تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب كلٌیات.سایت.نویسنده
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (18) ، روشنائی معابر

دوشنبه 24 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


نور ، خدا ، دین و مذهب  تقریبا" همیشه در فرهنگ ایران زمین ، چه در دوران اسلام و چه در دوره های قبل از آن ، مترادف یکدیگر آمده اند ، و در غالب مراسمی که در آئین های اسلامی « جشن » تلقی می شوند ؛ نور یکی از عناصر اصلی محسوب می شود .
البته این امر بستگی به ذوق ، وسعت نظر ، و بضاعت مالی مردم هم داشته است ، و بنابر این می توان تهران دهه ی 1350 در ماه مبارک رمضان را به عنوان ثروتمند ترین شهر ایران ، نورانی ترین شهر این کشور نیز به شمار آورد .
شبکه برق در آن دهه چون امروز (1392) در گستره جغرافیائی شهر با این تعداد چراغ روشنائی در معابر و میادین ، و با این قدرت روشنائی در هر چراغ ، هرگز وجود نداشت و چه بسا کوچه ها و خیابان هائی که شب ها در ظلمت تقریبا" مطلق فرو می رفتند ؛ امٌا در ماه مبارک رمضان می بایست تمام معابر و میادینی که دارای برق بودند در حدٌ اکثر روشنائی خود قرار گیرند ، و این روشنائی تا طلوع آفتاب ادامه داشته باشد .
علاوه بر این هنوز تخمینا" نود درصد شهر « آپارتمان نشین » نشده بود ؛ همه محله ها را خانه های حیاط دار ، که بعدا" در مقابل آپارتمان ، و بنا به اختصار ، « حیاط » نامیدند فرا گرفته بود و طبقه ی اوٌل اکثریت آنها به طور متوسط بین یک تا یک و نیم متر از کف حیاط ارتفاع داشت ؛ و با این ارتفاع لامپی که بر سقف بالکن طبقه همکف ، یا پیشانی ساختمان نصب کرده بودند  با توجه به دیوار بین حیاط و خانه های غیر جنوبی ، که به طور متوسط بین 180 تا 220 سانتیمتر از کف کوچه ارتفاع داشت می توانست در روشن نمودن کوچه ، یا مدد رسانی به آن که قاعدتا" با پرتوئی ضعیف از لامپ های کوچک روشن بود ، و روشن تر ساختن کوچه و خیابان و امثال ان مؤثر واقع شود . از این رو بسیاری از خانه ها آگاهانه یا نا آگاهانه و حسب رسم و عادت لامپ هائی را تا صبح روشن نگهمیداشتند یا حدود ساعت 21 و 22 خاموش کرده یک ساعت قبل از اذان صبح دوباره روشن می کردند .
خانه های جنوبی هم گاهی لامپ اتاق یا آشپز خانه ای را که مجاور معبر قرار داشت به همین ترتیب روشن نگهمیداشتند ؛ و البته این روشنائی برای شب احیاء از سر شب تا لااقل اذان صبح ادامه داشت .
بنظر ما مصرف برق از همان سالها و بنا به مراسم و جشن هائی اینچنینی که حکومت مجبور به مساعدت با مردم بود ، و این امر در گذشته ی این جماعت ریشه داشت (1) رو به افزایش نهاد ؛ و از طرف مردم نیز عواملی وجود داشت ، چون :
نشان دادن تعلق دینی خود به دیگران
چشم و هم چشمی در مشارکت در آئین های عمومی
علاقه ی ایرانی به نور زیاد 
و به خصوص همین آخرین عامل سبب گرایش به خرید لامپ های فلورسنت و « رسم شدن » استفاده از آنها در مراسم و آنگاه در خانه ها شده بود
-----------------------
(1) « مسیرهای عمومی و بازارها با فانوس نفتی و روغنی تا صبح روشن بود. در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه یعنی سال 1297 قمری به جای چراغهای نفتی از چراغ گاز كارخانه حاج میرزاحسین خان قزوینی استفاده می‌شد. در زمان مظفرالدین شاه با به راه افتادن كارخانه 400 كیلوواتی حاج حسین آقا امین الضرب، برق جانشین چراغ گاز شد.  
تهران قدیم دو خاطره از برق امین‌الضرب در ماه‌های شعبان و رمضان دارد. یكی چراغانی باشكوهی است كه برای اولین بار در ایام جشن نیمه‌شعبان به وسیله چراغهای برق و لا‌مپ‌های الوان انجام شد. این چراغ ها باعث خوشبینی مردم نسبت به برق شد، زیرا تا قبل از آن حتی بعضی رجال هم نسبت به اقدام امین‌الضرب بدبین بودند. خاطره دیگر مربوط به سال 1305 شمسی مصادف با ماه مبارك رمضان است كه به سبب پاك كردن دیگ‌های بخار، قسمتی از كارخانه برق حاج امین‌الضرب از كار افتاد و آن سال برای روشن كردن شب‌های ماه مبارك رمضان از چراغهای زنبوری استفاده شد » از « طهران قدیم » .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (17) ، تریاکی ها ، قلیانی ها ، چپقی ها ، سیگاری ها

یکشنبه 23 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

بازار تعیین تکلیف تریاکی ها ( که شصت ساله به بالاترها می توانستند با اجازه پزشک تریاک دود کنند و سهمیه ای هم از این نظر برایشان در نظر گرفته شده بود که از دارو خانه ها می گرفتند ) ، قلیانی ها ، چپقی ها ، سیگاری ها ، و برخی از بیماران هم در روزهای آخر شعبان و شب اول ماه میارک رمضان ، به ویژه در مطب پزشکان ، داغ بود ؛ و از این نظر واقعا" با درد سرهای جدیدی مواجه می شدند ؛ مثلا" دکتری مجوز روزه گرفتن به یکی می داد و دکتر دیگری به وی اخطار کرده وی را از روزه گرفتن به خاطر بیماریش نهی می کرد .
مرحله دوم این دشواری ، گاه زمانی آغاز می شد که به سراغ روحانی مجتهد می رفت و مسئله را مطرح می کرد . در آن زمان و فضای روحانیت قبل از انقلاب معمولا" روحانیان را از نظرگاه اجتهاد به سه گروه عمده تقسیم می کردند :
روحانیان سخت گیر که تعدادشان روز به روز کاهش می یافت
روحانیان به اصطلاح محتاط و قائل به شرط و شروط
روحانیان سهل گیر که روز به روز بر نسبتشان افزوده می شد 
  روحانیان سختگیر معنقد بودند تسامح سبب تضعیف دین و نهایتا" انهدام دین می شود و مثلا" اگر به یک تریاکی ( کمتر از شصت ساله ) اجازه ادامه تریاک کشیدن داده شود قبح کار رفته در واقع به استقرار احکامی خلاف دین ، و از بین رفتن اصل دین کمک می شود .
روحانیان سهل گیر معتقد بودند که باقیماندن دین در نتیجه تسانح و مدارا کردن روحانیت با مردم است و در غیر این صورت مردم ، به ویژه افرادی خاص چون معتادان که در تنگتا قرار می گیرند از دین صرفنظر می کنند و سختگیری بر علیه دین تمام می شود و از تعداد امت اسلامی می کاهد . امٌا مهمترین مسئله برای پیروان شاید بلاتکلیفی هائی بود که روحانیان محطاط برایشان پیش می آوردند و تکلیف ایشان را به طور قاطع تعیین نمی کردند . مثلا" دکتری بتا به بیماری یکی از بیماران خود وی را از روزه گرفتن نهی می کرد . بیمار به منظور تعیین تکلیف نزد مجتهد رفته موضوع را مطرح می ساخت و مجتهد فتوا می داد :
« اگر طبیب حاذق بوده است مانعی ندارد » 
حال بیمار از کجا بداند که طبیب حقیقتا" حاذق یوده است یا خیر ؟ ایا مدرک فارغ التحصیلی و مجوز طبابت وی کفایت نمی کند ؟ و...
بنابر این معمولا" در اینجا « عرف » حاکم می گشت .
عرف 
عرف آن چیزی بود که در رسالات عملیه وجود داشته یا نداشته بین مردم متداول بود؛مثلا:
تریاکی ها مواقع تریاک کشیدن خود را از روز به شب و به مناسب ترین موقع آن که پس از افطار و پس از سحری خوردن باشد انتقال می دادند ؛ و اگر کفایت نمی کرد بین روز یکی دو وعده تریاک می خوردند .
بیماران نیز به همین ترتیب عمل می کردند و حتی برخی از آمپول های ضروری چون آنتی بیوتیک ها را که جنبه مغذی نداشتند تزریق می کردند 
وضع برای قلیانی ها ، چپقی ها ( که بین روستائیان به تهران مهاجرت کرده تعدادشان کم نبود ) و سیگاری ها نیز به همین ترتیب بود که اوقات استفاده آنها را به شب ها انتقال دهند با این تفاوت که آنها می توانستند به شرط استفاده نکردنِ فزون تر از سایر روزها و فرو نبردن دود حاصله به حلقوم خود در ایام روز نیز دود کنند .
از اینجا بود که گاه تردید هائی بر عوام حاکم می شد ؛ مثلا" اینکه چرا کسانی که قلیانی و چپقی و سیگاری هستند به شرط نبردن دود به خلقوم خود می توانند دود کنند امٌا تریاکی ها چنین اجازه ای ندارند ؟ د به همین ترتیب مباحثی پیش می آمد که در سر آغاز و در طول ماه مبارک رمضان نَقل محافل و مجالس بود و بر اطلاعات دینی مردم در این ماه مبارک می افزود .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (16) ، مجوز گیری از پزشک

شنبه 22 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

سال 1344 از نخستین سالهائی بود که بین اقشار تحصیلکرده ، و به خصوص اقشار مرفٌه تهران « زیر نظر پزشک بودن » و چکاپ کردن هر شش ماه یکبار مد شده بود ، و برخی دیگر از مردمان اقشار متوسط ، به ویژه سالخوردگان نیز بیشتر متوجه سلامتی خود شده بودند و کسب مجوز پزشک قبل از ماه مبارک رمضان برای روزه گرفتن رسم شده بود ؛ برخی از پزشکان هم پیدا و پنهان در اینخصوص تبلیغ می کردند و از مردم می خواستند که یکبار یکهفته قبل از ماه مبارک و یکبار هم روز قبل از ماه مزبور به ایشان مراجعه کنند تا بدانند که آیا میبایست روزه بگیرند یا خیر و اگر میبایست روزه بگیرند با چه شرایطی ؟ .
اگر مراجع در آن نزدیکی ها چکاپ کرده بود تشخیص امر برای دکتر بسیار آسان می بود ؛ والٌا دکتر فشار خون مراجع را اندازه می گرفت ، نبض او را نیز می گرفت ، از وضع مزاجیش پرسش هائی می کرد و آنگاه به اکثر قریب به اتفاق مراجعان مجوز می داد ؛ و گاه نسخه ای تقویتی هم برای مراجع می نوشت ، سفارش هائی هم در مورد خوراک وی در طول ماه مبارک داشت ، و...
شاید یکی از دلایل رونق نسبی این مراجعات در دهه 1350 « ادای روشنفکری در آوردن » برخی از اقشار خاص جامعه بود ؛ دلیل دیگرش هم شاید خواست قلبی مراجع بود که آرزو می کرد دکتر به صحیح یا به خصوص به غلط ، وی را واجد شرایط روزه گرفتن نداند و معاف کند ؛ تا به این ترتیب هم روزه نگیرد و هم به دلیل روزه نگرفتن عقوبت اخروی نداشته باشد و اگر هم واجد بوده است گناهش به گردن دکتر افتاده باشد .
امٌا واقعیت بسیار مهم تر این بود که مردم آن زمان شهر تهران آنقدر که به لباس و خانه و اتاق پذیرائی خود اهمیت می دادند به تغذیه شان اهمیت نمی دادند ؛ و چون جنب و جوش مردم نسبت به دهه های قبل از آن که ساعتهائی متمادی در روز می خوابیدند و استراحت می کردند بسیار بیشتر شده بود و بدنشان به سوخت و ساز بیشترو بنابر این غذای بسیار بهتری نیاز داشت در ایام مبارک ماه رمضان در اثر روزه داری فشار خون برخی شان پائین می افتاد دچار سردرد می شدند ، زود تر از سایر ایام سال دچار سرما خوردگی و... می شدند ؛ و وضوحا" از نیمه دوم ماه مبارک بر تعداد مراجعان به پزشکان و حتی دندانپزشکان افزوده می شد .
دکترهای آن زمان معمولا" به کسانی که دچار امراض کلیوی ، اوره خون ، فشارخون بسیار پائین ، میگرن ، زخم معده  ، و ... بودند ممکن بود اجازه روزه گرفتن ندهند ؛ امٌا وضع تریاکی ها حکایتی دیگر داشت .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (15) ، آشتی کنان

شنبه 22 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

عکس ، تزئینی است

درسالهای اواسط دهه 1350 که اوایل یادداشت برداریم از آداب و رسوم ماه مبارک رمضان در شهر تهران بود ، دانشجوی رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران با استادانی مردم شناس چون دکتر نادر افشار نادری ، دکتر محمود روح الامینی و نیز دکتر غلامحسین صدیقی ، دکتر احسان نراقی و تا حدودی دکتر ظفر دخت اردلان بودم ، حدود ربع همکلاسانم ، که چهل - پنجاه نفر می شدند ، اعم از زن و مرد ، از معلمان دبستان ها و دبیرستانهای تهران بودند و گاه از ضرورت نصیحت کردن دانش آموزانشان در طول سال تحصیلی ( که رسمی بسیار خوب قبل از انقلاب بود ) و دلیل و نتیجه آن گفته ها داشتند . از جمله مواقع این نصیحت ها یکی هم در آستانه ماه مبارک رمضان بود؛ ضمن آنکه دانش آموزانی که با یکدیگر قهر بودند را هم آشتی می دادند . برخی دیگر از کودکان و نوجوانان در حال قهر را نیز پدر و مادرهایشان آشتی می دادند .
 قهرکردن هم رفتاری است که به نظر می رسد بین مردم خاورمیانه و شمال آفریقا بیش از مردمان سایر نقاط جهان رواج داشته باشد و گاه یک عمر طول می کشد و همین که دونفر که با یکدیگر قهرکرده اند به سالخوردگی می رسند بزرگتری هم ندارند که آنان را آشتی بدهد؛ و اینجاست که یکی از مزایای تشیع و روحانیت ظاهر می شود ؛ چرا که یک روحانی جوان هم برای سالخوردگان قابل احترام است و می تواند در چنین مواردی بزرگتری کرده بین آنان را آشتی دهد .
البته نقش روحانیان بیشتر در آشتی دادن بین مردان است ؛ و آشتی دادن بین زن و مرد ، و دوزن بیشتر به  خانواده و خویشان و سایر نزدیکان بر می گردد که معمولا" با سه خصلت منفی دیگر قهر کنندگان مواجه می شوند : غلو کردن در موردی که سبب قهر شده است - کینه ورزی - و گردنباری یا غرور .
این سه خصلت همیشه بین هردوطرف قهر وجود ندارد و چه بسا یک طرف ماجرا خود را در قهر با دیگری نمی بیند ؛ یا اگر هم صورت قهر داشته است متنبه و پشیمان شده است امٌا دیگری طلبکارانه خواهان ادامه قهر است .
معمولا" بزرگتری که بانی آشتی می شداگر آشتی در منزل مسن تر ( بزرگترِ ) قهرکننده صورت نمی گرفت ، ومراسم آشتی دادن را در منزل خود بر قرار می ساخت ، شیرینی می داد . اگر این بزرگتر همان امام جماعت مسجد بود وضع فرق می کرد و بهای شیرینی را دیگران می پرداختند و گاه بعدا" از طرفین قهر کننده بالمناصفه می گرفتند .
معمولا" اگر آشتی کنان در مسجد صورت می گرفت ابتدا امام جماعت بر منبری که می رفت اشاره ای به معایب قهر و کدورت و محاسن صلح و صفا می کرد ؛ و آنگاه کم تر بین دونماز ، و بسیار بیشتر پس از نماز دوٌم ( عصر یا عشاء ) دو نفر مورد نظر را وادار به روبوسی با یکدیگر می کردند و شیرینی می دادند یا از همانجابرای خوردن شیرینی این آشتی کنان به منزل یکی از آشتی کنندگان که غالبا" فرد مسن تر بود می رفتند .
در بازار ها ، کارگاهها و کارخانه ها چند نفر واسطه می شدند و با یکدیگر به سراغ طرفین قهر رفته آنان را آشتی می دادند که در چنین صورتی معمولا" خنده و شوخی بسیار بیشتری هم در میان بود .
یکی از مزایای آشتی کنان در آستانه ماه مبارک رمضان این بود که در مواقع دیگر ممکن بود طرفین قهر پس از جدا شدن از آشتی دهندگان بازهم به قهر خود ادامه دهند ! امٌا در اینجا چنین موردی به حرمت ماه مبارک رمضان به ندرت اتفاق می افتاد .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (14) ، ادای دین و حلالیت طلبی

جمعه 21 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

تهران 1344 با همان جمعیت بسیار کمتر از امروزش دریائی از تفاوت های قومی و فرهنگی ، و آداب و رسوم بود ؛ و با اختصاص رسمی یا غیر رسمی غالب مساجد به مهاجرین که هریک از قوم و ناحیه ای خاص از ایران بودند ، مثلا" آذربایجانی ها ، یزدی ها ، کاشی ها ، اردبیلی ها ، و... نمی توان یک رسم مشاهده شده در این شهر را رسم همه مردم تهران ، و بنابر این رسم تهرانی نامید (1) ؛ عدم اطمینان به آغاز ماه مبارک رمضان یا همچنان در ماه شعبان قرار داشتن شب اوٌل هم سبب تزلزل و پراکندگی برخی از رسوم مربوطه می شد ؛ و چون مشاهده یک واقعه در یک زمان و یک مکان خاص را نمی توان یک « رسم » دانست ؛ نمی توان از موضوعات مردم شناسی هم برشمرد ؛ و این تزلزل متاسفانه به یادداشت زیر هم سرایت کرده است ؛ با این وجود ما به سالهای اواسط دهه 1350 بر می گردیم تا شاید دیده ها و شنیده های ما در آن سالها سندی باشد که توسط سایر مردم شناسان حقیقتا" تحصیلکرده و مجرٌب در این رشته پیجوئی و پیگیری و نهایتا" تصحیح و تکمیل گردد .

ادای دین و حلالیٌت طلبیدن
ادای دین امروز بیشتر مفهومی مادٌی و پولی دارد ؛ امٌا در آن زمان هنوز هم دارای باری معنوی ، مثل ادای دین فرزند نسبت به والدین خود ، داشت .
 ادای دین 
ادای دین همیشه و همه حال به مفهوم ناتوانی بدهکار در پرداخت دین خود نبوده است و دو دلیل عمده داشته است ؛ یکی سودجوئی بدهکار که حتی الامکان از مال طلبکار که نزد وی بود بهره بیشتری ببرد و همین که به ماه مبارک رمضان می رسید از بیم مقبول نیفتادن روزه ها و عبادات ، به خصوص احیاء ها و توسلات شب قدرش ، اقدام به پرداخت دین خود به داین می کرد . مورد دیگر که از خصوصیات نامطلوب مردم ما و سایر مسلمانان خاورمیانه و شمال آفریقا شناخته شده است « لجبازی » است که مدیون فقط از سر لجبازی دین خود را تا ماه مبارک نپرداخته بود و در آستانه این ماه به همان دلیلی که آمد اقدام به پرداخت دین یا اسمهال آن می کرد .

حلالیت طلبیدن
دین یا بدهی فقط به موضوعات پولی و مالی منحصر نمی شد و نمی شود ؛ مثل ادای دین زن به شوهر ، فرزند نسبت به والدین ، و... که گاهی پرداخت آن و به اصطلاح « تصفیه حساب » غیر ممکن می شود و به حلالیت طلبیدن می انجامد . 
زنی که بدون اجازه شوهرش در طول سال گاهی به بیرون رفته بود ، یا تمکین نکرده بود ، یا پشب سر شوهرش برگوئی ( غیبت ) کرده بود ، یا از مخارج روزمره خانه سهمی برای خود برداشته بود ، و...
فرزندی که به دلیل امر مهمٌی « عاق والدین » شده بود و حال به راه راست آمده به منظور طاعات و عبادات صحیح در ماه مبارک رمضان رضایت والدین خود را می جست ؛ در این راه از افراد نزدیک یا معتمد تا امام جماعت مسجد محل ، واسطه می تراشید ، و...به قرار شنیده ها گاهی این حلالیت در مسجد و با شیرینی دادن به حصٌار صورت می گرفته است . 
حتی برخی برای جلب چنین رضایت هائی بطور کامل ، به « بجا آوردن صله رحم » می پرداختند ؛ و در آستانه ماه مبارک رمضان به دیدار اقوام و خویشان دور و نزدیک خود ، به خصوص اگر پدر و مادرشان در دور دست زندگی می کردند به دیدار آنان ، می رفتند .
طنز آمیز تر از همه حلالیٌت طلبیدن کاسب های محله مثل نانوا ، قصاب ، بقال و سبزیفروش بود که اصراری هم داشتند تا حتما" مورد حلالیت قرار گیرند .
همسایه ای که در طول سال خلاف یا خلاف هائی مرتکب شده بود ؛ و نظایر وی نیز به حلالیٌت طلبیدن بر می خاستند .

توبه
گاهی اشخاصی در طول سال یا سالهای گذشته مرتکب گناه یا گناهانی کبیره شده بودند  که شاکی خاصی نداشتند امٌا روزه گرفتن و طاعات و عبادات خود در ماه مبارک را دچار اشکال می دیدند . این افراد می توانستند نزد خود توبه کنند ؛ امٌا توبه کردن آداب و رسومی داشت که توبه دهنده آیاتی از کلام الله مجید و دعاهائی در این باره می خواند و پس از آن توبه کننده می بایست به گریه و زاری و ندبه نزد خداوند تبارک و تعالی نشسته ابتدا با تضرع بخواهد که در درگاه باریتعالی پذیرفته شود و آنگاه سه مرتبه بگوید : التوبه ، التوبه ، التوبه ؛ و توبه دهنده و احتمالا" سایر حاضرین یگویند : آمین ، آمین یا رب العالمین .
گاهی هم زنان به حمام عمومی رفته در آنجا « آب توبه » از « کاسه ای دعا نوشته » بر سر خود می ریختند .
(1) ابو القاسم انجوی شیرازی عشق این را داشت که هر نوشته ای از هرکسی و هرجائی را حتی الامکان بنام خود منتشر کند ؛ که متاسفانه این « سرقت ادبی ؟ » را به برخی از کارمند - نزدیکان خود ، از جمله در خصوص آداب و رسوم ماه مبارک رمضان ، هم سرایت می داد . امٌا در این حوزه مرتکب امر خطیر دیگر ، یا ازدیدگاه تاریخ فرهنگ ایران بسیار خطیر تر ، دیگری هم می گردید که یه صرف اینکه فلان موضوعی را فلان شخصی حتی بسیار بی سواد نقل کرده است حجت قرار دهد و آن را جزو فرهنگ مردم ایران بشمارد ... که خوشبختانه با مخالفت های وبنگار که آموخته مکتب مردم شناسی دکتر محمود روح الامینی بود ، و نیز پروفسور هشترودی روٌیه خود در این مورد را در سال 1355 تخفیف داد ؛ امٌا پس از آن و به ویژه در زمان انقلاب 
ضمنا" از بعضی از « سارقان محترم » شیرازی ؟ و روستاهای جنوب یزد ؟ تقاضا دارد خود به مطالعه پرداخته نتیجه یک عمر زحمت و تلاش اینجانب را به سرقت نبرند .

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 34 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :