تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر تاریخ مردم شناسی در ایران
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی.11 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 8

پنجشنبه 17 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |



 یاد بود هفتمین سال فقدان


 دکتر محمود روح الامینی


یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 11

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 8

خوشبیان بودن پژوهشگر و استاد مردم شناسی از بزرگترین مزایای اوست که این مزیت در دکتر محمود روح الامینی قابل تامل بسیار بود . هرموضوعی را برای نزدیکان و دستیارانش بسیار فصیح و بلیغ شرح می داد و باصطلاح چیزی را از قلم نمی انداخت . امٌا چه در کلاس های مردم شناسی در تهران و چه در اکس آن پرووانس فرانسه هرگز از این فصاحت و بلاغت خود استفاده نمی کرد و در پاسخ به دلیل آن پاسخی عارفانه مهیٌا داشت ...

مجموعا" این استاد ادیب مردم شناسی :

بیش از آنکه در مردم شناسی خوش بیان باشد خوشفکر بود ؛ و بخصوص :

مسئله شنا س

در خصوص ضعف توصیف در بین دانشجویان معتقد بود که ضعف اصلی در اعتقاد و علاقه به مردم شناسی است . اکثر قریب به اتفاق دانشجویان مردم شناسی اتفاقا " ( طی کنکور ) به این رشته آمده اند ؛ تا با نظام حفظ دروس برای نمره گرفتن و نهایتا" مدرک گرفتن دنباله دانش آموزی را ادامه می دهند و آنهم اگر بیاموزند و بتوانند از آموخته های مردم شناسی خود استفاده ای ببرند . با این مدرک دانشگاهی به کدام مردم شناسی خواهند پرداخت ؟ این موضوع به مصداق آنکه مستمع صاحب سخن را بر سر شوق آورد شوق آموزش دانشگاهی مردم شناسی را در مدرسان آن هم می کُشد . نتیجه این است که اکثر قریب به اتفاق مردم شناسان واقعی ایرانی ( جمالزاده – هدایت –  ساعدی - خسروی و... ) از تحصیلکردگان این رشته نیستند و باصطلاح استادان آن نیز کاری جز انتقال محفوظات ، و آنهم محفوظاتی چون توتم و تابو در آمریکا که شاید هیچگاه به کار دانش آموخته مردم شناسی در ایران نیاید ، نقش دیگری ایفاء نمی کنند . ...

آنچه تا کنون ( دهه های 1350 و 1360 ) در مردم شناسی رسمی و بخصوص غیر رسمی ( تجربی ) ایران حاصل شده است ؛ بسیار بیش از آنکه مدیون آموزش دانشگاهی مردم شناسی باشد ر یشه در فطرت مردم شناسی دارد :

شمٌ مردم شناسی

ذوق و شوق مردم شناسی

هنر مردم شناسی

و بخصوص اخلاق مناسب مردم شناسی :

مردم شناسی غریزی بالاتر است از مردم شناسی دانشگاهی (1)

به این ترتیب مردم شناسی ، و حتی مردم شناسی دانشگاهی ، در یک دهه قبل از انقلاب ، هدف و به منظور اصلاح و توسعه زندگی مردم نبود ؛ بلکه وسیله ای بود که شاید به اشتغال اداری در هررشته ای و ... ختم شود و از اینجا بود که روح الامینی به عنوان یک مردم شناس مکتب فونکسیونالیسم ظاهر می گردید :

بهانه

دکتر محمود روح الامینی معتقد بود که ، در اجتماع یک دهه قبل از انقلاب ایران ، هر حرکت و فعالیتی که از سوی آحاد مردم سر می زد الزاما" مبتنی بر یک دلیل و منطق نبود ؛ بلکه اکثرا" « بهانه » ای بود ، یا ابزاری بود ، برای رسیدن به هدفی شخصی یا اجتماعی .

 (1) و شاید به همین دلیل بود که دانشجویانی را که در گروه آموزشی انسان شناسی دارای غریزه و استعداد مردم شناسی می دید به بخش مردم شناسی هدایت می کرد تا در آنجا ، بنا به آنچه که در دروس انسانشناسی - مردم شناسی فرا می گیرند ، و بخصوص تجربیات شخصی و مشترک خود ، به یافته هائی برسند که مردم شناسی ایرانی و مناسب ایران باشد . منتهی این امر اساسی به مذاق بوروکراتهای پروژه پرداز مدیریت مؤسسه چندان خوش نمیآمد ، پیاپی حق التحیق بخش قطع می شد و....

نظرات() 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 10 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 7

چهارشنبه 16 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 10

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 7

علوم اجتماعی علومی محض نیستند ؛ علومی انسانی  ، و بنابر این « نظری » و « نسبی » هستند . با اینهمه اکثر قریب به اتفاق مردم شناسان جهان بدون تاکید بر تعبیر و تحلیل و تفسیر  ، مردم شناسی را قبل از هرچیز ، و اصولا" ، « توصیف واقعیات » اجتماعی – فرهنگی ، بخصوص در سبک زندگی ، دانسته اند ؛ یعنی امری که ظاهرا" از هر کم آموخته ای هم بر میآید ؛ منتهی در واقع امری باصطلاح « سهل و ممتنع » است .

همین که توصیف ، غلط یا ناقص باشد نه تنها مردمشناسی ( یا بصورتی دقیق تر « مردمنگاری » به عنوان اساس مردم شناسی ) صورت نگرفته است بلکه چه بسا به مطالعه ی موضوع ضرری جبران ناپذیر نیز وارد آورده است .

دکتر محمود روح الامینی در آموزش و پژوهش جامع مردم شناسی ، که با سرپرستی همزمان وی بر گروه آموزشی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی و تعاون و بخش مردم شناسی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی به بوته آزمایش در آمد ، معتقد بود : آموزش جز با پژوهش بیمعنا است ؛ محفوظات است و بس ! ...

حفظ داشتن پیشرفته ترین مطالب مردم شناسی به معنی مردم شناسی دانستن شاید باشد ، امٌا به معنی مردم شناس بودن نیست .

مردم شناس کسی است که لااقل یک پژوهش مردم شناختی مقبول انجام داده باشد .

 و این پژوهش ، هرچند هم به مکاتب والای تکاملی – اشاعه – استروکتورالیسم – فونکسیونالیسم – اصالت فرهنگ – و...و...و... توجٌه داشته باشد بدون یک « توصیف صحیح و کامل » راه به جائی نمیبرد .

وی که در موزه انسان در پاریس تخصصی در تکنولوژی سنٌتی یافته بود ، و بر شناخت فرایند هر واقعه تاکید می ورزید ، این تکنولوژی یا متد مطالعه را زمانی مقبول می دانست که با زبان و ادبیاتی صحیح ، که باز به دلیل تحصیلات زبان و ادبیات فارسی و زبان و ادبیات فرانسه در آن تبحر داشت ، بیان شده باشند ؛ و از اینجا بود که به اکثر نوشته های دانشجوئی لقب « اسقاط تکلیف » می داد .

به عنوان مثال : دانشجویان در توصیفا ت خود می نوشتند :

ابزار مخصوص

مادٌه مخصوص

و وی تذکر می داد که اصل بر توصیف دقیق این ابزار یا آن مواد است و در اینجا مخصوص ، مفهوم لازم را نداشته کاربرد آن در واقع یک اسقاط تکلیف محسوب می شود ؛ منتهی معضل در اینجا بود که بعضی از نویسندگان مشهور هم با دستاویز چنین توصیفاتی غیر دقیق و مبهم ، مسامحه کاری کرده بودند . بعضی از استادان آن زمان هم ضمن تدریس خود ....

مسئله ای بسیار ساده امٌا در عین حال ادامه دار و هرگز حل نشده تا آن زمان عدم تدریس روش صحیح توصیف در برنامه های دبستانی و بخصوص دبیرستانی بود .

دکتر روح الامینی بسیار ساده و بی آلایش و متواضع با دانشجویان برخورد می کرد ( دانشجویان شوخ طبع آن زمان استادان را به دو گروه « شهد » و « سرکه » تقسیم کرده بودند و ... ) ؛ امٌا دوستانه و شوخ طبعانه ایرادات آنان را متذکٌر می شد و همیشه بیانش با این عبارت شروع می شد که :

اتفاقا" برعکس !

تکیه کلام نوشتاری وی نیز « بالطبیعه » بود .

حلٌ مسائل ارتباطی با دیگران ، همچنان که نزد بسیاری از ایرانیان متداول است ، یا شوخی ، مطایبه و بذله گوئی صورت می گرفت ؛ و چنان که دیدیم پس از ماموریت وی به پاریس جانشینان وی در آن زمان هرگز نتوانستند اینگونه موفق باشند ...


نظرات() 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 9 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 6

سه شنبه 15 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 9

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 6

 

در سال 1348 – 49 بحث ارتباط ناکافی بین دروس رشته ی علوم اجتماعی و دروس دبستانی و دبیرستانی در آموزش و پرورش به عنوان پایه هائی ضروری ، به جمعبندیهائی معقول رسیده بود و بقرار مسموع از سوی دکتر غلامحسین صدیقی به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده در بخش مردم شناسی متاثر از افکار دکتر غلامحسین صدیقی – دکتر نادر افشار نادری و دکتر محمود روح الامینی بود .

در سال 1351 ، پس از تاسیس دانشکده علوم اجتماعی و تعاون ، تشکیل چهار گروه آموزشی مجزا و رقابتی بیجهت که بین آنان پدید آمده بود میزان پایبندی به آنچه از سوی گروه علوم اجتماعی مقبول افتاده بود به تدریج کاهش می یافت ؛ و بنظر ما از اصول و منطق فاصله گرفته به سلائق و نهایتا" گرایشهای سیاسی و غیر سیاسی رئس دانشکده ، دکتر محمد علی جمشید بهنام ، و رؤسای گروه ها منوط می گردید .

در بخش تازه تاسیس مردم شناسی این نظر حاکم بود که نیمی بیشتر از جامعه ایران در روستاها و ایلات زندگی می کنند که ، به جز مواردی چون ثبت املاک ، تقریبا" تمام زندگی روزمرٌه شان بر اساس عقاید و عادات و آداب و رسوم و سنن است . به علاوه ، آداب و رسوم در شهر ها نیز غلبه داشتند و جامعه هائی بیشتر موضوع مردم شناسی را تشکیل می دادند تا موضوع جامعه شناسی آنطور که در جوامع پیشرفته ی صنعتی مشاهده می شد . به این تعبیر  از آنجا که جامعه ی ایران بیشتر یک جامعه سنٌتی بود آموزش و پرورش در آن نیز میبایست با این ملاحظه صورت گیرد و مشمول آموزش در کشورهای در حال توسعه ، و بنابر این مردم شناسی باشد :

بنا به دکتر محمود روح الامینی و پیروانش مردم شناسی همان جامعه شناسی کشورهای درحال توسعه است ؛ یا لااقل تا حدودی بسیار مصداق این تعریف واقعی و منطقی است .

بنظر می رسید نمایندگانی که از دانشکده علوم اجتماعی و تعاون به وزارت آموزش و پرورش به منظور تصمیمگیریهای لازم در خصوص دروس دبستانی و دبیرستانی معرفی شده بودند  در واقعِ امر این نظر را قبول داشتند ؛ امٌا چون خود فارغ التحصیل جامعه شناسی بودند منافع خود را در تطبیق آن دروس ، و آنهم به صورتی افراطی ، با جامعه شناسی ( مدرن ) می دیدند و نه مردم شناسی ؛ و این تعصب شغلی و منافع خصوصی و گروهی آنان از آنجا تقویت می شد که تبلیغاتی – سیاسی شدن دروس از همان سال های آخرین دهه 1350 در دوره وزارت پارسا اوج گرفته بود و در دوره وزارت احمد هوشنگ شریفی تثبیت می شد : به این انگاره خلاف واقع که جامعه ایرانی جامعه ای پیشرفته و بر در دروازه های تمدن بزرگ است ! .

طی آن سالهای نخستین دهه 1360 که دکتر غلامحسین صدیقی بازنشسته شده بود و دکتر نادر افشار نادری به شدٌت مشغول امور اداری – اجرائی گردیده بود دکتر محمود روح الامینی به عنوان سرپرست گروه آموزشی انسان شناسی ( مردم شناسی ) ، و بدون آنکه یاورانی مقتدر و مؤثر در بین اعضاء گروه خود بیابد در برابر رئیس دانشکده و مسؤولان بعضی از دیگر گروهها تنها مانده بود و با این وجود ، اگرچه باصطلاح یک دست او صدا نداشت ، در جهت احقاق حق مردم ایران در مردم شناسی نهایت کوشش خود را بکار می برد .

دکتر محمود روح الامینی همیشه جانب « حق » و « مردم » را می گرفت و هرجا که بحث حقٌ مردم مطرح بود ابدا" عقب نشینی نمی کرد ؛ اگر چه چون حامی سیاسی و بنابر این قدرتی سیاسی نداشت آنطور که باید و شاید به توفیق مطلوب نمی رسید .

نظرات() 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 8 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 5

دوشنبه 14 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 8

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 5

از سال 1346 ؟ که یکی – دونفر جدید  ، و به قول برخی از دانشجویان یکی از دربار و دیگری از بازار ... ، به گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه تهران اضافه شده بودند به تدریج حکومت حقٌ و منطق و قانونِ دکتر غلامحسین صدیقی بر آموزش علوم اجتماعی تضعیف می شد و باصطلاح سیاسیکاری و سیاسیبازی جای آن را می گرفت ؛ و نخستین حاصل این تفرقه درونی این بود که وقتی ساختمان دانشکده علوم اجتماعی به پایان رسید آن را به جای مسؤولان علوم اجتماعی دانشگاه تهران چون احسان نراقی به دکتر پیرنیا مسؤول آموزش اقتصاد در آن دانشگاه تحویل دادند ( که گفته می شد حرکت یکی از نوواردان به گروه علوم اجتماعی که میخواست در دانشکده جدید التاسیس اقتصاد به تدریس علوم اقتصادی و برنامه ریزی بپردازد بی تاپیر نبود حال آنکه تخصص وی در واقع در جامعه شناسی و آموزش به نوجوانان بود ! ) .

غلبه سیاست بر تخصص از همان پنجاه سال قبل در رشته علوم اجتماعی شروع شد و همین که امثال دکتر هوشنگ نهاوندی ( از استادان دانشگاه ، و مدرس دوره های فوق لیسانس علوم اجتماعی که به ریاست دانشگاه تهران رسید ) ؛ دکتر احسان نراقی ، در آن زمان مشاور دربار شاهنشاهی ، دکتر کاظم ودیعی عضو سابق مؤسسه ، مدرس در رشته علوم اجتماعی و بنیانگذار مؤسسه تعاون ؟ که وزیر تعاون شد ، دکتر شاپور راسخ ، مدرس رشته علوم اجتماعی و معاون اجتماعی سازمان برنامه ، و تا حدودی دکتر محمدعلی جمشید بهنام ، که از عناصر نظام بود ، موفق به کسب مجوز تاسیس دانشکده علوم اجتماعی و تعاون شدند سیاسیبازی در این دانشکده اصل قرار گرفت ؛ و در سرنوشت چهار گروه آموزشی آن نقش یافت :

گروه آموزشی تعاون ( به سرپرستی دکتر بیدار مغز ) را سه گروه دیگر از جنس علوم اجتماعی نمی دانستند .

گروه آموزشی جمعیت شناسی ( به سر پرستی دکتر مهدی حسینی امانی ) مورد حمایت کامل رئیس دانشکده ، دکتر محمد علی جمشید بهنام که خود را پدر آموزش جمعیت شناسی در ایران می دانست ، قرار داشت .

گروه آموزشی انسان شناسی در واقع فقط دونفر استاد متخصص داشت که دکتر نادر افشار نادری در سمت معاونت دانشکده قرار گرفته بود و دکتر محمود روح الامینی به سرپرستی گروه منصوب شده بود ( دکتر ظفر دخت اردلان – دکتر حشمت الله طبیبی – دکتر سید مهدی ثریٌا ... را تحصیلکرده و متخصص مردم شناسی نمی دانستند  ) .

سرپرست گروه آموزشی جامعه شناسی ، شاید بنا به روابطی شخصی با انسانشناسان ؟ ، عملا" استقلال رشته انسان شناسی از جامعه شناسی را منکر می شد ؛ و از اینجا مسائل متعددو تقریبا" همه روزه ای برای این گروه ( که نویسنده حاضر طی ششماهه نخست علاوه بر مسؤولیت غیر رسمیِ بخش پژوهشی مردم شناسی ، مسؤولیت امور اداری گروه را نیز به دوش می کشید ) پدیدار می شد که اگر فراست ، حسن خلق ، حسن تدبیر  و بخصوص خونسردی های بموقع دکتر روح الامینی نبود مسائل بسیار بزرگتری پیش می آمد .

برخی در رقابت مع الفارق به جای سازندگی ، تعالی و بالابردن مقام علمی و پرستیژ خود سعی در پائین آوردن رقیب و چه بسا حذف آن می داشتند . دریغ ! .

دکتر محمود روح الامینی که بر خلاف سایرین حامی سیاسی بزرگی در دستگاههای دولتی نداشت ( و دکتر صدیقی نیز در چنین اموری آنچنان دخالت نمی کرد ؛ و اصولا" چنانکه گفته می شد هجوم درباریان دکتر صدیقی را عملا" منزوی ساخته بود ... ) و رئیس دانشکده نیز وضوحا" به گروه انسان شناسی آنطور که باید و شاید توجٌه نمی کرد ،عملا" در مقابل سیاسی بازیهای دیگران قرار گرفته بود و در هر مورد می گفت « هرکه طاووس خواهد رنج هندوستان کشد » ؛ مردم شناسی نخستین رشته شناخت مردم برای اصلاح امور آنهاست و مصداق واقعی خدمت به خلق است . به منظور اینکه تمام همٌ و غمٌ خود را صرف آموزش صحیح و ایرانی مردم شناسی بکند هیچ پست و مسؤولیت دیگری را نمیپذیرفت و باز می گفت : « یک جامه درم به نیکنامی » .

از این شروع ، اتفاقاتی بر علیه گروه انسانشناسی و در واقع بر علیه انسانشناسی – مردم شناسی ایران رخ داد که مهمترینش در ارتباط این رشته با وظایف وزارت آموزش و پرورش بود 

نظرات() 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 7 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 4

یکشنبه 13 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |


یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 7

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 4

ازسال 1345 که مجوزی برای استخدام استاد برای رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران صادر شده بود و این رشته خواه ناخواه تقریبا" بطور کلٌی فارغ التحصیلان کشورهای غربی ، بخصوص کشور فرانسه ، را به خدمت می گرفت تضاد های عقیدتی – سیاسی بین اعضاء گروه علوم اجتماعی چنان تاثیر گذار می شد که اگر شخصیت مقتدری چون دکتر غلامحسین صدیقی رئیس گروه نبود چه بسا باعث اضمحلال آن می شد . قبل از آن با حضور دکتر صدیقی – دکتر احسان نراقی – دکتر علیمحمد کاردان ( که البته عضو اصلی گروه نبود ) – دکتر علیمحمد جمشید بهنام – دکتر شاپور راسخ ( که وی اصولا" عضو سازمان برنامه بود ) – دکتر مهدی حسینی امانی - دکتر ظفردخت اردلان – دکتر نادر افشار نادری ... و حتی دکتر محمود کتبی چنین وضعیتی یا وجود نداشت یا بروز نمی کرد .

در سالهای 1345 و 1346 با معرفی فارغ التحصیلانی جدید برای استخدام وضعیتی جدید پدیدار شد :

دکتر فیروز توفیق – دکتر غلامعباس توسلی – احمد اشرف – تا ... دکتر محمود روح الامینی و دکتر باقر ساروخانی .

در مردم شناسیِ مردم شناسی ایران شایعاتی ( دروغ و تهمت ) که چه بسا آگاهانه ساخته شده و بین دانشجویان رواج داده بودند وجود داشت :

فلان داوطلب ، دکترائی از فلان مدرسه ی کم اعتبار سوئیس در آموزش به نوجوانان دارد امٌا خود را استاد بزرگ جامعه شناسی کمٌی و ...آمار و برنامه ریزی معرفی می کند و چنان ، توسط رئیس دانشکده ، تحت حمایت دربار شاهنشاهی است که گروه راهی دیگر جز استخدام وی ندارد .

فلان داوطلب یک ثروتمند زاده بازاری ( بورژوآ ) است که چند و چندین تاکسی دارد ! و سعی می کند با معرفی کردن خود به عنوان دانشجوی ممتاز سوربن و غلمبه گوئی های درسی نفوذی بازاری در دستگاه دولتی بهم رساند ( و نهایتا" هم راهی به دربار بیابد ) .

و از جمله مشخصات مشترک چنین افرادی این بود که استقلال پذیرفته شده ی مردم شناسی در تقریبا" سراسر جهان را رد می کردند و آن را همان جامعه شناسی معرفی می کردند ! ...

یکی دیگر به فلان گروه چپگرا نسبت داده می شد ...

و در این میان دکتر محمود روح الامینی چنان شفٌاف و باصداقت ، متواضع ، ساده زیست و مهربان پا به عرصه ی آموزش علوم اجتماعی نهاد که مهمترین شاخصه اش محبوبیت سریعش نزد دانشجویان و سایر استادان بود . ( و آیا واقعا" و عملا" مردم شناس نبود که به چنین توفیقی دست یافت ؟ )

به علاوه اینکه اگر چه به دلیل میهمان نوازی هایش نمی توانست از لابی ها برکنار باشد امٌا اصولا" و ابدا" از هرگونه زد و بندی تنفر داشت . خود را بری از حرص جاه و مقام ، روستازاده ، و تلویحا" درویش ( به معنی کسی که برای مال و منال دنیا اعتباری قائل نیست ) معرفی می کرد ؛ و صلح طلب و « دوستِ همه » ( که واقعا" هم چنین بود ) .

امٌا همین که جایگاهی در علوم اجتماعی – جامعه شناسی – مردم شناسی پاریس بدست آورده بود ؛ مقبول شخصیتی چون دکتر غلامحسین صدیقی بود ، و بخصوص نزد دانشجویان آن زمان محبوبیتی گسترده به هم زده بود ، شاید مورد حسادت برخی قرار می گرفت که متقابلا" ، و در تلافی ؟! ، رشته مردم شناسی را به چالش می کشیدند ؟! ...

و چون آنان تقریبا" همیشه مدیریتهای اداری و مالی را قبضه می کردند در ایجاد مضیقه ی مالی در حوزه فعالیتهای دکتر محمود روح الامینی در گروه آموزشی انسان شناسی ، و بخصوص بخش پژوهشی مردم شناسی کوچکترین کوتاهی نمی کردند ! ...

)1(در یزد ماموم شهید صدوقی بودم و فراموش نمی کنم این جمله شان را که « همیشه بهترین آدم ها بیشترین دشمنان را دارند » و در نیمه دوم دهه 1350 که در تهران در خیابان ایرانشهر جنوبی فعالیتی مطبوعاتی داشتم گاه در مسجد جلیلی ماموم آیت الله مهدوی کنی بودم که بارها می فرمودند اصل و اساس مسئله مردم در « حسادت » آنهاست ...



نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 11 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :