تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب طبقه بندی نشده
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

استخاره - 3

شنبه 20 فروردین 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، طبقه بندی نشده، مراسم مذهبی، 

« شیر یا خط » ؟!

اگر درپی این هستید كه استخاره تان خوب بیاید به « خیرك – شیرٌك » متوسل شوید كه احتمال خوب آمدن پاسخ دو/سوٌم است و اگر خواستید بدبیاید استخاره انگشتی كه احتمال بد آمدن بیش از خوب آمدن مینماید . اما برای شانس مساوی ، از جمله ، به « شیر یا خط » كردن بپردازید ! (1)

 

می دانید كه استادان « آمار احتمالات » معتقدند كه اگر یك سكٌه را هزارمرتبه به بالا پرتاب كنند به احتمال قریب به یقین 500 مرتبه طرف به اصطلاح شیر و 500 مرتبه هم طرف به اصطلاح خط آن بر زمین بوسه می زنند . بی اعتباری تصمیمگری بر اساس شیر یا خط كردن بر اساس همین منطق نسبتا" ریاضی است .

حال عدٌه ای برای تصمیم گیری به « شیر یا خط » كردن متوسل می شوند كه ، در حقیقت ، حتی جزو استخاره ها هم محسوب نمی شود .

موقعی كه من خیلی بچٌه بودم ، یعنی حوالی سال 1330 ، به خاطر دارم كه هنوزهم برخی از سالمندان آن زمان ،  سكٌه ای نقره ای از عهد ناصرالدین شاه درجیب داشتند و احتمالا" معتقد بودند كه برایشان شانس می آورد .

در هرحال این اعتقاد وجود داشت كه با سكٌه نقره نباید « شیر یا خظ » كرد (2)

در آن زمان سكٌه های صنٌاری ، و پنج شاهی و مسلما" ده شاهی هنوز هم كاملا"معتبر بودندو به قدر كافی در بازار رواج داشتند . امٌا با سكٌه كمتر از دوریالی شیر یا خط نمی كردند . (3)

بارها متوجه شده ام كه در شیر و خط كردن های غیر استخاره ای طرفی كه حق انتخاب داشته است ، با وجود شانس مساوی در شیر و خط ، طرف شیر را انتخاب كرده است . چرایش را نمیدانم (4)

بقیه را هم كه خود بهتر از بنده می دانید . فقط محض یاد آوری : آنطور كه بنده دیده ام روش كار این بود كه سكٌه را پشت ناخن شست دست راست خود كه به صورت تقریبا" مشت گره كرده بودند قرار می دادند و میبایست لااقل در حدود یك متر به هوا پرتاب كنند تا نتیجه آن مورد قبول ، و به خصوص در مواردی مورد قبول طرف مقابل باشد . چون گاهی هم برای تقسیم كار ، یا نظیر آن به چنین احتمالی متوسل می شدند

(1)            سبك نوشتاری است ؛ والٌا خواننده گرامی به خوبی متوجه شده است كه ما اصولا" چنین اقداماتی را ضعف در تحلیل منطقی و نهایتا" ضعف در تصمیمگیری می دانیم و به هیچ وجه توصیه نمی كنیم .

(2)            پس از ضرب سكٌه صاحب الزمان در حدود سال 1340 انداختن آن را حرام می دانستند . گفته می شد كه به همین دلیل ملعبه بودن سكٌه از چاپ تصویر امام (ره ) روی سكٌه های جمهوری اسلامی ایران خود داری ورزیده اند .

(3)            در حوالی 1350 و زمانی كه روی برخی از سكٌه های درشت تر به جای عكس شیر ، عكس شاه معدوم آمده بود برخی به شوخی می گفتند « شیر یا خر » !، كه دلیلش هم شاید در زیر آمده باشد :

(4)            كاربرد تصویر شیر در ایران سمبلی ازارادت به امیرالمؤمنین علی ؛ اسدالله الغالب (ع) به شمار می رفته است و شروع این سمبلیسم بر روی سكٌه و به خصوص پرچم كشور برخلاف آنچه برخی تصور كرده اند منحصر به اعصار حكومتی قاجاریان و پهلویان نبوده به قرن ها پیش بر می گردد .؛ چنان كه مولانا در شهری آورده است :

            « ما همه شیران ، ولی شیر علم -

         حمله مان از یاد باشد دمبدم »

 

نظرات() 

تصمیمگیری سنتی در یزد : استخاره

چهارشنبه 17 فروردین 1390

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، طبقه بندی نشده، 

تصمیمگیری سنٌتی در یزد

 

خیر و شیر و یا الله !

 

تصمیم گیری یكی از مهم ترین بخش های مدیریت علمی مدرن است كه حتی خود تحت عنوان « مدیریت تصمیمگیری » با كوشش امثال جرج موریس به صورت رشته مطالعاتیی نسبتا" مستقل و بسیار مهمی جلوه گر شده و با پیشرفت و پیچیده تر شدن زندگی ، بازهم روز به روز بیش از پیش بر این اهمیت افزوده می شود . اما تصمیم گیری نزد عموم مردم یك محل ، مثلا" شهر قدیم یزد ، چگونه بوده است ؟ ؛ به ظاهر امر بنا به مقدسات و معتقدات اسلامی و از آنجمله استفاده از كلام الله مجید و تسبیح و... می نماید . امٌا به گمان من در حوالی سال 1335 در نیمی از خانه های یزد نه قرآن كریم وجود داشت و نه ، به خصوص ، تسبیح ...

خوب ، به جای توسل و توكل بر خدا و... چه می كردند ؟ ؛ زرتشتیان و یهودیان و سایر پیروان دیگر ادیان و مذاهب را نمی دانم ؛ امٌا بعید می دانم كه شیعه یزدی مگر در مواردی استثنائی ، بدون توسل و توكل بر خدا تصمیم گیری می كرد ؛ بنابر این اكثر تصمیمگیریهایش به صورتی كاملا" سنتی و متداول بودند

خیرك – شیرك

بدون وسیله ترین نوع استخاره این بود كه ابتدا در باره انجام كاری نیت می كردند . پس از نیت ، روی زمین خاكی ، و غالبا" با تكٌه ای از سیخ ، سریعا" بیست – سی خط موازی ، مثلا" هركدام به طول هفت – هشت سانتیمتر می كشیدند و از سمت راست شروع می كردند به شمردن دقیق این خط ها به این صورت كه اولین خط را « خیر » می دانستند ، دمین خط را « شیر » ، یعنی همان « شرٌ » می گفتند و به سومی : یا الله ! . دوباره به چهارمی خیر می گفتند ، به پنجمی شیر ، به ششمی یا الله ، به هفتمی خیر ، و... همینطور تا به آخرین خط برسند . اگر به خط آخری خیر گفته بودند انجام آن كار ، خوب بود ؛ اگر شیر گفته بودند انجامش بد و اگر یا الله گفته بودند باید در انجام هرچه سریعترش بكوشند .

یك روز كه یكی از همسایگان در خانه ما به فكر استخاره كردن به این صورت افتاد و در آنجا زمین خاكی برای این كار نمی دید من ده – دوازده ساله به كوچه ( كه تمام كوچه های یزد در آن زمان خاكی بودند ) رفته بنا به نیت او « خیرك – شیرك » كردم . نتیجه « خوب » بود . با خوشحالی به منزل برگشته نتیجه را اعلام كردم . امٌا برگترها گفتند استخاره « بچٌه به تكلیف نرسیده » درست نیست !

فردا چند نوع دیگر استخاره یا در واقع روشهای سنٌتی تصمیمگیری در ایران را می نویسم ؛ انشاء الله !   

نظرات() 

آبروی اجتماعی و آبروی جمعی یزدی ها - 3

چهارشنبه 24 شهریور 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:زبان.ادبیات.آموزش، طبقه بندی نشده، 

هر یزدی  ئی   یزدی نیست

هرساله سازمان ثبت احوال كشور اعلام می كند كه بیشترین نامی كه سال قبل از آن برای نوزادان كشور انتخاب شده است چه بوده است ؛ و مثلا" برای پسران محمد بوده است و برای دختران فاطمه بوده است ؛ و...

برای نام خانوادگی ، به شخصه ، هنوز آماری ندیده ام كه آن هم لابد می تواند نسبتی با نام های اصلی داشته باشد ؛مثل محمدی ، حسنی ، حسینی ، فریدونی ، و...

برخی از این نام های خانوادگی به پسوندی مكانی ختم می شوند مثل محمدی تهرانی ، علوی اردكانی  و...كه این تهرانی یا اردكانی یا هر چیز دیگر گاه مفهومی فراموش شده برای صاحب نام كنونی دارد و در پاسخ به پرسش مربوطه آن را انتخاب اجدادش می داند و بی اطلاع از دلیل این انتخاب ... گاهی هم یك نام خانوادگی مستقیما" و خود منسوب به یك مكان جغرافیائی است ؛ مثل ایرانی - خراسانی - یزدی - نیری - میدان شاهی و...

جز در دوره تحصیلی در دانشگاه تهران كه همدوره ای یزدی با نام خانوادگی یزدی داشته ام  از بدو زندگی در پایتخت كشور از چهل و پنج سال پیش تاكنون با صدها نفر كه نام خانوادگیشان یزدی بوده است و بسیار بیش از آن ها با كسانی كه نام خانوادگیشان پسوند یزدی داشته است مواجه شده ام كه هیچ كدام یزدی نبوده اند ، بیش از نود در صد ازآنها حتی یك مسافرت به یزد نداشته اند و ...برخی حتی نمیدانسته اند شهر یزد در چه منطقه ای از كشور واقع شده است !!! . واما تحلیل مطلب :

معمولا" یكنفر جغرافیادان در هر موردی از خود می پرسد : « كجا ؟ » مكان هر پدیدهای برایش مهم است .

یكنفر تاریخدان در هرموردی می پرسد « كی ؟ » زمان هر موردی برایش مهم است.

مردم شناس پس از شناخت رابطه اجتماعی قضیه ، به خصوص می پرسد « چرا ؟ » چون فلسفه امر برایش مهم است . نقش پدیده اجتماعی در زندگی برایش مهم است ... چرا یك غیر یزدی نام خود را « یزدی » می گذارد ؟ برای این كه در زندگی فرهنگی و اجتماعی و به ویژه اقتصادی خود از خوشنامی یزدی بهره ببرد ... 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :