Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (42) ، وقت گذرانی ؟ ، ختم کردن قرآن مجید (2) به صورت انفرادی ، در منزل

جمعه 11 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


قرآن برای نخواندن ، عمل نکردن

 و 

به عنوان وسیله امنیٌت و توسعه ( موفقیت ) در زندگی

در اواخر دهه 1350 ، با افزایش تحصیلات عمومی و در آمد مردم  ، از جهاتی توجه مردم به قرآن مجید بیشتر شد ؛ و دیگر مردم به قرآنی که رئیس خانواده موقع ازدواج به منزل عروس ( مادر کنونی خانواده ) برده بود ، و همچنان قران منحصر به فرد خانه بود ، اکتفا نمی کردند ؛ و قرآن هائی با خطوط زیبا تر و درشت تر و با کاغذ بهتر ، حتی گاه گلاسه ، و جلد بهتر ( چون سلوفون ) و به خصوص با ترجمه ی فارسی ( الهی قمشه ای ) تهیه می کردند که چون با این توصیفات ، بسیار قطورتر و زیباتر از سابق شده بود خواه نا خواه از وسائل تزئین و به اصطلاح دکور اتاق پذیرائی نیز قرار می گرفت ( و برخی جانماز و سجٌاده ای را نیز در جوار آن می نهادند ... که انشاء الله تبارک و تعالی هیچکدام نشانه ای از ریاکاری خانواده ای که چه بسا تارک الصلوة بودند یا اصولا" نماز خواندن نمی دانستند تا چه رسد به سایر امور دینی ...) و شاید چون به اتاق پذیرائی می رفت و کمتر جلوی چشم بود کم تر خوانده می شد ؛ و شاید چاپ و نشر قرآن هائی عملا" محض تزئین از همان زمان شروع شده باشد ... چون « قرآن آریامهر » که اصولا" با این منظور تهیه و چاپ و منتشر شده بود ...
در پرس و جوی صمیمانه ای که در سالهای 1344 و 1345 با دانشجویان  آن زمان ، و آنهم دانشجویان اسلامگرا  ، داشتم بیشتر قرآن را می خواندند که ثواب ببرند ( در آن دنیا یه بهشت بروند ) ، و در این جهان در پناه خدا ، یعنی « محفوظ از هر ناامنی » و « موفق » باشند (1) . برخی از افراد نه تنها موقع مسافرت رفتن و در پیش داشتن امور خطیر ، بلکه تقریبا" هر روزه موقعی که از خانه که بیرون می رفتند قرآن را می بوسیدند ، از زیر آن عبور داده می شدند ، و در واقع « امنیٌت » خود را در پناه قرآن قرار می دادند . ( قدیم تر بر سر در ورودی - خروجی خانه ها قرآنی می نهادند که اگر در خانه - قصر های زمان قاجار و پهلوی اوٌل نگاه کنید همچنان جای آنها قابل مشاهده اند )
برخی دیگر برای آن که در پناه قرآن باشند ، و قرآن مجید آنان را از تمام بلیٌات حفظ کند ، قرآنی کوچک وجیبی را در جیب بالای سمت چپ کت خود ( که در غرب برای استفاده از پوشت بوده است ) ، یا در کیف خود ، می نهادند که شاید این همراه داشتن قرآن در ادامه به همراه داشتن قرآن بسیار کوچکی بود که به محض به دنیا آمدن بر گردنشان می آویختند .
البته این قرآن های کوچک فقط بخشی ( غالبا" جزء آخر ) قرآن و گاهی بخشی کاملا" گزیده از آن بود ند ؛ مثل :
وان یکاد الذین ...
الله لا اله الٌا هو...
توکٌلت علی . ..
با اینهمه انتشار وسیع قرآن ترجمه شده سبب شد که گروهی در پی ختم « ختم قرآن در ماه مبارک رمضان هم به عربی و هم به فارسی » (2) بر آیند که خود از آنجمله بودم ، و کسانی که قرآن را با ترجمه می خواندند عملا" به ختم انفرادی قرآن کشیده می شدند و نمی توانستند بپذیرند که بخش عربی آن را در مسجد با دیگران بخوانند و بخش فارسی آن را در منزل .

(1) زمستان سال 1341 چون به گوش پدرم رسیده بود که بنده در زبان عربی ، و به ویژه تاریخ فرهنگ اسلامی ، مختصر استعدادی دارم پیشنهاد کردند که گاهی هم در دروس حوزه علمیه یزد شرکت کنم که با کم میلی در دروس آقایان نحوی و مدرسی شرکت می کردم تا اینکه یک روز از همین ماه مبارک رمضان حضرت آیت الله العظمی آقا شیخ جلال الدین آیت اللهی اجازه دادند که در جلسات خاصی از دروس ایشان که بیشتر در جهان بینی اسلامی بود و در مسجد شیخداد تشکیل می شد شرکت کنم ؛ و حق بحث داشته باشم ؛ و هیچگاه تعریف ضمنی ایشان از نقش و جایگاه و به طور کلی فلسفه وجودی قرآن کریم را که در دوکلمه ذکر فرمودند فراموش نمی کنم : راهنمای بشریٌت به طورکلصی ، و دستور العمل در مواردی .
(2) نگارنده حاضر ده ها بار قرآن را با ترجمه فارسی آن ختم کرده است و بیش از یک بار با ترجمه ی فرانسه آن 

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (41) ، وقت گذرانی ؟ ، جلسات مردانه ختم قرآن در مساجد

پنجشنبه 10 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

عکس ، تزئینی است

من نمی دانم آیا شآن و منزلت ماه مبارک رمضان به عنوان یک « جشن سالانه ( میهمانی خدا ) » بیشتر به خاطر ماه روزه گرفتن است یا به خاطر ماه نزول قرآن کریم که البته در این کتاب مبین بر مورد دوم ، یعنی اهمیت نزول قرآن در این ماه ، تاکید شده است .
مردمی که در طول سال به قرآن ، و نه تنها چندان عمل مستقیم به آن ، بلکه حتی به خواندن جزئی از آن توجه نداشته اند ( حال انکه از هرسو و به خصوص ار سر منابر گفته می شد که نباید قرآنی در خانه یا هر جای دیگری وجود داشته یاشد که مورد قرائت قرار نگیرد  ، و در چنین صورتی ضروری است که قرآن را برای استفاده مؤمنان حقیقی تر در مساجد قرار دهند ) و جزو برنامه معمولی خود قرار نمی دادند در ماه مبارک رمضان به یاد آن می افتادند و مؤمنان اکثرا" و در عمل ، یک دور خواندن قرآن در این ماه یا به اصطلاح ختم خواندن تمام قرآن کریم در این ماه را لازم می شمردند .

آن روز ها در بیشتر خانه ها یک جلد قرآن وجود داشت ( در خانه هائی که اهالی آن حتی از سواد روخوانی غلط یا صحیح قرآن بهره ای نداشتند یا به دین توجه کمتری نشان می دادند طبیعتا" همان یک جلد قرآن هم نبود ) و به ندرت خانه ای که در آن دوجلد یا بیشتر قرآن وجود داشته باشد هم یافت می شد ؛ که اتفاقا" برخی شان به همین دلیل ختم قرآن در ماه مبارک رمضان آن ، یا آنها ، را تهیه کرده بودند . بیش از نیمی از قرآن های حوالی سال 1345 با کاغذ نامرغوب یا حتی کاغذ کاهی و جلد مقوائی منتشر شده بودند که قاعدتا" زیاد دوام و بقاء نداشتند و در محلی محترم در خانه عملا" دکور و محل تظاهر می شدند .
در یزد اوایل دهه 1350 در نیمی از مساجد شهر در این ماه جلسات ختم قرآن بر قرار می شد و گفته می شد که این جلسات در دهه هائی قبلی تقریبا" در تمام مساجد برقرار می شده است و حتی یکی از خدام مساجد ازجلسه ای بسیار عظیم و پر جمعیت از ختم قرآن در ماه مبارک رمضان در مسجد ملااسماعیل آن شهر در زمانی که امامت جماعت آن بر عهده میرزا محمد باقر شریف یوده است روایت می کرد ؛ و در تهران نیز گفته می شد که سابق بر دهه 1350 تعداد بالنسبه بیشتری از مساجد تهران در ایام ماه مبارک رمضان محل ختم قرآن قرار می گرفته است ؛ اهل تسنن بسیار بیشتر بر اجرای این رسم سالانه تاکید می ورزیده اند ، و...که در تهران سال 1344 این رسم به شدت رو به افول نهاده بود ؛ و بنده به اجرای این رسم در روز اول ماه مبارک در مساجد منطقه سلسبیل - آذربایجان - نواب شمالی آن روزگاه مطمئن نشدم و با دانشجوئی که در شرق تهران زندگی می کرد و آنجا چند مسجد به این امر مبادرت می ورزیدند به مسجدی در آن محل رفتم .
در شرق تهران و محله بازار و... همین که ماه مبارک فرا می رسید قرآن ها از به اصطلاح بایگانی بیرون می آمدند ؛ و مورد قرائت قرار می گرفتند ، که این قرائت تمام قرآن به « ختم کردن خواندن سی جزء قرآن در سی روز ماه مبارک رمضان » یا به اختصار به « ختم قرآن » شهرت دارد و درست مثل نماز می تواند به صورت فرادا یا به صورت جماعت باشد غ با این تفاوت که اگرنماز جماعت ، در عمل ، بیشتر در مساجد بر قرار می شود ، ختم قرآن مجبد در منازل و مکان هائی دیگر ( مثلاگ برخی از دبیرستانها ) نیز برقرار می شد ؛ که من به یکی از مساجد شرق تهران که چند روز ، یه صورت پراکنده ، در این ختم شرکت کردم اشاره می کنم .
سرساعت معین که در آن پائیز 1344 ساعت 14 بود همه جمع می شدند ؛ و چون از یک محله بودند از یکدیگر شناخت قبلی داشتند ، خویش بودند ، همسایه بودند ، در محل همکار بودند ، سال یا سالهای قبل در این مسجد مشارکت کرده بودند ، و...همکلاس بنده در دانشگاه تهران که در آن محل اتاق بسیار کوچکی را با یک پادوی مغازه همشهریش شراکتی اجاره کرده بود و بنده نیز در دوروز نخست به جلسه رفتیم .
تعدادی اندک از قرآن های داخل مسجد که وقفی هم بود استفاده می کردند ، و بقیه غالبا" قرآنشان را با خود می آوردند .
چ.ن بین اکثریت اعضاء جلسه ، که تقریبا" همه روزه هم می آمدند شناختی قبلی وجود داشت تقریبا" همه می دانستند که در قرآن خواندن چه کسانی بهتر و ارشدو استاد تر اند ، چه کسانی خوش صداتر ، چه کسانی خستگی ناپذیر تر و چه کسانی کم سواد یا تقریبا" به طور کامل بیسواد که قرآن را جلوی خود باز می کنند و به قرآن خواندن دیگران گوش می دهنر و حتی موقع تغییر صفحه را تشخیص نمی دهند .
آنان که بهتر قرآن می خواندند در رآس مجلس می نشستند و به طور کلی شرکت کنندگان به دور آن مسجد نسبتا" کوچک در یک جمع حدودا" 35 - 40 نفری ( که بین آنان یک بچه 8 - 9 ساله هم وجود داشت ) حلقه می زدند . قرآن خوانی را روز اوٌل امام جماعت جوان مسجد شروع کرد ، و پس از آن یک حاجی آقای شصت - هفتاد ساله که گویا ثروتمند ، خیٌر و معتمد محل بود و آنگاه یکی از سادات که خود را بهترین قرائت کننده بین جمع می دانست ( امٌا غلط های زیادی داشت ... و حتی در غلط گیری از دیگران نیز اشتباهات فراوانش ما دو نفر دانشجو را فراری می داد ) ریاست مجلس را بر عهده گرفته بود و به ترتیب به دیگران نوبت می داد که بخوانند  خود وی و یکی - دونفر دیگر مثلا" به تصحیح اغلاط دیگران می پرداختند ؛ و ارشاد می کردند که حتما" خواننده با وضو باشد ، انگشی روی ورق قرآن نگذارد و حنب الامکان از نشانه استفاده کند ، و همین طور نوبت تمام می شد تا یک جزء تمام در یک روز به پایان برسد .
گفته می شد که 4 - 5 نفر از همان عده پس از نیم ساعت استراحت در همانجا ختم دیگری برپا می کردند که طی یک سال دو مرتبه قرآن را ختم کرده باشند.
اگر ماه 29 روزه می شد دو جزء را در روز بیست و نهم می خواندند ، و اگر 30 روزه اعلام امٌا بیست و نه روزه می شد جزء سی ام را روز عید فطر می خواندند ؛ و در هر حال معتقد بودند که هرکس در نوبتش خواندن سوره توحید بیفتد تمام حاجاتش طی آن سال بر آورده می شود و باید روز عید فطر شیرینی بدهد . التماس دعا .

عکس تزئینی است
   

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (40) ، وقت گذرانی ؟ ، سخنرانی های مساجد و جلسات سیاسی - عبادی مؤمنان پس از آنها

چهارشنبه 9 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 



در دهه ی 1350 ماه مبارک رمضان که فرا می رسید ، طبق عادت ، مردم بیشتر به فکر دین و عمل به آن می افتادند ، به دلیل حذرکردن از برخی دیگر از امور و نهایتا" فعالیت روزمرٌه کم تر از سابق ، اوقات ازاد بیشتری می یافتند ؛ روزه داربودند ، اعمال اصلی مذهبی چون نماز خواندن هم که وقت زیادی نمی طلبیدند ، و... این بود که نه تنها فقط برای ادای فریضه نماز به جماعت ف بلکه براب انجام عبادات حتی الامکان به جماعت هم در مساجد جمع می شدند . پس : مسجد ، محل جماعت بود
و آنهم نه تنها برای نماز که واجب بود ، بلکه همچنین برای سایر امور مذهبی که آموزش آنها معمولا" طی سخنرانی های  بین دونماز ، یا گاهی پس از نماز عصر ، توشط سخنرانی امام جماعت مسجد یا فردی دیگر صورت می گرفت .
امام جماعت لزوما" خود صاحب دکترین با فتوا نبود ، و اکثر قریب به اتفاق امامان جناعت آن روز و روزگار تهران خود مقلد مراجع بزرگ تقلید بودند ؛ و بیشتر پیروی آیت الله العظمی خمینی - آیت الله العظمی حکیم - آیت الله العظمی گلپایگانی - ایت الله العظمی خوئی - آیت الله العظمی شریعتمداری - آیت الله العظمی شاهرودی - آیت الله العظمی میلانی - ایت الله العظمی مرعشی - و.... نمایندگی داشتند که برخی بیشتر به جهات اقتصادی ( احذ وجوهات - گرفتن هدایا و نذور و... ) نوجه داشتند . برخی به اهداف اجتماعی : استحکام جایگاه مسجد - انسجام اسلامی - و ... آنگاه اقداماتی خدماتی از جنله خدمت به فقرا یا اقدامات عمرانی در سطح محل . برخی به نام تقوا و... سعی به عدم نداخله در امود مختلف اقتصادی - اجتماعی داشتند ، و...
... و برخی دیگر برعکس ، تمام نظام اقتصادی و اجتماعی و به خصوص فرهنگی تهران و از اینجا کل کشور را زیر سؤال می بردند ؛ و بدون آنکه عنوان کنند ، به صورت ضمنی و در عمل خواستار تغییرات در آنها بودند که البته این گروه اکثرا" از پیروان امام خمینی ( ره ) بودند ؛ و اوج رونق کار نیز در سالهای 1347 - 1348 و 1349 بود ، و باز بیشتر نزد تجار و کسبه بود .
خصلت این گروه علاوه بر سخنرانی هائی که رنگ و بوی مذهبی داشت بحث در باره مسائل روز و تجزیه و تحلبل آنها بودکه در این مورد حلقه هائی در همان مسجد تشکیل می دادند و ورود به این حلقه ها برای دیگران سهل و ممتنع بود ؛ به خصوص که کار برخی از این حلقه ها به افطاری خوردن در منزل فلان حاج آقا و... می کشید*
مهم ترین مساجد یا در واقع پایگاه های این گروه عبارت بودند از :
مسجد هدایت در خیابان اسلامبول به امامت آیت الله طالقانی
مسجد الجواد ، در میدان هفت تیر ، که گاه آیت الله خامنه ای در آن سخنرانی داشتند ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد جلیلی نزدیک به میدان فردوسی به امامت آیت الله مهدوی کنی که گاه حجت الاسلام فلسفی برای سخنرانی به آنجا می آمدند ؛ و پایگاهی از هر لحاظ مناسب ( و در جوار محل کار اینجانب ) بود .
مسجد امیر المومنین در خیابان نصرت به امامت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی ( که هیچگاه در زمان امامت ایشان در آنجا نبوده ام ، امٌا دانشجویان متعددی به آنجا رفت و آمد داشتند )
مسجد ارگ که گویا آیت الله العظمی مکارم شیرازی در آن سخنرانی می کردند ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد لرزاده در جنوب شهر به امامت حجت الاسلام فلسفی ( هیچگاه نرفته ام )
مسجد سید عزیز الله در بازار و...

* تاریخ شفاهی و به اصطلاح شرح ماوقع را مرکز اسناد اسلامی در کتابهائی متعدد چاپ و منتشر ساخته اند به خصوص در کتاب « تاریخ شفاهی مساجد تاثیر گذار در انقلاب اسلامی ».     

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (38) ، وقت گذرانی ، سیاست دین زدائی ، مسااقات ورزشی ، رادیو و مناجاتها

یکشنبه 6 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، زبان.ادبیات.آموزش، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


محمد آقائی از مؤذنان و مناجات کنندگان قبل از انقلاب

راست می گویند که ماه مبارک رمضان که مصادف با ایٌام زمستان ، روزهای کوتاه و هوای خنک آن شده باشدبا همین ماه که مصادف با تابستان شده باشد تفاوت هائی بسیار می یابد .؛ و در زمره این تفاوت ها ، وسایل وقت گذرانی روزه داران بود.
علاوه بر کوتاهی روزها و خنکی هوا ، سالم بودن آن ، و سالم بودن بدنهائی که با تغذیه ای بسیار طبیعی تر - سنٌتی تر نیرو و به خصوص شادابی بیشتری داشتند ؛ بر ایمان مردم شکٌ و تردید و خللی وارد نشده بود؛ و به جرئت می نویسم که لااقل نود در صد از دانشجویان ، حتی دخترانی که در سایر اوقات سال یقه شان باز و دامنشان کوتاه بود روزه می گرفتند .
 و یک دلیل آن تجمع خارق العاده آنان در طول ایٌام ماه مبارک در محوطه دانشگاه تهران بود که به ندرت به منزل خود می رفتند ؛ امٌا به ندرت هم برای استماع سخنرانی شهید مطهری که در آن ایٌام امام جماعت مسجد دانشگاه تهران بودند جمع می شدند(1) . .
همین امر سبب شده بود که وسائل بازی هائی چون پینگ پنگ - شطرنج - والیبال برای دانشجویان فراهم شود و کتابخانه های دانشگاه بسیار شلوغ می شد . اطلاع دارم که در دبیرستانها نیز وسایل پینگ - پنگ و والیبال برای دانش آموزان فراهم می شد .
شاگرد مغازه ها ، و گاه مغازه داران جوان و نسبتا" جوان ،در برخی از راسته ها نیز به فوتبال می پرداختند . 
برخی از مسابقات دانش آموزی و به خصوص دانشگاهی ( بین دانشکده ای های دانشگاه تهران ) در این ماه صورت می گرفت .  .
مسابقات فوتبال و والیبال دانشگاهها وجود داشت و فقط کشتی و وزنه برداری بود که ، به خصوص به دلیل روشنائی شبانه سالن ها ، در شب ها صورت می گرفت .
شاید عمدی وجود داشت که در برخی از ایٌام ماه مبارک تیم های بزرگ فوتبال اروپائی برای مسابقه به ایران دعوت شوند ؛ و در استادیوم امجدیه ( شهید شیرودی کنونی ) که فاقد نور شب بود ، مسابقات خود را با ایرانیان عصرها انجام دهند و سیل روزه داران مشتاق نیز به سوی استادیو م روانه می شدند .
دین زدائی علامت تجدد و شاید هم وسیله ی تقرٌب با رژیم شده بود ،
 امٌا فقط توسط طرفداران رژیم صورت نمی گرفت . مثلا" دکتر امیر حسین آریانپور که سوسیالیست طرفدار روسیه شناخته شده بود با وجود آنکه ساکن تهران بود و سالن هم برایش دیده بودند سخنرانی خود را به روز ششم رمضان در دانشکده کشاورزی کرج موکول کرده برای همان روز ما دانشجویان علوم اجتماعی را به کرج دعوت کرده بود ، نه تنها وی ، بلکه محمود صناعی هم که خود را مسلمان معرفی می کرد تمام امتحاناتی را که میبایست پس از رمضان از دانشجویانش بگیرد به داخل رمضان انداخت ؛ حسین محبوبی اردکانی ، مدرس یک درس در دانشگاه ، که بعدها جزو مذهبی ها معرفی شده است عمدی داشت که با تاخیر خود در این ماه مبارک کلاسهایش را تا ساعتی پس از افطار طولانی کند .. .
زنان خانه دار شاید صبح ها رابیشتر استراحت می کردند و بعد از ظهرها علاوه بر آنکه کارهائی برای تهیٌه افطاری ، و... داشتند می توانستند از برنامه های سرگرم کننده تلویزیون نیز استفاده کنند .
مردان سالخورد به ندرت در مساجد جمع می شدند و از آن کمتر ختم قرآن مجید در آنجا می نهادند ؛ بیشتر خواندن قرآن مجید به صورت فرادا ، مثل توسط نگارنده ، در منازل صورت می گرفت . مردان سالخورده از جمله مجذوب مناجات هائی می شدند که در دستگاههای موسیقی ایرانی ، بعد از ظهرها و عصرها توسط خوانندگانی چون بهاری ، آقائی ، و به ندرت ذبیحی اجرا می شدند ؛ و از برنامه های سخنرانی بعد از ظهر رادیو ایران به ندرت استقبال می شد .
تفصیلات سنٌتی وقت گذرانی در ماه مبارک رمضان در آن زمان تهران بیشتر مربوط به شب ها ی بلند زمستانی پس از افطار می شد

تاج اصفهانی از مؤذنان قبل از انقلاب که در محافل خصوصی مناجات خوانی نیز می کرده است

(1) شیطنت هائی بر علیه عمل به اسلام ، که البته این شیطنت ها از ده ها سال پیش از آن وجود داشته است ، صورت می گرفت . مثلا" دکتر بهمن رئیس کوی دانشگاه تهران ، که به ساواکی بودن شهرت داشت ،  تقسیم اتاق ها بین برخی از دانشجویان را به روز نخست رمضان در سال 1346 ( 12 آذر ) موکول کرده بود که گرروه زیادی بلاتکلیف سرپا بایستند ؛ یا درست گذاشتند تا در ماه رمضان ( 13 آذر 1347 ) ما دانشجویان علوم اجتماعی  را به بازدید از « سازمان تربیتی شهر تهران » ( پرورشگاه دختران ) بردند ؛ بعد از ظهرها مسابقات پر شور والیبال بین دانشکده های دانشگاه تهران در آن سالن توفنده ی جوار دبیرخانه صورت می گرفت . مسابقه فوتبال بین مثلا" تیم های تاج ( استقلال کنونی ) و عقاب فردای آن روز ، 14 آذر 1346 ... مثل سال قبل از آن که مسابقه فوتبال بین تیم ملی فوتبال با تیم دینامو تفلیس را روز ششم دمضان ، 17 آذر 1346 ، برگزار کردند .     . 
*
دیگران در باره تهران نوشته اند :
1.بساط مارگیری ، معرکه گیری و ...«
مردم تهران در ماه مبارك برای خودشان تفریحاتی هم داشتند. درواقع از آن‌جا كه برخی از مشاغل در این ماه تعطیل می‌شدند و مردم تا پاسی از شب بیدار می‌نشستند، صبح‌ها نیز به‌ندرت اثری از كسب و كار در شهر پیدا بود. در همین راستا، تفریحات دسته‌جمعی ارزشی مضاعف پیدا می‌كرد.
چنین بود كه در روزهای ماه مبارك، حلقه‌های دور مارگیرها و درویش‌ها گسترش می‌یافت و مردم با دیدن كارهای آن‌ها یا شنیدن حرف‌هایشان سرگرم می‌شدند. هم‌چنین پس از افطار نیز –تا فاصله موعد شام– جوانان دسته‌دسته از محله‌ای به محله‌ای دیگر می‌رفتند تا سرگرمی‌های خاص خود را بیابند. در این ایام، زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و البته مساجد، جزو پاتوق‌های مردم بود. هم‌چنین، پس از افطار آبتنی كردن در حوضچه‌ حیاط، هنگامی كه ماه رمضان مصادف با تابستان بود، رسم دیگری به حساب می‌آمد.
تفریحاتی نیز برای روزه داران معمول بود که از آن جمله معرکه گیری درویش ها و مارگیرها در فضای باز مساجد معروف تهران مثل مسجد سپهسالار، مسجدشاه و مسجد جامع بازار و سرقبرآقا دیدنی بود. ترنا بازی و سخنوری نیز سنت ماه رمضان بود »

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (37) ، تعطیلی بازار (2) ، مرغفروشی ، فرششماهه

شنبه 5 مرداد 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، اقتصاد.بازرگانی.بیمه، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، خوراكیها و تغذیه، 

سعی کرده ایم حتی الامکان عکسی مناسب بیاوریم
برسردر بسیاری از خانه های و مغازه های فر ششماهه عکسهائی نیمه لخت ...

از قدقد مرغ        تا          فر ششماهه

گفتیم یک مسئله در ماه مبارک رمضان  ، و آنهم بیشتر برای کسب و کار مردم ، خاک و گرد و غبار بود که راه حلٌش را بیشتر در تعطیل کردن ، یاسدٌ راه آن شدن ؛ یعنی خط کشیدن به روی صورت مسئله یا فرار از مسئله و نه ابداع و اختراعی به منظور مقابله با مسئله می دیدند .
علاوه بر آن بسیاری از مردم بوی تند مواد غذائی و حتی عطر و هل و گلاب و امثال آنها را از مبطلات روزه می دانستند ؛ و بنابر این پخت بسیاری از غذاها و شیرینی ها به شب ها ، پس از صرف افطار  ، موکول می شد .
مردم بسیار صاف و صادق تر یا چشم و گوش بسته تر بودند و هرکس هرچه را می گفت باور می کردند . مثلا" آن روزها هنوز فروش مرغ کشته و آماده طبخ مثل امروز ، متداول نشده بود . مغازه هائی بود که به طور متوسط در آنها پنجاه - شصت مرغ زنده در سبدهائی بر روی هم مستقر شده وجود داشت و مردم مرغ را یازنده می خریدند و می بردند که خود بکشند یا فروشنده خودش برایشان جلوی مغازه اش می کشت و می بردند . بوی بسیار زیاد و زننده ای در این مغازه ها وجود داشت . یکی از فروشندگان که در این خصوص مشکوک یا منحرف الذهن شده بود از یک آقا مسئله کرده بود که :
فروشنده مرغ : آقا این بوی تند مغازه روزه من را باطل نمی کند ؟
آقا : خیر ، بوهائی از مبطلات روزه هستند که جای غذا را بگیرند و سبب رفع گرسنگی شوند که بوی مغازه شما از آنجمله بوها نیست ...
فروشنده : مطمئن هستید ؟
مسئله ی دیگر ، آب و رطوبت بودکه بسیاری از حمٌام های عمومی را ، که در هرمحلٌه ای لااقل یکی بود ، را تعطیل می کرد . برخی از حمٌام ها متعلق به یزدیها بودند که به دلیل تعصبات مذهبی حاضر به گشودن آن در روزها ، حتی به اصرار کارگران بیشتر مازندرانی خود نمی شدند .
در ارتباط با آنها یا بدون ارتباط با آنها سلمانی ها یا آرایشگران مردانه هم که بیشتر از بین هموطنان گیلانی بودند لااقل سه هفته یا دو دهه ی اوٌل ماه مبارک را تعطیل می کردند تا شاید به همراه آبدارچی های ادارات که آنان نیز بیشتر گیلانی بودند و پاسبانها که باز تعداد بسیار زیادیشان گیلانی بودند و به دلیل کاهش شدید جرم و خلاف در ماه مبارک بیشتر حق مرخصی می یافتند به زادگاه خود یا هرجای دیگری مسافرت کنند .
در آن دهه 1350 تعداد آرایشگاه های زنانه که برسردر اکثر قریب به اتفاق آنان تابلوی « فر ششماهه » به چشم می خورد به سرعت افزایش می یافت و آنان نیز درماه مبارک رمضان دچار کساد بازار می شدند .
بسیاری از سینماها به کلٌی تعطیل می کردند .معدودی از آن ها سکانس هائی از شب را به نمایش فیلم می پرداختند که البته سعی می شد در آن فیلم ها زنان عریان ( که اصطلحا" و به غلط به آنها فیلم های سکسی گفته می شد ) وجود نداشته باشند؛ و به ندرت سینماهائی هم بودند که  از این محئودیت ها را رعایت نمی کردند .
تآترهای لاله زاری غالبا" ، حتی شب ها ، تعطیل بودند .
کاباره ها را می گفتند دولت 0 که در آن زمان به شدٌت از بزرگان مذهبی حساب می برد ) تعطیل کرده است .
لااقل در روزها کلاسهای رقص و آواز و موسیقی که معمولا" بین پیچ شمیران تا میدان بهارستان مستقر بودند تعطیل می شدند یا کارشان بسیار پنهانی می شد .
فروشگاههای لوازم موسیقی که بیشتر در شمال میدان بهارستان ، خیابان روبروی مجلس شورای ملٌی مستقر بودند ، خود تعطیل می کردند ...
...و اجازه بفرمائید بنده بروم به دنبال یک جزء قرآن کریم سهمیه امروز . التماس دعا !

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو