تبلیغات
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran - مطالب ابر رسوم رمضان
Ethnologie de l’Iran شناخت مردم ایران ( شما ) Anthropology of iran * (SHEMA) Shenakht mardom iran
هرگونه استفاده از نوشته های این وب بدون اجازه کتبی نویسنده اکیدا" ممنوع است
علیرضاآیت اللهی از1341 فولکلوریست،1345محقق دانشگاه تهران و همکار«فرهنگ مردم» ، 1351 نخستین کارشناس مردمشناسی دانشگاهها،1354 مدرس مردمشناسی دانشکاه ابوریحان و با تحصیلات دکتری مردم شناسی در فرانسه در 1365 ،استاد مردم شناسی دانشگاه شهید بهشتی بوده است

زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران

دوشنبه 24 اردیبهشت 1397

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) |

,

زولبیا خوری رمضان از پنجاه – شصت سال پیش از این در یزد و تهران

یکی از مشخصات ماه مبارک رمضان در شهر یزد و تهران دهه 1350 ، و قاعدتا" لااقل چنددهه قبل از آن زولبیا خوری در ماه مبارک رمضان بود .

در یزد دهه های 1340 و 1350 تولید و توزیع و مصرف زولبیا و گوش فیل تقریبا" فقط مختصٌ رمضان بود و در سایر ماهها پخت نمی شد . بامیه هم لااقل تا دهه پنجاه رسم نبود .

یکی – دو روز مانده به ماه مبارک زولبیا بر پیشخوان چند شیرینی فروشی ( رهبر که مشهور است – متوسلیان در مغازه های خیابان قیام و میدانِ خان و تک و توکی دیگر ) جلوه گر می شد .

در اشتیاق مردم شناسی وقتی ریشه اش را جویا شدیم یکی که پدر در پدرش حوزوی بودند معتقد بود که شیرینی ها و غذاهائی در زمان تشکیل حوزه علمیه یزد توسط آخوند ملٌا اسماعیل ، در زمان سلطنت فتحعلیشاه ، و ارتباطات حوزوی با حوزه های علمیه نجف و کربلا ، از آنجا و در واقع از عراق و سوریه ، به یزد وارد و رایج شده است . یکی از دبیران تاریخ معتقد بود که ورود این غذا ها و شیرینی ها به یزد احتمالا" از زمان حکومت امیر چقماق شامی بر یزد در دوره مغول است .

زولبیا و بامیه ظاهرا" نام هائی عربی دارند ؛ امٌا گوش فیل را اختراع یزدی ها یا تقلید از هندی ها می دانستند و درواقع هم به شکل گوش فیل درست می کردند .

رسم صاحبان حرفه آن زمان این بود که حتی الامکان فنون مورد استفاده ی خودرا به دیگران نیاموزند تا رقیب و رقیب هائی نیابند و تولید را در انحصار خود داشته باشند . در مورد زولبیا ، در مقابل پرسشگر ، آن را فقط ترکیب نشاسته – ماست و روغن کنجد معرفی می کردند که در روغن بسیار داغِ کنجد می پزد و بلافاصله در شهد شیرین می شود .

در یزد و نیز در تهران دهه 1350 شاید از ارزانترین انواع شیرینی ها بود ( می گفتند به یُمن و برکت ماه مبارک رمضان ) . بین تولید و توزیع ومصرف این شیرینی در شهرهای مختلف ایران تفاوت هائی وجود داشته است .

در تهران زولبیا بدون بامیه فروش نمی رفت و شبیه یزد فقط شیرینیسازان – شیرینی فروشیهای تولید کننده اش آن را می فروختند . زولبیا انواعی متفاوت داشت که مثلا" هرچه بزرگتر و رشته هایش باریکتر و سرخ شده تر بود مرغوب تر بود و به آن زولبیای دوآتشه می گفتند . بامیه را فقط در یک اندازه تهیه می دیدند و آنهم یک آتشه و دو آتشه داشت . گوش فیل را که در تهران کمتر مشتری داشت گاه به همان صورت گوش فیل و بیشتر به صورت مربع می ساختند ؛ و بازهم یک آتشه و دو آتشه . به ندرت در آن از زعفران استفاده شده بود و رنگ آن را حاصل استفاده از گل زرد خراسانی و شهد نبات معرفی می کردند .

یزدیها که معمولا" تحت تاثیر سنٌت و ملزم به رعایت آن بودند در ترکیبان و شکل زولبیا تغییری نمی دادند ؛ امٌا اگر این تغییر از تهران شروع شده بود تقلید می کردند .

تصوٌر می کنم اضافه کردن کاکائو به زولبیا از دهه 1370 و استفاده از خلال پسته در تزئین آن از دهه 1380 شروع شده باشد .

در یزد ( و دیده ام که در اصفهان ) مردم برای خرید مثلا" بیش از یک کیلو از این شیرینیجات ظرفی با خود میبردند و اگر اندکی میخریدند فروشنده آن را در پاکتهائی از « کاغذ روغنی » می گذاشت . در سال 1345 در تهران استفاده از جعبه ی مقوائی برای فروشِ آن تازه مد شده بود . قیمت زولبیا در همه ی شهر یزد یکی نبود و زولبیایی که کیفیتی بالا تر داشت ( و مثلا" فقط کارگاه حاج خلیفه رهبر قادر ب ساخت آن بود ) به قیمتی بالاتر فروش می رفت .

تعیین نرخ حکومتی زولبیا به ندرت اتفاق می افتاده است ؛ چرا که قنادان :

-       وجدانی عمل می کردند

-       تحت سلطه ی کنترل اجتماعی و حفظ آبرو بودند

خریداران درمقابل گرانی مقاومت کرده نمی خریدند ؛ دچار چشم و همچشمی در خرید نمی شدند و آبرو داری را در خرید گران ندیده حتی اگر زولبیای گران خریده جلوی میهمان می گذاشتند توسط همان میهمان به دلیل گرانخریدن مورد شماتت قرار می گرفتند ؛ مگر اینکه گرانی نزد همه توجیه شده باشد .

زولبیا بیشتر به منظور مصرف در میهمانی ها ی افطار خریده می شد ؛ و پس از یکی دوروز بیات می شد .... به همین دلیل و نیز به دلیل خاص بودن زولبیا برای رمضان از چند روز به آخرماه مبارک مانده تولید نمی شد چرا که مثلا" در شهر یزد شاید بعد از عید فطر هیچکس زولبیا نمیخرید و مصرف نمی کرد .

مردم یزد معتقد بودند که زولبیا از نظر هضم « سنگین » و از نظر طبع « سرد » است و نباید بیش از یک یا دوحلقه مصرف شود .

بیش از نیمی از مردم یزد آن زمان زولبیا را زلوبیا تلفظ می کردند .


نظرات() 

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی ( 9) اعزام مبلغ به روستاها

چهارشنبه 19 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:مراسم مذهبی، 


رمضان در ایران ، رمضان در تهران :
انسانشناسی و مردم شناسی ( 9) 
اعزام مبلغ به روستاها

اعزام مبلغ به روستاها در سال 1395 خورشسدی می تواند سرنوشت بقا ، توسعه و به خصوص تحول یک رسم ، و گاه تبدیل آن به مقررات یا حتی قانون را نشان دهد.
در باره رسم اعزام مبلغ به شهرهای کوچک و روستاهای فاقد مبلٌغ ( امام جماعت ) امٌا در اکثر موارد دارای یک مسجد یا لااقل حسینیه ای سرپوشیده ، را قبلا" شرح داده ایم .
این امر طی پنجاه سال اخیر که در مدٌ نظر ما بوده است در تهران کمتر رایج بوده است ؛ چرا که نسبت به خود دارای تعداد کمی روستای پر جمعیت و دارای مسجد امٌا فاقد مبلٌغ مستقر بوده است .
امروز این رسم بازهم به دلیل وجود چند ده ساله سازمان تبلیغات اسلامی و تجهیز سازماندهی شده روستاها به صورتی متمرکز کم رنگ تر شده است.
در حوالی پنجاه سال قبل :
- سازماندهی متمرکز در اعزام مبلغ ، به تبعیت از وجود آیات متفاوت الفتوا در حوزه ها ی علمیه که هرکدام به اعزام طلبه های حوزه خود به شهرها و روستاها رغبت بیشتری نشان می دادند و مردم هر شهر کوچک یا روستا نیز قدرتی بیشتر در انتخاب و اختیار گزینش مورد نظرشان را داشتند ، وجود نداشت و این مهم به صورتی مردمی تر صورت می گرفت . نهایتا" اینکه چون مردم خودرا تصمیم گیرنده اصلی می دانستند مشارکتی جدی تر و باطنی تر نشان می دادند ؛ به علاوه ی اینکه غالبا" مخارج را برعهده می گرفتند و سرشکن می کردند یا یکیا چندنفر از ثروتمندانشان مخارج را متعهد می شدند و از جمله اتاقی مجهز برای خواب در اختیار روحانی ( اکثرا" طلبه ) اعزام شده می نهادند .
- به دلیل بیسوادی فراگیر مردم روستاها ونواقصی که در اطلاع رسانی در قلمرو امور دینی به آنان وجود داشت اشتهای آنان در تبلیغات ایام ماه مبارک رمضان بسیار بیشتر بود . حال آنکه امروز شاید تعداد کتب دینی اصولی که در اختیار مردم نهاده شده است چند برابر جمعیت کشور باشد ، ساعاتی بسیار زیاد در رادیو و تلویزیون صرف انواع تبلیغات مذهبی می شود و نهایتا" هر پرسشگر مذهبی می تواند جهت رفع مسئله ی خود با اینترنت یا لااقل تلفن اقدام کند ؛ و شاید در روستائی نباشد که یکی ، بدون توقع مالی وصرف هزینه از سوی مردم ،  حائزشرایط امام جماعت هم نبوده باشد .
- به همین دلایل مبلغان سعی می کنند که ، چون یک محتسب ، مشغله ای تمام وقت در محل اعزام داشته باشند که از آنجمله است :
- امر به معروف و نهی از منکر به ویژه نهی از روزه خواری ؛ یا تظاهر به آن .
- تذکر به کسانی که حجاب اسلامی را رعایت نکرده اند 
- گوشزد کردن حرمت پدر و مادر به فرزندان و ضرورت صله رحم
- نصیحت به معتادان ..
- برگزاری جلسات قرائت قرآن
- تبلیغ سیاست های روز نظام چون اقتصاد مقاومتی
- احتمالا" واسطه شدن برای ازدواج حوانان 
- و...
که قبل از اعزام از هر مرکزطی برقراری همایشی عمومی به اعزام شوندگان گوشزد می شود .
و به این ترتیب در صورتی جدید از اعزام مبلغان به روستاها به صورتی سازماندهی شده که بیشتر محل مطالعه جامعه شناسی است رسوم جدیدی که بیشتر مورد مطالعه مردم شناسان و انسانشناسان می باشند پدیدار شده اند ؛ از جمله رسومی متفاوت در استانها بنا بر مقتضیات جغرافیائی - فرهنگی - اقتصادی آنها ... 
انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی تهران ، رسوم رمضان ، مبلغ ، پذیرائی ازمبلغ ، جلسات قرآن خوانی ، امر به معروف و نهی از روزه خواری

نظرات() 

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی (7) تهیه و تدارکات قبل از ماه

دوشنبه 17 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 


رمضان در ایران ، رمضان در تهران :
 انسانشناسی و مردم شناسی (7)
 تهیه و تدارکات قبل از ماه

در مساجدی که جدید ساخته شده اند دیگر نیازی به پرده میان بخش مردانه و بخش زنامه وجود ندارد
برخی از وسایل خاصٌ امام جماعت که قبل از انقلاب وجود داشت ؛ مثل آفتابه لگن برای استفاده از آب گرم برای امام معمٌر مسجد ، یا سجٌاده ی خاص وقفی و نذری نیز دیگر مشاهده نمی شود .
در آن دهه 1350 هنوز اندک مساجدی وجود داشتند که بیشتر به دلیل رعایت حال همسایگان مسجد ، فاقد میکروفون و بلندگو بودند که بلند گو امروز جزء لایتجزای تقریبا " تمام مسجدهای تهران شده است ؛ و نسبت به قدیم حتی اگر قرار باشد توسط مردم خریداری شود قیمتش بالا بنظر نمی رسد .
استکان نعلبکی و قوری و سایر وسایل چای نظر به تغییر در سبک زندگی مردم تغییر کرده اند . آن زمان غالبا" چای در قوری چینی دم می شد و مردم در استکان هائی کوچک چای می خوردند ؛ و هنوز هم نیمی شان عادت داشتند چای را در نعلبکی ریخته از آنجا بیاشامند که این عادت پس از انقلاب از بین رفته در عوض مردم چایخورتر شده استکان ها تبدیل به لیوان یا لااقل استکان هائی بزرگتر شده اند . چایدان ، طشت قند ، قند شکن ، قندچین و ...نیز در زمره وسایل مسجد بودند .
حال تقریبا" مسجدی نیست که تعدادی عبا و چادر برای استفاده ی نمازگزاران نداشته باشد . زیرا از ابتدای انقلاب پای بدون چادری ها ( به قول عوام کم سواد : بی حجاب ها ) به مسجد ها باز شده و در آنجا ( اگر چه ضروری نیست ) می توانند از چادرنماز مسجد استفاده کنند .
امروزه تعداد دمپائی مساجد که قبل از انقلاب اکثرا" فاقد آن بودند بسیار بیشتر شده است...
و در اینجا هنوز هم از تعداد زیادی از وسایل مسجدها حتی نام برده نشده است اگر چه بعضی مثل جاروی ر فرشی امروز تبدیل به جارو های بهتری شده اند و در عوض جاروی حیات و خاک انداز تقریبا" ناپدید شده اند . حیات را با آب شهری به جای جارو کردن می شویند حال آنکه حوالی پنجاه سال قبل به ندرت متولی و امام جماعتی چنین اجازه ای به نظافت کنندگان می داد .
غبار روبی از مسجد ها شاید یک بیستم مخارج کنونی هزینه نداشت .

انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی تهران ، رسوم رمضان ، پرده ، سجٌاده ، چادر ، عبا

نظرات() 

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی (3)

یکشنبه 16 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:اقتصاد.بازرگانی.بیمه، مراسم مذهبی، 

.
 رمضان در ایران ، تهران : انسانشناسی و مردم شناسی (3)

خرید و تعمیرات وسایل فلزی

در تهیه و تدارک وسایل لازم برای عبادات ماه مبارک رمضان که مسجد های تهران از هر زمان دیگری شلوغ تر می شدند و رونق بسیار بیشتری می یافتند ؛ یا اصولا" در عمل در همین یک ماه رونق داشتند ، و در آنچه که در دوره ای بسیار مردمشناسانه تر ، یعنی دوره قبل از انقلاب و مدیریت مردمی مسجد ها مربوط می شود نمی توان دوره هائی کاملا" مشخص از یکدیگر یافت ؛ یا حتی رسوم و قواعدی همگن در مسجد ها یا اکثر آنها یا لااقل غالب آنها را ترسیم نمود . با این وجود این یادداشت ها به عنوان مطالعه ای آغازگر شاید در مطالعات مردمنگاری تهران و سایر شهرهای ایران و بسیاری از روستاهای این کشور بتواند محرٌک و مشوٌق مردم شناسان نیز قرار گیرد .
وسایل فلزی مورد نیاز مسجدهای تهران به خصوص برای ایٌام ماه مبارک رمضان که معمولا" در آستانه این ماه تکمیل و تعمیرمی شدند در حوالی 1350 عبارت بودند از :
- چراغ زنبوری که با وجود برق برای مواقعی که برق می رفت لازم می شد . می گفتند که برخی از چراغ زنبوری ها حدود صد سال قبل از آن خریده شده بودن . گاه لوله نفت رسانی آنها می گرفت ، گاه مخزن آنها سوراخ می شد و ... در هر حال امروز ( رمضان 1395 شمسی ) دیگر یاوجود ندارند یا به کار نمی روند .
- فانوس بیشتر برای خارج از محل نماز خانه ، به ویژه دستشوئی بکار می رفت و همچنان برای مواقعی که برق می رفت در مسجد ها وجود داشت .
- بخاری نفتی
- سماور بزرگ که آن روزها با وجود سماور برقی اکثرا" نفتی بودند و معمولا" لوازمی فلزی نیز داشتند چون سینی زیر سماور ، کاسه زیر شید ، پارچ ، کتری ، گاه قوری فلزی ، سینی زیرمنقل و به خصوص :
- منقل که برای آن از زغال استفاده می کردند .
اکثر این وسایل متعلق به نفت بوده اند و امروز با کمیاب شدن نفت در تهران و جانشین شدن گاز و تهیه و تدارک وسایل گازی از رده خارج شده اند ؛ و به این ترتیب در آن حوالی سال 1350 خورشیدی :
بشکه ی نگهداری نفت
- تلمبه استخراج نفت از آن
- پیت انتقال نفت برای نفتگیری بخاری و سایر وسایل
- آفتابه لگن برای وضوگرفتن آقا ( گاه در برخی از مسجد ها ) و آفتابه برای عموم
مسجد هایامروز نشان می دهند که چگونه سبک زندگی مردم تهران از سبک زندگی نفتی به سبک زندگی گازی و برقی تحول یافته است .

انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی تهران ، رسوم رمضان ، چراغ زنبوری ، سماور ، منقل ، آفتابه ،

نظرات() 

رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی (3)

شنبه 15 خرداد 1395

نویسنده: Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران ) | طبقه بندی:تاریخ.دین.روحانیت، مراسم مذهبی، 

منبر
.
 رمضان در ایران ، رمضان در تهران : انسانشناسی و مردم شناسی (3) خرید و تعمیرات وسایل چوبی
مسجد های بزرگ ، نسبتا" بزرگ و متوسط تهران دارای وسایلی چوبی بوده اند و هنوز هم غالبا" هستندکه مهمترینشان عبارتند از : 
منبر که جایگاه جلوس روحانیان برای وعظ و خطابه و روضه خوانی است . قبل از انقلاب ، تعداد پلٌه های منبر به تعبیری معرف اهمٌیت مسجد بود و هرچه تعداد پلٌه ها بیشتر بود بر اهمٌیت مسجد هم می افزود . برخی معتقد بودند که بالاترین پلٌهی منبر که نشیمنگاه بود خاص پیامبر اسلام است ، پلٌه ما قبل آن خاصٌ امام زمان ( عج ) است و ...برخی از روحانیان هیچگاه در جایگاه اصلی یا همان نشیمنگاه که با تشکچه ، پشتی و پتو و امثالهم تجهیز شده بود نمی نشستند . نیمی از مساجد منبر را در ماه مبارک رمضان سیاهپوش نمی کردند و برخی فقط درایٌام ضربت خوردن و شهادت که ایٌام عزاداری هم بود آن راسیاهپوش می کردند .
برخی از مسجد ها که توانائی مالی کمتری داشتند به جای منبر از صندلی چوبی استفاده می کردند که از سالهای دهه 1350 برخی ، مثلا" در جنوب شهر تهران ، به صندلی فلزٌی - مشمائی و برخی دیگر ،مثلا" در شمال شهر تهران ، به مبل تبدیل شدند .
جامهری وسیله ی دیگر چوبی بود که در حوالی انقلاب جا مهری آلومینیومی هم مشاهده شده است . هم اکنون که سال 1395 ه . ش باشد مسجدی در تهران نیست که جامهریی مناسب و زیبا نداشته باشد ؛ و در اکثر قریب به اتفاق موارد مهرهایش را در آستانه ماه مبارک رمضان تبدیل به نو می کنند .
کتابخانه مسجد که فقط قفسه ای در کنار محلٌ نماز و سایر عبادات بود و جای قرآن ، اکثرا" کتب ادعیه چون مفتاح و مفاتیح و به ندرت سایر کتاب ها بود نیز از چوب بود که در همان دهه 1350 برخی به قفسه بندی های فلزی هم رو آورده بودند . شاید همین کتابخانه های کوچک و اختصاصی سبب ایجاد کتابخانه های بزرگ کنونی مسجدهای تهران شده باشند ؛ امٌا در عین حال در محلٌ نمازخانه هم همان کتابخانه های اختصاصی به صورتی بزرگتر و بهتر وجود دارند . 
رحل به ندرت در مساجد وجود داشت ؛ حال آنکه امروزه به ندرت مسجدی در تهران می توان یافت که فاقد چند و چندین رحل چوبی و زیبا باشد . 
جاکفشی را هم گویا فقط خاص زیارتگاههای بزرگ بدانند چه به صورت چوبی و چه به صورت فلزی فقط به صورتی معدود می شد مشاهده کرد . مسجد های قدیمی اصولا" جائی برای کفشکن نداشتند . حال مساجد بزرگ شمال شعر دارای کفشکن و مستخدم محافظ کفش ها شده اند .
امٌا بیشتر مسجد های وسط ، شمال و غرب شهر دارای صندوقی غالبا" چوبی بودند که در واقع غیر رفت و آمد عموم به مسجد وسایل گرانبهای مسجد را در آن که در انبار مسجد بود نهاده هردو را قفل بزنند . چرا که حوالی 1350 به ندرت خدٌام مسجد اجازه می یافتند که در مسجد را در اوقات غیر نماز و مجلی ، قفل بزنند و بارها وسایل مسجد های تهران به سرقت رفته بودند .
برای خرید ، یا تعمیر وسایل چوبی مسجد نیز تقریبا " به همان ترتیب ساختمان و تعمیر عمل می شد :
- از محلٌ وقفیٌات وتوسط متولٌی
- از محل کمک های مردمی که کسانی نذر داشتند یا به هرتیب هزینه مربوطه را بر عهده می گرفتند 
و به ندرت :
- از راه پول جمع کردن .  

کفش کن
انسان شناسی ، مردم شناسی ایران ، مردم شناسی تهران ، رسوم رمضان ، منبر، جامهری ، کتابخانه و رحل ، جاکفشی

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 2 
  • 1  
  • 2  

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : Alireza Ayatollahi ( Tehran.Iran ( علی رضا آیت اللهی ( ایران.تهران )

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← لینکستان


← آخرین پستها

← نویسندگان

← ابر برچسبها

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :