Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

افتخار بگذشته بدون تفكر به آینده

دوشنبه 18 اردیبهشت 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، زبان.ادبیات.آموزش، 

تاریخگرائی ایرانیان ، و بی برنامگی ...

.... منظور من این نیست كه بگویم در ایران جز خرابه های ابنیه های قدیمی چیز دیگری وجود ندارد . بلكه می خواهم بگویم در این سرزمین وسیع جز « ویرانی اصول حكومت و رسوم اجتماع و بنیان دین و مذهب و انهدام عظمت تاریخی و سعادت ملٌی » چیز دیگری نمی بینید ...

... شما اگر در ایران با صدنفر از چیز فهم ترین و برجسته ترین افراد قدم گفتگو كنید متوجٌه می شوید كه هیچكس در فكر اصلاح امور فعلی نیست ....

... در عوض تمام صحبت های آنها مربوط به گذشته است ، و هرلحظه دم از بزرگان و پهلوانان گذشته می زنند ، و به وجود آنها افتخار می كنند ؛ و به این ترتیب همواره فكر آنها در تاریخ و گذشته است ....

[ و نه به آینده كه باید در فكر آن باشند]....

این مطلب از صفحه 161 كتاب سه سال در ایران كنت دو گوبینو كه حدود 150 سال قبل نوشته شده است گرفته شده است ؛ و تاریخگرائی و آنهم در حدٌ افسانه گرائی ایرانیان را نشان می دهد .

كسانی كه در یزد 1340 زندگی كرده اند می دانند كه در آن زمان در آن ناحیه نیز به نحوی ییلاق – قشلاق ، لااقل از نظر محلٌ زندگی ، وجود داشت ؛ و از جمله اوقات فراغت شهریان در ییلاق به همنشینی هرروزه با یكدیگر در یك « پاتوق » می گذشت

از جمله مضرٌات این همنشینی ها تعریف دروغین و لافزنانه از آباء و اجداد و هنرها و رشادتهای همنشینان بود كه گاه به دروغهائی بسیار مسخره می رسید . امٌا دیگران كه مطمئن بودند دروغ است آن را به روی خود نمی آوردند تا به نوبت خود دروغ بگویند ! . این دروغ انگار كه چیز بسیار مهمی را كسب كرده باشند آنها را ارضاء می كرد و به خانه خود بر می گشتند .

تاریخگرائی و افتخار به گذشته نزد مردم 150 و 50 سال پیش به حقایق تاریخی ختم نمی شد و غالبا" به دروغ و افتخارات ساختگی می كشید و كمتر كسی هم جرئت این را داشت كه مثلا" به لافزن بگوید :

 گیرم پدرتو بود فاضل

از فضل پدر تو را چه حاصل ؟   

نظرات() 

كار و كارگر و معلم

دوشنبه 11 اردیبهشت 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، زبان.ادبیات.آموزش، 

 

كار ملٌا

 

به نظر من هرگزبه قدر امروز نبودند؛ امٌا همیشه در ایران ما گروه كثیری تنبل و مفتخور داشته ایم كه در دهه ی 1340 در شهرها و روستاهای جنوب و غرب كویر نركزی ایران به اینها می گفتند « بی عار » ؛ و بهشان تذكر می دادند كه « كار عار نیست » ؛ كنایه از این كه كارنكردن عار ( ننگ ) است .

ضرب المثل های آن روزها را كه كنار هم بچینیمدقیقا" كتابی بنام « فرهنگ كار » ، و اصولا" كار در فرهنگ ایرانی رانشان می دهد .

مهمتر از هرچیز ، آموزش و دانش و به اصطلاح تخصص در هركاری بود كه می گفتند « نكرده كار ، چندش مزد كار ؟ » یا « نكرده كار ، نیاید به كار » (1) .

البتٌه فقط كیفیٌت كار مطرح نبود ، بلكه كمٌیت هم مطرح بود و علاوه بر این كه از زبان كارگر می گفتند « هرچه پول بدهی آش می خوری » این تمثیل هم مطرح بود كه « جواب اِهِن جرینگه ! » .

و باز فقط كمٌیت و كیفیٌت مطرح نبود ، و تكمیل و اتمام كار هم شرط بود : « كار را كسی كرد كه تمام كرد » .

... و مهم « كار » بود ، نه كارگر ! یا هرعاملی دیگر ...

مزد را در مقابل فرد نمی دادند بلكه در مقابل كار می دادند ؛ بنابر این اگر امروز برای معلٌم ها ، به خصوص معلم های تهرانی !!! ، برحسب گروه و پایه و ساعات حضور و گاه ساعات عدم حضور دستمزد می دهند ! ، آن روزها آموزش در مكتب و توسط آموزگاری بنام ملٌا را به دوره های متفاوتی تقسیم می كردند ؛ و ملٌا در مكتب بر حسب مقداری كه به یكی آموزش داده بود ؛ مزد دریافت می كرد .

« روز ملٌا » هم وجود نداشت . می توان گفتروز ملٌا روزی بود كه یكی از مكتبی ها یكی از مقاطع درسی را به پایان رسانده باشد ! و ملٌا علاوه بر دستمزد مربوطه كادوئی هم دریافت كند . به غیر از این برای ملٌائی كه با وجدان و دلسوزی و ... به مكتبی هایش درس می دارد هرروز روز ملٌا بود و هرازگاه كاسه ای از آش یا مقداری میوه یا هرچیز دیگری « تعارفی » می گرفت (2) .

یك اصل عمومی همان مثال « هرچه پول بدهی آش می خوری بود ؛ و همه ی مردم این را بلد نبودند كه : ماسعی

(1)   البتٌه همیشه از فرهنگ مكتوب و ادبیٌات رسمی هم استفاده كرده اند و می كنند مانند : « كار هر بز نیست خرمن كوفتن » ! .

(2)   ممكن بود ملٌا در جوار آموزش به كارهای دیگر هم بپردازد كه اگر درآمد بخور و نمیری از آن راه كسب می كرد در كسب دستمزد آموزش به شاگردانش تخفیف می داد و بخشی از آن را زكوة العلم » محسوب می كرد ؛ و اصولا" هیچ ملائی مفتخور نبود .  

 

 

نظرات() 

سوته كنی (2)

دوشنبه 4 اردیبهشت 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، 

عكس تزئینی است

 

سوته كنی (2)

رختشوها از زحمت كش ترین اشخاصی بودند كه در واقع به فریاد برخی از خانوار ها می رسیدند . آن روز ها ، و مثلا" تا حوالی 1345 ، ماشین رختشوئی در شهر یزد وجود نداشت ؛ غالب خانوارها دارای اعضائی متعدد و نسبتا" متعدد بودند ... و رختشوئی برایشان سخت و به خصوص موقع حاملگی یا در فصل زمستان و... از اعمال شاقٌه و تاحدودی غیرممكن بود . بنابر این شغلی برای برخی از بانوان زحمتكش بنام « رختشوئی » وجود داشت كه هریك هم عملا" محلٌه بزرگی را در قلمرو خاصٌ خود داشتند . این افراد گرچه ترجیح می دادند رخت ها را بر سر آب روان ، مثلا" برسر حوض ملكیٌه ( به گویش عوام : حوض ملتكیٌه ) در محلٌه چهار مناریا به خصوص در زمستان ها در یكی از جوب های امامزاده جعفر (ع) ، حاجی بابی ، و... بشویند ، گاه به منزل متقاضی آمده در همان محل به شستشوی رخت ها می پرداختند .

آبكش كسی بود كه غالبا" از خود یك دلو ( به گویش یزدی : دول ) داشت و هر سه – دو یا یك روز یك بار برای كشیدن آب از چاه به اصطلاح « چهل ذرع » كه در عمل گاه تا شصت ذرع هم می رسید ، وارد خانه می شد و در هرحال اگر آنچنان هم وارد خانه نمی شد اگر صاحبخانه متعیٌنی داشت سعی می كرد كه لااقل یكی دولیوان چای پس از كار میهمان صاحبخانه شود ؛ و اگر صبحانه یا هرچیز دیگری به وی می دادند بیش ار پیش مشعوف می شد و وی نیز در صورت ممكن و به اصطلاح سر فرصت سر درد دل با اهالی خانه را باز می كرد ، و...

و امٌا شاید كشانی هم بودند كه همه روزه به فلان خانه ای سر می زدند ؛ كه این شغل با آمدن « شیر خشك » و « شیر خاصٌ نوزادان » بعید می دانم دیگر لااقل در شهرهای بزرگ وجود داشته باشد : دایگی . برای بچٌه ای كه مادرش به حدٌ كافی شیر نداشت كه وی را با آن تغذیه كند دایه می گرفتند كه گویا برخی از ثروتمندان بزرگ ، دایه را در منزل خود اسكان می داده اند . دیگران از دایه می خواستند كه مثلا" روزی یك یا دو یا سه یا حتی چهار مرتبه برای شیر دادن به بچٌه به خانه شان بیاید ؛ و چنین دایه ای هم تقریبا" چون دایه ی سكنی یافته وارد زندگی خانوار می شد و از همه چیز خانوار ( به اصطلاح یزدی ها : از جیك و پیك خانوار ) سردر می آورد . شاید به همین دلیل هم بود كه برخی دایه را به منزل راه نمی دادند و هرچند ساعت یك بار به وی مراجعه كرده مقداری شیر می گرفتند .

صاحب یكی از این مشاغل دائما" چون دیگران سوته كنی می كرد ؛ و چنین وانمود می كرد كه اگر همان لحظه فوت كند یك قران پس انداز ندارد و اعضاء خانواده اش نیز همینطور ! و جنازه اش به روی زمین خواهد ماند و با همین حرف ها دل پدرم را به رحم می آورد ؛ و دستمزدی بیشتر یا بسیار بیشتر می گرفت .

پس این سوته كنی را نمی توان گفت كه نوعی گدائی ، بلكه نوعی تقاضای افزایش دریافتی ( شبیه یارانه ) تقویم می كردیم و...

عجیب این كه یكی از این زحمت كشان سوته كن كه تصوٌر می شد حقیقتا" جنازه اش روی زمین یا به اصطلاح روی دست ورثه اش بماند چنان پول نقدی از خود به ارث باقی گذاشت كه نمیدانم پسرش یا نوه یسریش به صورت یكی از تجٌار بزرگ شهر در آمد ...

نظرات() 

رسم نسبتا" جدید بیمه ی امام زمان

شنبه 2 اردیبهشت 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، مراسم مذهبی، 

 

رسم جدید بیمه ی امام زمان

 

ما در انسان شناسی و مردم شناسی  نظریٌه ها و بنابر این مكاتبی متفاوت داریم كه به نظر می رسد مكتب كاركردگرائی از سایرین اساسی تر و فلسفی تر باشد .

در باره هر رسم می توان پرسید كه چرا این رسم رایج است ، و اصولا" چرا به وجود آمده است ؟

در ریشه یابی و عامل وجودی هر رسم معمولا" به دوصفت بر می گردیم :

-          عبادی

-          سیاسی

مگر در مواردی كه كاملا" به زندگی اقتصادی و روزمرٌه انسان مربوط می شوند ؛ چون « داد و ستد » كه آن نیز در هر زمان و مكانی دارای روش های خاصٌ ناشی از اعتقادات مذهبی و عرف های حكومتی است .

ریشه یابی رسوم كاری دشوار است كه گاه ده ها هزار ساعت كاتر مردم شناسان ، فرهنگ شناسان ، جامعه شناسان ، تاریخ دانان ، و... را به خود اختصاص داده است .

در مردم شناسی همه ی رسم ها لزوما" تاریخی نیستند ، و ممكن است عملی پس از چند سال ، و به خصوص چند دهه ، از مد خارج شده صورت رسم به خود گرفته باشد ؛ مثل بیمه ی ابو الفضل (ع) ، بیمه ی امام زمان (عج) ، و...

 

رسم جمكران

 

یك نفر شیعه ی دوازده امامی بسیار معتقد به ولی عصر (عج ) ، سلامتی خود ، همسر ، فرزندان ، شغل ، منزل ، و...و...و... خود را نزد امام زمان هریك به روزانه ... تومان بیمه كرده است .

پس از مدتی به زیارت جمكران رفته است ، و شخصا" مبلغ مربوط به مدٌتی را كه بالغ بر سه میلیون ریال می شده است به صندوق مربوطه پرداخته است . صندوق مربوطه علاوه بر ارائه قبض رسید این مبلغ ، كه به صورتی چاپی نظیر چك وجود دارد ، اقلامی به شرح زیر به عنوان تبرٌك به بیمه شونده هدیه داده است :

1 – یك چادر نماز دوخته شده

2 – یك تسبیح چوبی

3 – دو بسته نمك

4 – یك بسته اسفند

اگر مردم شناس توجٌه كافی داشته باشد در این رسم جدید دو « چرا ؟ » ی اصلی وجود دارد :

-         چرا بیمه ی امام زمان ؟

-         چرا این هدیه ها ؟

شناخت رسم های جدید ، به خصوص رسم های عبادی – سیاسی ، همیشه می توانند راهگشای شناخت رسم های قدیم و قدیم تر باشند .

 

نظرات() 

سوته كنی و شایعه پردازی در اطراف كویر مركزی ایران (2)

دوشنبه 28 فروردین 1391

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، زبان.ادبیات.آموزش، 

سوته كنی همه روزه

 

آیا شده است كه یك نفر به طور مستمر وارد زندگی روزمرٌه شما شود و به اصطلاح از سیر تا پیاز زندگی شما خبر داشته باشد ؛ و هر چیزی را كه در خانه شما می بیند بخشی از آن را توقع كند ؛ و...

این روزها شاید فقط كارگران نظافتچی خانگی چنین صورتی داشته باشند ، و...امٌا چهل – پنجاه سال قبل تعداد چنین افرادی بسیار زیاد بود و مشكلات ناشی از آنان از تعدادشان بسیار متعدد تر . البته بنا به وضع زندگی در هرجا تعداد و جایگاه چنین افرادی متفاوت بود ؛ و من نیز همه ی آنها را ندیده ام كه توصیف كنم . بنابر این به توصیف كسانی می پردازم كه در زندگی بین سالهای 1330 و 1340 در یزد دیده ام .

در آن زمان كسانی بودند كه ممكن بود یك بار یا هر چند سال یك بار به خانه ای وارد شوند . مثل قصٌاب ها برای ذبح گوسفند در خانه كه تعریف می كردند در زمان حكومت قاجاریان كه مردم بیشتر به ساخت قورمه خانگی اعتقاد داشته اند سالی یك بار به خانه های اقشار متوسط به بالا وارد می شده اند .

گاهی چنین فعالیت هائی در خانه دیگران محدود به اشخاص و خانه هائی خاص ٌ بود . مثلا" چ.ن تمام كسانی كه دستشان به دهانشان می رسید در تابستان ها به ییلاق می رفتند و در اوایل پاییز از آنجا باز می گشتند ممكن بود كسانی برای باربندی هرساله وارد خانه كسانی كه خود قادر به این كار نبودند بشوند.

ما به دلیل این كه هرساله چند روز در فاطمیٌه روضه خوانی می كردیم برای خدمات مربوطه و به ویژه برای برپا كردن پوش بهخ چنین افرادی محتاج می شدیم .

قبل از زمان مورد نظر ما و حتی در آن زمان برخی كه به نمك كوبیده عرضه شده در بازار اعتقادی نداشتند هرساله مثلا" یك گاری نمك به خانه می آوردند و پس از آن كارگری برای نمك ك.بی می آوردند .

در زمانهای قبل تر از آن و ازجمله در زمان جنگ های بین الملل اوٌل و دوٌم كه نان به درستی و فراوانی عرضه نمی شده است برخی هرچند روز یك بار یك كارگر نانوا به منزل خود دعوت می كرده اند تا به پخت نان مورد نیازشان بپردازد .

هیزم شكنی سالانه بود و به خاطرم هست كه یك نفر هیزم شكن هرساله در اوایل پائیز به خانه ما می آمد تا هیزم های مورد نیاز سالانه ما را بشكند .

مورد دیگر در باره چاه های خانگی بود كه هر دوسال یك بار یا هر یك سال یك بار آب آنها فروكش می كرد و نیاز به این بود كه مقنٌی هائی طی چند روز به حفاری برای عمیق تر كردن چاه یا به اصطلاح ته زنی چاه بپردازند .

صاحب حرفی بودند كه مثلا" هرماه یك بار حضورشان در منزل الزامی میشد . نفتی كه نفت می آورد در منزل توقف چندانی نداشت ؛ همچنان كه شاگرد نانوا كه هرروزه نان می آورد فقط جلوی در ورودی خانه به تعداد مقرر تحمیل میداد و می رفت .امٌا آرایشگر زنانه ( حفه كن ) نمی توانست بدون توقف باشد . مردانی نیز بودند كه بیمار دائما" بستری در خانه یا به اصطلاح « زمینگیر » یا به اصطلاح یزدی آن « رو جا افتاده » می شدند و برای ایشان نیز ، در صورتی كه مكنت كافی داشتند ، سلمانی به منزل می رفت .گاه كه حامله ای در منزل بود رفت و آمد گاه بگاهی قابله هم اضافه می شد .

و با اینهمه بحث سوته كنی ما كمتر به این افراد كه فرصت و نفوذ كمتری می یافتند مربوط می شود . بلكه بیشتر به رختشوها ، آبكش ها و دایه ها بر می گردد

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 38 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو