تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

عکس در مردم شناسی می تواند یاوری بزرگ باشد . عروسی ترکمن ها

یکشنبه 9 شهریور 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، 

لطفا: به منبع اصلی نگاه کنید


(تصاویر) رسم و رسوم عروسی ترکمن‌ها




نظرات() 

انتخاب عروس ( همسر یابی - همسرگزینی ) - 8

سه شنبه 19 آذر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، 

انتخاب عروس ( همسر یابی - همسرگزینی ) - 8
 
یک پاورقی

ماهوش خانم * در باره زنان دلٌاله بزاز صد سال پیش چنین روایت می کند : « ... دلاله زنها علاوه بر جواهر فروشی دخترها را هم شوهر می دادند و برای پسرها زن پیدا می کردند (1) . معمولا" زن دلاله انعام کوچکی (دوقران) به بابا قاپچی می داد. بابا قاپچی میآمد درون اندرون و بقچه ها را پهن می کرد که به خانم عرض کنید نبات خانم آمده است » . خانم ها اجازه می دادند دلاله می آمد درون اندرون و بقچه ها را پهن می کرد و مشغول صحبت می شد... صحبت و گفتگوی دلاله و خانم ها از صبح تا غروب طول می کشید . ناهار هم همانجا توی اندرون می خورد . برای مردی که با دلاله بود سینی ناهار می بردند ....
روزی که دلاله توی اندرون می آمد ، عید بزرگ خانم ها بود (2) . هزار جور صحبت به میان می آمد (3) پشت سر هم قلیلن و چای و شیرینی و آجیل می آوردند و قهقهه خنده خانم ها به آسمان می رسید دلاله هم از آن حرفهای خوشمزه و قصه های اندرون ها برای خانم ها و کلفت ها می گفت . بعضی وقت ها برای مشغولیات یک کارهائی هم می کردند ؛ مثلا" فیروزه لکٌه دار را خمیر می گرفتند و به خورد خروس می دادند . بعد از دو - سه ساعت سر خروس را می بریدند و فیروزه را از چینه دان او در می آوردند و لکٌه فیروزه تماما" پاک شده بود . اگر می خواستند مروارید اصل را امتحان کنند یک دانه مروارید را توی سرکه می انداختند و غلت می دادند ، بعد از نیم ساعت اگر مروارید اصل بود ، یک ورقه نازک از مروارید توی سرکه آب می شد و اگر اصل نبود هیچ تغییری نمی کرد . خلاصه دلٌاله های آن روزگار خیلی خوش صحبت (4) بودند . ؛ تمام خبرهای شهر پیش آنها بود و از همه چیز و همه جا اطلاع داشتند . در هر معامله ای تومانی دو - سه قران فایده می بردند . دلاله ها با جواهر فروش ها و طاقه فروش ها معامله داشتند .
* شِما : ما این مطلب را از زیرنویس کتاب « از خشت تا خشت » صفحات 105 و 106 نقل کرده ایم ؛ و البته که حواشی ذیل را هم بر آن افزوده ایم .
(1) شِما :  تا آنجا که ما اطلاع پیدا کردیم دلٌاله زن ها ی دلٌاک  از سلطنت رضا خان به بعد ، که قدرت مذهب کاهش یافته بود ، قدرتی بسیار بیشتر یافته بودند به این دلیل که هزینه کمتری بر والدین عروس و داماد وارد می کردند و به علاوه و به خصوص با هماهنگ کردن زمان به حمٌام آمدن زنان نزدیک پسرِ خواستگار با دختر مورد نظر که هرکدام هم لااقل دو و گاه تا سه چهار ساعت طول می کشید در حمٌام عمومی و جلوی انظارعمومی لنگ از تن دختر مورد نظر می کشیدند تا خواستگاران دختر را بهتر ببینند ... و برای این به اصطلاح خوشخدمتی خود انعامی بسیار گزاف دریافت می کردند ... که این امر تا دهه 1350 هنوز هم تا حدودی وجود داشت به اضافه ی اینکه از همان زمان آرایشگران زنانه که به سرعت بر تعدادشان افزوده می شد تا حدودی جای دلٌاک های دلٌاله را می گرفتند .
(2) . شِما : همانطور که فردوسی هم سروده است « زنان را همین بس بود یک هنر - نشینند و زایند شیران نر » تا خدودی تا همان حدود دهه 1350 هم دختر انگار فقط به این دلیل به دنیا آمده بود که عروس بشود و بچٌه بیاورد ؛ و چون حقٌ انتخاب ، در اکثر قریب به اتفاق موراد ، با پسر بود دختر میبایست منفعل در انتظار بنشیند تا خواستگاری به سراغش بیاید ، یک خواستگار در خور باشد و شرایطی مناسب داشته باشد ؛ و حال اگر هیچ خواستگار مناسبی پیدا نمی شد ؟ این نگرانی عظما از مهمترین دغدغه های والدین دختر و سایر نزدیکان بود که به همین دلیل هم از دختر دار شدن چندان استقبال نمی کردند ... و شاید به همین دلیل بوده است که دلٌاله را گره گشا و گاه حتی فرشته نجات می دیده اند .
(3) شِما : دلاله ها دلاگ ها و امثال آنان تا حدودی نقش رسانه و روابط عمومی را هم ایفاء می کرده اند .
(4) . به اصطلاح : « حرٌاف و حریف » 


نظرات() 

انتخاب عروس ( همسر یابی - همسر گزینی ) - 3

شنبه 2 آذر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، 


انتخاب عروس در عزاداری !

تا آنجا که من دیده ام در آن دوره معتقد بودند که « در امر خیر حاجت هیچ استخاره نیست » و اگر منظور جوان ازدواج است که مورد سفارش پیامبر اسلام (ص) قرار گرفته است چه اهمیتی دارد که در مجالس عزاداری مثل ترحیم ها که ، پس از ختم جلسه ی ترحیم مرد و زن مدتی جلوی مسجد محل ترحیم برای دیدنائی جمع می شدند ، و نظایر آنها پسر « نگاه خریداری » به دختران بیاندازد ؛ بر جوانان خوش قلب و خوش نیٌت نباید سخت گرفت ؛ و آنهم انشاء الله که نیتشان و چشمشان پاک است ، به اصطلاخ « انشاء الله که بز است » و به فرض هم که نگاه پسر به قصد ازدواج نباشد چه بسا بعدها به ازدواج منجر گردد . بنابر این حتی در روزها و مجامع عزاداری هم انتخاب عروس و همسر گزینی ممکن می گردید .
- دخترانی که حین تماشای هیئت های عزاداری در خیابان های شهر تهران ، و به خصوص مراکز تجمع هیئت های عزاداری ، چون خیابان نواب عقیلی ( امروز : شهید نواب صفوی که کاملا" شکل و فضا و کارکردهای سنٌتی خود را از دست داده است ) در چهار راههای عباسی و رضائی و... مورد مشاهده ی پسر ، از لابه لای جمعیت ، قرار می گرفتند می توانستند بلافاصله مورد آشنائی مادر و خواهر و عمه و خاله یا سایر نزدیکان پسر قرار گرفته مثلا" آدرسشان مشخص شود . 
دخترهائی که در خیابان های محل تفریح ، یا بازارهای عمومی (1) ، یا حتی جلوی دبیرستانها مورد پسند اولٌیه قرار می گرفتند اکثرا" مورد تعقیب و گریز قرار می گرفتند تا شناسائی شوند و به سرعت و سهولت هم مورد خواستگاری قرار نمی گرفتند که مبادا رویشان زیاد شود و طاقچه بالا بگذارند و...
از اینجا بود که بعضی جلوی دبیرستان دخترانه ایستادن پسران و مردان جوان را به دیده اغماض می نگریستند ؛ می گفتند « انشاء الله خیر است » ، لابد به دنبال عروس اند که این مشروعیت ضمنی عوامانه گاه کار را به افتضاخ می کشانید و بر سرمنابر مطرح می شد . افتضاح تر از همه جلوی « دبیرستان رضا شاه کبیر » حوالی پارک دانشجوی فعلی یا خیابان حافظ و چهار راه کالج بوده است . می دانید عوام درباره دانش آموزان دبیرستان رضا شاه کبیر چه حکایت هائی تعریف می کردند ؟... ولی همانجا هم در عین حال محل همسر گزینی بود و دختری که « گرل فرند » ( دوستِ دختر ) یک پسر می شد هم در غالب اوقات کارش به ازدواج با وی می کشید .
آنچه مهم بود این بود که قیافه ی دختر در آن روزها ( که دختران چادری در شهر تهران یا کم بودند یا چادر های « تن توش پیدا » ی سفید و روشن کدری می پوشیدند ، یا به نحوی اندام خود را نشان می دادند و بسیار به ندرت ، در آن دهه 1350 ، محجبه هائی چون امروز وجود داشتند ) و اندام وی با یک نظر و به صورتی کلی مورد پسند پسر واقع شود تا برای بقایای کار ...
(1) بعضی از مادران ، به خصوص مادرانی که اصالتا" از مناطق شمالی و غربی ایران بودند معتقد بودند که دختر باید دیده شود تا خواستگار پیدا کند ؛ والٌا این خطر وجود دارد که از سنٌ مناسب بگذرد و همیشه در خانه ی پدر بماند . بنابر این اگر دختری غیر کارمند و غیر دانشجو و به اصطلاح « دختر خانه » داشتند ؛ وی را گاه به گاه ، طبیعتا" شیکپوش ، امٌا بدون آرایش یا با آرایشی بسیار بسیار اندک ، به محل های تفریح پرجمعیت و به خصوص بازار و گاه سایر مکان های عمومی میبردند تا دیده شود ...در سال 1346 مادر و دختری در یک مغازه پارچه فروشی بسیار چانه می زدند و به حاشیه روی می پرداختند و حتی مادر کار را به شوخی با فروشنده کشانیده بود و پس از مدتی نسبتا" طولانی بدون اینکه پارچه ای بخرند با خوشروئی تمام مغازه را ترک کردند . فروشنده که تعجب مرا از چهره ام خوانده بود گفت : من تقریبا" روزی از یک هفته نیست که از این مشتریان ، که در واقع به دنبال داماد می گردند ، نداشته باشم ... 

نظرات() 

عقد و ازدواج و عروسی : خواستگاری (3)

دوشنبه 1 آبان 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، جشن ها.نوروز.و...، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

به نقل از وبِ : بهره وری : اسلامی - ایرانی
http://samelbah.mihanblog.com/post/author/398820
اصلاح « سبک ازدواج » و « سبک زندگی »

 راهی ندارد مگر از بالا به پائین !


سبک زندگی

الگوی مصرف

صرفه جوئی

راهی ندارد مگر از بالا به پائین 

ببینید : « امروز علم و آموزش و پژوهش جهاد است . » ؛ صد در صد ؛ بدون شکٌ ؛ بر منکرش لعنت ! ؛ امٌا : امروز ، به پائین و در درون جامعه که می آئیم ، بزرگترین شکاف را در بین علم و عمل می بینیم ؛ و در بین عالم و عمل در این شهر و آن روستا و به خصوص در سطح محلات تهران و قم و اصفهان ....
شعار این وب نقل قولی از حضرت آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی است که ، ده ها سال پیش از این ، فرموده اند : « یک قلم نی از یزد به نجف بردم و مدٌت نه سال با آن نوشتم و دوباره آن را به یزد بازگرداندم » ؛ و ایشان با همین جهان بینی و خط مشی و برنامه و استراتژی و عمل ، در زمانی که تحت تاثیر جریان مشروطیت ، حکٌام دولتی در یزد در آن روزگار که هنوز هم چهارمین یا پنجمین شهر مهم ایران به شمار می رفته است ( نظیر ماشاء الله خان کاشی که شاید بزرگترین راهزن ایران بوده است و به حکومت یزد منصوب شده است ! ) مقبولیت و مطلوبیٌت مردمی و قدرت عمل نداشته اند ، و به فرض قدرت عمل نیز نیتشان خیر نبوده است ، و رقابت با روحانیان فقیه ، امٌا بسیار کم ایمانی که گویا ، به صورتی پنهانی ، از زرتشتیان مواجب دریافت می داشته اند و از بابیان کمک مالی برای اسلام ! می گرفته اند ...چنان به صورتی آرام شهری را که مغضوب استعمار و مطرود حکٌام بی خبر قاجاری و هدف نفوذ فرقه های برانداز مذهبی بوده است مدیریت کرده اند که نه تنها از انهدام نجات یافته است ؛ بلکه در فرهنگ اسلامی با مردمی که به قناعت ، زحمتکشی ، و بی آزاری شهره جهان شده اندبه عنوان یک الگوی « سبک زندگی » مطرح شده است .
قناعت یزدی به مفهوم « کم تر از حدٌ لازم مصرف کردن » نبوده است ؛ بلکه به معنی « معقول » ، یعنی به اندازه ، به جا و به موقع مصرف کردن بوده است؛ تا آنچه که با زحمتی بسیار ( و نه با پول نفت که در آن زمان اینچنین توزیع نمی شده است ) در آن دشت و کویر کم آب و علف ... حاصل می شده است ؛ به پس انداز کردن ، سرمایه گذاری و تولید هم برسد . بنابر این قناعت کردن ِ اعلم یا در واقع زعیم شهر الگوئی می شده است برای سایر روحانیان (1)
در قناعت و درست مصرف کردن می بایست عدالت وجود داشته باشد ؛
و این عدالت از بالا شروع می شود .
از همان خشت اوٌل : « سبک ازدواج و عروسی » .
امروزه سبک ازدواج ، میزان مهریه ، و هزینه عروسی در مقابل سرمایه گذاری های لازم جهت رشد و توسعه و پیشرفت و تعالی و فخر و عزٌت جهانی ایران اسلامی چه نسبتی را تشکیل می دهد و این نسبت حاکی از چیست ؟.
بر می گردیم به آیت الله العظمی آقا سید یحیی موسوی یزدی و گفتگوی ایشان (  جد اندر جد تاجر ریسمان و دارو و بنابر این نسبتا" ثروتمند زاده ) با داماد ارشد خود حاج میرزا علی که در آن زمان یکی از طلبه های دروس عالی ایشان بوده اند :
- میرزا علی ، سنٌی از تو گذشته است ؛ چرا داماد نشده ای ؟
- پدرم سالها است که بیمار و غالبا" بستری هستند ، مخارج بسیار زیاد است ، ...
- در یک اتاق هم می شود زندگی کرد، مگر خانه پدرت دو اتاق ندارد که یکی را برای شما خالی کند ؛ با یک ظرف نقل هم می شود عروسی به راه انداخت ؛ با نان و ماست ، یا حتی نان و کشک هم می شود ...
- ؟!
- بیا دختر ارشد مرا بگیر . شرایطی را که گفتم قبول داری ؟ ( و لبخندی پدرانه و محبت آمیز در پی آن ... )
ازدواج صورت گرفت و میرزا علی شریف همسر خود را به اتاقی کوچک و خشت - گلی در منزل پدرش ، حجت الاسلام والمسلمین آقا میرزا محمد جعفر شریف ، برد ، هفت پسر پیداکرد و تعدادی بسیار زیاد نوه و نتیجه که نگارنده این وب یکی از آن نوه ها باشد .
(1) که ایشان روحانیان جاه طلب را از پیش خود می رانده اند ، و مشهور است که به هیچ کس جواز اجتهاد نمی داده اند ؛ چرا که معتقد بوده اند مجوز اجتهاد هر روحانی در مقبولیت و مطلوبیت ( التزام عملی ) وی نزد عموم مردم است ؛ و بنابر این به چند و چون جهد و رفتار اسلامی وی باز می گردد و نه به یک تکٌه کاغذ بنام « مجوٌز » ...

نظرات() 

سن ازدواج و عروسی در حوالی سال 1350

چهارشنبه 24 خرداد 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، شعائر زندگی:تولد.ازدواج ..، پزشكی سنٌتی، 

عروسی عشایری

عكس ، تزئینی است

 

 

... یكی از عشایر بهمئی محمدی گرمسیری می گفت :

دخترم 7 یا 8 ساله بود كه بشوهر رفت . چند روز بعد از اردواج به دیدن ما آمد . نزدیك غروب به او گفتم برگرد خانه شوهرت شب دارد می رسد . دخترك در حالی كه گریه می كرد اجازه خواست كه شب را همینجا بماند . وقتی من اصرار كردم كه باید برگردی درهمان حال گریه گفت : بابا تمام تنم درد می كند . امشب تو به جای من برو ...

 

 

افشار نادری ، نادر . مونوگرافی ایل بهمئی . تهران . دانشگاه تهران . موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی . گروه عشایری . 1447 . ص 72 .

 

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :