Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (47) ، شناخت وقت افطار ، وسایل شناخت وقت افطار ، تقویم ها و ساعت ها ، بلندگوهای مساجد ، رادیو ایران و رادیو تهران

چهارشنبه 16 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


اگر از وسایل آگاهی از زمان افطار قبل از دهه های 1340 و 1350 بنویسیم تقریبا" وارد حوزه « تاریخ فرهنگ » شده ایم و از مرزهای مردم شناسی ، و « فرهنگ مردم » که سبک زندگی حال حاضرعموم مردم را بر رسی می کنند خارج شده ایم . اکثر قریب به اتفاق آن وسایل دیگر در دهه های اخیر کاربردی نداشته اند و منسوخ شده اند ؛ مثل شناخت زمان افطار بر اساس زمان عدم تشخیص کاه از گل در فاصله سه - چهار متری بر روی دیوار کاهگلی .
پنجاه سال قبل ، و در دهه ی 1350 ، هم چون امروز تقویم شرعی ، ساعت ، و رسانه های جمعی ، مهم ترین وسایل آگاهی از زمان افطار بودند ؛ با این تاکید که تقویم شرعی دیگر بر اساس تقویم های منتشره منجمانی چون حاج میرزا اسمعیل مصباح ( نجم الممالک طهران ) ، یا حاج شیخ عبد النبی کشفی خراسانی ( منجم باشی ) ، یا حبیب الله نجومی ( پسر منجم باشی شیرازی )  ، یا عبدالله نوبخت ( منجم باشی ) ، یا حاج شیخ عباس مصباح زاده  ، و... نبودند ؛ دستگاه دولتی در این امر فعال شده بود ، و تقویمی را منتشر می کرد ( حال به نام امثال دکتر عباس ریاضی کرمانی یا غیر از وی ) که کم و بیش ، و در عمل ، چون به حق علمی تر و دقیق تر از سایر تقویم ها بود همه ملزم به رعایت و استفاده از آن می شدند . بنا به این تقویم مرجع ، تقویم های متفاوتی چاپ می شدند که برخی از آنها شامل اوقات شرعی نیز بودند . ، و نهایتا" علاوه بر دو روزنامه بزرگ آن زمان که کیهان و اطلاعات بودند تقویم اوقات شرعی توسط برخی از خیٌران هم چاپ  و به صورت هدیه در اختیار مردم قرار می گرفتند ؛ که این امر به زودی در قالب چاپ تقویم های دیواری سالانه شمسی و توزیع آنها در ایٌام قبل از عید نوروز ، بدون استفاده تبلیغاتی تجاری  ، یا تنها با ذکرنام شخص یا شرکت بانی امر ، رواج یافت .
تزئیبی است
اساس لحظه یا به اصطلاح ساعت افطار بر تقویم رسمی کشور و ساعتی بود که در آن زمان تقریبا" در تمام خانه های تهران و گاه بیش از تعداد افراد خانوار، به صورت مچی ، جیبی ، رومیزی ، پایه ای ، و دیواری وجود داشت . با این وجود ساعت ها همیشه دقیق نبودند ، با یکدیگر در نشان دادن موقع تفاوت می یفتند ، کم حوصلگی روزه داران موقع افطار و ... باعث می شد که به مراجع رسمی سهل الوصول تری اعتماد کنند ،؛ یعنی مثلا" به مسجد محل ، رادیو ، و...
مساجد محلی و بلندگوهایشان که با صدائی هرچه بلند تر ، و غالبا" گوشخراش ، برخی بنام حُسن استفاده و خدمت به دین و مذهب در عمل مورد سوء استفاده  (و رویگردانی نسبی برخی از دین و مذهب ) جوانان خود نمای محل برای مناجات و اذان گفتن می شدند ، و روحانیان آنروز نیز گرفتار حفظ طرفداران مسجد به هر قیمت ، هرگز و ابدا" قدرت روحانیان پس از انقلاب را نداشتند ، انعطافی بسیار بیش از حد در مقابل این افراد که برخی به نوعی لوطی محلی هم بودند نشان می دادند  . بنابر این طی ماه مبارک رمضان که میبایست ماه جشن و سرور ضیافت اللهی باشد کار به نامه نگاری علیه مسجد ، البته در اکثر قریب به اتفاق به صورت محرمانه و نویسنده ناشناس و... می کشید ، و البته که از ترس و احتیاط مس‍ولان حکومتی هم تقریبا" به هیچ جا نمی رسید ؛ چون حتی برخی از ماموران و مسؤولان امر هم این آلودگی صوتی ( صوت بیش از حد ٌ و گوشخراش ) را به حساب تبلیغ دین و مذهب مینهادند که مخالفت با آن مخالفت با اسلام است ، و از این قبیل توجیهات متداول در آن روزها .
و امٌا آنچه که می توان رسم غالب در آن زمان ها برای شناختن لحظه ی افطاری دانست استفاده از دستگاه گیرنده رادیو بود ؛ و آنهم به دو دلیل اساسی :
- تقویم های شرعی که ذکر شدند به ندرت مورد استفاده عموم مردم قرار می گرفتند و در جائی هم که مورد استفاده بودند به ساعت ها جندان اعتمادی نبود .
- ساعت اعلام شده توسط رادیو ، که تقریبا" در همه خانه ها وجود داشت ، تبدیل به یک عرف عمومی شده بود به خصوص که رادیو بدون کوچکترین حواشی و ملاحظات جنبی از خوش صدا ترین موذنان و منادیان و مناجات کنندگان و خوانندگان مذهبی آن زمان چون مؤ‍ذن زاده اردبیلی - آقائی - بهاری - ذبیحی - و ... که همگی صدائی روح افزا در آن فضای روحانی داشتند استفاده میبرد .
گذشته از برخی از وسائلی که گاه مد می شدند و به زودر با ایجاد مخالفت هائی گوناگون ترک می شدند مثل روشن و خاموش کردن چراغ های برق و به صدا در آوردن زنگ تمام تلفن های تهران و ... رادیو به وسیله ای عمومی تبدیل شده بود و به خصوص اوایل دهه 1340 را که هنوز دستگاههای گبرنده تلویزیون ( تاسیس 1338 ) کم و برنامه های مذهبی آن کمتر بودند در این مورد دوره ای از « رادیو سالاری » وجود داشت :
همین که ساعات افطار نزدیک می شد خانه ها و به خصوص اکثر قریب به اتفاق مغازه ها ( که به غیر از برخی از قهوه خانه ها و فرنی فروشی ها و... به ندرت دارای دستگاه تلویزیون در مغازه خود بودند ) صدای رادیوی خود را بلند می کردند ؛ و...
و... بسیاری از مساجد هم نهایتا" به این نتیجه رسیدند که برای اعلام زمان افطاردستگاه رادیو را مقابل میکروفون بلندگوی مسجد قرار دهند ...
 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو