تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب كلٌیات.سایت.نویسنده
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (13) ، نماز جماعت در شب اوٌل

جمعه 21 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

سه شنبه بیستم آبان 1348 که شب شد مطمئن بودیم که ماه مبارک رمضان 1389 قمری شروع شده است ؛ چون وقتی ماه شعبان سی روزه شد دیگر سی و یک روزه نمی شود ، به اصطلاح « ماه ، سی پُر » است و فردایش حتما" آغاز روزه گرفتن و عبادات  . امٌا سالهای 1345 و 1346 ماه سی پُر نشده بود و معلوم نبود که چه موقعی ماه میارک رمضان رؤیت خواهد شد ؛ و تا زمانی که ماه رؤیت نشود هم رمضان شروع نشده بود ، بلکه همچنان فضای « پیشواز از رمضان » بر شهر حاکم بود ؛ حتی در بسیاری از مساجد تهران که من از دانشجویان مومنی که در نقاط مختلف شهر اقامت داشتند پرس و جو کردم .


نماز جماعت در شب اوٌل رمضان 

 تقریبا" در تمام مساجد تهران نماز جماعت اقامه می شد . در برخی از مساجد نمار مغرب که اقامه می شد امام جماعت بیش از سایر شب ها طول می داد تا شاید خبری برسد و ماه را رؤیت کرده باشند ؛ گویا در برخی از مساجد شرق تهران نماز عشاء را به ساعتی در حدود ساعت بیست و یک موکول می کرده اند که تا حدودی این امر استثناء بود . در برخی از مساجد ، مثل مسجد لولاگر در خیابان نواب شمالی ، چهار راه آذربایجان ، که اطراف آن را هنوز ساختمانهائی بلند مرتبه فرانگرفته بود بین دونماز ، برخی از نماز گزاران به پشت یام مسجد ، اگر مسجدی گلدسته داشت به مأذن گلدسته ، یا سایر بلندیها ، یا میدان یا خیابان مجاور مسجد ، می رفتند تا شاید ماه نو را رؤیت کنند که اگر رؤیت می کردند امام جماعت از دونفر دیگر که که آنها را عادل تر از دیگران تشخیص داده بود ( و آن دونفر به این امر تفاخر می کردند ) می پرسید که آیا آنها هم ماه نو را دیده اند ؟ ، و اگر جوابشان مثبت بود آغاز ماه مبارک رمضان در حوزه امامت خود را اعلام می کردکه این اعلام در آن حوزه برای مردم حجٌت بود ؛ امٌا برخی از امامان موضوع را منوط به اعلان نظر مفتی متبوع خود می کردند که این مفتی قاعدتا" یکی از آیات یا آیات عظام مستقر در قم ، مشهد ، تهران و... بود . 
در آن اواسط دهه 1350 که هنوز مذهب بین مردم در درجه ئی والا وجود داشت ( و سپس تا 1356 روز به روز بیش از پیش تضعیف می شد ) پیروی و تقلید از مفتیان ، به خصوص تحت تاثیر قیام 15 خرداد 1342 ، به سه گرایش اساسی تقسبم می شد :
- آیات عظام مخالف نظام سلطنتی و در رؤس آنان آیت الله العظمی امام خمینی مقیم عراق
- آیات عظام نه چندان مخالف نظام که عملا" موافق آن تلقی می شدند چون آیات عظام شریعتمداری در قم و ... در عراق
- آیات عظامی که چندان گرایش سیاسی نداشتند چون آیت الله العظمی شاهرودی ؟ 
این است که برای اکثریت قریب به اتفاق مردم تا زمانی که رؤیت هلال ماه به اثبات نرسیده باشد ، که آنهم با ارتباط و موافت با حوزه علمیه قم ؟ در اخبار رادیو و تلویزیون ( که به نظر ما هنوز دوثلث از مردم ایران فاقد گیرنده تلویزیون بودند ) اعلام می شد ؛ هنوز ماه شعبان و عملیات پیشواز ادامه داشت .
با این وجود در مسجد بر سر تدارکات ماه مبارک رمضان بحث می شد و گاه شخص امام جماعت بر منبر ، و گاه خادم مسجد یا فردی دیگر در جوار منبر ، کم و کاستی های مسجد ، و اکثرا" یک یا چند خانواده فقیر محتاج ، را عنوان می کردند ؛ ازکسانی که قبلا" در این باره مساعدت کرده بودند یا قول مساعدت داده بودند تشکر می کردند ؛ و بابت سایر کمبود ها هم برخی از مؤمنان حاضر پیشقدم می شدند . گاهی هم کاسه یا جعبه ای را دور می چرخاندند و پول جمع می کردند .، و به هر حال قرار و مدارهائی برای ایام ماه مبارک رمضان بین خود می نهادند .
در همین شب ، و قبل از نماز مغرب ، یا بین دو نماز هم موضوع آشتی کنان ها و حلالیت طلبیدن ها مطرح می شد . 

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (12) ، شب اوٌل

پنجشنبه 20 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

شیک ترین و به روز ترین مدل های لباس 2013 عروس

شب اوٌل ماه مبارک رمضان

شب اول ماه مبارک رمضان تفاوت هائی با سایر شب ها داشت :
هنوز مردم روزه نگرفته دارای تاب و توان کافی بودند
هنوز برخی از کارها ی صورت نگرفته باقی بود که باید انجام دهند
هنوز احتمال فروش اجناس رمضانی وجود داشت
بسیاری از مردم  در خیابان ها میماندند و پرسه می زدند تا تفاوت های شب رمضان را با سایر شب ها شاهد باشند .
در زمستان و شب های بلند 1344 - 1345 بسیاری به مسافرت می رفتند یا از مسافرت می آمدند
مردم که هنوز به سبک زندگی رمضانی این سال ، خوابیدن زودتر برای بیدارشدن و... عادت نکرده بودند بیشتر بیدار میماندند ؛ و به طور کلی چند تفاوت باسایر شب ها به چشم میخورد که از آنجمله است :
بقیه ی کلوخ اندازون و رواج برخی از عشرتکده ها و.. برای کسانی که اعتقادات سست تری داشتند ؛ و با وجود نوعی سختگیری توسط حکومت دست بردار نبودند . در گیری بین مامورین و کلوخ اندازان در این شب در برخی از مناطق تهران و از آنجمله در خیابان لاله زار دیدنی بوده است . 
عقد و ازدواج و عروسی که در این شب بیشتر از چندشب قبل از آن می نمود 
 و برای مومن تران : 
نماز شب اوٌل و استفتاء
آشتی کردن
حلالبود طلبیدن
روشنائی معابر و گل کوچیک

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (11) ، روئیت ماه نو

سه شنبه 18 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


هلال ماه مبارک رمضان
آب و آئبنه

دیدن روی خود در آب و آئینه ، آنچنان منحصر به شب اوٌل ماه مبارک رمضان ، و آنهم فقط در تهران ، نیست . در مرداد سال 1335 که در روستاهای یزد سیلی بسیار بزرگ جاری شد پیرمرد حدودا" هشتاد ساله ای ، ملبس به لباس روحانیت ، بنام آقای ساعدی تاسف می خورد که شب اوٌل آن ماه خود را در آب و آئینه ندیده است ؛ و به دنبال آن دچار مصیبت های پیاپی شده است . برخی در ابتدای هرماه با کاسه ای ترجیحا" سفید یا آبی پر از آب و آئینه ای دستی ، یا حدٌ اقل جیبی ،  یک جلد کلام الله مجید ، و سبزه ترجیحا" به مرتفع ترین نقطه ی ممکن پشت بام خانه شان ، برای روءیت ماه نو می فتند؛ و به محض روءیت ماه نو صلواة می فرستاده اند ، خود را در آئینه می دیدند تا طی ماه جدید به همان حال سالم بمانند ، به کاسه آب نگاه می کرد ند تا ، چون آب سمبل « روشنائی » و درواقع موفقیت است ، زندگی بهتری نسبت به سابق داشته باشند ، به سبزه نگاه می کردند که زندگیئی بارور و بارور تر داشته باشند و بعد با بوسیدن قرآن ( و گاه قسم دادن خدا به حقٌ قرآن ) به باریتعالی توسل می جستند .....
روئیت ماه نو با بازکردن دیدگان بر سبزه - دختر زیبا ، و... رسمی است که حتی در تقویم های نجومی هم تذکر داده شده است .
 روئیت آب و سبزه در شرایط جدید رسمی است که قبلا" بین زرتشتیان وجود داشته است و پس از باب شدن استفاده از آئینه های شیشه ای روسی ( که جای آئینه های فلزی قبل از آن را گرفته اند ) آئینه نیز بیشتر متداول شده است .
شنبه 11 آذر 1346 با دونفر از دوستانم در خیابان امیر آباد ( کارگر شمالی کنونی ) تهران برای روءیت ماه مبارک رمضان با آئینه و سبزه ( یک شاخه از شمشادهای هرس شده دانشگاه تهران ) و قرآن کریم با دونفر دیگر از دانشجویان به پشت بام رفتیم . خانواری متشکل از یک پیرمرد ، یک پیرزن و دختری 13 - 14 ساله هم با همان تجهیزات به پشت بام مجاور آمده بودند . بسیار دوردست تر ، در نزدیکی بیمارستان هزارتختخواب نیز خانواری مجهز را حدس زدیم .؛ امٌا بفهمی نفهمی مورد تمسخر دوهمسایه دیگر که درهرحال پشت بام هایشان بودند قرار گرفتیم ؛ و پیرمرد گفت : لابد یهودی هستند ( آن زمان در آن حوالی یهودیان زیادی سکنی داشتند ) .
در سال 1355 که هم در بخش مردم شناسی دانشگاه تهران و هم در مرکز فرهنگ مردم رادیو - تلویزیون شاغل بودم چنین موردی را نه خود شاهد بودم و نه از کسی شنیدم ؛ برعکس ؛ دیگران آنرا بنام خرافات تقریبا" به شدٌت به تمسخر می گرفتند ... به تاریخ فرهنگ پیوسته بود ...

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه های 1350 و 1370 (2) پیشواز (2) آورد و برد اجناس ، و مسافرتها .

جمعه 14 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، محصولات كشاورزی .، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، 


آن روزهای دهه ی 1350 هرگز تهران به وسعت و جمعیت امروز نبود ؛ شاید جمعیتش ثلث جمعیت امروز بود و وسعتش نصف امروز (1392 ) . محل هائی که روستاهائی بزرگ و مستقل محسوب می شدند و با شهر فاصله ای داشتند ، مثل کن ، امروز جزو شهر شده اند . آمٌا در آن دور و زمان از مراکز تولید کشاورزی و تامین کننده بخصوص برخی از میوه ها و سبزیجات و به طور کلی بیش از نود و پنج در صد تره بار تهران بودند ؛ و رسومی ارتباطی با شهر و شهریان داشتند که در ماه مبارک رمضان بیش از موقع نوروز ، اوایل مهر ، شب یلدا ، و... رنگ و روی مذهبی به خود می گرفت . مثلا" یک الاغی که در 1366هندوانه به شهر آورده بود و برای فروش در کوچه ها جار می زد قسم می خورد که در این فروش تقریبا" هیچ نفع مادی ندارد ؛ و فقط خواسته است که هندوانه ها را روزه دارها افطار کنند و ثوابی از این راه برده باشد .
ازهشت - ده روز قبل از ماه مبارک همه روزه تعدادی الاغ و بسیار کمتر ، قاطر ، گاری ، تاکسی بارهای سه چرخه ، تا وانت و کامیون برای حمل تره بار به تهران در جاده های منتهی به این شهر ، بیشتر از سمت جنوب و غرب ، درحرکت بودند و چند روزه ی قبل از رمضان در دهه 1370 ، تعداد این وسایل در جاده ها به طور میانگین تخمینا" به هفت - هشت برابر سایر اوقات سال می رسید .
انواع کالاهای مورد نیاز انبوه از اطراف به سوی تهران سرازیر می شدند . مثلا" اگر رمضان چون سال 1366 و سایر سالهای آخرین دهه 1370 در فصل گرما بود : انواع سیزیجات و طالبی از سوی  ورامین ، هندوانه از شریف آباد، انگور و سیب و سایر سردرختی ها از شهریار (علیشاه عوض ) ، برخی چون توت و شاه توت و غیره از کن ، سیب و قیصی و گیلاس و ... از دماوند ، خربزه از ایوانکی و تا گرمسار ، تا کدو وگرمک کاشان که در زمستان دهه 1350 سوهان قم و باقلوا و قطاب یزد و نان برنجی کرمانشاه و... به اینها اضافه می شد .
در بسیاری از موارد روستائیان اطراف تهران که بار به میدان های این شهر می آوردند ( اگر قبلا" سلف خرها و واسطه ها بارشان را نخریده بودند ) ، به مغازه ها می دادند ، یا حتی شخصا" به خرده فروشی می پرداختند ؛ بخشی از آن را ممکن بود به این و آن پیشکش رمضان کنند . گاهی که روستایشان روحانی نداشت یا روحانی شهر نشین را ترجیح می دادند قبل از آغاز ماه و به منظور مدیون خدا نبودن بخشی از درآمد خود را به پرداخت خمس اختصاص می دادند ، یا بعدا" در محل خود نذرهایشان را ادا و سهم امام می دادند ... ، متقابل" اگر در تهران از کسی طلب داشتند و مثلا" اجناسی را قبلا" به نسیه یا امانت فروشی داده بودند زمان مناسبی برای وصول طلبشان بود .اکثر این فروشندگان موقع برگشت بخشی از مایحتاج رمضان و غیر رمضان خود را که درتهران خریده بودند به محل زندگی خود منتقل می کردند .
برخی هم به منظور مشاغلی خدماتی چون آب حوض کشیدن و فرش شستن و چاووشی خواندن و... به شهر می آمدند .
سکوت و تعطیلی تهران در ماه مبارک رمضان که مثلا" در سال 1346قابل قیاس با همین نوع سکوت در سال 1391 ( اگر در این سال چنین سکوت و خلوتی به صورت قابل توجه وجود می داشت ) به هیچوجه قابل قیاس نبود .؛ و قبل از همه چیز شهر تعدادی از جمعیت خود را از دست می داد .
بسیاری از بازاریان و کارگرانی که حرفه شان در ماه مبارک تعطیل می شد ، یا نمی صرفید و تعطیل می کردند ، روزه داری در شهر خاستگاه خود را بر تهران ترجیح می دادند :
- بسیاری از خرازی فروشان ، مسفروشان ، پارچه فروشان و قالی فروشان کاشانی
- بسیاری از قالی فروشان و کبابی ها و چلوکبابی ها و... تبریزی
- بسیاری از پنبه زن ها و گاه دلٌاک های مازندرانی
- برخی از پارچه فروشان و شیرینی فروشان و بساز و بفروش های یزدی 
- و حتی برخی از آرایشگران گیلانی ...
در این میان گاه دانشجویان و امثال ایشان ( به ندرت سربازان ) هم سعی می کردند ، غالبا" لااقل با نیٌت ده روز ، به ویژه در ایٌام شهادت امام علی (ع) و لیالی قدر ، به خاستگاه خود بروند .    

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (1) ، پیشواز رفتن (1) : رونق بازار خرید و فروش : « گوسفند کشون » و بنداز بندازون

پنجشنبه 13 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، 


از حدود یک هفته مانده به ماه مبارک رمضان بازار، مشابه شب عید نوروز و لی نه به اندازه ی آن ، و این بار بیشتر بازار مواد غذائی، رونق می گرفت ؛ و طبیعتا" مثل شب عید سال نو قیمت های کالاهای پرخریدار بالا می رفت ؛ به اضافه اینکه کالاهای باصطلاح بنجل نیز اکثرا" آب می شد ، و گاه بر روی نرخ برخی از خدمات مثل رشته سازی و... نیز تاثیر می کذاشت . قیمت ها آزاد بود و بنابر این ممکن بود که یک کاسب در خرید و فروش جنسی به ده درصد سود هم راضی باشد و برخی ، به ویژه در شمال شهر ، از خیابان انقلاب آنروز ( شاهرضا ) به بالا به صد در صد سود هم راضی نباشند . این بود که همه مردم و حتی بالای شهر نشینان برای خرید های قابل توجه خود راه بازار تهران را پیش می گرفتند و حتی در خرید برنج و نخود و لوبیا هم چانه می زدند . چون در همان بازار هم تفاوت قیمت وجود داشت ، و چون امروز توافق های نهانی قیمت بین کاسب ها برقرار نمی شد ؛ نهایتا" گاه شهرداری هم دخالت هائی ، هرچند جزئی و در مورد کالاهائی که کمیاب می شد ، داشت . کاسب ها نیز از طرف مقابل جنس های بنجل خود را برای فرار از مقررات به دستفروش ها می سپردند که آنان نیز بیش از همیشه در طول سبزه میدان ، خیابان پانزده خرداد ( بوذرجمهری سابق ) ، ناصر خسرو ، و... مستقر می شدند و ظاهرا" اجناس خود را حراج می کردند .
در یکی دوجا نوشته اند که مردم تهران در ماه مبارک هم چون عید نوروز لباس نو می پوشیدند ؛ امٌا به شخصه چنین چیزی را شاهد نبوده ام و رونقی در بازار پارچه و لباس ندیده ام . مختصر رونقی در خرید وسائل منزل در چهار سوی شمیرانی یا به اصطلاح تیمچه حاجب الدوله دیده ام که آن را هم چندان قابل ذکر نمی دانم .  بیشتر جنب و جوش بازار در خصوص فروش مواد خوراکی به خانوارها بود . البته برخی از مشاغل چون کبابی ها هم به خرید مواد لازم خود در این ماه مثل گندم و دارچین و بوقلمون و... می کرده اند یا شیرینی سازها همینطور که شخصا" شاهد نبوده ام و ندیده ام . خریدهای خانوارها نیز خود به چند منظور صورت می گرفتند :
1 - خریدهای ذخیره سازی :
چون مردم ( بگمان من بسیار بیش از حال حاضر ) روزه می گرفتند به منظور صرف انرژی کمتر در ماه مبارک رمضان ، و تشنه نشدن در آن ماه ، به خصوص در تابستان ، سعی می کردند که برخی از فعالیت های ضروری روزمره خود را قبل از ماه مبارک انجام دهند تا در ماه مبارک کمتر مجبور به فعالیت و نیاز به امرژی و آب و غذا داشته باشند و چه بسا شاید بیشتر به عبادت برسند .از جمله کالاهائی که ذخیره سازی می کردند :
- آرد گندم ( اگر به خصوص قصد حلواپختن های ، و رشته درست کردن های مکرر در این ماه داشتند )
- آرد نخودچی ،  آرد نخود خام ، و آرد برنج 
- رشته فرنگی برای آش اگر خود فرصت درست کردن آن را نداشتند .
- برنج که شاید یکی از اساسی ترین کالا ها بود و معمولا" در آبانماه برای یک سال ذخیره می کردند ؛ امٌا از آنجا که در آن عصر تقریبا" برنج خارجی در بازار نبود و نگهداری برنج ایرانی نیز با ابزار آن روزگار دشوار بود ممکن بود بخشی از برنج خود را در اواخر شعبان تهیه ببینند .
- بقولاتی مثل نخود ، لوبیا ، عدس که البته آذریها بیشتر لپٌه مصرف می کردند ، یزدی ها بیشتر عدس ، و...
- روغن حیوانی که هنوز شاید مورد مصرف بیش از پنجاه در صد از مردم بود ، به خصوص در زمستان ، و آنگاه روغن نباتی که در آن زمان فقط به صورت جامد بنام های جهان - شاه پسند - قو - ورامین - و... به قیمتی بسیار مناسب به فروش می رفت .
- تخم مرغ در زمستان .
- کشک و قره قوروت به خصوص به منظور استفاده در « آش رشته »، و « آش جو » که باز مثلا" فروششان نزد خراسانی ها و کرمانی ها بیشتر بود .
- قند و به خصوص نبات که مصرفش در این ماه بالا می رفت . نقل ، آبنبات قیچی ، و برخی که استطاعتش را داشتند باقلوا و قطاب که توسط یکنفر زرتشتی کمی پائین تر از میدان فردوسی ، ضلع غربی خیابانی به همین نام به فروش می رسید .
- ادویه از فلفل و زرد چوبه گرفته ( هنوز نیمی بیشتر از مردم نمک را از نمکی های دستفروش می خریدند ) ، تا هل و دارچین و همچنین گلاب .
- ربٌ گوجه فرنگی ، ربٌ انار ، ترشیجات ، مرباجات ، و...
- میو هائی مثل هندوانه و خریزه و گرمک 
- قرآن و مفتاح و سایر کتابهای ادعیه ( هنوز مفاتیح الجنان نبود یا عمومیت نداشت ) 
- تقویم و ساعت و...
- مهر و تسبیح و نظایر آنها
2 - خریدهای احتیاطی
- نان خشک - نان قندی - نان شیرمال **
- - اگر احتمال قحطی و گرانی ناگهانی گوشت می دادند در آن زمان که « مرغ پرکنده » وجود نداشت و مغازه ها مرغ زنده می فروختند برخی که امکان نگهداری آن را داشتند یکی - دومرغ خریده محض احتیاط در منزل نگهمیداشتند .
- چای ، توتون ، تنباکو ، سیگار ، تریاک ( که در آن زمان برای بالاتر از 60 ساله ها تقریبا" آزاد بود ) .
- پیاز و سیب زمینی ( که آنها هم گاه قحطیشان می آمد ).
- کنسروهای تون ، که کمیاب بود ، و بیشتر قورمه سبزی و خاویار بادمجان و لوبیا که دو کارخانه ایرانی تهیٌه می دیدند ، و...
3 - خریدهائی که حرام بودند ...
* گوسفند کشان یک اصطلاح عام بود ، امٌا بنداز بندازون خیر
** یک بار وبنگار برای خرید نان تافتونِ تازه به سفارش اکید یکی از نزدیکان خود در خیابان خوش 70 دقیقه سرپا در نوبت ایستاد ، از فرط عصبانیٌت سردرد گرفت و نتوانست یک درس سه واحدی را پاس کند ... صف های نانوائی ها بسیار شلوغ می شدند و معمولا" برای خرید نان بیش از یک عدد وقتی بیش از نیم ساعت می طلبیدند .     
 در جاهای دیگر و درباره تهران قدیم آورده اند :
« چند روز مانده به ماه مبارک رمضان، بسیاری از کسبه، تکه‌سنگی را در کف ترازو در کفه‌ای که سنگ ترازو را قرار می‌دادند، می‌گذاردند تا «مسئول‌‌ذمه» نشوند و جنس را اصطلاحا «سرک کشیده» و چرب‌تر برای مشتری محاسبه می‌کردند و بسیاری نیز با ارزان‌کردن جنس خود، طلب آمرزش برای خود و نزدیکان و والدین‌شان از مردم داشتند و چه بسا این مهم را فرصتی می‌دانستند برای حلالیت طلبیدن. »
و نیز :
«« تهران قدیم از نظر عبور و مرور مقرراتی خاص داشت به آن معنی که دو ساعت است از شب گذشته در ارگ تهران و وسط چهار سوق بزرگ بازار طبل می زدند که آن را طبل برچین برچین می گفتند کسبه با شنیدن صدای طبل بساط خود را جمع می کردند و سه ساعت بعد از غروب نیز شیپور خاموشی نواخته می شد و عبور و مرور قطع می گردید، اما در ماه مبارک رمضان تمام این مقررات لغو می شد و مردم تمام شب را آزادانه در شهر رفت وآمد می کردند و در حمام ها، مساجد، زورخانه ها و قهوه خانه ها تا نزدیک سحر باز بود. »/همان »


نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 34 
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :