراسم مذهبی، لباس، 

مسئله ی نان

تا آنجا که ما کنجکاو شدیم در سال 1345 و حوالی آن ، تعداد کسانی که در تهران در منازل خود ، و البته به تمامی با ساج ، نان می پختند بسیار بسیار معدود بود ؛ امٌا با تعجب متوجه شدیم که حدود پنج در صد از مردم ساکن تهران و چه بسا بیش از این میزان ، نان مصرفی خود را چه به صورت نان بیات و چه به صورت نان خشکه از خارج از تهران به این شهر وارد می کردند .
در آن زمان مرحوم دکتر نادر افشار نادری درس انسانشناسی را در دانشگاه تهران تدریس می کرد ؛ و در بحث « وحدت فرهنگی » و « کثرت فرهنگی » و همانند سازی اشاره ای به مثال نان داشت .
ظاهرا" هر قومی از هر محلی از ایران که به تهران مهاجرت می کردعادات خود را نیز به تهران می آورد و تا مدتی هم آن را حفظ می کرد تا تحت قانون همانند سازی ( اسیمیلاسیون ) یا عادتِ وی حاکم شود و کلٌ جامعه را فراگیرد ، یا اینکه جای خود را به عادت حاکم بر جامعه دهد .
از جمله نان هائی که در آن زمان در تهران پخت می شدند :
نان تافتون که حتی غیر خشخاشی ( حتی وقتی کنجد یا سیاهدانه هم روی نام می ریختند اصطلاحا" می گفتند خشخاشی )  و غیر قهوهیش هم بیشترین طرفدار را داشت .
نان سنگک که همه آن را بهترین نان از نظر کیفیت می دانستند امٌا به زودی بیات می شد
نان بربری که آن زمان بیشتر نزد آذری زبانها طرفدار داشت ؛ و چون در افطاری مایعات زیاد مصرف می شد خوردن این نان بر نفخ شکم می افزود و از این نظر کمتر مصرف می شد .
نان لواش که از سه نان قبلی دارای طرفدارانی کمترمی نمود ؛ والٌا تهیه آن برای خریدار معمولا" زمان بسیار کمتری میبرد .
نان خراسانی که آن روزها در تهران زیاد یافت می شد 
نان یزدی که هنوز هم دوسه مغازه در تهران آن را تهیه می کردند و ظاهری شبیه نان تافتون امٌا از جنس خالص گندم و  کمی خوش نمک داشت .
نان خانه پز که در چند مغازه به این نام و قطور تر از سایر نان ها به فروش می رسید . 
و... که می بینیم چند نوع اخیر دیگر تقریبا" در تهران پخت نمی شوند و به جایشان نان هائی جدید متداول شده اند .
مسئله نان های ایرانی این بود که زود بیات می شدند و در هر دفعه از غذا میبایست نان تازه خریداری شود ؛ صبح های رمضان نان پخت نمی شد و ظهرها هم ممکن بود مردم خریدارِ نان را روزه خوار تصور کنند و هم چون نزدیک غروب و افطار بود چه بهتر که همان زمان نان کاملا" تازه تهیه می شد و این امر برای افطار کنندگان یک مسئله لاینحل شده بود ؛ به خصوص که مردم تهران در افطاری چندان علاقه ای به خوردن غذاهای جانشین نان چون برنج و سیب زمینی نشان نمی دادند ؛ و وجود نان و آنهم نه نان بیات شده بر سر سفره شان تقریبا" از واجبات شده بود  و در نتیجه صف نانوائی ها قبل از افطار طویل می شد چنان که شخصا" بارها برای خرید دو - سه قرص نان ( به آنها که فقط یک قرص نان می خواستند و در صفی جداگانه می ایستادند زودتر نوبت می رسید ) بین سه ربع تا یک ساعت در صف خرید معطل مانده ام .
شاید از جمله به همین لحاظ بود که خرید و مصرف نان قندی و به ویژه نان شیرمال که تهیه شان در طول روز بسیار آسان تر بود ( امٌا غالبا" قیمت رسمی و تحت کنترل دولت نداشتند ) در ماه مبارک رمضان رونق می گرفت .

* دیگران نوشته اند :
« نان‌های ماه مبارک رمضان
نانوایی‌ها در این ماه، مثل تمامی ماه‌های سال پر از مشتری و طالبان نان بودند، اما از آنجا که فقط دووعده پخت در طول روز انجام‌می‌دادند، طبیعی بود که با ازدحام مشتری پیش‌از افطار مواجه شوند و این بهترین فرصت بود تا خلوص‌نیت خود را نشان دهند.
در این ماه، نان سنگک پنجه‌خورده، کنجدی، سیاهدانه‌ای، دوباره تنور، قهوه‌ای و بغل تنور، مطبوع‌ترین نان‌ها بود و مردم اساسا از خوردن نان‌های حجیم دوری می‌کردند. بعد از نان سنگک، تافتون که دوبار تنور می‌شد و بیشتر در «خشکه‌پزی»‌ها عرضه می‌شد، نان مطبوع مردم در این ماه بود. دیگر نان‌ها از جمله «نان خراسانی»، لواش و بربری نیز طالبین فراوانی داشتند، اما از آنجا که بربری و خراسانی حجیم بودند و بعضا میان‌شان خمیر باقی می‌ماند و لواش نازک بود، اقبال عمومی به سمت سنگک و تافتون بود و دلیل دیگر سبوس‌دار بودن آرد این نان‌ها در آن روزگار بود که علاوه بر تسهیل در امر هضم غذا، ارزش غذایی فراوان‌تری داشت ».

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (33) ، تغییرات ظاهری ، گفتار و رفتار مردم

چهارشنبه 2 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، لباس، 


قبل از تاسیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ، کلاسهای رشته علوم اجتماعی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، ضلع جنوبی آن دانشکده ، تشکیل می شد و در آنجا دو گروه متفاوت ، واقعا" ا ز دو دنیای متفاوت در کنار یکدیگر ، امٌا واقعا" در مقابل یکدیگر قرار می گرفتند :

آقایان که غالبا" مسن و بالاتر از 20 - 25 ساله ( تا یکی دونفر 50 و 55 ساله ) ، شاغل ، متاهل و شهرستانی بودند .
خانم ها که اکثرا" تازه از دبیرستان آمده ، فقط دانشجو ، مجرد ، تهرانی و از خانواده هائی مدرن و مرفه به نظر می رسیدند .
بسیاری از مردان و به خصوص پسران دانشجو ی شهرستانی در روزهای نخست تحصیل دانشگاهی خود را حتی در مقابل دختران 17 - 18 ساله ی پاک و بی آلایش دانشجو می باختند ، در ایجاد ارتباط با آنان به تته پته نی افتادند ، و امروز باورکردنی نیست که رنگ می دادند و رنگ می گرفتند ! ؛ امٌا علاقه ی ایجاد ارتباط « طبیعتا" » وجود داشت ؛ و به هر حال کم و بیش برقرار می شد ؛ و این ارتباط کلامی بین من و دیگران چون تند نویس بودم و جزوه های درسیم را سریعا" پاکنویس می کردم با تعدادی از  دختران دانشجو از همان اواخر مهر1344 شروع شد و هیچگاه شرم و حیای آنان ، و آنهم به قول خودشان پرروترینشان ، را موقع جزوه قرض گرفتن از من برای رونویس کردن یا کپی برداشتن از آن فراموش نمی کنم ؛ تا این که ماه مبارک رمضان فرارسید ، و از آن روز :
به ندرت از موهای درست کرده به اَشکال مختلف خبری بود .
آن روزها نیمی از دختران دانشجو بدون تقریبا" کوچکترین آرایشی در صورت به دانشگاه می آمدند و گویا قاعده شان این بود که فقط پس از ازدواج حق آرایش کردن داشتند ؛ امٌا در آغاز رمضان آن سال ، که اواسط پائیز بود ، تقریبا" تمام صورت ها بدون آرایش بودند .
چشم های پف کرده و لبان خشک خانم ها حکایت از روزه گرفتن و پس از نماز خوابیدن شاید حدود نود در صد از آنان داشت .
تعدادکسانی که یقه شان را باز می گذاشتند تا بخشی از سینه لختشان را بنمایانند شاید به ده درصد هم نمی رسید که با فرارسیدن ماه مبارک تقریبا" هیچ یقه ی بازی هیچ جا پیدا نمی شد .
 و به خصوص نه تنها دیگر پاهای لخت یکی دو زن و دختر ، یا پاهائی در جوراب های نازک با دامن روی زانو را نمی دیدیم بلکه یا به ندرت در جورابهائی ضخیم و تیره بودند یا اکثرا" در شلوار لی .
حتی دامن های خمره ای بسیار کمتر و لباسهای آزاد به تن بسیار بیشتر شده بودند .
رفتار آنان نیز به همین نسبت عوض شده بود و سعی می کردند چیزی بیش از یک « سلام - علیک » خشک و خالی با آقایان نداشته باشند . و لی طی دوسال کنجکاوی های من به آنجا رسید که بیش از نود درصد از بانوان دانشجو روزه می گرفتند حال آنکه نیمی از آنان در طول سال نماز نمی خواندند .
اعتقاد جوانان به اسلام در دهه 1350 در تهران گرچه نسبت به امروز کم تر یا در واقع متفاوت بود امٌا از خلوص خاصی بهره داشت که امروز ممکن است غیر قابل باور باشد یا دیگران را از تعجب بخنداند : معلم زبان انگلیسی ما در دانشگاه تهران یک دختر جوان آمریکائی از سپاه صلح بود که معمولا" با دامن بالای زانو و پاهای لخت به کلاس می آمد ؛ و از ابتدای ماه مبارک رمضان با وجود خنک تر شدن هوا با تقریبا" یک مینی ژوپ به کلاس می آمد ؛ و چند بار موقع تدریس به من بچٌه آخوند که به وی نگاه نمی کردم تشر زد که پس چگونه میخواهی زبان خارجی فرابگیری ؟! .
تضاد فرهنگ ها در محیطی بسیار آرام و صمیمی شاید چیزی نبود جز آتشی زیر خاکستر ؟ .  
*
در جای دیگری یادداشت کرده ایم :
« امٌا همین که موقع کار می شد ، حدود ساعت هشت صبح ، شهر خاموش تر از همیشه بود ؛ ثلث تا نیمی از مغازه هائی که تا اواخر شعبان در چنین روزی در هفته در این ساعت باز بودند حالا بسته بودند . تعدادمردم در خیابان ها بسیار کم تر بود ؛ و به ویژه خانم ها : حالا بسیاری از یقه های بازشان کاملا" بسته یا بسته تر شده بود ؛ دامن های کوتاهشان بلند تر و پاهای لخت و عریانشان با جوراب شلواری و لااقل جورابهائی ضخیم تر ، پوشیده تر .
اتوبوس ها زودتر می رسیدند ؛ امٌا معلوم شد که به دلیل مسافر کمتر در ایٌام ماه مبارک رمضان از تعدادشان کاسته اند ..
تاکسی ها منصفانه تر از سابق برخورد می کردند . و ما جوانتر های کم تجربه را به تعجب می انداختند . نمی شد که وقتی وارد تاکسی می شویم به راننده سلام نکنیم . امٌا آن روزها بازهم شرمنده می شدیم . راننده ها می گفتند :طاعاتتان قبول ! التماس دعا ! . کمتر کسی دروغ می گفت . انصاف راننده تاکسی گرفته تا کسبه بازار و خیابان بسیار بیشتر شده بود . »
*
دیگران و در باره زمانی قبل از دوره مورد مطالعه ما در تهران نوشته اند :
« ج)رفتار مردم در آیین و رسوم 
1.تغییر رفتار و احوال مردم
در این ماه خلافکاران از فعالیت باز می ماندند،و عموم مردم در مهربان تر جلوه دادن خود و خوشرویی و انجام اعمال ثواب سعی داشتند.
«...صورت ها آرام و ملکوتی ،چهره ها متین، قدم ها آهسته، سرها به زیر، چشم ها درویش، دل ها تحت کنترل، راعی حلال و حرام و مکروه و مباح و نجس و پاک و زشت و زیبا و خودداری از دروغ و کم فروشی و حیله و خدعه و دیگر امور ممنوعه و مکروهه به اضافه ضبط نفس از لواط و زنا و میخوارگی و غیبت و دشنام و حق الله و حق الناس و سایر محرمات.
بهترین و مرغوب ترین خوار و بار با نازل ترین قیمت ها در این ماه به دکان ها آمده در اختیار مردم قرار می گرفت با تغییر و تعویض سنگ های کم وزن و ترازوهای سرک دار که جای خود را به سنگ های تمام وزن و ترازوهای میزان، چادر زن ها در این ماه بلند تر شده که تا روی پنجه پاها را می پوشانید جانشین چادر های کوتاه و خوش آب و رنگ و گران بها و...می شد و بزک و سفیدآب و امثال آن تا هلال ماه شوال منسوخ می گردید»/همان مرجع ».

نظرات() 

عكس در مردم شناسی ایران ( بومیان جزیره ناز )

یکشنبه 7 خرداد 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:لباس، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

زنان بومی قشم در جزیره ناز

زنان بومی قشم در جزیره ناز

زنان بومی قشم در جزیره ناز

حضور خانواده های محلی و بومی قشم در جزیره ناز

حضور خانواده های محلی و بومی قشم برای تماشای حرکات نمایشی خودروها در جزیره ناز

حضور خانواده های محلی و بومی قشم برای تماشای حرکات نمایشی خودروها در جزیره ناز

حضور جوانان محلی و بومی قشم در جزیره ناز

حضور خانواده های محلی و بومی قشم برای تماشای حرکات نمایشی خودروها در جزیره ناز

 

نظرات() 

از خود بیگانگی پذیرش شكست و تسلط فرهنگ خارجی است

دوشنبه 1 خرداد 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، لباس، 

عكس ، تزئینی است

شیلا

 

« اسمش شیلا بود. تازه یكی – دو روزی بود كه از بیروت به پاریس آمده بود . دختری بیست – بیست و دوساله ، سبزه ، قدكوتاه ، چشم و ابروهائی نه چندان زیبا امٌا مشكی ، با موهائی هرچند مختصر امٌا به روی گونه ها و یك روسری سفید با كفش هائی كتانی . از دانشجویان ایرانی سراغ مسجد كوی دانشگاه را ، كه من و دونفر از دوستان مراكشیم هم جلوی درودی رستورانش بیتوته كرده بودیم ، پرسیده بود و آنها هم با تمسخر فرستاده بودندش نزد من . روزنامه ام را بهش دادم و همانجا روی چمن ها ایستاد به نماز ظهر ....

حدودیك ماه بعد دختری زیبا ، بلوند ، با آرایشی نسبتا" كامل و در كمال سلیقه ، به خصوص گل سرهائی بسیار قشنگ در لابلای موهای بلند و مجعد و زیبایش ، لباسی شیك و كفش پاشنه بلند و ...  راست آمد نزد من كه

-         مرا به رستوران ( ارزانقیمت ) جرج دعوت نمی كنی ؟

در پاریس بسیاری از دخترهای دانشجو كه غالبا" هم از بلژیك یا نرماندی و برتاین فرانسه آمده اند خودشان را دعوت می كنند و آن زمان كه خوب هم ایرانی های چشم و دل گشنه ی نسبتا" پولدار را شناخته بودند و...

عرض كردم :

    - شما ؟

اصلا" باورم نمی شد ، خود شیلا بود كه تا به این حدٌ قیافه و در واقع رنگ عوض كرده بود !!! .

دو ماه بعد با وجود آنكه دماغش را هنوز عمل نكرده بود ، لنز سبز هم گذاشته بود و خجالت می كشم بنویسم كه با شلوارك ...  مطمئن هستم كه پدر و مادرش هم اگر او را می دیدند نمی شناختند ...

خاطره نماز خواندن روز اوٌلش را به شدٌت به تمسخر گرفت .... و من دانشجوی انسانشناسی در آن زمان با چشم خود انسانی را می دیدم كه در فرهنگی دیگر نه تنها فرهنگ قومی خودش را دیگر نمی پذیرفت و از آن فرار می كرد ، تفاوت انسانی و در واقع هویت انسانی خود را هم دیگر قبول نداشت !!! و زیر پا می گذاشت . خود باخته بود ، به تقلید پرداخته بود و دچار خود كم بینی كه نتیجه اش هم از همان ابتدا معلوم است . »

حرف های من كه به اینجا رسید خانم دكتر ایكس ایگرگ كه به حرفهای من گوش می داد گفت : چطور شد كه بعد از سالهای سال به دانشكده ( دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ) آمدید ؟!!! . برای انجمن علمی... ؟ گفتم : بله دكتر مرتضی كتبی تلفن زد به دعوت و من هم چون سال 1346 دو واحد درسی دانشجویش بوده ام توی رو در بایستی ...

خنده ای شیطنت آمیز كرد و گفت : حالا نتیجه آن خود كم بینی چه شد ؟ ... راستش را بگوئید كی به شما گفت كه من هم دماغم را عمل كرده ام و كم و كوچك كرده ام و دچار خود كم بینی ؟!!! . و قاه قاه خندید ...

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 8 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :