تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر دکتر نادر افشار نادری
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

مردم شناسی ، درس مرحوم دکتر نادر افشار نادری در سال 1346

یکشنبه 10 دی 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

 


دانشگاه تهران . دانشکده ادبیات و علوم انسانی . رشته علوم اجتماعی . شماره درس 01060327


مردم شناسی  Ethnology


مجموعه تقریرات استاد محترم جناب آقای دکتر نادر افشار نادری

نیمسال اوٌل تحصیلی 1346 جزوه شماره 1 ( جلسات مهرماه ) . شامل : مقدمه – ساختمان اجتماعی

گرد آوری و تنظیم از : علیرضا آیت اللهی

( انتشار به صورت پلی کپی بوده است . این جزوه بنا به خواست تعدادی از محققان موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی ده نسخه بیش از تعداد دانشجویان کلاس مربوطه تکثیر شده است  )

 

مردم شناسی *

از زمان های بسیار قدیم و حتی از زمان هخامنشیان به بعد ، یونانی ها ، البته بطور خیلی ناقص ، راجع به مردم و ملت های مختلف مطالبی نوشته اند . این مطالب در باره آداب و عادات ملل مختلف بوده و نوشتن آنها تا اواخر قرن 15 ادامه داشته است .

از اوایل قرن 16 اروپائیان به کشف قاره ها و سرزمین های جدید موفق شدند و در این نقاط ، امور و چیزهائی دیدند که معمولا" خلاف عادت بود و یا لااقل با وضع زندگی اروپائی مغایرت داشت ....

( ادامه دارد )

....

·        *مردم شناسی ترجمه لغت « Ethnology  است . 

همچنانکه انسان شناسی را معادل کلمه « Anthropology » ترجمه می کنیم . 

البته این دو مبحث تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند . امٌا علٌت اینکه کلمه قوم شناسی را به جای لغت اتنولوژی بکار نمی بریم این است که قوم لغت بسیار مبهمی است . مثلا" مقصود از کلمه قوم در اتنولوژی با مقصود از کلمه قوم آنطور که برای قوم یهود و امثال آن استعمال می شود بسیار متفاوت است .

نظرات() 

نخستین مدرس مردم شناسی در علوم اجتماعی ؟ (1)

سه شنبه 21 آذر 1396

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

تاریخ مردم شناسی در ایران (16)

نخستین مدرس مردم شناسی در علوم اجتماعی ؟ (1)

برخی از نخستین فارغ التحصیلان ( فوق لیسانس ) رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران مدعی بوده اند که اصولا" درسی تحت عنوان مردم شناسی ، یا انسان شناسی تا نخستین سالهای دهه 1350 تدریس نمی شده است .

در دهه 1340 سازمان ملل متحد به منظور کمک به توسعه ، در کشورهای عقب مانده و در حال توسعه ، استادانی را به عنوان کارشناسِ مددکار به آن کشورها اعزام می داشت که موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران ، که بخصوص از سال تاسیس خود ، 1337 ، در باغ نگارستان ، محل سابق دانشسرای عالی ، در جوار سازمان برنامه ، مستقر شده بود حتی الامکان از دانش و تجربیات آنان ، به ویژه مطالعات لازم در برنامه ریزی توسعه ، بهره می گرفت . پی یر بسنیه ، مردم شناس فرانسوی (1) از آنجمله بود .

پی یر بسنیه به عنوان کارشناس سازمان یونسکو در سال 1339 در ایران و بیشتر در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی مستقر بوده است . آنچنان که گفته اند سخنرانی های وی تحت عنوان روش تحقیق در علوم اجتماعی که به زبان فرانسه ایراد و توسط دکترعلیمحمد کاردان ، رئیس وقت آموزش مؤسسه ، به فارسی ترجمه می شده است در زمستان همان سال به ترجمه ، تدوین و تکمیل دکتر علیمحمد کاردان جمع آوری و در سال 1340 توسط همان مؤسسه تحت عنوان « روش مردم شناسی » ( ابتدا به زبان فارسی و بعد به زبان فرانسه نیز ) چاپ و منتشر شده است . حال آنکه بنا به تاریخ شفاهی ، مترجم و همکاروی ، دکترکاردان ، حاضر به تدریس روش مردم شناسی پس از وی نگردیده است ؟.

دکتر ناصر تکمیل همایون ، از فعالان آنزمان علوم اجتماعی در مقاله « جایگاه فرهنگی استاد فرزانه دکتر غلامحسین صدیقی » که به مناسبت صدمین سال تولد آن استاد بزرگ تکثیر شده است آورده است :

«  دکتر صدیقی که خود در سال 1316 طرح و دستورکار تشکیل موزه مردم شناسی تهران را تهیه کرده بود ، تدریس این درس را در دانشکده ادبیات توسط استادان جوان معمول نمود و در مقام سرپرست کمیتهء انسان شناسی شورای مرکز تحقیقات علمی مناطق خشک ( از تیر ماه 1338 ش ) کوشش های بیشتری را تقبل کرد به عنوان عضو انجمن آثار علمی ، از پژوهشهای باستانشناسی و تاریخی و انسانی و جغرافیای تاریخی و انسانی ، تشویق و ترغیب به عمل آورد . » .

استادان جوان ؟

در آن زمان قاعدتا" پس از دکتر صدیقی که ریاست عالی مؤسسه را برعهده داشته است ، دکتر احسان الله نراقی ، رئیس ( مدیر ) مؤسسه ، دکتر علیمحمد کاردان رئیس آموزش مؤسسه ، دکتر محمد علی جمشید بهنام ، دکتر نادر افشار نادری ، دکتر ظفردخت اردلان ، و.... قرار داشته اند .

دکتر احسان الله نراقی به گفته ی خود وی در سال 1350 ، هیچگاه و در هیچ کجا مردم شناسی تدریس نکرده است . بنظر ما تدریس مردم شناسی توسط دکتر جمشید بهنام نیز بعید می نماید .

(1) پی یر بسنیه در اواخر عمر مسؤول تدریس دروس مردم شناسی در دانشگاه نیس ، در جنوب شرقی فرانسه بود و دکتر جمشید هومن ، استاد کنونی مردم شناسی در دانشگاه مازندران ، از دانش آموختگان مکتب وی به شمار می رود .

نظرات() 

دکتر محمود روح الامینی ، پدر مردم شناسی ایران (1)

پنجشنبه 14 اسفند 1393

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

17 اسفند

چهارمین سال فقدان

بخش خدماتی ساختمان باغ نگارستان ، نخستین محل مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی از سال 1337 و دانشکده از سال 1351

محمود روح الامینی


 پدر مردم شناسی ایران

مردی که دوست داشت زندگی دیگران را روایت کند ...

... و در خلال آن ، زندگی خود را حکایت کند .

خاطرات مردمشناسانه ی یک مردم شناس برای من که به گفته ی نخستین استادان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران (1) مداد و کاغذ را راحت نمیگذاشتم ، و بنا به مطایبه ی کارپرداز دانشکده مصرف کاغذ من یکی معادل مصرف کلٌ دانشکده بود ، بسیار قابل توجه بود .

ضرورتی نداشت که من یا امثال من از وی بپرسیم که چرا و چگونه مردمشناس شدی ؟.

در ماه های نخستین تاسیس دانشکده ، پائیز 1351 ، که هنوز اتاق « بخش مردم شناسی » برای استقرار من مهیٌا نشده بود (2) به عنوان مسؤول غیررسمی آن بخش در اتاق سرپرست آن که دکتر محمود روح الامینی ، رئیس گروه آموزشی انسانشناسی (3) دانشکده باشد ، مستقر شده بودم و ، ضمن مطالعات پروژه میمند که وظیفه ی اصلی من از اردیبهشت همان سال بود ، ابتدا به تاسیس دانشکده ، آنگاه به تاسیس بخش ، و سپس و بیشتر به تاسیس گروه کمک می کردم .

از ضلع شرقی ، در اصلی ورودی پیادگان ، که وارد ساختمان نگارستان ، محلٌ دانشکده ، می شدی و در ساختمان چند قدم به طرف جنوب بر میداشتی اتاق گروه انسانشناسی بود که همیشه دری کاملا" باز به روی همه داشت ؛ امٌا به ندرت دانشجویان و حتی استادان گروه به مراجعه به آن نیاز پیدا می کردند ؛ چرا که سعی داشتیم همه چیز برایشان فراهم باشد و مسئله ای برایشان وجود نداشته باشد که برای حلٌ آن نیاز به رجوع به اتاق گروه داشته باشند .

تا حوالی نوروز 1351 هم به ندرت جلسه ای از اعضاء گروه ( دکتر محمود روح الامینی – دکتر نادر افشارنادری – دکتر سید مهدی ثریٌا – دکتر ظفردخت اردلان - ...) تشکیل شد . من دائما" در حال مطالعه و نوشتن بودم (4) و روح الامینی هرگاه مرا فارغ از مطالعه و یادداشت برداری می دید ، و شاید مقداری هم محض دلجوئی از من که ماهها بود حقوق نگرفته بودم و گاه از جیب مخارج تحقیقات را میپرداختم به شرح بخش هائی شاید عبرت آموز از زندگی خود میپرداخت که اگر فرصتی پیش آید عرض میکنم 

(1) ابتدا نامِ آن « دانشکده علوم اجتماعی و تعاون » بود

(2) دکتر فیروز ت ، و دکتر غلامعبٌاس ت که هردو باصطلاح سیاسیکار و اهل زد و بند بودند و مشهور بود که اوٌلی داماد دربار و در ارتباطات متعدد با ساواک ، و دوٌمی تحت حمایت گروههائی بازاری است با ایجاد بخش مردم شناسی و حتی تا حدودی با تاسیس گروه انسانشناسی مخالف بودند و چه بسا اگر حمایت های همه جانبه دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر احسان نراقی ، و تا حدودبسیارزیادی دکتر نادر افشار نادری ، معاون مؤسسه ، و کمتر از آن دکتر محمد علی جمشید بهنام ، رئیس دانشکده ، نبود هرگز این دو مرکز علمی تشکیل نمی شدند .از 12 اردیبهشت 1351 که روح الامینی در تالار فردوسی دانشکده ادبیات در باره مردم شناسی سخنرانی کرد و مورد حمایت صدیقی قرار گرفت حب ٌ و بغض هائی نسبت به وی به وجود آمد ... به خصوص که دوستان قدیمی روح الامینی در مطبوعات ، چون پرویز نقیبی ، مطالبی در باره وی انتشار میدادند که رقبا آن را به حساب لانسه کردن وی می گذاشتند . من را که به تشویق پدرم ، انجوی شیرازی و دکتر روح الامینی طی بهار 1351 از بخش جمعیت شناسی کاملا" بریده بودم و به مطالعه « رمضان در یزد » مشغول بودم را هم به دلیل سابقه ی نمایندگی دانشجویان رشته علوم اجتماعی ، تسلط نسبی به کارهای اداری و باصطلاح قدرت قلم ، قوز بالا قوز خود تصور می کردند که بالاخره باتمام مقاومت ، در اوائل تیر 1351 ، شاید به اشاره دکتر صدیقی و نراقی ، مجبور به استخدامم شدند و برای مطالعات میمند مرا به یک صندلی از کتابخانه ی مؤسسه رهنمون گردیدند ....

(3) بر سر نام گروه اتفاق نظر وجود نداشت ؛ دکتر روح الامینی به نام « مردمشناسی » معتقد بود حال آنکه دکتر نادر افشار نادری ، دکتر احسان نراقی و دیگران نام « انسان شناسی » را ترجیح میدادند ؛ در خصوص نام بخش تحقیقاتی هم که گفته شد در جلسه ی شورای یکشنبه دهم اردیبهشت 1351 با تاکید بر سرپرستی دکتر روح الامینی بر آن و مسؤولیت بنده به تصویب رسیده بود برخی سیاسیکارانه نام فولکلور را انتخاب کرده بودند که ما دونفر هیچگاه قبول نکردیم و همیشه آن را بنام مردم شناسی نامیدیم .

(4)  متاسفانه آن یادداشت ها طی انقلاب ، و درغیاب بنده که در فرانسه مشغول ادامه تحصیل بوده ام ، از بین رفته اند ؟ و شاید هم به سرقت رفته باشند ... 

نظرات() 

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :