Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 9 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 6

سه شنبه 15 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 9

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران – 6

 

در سال 1348 – 49 بحث ارتباط ناکافی بین دروس رشته ی علوم اجتماعی و دروس دبستانی و دبیرستانی در آموزش و پرورش به عنوان پایه هائی ضروری ، به جمعبندیهائی معقول رسیده بود و بقرار مسموع از سوی دکتر غلامحسین صدیقی به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده در بخش مردم شناسی متاثر از افکار دکتر غلامحسین صدیقی – دکتر نادر افشار نادری و دکتر محمود روح الامینی بود .

در سال 1351 ، پس از تاسیس دانشکده علوم اجتماعی و تعاون ، تشکیل چهار گروه آموزشی مجزا و رقابتی بیجهت که بین آنان پدید آمده بود میزان پایبندی به آنچه از سوی گروه علوم اجتماعی مقبول افتاده بود به تدریج کاهش می یافت ؛ و بنظر ما از اصول و منطق فاصله گرفته به سلائق و نهایتا" گرایشهای سیاسی و غیر سیاسی رئس دانشکده ، دکتر محمد علی جمشید بهنام ، و رؤسای گروه ها منوط می گردید .

در بخش تازه تاسیس مردم شناسی این نظر حاکم بود که نیمی بیشتر از جامعه ایران در روستاها و ایلات زندگی می کنند که ، به جز مواردی چون ثبت املاک ، تقریبا" تمام زندگی روزمرٌه شان بر اساس عقاید و عادات و آداب و رسوم و سنن است . به علاوه ، آداب و رسوم در شهر ها نیز غلبه داشتند و جامعه هائی بیشتر موضوع مردم شناسی را تشکیل می دادند تا موضوع جامعه شناسی آنطور که در جوامع پیشرفته ی صنعتی مشاهده می شد . به این تعبیر  از آنجا که جامعه ی ایران بیشتر یک جامعه سنٌتی بود آموزش و پرورش در آن نیز میبایست با این ملاحظه صورت گیرد و مشمول آموزش در کشورهای در حال توسعه ، و بنابر این مردم شناسی باشد :

بنا به دکتر محمود روح الامینی و پیروانش مردم شناسی همان جامعه شناسی کشورهای درحال توسعه است ؛ یا لااقل تا حدودی بسیار مصداق این تعریف واقعی و منطقی است .

بنظر می رسید نمایندگانی که از دانشکده علوم اجتماعی و تعاون به وزارت آموزش و پرورش به منظور تصمیمگیریهای لازم در خصوص دروس دبستانی و دبیرستانی معرفی شده بودند  در واقعِ امر این نظر را قبول داشتند ؛ امٌا چون خود فارغ التحصیل جامعه شناسی بودند منافع خود را در تطبیق آن دروس ، و آنهم به صورتی افراطی ، با جامعه شناسی ( مدرن ) می دیدند و نه مردم شناسی ؛ و این تعصب شغلی و منافع خصوصی و گروهی آنان از آنجا تقویت می شد که تبلیغاتی – سیاسی شدن دروس از همان سال های آخرین دهه 1350 در دوره وزارت پارسا اوج گرفته بود و در دوره وزارت احمد هوشنگ شریفی تثبیت می شد : به این انگاره خلاف واقع که جامعه ایرانی جامعه ای پیشرفته و بر در دروازه های تمدن بزرگ است ! .

طی آن سالهای نخستین دهه 1360 که دکتر غلامحسین صدیقی بازنشسته شده بود و دکتر نادر افشار نادری به شدٌت مشغول امور اداری – اجرائی گردیده بود دکتر محمود روح الامینی به عنوان سرپرست گروه آموزشی انسان شناسی ( مردم شناسی ) ، و بدون آنکه یاورانی مقتدر و مؤثر در بین اعضاء گروه خود بیابد در برابر رئیس دانشکده و مسؤولان بعضی از دیگر گروهها تنها مانده بود و با این وجود ، اگرچه باصطلاح یک دست او صدا نداشت ، در جهت احقاق حق مردم ایران در مردم شناسی نهایت کوشش خود را بکار می برد .

دکتر محمود روح الامینی همیشه جانب « حق » و « مردم » را می گرفت و هرجا که بحث حقٌ مردم مطرح بود ابدا" عقب نشینی نمی کرد ؛ اگر چه چون حامی سیاسی و بنابر این قدرتی سیاسی نداشت آنطور که باید و شاید به توفیق مطلوب نمی رسید .

نظرات() 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 8 مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 5

دوشنبه 14 اسفند 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 

یاد بود هفتمین سال فقدان دکتر محمود روح الامینی – 8

مردم شناسیِ مردم شناسی در ایران - 5

از سال 1346 ؟ که یکی – دونفر جدید  ، و به قول برخی از دانشجویان یکی از دربار و دیگری از بازار ... ، به گروه آموزشی علوم اجتماعی دانشگاه تهران اضافه شده بودند به تدریج حکومت حقٌ و منطق و قانونِ دکتر غلامحسین صدیقی بر آموزش علوم اجتماعی تضعیف می شد و باصطلاح سیاسیکاری و سیاسیبازی جای آن را می گرفت ؛ و نخستین حاصل این تفرقه درونی این بود که وقتی ساختمان دانشکده علوم اجتماعی به پایان رسید آن را به جای مسؤولان علوم اجتماعی دانشگاه تهران چون احسان نراقی به دکتر پیرنیا مسؤول آموزش اقتصاد در آن دانشگاه تحویل دادند ( که گفته می شد حرکت یکی از نوواردان به گروه علوم اجتماعی که میخواست در دانشکده جدید التاسیس اقتصاد به تدریس علوم اقتصادی و برنامه ریزی بپردازد بی تاپیر نبود حال آنکه تخصص وی در واقع در جامعه شناسی و آموزش به نوجوانان بود ! ) .

غلبه سیاست بر تخصص از همان پنجاه سال قبل در رشته علوم اجتماعی شروع شد و همین که امثال دکتر هوشنگ نهاوندی ( از استادان دانشگاه ، و مدرس دوره های فوق لیسانس علوم اجتماعی که به ریاست دانشگاه تهران رسید ) ؛ دکتر احسان نراقی ، در آن زمان مشاور دربار شاهنشاهی ، دکتر کاظم ودیعی عضو سابق مؤسسه ، مدرس در رشته علوم اجتماعی و بنیانگذار مؤسسه تعاون ؟ که وزیر تعاون شد ، دکتر شاپور راسخ ، مدرس رشته علوم اجتماعی و معاون اجتماعی سازمان برنامه ، و تا حدودی دکتر محمدعلی جمشید بهنام ، که از عناصر نظام بود ، موفق به کسب مجوز تاسیس دانشکده علوم اجتماعی و تعاون شدند سیاسیبازی در این دانشکده اصل قرار گرفت ؛ و در سرنوشت چهار گروه آموزشی آن نقش یافت :

گروه آموزشی تعاون ( به سرپرستی دکتر بیدار مغز ) را سه گروه دیگر از جنس علوم اجتماعی نمی دانستند .

گروه آموزشی جمعیت شناسی ( به سر پرستی دکتر مهدی حسینی امانی ) مورد حمایت کامل رئیس دانشکده ، دکتر محمد علی جمشید بهنام که خود را پدر آموزش جمعیت شناسی در ایران می دانست ، قرار داشت .

گروه آموزشی انسان شناسی در واقع فقط دونفر استاد متخصص داشت که دکتر نادر افشار نادری در سمت معاونت دانشکده قرار گرفته بود و دکتر محمود روح الامینی به سرپرستی گروه منصوب شده بود ( دکتر ظفر دخت اردلان – دکتر حشمت الله طبیبی – دکتر سید مهدی ثریٌا ... را تحصیلکرده و متخصص مردم شناسی نمی دانستند  ) .

سرپرست گروه آموزشی جامعه شناسی ، شاید بنا به روابطی شخصی با انسانشناسان ؟ ، عملا" استقلال رشته انسان شناسی از جامعه شناسی را منکر می شد ؛ و از اینجا مسائل متعددو تقریبا" همه روزه ای برای این گروه ( که نویسنده حاضر طی ششماهه نخست علاوه بر مسؤولیت غیر رسمیِ بخش پژوهشی مردم شناسی ، مسؤولیت امور اداری گروه را نیز به دوش می کشید ) پدیدار می شد که اگر فراست ، حسن خلق ، حسن تدبیر  و بخصوص خونسردی های بموقع دکتر روح الامینی نبود مسائل بسیار بزرگتری پیش می آمد .

برخی در رقابت مع الفارق به جای سازندگی ، تعالی و بالابردن مقام علمی و پرستیژ خود سعی در پائین آوردن رقیب و چه بسا حذف آن می داشتند . دریغ ! .

دکتر محمود روح الامینی که بر خلاف سایرین حامی سیاسی بزرگی در دستگاههای دولتی نداشت ( و دکتر صدیقی نیز در چنین اموری آنچنان دخالت نمی کرد ؛ و اصولا" چنانکه گفته می شد هجوم درباریان دکتر صدیقی را عملا" منزوی ساخته بود ... ) و رئیس دانشکده نیز وضوحا" به گروه انسان شناسی آنطور که باید و شاید توجٌه نمی کرد ،عملا" در مقابل سیاسی بازیهای دیگران قرار گرفته بود و در هر مورد می گفت « هرکه طاووس خواهد رنج هندوستان کشد » ؛ مردم شناسی نخستین رشته شناخت مردم برای اصلاح امور آنهاست و مصداق واقعی خدمت به خلق است . به منظور اینکه تمام همٌ و غمٌ خود را صرف آموزش صحیح و ایرانی مردم شناسی بکند هیچ پست و مسؤولیت دیگری را نمیپذیرفت و باز می گفت : « یک جامه درم به نیکنامی » .

از این شروع ، اتفاقاتی بر علیه گروه انسانشناسی و در واقع بر علیه انسانشناسی – مردم شناسی ایران رخ داد که مهمترینش در ارتباط این رشته با وظایف وزارت آموزش و پرورش بود 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو