Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

تاریخ مردم شناسی در ایران (50)

چهارشنبه 11 بهمن 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

معمولا" جزوات درسی رشته علوم اجتماعی از سال 1345 به عنوان اینکه نماینده دانشجویان این رشته ، حاضر در تمام کلاسها ، تند نویس ، با سوابقی در نویسندگی و ویرایش ( روزنامه نگاری ) هستم را خود شخصا" منتشر میکردم مگر اینکه نیازی به انتشار آنان نباشد چون دروس دکتر ش . ر ، یا دکتر ظفردخت اردلان که استادان مزبور درس خود را بسیار شمرده به دانشجویان دیکته می کردند ، همه قادر به یادداشت بودند ، و دستنویسها با توجٌه به سؤالات امتحانی و لزوم پاسخهای یکسان ، خواه ناخواه یکسان می شدند . امٌا مسئله غیبت برخی از دانشجویان ، یا کهولت در نگارش جزوه موقع دیکته آن ، سبب شده بود که هر جزوه ای منتشر می شد تقریبا" توسط تمام دانشجویان و گاه ده – بیست شماره اضافی بفروش برود و منتشرکننده آن ، مگر اینجانب که عملا" موظٌف به این خدمت شده بود ، علاوه بر شهرت درون رشته ای به منافع دیگری هم برسد ....

در نخستین کلاسهای تدریس خانم دکتر ظفردخت اردلان چون در بیمارستان پهلوی ( امام خمینی امروز ) تحت معالجه بودم ، و میدانستم که جزوه هم توسط شخص ایشان به دانشجویان دیکته می شود ، حاضر نشده بودم ؛ که دیگرانی این جزوه را ، متاسفانه با افتادگیهائی ؟ پلی کپی ومنتشر کرده بودند و نام مرا نیز روی جلد آن آورده بودند ! .... حال آنکه خود زمان امتحان در مورد چند بخش نخستین درس از جزوات دستنویس دیگران استفاده کردم ؛ و به علاوه توسط جناب آقای دکتر غلامحسین صدیقی مورد پرسش قرار گرفتم که چرا عنوان نخستین جزوه بجای اینکه همان نام درس ، یعنی « مردم شناسی عملی » باشد را « قوم شناسی عملی » ( که دکتر اردلان معتقد بود به جای مردم شناسی باید از اصطلاح قوم شناسی استفاده کرد ) آورده اند ؟ .

جزوات بعدی ( از جلسات 4 ، 5 و 6 ) این درس ، به دستور گروه آموزشی علوم اجتماعی ، زیر نظر یا مستقیما" توسط نگارنده حاضر تهیه و تکثیر شده اند .

دانشگاه تهران ، دانشکده ادبیٌات و علوم انسانی . رشته علوم اجتماعی . درس شماره 01060327

قوم شناسی عملی 

 تقریرات استاد محترمه خانم دکتر اردلان 

جزوه شماره 1 . شامل ( روشهای پهنانگر ، ژرفانگر و شجرت النسب ...

سال تحصیلی 1347 – 1346


قوم شناسی عملی

روش تحقیق در قوم شناسی :

 بطور کلٌی در علوم اجتماعی از دو روش استفاده می کنند . اولٌ روش پهنا نگر (1) ، دوٌم روش ژرفانگر (2)

در روش پهنا نگر قاعده بر این است که مثلا" یک یا دو نهاد اجتماعی را در یک جامعه بزرگ یا حتی چند جامعه بطور سطحی مورد تحقیق قرار می دادند . مثلا" ازدواج را که یک نهاد اجتماعی است در کشور ایران یا احتمالا" سایر کشورها مورد بررسی قرارداده و گاهی هم در صدد مقایسه بین قواعد بدست آمده بر میآیند . برای مثال می توان گفت این دو اصطلاح نه فقط در علوم اجتماعی مورد دارد بلکه در سایر رشته ها هم از این دو اصطلاح استفاده می شود ؛ مثلا" در کشاورزی : کشاورزی اکستانسیو مخصوص کشورهائی است که زمین زیاد و سرمایه کم دارند . در این موقع از روش پهنانگر استفاده میشود ؛ یعنی بدون استفاده و یا با استفاده ء کم از مواد جدید کشاورزی ( مثلا" مواد شیمیائی ) بکار مشغول می شوند و همانطوریکه در روستاهای ما معمول بوده و زمین زیاد در اختیار داشته اند ، در قطعه زمینی که بکار مشغول میشوند برای شش ماه یا یک سال بعد آن زمین را به آیش میگذارند و زمین را در معرض آفتاب و هوا قرار میدهند و کشت خود را در جای دیگر میکارند.

 روشروش انتانسیودر علوم اجتماعی عبارت از این است که یک واحد کوچک اجتماعی را گرفته به بررسی عمقی در آن می پردازند . یعنی تمام نهاد های اجتماعی که در آن اجتماع کوچک وجود دارد مورد مطالعه و تحقیق قرار می دهند روش انتانسیو محتاج به وقت زیاد و دوره طولانی مطالعه می باشد . قاعده بر این است که حد اقل مطالعه ژرفانگر را در یک اجتماع یک سال ( چهار فصل ) حساب می کنند . البته مطالعاتی هم هست که نیاز به چند سال وقت دارد . یک سال حد اقلی است که برای این نوع مطالعه در نظر گرفته شده است . یعنی برای اینکه مطالعه انتانسیو تا حدٌی گویا باشد و نتیجه واقعی آن گرفته شود باید جلوه های زندگی اجتماعی در چهار فصل سال در یک جامعه مورد مطالعه قرار بگیرد ....

(1) Extensive

(2) Intensive

( ادامه دارد )

نظرات() 

تاریخ مردم شناسی در ایران (48 )

سه شنبه 10 بهمن 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

تاریخ مردم شناسی در ایران (48 )

 

سال 1346 ، 


سال خیزش مردم شناسی در ایران

 

در نیمه نخست سال 1346 تقویت هویٌت ملٌی در برابر تهاجماتی از سوی برخی از گروه های سیاسی و در واقع کمتر ملٌیِ متهم به وابسته بودن به این یا آن ابرقدرت غرب  و شرق ، بخصوص وابسته به اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که در مرز شمالی کشور خطری بالقوٌه برای نظام شاهنشاهی ؛ و امٌا نیز برای فرهنگ ایران و ایرانی ، و از آنجمله « فرهنگ مردم » ، محسوب می شد ، فرهنگِ ملٌی ، فرهنگ مردم ، و نهایتا" مردم شناسی خیز برداشت .

ملٌی گرائی ، ترقیخواهی ، و تجدد طلبی به صور مختلف تجلٌی می کرد تا آنجا که متاسفانه با اغراق به نوعی فاشیسم ، بخصوص بر علیه مذهب و اعتقادات عمومی ، غربگرائی ، و از خود بیگانگی کشیده شد و گروه هائی مختلف ، بخصوص مذهبیون را به مقابله با رژیم کشانید ؛ که بخشی بسیار مهم از این مقابله در خصوص « اعتقادات » و رسوم ناشی از آنها بود ... تا جائی که برخی به دلایلی نه چندان ترقیخواهانه و ایجابی ، بلکه با اهدافی سیاسی و بیشتر سلبی ، برخی از « اعتقادات مردم » را « خرافه » می نامیدند .

وزارت فرهنگ و هنر رژیم پهلوی که شوهر خواهرِ ( به همراه همسرش ) مسیحی شده ! شاه ، پهلبد ، در رآس آن قرار داشت از جمله یپرچمداران این تهاجم بود تا جائیکه آیت الله برقعی مقاله ای در باره خرافه نوشت که در مجلٌه هنر و مردم ، شماره پنجاه و ششم و پنجاه و هفتم ، خرداد و تیر 1346 ، صفحات 50 – 54 ، منتشره اداره کلٌ فرهنگ عامٌه آن وزارتخانه به چاپ رسیده است . در آن دوره سخنرانی ها و نوشته های دکتر علی اصغر حاج سید جوادی عموما" تحت عنوان « ایمان برتر از تکنولوژی » که شاید باهدف کاستن از تندرویهای حکومتی بر علیه اعتقادات عمومی بود شهرتی قابل توجٌه داشتند .

سازمان رادیو – تلویزیون ملٌی ایران نیز روز به روز بیش از پیش به اعمال سیاستهای رزیم پهلوی در تقویت فرهنگ ملٌی به عنوان حصاری از قدرت رژیم پهلوی در برابر تهاجمات احتمالی می پرداخت که یکی از آنها پرداختن به فرهنگ عامٌه با تاکید به جوانب نه چندان مذهبی و بیشتر ملٌی آن بود . از پنجم اردیبهشت 1346 برنامه فرهنگی مربوطه که در اداره کلٌ انتشارات و رادیو – وزارت اطلاعات وقت ، رسما" عنوان « برنامه فرهنگ مردم » یافت و به سرپرستی سید ابوالقاسم انجوی شیرازی که متهم به داشتن افکاری ضدٌ اسلامی وامٌا ارتجاعی بود شروع به فعالیتی کرد که تقریبا" روز به روز گسترده تر و گسترده تر می شد .

بنیادهائی نیز در این ارتباط تاسیس شدند یا اگر از قبل وجود داشتند مورد حمایت بیشتر دولت و تامین مالی کافی قرار گرفتند .

آنچه از موضوعات مردمشناختی ، که بیشتر از ادبیات شفاهی بوده بطور کلٌی فولکلور نامیده می شد و با توجٌه به فرهنگ ملٌی فارسی سالها بود که در نشریٌاتی ادواری و وزین چون سخن – کتاب هفته – هنر و مردم – یغما – مردم شناسی – تلاش – کاوش – کاوه – جهان نو – خوشه – وحید و البتٌه مطبوعات سازمان های دولتی منتشر می شد  علاوه بر این مطبوعات وزین و گاه تخصصی که توسط خواص نوشته می شدند با گستردگیی هدفمند به هفته نامه مطلوب جوانان و دانشجویان آنروز که توسط وابستگان دربار اداره می شد ، یعنی هفته نامه فردوسی کشیده شد که با بازکردن ستون « حرفهای مردم » در آن عموم خوانندگان مزبور را به این باب می کشید .

نهایتا" ضلع آموزشی - پژوهشی شناخت مردم و فرهنگ مردمی بود که طبیعتا" از دانشگاه مادر ، یعنی دانشگاه تهران ، و مؤسسه تخصصی آن ، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ، شروع می شد . در آن مژسسه ، پس از دوساله ی نخست و آموزشهائی توسط ماموران خارجی ، آموزشی واقعی در این راه وجود نداشت ؛ و از نظر پژوهشی نیز هرسه بخش جامعه شناسی شهری ، بیشتر از آن بخش جامعه شناسی روستائی ، و بخصوص بخش مطالعات عشایری مدعی امر بودند که به دلایلی ظرفیت این امر را نداشتند . بخشهای مزبور اصولا" به منظور اجرای سفارشات سازمانهای جهانی و کمکهای مالی چشمگیر آنان ... ایجاد شده بودند ؛ که قاعدتا" در جهت مطالعه در خدمت ارتقاء ملٌی نمینمودند و شاهد امر همین که از بین حدود 15 – 20 نفر از مدعیان تدریس مردم شناسی در آن سالهای نخست دهه 1350 ، گروه علوم اجتماعی یا هیچکدام را نپذیرفته بود یا یکی – دونفر را که پذیرفته بود ( به دلایلی سیاسی ؟ ) مورد قبول مسؤلان مافوق قرار نگرفته بود ؛ و نهایتا" در مردم شناسی نظری دکتر نادر افشار نادری ، که برخلاف سایرین چندان اشتیاقی به تدریس مردمشناسی نشان نمی داد ، بحق ٌ ، انتخاب شد ؛ و در مردم شناسی عملی نیز پس از جرٌ و بحث فراوان ، شاید بناچار ، یکی از مشتاقان تدریس آن ، یعنی دکتر ظفر دخت اردلان ، که جز شرکت در برخی از سخنرانیهای ماموران پیشگفته  تحصیلاتی تخصصی در مردم شناسی نداشت ، را نتخاب کردند .... تا اینکه در سال 1347 دکتر محمود روح الامینی هم هم به  خدمت گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه تهران درآمد و تدریس مردم شناسی در هردو بخش نظری و عملی را بر عهده گرفت .

نظرات() 

نخستین مدرس مردم شناسی در علوم اجتماعی ؟ (1)

سه شنبه 21 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تاریخ مردم شناسی در ایران (16)

نخستین مدرس مردم شناسی در علوم اجتماعی ؟ (1)

برخی از نخستین فارغ التحصیلان ( فوق لیسانس ) رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران مدعی بوده اند که اصولا" درسی تحت عنوان مردم شناسی ، یا انسان شناسی تا نخستین سالهای دهه 1350 تدریس نمی شده است .

در دهه 1340 سازمان ملل متحد به منظور کمک به توسعه ، در کشورهای عقب مانده و در حال توسعه ، استادانی را به عنوان کارشناسِ مددکار به آن کشورها اعزام می داشت که موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، که بخصوص از سال تاسیس خود ، 1337 ، در باغ نگارستان ، محل سابق دانشسرای عالی ، در جوار سازمان برنامه ، مستقر شده بود حتی الامکان از دانش و تجربیات آنان ، به ویژه مطالعات لازم در برنامه ریزی توسعه ، بهره می گرفت . پی یر بسنیه ، مردم شناس فرانسوی (1) از آنجمله بود .

پی یر بسنیه به عنوان کارشناس سازمان یونسکو در سال 1339 در ایران و بیشتر در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مستقر بوده است . آنچنان که گفته اند سخنرانی های وی تحت عنوان روش تحقیق در علوم اجتماعی که به زبان فرانسه ایراد و توسط دکترعلیمحمد کاردان ، رئیس وقت آموزش مؤسسه ، به فارسی ترجمه می شده است در زمستان همان سال به ترجمه ، تدوین و تکمیل دکتر علیمحمد کاردان جمع آوری و در سال 1340 توسط همان مؤسسه تحت عنوان « روش مردم شناسی » ( ابتدا به زبان فارسی و بعد به زبان فرانسه نیز ) چاپ و منتشر شده است . حال آنکه بنا به تاریخ شفاهی ، مترجم و همکاروی ، دکترکاردان ، حاضر به تدریس روش مردم شناسی پس از وی نگردیده است ؟.

دکتر ناصر تکمیل همایون ، از فعالان آنزمان علوم اجتماعی در مقاله « جایگاه فرهنگی استاد فرزانه دکتر غلامحسین صدیقی » که به مناسبت صدمین سال تولد آن استاد بزرگ تکثیر شده است آورده است :

«  دکتر صدیقی که خود در سال 1316 طرح و دستورکار تشکیل موزه مردم شناسی تهران را تهیه کرده بود ، تدریس این درس را در دانشکده ادبیات توسط استادان جوان معمول نمود و در مقام سرپرست کمیتهء انسان شناسی شورای مرکز تحقیقات علمی مناطق خشک ( از تیر ماه 1338 ش ) کوشش های بیشتری را تقبل کرد به عنوان عضو انجمن آثار علمی ، از پژوهشهای باستانشناسی و تاریخی و انسانی و جغرافیای تاریخی و انسانی ، تشویق و ترغیب به عمل آورد . » .

استادان جوان ؟

در آن زمان قاعدتا" پس از دکتر صدیقی که ریاست عالی مؤسسه را برعهده داشته است ، دکتر احسان الله نراقی ، رئیس ( مدیر ) مؤسسه ، دکتر علیمحمد کاردان رئیس آموزش مؤسسه ، دکتر محمد علی جمشید بهنام ، دکتر نادر افشار نادری ، دکتر ظفردخت اردلان ، و.... قرار داشته اند .

دکتر احسان الله نراقی به گفته ی خود وی در سال 1350 ، هیچگاه و در هیچ کجا مردم شناسی تدریس نکرده است . بنظر ما تدریس مردم شناسی توسط دکتر جمشید بهنام نیز بعید می نماید .

(1) پی یر بسنیه در اواخر عمر مسؤول تدریس دروس مردم شناسی در دانشگاه نیس ، در جنوب شرقی فرانسه بود و دکتر جمشید هومن ، استاد کنونی مردم شناسی در دانشگاه مازندران ، از دانش آموختگان مکتب وی به شمار می رود .

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic