تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر دهه 1350
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (17) ، تریاکی ها ، قلیانی ها ، چپقی ها ، سیگاری ها

یکشنبه 23 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

بازار تعیین تکلیف تریاکی ها ( که شصت ساله به بالاترها می توانستند با اجازه پزشک تریاک دود کنند و سهمیه ای هم از این نظر برایشان در نظر گرفته شده بود که از دارو خانه ها می گرفتند ) ، قلیانی ها ، چپقی ها ، سیگاری ها ، و برخی از بیماران هم در روزهای آخر شعبان و شب اول ماه میارک رمضان ، به ویژه در مطب پزشکان ، داغ بود ؛ و از این نظر واقعا" با درد سرهای جدیدی مواجه می شدند ؛ مثلا" دکتری مجوز روزه گرفتن به یکی می داد و دکتر دیگری به وی اخطار کرده وی را از روزه گرفتن به خاطر بیماریش نهی می کرد .
مرحله دوم این دشواری ، گاه زمانی آغاز می شد که به سراغ روحانی مجتهد می رفت و مسئله را مطرح می کرد . در آن زمان و فضای روحانیت قبل از انقلاب معمولا" روحانیان را از نظرگاه اجتهاد به سه گروه عمده تقسیم می کردند :
روحانیان سخت گیر که تعدادشان روز به روز کاهش می یافت
روحانیان به اصطلاح محتاط و قائل به شرط و شروط
روحانیان سهل گیر که روز به روز بر نسبتشان افزوده می شد 
  روحانیان سختگیر معنقد بودند تسامح سبب تضعیف دین و نهایتا" انهدام دین می شود و مثلا" اگر به یک تریاکی ( کمتر از شصت ساله ) اجازه ادامه تریاک کشیدن داده شود قبح کار رفته در واقع به استقرار احکامی خلاف دین ، و از بین رفتن اصل دین کمک می شود .
روحانیان سهل گیر معتقد بودند که باقیماندن دین در نتیجه تسانح و مدارا کردن روحانیت با مردم است و در غیر این صورت مردم ، به ویژه افرادی خاص چون معتادان که در تنگتا قرار می گیرند از دین صرفنظر می کنند و سختگیری بر علیه دین تمام می شود و از تعداد امت اسلامی می کاهد . امٌا مهمترین مسئله برای پیروان شاید بلاتکلیفی هائی بود که روحانیان محطاط برایشان پیش می آوردند و تکلیف ایشان را به طور قاطع تعیین نمی کردند . مثلا" دکتری بتا به بیماری یکی از بیماران خود وی را از روزه گرفتن نهی می کرد . بیمار به منظور تعیین تکلیف نزد مجتهد رفته موضوع را مطرح می ساخت و مجتهد فتوا می داد :
« اگر طبیب حاذق بوده است مانعی ندارد » 
حال بیمار از کجا بداند که طبیب حقیقتا" حاذق یوده است یا خیر ؟ ایا مدرک فارغ التحصیلی و مجوز طبابت وی کفایت نمی کند ؟ و...
بنابر این معمولا" در اینجا « عرف » حاکم می گشت .
عرف 
عرف آن چیزی بود که در رسالات عملیه وجود داشته یا نداشته بین مردم متداول بود؛مثلا:
تریاکی ها مواقع تریاک کشیدن خود را از روز به شب و به مناسب ترین موقع آن که پس از افطار و پس از سحری خوردن باشد انتقال می دادند ؛ و اگر کفایت نمی کرد بین روز یکی دو وعده تریاک می خوردند .
بیماران نیز به همین ترتیب عمل می کردند و حتی برخی از آمپول های ضروری چون آنتی بیوتیک ها را که جنبه مغذی نداشتند تزریق می کردند 
وضع برای قلیانی ها ، چپقی ها ( که بین روستائیان به تهران مهاجرت کرده تعدادشان کم نبود ) و سیگاری ها نیز به همین ترتیب بود که اوقات استفاده آنها را به شب ها انتقال دهند با این تفاوت که آنها می توانستند به شرط استفاده نکردنِ فزون تر از سایر روزها و فرو نبردن دود حاصله به حلقوم خود در ایام روز نیز دود کنند .
از اینجا بود که گاه تردید هائی بر عوام حاکم می شد ؛ مثلا" اینکه چرا کسانی که قلیانی و چپقی و سیگاری هستند به شرط نبردن دود به خلقوم خود می توانند دود کنند امٌا تریاکی ها چنین اجازه ای ندارند ؟ د به همین ترتیب مباحثی پیش می آمد که در سر آغاز و در طول ماه مبارک رمضان نَقل محافل و مجالس بود و بر اطلاعات دینی مردم در این ماه مبارک می افزود .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (16) ، مجوز گیری از پزشک

شنبه 22 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

سال 1344 از نخستین سالهائی بود که بین اقشار تحصیلکرده ، و به خصوص اقشار مرفٌه تهران « زیر نظر پزشک بودن » و چکاپ کردن هر شش ماه یکبار مد شده بود ، و برخی دیگر از مردمان اقشار متوسط ، به ویژه سالخوردگان نیز بیشتر متوجه سلامتی خود شده بودند و کسب مجوز پزشک قبل از ماه مبارک رمضان برای روزه گرفتن رسم شده بود ؛ برخی از پزشکان هم پیدا و پنهان در اینخصوص تبلیغ می کردند و از مردم می خواستند که یکبار یکهفته قبل از ماه مبارک و یکبار هم روز قبل از ماه مزبور به ایشان مراجعه کنند تا بدانند که آیا میبایست روزه بگیرند یا خیر و اگر میبایست روزه بگیرند با چه شرایطی ؟ .
اگر مراجع در آن نزدیکی ها چکاپ کرده بود تشخیص امر برای دکتر بسیار آسان می بود ؛ والٌا دکتر فشار خون مراجع را اندازه می گرفت ، نبض او را نیز می گرفت ، از وضع مزاجیش پرسش هائی می کرد و آنگاه به اکثر قریب به اتفاق مراجعان مجوز می داد ؛ و گاه نسخه ای تقویتی هم برای مراجع می نوشت ، سفارش هائی هم در مورد خوراک وی در طول ماه مبارک داشت ، و...
شاید یکی از دلایل رونق نسبی این مراجعات در دهه 1350 « ادای روشنفکری در آوردن » برخی از اقشار خاص جامعه بود ؛ دلیل دیگرش هم شاید خواست قلبی مراجع بود که آرزو می کرد دکتر به صحیح یا به خصوص به غلط ، وی را واجد شرایط روزه گرفتن نداند و معاف کند ؛ تا به این ترتیب هم روزه نگیرد و هم به دلیل روزه نگرفتن عقوبت اخروی نداشته باشد و اگر هم واجد بوده است گناهش به گردن دکتر افتاده باشد .
امٌا واقعیت بسیار مهم تر این بود که مردم آن زمان شهر تهران آنقدر که به لباس و خانه و اتاق پذیرائی خود اهمیت می دادند به تغذیه شان اهمیت نمی دادند ؛ و چون جنب و جوش مردم نسبت به دهه های قبل از آن که ساعتهائی متمادی در روز می خوابیدند و استراحت می کردند بسیار بیشتر شده بود و بدنشان به سوخت و ساز بیشترو بنابر این غذای بسیار بهتری نیاز داشت در ایام مبارک ماه رمضان در اثر روزه داری فشار خون برخی شان پائین می افتاد دچار سردرد می شدند ، زود تر از سایر ایام سال دچار سرما خوردگی و... می شدند ؛ و وضوحا" از نیمه دوم ماه مبارک بر تعداد مراجعان به پزشکان و حتی دندانپزشکان افزوده می شد .
دکترهای آن زمان معمولا" به کسانی که دچار امراض کلیوی ، اوره خون ، فشارخون بسیار پائین ، میگرن ، زخم معده  ، و ... بودند ممکن بود اجازه روزه گرفتن ندهند ؛ امٌا وضع تریاکی ها حکایتی دیگر داشت .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (14) ، ادای دین و حلالیت طلبی

جمعه 21 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

تهران 1344 با همان جمعیت بسیار کمتر از امروزش دریائی از تفاوت های قومی و فرهنگی ، و آداب و رسوم بود ؛ و با اختصاص رسمی یا غیر رسمی غالب مساجد به مهاجرین که هریک از قوم و ناحیه ای خاص از ایران بودند ، مثلا" آذربایجانی ها ، یزدی ها ، کاشی ها ، اردبیلی ها ، و... نمی توان یک رسم مشاهده شده در این شهر را رسم همه مردم تهران ، و بنابر این رسم تهرانی نامید (1) ؛ عدم اطمینان به آغاز ماه مبارک رمضان یا همچنان در ماه شعبان قرار داشتن شب اوٌل هم سبب تزلزل و پراکندگی برخی از رسوم مربوطه می شد ؛ و چون مشاهده یک واقعه در یک زمان و یک مکان خاص را نمی توان یک « رسم » دانست ؛ نمی توان از موضوعات مردم شناسی هم برشمرد ؛ و این تزلزل متاسفانه به یادداشت زیر هم سرایت کرده است ؛ با این وجود ما به سالهای اواسط دهه 1350 بر می گردیم تا شاید دیده ها و شنیده های ما در آن سالها سندی باشد که توسط سایر مردم شناسان حقیقتا" تحصیلکرده و مجرٌب در این رشته پیجوئی و پیگیری و نهایتا" تصحیح و تکمیل گردد .

ادای دین و حلالیٌت طلبیدن
ادای دین امروز بیشتر مفهومی مادٌی و پولی دارد ؛ امٌا در آن زمان هنوز هم دارای باری معنوی ، مثل ادای دین فرزند نسبت به والدین خود ، داشت .
 ادای دین 
ادای دین همیشه و همه حال به مفهوم ناتوانی بدهکار در پرداخت دین خود نبوده است و دو دلیل عمده داشته است ؛ یکی سودجوئی بدهکار که حتی الامکان از مال طلبکار که نزد وی بود بهره بیشتری ببرد و همین که به ماه مبارک رمضان می رسید از بیم مقبول نیفتادن روزه ها و عبادات ، به خصوص احیاء ها و توسلات شب قدرش ، اقدام به پرداخت دین خود به داین می کرد . مورد دیگر که از خصوصیات نامطلوب مردم ما و سایر مسلمانان خاورمیانه و شمال آفریقا شناخته شده است « لجبازی » است که مدیون فقط از سر لجبازی دین خود را تا ماه مبارک نپرداخته بود و در آستانه این ماه به همان دلیلی که آمد اقدام به پرداخت دین یا اسمهال آن می کرد .

حلالیت طلبیدن
دین یا بدهی فقط به موضوعات پولی و مالی منحصر نمی شد و نمی شود ؛ مثل ادای دین زن به شوهر ، فرزند نسبت به والدین ، و... که گاهی پرداخت آن و به اصطلاح « تصفیه حساب » غیر ممکن می شود و به حلالیت طلبیدن می انجامد . 
زنی که بدون اجازه شوهرش در طول سال گاهی به بیرون رفته بود ، یا تمکین نکرده بود ، یا پشب سر شوهرش برگوئی ( غیبت ) کرده بود ، یا از مخارج روزمره خانه سهمی برای خود برداشته بود ، و...
فرزندی که به دلیل امر مهمٌی « عاق والدین » شده بود و حال به راه راست آمده به منظور طاعات و عبادات صحیح در ماه مبارک رمضان رضایت والدین خود را می جست ؛ در این راه از افراد نزدیک یا معتمد تا امام جماعت مسجد محل ، واسطه می تراشید ، و...به قرار شنیده ها گاهی این حلالیت در مسجد و با شیرینی دادن به حصٌار صورت می گرفته است . 
حتی برخی برای جلب چنین رضایت هائی بطور کامل ، به « بجا آوردن صله رحم » می پرداختند ؛ و در آستانه ماه مبارک رمضان به دیدار اقوام و خویشان دور و نزدیک خود ، به خصوص اگر پدر و مادرشان در دور دست زندگی می کردند به دیدار آنان ، می رفتند .
طنز آمیز تر از همه حلالیٌت طلبیدن کاسب های محله مثل نانوا ، قصاب ، بقال و سبزیفروش بود که اصراری هم داشتند تا حتما" مورد حلالیت قرار گیرند .
همسایه ای که در طول سال خلاف یا خلاف هائی مرتکب شده بود ؛ و نظایر وی نیز به حلالیٌت طلبیدن بر می خاستند .

توبه
گاهی اشخاصی در طول سال یا سالهای گذشته مرتکب گناه یا گناهانی کبیره شده بودند  که شاکی خاصی نداشتند امٌا روزه گرفتن و طاعات و عبادات خود در ماه مبارک را دچار اشکال می دیدند . این افراد می توانستند نزد خود توبه کنند ؛ امٌا توبه کردن آداب و رسومی داشت که توبه دهنده آیاتی از کلام الله مجید و دعاهائی در این باره می خواند و پس از آن توبه کننده می بایست به گریه و زاری و ندبه نزد خداوند تبارک و تعالی نشسته ابتدا با تضرع بخواهد که در درگاه باریتعالی پذیرفته شود و آنگاه سه مرتبه بگوید : التوبه ، التوبه ، التوبه ؛ و توبه دهنده و احتمالا" سایر حاضرین یگویند : آمین ، آمین یا رب العالمین .
گاهی هم زنان به حمام عمومی رفته در آنجا « آب توبه » از « کاسه ای دعا نوشته » بر سر خود می ریختند .
(1) ابو القاسم انجوی شیرازی عشق این را داشت که هر نوشته ای از هرکسی و هرجائی را حتی الامکان بنام خود منتشر کند ؛ که متاسفانه این « سرقت ادبی ؟ » را به برخی از کارمند - نزدیکان خود ، از جمله در خصوص آداب و رسوم ماه مبارک رمضان ، هم سرایت می داد . امٌا در این حوزه مرتکب امر خطیر دیگر ، یا ازدیدگاه تاریخ فرهنگ ایران بسیار خطیر تر ، دیگری هم می گردید که یه صرف اینکه فلان موضوعی را فلان شخصی حتی بسیار بی سواد نقل کرده است حجت قرار دهد و آن را جزو فرهنگ مردم ایران بشمارد ... که خوشبختانه با مخالفت های وبنگار که آموخته مکتب مردم شناسی دکتر محمود روح الامینی بود ، و نیز پروفسور هشترودی روٌیه خود در این مورد را در سال 1355 تخفیف داد ؛ امٌا پس از آن و به ویژه در زمان انقلاب 
ضمنا" از بعضی از « سارقان محترم » شیرازی ؟ و روستاهای جنوب یزد ؟ تقاضا دارد خود به مطالعه پرداخته نتیجه یک عمر زحمت و تلاش اینجانب را به سرقت نبرند .

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (12) ، شب اوٌل

پنجشنبه 20 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

شیک ترین و به روز ترین مدل های لباس 2013 عروس

شب اوٌل ماه مبارک رمضان

شب اول ماه مبارک رمضان تفاوت هائی با سایر شب ها داشت :
هنوز مردم روزه نگرفته دارای تاب و توان کافی بودند
هنوز برخی از کارها ی صورت نگرفته باقی بود که باید انجام دهند
هنوز احتمال فروش اجناس رمضانی وجود داشت
بسیاری از مردم  در خیابان ها میماندند و پرسه می زدند تا تفاوت های شب رمضان را با سایر شب ها شاهد باشند .
در زمستان و شب های بلند 1344 - 1345 بسیاری به مسافرت می رفتند یا از مسافرت می آمدند
مردم که هنوز به سبک زندگی رمضانی این سال ، خوابیدن زودتر برای بیدارشدن و... عادت نکرده بودند بیشتر بیدار میماندند ؛ و به طور کلی چند تفاوت باسایر شب ها به چشم میخورد که از آنجمله است :
بقیه ی کلوخ اندازون و رواج برخی از عشرتکده ها و.. برای کسانی که اعتقادات سست تری داشتند ؛ و با وجود نوعی سختگیری توسط حکومت دست بردار نبودند . در گیری بین مامورین و کلوخ اندازان در این شب در برخی از مناطق تهران و از آنجمله در خیابان لاله زار دیدنی بوده است . 
عقد و ازدواج و عروسی که در این شب بیشتر از چندشب قبل از آن می نمود 
 و برای مومن تران : 
نماز شب اوٌل و استفتاء
آشتی کردن
حلالبود طلبیدن
روشنائی معابر و گل کوچیک

نظرات() 

مردم شناسی ایران : آداب و رسوم رمضان در تهرانِ دهه 1350 (25) ،سحری (4) نخستین روزه ، روزه کله گنجشکی

دوشنبه 31 تیر 1392

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:كلٌیات.سایت.نویسنده، تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


عکس ، تزئینی است .

افتخار این را دارم که نخستین کارشناس دانشگاهی انسانشناسی یا در واقع مردم شناسی دانشگاههای ایران ، و البته از دانشگاه تهران هستم . پائیز 1351قرارشد اتاقی را که در اختیار سرپرست بخش مردم شناسی دانشگاه تهران ، دکترمحمود روح الامینی ، و اینجانب ( که مجوز استخدام رسمی نداشتم ) به عنوان مسؤول بنیانگذاری بخش ، نهاده بودند طی ماه مبارک رمضان تعمیر کنند و بنده هم لاجرم به اتاق استادان گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی و تعاون آن زمان دانشگاه تهران ، به ریاست دکتر محمود روح الامینی ، که بنیانگذار آموزش دانشگاهی انسانشناسی در ایران هم محسوب می شود ، نقل مکان کردم و استفاده بیشتری بردم . چون عملا" در مباحثی که بین اعضاء گروه ( دکتر نادر افشار نادری - دکنر محمود روح الامینی - دکتر سید مهدی ثریا - دکتر حشمت الله طبیبی - دکتر ظفر دخت اردلان ، و دیگران ) پیش می آمد شرکت می کردم . آن روز بحث « اجتماعی شدن » و به خصوص بحث انسانشناختی « مراسم ورود به جامعه » و اینکه چه موقعی کودک یا نوجوان یا جوان را عضو بالغ جامعه به شمار می آورتد و مراسمش چیست بود ؛ مطرح شد .  به یاد دارم ، و یادداشتی هم دارم ، که روز اول ماه مبارک رمضان دردوشنبه 17 مهر 1351 بود . بحث به بیرون از اتاق گروه در محوطه دانشکده نزد دکتر صدیقی و دکتر نراقی کشید . دکتر صدیقی گفت اینگونه امور فرهنگی در ایران بیشتر اسلامی است ؛ این آیت الله زاده هم که حال کارشناس مردم شناسی شده است ؛ می تواند در این باره تحقیق کند ... برخی گفتند لابد به سن بلوغ رسیدن و نماز خواندن ؟ ( آن روزها به ندرت جشن تکلیف با نماز خواندن می گرقتند ) عرض کردم به نظر بنده نخستین روزه از روزه های پیاپی یک کودک یا یک نوجوان ! . نظر شما چیست ؟

کلٌه گنجشکی یا نخستین روزه ؟

در آن دهه 1350 هم چون این زمان هرچه از شمال شهر تهران به سوی جنوب آن سرازیر می شدید وسعت محل سکومت خانوارها کم تر و وسایل رفاهی زندگی آنان محدود تر می شد ؛ و در مقابلش تعداد فرزندان خانواده ها بیشتر . مورد مشاهده ما در غرب تهرانِ آن روز ، خانه هائی بودند با حدود هفتاد - هشتاد متر مساحت ؛ و سه - چهار فرزند که محل خواب آنان ، به خصوص که اکثر خانوارها هم بخشی را همیشه برای پذیرائی از میهمان نگهمیداشتند و در زندگی روزمره مورد استفاده قرار نمی دادند ، فشرده و قابل تصور است .
در چنین خانه هائی معمولا" کودکان کم سن و سال هم وجود داشتند که اکثرا" و به خصوص در شب اوٌل ماه مبارک رمضان که هنوز به روشن شدن چراغ محل خوابشان در نیمه شب و سروصداهای سحری عادت نکرده بودند ، نخستین سحر از خواب بیدارشده خواهان روزه گرفتن با سایرین می شدند . از طرف دیگر فرزند کوچکتر خانواده همیشه به اصطلاح « دردانه » همه ی بزرگترها بودبه اضافه ی این که در نبود وسایل سرگرمی ئی چون وسایل امروز یک ابزار سرگرمی برای بزرگترها هم به شمار می رفت . فضای سحر با بیدارشدن دردانه تغییر می کرد و غالبا" بسیار شاد می شد : یک جشن کوچک .
اگر فرزند کوچک هنوز حتی به سن مدرسه رفتن و تکلیف نرسیده بود محض رعایت سلامت وی می گفتند که روزه او یک روزه « کلٌه کنجشکی » خواهد بود . اگر در سنٌ مدرسه بود ، به خصوص در خانواده های مذهبی تر ، مورد مراقبت و تشویق دیگران قرار می گرفت که ببینند آیا می تواند روزه اش را به پایان برساند ؟ « آیا بزرگ شده است » ؟ یا خیر ؛ و همین مراسم شاد و جشنگونه سبب می شد که تا مدتها خاطره نخستین روزه در ذهن روزه گیران به جای بماند ؛ و تعداد روزه گیرانی که در شب نخست ماه مبارک رمضان با این حساب و موارد نظیر آن نخستین روزه خود را گرفته اند از سایر شب ها ، مگر گاه از شب بیست و یکم ، بیشتر باشد .      

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 5 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :