تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر انسانشناسی ایران
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

ریش در فرهنگ فارسی ، انسان شناسی و مردم شناسی ایران

پنجشنبه 26 فروردین 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

.
گاهی مواقع در 15 - 16 سالگی به توصیه پدرم به صورتی مستمع آزاد به حوزه علمیه یزد میرفتم به گوش دادن مباحث زبان عربی - فقه و... 
مدرسان روحانی هم دوست دارند که در صورت حفظ حرمت مَدرَس و به منظور تلطیف فضای آن کمی به حاشیه روی رفته به شوخی بپردازند و از آنجمله وقتی از مدرس خودمان که گفت کاری نکنیم که به ریش مان بخندند پرسیدم به ریشمان بخندند یعنی چه ؟
گفت : قدیم مثل حالا نبود که تقریبا" هرکسی هرکاری که میخواهد انجام بدهد . هرچیزی حساب و کتابی داشت . مثلا" قطر عمٌامه میبایست به نسبت علم شخص روحانی باشد : هرچه که علمی بیشتر داشت میتوانست عمٌامه بزرگتری بر سر نهد و نهایتا" تحت الحنک هم بیاندازد ؛ مگر اینکه خودش مایل به عمامه ای بزرگتر یا تحت الحنک نبوده باشد .
بلندی ریش طلبه و روحانی هم به نسبت میزان سواد آنها بود ؛ مثلا" :
طلبه  : یک تا دوسانتیمتر
شیخ : دو تا سه سانتیمتر
حجت الاسلام : سه تا چهار سانتیمتر
حجت الاسلام والمسلمین که دارای جواز اجتهاد بود : یک قبضه که معادل شش - هفت سانتیمتر بوده باشد ...
آیت الله ، فراتر از یک قبضه ....
حالا اگر یک طلبه ای خلاف قاعده عمل می کرد و با خودبزرگ بینی و بلوف زدن و امثال اینها ریش یک قبضه ای جا میگذاشت به ریشش میخندیدند ! تا برود کوتاه کند ( شِما : کنترل اجتماعی درون قشری )
اگر کسی طلبه ای را میفریفت و باعث می شد که از حد خارج شده ریشی بلند تر از حد استحقاق خود بگذارد و سبب خنده ی دیگران به وی شود می گفتند ریشخندش کرده است .
بعد ها متوجٌه شدم که شاید :
همریش ( در برخی از شهر ها به معنی با جناغ ) به معنی این است که دونفر بنا به ازدواج خود در یک قشر اجتماعی قرار گرفته اند 
« ریش ها را یک قد کردن » به معنی همکاری مساوی و عادلانه بود 
« ریش گرو گذاشتن » به معنی رو زدن و آبروی روحانیتی خود را ضامن کردن
« ریش جنباندن » کنایه از بی اعتناء و کم توجٌه پاسخ دادن
« ریش بزی » کم دانش
« ریش پهن » بی خیال و خونسرد
« ریش مصلحتی »
« ریشش را حنا میبندم » معانی مختلفی دارد ....
« ریش آمریکائی » کنایه از ریش ریاکارانه در اوائل انقلاب
« ریش خاراندن » به معنی کمتر رجوع به عقل کردن
« ریش خضاب گذاشتن » به معنی مسلمان اصیل نبودن
« خطٌ ریش میگذارد » به معنی خلٌص نبودن
« ریش کوتاه کردن » به مفهوم سست شدن ایمان
« ریش تراشیدن » به معنی از ایمان و اعتقاد به طور کلٌی یا تا حدودی برگشتن
« ریش تراش » کم اعتقاد
« ریشش را میتراشم » به معنی رسوایش می کنم
« کاری میکنم که ریشش به زانویش برسد » یعنی زندانیش میکنم ؛ تنبیهش می کنم 
« ریشش در آمده » به معنی اینکه تازگی و طراوتش را از دست داده
« شپش توی ریشش معلق میزنه » کنایه از فقیر بودن
« ریشش را باید تراشید » یعنی کاری خلاف احکام و مقررات اسلامی انجام داده  
« کوسه و ریش پهن » یعنی منافی و متضاد
« کوسه » کنایه از باهوشی ...
و....
من بیش از هفتادسال دارم و خسته شدم . باید بروم برای شام . بقیه اش را شما بنویسید !

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :