تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب مباحثی علمی و تجربی در حوزه مدیریت و علوم اقتصادی
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

« رسم » در تعریف و مضمون : انسانشناسی و مردم شناسیِ رسم

جمعه 27 تیر 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:یادداشت های آموزشی - پژوهشی فرهنگی، مباحثی علمی و تجربی در حوزه مدیریت و علوم اقتصادی، 


« رسم » در تعریف و مضمون :

 انسانشناسی و مردم شناسیِ رسم

تا مردم را نشناسیم نمی توانیم با بهترین اثر بخشی و بهره وری در امور ، به آنان پاسخگو باشیم . و خدمت کنیم . مدیریت باید مردمی به مفهوم حقیقی این اصطلاح باشد ؛ و به این منظور قبل از هرچیز باید مردم را بشناسیم و امکانات ، تنگناها و نیازهای  آنان را تشخیص دهیم .
« رسم » ها شاید در اکثر قریب به اتفاق خود بنا به نیازهای مردم به وجود آمده اند ، و احتمالا" برخی به مرور زمان « عادت » شده اند ؛ و بعید نیست که معدودی نیز ، که نزد عموم خرافات نامیده می شوند ، مسئله و مخلٌ شده باشند .
برای شناختن مردم ، شناختن رسوم آنان ضرورت دارد ؛ برای شناختن رسوم آنان نیاز به مردم شناسی می رود ؛ و این مردم شناسی به اعتبار مدارک تحصیلی ( که این روزها به سهولت و با کمترین پایه و مایهای در اقصی نقاط جهان می توان بدست آورد... ) عناوین مدیریت و مسئولیت و حتی استادی ارشد دانشگاههائی که خود بی پایه و کم قاعده اکثرا" چون قارچ از زمین روئیده اند ، نیست .
چه بسا مدیران انسان شناسی و مردم شناسی و حتٌی استادان قدیمی دانشگاههای کشورهای درحال توسعه که نه تنها معنی و مضمون « رسم » را نمی دانند بلکه تجربه ثابت کرده است که آن را حتی درک نیز نمی کنند و یا ، به هردلیل و بهانه ، نمی خواهند درک کنند .
بزرگترین نشانه ی این مسئله شاید در این باشد که پس از شصت - هفتاد سال « مردم شناسی » در ایران ، رسم در فرهنگ ها و دائرة المعارف های ما توسط غیر مردم شناسان ، یا اگر بتوان گفت با وجود داشتن مدارک تحصیلی و مدارج اداری - علمی ، « مردمشناسنمایان » ، و نهایتا" غیر از ایشان تعریف شده است و می شود ؛ و چون ملغمه ای پیچیده و ابهام آمیز نه تنها عموم مردم بلکه حتی اکثرقریب به اتفاق دانشجویان و فراتر از دانشجویان را به سرگیجه و اشتباه می اندازد .
در فرهنگ معین آمده است :
رسم 
1 - آیین ، روش ، قاعده ، قانون .
2 - عادت ، خوی .
3 - دستور، ترتیب .
4 - خدمتکار نزدیک مانند آبدار و جامه دار و غیره ( _ رسمی ) ....
5 - عوارض (غم .) ، حق العمل.
6 - (حق ) روشی که قانون آن را در روابط افراد معتبر می داند ، حقوق عادی ، عرف و عادت .
( ادامه دارد )     

نظرات() 

عریضه ای خدمت شما

جمعه 7 آبان 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مباحثی علمی و تجربی در حوزه مدیریت و علوم اقتصادی، 

خواننده گرامی

- اینجانب به هیچ وجه من الوجوه در پی قدرت طلبی ، هرچند هم بسیار محدود ، در صحنه سیاسی ( آنهم در 65 سالگی !!! ) نیستم . كوچك همه ام .

- بین 30 تا 35 سال است كه از شهرت طلبی بیزار شده و روز به روز بیزارتر می شوم .

- در نوشتن به ندرت در پی در آمد و امرار معاش از این راه بوده ام مگر به ندرت و از سر ناچاری

- پس اگر در این سایت پیاپی یادداشت می نویسم ، به منظور اداء دینی است كه نسبت به هموطنان و به خصوص مردم شهر زادگاهم ، یزد ، كه شخصیت اولیه مرا شكل داده اند  حس می كنم ؛ و لاغیر . حتی اگر چنان كه باید و شاید مورد استقبال و پسند ایشان قرار نگیرد .

- آنچه كه می نویسم مجموعه اطلاعاتی است كه می تواند در خدمت مطالعات فرهنگی ، و نهایتا" ارتقاء فرهنگ و توسعه اقتصادی - اجتماعی كشور باشد .

.... امٌا در صورتی كه منعكس شود !

در ابتدا با شروع وبلاگنویسی در هفت ماه قبل بر این تصور بودم كه طبیعتا" آنچه را كه می نویسم ، و حاصل قریب به پنجاه سال تحقیق و تجربه بنده است ، بنا به قواعد جهانی سیستم مجازی و به اصطلاح شبكه اینتر نت بلافاصله منعكس( لینك ) خواهد شد .

اما به تدریج ، و روز به روز بیش از پیش متوجه شدم كه چنین نیست و گویا شرط ها و شروط هائی دارد ؟!!! كه بنده ازآن بی خبرم .

گوگل را كه چه عرض كنم ، شاید بومی سازی شده باشد و به دست ایرج خان و ایرج خان هائی افتاده باشد كه عملا" بنده را مورد مؤاخذه قرار می دهند كه چرا سه تا وبلاگ دارم ( این وبلاگ در تخصص مردم شناسی بنده است و وبلاگ آمایش سرزمین همانطور كه از نام آن برمی آید خاص آمایش سرزمین كه آنهم دكتریش را در فرانسه خوانده ام و بیش از ربع قرن بیش از چهل تحقیق در باره آن انجام داده ام  . فقط یك وبلاگ شخصی دارم ) ؛ و لابد چرا كار آن ها را زیاد كرده ام یا همه وبلاگ ها روی یك بلاگ نیستند ، و...

بنابر این در صورت ادامه برخی از این نامهربانی ها در عصر مهرورزی ! سعی بنده بر آن خواهد بود كه بناچار دو وبلاگ دیگر را سنگ قبر كنم  و در این وبلاگ نیز هرروز بیش از یك یادداشت نداشته باشم ؛ هركسی را قسمت یك روزه ای !

                                                                 سال توسعه فرهنگی برشما مبارك باد !

نظرات() 

مسافرت های زیارتی دهه 1340 به كربلای معلی

سه شنبه 4 آبان 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مباحثی علمی و تجربی در حوزه مدیریت و علوم اقتصادی، 

شما اسمش را چه می گذارید ؟

فكر می كنم سال 1332 یا فوقش سال 1333 بود ؛ اما همین آبان ماه بود كه مادر بزرگم ، دختر آیت الله آقا سید یحیی مجتهد یزدی ، از سفر كربلا باز می گشت و ما بسیار خوشحال . خبر رسیده بود كه اتوبوسشان به اصفهان رسیده است و از اصفهان تا یزد هم قاعدتا" ، و اگر مشكل خاصی پیش نمیآمد ، بیش از هفده - هجده ساعت راه نبود .

بالاخره به یزد و به خانه خود رسید و تا قصاب محله بخواهد خبر شود پدرم خودش جلوی پای مادرش خروسی را ذبح كرد . مادر بزرگ با یك تاكسی كه آن روزها ده - پانزده تائی ( از بنز مشكی گرفته تا دوج زیتونی و فیات سبز و ... ) در شهر یزد یافت می شد ، به خانه آمده بود و یكی از عموهایم هم موكل شده بود كه بقیه بارهایش را با یك گاری كه اگر گاری خردار باشد بهتر است ( بعضی از گاریها را خود صاحب گاری ها به جای اسب یا الاغ قرار گرفته می كشیدند و ما به آنها گاری دستی می گفتیم ) از گاراژ به خانه بیاورد ؛ و ما بیشتر منتظر همان گاری ...

مادر بزرگ ، كه رسم بود در آن زمان به زنان بزرگ و متشخص شهر آبی بی بگویند ، و ما به وی آبی بی می گفتیم ؛ با همه خستگی ئی كه بگمانم در سه روز مسافرت با آن اتوبوس ها و آن جاده های خاكی بسیار ناهموار بر تنش مانده بود ، متوجه استقبال بی نظیر ما ده - پانرده نوه شد و پس از كمی استراحت و چاق سلامتی با پسر ها و عروسها رفت به سراغ سه - چهار چمدان بزرگ و نسبتا" بزرگ كه دوتایشان آهنی بودند و بسیار بزرگ تر از چمدان های امروزی ....

هفت پسر داشت و شش عروس و حدود پانزده تا بیست نوه ( چهار پنج كودك شیر خوار ) ، جهار برادر و دوخواهر و...

به عنوان سوغات بیست چتر با خود آورده بود كه برای اولین بار چترهائی با دسته هائی كائو چو ئی می دیدیم ؛ ده پانزده قواره سفره مشمعی ( كه حالا نایلونی می گویند )  كه برای اولین بار سفزه نایلونی می دیدیم و عجب بوئی می داد... هفت قواره پارچه فاستونی برای پسرها به اضافه دو كت دوخته كه تا آن زمان در یزد باب نبود ؛ پارچه های زنانه برای عروسها و خواهرها...

.... ومسلما" مهر و تسبیح هائی همه از تربت یا تسبیح هائی گلی و سیاهرنگ ، همه معطر . چند سجاده تصویری حصیری كه آن ها نیز لااقل در مغازه های یزد یافت نمی شدند و اسباب بازی هائی چون توپ های راه-راه ( تركی ) مشمعی و سوت بلبلی پی ئی ، و...

...و همین اجناس اگرهم پس از چند سال سر از بازار یزد در می آورد به چند و گاه چندین برابر قیمت به فروش می رسید !!! و حالا فرض كنیم كه چنین وضعی كم و بیش قریب نیم قرن ادامه یافته باشد و ندانیم كه اسمش را چه بگذاریم ! ؛ شما اسمش را چه می گذارید ؟

 

نظرات() 

فرهنگ پنبه در یزد

دوشنبه 3 آبان 1389

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مباحثی علمی و تجربی در حوزه مدیریت و علوم اقتصادی، 

فرهنگ پنبه در یزد

اول از همه این یاد آوری را حضور ذیجود خوانندگان ارجمند و خانواده دار و تحصیلكرده و اهل علم و ادبم بكنم كه كالچر به زبان انگلیسی یا كولتور به زبان فرانسه یا مشابه این ها كه به زبان و ادبیات ما فرهنگ ترجمه شده اند در اصل به معنی كشت هستند . آنچه كه در دوران باستان كشت می كردند همان اساس زندگیشان را تشكیل می داد .

حال در مورد یزد نمی دانم تا چند قرن می توان به عقب برگشت ، و به جز گندم یا جو كه تقریبا" همه جا متداول بوده است محصولی را اساس زندگی مردم دانست . گندم یا جو جای خود دارند ؛ اما آیا آن یادداشت را خوانده اید كه نوشته ام بسیاری از وسایل زندگی مردم یزد از خاك یا در واقع گلی بود ( و هنوز هم تا حدود قاب لتوجهی هست ) ؟ حال می خواهم پنبه را به عنوان مكمل خاك و وسایل پنبه ای را به عنوان مكمل وسایل گلی در یزد بیاورم .پس مسكن و وسایل زندگی گلی رافراموش كنیم و از گندم و جو هم كه اساس خوراك باشند بگذریم و برویم به سراغ پوشاك .

اگر برخی از نقاط پرورش گوسفند ایران از كلاه پوستی ( مثلا" در شرق كشور : خراسان ) و برخی از كلاه نمدی ( مثلا" در غرب كشور ) استفاده می كرده اند در یزد نسبتا" خشك و فاقد گله های بزرگ گوسفند عرقچینی بر سر مینهاده اند از نخ پنبه ای ، شالی بر سر می بسته اند از نخ پنبه و...كه اتفاقا" استفاده از پوشش پنبه ای در هوای گرم و خشك یزد نیز مناسب تر از سایر پوشش ها بوده است .

لباس نیز به همین ترتیب ؛ اصلا" شما نگاه كنید ببینید مردم یزد چه پارچه هائی تولید و مصرف می كرده اند تا هوای كار دستتان بیاید . تقریبا" همه پارچه های یزدی از پنبه بوده اند مگر پارچه های ابریشمی و ترمه كه مطمئنا" فقط در صدی از مردم یزد قادر به پرداخت بهای آنها بوده اند و چنین پارچه هائی برای به اصطلاح صادرات تهیه می شده اند ...

یك نمونه : چادرشب های زنان یزدی كه لباس سنتی خاص زنان یزدی هم محسوب می شده است تماما" ار نخ بوده است . تقریبا"تمام شلوارهای آنان و نیز مردها از پارچه نخی جیم بوده است ... 

گیوه یزدی كه دیگر كاملا" معروف است و بگمانم تا حدود 1330 هنوز هم بیش از كفش چرمی مورد استفاده قرار می گرفت و در تابستان مالك الرقاب پاهای یزدی ها...

در جیب هر یزدی یك دستمال پارچه ای وجود داشت كه دستمال یزدی را در همه جهان مشهور كرده بود و در این اواخر بیشتر از ابریشمیش صحبت می شد .

كمتر خانه ای چون امروز از قالی پشمی یا الیافی مفروش بوده است . پلاس و زیلو فرش اكثر خانه های یزد را تشكیل می دادند كه گاهی روفرشی نخی ئی هم به آنها اضافه می شد ؛ لحاف و تشك و متكا هم از پارچه هائی نخی مثل كرباس و دبیت و چیت و قلمكار بودند كه با پنبه خالص پر می شدند ... پرده ها هم غالبا" نخی بودند .

 چادرشب ، دستمال ، كیسه ، دول ، و... در زمره وسایلی بودند كه امروز كمتر به كار گرفته می شوند ...

آن روزها شهر یزد كوچك بوده است و اطراف شهر و بسیاری از روستاهای آن محل مزارع وسیع پنبه كاری بوده است .

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :